Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

منتظر بودم خریدهای خانم مُسنی - همسن مادربزرگم - که بغل دستم ایستاده بود تموم بشه، یهو فروشنده بهش گفت "کنسروهاتون شُده 12 هزار تومن" و خانم هم تعجب کرد، فروشنده قیمت رو گرفت جلوش که ببینه، اونم گفت "من که چشمام درست نمیبینه" من خیر سرم اومدم لطف کنم و وظیفه شهروندیم رو انجام بدم گفتم "زده روش 5950 تومن مادرجان" که یهو برگشت گفت "مادرجان هفت جد و آبادته!!!" من و فروشنده همزمان قهقهمه زدیم، حساب کردم و اومدم دم در دیدم داره هنوز نگاهم میکنه! گفتم "خب بگم خواهر من خوبه؟" یه لبخند ریزی!!! زد و اومد برگرده که گفتم "خُب خداییش دخترم که نمیتونم بگم بهتون!" ...

پ.ن: خداوند این اعتماد به نفس رو از ما نگیره، خوب شد نگفت "خفه شو بی ناموس من قصد ادامه تحصیل دارم" :| والا!!!

  • هولدن کالفیلد

زادروزها

  • ۱۸۱۳ - زادروز ریشارد واگنر آهنگساز معروف آلمانی
  • ۱۸۴۴ - زادروز مری کست نقاش آمریکایی قرن نوزدهم
  • ۱۸۵۹ - زادروز آرتور کانن دویل نویسندهٔ انگلیسی، خالق شخصیت شرلوک هولمز
  • ۱۹۰۷ - زادروز لارنس الیویه بازیگر تئاتر لندن، برندهٔ جایزه اسکار
  • ۱۹۰۷ - زادروز هرژه نویسنده و کاریکاتوریست بلژیکی، خالق ماجراهای تن‌تن
  • ۱۹۲۱ - زادروز جلیل شهناز از سرشناس‌ترین نوازندگان تار و سه تار سدهٔ اخیر در ایران
  • ۱۹۸۷ - زادروز نواک جوکوویچ تنیس‌باز حرفه‌ای صرب
  • ۱۹۸۸ - زادروز حضرت امام هولدن کالفیلد (ع) بلاگر محبوب ، مشهور ، خفن ، مومن ، متعهد ، انقلابی و همه چیز تمام :| :|
  • هولدن کالفیلد

شما فکر کنید ما با کسانی تمرین دمکراسی میکنیم که امروز دوره افتادن به طرفدارهای رییسی تسلیت میگن!!!

  • هولدن کالفیلد

هیتلر: وانمود کن که کشور در خطر است، اگر مردم بترسند برای برده شدن آماده میشوند!

و این تمام داستان این روزهای ماست، بی کم و کاست!

در این راستا ، در این راستا و باز هم در همین راستا

ویرایش بعدی: مستند به عقب باز نمی گردیم که در کامنتهای شما معرفی شد، حتما ببینید، حتما!

  • هولدن کالفیلد

داستان از اونجایی شروع شد که من بالاخره تصمیم گرفتم با معروفترین هدفون تاریخ ایران یعنی Creative Ep630 خداحافظی کنم و پس از مدتی که در این حد فاصل از هدفونهای متفرقه استفاده کردم بالاخره برم و یه هدفون بلوتوثی بخرم! این شد که از دیجی کالا شاهرخ رو خریدم! و البته همزمان با اون رستم رو خریدم که به عنوان هدفون توی خونه ازش استفاده کنم

*ایشون شاهرخ هستن*

*ایشون هم رستم تشریف دارن*

خلاصه دو سه ماهی گذشت دقیقا فردای عقد محضری خواهرم بود که شاهرخ خراب شد، گوشی چپش داغون شده بود و صداش در نمیومد، من هم که فال این لاوش شده بودم و روانیش، افتادم به جونش که درستش کنم و همینطور که حدس میزنید درست نشد و از گارانتی هم افتاد حتی!!! که البته من با یک پلن دقیق تونستم چند ماه بعد یه پاوربانک (که نامش را نهادم محی الدین) رو با همین گارانتی زنده کنم! :))

یه مدتی با هدفون روز مبادا میگشتم (بله! درست فهمیدید! من یه هندزفری روز مبادا دارم) تا جشن نامزدی خواهرم دو سه هفته بعد از عقدش ، وقتی مجموع شادباش هایی که گرفتم شد 100 تومن بدو بدو رفتم و اسی (شیائومی هست مارکش) رو خریدم!!!

