Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

۸ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است

اولین بار که فهمیدم مستندی در مورد سلینجر ساخته شده وقتی بود که سایت سلینجر رو پیدا کردم، دنبال سایتی در مورد سلینجر بودم که توی بخش وبگرد بگذارم. هیجانزده شدم و به هر ضرب و زوری مستند رو به دست آوردم...

از اینجا بود که جستجوی من برای پیدا کردن زیرنویس فارسی این مستند شروع شد و هر چی بیشتر میگشتم کمتر پیدا میکردم! بعد از مدتی متوجه شدم که زیرنویس فارسی این اثر موجود نیست...

البته که نا امید نشدم، خودم زیرنویسش کردم! زیرنویس انگلیسی رو پیدا کردم و شروع کردم به ترجمه کردن، این تجربه اولم هم نبود و قبلاً تحت عنوان M(TT)M بالغ بر 150 قسمت انیمه ی ژاپنی رو ترجمه کردم... از اینجا به بعد زیرنویس کردن SALINGER برای من یه دغدغه شخصی بود، یه کاری که باید انجام بدم، ادای دینی به کسی که ادبیات رو برای من تا جای ممکن جدی کرد، ادای دین به نویسنده ای که بهترین قصه ها رو بهم گفت، یا همونطور که به یکی از دوستانم گفتم، ادای دین به تنها بُت زندگی من!

اینجا زمانیه که نزدیک به ده روز تلاش من برای ارائه یه کار خوب به پایان رسیده و من با منابع میدانیم!!! عکس انداختم! امیدوارم خوب شُده باشه...

لینکهای مرتبط رو براتون میگذارم:

لینک IMDB مستند Salinger

لینک زیرنویس در سایت Farsi Subtitle سایت مرجع زیرنویس فارسی

لینک زیرنویس در سایت Subscene مرجع زیرنویس در سطح جهان

نکته: دوستانی که مایل به دانلود مستند هستند در صورت آشنایی با نرم افزار های تورنت از این فایل تورنت استفاده کنند. عزیزانی که واقعاً قصد تماشای این مستند رو دارند و با تورنت آشنا نیستن به بنده بگن تا فایل رو براشون تبدیل کنم (و چون فایل تبدیلی موقته باید حتما قصد دانلود داشته باشین!)

و الان حس میکنم تونستم یه دین رو ادا کنم...

نکاتی چند در مورد زیرنویس فارسی مستند سلینجر:

1-نامها و اسامی: نامها، اسامی مجلات و اماکن مختلف ترجمه نشده است، به عنوان مثال برای The Story Magazine معادل "مجله استوری" استفاده شده است، همچنین سعی بر این بوده که معادل نامها تا حد امکان بر اساس گویش آمریکایی نوشته شود،  به عنوان مثال John Lennon در این مستند به صورت "جان لِنِن" (گویش آمریکایی) نوشته شده و نه "جان لنون" که در میان فارسی زبانان مرسوم است.

2-اسامی داستانها، کتابها و شخصیتهای خلق شده توسط سلینجر: در ترجمه نامها و تلفظهای مربوط به داستانهای سلینجر از نامهای فارسی داستانها در کتابهای "هفته ای یه بار آدمو نمیکشه" ، "نغمه غمگین" ، "ناتور دشت" (هر سه چاپ نشر نیلا) و "دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم" (نشر ققنوس) استفاده شده. همچنین برای به دست آوردن برخی اطلاعات تاریخی در مورد داستانها از پاورقی های کتاب "دختری که میشناختم" (نشر سبزان) استفاده شده است. و به دلیل غلط بودن عبارت "ناتور دشت" (عبارت درست، ناطور است) از کلمه "ناطور دشت" (معادل انتخابی احمد کریمی) استفاده گردیده.

3-منابع ترجمه: علاوه بر دانش شخصی و نرم افزار بابیلون، برای فهم عبارات و کلمات از دیکشنری آنلاین انگلیسی به فارسی گوگل و دیکشنریهای توصیفی آنلاین Oxford , Cambridge و The Free Dictionary استفاده شده. همچنین برای ترجمه "اصطلاحات عامیانه و مَثل ها" از دو راه جستجوی اینترنتی و بخش اصطلاحات The Free Dictionary استفاده گردیده است.

4-سبک ترجمه: به صورت وفادارانه و محاوره ، با توجه به استفاده های شخص گوینده.

