Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
  • ۹۶/۰۳/۱۸
    45
نویسندگان

۲۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۴ ثبت شده است

احتمالا هولدن انتظار داشتی من الان با همچین جمله ای و همچین ادبیاتی داد سخن سر بدم که : من خیلی احساس خوشحالی و ذوق مرگی دارم ازین جهت که هیولای درون به من افتخار داده و من رو برنده خوش شانس یک دستگاه پست مهمان کرده و موجبات این رو فراهم کزده که من الان کله امو از توی این دهانه ی غار در بیارم بیرون و فریاد سر بدم : یوهوووووووو، یوهووووووو  بچه ها :/
ولی نخیــــــــــر عاقا [ با لحن خانم شیرزاد بخونید] :دی
من جونمو به خطر انداختم ، من ماهها تحت پوشش یه کامنت گذار با شعور و درک فراوون ( که البته که همچین آدمی هستم )  به عبارتی ماهها اومدم و رفتم و هی هر بار قسمتی از درک سرشارمو ریختم تو شیکم این هیولا  تااااا ذره ذره اعتماد هولدن رو تونستم به خودم جلب کنم و بالاخره هولدن به من اعتماد کرد و من رو به عنوان مهمان به هیولای درون راه داد  و من تونستم بالاخره به این مهم که پرده برداشتن از اسرار مخوف این غار و هیولای درونش بود برسم :|
شما نمی دونید ولی من میدونم طبق یک سری مدارک و اسناد و شواهد میگن که ته همین غار، منتهی علیه  سمت چپش که به سمت راستش منتهی میشه، یه هفتاد هشتاد تا پله که بری توی زمین ، یه در آهنی خیلی بزرگه از همونا که با صدای قیژژژژژژژ باز میشن و پشتش پره از استخوون ها و جمجمه هایی که طبق اسناد و مدارک متعلق هستند به بلاگر ها و خواننده هایی که سر ناسازگاری با هولدن داشته اند، اونایی که زیر پستهای هولدن با هولدن بحث می کردن، اونایی که ته پست با حرفهای هولدن قانع نمیشدن، اونایی که ته بحث سر تعظیم فرود نمی آووردن ، اونایی که دیسلایک می زدن و حتی طبق یه سری مدارک ضعیف تر  میگن حتی اونایی که طرفدار رئال مادرید بودند هم حتی :| 
اصلا می دونید هولدن کالفیلد تنها یک پوشش می باشد و دارنده اصلی این وبلاگ شخص خود سوئینی تاده :|  به جون همین وبلاگ هولدن:دی 
خوب دوستان هر آن امکان داره هولدن سر برسه و من فکر می کنم دیگه فرصت این رو نداشته باشم که تا وبلاگ خودم برم و اونجا غزل و پست خداحافظیمو بنویسم لذا از همین تریبون که قرار بود من مهمونش باشم ولی نشد و شد آرامگاه ابدیم -_- بله از همین تریبون بزارید وصیاتامو هم بکنم .
اول از همه وبلاگمو نبندید تبدیلش کنید به موزه، پول بلیطشم صرف ساخت مقبره واسم بکنید، از بقیشم بدین یه سکانس بلورین بسازن بزارن میدون وسط بیان، یه تندیسم از خودم بسازید  و زیرشم بدین حکاکی کنن : او رفت تا ما بمانیم، تا ما بنویسیم، تا بلاگستان زنده بماند:دی 
امضا : توکایی که یک عدد هولدن الان با شمشیر سامورایی و ژستی غودا غودااااا گونه واساده بالا سرش و میخواد  اونو به تاریخ بفرسته !!
============
ه.ن*: پست میهمان از سکانسهایی که مخاطب میخواهند!
*: هولدن نوشت :|
ویرایش:
ترجمه به فارسی: Monester؟
یا Monster
آقا تصحیح بفرمایید پایین پست هم از من به عنوان ویراستار تشکر کنید
عنوان رو تصحیح کردم! ممنون ویراستار!!! :|
  • هولدن کالفیلد

روز روانشناس ، 27 بهمن نیست! روز روانشناسِ واقعی اول خرداده!

اول خرداد تولد منه :|

  • هولدن کالفیلد

1: دوباره اسفند داره میاد، ماه زجر من! ماه آشغال!

2: سرعت سالها زیاد شده، عمر یه جوری میگذره که انگار میخواد ثابت کنه "هی هولدن! داری پیر میشی". حتی فکر یه اینکه دارم 28 رو پُر میکنم اذیتم میکنه! دیگه نمیتونم به خودم بگم جوون!

