Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

Q

اگه بهتون بگن فقط و فقط و فقط میتونید یک پست دیگه توی وبلاگتون بنویسید و بعدش از بلاگری خلع میشید، چی خواهید نوشت؟ و از اون طرف ، چون فقط یک پست با یک موضوع دارید، افسوس ننوشتن چه چیزهایی رو با خودتون خواهید داشت؟

پ.ن: این یک افکارسنجی عمومیه که علت برگزاریش رو بعدا بهتون میگم! بلاگر هستید یا نیستید صِرف خوندن وبلاگها میتونید بگید اگر وبلاگ نویس بودید و تنها و تنها یک پست فرصت داشتید بنویسید چی مینوشتید و افسوس ننوشتن چی رو میخوردید؟

  • هولدن کالفیلد

توی مدرسه هر بار که با همکار جدیدی روبرو میشم و به صحبت می ایستیم، بعد از سوالش که "شما تحصیلاتتون چیه؟" با اعتماد به نفس سرم رو بالا میگیرم، کمی به افق خیره میشم و بعد با یه لبخند نرمی میگم "فوق لیسانس روانشنانسی کودکان استثنایی" دارم. بعد وقتی میپرسم ازشون که "شما چطور" عموماً با یه جوابی توی این حدود مواجه میشم که "دکترای فلان دارم" یا "فوق لیسانس بیسار دارم و دانشجوی دکترای بهمان هستم" و در بدترین حالت "فوق لیسانس یه چیزی دارم و برای آزمون دکترای یه چیز دیگه ای آماده میشم". اصلا شما بگو یه همکار با کار مرتبط بگه لیسانس! زهی خیال باطل!

میخوام برم استعفا بدم، اینجوری نمیشه! روحیه ام خیلی خراب شده! من باید احساس برتری کنم، هرچند پوچ و توخالی!!! :|

پ.ن: یکی از خوبیهای ناگفتنیِ معلم بودن اینه که شما هر روز یه چیزی ، یعنی حداقل یه چیزی!!! داری که وبلاگت رو آپ کنی!

  • هولدن کالفیلد

آیه ای که حین کلاس قرآن به امیرطاها (ع) برای جایگزینی در سوره ی توحید وحی شد "اَللهُ اَسَدٌ" بود به جای "اَللهُ الصَّمَدٌ"!!! آن حضرت پس از نزول این آیه با چشمانی دُرُشت و قُلنبه از پس عینکش رهروان را پوکرفیس وار نگریست!

*ترجمه ی تحت اللفظی عبارت "اَللهُ اَسَدٌ"

  • هولدن کالفیلد

جمعه ای که گذشت با "ه" تازه داماد دوتایی رفته بودیم بیرون دوری بزنیم. یه سر رفتیم نشر چشمه ی کریم خان، داشتیم تو کتابها میگشیتم که بی هوا دو تا کتاب رو برداشت، نشونم داد و گفت، این کتابهای "چهل نامه کوتاه به همسرم" و "بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم" (هر دو از نادر ابراهیمی) رو پدرم قبل ازدواج بهم داد و گفت "اینا رو بخون و همسرت رو همینجوری دوست داشته باش"...

به خودم گفتم اگر قرار باشه روزی تاهل اختیار کنم قبل از ازدواجم میخونمشون، حتماً...

  • هولدن کالفیلد

داشتم قرآن درس میدادم (که خود این قرآن درس دادن من محل سواله:|) درس بسم الله الرحمن الرحیم. پرسیدم که خب چرا اول کارهامون میگیم به نام خدا؟ قرار بود برسم به این جواب که "چون خدا کمکمون میکنه" که برگشت گفت "خدا مهربونه" تاییدش کردم و اومدم ادامه بدم که باز گفت "عین تو!" :| :))

یعنی دقت کن شما، خدا عین من مهربونه، نه حتی من عین خدا :| :)) :| :|

  • هولدن کالفیلد

عملکرد خارق العاده!!! پرزیدنت روحانی و تفاوتهای بنیادین این عملکرد با وعده های انتخاباتی و مطالبات رای دهنده ها به روشنی نشون میده ایشون به شکلی کاملاً انقلابی گوشهای مردم به طور عام و گوشهای اون 24 میلیون رای دهنده رو به طور اخص مخملی فرض کردن! یک انقلاب مخملی درجه یک!

  • هولدن کالفیلد

در تمام مدرسه فقط و فقط یک شاگرد، قاعدتاً یکی از شاگردهای خودم هست که دوستم داره. الباقی؟ همه بدون استثنا ازم میترسن! شما فکر کن یعنی بچه های کلاس روبرویی من رو که میبینن راهشون رو کج میکنن، موقع رفت و آمد من رو که میبینن سلام مبسوطی ارائه میدن و اون احترامی که به من میذارن رو به معلم خودشون نمیگذارن! یعنی دانش آموزها جوری از من میترسن، یا بهتر بگم مسئولین و دانش آموزان من رو با چنان ابهتی میشناسن که مُدیر مدرسه روز دوشنبه یکی از شاگردهای کلاس دوم رو آورد و گفت "آقای کالفیلد دستم به دامنت! این بچه چند روزه وقت دیکته نوشتن سرش رو میکوبه به میز و نمینویسه! میتونی این رو یه کاریش کنی"؟ منم بچه رو که روی پیشونیش اندازه یه توپ کوچولوی پینگ پنگ باد کرده بود یه ساعت پیش خودم نشوندم و نتیجه اینکه دو روزه سر و صدا نمیکنه. حالا اینکه چه جوری مجبورش کردم یه صفحه دیکته بنویسه رو بیخیال!

میگفتم که، در تمام مدرسه فقط و فقط یک شاگرد، قاعدتاً یکی از شاگردهای خودم هست که دوستم داره، برای بقیه نادرشاه افشارم!

  • هولدن کالفیلد