Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان

۱۶ مطلب در خرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

زندگی فقط اونجاش که حتی راه نفس کشیدنت رو میبره!!!

فقط اونجاش که دلت میخواد بخوابی، یه خواب خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی طولانی

  • هولدن کالفیلد

این... تیم منه...

ایران من، ایران ما!!!

  • هولدن کالفیلد

این خرداد حرومزاده نمیخواد تموم بشه؟

  • هولدن کالفیلد

سَم مترفیس Sam Matterface گزارشگر itv sport بعد از گل پیروزی ایران مقابل مراکش برای چندمین بار بیان میکند که ایران تحت تحریم های شدید بین المللی قرار دارد و ادامه میدهد "تیم ایران به دلیل تحریمها بازی دوستانه نداشت، نمیتوانست از کفش های کمپانی نایک استفاده کند و تنها تیم جام بود که اجازه فروش پیراهنهایش را نداشت". همچنین بعد از سوت پایان بازی میگوید "بدون کفشها هم مشکلی نبود no boots no problem" و اضافه میکند که ایرانی ها برای رسیدن به اینجا سختی های زیادی کشیده و  آزار دیده اند اما اینجا بعد از 20 سال باز در جام جهانی برنده میشوند. و انگار اولین کسی است که میان بمباران خبری منفی چپ و راست ضد ایرانی، این حس را به من نمیدهد که مجرم هستم، و گویی اولین کسی است که از تحریم ها حرف میزند و وسط اینهمه خارجی و ایرانی که هر روز من و شما را به خاطر ایرانی بودن می‌کوبند، من ایرانی را مقصر نمیداند! تکان دهنده نیست؟

لینک گزارش یک دقیقه پایانی بازی توسط گزاشگر شبکهITV

پ.ن 1: این ویدئو و نوشته با کمی تغییر، حذف، اضافه و تفسیر، با هماهنگی در پیج اینستاگرام و کانال تلگرام علی علیزاده منتشر شده اند.

پ.ن 2: تفسیر آقای علیزاده در مورد این مطلب لزوماً بیانگر اعتقادات من نبوده و صرفاً نشان دهنده اعتقادات شخصی ایشان است، گرچه نگارنده با کلیت حرفهای علی علیزاده در این موضوع موافق است!

  • هولدن کالفیلد

لذت ببریم ... ما امشب پادشاهان جهانیم!

پ.ن: دیگه انصافا کامنتها فردا!

  • هولدن کالفیلد

اولین جام جهانی ای که در زمان حیات من برگزار شد جام جهانی 1990 بود، زمان تولد من البته مصادف شد با تنها افتحار بین المللی تاریخ هلند و قهرمانی ایشان در یورو 88... اولین جام جهانی ای که میتونستم شاهدش باشم - و نبودم - جام جهانی 1994 بود در آمریکا... اولین جام جهانی ای که دیدم - و هر 64 تا بازی رو بلعیدم - جام جهانی 1998 فرانسه بود. جامی که من توش با کریستین ویه‌ری محبوبترین بازیکن تاریخ زندگیم آشنا شدم، جامی که با اون یه آتزوری صدآتیشه شدم، جامی که توش برای ایران حرص خوردم، برای رونالدو غصه خوردم و به زیدان فحش دادم! من همیشه از فرانسه بدم میومد، همیشه خدا، هم طراز آلمانها، هر ایتالیایی ای باید از ژرمن ها متنفر باشه و ضمنا تیم نچسب فرانسه اصلا دوست داشتن نداره! یادمه ویژه برنامه شبکه یک آهنگی برای تیتراژش داشت که من مدتها فکر میکردم آهنگ جام جهانی اونه! در حالی که این آهنگ، آهنگ جام جهانی 90 ایتالیا بود و تلویزیون ایران با 8 سال تاخیر پی برده بود که الان میشه از پتانسیلهاش استفاده کرد! اکثر ما دهه شصتی ها فردوسی پور رو اونجا شناختیم! بازی به یاد موندنی انگلیس و آرژانتین توی این جام رخ داد، جمله معروف فردوسی پور یعنی "چه میکنه" محصول همین بازیه! جام دومی که دیدم جام 2002 بود، جام سربریدن تیمهای بزرگ به عشق کره!!! جام ناداوری و فساد! جام سوم اما چه شیرین جامی بود! برای یه آتزوری جام 2006 معنی جامه! قهرمانی ایتالیا همون چیزیه که من تا عمر دارم یادم نمیره! یادش بخیر، توی شادی قهرمانی برای خودم با شوخی خنده صلیب میکشیدم که حضرت پدر به دلیل این حرکت فراماسونی یک عدد پرتاب قندون - که با فاصله کمی از کنار دروازه بیرون رفت - مهمونم کرد! والا به خدا! جام جهانی 2010 رو دانشجو بودم، برام مهمم نبود، کما اینکه ایتالیا توی همون مقدماتی حذف شد و اصلا دیدن هم نداشت! البته جام جهانی 2014 رو بعد از حذف ایتالیا به این امید دیدم که مسی - و نه آرژانتین - یک قهرمانی کسب کنه، که اونم آلمانها گند زدن توش! به نظرم همردیف طرفدارهای ایتالیا طرفدارهای آرژانتین هم باید بدشون بیاد از آلمان. البته فرقش اینه که آلمان توی  حسرت بردن ایتالیا در یک بازی رسمیه (یورو 2016 مساوی تموم شد) اما همین تیم کج!!! خوب آرژانتین رو میبره!

