Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
  • ۹۶/۰۳/۱۸
    45
نویسندگان

۱۸ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

هیچ وقت این دخترهایی که با شلوار به شدت تنگ عکس میگیرن و عمومی منتشر میکنن رو درک نکردم، البته عکس گرفتنشون و‌عمومی منتشر کردنش رو نمیگم، که خب به من چه ربطی داره؟ مشکلم اونجاشه که پشتشون رو میکنن به دوربین و‌عکس میگیرن، وجدانا دارن چی میگن؟ میگن نگاه چه صندوق عقبی دارم؟ میگن بفرما؟ میگن عاقبت رژیم پرکالری اینه؟ میگن تجریش دربست؟ یعنی اون تاکیدی که روی نشیمنگاه دارن وجدانا چرا؟ :|

پ.ن: یلداتون مبارک :دی

  • هولدن کالفیلد

دانشجوی کارشناسی بودم، با موتور بابام رفته بودیم ترمینال آزادی که برم قزوین، مسئول اون بنز هزارتومنی ها بابت بار سفر میخواست پول زور بگیره و بابای من عمرا اگر کوتاه بیاد سر این چیزها... بحثشون بالا گرفت و لحنشون تند شد... بعد از کمی صبر رو‌ به مسئول بنز هزار تومنی ها داد زدم "این چه طرز صحبت با بزرگترته؟ خجالت نمیکشی؟" برگشت گفت "تو اینجوری باهام حرف میزنی خجالت میکشی؟ " یه نگاه معنی دار کردم و گفتم "من با تو صَنَمی ندارم ولی تو داری با بابای من بد حرف میزنی..."

قاعدتا ساکت شد، ما هم رفتیم بالاتر و من از اون اسکانیا دو و پونصدی ها سوار شدم!

  • هولدن کالفیلد

وجدانا این خیلی ضایعه که به عنوان یه دوست و آشنای قدیمی بعد N ماه پیام میدی که "خوبی؟" و در پَس این "خوبی؟" کارم داری :|

خدایی نکنید این کارها رو ، مثل من باشید، به من میگن خیلی بی شعورم و از کسی خبر نمیگیرم، ولی حداقل در عین همین بی شعوری وقتی از کسی خبر نمیگیرم، بهش این حس رو هم نمیدم که ابزار منه و هر وقت به دردم بخوره کارش دارم، هیچوقت خبر نمیگیرم ازش!

پ.ن: یه کاربری دارم من، خیلی دوسش میدارم :)) نه! یه کاربری هست، من تا الان فکر میکردم مَرد باشه، ولی طی یک خصوصی اعلام کرد زنه، اصلا تصوراتم ترکید :)) به هر حال ارادتمندم! :دی لو هم نمیدم کیه!

  • هولدن کالفیلد

سه شنبه که تصحیح شماره ی 82364478624961974 رو تحویل استاد دادم و ایشون فرمودند تا پنجشنبه نگاهش میکنم به خودم گفتم خب بالاخره داره تموم میشه! اما چهارشنبه شب که طی تماسی مخوف همون استاد فرمود که "اصلا وقت نشد نگاهش کنم، سه شنبه بیا" فهمیدم خداوندگار عالمیان ترفندی فراهم آورده که انتقام همه ی بیخیالی ها پشت گوش اندازی های من رو که باعث حرص و جوش و آزار دیگران شده ازم بگیره! من رو گیر استادی انداخته که گرچه در بیخیالی به من نمیرسه اما همین دُز بیخیالیش وقتی کارت لنگش مونده میتونه فرد رو به ملکوت اعلا برسونه!

خدایا دکمه غلط کردم ماجرا کجا است؟ :|

  • هولدن کالفیلد

یه اشتباه وقتی که فکر میکنید درست ترین کار ممکن رو کردید، ممکنه باعث بشه دیگه هیچوقت اشتباه رو تکرار نکنید اما همونقدر ممکنه باعث این بشه که سمت اون کارِ درست هم نرید! ریسکش خیلی بالاست! چیزی رو که مطمئنید غلطه، با هیچ متر و معیاری از بیرون تغییر ندید! استدلالهای دیگران رو نپذیرید که این درسته و بیا انجامش بده؛ هرچقدر هم که استدلالها محکم به نظر رسیدن اگر با اعتقاد خودتون مغایر بودن تغییرشون ندید، چون به محض اینکه باورتون عوض شد و اشتباه رو مرتکب شدید، دیگه هیچ چیز مثل اولش نمیمونه و نمیشه! چون عمل به اشتباهی که معتقد بودید غلطه و بعد درست فرضش کردین، شما رو در برابر تکرار دوباره کار غلط مصون نمیکنه، شما رو از انجام کار درست در آینده نفی میکنه!

