Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

۷ مطلب در خرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

تف به غیرتت، که به خواهر خودت میگی هرزه و فاحشه! تف به غیرتت، که هشت سال چشمت رو به روی هر هرزه گری و فحشایی بستی! تف به غیرتت، که بی غیرت کمترین واژه ایه که برای تو میتونم استفاده کنم! تف به غیرتت، که با تهدید و ارعاب و دهانی به کثیفی لجن میخوای حرفهات رو پیش ببری! تُف به غیرتت، که دو زار ادب و شعور در برابر نیمی از جمعیت مملکتت نداری! تُف به غیرتت که فکر میکنی هر کسی دلش خواست بره و بازی تیم وطنش رو ببینه هرزه و فاحشه است!

من، ... ...، فرزند ... ... جانباز 30% در هشت سال دفاع مقدس هستم، خواهری دارم محجبه، تحصیل کرده، با خدا، جوان و بسیار خانم. دوست دارم دستش رو بگیرم، همراه با مادرم - که خدا سایه اش رو 3000 سال بالای سر فسیل من هم نگه داره - و سه نفری بریم و بازی تیم ملی افتخار آفرین والیبال ایران رو از نزدیک ببینیم! پس تُف به غیرتت، که به پاکترین بانوان مملکتت نسبت ناروا میبندی!

تُف به غیرتت... غیرت چیزیه که تو نداری، متعصب متحجر احمق!

  • هولدن کالفیلد

از سیزده سال پیش تا الان هیچ فرقی نکردم؛ میتونم با این آهنگ بغض کنم، قورتش بدم و آخرش اشک بریزم!

James Horner - For The Love Of A Princess

موسیقی زمینه وبلاگ سیاهچال ، ملودی همین موسیقیه.

پ.ن 1: این که من با این آهنگ گریه میکنم ربط موضوعی به پست قبل نداره خنثی

  • هولدن کالفیلد

1-به طور کلی برای تشخیص افسردگی به چهار دسته نشانه مجزا نیاز داریم، نشانه های هیجانی، شناختی، جسمانی و انگیزشی. مثلا در مورد نشانه های هیجانی میشه به "وجود غم در مقادیر متفاوت ولی غیر عادی، فقدان مسرت و شادی در فعالیتهای پیش از این لذتبخش و بی علاقگی پیش رونده به انجام فعالیت" اشاره کرد. توی نشانه های شناختی عمده ترین ویژگی ها "نظر منفی نسبت به خود و اعتقاد نا امیدانه به آینده" هستن. نشانه های انگیزشی، به عدم انگیزه کافی برای شروع فعالیت های مختلف اشاره دارن که در نمونه های پیشرفته میرسه به "فلج اراده". این فلج اراده یعنی آدم افسرده حتی غذا هم خودش نمیخوره، لباسش رو خودش عوض نمیکنه و از این دست مسائل، هیچ انگیزه و اراده ای برای هیچ کاری وجود نداره. نشانه های جسمانی زیادی واضح و معلوم هستن، ازدست دادن اشتها، اختلالات در وزن (بالا یا پایین رفتن با توجه به نوع افسردگی)، مشکلات جدی در خواب، پرخوابی ، کم خوابی و عدم توانایی در به خواب رفتن و حتی آسیب پذیری در برابر بیماریهای جسمی هم جزو نشانه های جسمانی هستن، وجود نمایندگانی از هر چهار دسته نشانه، افسردگی بالینی رو از غم و غصه بهنجار جدا میکنه.

خیلی خوب، حالا چر این ها رو به شما گفتم؟ عرض میکنم...

من غمگینم، زیاد هم غمگینم، امکان داره با کوچکترین برخوردهایی پرخاشگری کنم، یا با کوچکترین محرکی اشک بریزم، نمیتونم کتاب بخونم در حالی که میخوام بخونم، از گوش دادن موسیقی لذت نمیبرم، دیگه وبلاگهایی که دوست داشتم رو نمیخونم، از فعالیتهایی که لذت میبردم، عموما لذت نمیبرم، شاید و اون هم شاید دیدن فوتبال هنوز برام جذابیت داشته باشه.