5-درخواست: مسلماً ترجمه انجام شده عاری از اشکال نیست، در صورت تماشای مستند با این زیرنویس و پی بردن به اشتباهات جدی در ترجمه، بنده را در جریان قرار داده تا به رفع ایرادات اثر بپردازم.

 

پ.ن1: وقتی اولین بار شنیدم که دوست سلینجر گفت "جری ..." شگفت زده شدم، نمیدونم چرا اما اصلا فکر نمیکردم کسی در این حد صمیمی صدا بزنه سلینجر رو!

پ.ن2: از دست ندید، دیدن این مستند رو از دست ندید... متوجه میشین فرق سلینجر با "همه ی نویسنده های دیگه در دنیای معاصر" چیه، به خوبی متوجه میشین چرا در بین سالهای 1965 تا 2010 (سال مرگ سلینجر) که جی. دی. سلینجر هیچ داستانی ننوشت (و فقط 45 نوبل ادبی به 45 نویسنده بزرگ اهدا شد) هر سال میگفتن "بزرگترین نویسنده زنده زمین سلینجره! "، از دستش ندید...

  • هولدن کالفیلد

یکی از اغواکننده ترین -و شاید همزمان مشمئز کننده ترین- قفسه های یک کتابفروشی با محوریت روانشناسی، قفسه کتابهای "موفقیت" و علی الخصوص کتابهای "موفقیت در رابطه و زندگی مشترک" هست. گستره این دسته از کُتُب که چیزیست در حد "تمام کتابهای ترجمه شده در همه زمینه های تخصصی روانشناسی"، به سادگی نشانگر این موضوعه که بازار، اهمیت، نیاز و اقبال ما به این دسته کتابها چقدر بالاست.

چند روزی قبل از عید بود که در وبلاگ میرزاده خاتون با این پُست مواجه شدم و قول دادم به عنوان کسی که با اصل موضوع آشنایی داره نظرم رو اعلام کنم و الان تصمیم دارم بدقولی رو تموم کنم و چیزی در این مورد بنویسم.

با این مقدمه به سراغ مطلب میریم. بازار کتابهای موفقیت در رابطه زناشویی از گل آلود ترین بازارهای نشر در ایرانه، اسامی زیاد، عنوانهای بی نهایت، قیمت های متنوع ، همه و همه باعث میشه یه انتخاب اشتباه زندگی معمولی شما رو افتضاح کنه و یه انتخاب درست زندگی بد شما رو بهبود بده. از اینجا به بعد نکته به نکته پیش میریم!

1-فرق روانشناسی و چرندیات را بدانید!!!:برای شخص من کوچکترین اهمیتی ندارد که شما دوست دارید چه بخوانید، و برای هیچ روانشناس دیگری هم اهمیتی نخواهد داشت! روانشناسی، علمی تجربی، جزئی نگر و با نگرش "تغییر رفتار نا سالم" به علاوه "بهبود بهزیستی روانی" هست. در این علم حرفها به صورت ریز، جزیی و انجام پذیر بیان میشه، ما از نصیحت (Advise) دوری میکنیم و از راهبردها و تکنیک ها استفاده میکنیم! ما لزوماً حرفهای خوشگل و بامزه نمیزنیم، ما امید واهی به احدی از احود!!! دنیا ندادیم و نخواهیم داد، برای ما حقیقت مسئله بیش از "احساس شما" مهمه! در یک حالت کلی ما متخصصیم! همونطور که یک دندانپزشک هیچ وقت در مورد دندان خُرد شده شما از عبارت "چیزیش نیست!!!" استفاده نمیکند ما هم  در مورد رفتار آدمی همچین صحبتی نمیکنیم، پس! توجه کنید حرفهای کلی، قشنگ و "احمقانه امیدوار کننده" مثل "شما قادر به همه کار هستید" "شما همسرتان را برّه خود خواهید کرد" و غیره یک سری حرف پوچ مهمل و کلاهبرداری مطلق است! کتابهای معتبر ، پکیجی از کلیات مورد نیاز، جزییات موضوع مورد بحث، اشاره به اشتباهات رفتاری احتمالی و رهنمودهای درست به سوی بهبود رابطه هستند و از همه مهمتر طرف "حقیقت" را میگیرند نه طرف "شما"!

2-ما این عنوانها را نمیخوانیم (یا) عنوانهای خاله زنکی چرا؟:هشت هزار نکته ریز در مورد مردان! نود و سه هزار و ششصد و هشتاد و چهار اشتباه مردان در برابر زنان! کلّهم همه چیزهایی که باید در مورد آقایان/بانوان بدانید! زن بد/مرد بد!!! من اینگونه با همسرم در تخت میخوابم!

