Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

۸۶۷ مطلب توسط «هولدن کالفیلد» ثبت شده است

آقا دوباره دارم میرم سمت افسردگی و این بساطها :|

اوه شت! :|

  • هولدن کالفیلد

1- دیروز صبح من صاحب یک هدفون میلیونی شدم که توسط یکی از هوادارن من که مقیم اکراین هستن!!! برام ارسال شد! بسیار بسیار خوشحالم!

2- دیروز با حورا رضایی، رعنا، خورشید، سید طه، امید ظریفی، پریسا، زهرایی که خواست وبلاگش فاش نشود!! و زهرا یگانه رفتیم سینما و مغزهای کوچک زنگ زده رو دیدیم! فیلم خوبی بود، خیلی خوب؟ نه! در واقع اینجوری بود برای من که نصف اولش بسیار عالی و نصف دومش به شدت بد ساخته شده بود! خوش گذشت!

3- بله! فقط اونهایی که دعوت کردم در جریان بودن، از این به بعد دورهمی ها رو عمومی نمیگیرم! تعدادی رو دعوت میکنم، و با اونها میریم دورهمی! مسئولیت ناراحتی هرکسی که دعوت نشده هم با منه!

4- بعد از فیلم هم حرفهای خوبی زدیم با هم، چه اون مدتی که جلوی سینمای آزادی نشسته بودیم و چه وقتی که با تعدادی از بچه ها پیاده تا متروی فردوسی راه رفتیم و حرف زدیم... در مرحله اول که کنار سینما نشسته بودیم، زهرا یگانه هفتصد هشتصد تا سمبوسه آورد خوردیم، خودش درست کرده بود! خیلی خوشمزه بود!

5- اولین حرفمون در مورد صحبت خارق العاده جناب تاجزاده بود که فرمودن روی موشکها بنویسیم نه به جنگ، نه به تروریسم! به خدا!!! بعد ما بررسی کردیم دیدیم جواب میده واقعاً! مثلا فکر کنید ما با اسراییل وارد جنگ شدیم بعد یه سری موشک دقیق نقطه زن میزنیم وسط نیروهای رژیم غاصب صهیونیستی، جلوشون میخوره زمین و از توش برف شادی، کاغذ زنگی، فشفشه و آتیش بازی میریزه بیرون!!! بعدش خبر میاد که تمام نیروهای دشمن کشته شدن! دلیل؟ همه از خنده پاره شدن!!! بله! بدون ریختن خون از دماغ حتی یک نفر ما یک ارتش رو با مِتُد تاجزاده نابود میکنیم!!! اینجا برای یه دختر دست فروش که اسمش ماهگُل و کلاس پنجم بود، بلیت سینما خریدیم و فرستادیمش فیلم ببینه! کاتیوشا که دوست داشت ببینه خیلی دیر بود، گفت شعله ور! هرچی گفتم نرو، خوب نیست قبول نکرد، همون رو براش خریدیم!

6- بعدش کمی با سید طه در مورد پایان نامه اش و تفاوتهای روش شناسی علوم تجربی و علوم انسانی و عیب های مبحث "علوم انسانیِ اسلامی" حرف زدیم، سید میگفت برخی از مهندسین انقلابی در حال استخراج مبحث "مهندسیِ اسلامی" از آیات و روایات هستن!!! هرچی من و سید همدیگه رو پوکرفیس نگاه میکردیم جواب نمیداد!

7- و بعد جالبترین حرف شب رو زدیم، نمیدونم چی شد که رسیدیم به سیاحت غرب. کمی ازش حرف زدیم، مثلاً من گفتم اولش رو خیلی دوست دارم و کوبنده ترین شروع داستانیه که تا به حال خوندم "و من مردم. پس دیدم که ایستاده ام و بیماری بدنی که داشتم رفع شده است". سید طه از شکل نوشته شدن این کتاب گفت. و من بعد چیزی گفتم که هرچقدر با سید بهش فکر کردیم بیشتر به عمقش پی بردیم. گفتم، یهو و بی هوا، گفتم اینکه سیاحت غرب رو در تاریخ ادبیات منثور ایران بررسی نمیکنن ظلم بزرگیه، کتاب یکی از اولین رمانهای مدرن ایرانی بوده و علاوه بر این داستان خیلی خیلی خوب و پرکششی هم داره و من احساس میکنم تاثیر مهمی که این کتاب در تاریخ ادبیات معاصر ایران گذاشته غیر قابل انکاره. هرکسی غیر از یک آخوند این رو نوشته بود قطعاً تا الان هزاران مقاله در موردش نوشته بودن! و بعد کمی با امید و سید در این مورد حرف زدیم!

8- و البته، بین مورد 5 و 6 حورا بهم یه کتاب هدیه داد، قبل از مورد 5 هم پریسا بهم پاستیل داد!