  • هولدن کالفیلد

چند وقت پیش داشتم فکر میکردم که اینهایی که آنچنان مقید و مذهبی نیستن، یا حتی غیر مقید و نامذهبی هستن، چرا میرن سفر حج؟ اصلا که چی؟ چرا؟ این چه کاریه میکنن؟ برام خیلی عجیب بود همچین اتفاقی، همینطور در حال تفکر و پرتاب تزهای مختلف از خودم بودم و به اینهمه درایت و هوشمندی و نگاه ریزبینانه ی خودم میبالیدم که در یه لحظه ی کشف و شهود، متوجه شدم این تز که میدهم به خنگستان است!

الان کاملا برعکس فکر میکنم، در واقع الان درک نمیکنم اونهایی که ناراحتن ار حج رفتن مردم - با اعتقاد و بی اعتقاد -  چرا ناراحتن؟ فکر کردم که من به حال اون مسیحی اروپایی که تمام طول هفته انواع فسق و فجور مسیحیانه!!! رو انجام میده و یکشنبه بدو بدو میره کلیسا و عبادت میکنه تاسف نمیخورم، یادم افتاد من هیچوقت از دزدهای فیلمهای آمریکایی که گردنبند صلیب میندازن که حضرت مسیح توی کارشون - دزدی!!! - پشت و پناهشون باشه، تعجب نکردم، دقت کردم و دیدم وقتی توی فیلمها یه دزد، قاتل، خلافکار، دکتر ، مهندس و هر چیز دیگه ای یهو میره توی کلیسا و شروع میکنه اعتراف کردن به نظر من احمقانه نمیاد، یادم افتاد وقتی در طی تور صلح، بازیکنان تیم بارسلونا رو در حال عبادت به شکل یهودی ها در خاک رژیم اشغالگر دیدم ، ذره ای تعجب نکردم که اینها حتی یهودی هم نیستن... برای من مذهب دیگران، با همه بالا و پایین هاش مذهب دیگران بوده...

چی شد که برای من حج رفتن یه نیمچه مسلمون اینقدر سنگین شد و کلیسا رفتن یه مسیحیِ 2% طبیعی موند؟ با خودم چی فکر کردم که مسلمون زبونی بودن برام زشت شد، ولی مسیحی زبونی بودن بانمک؟ اصلا چی شد که من به خودم اجازه دادم این قدر دوگانه نگاه کنم؟ چی شد که من یادم رفت، آدم فارغ از دینی که بهش دید مثبت داره و در هر حدی بهش معتقده، برای خودش خدایی داره و هر جوری که بلده و دوست داره با خداش صحبت میکنه؟ از همه اینا گه بگذریم، واقعا از کی برای من مرغ همسایه غاز شد؟

  • هولدن کالفیلد

یک جایی توی فیلم بسیار هیجان انگیز، سرگرم کننده و همزمان خَز و سطحی!!! World War Z جنگ جهانیِ زِد  (لینک دانلود) یه کسی که بنا به اقتضائات استکباری!!! اسراییلی بوده به برد پیت میگه "بعد از همه جریانهایی که ما فکر نمیکردیم برامون پش بیاد و پیش اومد، ما تصمیم به یه تغییر گرفتیم، و تغییر این بود که اگر در مورد یه اتفاق واحد با میزان اطلاعات یکسان، نُه نفر اول از سیاستگذاران اسراییلی هم نظر - موافق یا مخالف - بودن، نفر دهم موظف بود با اونها مخالفت کنه، هر چقدر احمقانه و دور از ذهن وظیفه نفر دهم مخالفت کردن بود، فرض اون آدم باید این میشُد که هر نه نفر دارن اشتباه میکنن...

خُب میدونید، من این رو نماد فرهنگ نقد میدونم، هر چقدر توی یه فیلم بی ربط و سر موضوعات بی ربط بیان شده باشه، از شاهکار بودنش در ستایش نقد مطلب کم نمیکنه، واقعیت اینه که همیشه دوست داشتم نفر دهم باشم تا یکی از نُه تای اول، من همینم، یا یهتر بگم دوست دارم این باشم ... دهمین مرد! لذت نگاه کردن و کنکاش و جستجو و عمیق شدن در چیزهایی که هر کسی نمیبینه و بهتر بگم نمیتونه ببینه، لذتیه که فقط دهمین مرد میچشه... هوم؟ موافقین؟

اگه همتون موافقین مجبورم باهاتون مخالفت کنم، چون میدونید که، من دهمین مرد هستم :| :))

  • هولدن کالفیلد