من حالم از خودم به هم میخوره، هیچ حس خوبی به خودم ندارم، احساس نمیکنم به درد بخورم و حتی نمیخوام به درد بخورم، به عنوان یه دانشجوی فوق لیسانس که در شرف گرفتن مدرکشه هیچ امیدی به آینده ندارم، هیچ اتفاق خوبی نخواهد افتاد و به نظرم زندگی من هر لحظه بیش از قبل به قهقرا میره، به تباهی میره و انواع احساس های کشنده دیگه.

من دیروز، بعد از یک ماه و بیست روز دست دست کردن بالاخره زنگ زدم یه کلینیک که وقت مصاحبه بدن تا اگه جور شد براشون کار کنم، فقط 50 روز درگیر این اتفاق بودم که "باید زنگ بزنم، چرا نمیزنم؟" و اگه دوستم همون حدود پیام نمیداد که "چرا زنگ نمیزنی؟" احتمالا میرفت توی دو ماه این اتفاق! یک ماهه میخوام چهار خط نامه توصیه بنویسم که یه نفری امضاش کنه و من تحویلش بدم شاید جایی استخدام بشم اما انگار نه انگار! معمولا از وقتی حمام لازم میشم سه الی چهار روز طول میکشه تا تصمیم بگیرم "بالاخره برم حمام" ، باید خیلی حالم از کثافتی که شدم به هم بخوره یا لازم شده باشه بیرون برم که این اتفاق بیفته. اصلا همین بیرون رفتن... معمولا شش روز و نیم از هفته رو حتما توی خونه هستم، و از این شش روز و نیم 95% توی اتاقم، و از این مدت 99% جلوی لپ تاپ همینجا که الان هستم دراز کشیدم، سه هفته است میخوام اتاقم رو تمیز کنم، نمیکنم! حوصله اش رو ندارم، اصلا ندارم! انگیزه اش رو ندارم، هنوز به "فلج اراده" نرسیدم، ولی میل به ایستایی وحشتناکی در من وجود داره، میل به حضور در این شرایط افسرده کننده و کشنده...

هر ساعتی از روز ممکنه بخوابم، و هر ساعتی ممکنه بیدار بشم، روزی یک وعده غذا میخورم و کم غذا شدم، طبق اتفاقاتی که میفته دارم وزن از دست میدم. بیش از هر کاری میخوام بخوابم، فقط بخوابم، هیچ کاری نکنم و فقط بخوابم. پلکهام رو که نگاه میکنم افتاده است و چند تا نشونه جزئی دیگه که همه در من وجود داره!

متاسفم ناراحتتون میکنم، ولی من "روانشناسم" و بدون هیچ "جوگیری" یا "برچسب زدن" خاصی، بدون هیچ شکی، بدون هیچ مسئله خاص پزشکی، بیماری ثانویه یا داغدیدگی خاصی، همه نشانه های افسردگی رو برآورده میکنم، اگه "دخترک" این متن رو میخوند الان میومد دنبالم من رو ببره یه کلینیک خوب احتمالا! برای خودم متاسفم که بهترین روزهای عمرم اینجوری میگذره و برای شما متاسفم که مجبورید من رو تحمل کنید...

2-پس عزیزان ، دوستان، اگر میبینید نیستم، نمینویسم، نمیخونم، یا هر چی، ممکنه دلیلی بالاتر از "بازیهای بیان" داشته باشه... فشار نیارید بهم، زود خسته میشم...

و...

3-من از همه شما معذرت میخوام!

  • هولدن کالفیلد

نظر به اینکه شرکت معظم بیان، ارائه دهنده سرویس خفن و خیلی نافرم بلاگ، از ارائه یک نرم افزار سی مگی بک آپ ، به شکل سالم معذور است، و هر روز برای ما یک بازی جدید در می آورد فعلا در همین غار خدمتتان خواهیم بود و روند سابق را پی میگیریم! تا مشکلات بک آپمان بر طرف بشود! یا اینکه این خراب شده سالم بگردد!