9- مدیونید فکر کنید در دریافت هدفون، کتاب و پاستیل من کوچکترین دخالتی کردم!!! اصلاً!!! ابداً!!! تکذیب میکنم!!! خودشون از صفر تا صد ماجرا رو بدون کوچکترین اطلاعی از جانب من جلو بردن!!! :|

10- جای همه اونهایی که دعوت شدن و نتونستن بیان خالی!

  • هولدن کالفیلد

اینکه یه فوتبالِ بد میتونه حالم رو اینقدر بد کنه، حالم رو خیلی بد میکنه!

  • هولدن کالفیلد

هیچوقت هیچ کس نتونسته توانایی من رو در شناخت هدفون زیر سوال ببره، از همون قدیم الایام و زمان هدفون های ارزون قیمت منظورمه!

جز یه نفر، یه دختری بود از مشتری های کافه، سری اول که اونجا کار میکردم به نام آبی، بله، آبی! ایشون یه بار که میخواست بره از کافه گفت من هندزفریم رو جا گذاشتم، کسی هدفون داره به من بده؟ من اون موقع ها یک عدد هدفون توی گوشی کریتیو ای پی 630 داشتم که محبوب ترین هدفون عصر خودش بود! بهش دادم و رفت! فرداش اومد، نه گذاشت نه برداشت، گفت - و من دقیقاً یادمه چه عبارتی رو با چه کلماتی و به چه ترتیبی گفت - "عزیزم این هندزفریت چقدر آشغاله! بیا یه دونه خوبش رو برات آوردم"!!! به همین صراحت! به همین روشنی! بعد یه دونه از اولین سری هدفونهای تو گوشی Bose In Ear v1 گذاشت جلوم!!!

پ.ن 1: عاشق چشم و ابروم نبود! این هدفونه رو دوست پسرش از دوبی براش آورده بود، میخواست از شرش خلاص بشه! حدس میزنم به چشم صدقه نگاهش کرد! داشت همچین شخصیتی رو!

پ.ن 2: "بذار ندونی فعلاً" کجاست؟

پ.ن 3: خبر آمد خبری در راه است!!!

  • هولدن کالفیلد

دیروز قرار موقت دیوان لاهه به نفع ایران، یا تقریبا به نفع ایران! صادر شد. رای موقتی که آمریکا رو از انجام فعالیتهای ایران ستیزانه منع میکنه! خُب حقیقتا پیروزی دلچسبی بود، و هر کسی هم بخواد ارزش این رو پایین بیاره - اعم از کیهان و امثالهم - فرقی با کسانی که دستاوردهای نظامیمون رو بایکوت میکنن - مثل شرق و دوستان - نداره و مغرضی بیش نیست! نه در عالم سیاست، ما کلا در دعاوی بین المللی خاله زنکی هم عموماً برنده نمیشیم، از فوتبال و اقتصاد گرفته تا همین سیاست، و این پیروزی قضایی - موقتی یا دائم - واقعاً ارزشمنده! واقعاً ارزشمنده!

اما...

ایران برای خروج آمریکا از برجام، نقض برجام و اجرای دوباره و با شدت بیشتر تحریم ها بر خلاف برجام به چه سندی استناد کرده؟ برجام؟ خیر! عهدنامه مودت ایران و آمریکا سندی بوده که بر اساس اون ایران آمریکا رو به نقض برجام و همچین تخطی از عهدنامه دوجانبه متهم کرده و تونسته در دادگاه قرار موقت هم بابتش بگیره! یعنی میخوام بگم خدا پدر اون پدرنیامرزیده رو بیامرزه که همچین عهدنامه ای رو امضا کرد وگرنه سرداران بی بدیل دیپلماسی و گفتگو با جهان در دولت تدبیر و امید چُنان معاهده محکم و بی ردخوری رو امضا کردن، چنان فتح الفتوحی کردن، آنچنان ریزبینانه این قرارداد رو نوشتن که توی دادگاهی در مورد برجام، برابر کشورِ نقض کننده برجام نمیتونن به خود برجام استناد کنن!!! که این خودش یعنی دعاوی حقوقی بعد از نقض برجام اصولاً توسط دیپلماتهای تاریخ ساز ایرانی پیش بینی نشده! یعنی نقض برجام هیچ هزینه ای برای هیچ کسی نداره! یعنی دست مریزاد! شما خیلی خوبید! ما لیاقت شما رو نداریم وجداناً!!!

امیدوارم چند تا از این عهدنامه های مودت با بقیه شش تا کشور در اسراع وقت امضا کنید! لازممون میشه!

  • هولدن کالفیلد

یه بار هم رضا، صاحب کارم توی کافه، برگشت جلوی من و مهیار گفت که من از سه تا کلمه خیلی بدم میاد. رییس، رفیق با عمو جان. مهیار هم خیلی جدی بهش گفت "عمو جان تو رییس مایی ولی ما تو رو رفیق خودمون میدونیم"!!!

پ.ن: بیا! باز داشت آهنگها یادم میرفت! آقا این دو تا کراس آور شاهکار از روی موسیقی های کلاسیک رو حتماً گوش بدید!