من حدس میزنم شما به شدت علاقه دارید که تفاوتهای جنس نر و ماده را بدانید! ضمن عرض تبریک به شما بابت اینقدر به فکر بودن، بابت انتخابهای افتضاحتان مورد تسلیت واقع میشوید! همه ی عنوانهای خاله زنکی را دور بریزید! شان شما بالاتر از این مباحث است!!! این دسته کتابها -معمولاً- کمترین ارتباط علمی و بیشترین کلی گویی ممکن را در دل خود دارد (کاملاً در تقابل با جزیی نگری روانشناسی). مسئله این نیست که محتوای این کتب کاملا اشتباه است، خیر! امکان درست بودن این حرفها کماکان موجود است! ولی شما را درگیر پروسه ی آزمون و خطا میکند! بهتر است در این زمینه به کتابهایی با محتوای "تفاوت های روانشناختی/فیزیولوژیک/بیولوژیک/ذهنی و ... زن و مرد" رجعت کنید! دکتر مرتضی منطقی آثار خوبی مثل این و این در این زمینه ها برای مخاطب ایرانی تالیف کرده است. از دیگر کتب خوب بازار میتوان به این و این اشاره کرد.

توصیه: سعی کنید تفاوتهای موجود در بین دو جنس را درک کنید نه اینکه "حقه های دلربایی" را بیاموزید! اولی شما را به درک و شناخت بهتر همسرتان و در نتیجه بهبود زندگی مشترکتان رهنمون میشود و مورد دوم از شما در بهترین حالت یک "طبل تو خالی" درست میکند.

3-تفاوتهای فرهنگی را در نظر بگیرید: فرض کنید -فقط فرض کنید- در کتاب "با همسر خود خیلی خفن رفتار کنیم!!!" نوشته شده: "شما و همسرتان در استخر هستید که حس میکنید همسرتان با آقای X بیش از حد خودمانی شده" خب؟ کتاب را پاره کرده و دور بریزید! تا این لحظه بالغ بر صِفر استخر مختلط عمومی در ایران تاسیس شده که پذیرای هیچ عدد زوج جوان بوده است! در خواندن این دسته کتابها تا حد ممکن به کتابهای "فرهنگ نابسته" و یا کتابهای مرتبط به "خُرده فرهنگ خودتان" مراجعه کنید! کتابهای خوب این زمینه تلاش دارند تا حد ممکن به اصل جهانشمولی وفادار باشند اما کتابهای تو خالی بازاری یقیناً "آمریکایی" نوشته شده اند!

4-مرگ بر وین دایر! مرگ بر آنتونی رابینز و غیره!:وین دایر، آنتونی رابینز، باربارا دی آنجلیس، برایان تریسی ملعون (مدیرفروش!!!) و این دست نویسنده ها را نخوانید، یا اگر خواندید به اسم "روانشناسی" نخوانید، و از آنها توقع صحبت های مبتنی بر شواهد نداشته باشید، در نهایت نتیجه ی به دست آمده از مطالعه این دست مولفین (خوب یا بد) کوچکترین ربطی به روانشناسی ندارد! باربارا دی آنجلیس و آنتونی رابینز به عنوان دو نویسنده بزرگ کتابهای زناشویی، بعد از چند سال زندگی مشترک طلاق گرفتند! در این بازار، در کتابهای ساده فهم تر کتب جان گِری، و در کتابهای ساختار مند تر و درجه یک تر، کتابهای "مرتبط" رابرت استرنبرگ، اریک فروم، مرتضی منطقی و مهری رحمانی و... قابل توصیه هستند.

این و این و این و این و این و این و این و این و این و این

5-نشرهای محترم، جلدهای آدمیزادی: به جز بعضی استثناها مثل کتاب فوق العاده "هنر عشق ورزیدن" هر چقدر جلد کتاب شبیه کاغذ کادوی روز ولنتاین شد از خریدش بیشتر تر!!! صرف نظر کنید، کتاب محترم علاوه بر محتوای خوب، ظاهر آراسته ای دارد، نام نویسنده نهایتاً با پیشوند "دکتر" ذکر شده و نه بیشتر، "جناب آقای دکتر هولدن کالفیلد فوق تخصص بیماریهای شب جمعه!!!" یعنی یک شیادی بزرگ! یعنی "بیا منو بخَر!". نکته بعد اینکه کتاب خوب و بد در همه ی نشرها موجود است، اما نشرهای تخصصی روانشناسی که احتمالا کتابهای مرتبط به درد بخور دارند کمابیش اینها هستند: انتشارات رشد، روان، ویرایش، ارجمند، نسل نو اندیش، نی، ارسباران، و با اغماض زیاد نشر جیحون!