حالا من جلوی هفتمین جام جهانی تاریخ زندگیم و پنجمین جامی که به صورت زنده میبینم ایستادم، دفعه قبلی که گفته بودم "غرق شو یا بمیر" به خیلی ها برخورد، اما باور بفرمایید چیزی بهتر از این پیدا نمیکنم که بگم! جام جهانی شروع شده و هر کدوم شما دو راه بیشتر نداره! این یک ماه رو "غرق شو یا بمیر"!!!

پ.ن 1: توی این بازی وبلاگیِ حقیقتا بی ربطِ "جام جهانی چشمهات" ده پونزده تایی پست خوندم و بی تعارف فقط متن خودم رو قبول دارم و دوست دارم! و دلیلش رو میخواید بدونید؟ چون من فوتبال رو زندگی میکنم، نفس میکشم! و هر کدوم شما هر موضوعی رو که اینجوری زندگی کنید هرچقدر هم به عشق بی ربط باشه عاشقانه ترین هاتون حتما ردی از اون موضوع خواهند داشت! حتی به بی ربطی فوتبال و چشمهات!

پ.ن 2: برنامه بازیهای جام جهانی رو به صورت یک عکس با کیفیت از این لینک میتونید دریافت کنید که حجمی نزدیک به 11 مگ داره!

پ.ن 3: برخلاف دوره قبل جام جهانی که این آهنگ بسیار دوست داشتنی رو داشت، این دوره - مثل اغلب دوره ها - آهنگهایی که برای جام ساختن خیلی دم دستی و بی معنیه! شاید بشه قطعه Living Football هنس زیمر رو مستثنا کرد! اونم شاید! با هم گوش بدیم؟

Living Football - Hans Zimmer & Lorne Balfe - Orchestral

پ.ن 4: این پست سه شنبه است!!! پست امروز رو فردا بعد بازی ایران مینویسم!

پ.ن 5: کامنتها هم میام جواب میدم!

اوه اوه پ.ن 6 داشت یادم میرفت: جامی که توش ایتالیا نباشه آفتابه است!!! آفتابه!!!

  • هولدن کالفیلد

باب نخست

اول اینکه چشمهای تو جام جهانی ندارد، هیچ رقابت دیگری هم ندارد! اصلاً اگر چشمهای تو رقابتی، آن هم در سطح جهان داشت که دیگر مالِ من نبود. اصلاً دلبری که بتوان با چشمهایش جام جهانی برگزار کرد که نشد معشوق! نگاری که الزامت کند خودت را درون چشمهایش به رقابت بقیه بگذاری که نشد مقصود! مقصود و معشوق آنی است که در چشمهایش فقط "تو" را میبیند. چشمهای تو جام جهانی ندارد بانو! چشمهای تو چشمهایِ "من" است! روشن که می‌گویم؟

دوم آنکه چشمهای تو به هیچ رقابتی نیاز ندارند، حتی اگر جام جهانی باشد! مَردی که چشمهایی را به رقابت بفرستد، مردی که از چشمهای یارش قهرمانی بخواهد عاشق نیست که، کاسب است! چشمهای تو قهرمان هر 20 دوره ی جام جهانی است، چشمان تو اروگوئه، ایتالیا، ایتالیا، اروگوئه، آلمان، برزیل، برزیل، انگلیس، برزیل، آلمان، آرژانتین، ایتالیا، آرژانتین، آلمان، برزیل، فرانسه، برزیل، ایتالیا، اسپانیا و آلمان است، چشمهای تو جام جهانی 42 و 46ـی است که جنگ جهانی باعث شد برگزار نشوند، چشمان تو همین جنگ جهانی است، چشمانت همه ی قهرمانهای بالفعل و بالقوه ی همه چیز و هر رقابتی در هر زمانی است! چشمهایت برای قهرمانی رقابت نیاز ندارند... چشمهای تو چشمهایِ "من" است!

