Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

۶۱۲ مطلب توسط «هولدن کالفیلد» ثبت شده است

داشتم با فروشنده حرف میزدم که چرا سیانور رو شما نیاوردید ولی اون دست خیابونی ها دارن؟ در واقع داشتم سیستم توزیع فیلم رو توی منطقه ستارخان دست مینداختم که به قسمتهای "این طرف خیابون امروز، اون طرف خیابون فردا" تقسیم شده و با هم میخندیدیم، یهو یه مشتری دیگه گفت "آقا اگه امروز اومده تو اینترنت هست برو دانلود کن" و من گفتم "حاجی این که عملا دزدیه!" خندیدم، فروشنده هم خنیدید، اما حدس میزنم که توی روی دزد بهش گفته بودم دزد! چون دیدم که مشتری  از عصبانیت سرخ شد!

دیگه نموندم تا فحشش رو بهم بده، اومدم بیرون!

مشتری جان، هر چی پشت سرم به فروشنده گفتی خودتی و هفت جد و آبادت! :|

  • هولدن کالفیلد

تا حالا شده وقتی به گذشته تون فکر میکنید یا مرورش میکنید؟ بترسید از کاری که کردید، بترسید از اتفاقاتی که خودتون مرکزش بودید و اون موقع عین خیالتون هم نبوده؟

تا حالا شده برای خودتون بشکنید؟ روی خودتون و اصولتون آوار بشید، ببینید خیلی راحت کارهایی رو کردید که بهشون میگفتید خط قرمز، اصول و امثالهم؟

و تا به حال شده که تعجب کنید از کارهایی که ازتون بر میاد و همیشه فکر میکنید "انسان تر" از اونی هستید که انجامشون بدید؟

بیشتر اون چیزی که من امروز هستم، ثمره ی ترس و شکست و تعجب من از خودم بوده...

تا حالا به خودتون نگاه کردید؟

  • هولدن کالفیلد

1- چند وقتی بود فکر میکردم قابلیت "مخالفت برانگیزی" خودم رو از دست دادم که پست قبلی ثابت کرد که خیر! هنوز که هنوزه دود از کُنده بلند میشه!

2- تصمیم گرفتم به صورت موقت به روند سابق برگردم و کامنتها کلا بدون تایید نمایش داده بشن، اگه جو به هم نریزه بازگشت دموکراسی رو شاهد خواهیم بود!

3- Arrival رو ببینید، فیلم خوبیه و با این که از روی داستانی با نام "قصه زندگی تو" اقتباس شده به تنهایی میتونه یادآور ایده ی اصلی سلاخ خانه شماره ی پنج اثر عمو وونه گات باشه!

4- قدر بدون این اوقاتت رو، با خودمم اینو، به شما ربطی نداره :|

5- بدی این که یه روانشناس برای مشاوره بره پیش روانشاس، اینه که هر حرکت مشاور برای منِ مراجع، مثل بازی شطرنجه! بررسیش میکردم که داره بررسیم میکنه! میفهمیدم هر نگاهش کجا میره، منتهای منظورش رو از هر حرف میدونستم، معنی هر لبخند، هر مکث و هر صحبتش رو حدس میزدم! خلاصه وضعیت اسفباری بود! خوب شد استادم بود، اگه در اندازه های خودم بود، احتمالا تهش من بهش مشاوره میدادم :|

6- گویند که در خانه ی دل هست چراغی....

باقی بقای یار!

  • هولدن کالفیلد

یکی از چیزهایی که هرکسی بالاخره باید بفهمه این حقیقته که زندگیش چقدر ارزش داره. شاید فکر کنید خب این رو که دیگه همه میدونن، اما قطعاً در این مورد اشتباه میکنید. فکر میکنید ارزش زندگی فرد چقدره، مهمتر از اون، این ارزش چیه؟ کدوم زندگی ارزشمنده؟ چه شرایطی رو موفقیت میدونید؟ فکر میکنید یه آدم موفق که از زندگیش استفاده درست کرده، آدمی که ارزشمند زندگی کرده چطوره؟ از زندگی چی میخواید؟ شما چه چیزهایی رو‌ ارزشمند میدونید و معتقدین چه شرایطی لازمه تا "ارزش زندگی" رو رعایت کرده باشید؟

خب پر واضحه که جواب های متفاوتی دارید، برخیتون موفقیت تحصیلی در مدارج عالی رو‌ ارزشمند میدونید، برخی موفقیت کاری، یه عده ازدواج خوب، یه سری دیگه یادگرفتن هنر، شهرت، محبوبیت، ثروت و و و و... هر کسی یک جواب و یک راه برای این موضوع داره یا میشناسه. اما بگذارید من این حقیقت رو براتون فاش کنم که ارزش زندگی فقط، فقط و فقط در یک مسئله خلاصه شده... فقط در یک مسئله ی مشترک...