*اسی*

اسی بسیار خوب و با کیفیت بود و هنوزم هست! اما اگر با هدفون بی سیم کار کرده باشید دیگه هیچوقت نمیتونید یه هدفون سیم دار رو که شعاع حرکتیتون رو محدود میکنه تحمل کنید! اینجوری شد که به فکر خریدن یه هدفون بلوتوث دیگه افتادم اما خب دیگه بودجه مناسبی نداشتم، تا اینکه دیجی کالا از این هدفون NIA ها که همه جا ریخته رو پیشنهاد ویژه گذاشت! و این شد که شاهمُخ (بر اساس شاهرخ و در ادامه روند سابق) وارد زندگی من شد!

*و ایشون شاهمُخ میباشند*

شاهمُخ بچه خوبی بود اما دو تا عیب داشت! و اون عیبها یکی ورژن پایین نسخه بلوتوثش بود که باعث میشد صدا زیاد قطع بشه و یکی هم عمر دو ساعته ی باتریش که دست من رو توی پوست گردو میگذاشت و من مجبور بودم یه کابل aux همیشه با خودم داشته باشم، این شد که اخیرا تصمیمم بر این شد که یه هدفون خوب بخرم، بالاخره پس از مدتها جستجو تونستم هدفونی رو پیدا کنم که بتونه جای شاهرخ رو توی دلم بگیره و حتی از اون بهتر بشه برام، حدودا یک ماه پیش بود که ماهرخ رو خریدم!

*ماهرخ محصولی از راپو*

بعد از اینکه ماهرخ رو خریدم، شاهمُخ رو دادم به خواهرم و دیگه با این خوش بودم و حال میکردم برای خودم، پنجشنبه رفته بودم پیش یکی از کِیس هام، یه کادویی گذاشته بود روی میز و بهم داد، باز نکردم، با دست که تکون میدادم و وزن میکردم ، از این کیف پول های بلند به نظر میومد که توی جعبه های خیلی بزرگ میذارن که برای کادو خوش قیافه بشه! به هر حال زشت بود جلوی خانواده باز کنم، گذاشتمش توی کیفم و سلانه سلانه رفتم خونه، خونه بودم که یهو یادم افتاد کادوی روز معلمی دارم :دی وقتی بازش کردم خشکم زد! کیف پول نبود! LG Tone infinim HBS-900 Harman/Kardon بود :| :| به معنای دقیق کلمه خشکم زده بود، سری هارمَن کاردُنِ ال جی ، که صداش توسط کمپانی معتبر هارمَن تایید شده ، یکی از چیزهایی بود که من عملا در حسرت داشتنش بودم و به خاطر میانگین قیمت 400 هزار تومنی این سری هیچوقت نمیخریدمش! بعد از اینکه تعجب هام رو کردم اسم این رو هم گذاشتم ماهمُخ!

*ماهمُخ ... آه ماهمُخ*

حالا من موندم و انتخابی عجیب بین ماهرخ و ماهمُخ برای دریافت پست هدفون اصلی!!! فعلا ماهمُخ رو یه هفته ای استفاده میکنم که بیکار نمونه، اما انتخاب نهایی، کار بسیار سختیه...

*دسته جمعی*

الان به جز شاهمُخ که خواهرم استفاده میکنه چهار تا هدفون دارم و یه هدفون روز مبادا (که چون سرباز گمنام امام زمانه نشونش نمیدم)؛ هدفون ها ، نه تنها بخش بزرگی از زندگی من هستن و نه تنها یکی از جدی ترین دغدغه های شخصیم هدفون ها هستن، بلکه اونقدری بهم گره خوردن که جزو سه المان اولی خواهند بود که من رو با اونها خواهید شناخت ... "اون پسر هدفون به گوشه" چیزیه که در مورد من زیاد میگن!

پ.ن 1: برای عرض ارادت به هدفون هایم، رفیق پیاده روی های من!

پ.ن 2: اگر کسی این پست رو دید و دلش خواست یا حس بدی گرفت از اینکه خودش نداره اینها رو، حلالم کنید، قصدم فخر فروشی و دل سوزوندن نبوده!

باقی بقا!