Louis Clark and the Royal Philharmonic Orchestra - Hooked on Classics (Part 1&2) - Classical Crossover

و

ٌWalter Murphy - A Fifth Of Beethoven - Classical Crossover

  • هولدن کالفیلد

1- در راستای ادامه روند "مالش درمانی" رییس کتابخونه ملی ایران به جای اینکه موضوع رو همینجوری حل کنن بلند شدن رفتن انگلستان درمان کنن خودشون رو. قبلا هم که آیت الله شاهرودی - البته که خودشون مخالف بودن، بقیه خیلی زورکی مجبورشون کردن!!! - رفتن صاف پیش دکتر سمیعی! من نمیفهمم چرا نمیمالونه هیچکس خوب بشه؟

2- حالا، در ادامه همین مسیر، امروز - یا دیروز، مگه فرقی هم داره؟ - جناب استاد دکتر مهندس رییس قائم مقام نماینده کارشناس ولایتی - که مدتهاست سکوتشون از صحبتشون بهتره - فرمودن که "شما ببینید یمنی ها رو! با لنگ و نون خشک تفنگ گرفتن دستشون مقاومت رو معنای مجدد کردن! ما از اونها بهتریم که، یاد بگیرید!!!!" اولاً! الان تو یمن مسئول و مردم همه از مِتُد مالش درمانی استفاده میکنن، اینجوری نیست که مردم بمالن مسئولین عشق کنن! دوماً، بزرگوار! حمل اسلحه در ایران غیرقانونیه! سوماً جدی جدی شما فکر کردی الان دست من اسلحه بود سعی میکردم اول چی رو توی این مملکت عوض کنم؟ جدی شما فکر کردی؟ چهارماً شما آدم باشید ببینید من بدون لنگ، لخت مادرزاد هم پشتتون می ایستم، الان که شما توی ویلای هزار متریتون نشستی و برات فرقی نداره گوجه کیلو هزار تومن باشه یا ده هزار تومن نون خشک و لنگش برای منه؟ زرشک حقیقتاً!

3- در ادامه ی بند دوم، دیگه خمینی و هاشمی و مشایی و بقایی و فریدون و جهانگیری و رامین و امامی و قالیباف و چپ و راست و کُمون و لیبرال و اعتدالی و اکتشافی و پایداری و دست اندازی همگی اسمشون در پرونده های دلاری و میلیاردی و هزار میلیاردی و شونزده هزار میلیاردی دیده میشه، ما بریم مقاومت کنیم شما فربه بشی؟ اوه! مرعشی رو جا انداختم!

4- امروز یه تیتری دیدم برای روزنامه آرمان که نوشته بود "سهم سی درصدی زنان محقق نشده". حالا دقیق نفهمیدم منظورش چیه، منظورش مشارکت دولتی در مدیریته؟ اگه این باشه که فاجعه است! این چه نگاه جنسیتی ای هست؟ ما شاید یک درصد زن شایسته داشته باشیم برای مدیریت، بیست و نه درصد رو اضافه بدیم که "مشارکت زنان" تامین بشه؟ بعد شاید این عدد هفتاد درصد باشه! یعنی هفتاد درصد زنانی که هدف گرفتیم شایستگی دریافت پست و ارائه خدمت رو داشته باشن، بعد بابت اینکه "هدف سی درصدی" مشخص کردیم چهل درصد زنان شایسته رو باید بذاریم کنار؟ جل الخالق! جل الخالق!

5- هرجا برای مدیریت و دریافت پست و مشاغل مهم چارچوبی غیر از شایستگی اخذ موقعیت تعریف کنن، با هر اسمی که باشه، من جلمه مشارکت زنان، تجربه، تعهد، تدین، غیره و غیره و غیره، مطمئن باشید اون حوزه هیچوقت روی شایسته ها رو نمیبینه!

6- امروز آقای واعظی برای بار هشتادم فرمودن "مردم اندازه نیاز خرید کنن، هشت ماه دیگه از این بحران عبور میکنیم". اولاً! نَمیری اینقدر مجری تلویزیون طور مردم رو نصیحت میکنی جناب، دوماً جمله دوم رو غلط گفتی، باید بگی "هشت ماه دیگر از این بحران عبور میکنید"! شما که بحران نمیفهمید! اون از آقای سیف که پرزیدنت بزرگوار بابت خدمان خارق العاده اش میکندش مشاور ارزی خودش!!! اون از آقایان آخوندی و قاضی زاده که مغلوم نیست سرشون توی کدوم آخوریه هر مبرهنی!!! انجام میدن کسی بهشون نمیگه بالای چشمت ابروئه! اون از آقای زنگنه که به تنهایی یک فاجعه تاریخی هستن به قدمت انقلاب اسلامی! بعد عبور میکنیم؟ فارغ از اینکه بحرانش برای ماست عبورش برای شما، شما خودتون بحران مایید!

7- آره خلاصه! گاو، اسب، انسانیم!!!

  • هولدن کالفیلد