3: پیرو گزینه دوم، همه ی شمایی که 20 سالتونه - دوسال بالا و پایین - و فکر میکنید تا آخر عمر همین شکلی و با تفکرات 20 سالگیتون خواهید موند، عرضم به خدمتتون که 7 سال دیگه میبینمتون!!!

4: اونهایی که بازی بارسلونا و سلتاویگو، یا دقیق تر بگم پنالتی بارسلونا توی اون بازی رو ندیدن، تبلور نبوغ رو از دست دادن!

5: یکی هست که بودنش آرومم میکنه اما...

6: ... مُردن توی خواب هنوز گزینه ی روی میزه!

پ.ن 1: یه آهنگ گوش بدیم؟

Years of Rice & Salt - Eskimo Kiss - Post Rock

برای آگاهی از چگونگی دانلود، بعد از باز کردن لینک روی علامتی که در این تصویر مشخص شده کلیک کرده و در Tab جدید بر روی گزینه Continue کلیک نمایید.

پ.ن 2: حافظه ام هر روز ضعیف تر میشه، حواسم پرت تر! نمیدونم این آهنگ رو قبلا معرفی کردم یا نه! اگه تکراریه ببخشید!

پ.ن 3: باقی بقا!

  • هولدن کالفیلد

بدترینِ والدین اونهایی هستن که کلبه ی محقر رویاهای یکی از فرزندانشون رو خراب میکنن که روش کاخ رویاهای فرزند دیگه شون رو بسازن!

بی والدینی یه درده، بد والدینی همه ی دردها! لطفا اگه مطمئن نیستین از خودتون، بیشتر از یه فرزند به دنیا نیارید!

باقی بقا!

  • هولدن کالفیلد

وسط دعوا بودیم، همه توی اتاق من و همه ی  4 نفرخونه، داشتیم داد و بیداد میکردیم ... جدی، متشنج و نا آروم! یهو برگشتم و داد زدم "اصلا چرا توی اتاق من تجمع کردین؟ تجمع بالای دو نفر توی اتاق من ممنوعه! بفرمایید بیرون!!!"

همین فقط :|

  • هولدن کالفیلد

روز مرگ وبلاگ نویسی اونجاست که یه وبلاگ نویس حس کنه میتونه در مورد مفهوم بزرگ "خواننده" با دیده ی تحقیر و منت حرف بزنه! یا مثلا فکر کنه خودش - که خواننده ی خیلی معمولی وبلاگهای دیگرانه - چه تحفه ای هست!

میخوام بگم که، وبلاگ نوشتن یکی از پیش پا افتاده ترین انواع قلم راندن و معمولا برای آدمهاییه که اونقدری خوب نیستن تا بقیه دست کنن توی جیبشون و برای خوندن نوشته هاشون پول خرج کنن. پس توی آدم معمولی که عموما کم مایه - نه بی مایه - و خیلی بخوایم دست بالا بگیریم خوب - نه حتی خیلی خوب - مینویسی، باید بدونی هر چی داری از خواننده هاست! باید بدونی همه ی اعتبارت از کسایی به دست اومده که خوندنت! باید بدونی!

با شما خواننده های همیشه خواننده نیستم، با شما "بلاگر-خواننده" هام - که خودمم از شما هستم - اگر فکر میکنید کار خاصی میکنید، چیز خاصی مینویسید، یا حق خاصی دارید که خواننده رو در مقام کمتر ببینید، یا خودتون رو چیز خاصی حساب کنید، جدی جدی خاک بر سر احمقتون کنن!

باشه؟

  • هولدن کالفیلد

سیگار میکشید؟ مثلا روزی نهایتا 2-3 نخ! لباستون بو میگیره، اما نه بوی سیگار لباسِ یه سیگاری، یه جوری بو میگیره که خودتون رو اذیت میکنه و حس میکنید همه همینقدر واضح بو رو استشمام میکنن! وقتی لباستون رو در میارید، تَه بوی سیگار میده؟ اشکال نداره، رویی که بو میده رو بذارید نزدیک بخاری یا روی شوفاژ، یکی دو ساعت که اون رو بمونه، بوش میره، بوی سیگار در حد دو سه نخ اینجوری راحت میره!

گفتم بدونید! روزی به دردتون خواهد خورد! عمر لباسهاتون هم - به خاطر کمتر شسته شدن - بیشتر میشه!

  • هولدن کالفیلد