  • هولدن کالفیلد

با سلام خدمت بینندگان عزیز در خدمت آقای سید هولدن کالفیلدی طبا از نامزدان محترم ریاست وُبلوگی هستیم، آقای سید هولدن کالفیلدی طبا صحبت ابتداییتون؟

- سلام سلام​ صد تا سلام (دارارام دارارم رام)

:| خب آقای کالفیلدی طبا نظرتون راجع به حفظ محیط زیست چیه و چه برنامه ای برای برطرف کردن خطر انقراض گونه های خاص دارید؟

- آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم... دوریش برایم مشکله کاشکی اونو میبستم ... کاشکی اونو میبستم

:| :| خب سوال بعدی من از شما اینه که برنامه شما برای متوقف کردن روند مهاجرت به شهرهای بزرگ​ و توانمندسازی روستایی ها چیه؟

- خوشا به حالت ای روستایی چه شاد و خرم چه با صفایی ... در شهر ما نیست جز دود و ماشین دلم گرفته از آن و از این

:| :| خب اقای میرمهدی حاجی​ جیگر ... چیز ببخشید کالفیلدی طبا... شما چه برنامه ای برای ایجاد اشتغال دارید؟

من کارم... بازو و نیرو دارم...هر چیزی رو می سازم .. از تنبلی بیزارم......اسم من اندیشه به کار می گم همیشه بی کار و بی اندیشه چیزی درست نمی شه... ما کار و اندیشه با هم هستیم همیشه ...می دونیم تنهایی چیزی درست نمی شه

:| ما رو گرفتی؟ خدایی؟ بله بله ... از اتاق فرمان میگن شورای نگهبان قانون وبلاگی صلاحیت شما رو تایید کردن و باید سوال بعد رو بپرسم ... خب برنامه شما برای ایجاد فضای آزاد در جامعه چیه؟

صد دانه یاقوت، دسته به دسته ... با نظم و ترتیب یکجا نشسته ... هر دانه ای هست خوشرنگ و رخشان ... قلب سپیدی در سینه ی آن

:| :| و‌نظرتون در مورد امنیت اجتماعی؟

- شبا که ما میخوابیم آقا پلیسه بیداره ... ما خواب خوش میبینیم اون دنبال شکاره

میدونستم اینو میگید :| سوال بعد اینکه اگر تهدیدی متوجه میهن عزیز وبلاگیمون بشه برخورد شما چیه؟

بازم مثل همیشه ... ایران برنده میشه!!!

بله :| خب آقای میرمهدی حاجی جیگر ... اهههههه ... کالفیلدی طبا سخن آخری اگر هست بفرمایید...

- ما گل‌های خندانیم... فرزندان ایرانیم ... ما سرزمین خود را ... مانند جان میدانیم ... ما باید دانا باشیم... هشیار و بینا باشیم ... از بهر حفظ ایران ... باید توانا باشیم ... آباد باش ای ایران ... آزاد باش ای ایران ... از ما فرزندان خود ... دلشاد باش ای ایران :)

:| :| :|

  • هولدن کالفیلد

شاید فکر کنید که سه گانه ی "قالیباف-جهانگیری-روحانی" (هر سه تاشون، نه یکی از سه تا) سه بیشُعور انتخاباتی برگزیده هستن که با وقاحت و دریدگی زیاد به همه تاختن و به همه تهمت زدن و به همه پریدن و بزرگتیرین بی اخلاقی های ممکن رو ، بالاترین فسادهای ممکن رو، بیشترین سیاه رویی رو ایجاد کردن و حتی به این فکر نکردن که امروز روز تولد امام زمان بود و احترام روز واجب! اما نه، بیشُعور انتخاباتی ما اینها نیستن، بیشُعور انتخاباتی اون مردمی هستن که به صِرف یه مناظره، آن چنان شهر رو قفل کردن، آنچنان ترافیکی ایجاد کردن که مسیر های ده دقیقه ای چهل دقیقه بشن! و فکر نکردن، شاید مریضی، شاید آتشی، شاید خطری مردمی رو تهدید کنه که نیاز به حضور سریع نیروهای مربوطه باشه و پشت ترافیک احمقانه ی تو ، مادری بمیره، خونه ای بسوزه یا به دختر جوانی تجاوز بشه!

مردم بیشُعور انتخاباتی ایران ... یادتون می آید خیابان جای حرکت ماشین ها بود؟ یادتون می آید پیاده رو ها برای حضور شما بودند؟

پ.ن 1: این نوشتار در مورد طرفداران جریان سیاسی خاصی نیست و در واقع درباره ی رفتار به شدت شنیع مردم ایران در قانون نا مداری!!! هست، چه بسار هر گروه دیگه ای امشب احساس پیروزی میکردن، باز هم همین روند و حتی بدترش انجام میشد!

پ.ن 2:

جشن هسته ای ایران ، 1394 ، تهران

جشن خیابانی مردم کره جنوبی ، جام جهانی 2002 ، سئول

پ.ن 3: ...

  • هولدن کالفیلد