آن شرکت عظیم که خدا نگهشان دارد، در پاسخگویی مجازی باید الگوی گوگل و یاهو باشند حتی!

خسته نباشی دلاور ، خدا قوت پهلوان!

پ.ن 1: چه حس خوبیه... بردن سه گانه!

پ.ن 2: چه خبر ها بچه ها؟

  • هولدن کالفیلد

به زودی در این مکان یک وبلاگ با پیشینه زیاد در دسترس خواهد بود.

تا آن روز از وبلاگ من در این آدرس دیدن نمایید.

هیولای درون شعبه دیگری ندارد!

  • هولدن کالفیلد

به آخر خط رسیده... با یه تنفس دو سه روزه به امید رفع نواقص روز افزون، بساط خودمون رو به سمت یه سرویس دهنده دیگه جمع خواهیم کرد!

پ.ن: یعنی شما ببین چقدر زیاد گند زدن، که برای فایل بک آپ رمز گذاشتن، نتونی از وبلاگت بک آپ بگیری بری!!!

  • هولدن کالفیلد

بخوانیم: اتحادیه ابلهان

بشنویم: پالت - شهر من بخند!

ببینیم: فینال کوپا دل ری، اتلتیک بیلبائو-اف سی بارسلونا

برویم: (تهرانی ها!): کافه عمارات مسعودیه

...

فراتر از هر تعریفی که اون استاد و اون یکی دکتر و هر کسی توی اون خراب شده نسبت به پروپوزال اورژانسی جمع شده من داره توی دانشگاه، دیگه از بدو بدو ها و مسخره بازیهای دانشگاه آزادی خسته شدم، قدر سراسری رو خوب بدونید و حق اعتراض ندارید!

...

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست ... تا اشارات نظر نامه رسان من و توست!

...

من نژاد پرست نیستم، در مجموع جز اقوامی که "مظلوم نمایی" میکنن با هیچ بشری مشکلی ندارم و اصولا معتقدم نژاد نشون دهنده هیچ تفاوتی نیست. اما عمیقا پر هستم از "عِرق ملی" و اتفاقا دوست دارم احساساتم رو... همین میشه که وقتی نفت تهران یه تیم پر از دشمن مسلّم وطنم رو جلوی پنجاه هزار تا دشمن حذف میکنه و خنجر به قلبشون میزنه غرق لذت میشم، از پیروزی تیم کشورم و از خفت "ترحم انگیز ترین" دشمنمون! حالا اگه "دشمنی با بد ذات ترین و آشغال ترین دشمن کشورم" نژاد پرستیه، با افتخار تمام این صفت رو ازتون قبول میکنم! چون من که توضیح دادم براتون چی هستم و چی نیستم، نه؟!

...

میدونید؟ توی آسیا دو تا بازی فوتبال به معنای واقعی کلاسیک و سنتی هست، ایران-کره و ایران-عربستان (جز این همه بازیهای حساس دهه هشتاد و نود میلادی به بعد حساس شدن). نفت تهران تیم سُعودی و داور کره ای رو با هم بُرد!

...

روحم خیلی خسته است، خیلی خیلی خسته، خیلی خیلی خیلی خسته!

...

اما در مجموع هنوز نفسی میاد و میره، شُکر!

...

امسال هم توی هدیه های تولدم یک آیتم رو دو بار گرفتم، هارد اکسترنال یه ترابایت که الان دو تا دارم!!! خیلی چسبید، یه سال اورژینال سلینجر، یه سال هارد، میشه سال بعد لباسهای اول و دوم بارسلونا رو بخرید بدید بهم؟

...

پ.ن: بعد مدتها یه موسیقی معرفی کنم گوش بدیم، نه؟

Bob Acri - Sleep Away

این آهنگ ، جزء آهنگهای پیش فرض ویندوز 7 هست! جَز خوبیه!

  • هولدن کالفیلد