در اوج عزت یا حضیض ذلت، در نهایت ثروت یا در باتلاق فقر، در قله ی موفقیت یا منتهای میانمایگی، ارزش زندگی در "آسایش خاطر" خلاصه شده! شب ها که سرتون رو روی بالش میذارید، اگر احساس آسایش خاطر و رضایت شخصی کردید، زندگیتون ارزشش رو داشته، در غیر این صورت، اگر آسایش خاطر رو حس نمیکنید، ابن سینا و اینشتین و مارلون براندو هم باشید زندگیتون با همه دستاوردهاش به لعنت خدا هم نمیرزه!

پ.ن ۱: برای اهدافتون تلاش کنید، کوتاه نیاید و زور بزنید، اما اگر اهدافتون، چه تلاش برای رسیدن بهش چه داشتنش، جای حس رضایت و آسایش خاطر بهتون اضطراب و سردرگمی هدیه کرده، هدفتون رو بریزید دور چون هیچ ارزشی نداره! یه رفتگر دل راضی و آروم زندگی موفقتری از بیل گیتسی داره که احساس کامیابی و آسایش نمیکنه!

پ.ن ۲: باقی بقا!

بعد نوشت: گویا عبارت "آسایش" محل اختلاف دوستان شده، عبارت رو به "آسایش خاطر" تغییر دادم، شما به فراخور حالتون هر عبارتی که نماینده ی "رضایت قلبی و درونی از زندگی" باشه رو میتونید جای عبارت "آسایش خاطر" بگذارید و بخونید!

  • هولدن کالفیلد

بدی اینکه تماشای فوتبال بزرگترین تفریحت و حتی از جدی ترین دغدغه هات باشه اینه که شبهایی مثل امشب حاضری بمیری!!

پ.ن: قطعا بیشترتون درک نمیکنید، برام مهم هم نیست، درک نکنید!

  • هولدن کالفیلد

امروز قدم بعد رو برداشتم ... دقیق تر بخوام بگم برداشتنش رو شروع کردم!

به دعای همتون احتیاج دارم، توکل به خدا!

  • هولدن کالفیلد

1- چند روز پیش داشتم میرفتم خونه، از بغلم یکی رد شد خود اینستاگرام! یعنی توی اون دو ثانیه ای که توی زاویه دیدم بود من همینجور "لایک" و "جووووون" و "با افتخار به اشتراک میگذارم" بود که میدیدم زیرش کامنت میخوره :| دیگه خودتون با رجوع به اینستاگرام بفهمید چه شکلی بود!

2- با آغاز تماشای سریال بازی تاج و تخت متوجه گشتم که این سریال در راستای تبلیغ دین مبین اسلام هست و جز این هدفی نداره! همه ی بدی ها و صحنه ها!!! جاهایی اتفاق میفته که اسلام ما رو از اونها نهی کرده، روابط محارم، روابط زن و مرد متاهل با غیر، قزوین گرایی!!! بی بند و باری جنسی و دیگر قضایا!!! :| بنابراین با دیدن این سریال ما میفهمیم که باید نمازهای خودمون رو اول وقت بخونیم و در اسرع وقت ازدواج کنیم و دروغ نگیم! :|

3- عزیزان فیلمسازی که رگه های مذهبی دارن و به عنوان خدمت به دین فاجعه های بصری میسازن، میتونن مدت 139 دقیقه کلاس آموزش "چگونه در راستای اعتقادات خود فیلم بسازیم" رو در محضر آقام مل گیبسون بگذرونن و فیلم ستیغ اره ای Hacksaw Ridge رو ببینن!

4- در راستای بند بالا عارضم خدمتتون که: لطفا سریعتر اسکار رو بدید آقام گیبسون تموم شه بره، با این لالاند و امثالهم هم باهامون شوخی نکنید :| آقا خیلی خوب بود، یعنی خیلی ها، خیلی ها! من به راحتی هر چه تمام تر بهش دادم 9! واقعا چسبید! خیلی وقت بود فیلمی ندیده بودم که بخوام برای بار دوم ببینم!

5- این هفته نه خوش گذشته نه بد، واقعا حس وب نویسی نبود :|

6- باقی بقای تک تک شما کوچولوهای توی خونه :|

پ.ن: با کلیک روی عناوینی که بولد و قرمز هستن، به صفحه ی دانلودشون میرید!

  • هولدن کالفیلد