"جام جهانی چشمهایت" معنی ندارد! نه نرگسَت اهل رقابت است، نه من در رقابتی برایش حاضر میشوم... آخَر چشمان تو برای تو نیست، چشمهای تو چشمهایِ "من" است!

باب دوم

صمیمی تر ها باید بدانند، قدیمی تر ها شاید خوانده باشند! فوتبال واقعاً عاشقانه نیست و قرار است عاشقانه ترین های زندگی من را رقم بزند... به اینها نمیگویم، میخواهم به خود تو بگویم!

تو! نمیدانم میدانی یا نه؟ از اولین شرطهای من، از اولین شرطهای جدی و خدشه ناپذیر من با تو این بود که شبهایی که فوتبال میبینم کنار من باشی، در آغوشم پَهن شوی و با هم فوتبال ببینیم... شرط کردم که هر فوتبالی! و تو گفتی هر فوتبالی؟ گفتم "هر فوتبالی که نه! هر فوتبالی که من ببینم". فکر میکردی شوخی میکنم، نمیکردم، نمیکنم! حالا خوب میدانی این از جدی ترین قولهایی است که گرفته ام... میدانم که میدانی شبهای فوتبال دیدن برای من عاشقانه ترین لحظات حیات "ما"ست... حتی عاشقانه تر از آن بوسه ای که آن روز...

در آغوشت گرفته ای مرا و من فوتبال میبینم، در آغوشم کشیدمت و میبینم که حالَت از هر چه فوتبال هست به هم میخورد، میبینم و لبخند میزنم، میبینم و مرز موها و پیشانی‌اَت را میبوسم و لبخند میزنم و حمله میکنیم و "گگگگگگگگگگگگگُللللللللللللل" به هوا میپرم! خواب از چشمانت ربوده شده و ترسیدی و میخندی و میخندی و نگاه میکنی و میدوم و میدوم و داد میزنم و بالشتم را به نشانه قهرمانی بالا میبرم... بالا میپرم و پایین می آیم و بغلت میکنم و میچرخانمت و میبوسمت و غریو شادی سر میدهم و میبوسمت و میبوسمت و میبوسمت و بقیه بازی را میبینیم، ما، در آغوش هم... و فکر میکنی فوتبالِ لعنتی چه عاشقانه ورزشی است...

روی زمین نشسته ای و میبینی، ایستاده ام و قدم میزنم و میبینم، تو مرا، من مستطیل لعنتی سبز را... ساعتت را میبینی، ساعتم را نگاه میکنم، قدم میزنم، دستهایم را مثل هر بار دیگری که این وضعیت پیش آمده به نشانه تسلیم روی سرم گذاشته ام، میدانم که میدانی که میدانم میبازیم .... توپ بی هدف در زمین چرخ میخورد و "وووووواااااااااااااااااااااااااااییییییییییی" نشسته ای و میبینی، ایستاده ام و دیگر نمیبینم، تو مرا، من بازی را... یک لیوان چای برمیدارم و به تراس میروم، سیگاری روشن میکنم و تو می‌آیی، میدانی الان سکوت تنها جواب صحیح است، کام میگیرم و دودش را به خلاف جهت صورت ماهرویت بیرون میدهم، سیگار را از لبم برمیداری و به جایش لبانت را میگذاری، میبوسمت و میبوسی و میبوسی و میبوسی. سیگار را به لبانم برمیگردانی و سیگار به لبانت نا محرم است، زیر پا لهَش میکنم. لبخند میزنی و لبخند میزنم و به رسم همیشه میگذاری که همینجا آرام شوم... و فکر میکنم با تو هر باخت لعنتیِ کام زهر کنی هم شیرین است...

برای من فوتبال عاشقانه نیست، فوتبال دیدن عاشقانه است، عاشقانه ترین... یک جام جهانی، در چشمهایت!!!

+بازی وبلاگی جام جهانی چشمهات

++ دعوتی ندارم، شرمنده!

  • هولدن کالفیلد