6-من میدونم تو زنی، منم مرد هستم، بیا آدم باشیم: تمایلات مِنیستی!!! و فمنیستی خود را چال کنید! با هر دوی شما هستم! معطوف به موضوع باشید، سعی در حل مشکل داشته باشید، این که سیمون دوبوار چگونه زیست یا پدربزرگ شما ابهت خرس را داشت برای شما و همسرتان زندگی مشترک نمیشود! در زندگی مشترک اول "ما" باشید بعد "من". نکته بعد اینکه زندگی هیچ زوج دیگری -مخصوصا ازواج فامیل-  به شما کوچکترین ارتباطی ندارد، اصولاً در حل مشکل خودتنها به خانواده خودتان فکر کنید، خواهر و برادر همسر خویش را راحت بگذارید، شما آنها نیستید! تکرار میکنم با هر دوی شما هستم!

نکته مهم: ضمن رعایت بند ششم به هیچ عنوان حق گفتن عباراتی مثل "اول تو شروع کردی" "اول تو..." "اول تو بیسار..." و یا عباراتی مانند "تو هم فلان کار را کردی" و ... را ندارید!

7-نتیجه: این توصیه ها را به عنوان "کارشناس روانشناسی عمومی" و نه "دانشجوی کارشناسی ارشد آموزش و پرورش و روانشناسی کودکان استثنایی" به شما عرضه کردم، و توجه داشته باشید که نظرات شخصی و رویکرد من در این توصیه ها جاری است، متخصصین دیگر ممکن است برای شما حرفهای متفاوت ، بهتر و بسیار پخته تری داشته باشند، اینها اصول اولیه در خواندن این دست کتابها بود و بس! و دست آخر اینکه...

8-مراجعه به روانشناس ایدز نیست!!!: اگر مشکل شما جدی تر از آن است که با مطالعه کتب و اجرای آموزه های آنها حل شود، پول خود را خرج انواع کتاب -یاگرفتن پندهای خاله زنکی از شمسی و فخری جون- نکنید، از یک روانشناس مجرب وقت بگیرید، اول تنها و بعد اگر لازم بود هر دو نفر در جلسات شرکت کنید.

نکات فوری: هیچ کتابی قرآن نیست، پس ممکن است اشتباه باشد! نویسنده های ایرانی معتبر را در این زمینه ها به همتایان غربی ترجیح دهید، در خرید کتابها از افراد آگاه مشورت بگیرید، بیش از حد به محتویات کتابها اتکا نکنید، اگر تاثیر معکوس دارند آنها را انجام ندهید! هیچگاه در روابط مشترک از "تعمیم جزییات به کل موضوع" استفاده نکنید، همه ی این کتابها به صورت کلی از "زن و مرد" صحبت میکنند بنابراین اخلاقهای خاص همسر خود را بدانید!!! زخم زبان نزنید، شوخی های تخریب کننده نکنید، همسرتان را دوست بدارید و آنرا به اندازه کافی ابراز کنید، "رفتار جنسی سالم" داشته باشید و بهداشت جنسی را رعایت کنید و ... برای دانستن نکات بیشتر از کتابهای خوب استفاده کنید یا از متخصصین امر مشورت بگیرید.

  • هولدن کالفیلد

من کدومم؟نیشخند

تا حالا عکس بدون ادیت و پنهانکاری از خودم نگذاشته بودم - واقعیتش خوشم هم نمیاد از این کار - اما چون توی این تصویر صورتم 75% معلوم نیست، مثل سعید معروف افتادم و خیلی عکس رو دوست دارم گفتم شما هم ببینید... خب معلومه من اون "سروقامتـ"ـی هستم که روی تور بلند شده ... و این آبشارررر... رو قصد داره در زمین حریف به یک امتیاز تبدیل کنه!خنده

پ.ن 1: من اصلا نمیدونم این عکس رو چه کسی گرفته، ولی واقعا لحظه خوبی رو شکار کرده، مخصوصاً که همه ی وزن عکس رو منه!!!

پ.ن 2: جمعه، 21/1/94، پارک چیتگر

پ.ن 3: دارم یه کاری میکنم، به نظرم کار خیلی بزرگیه، یعنی مثل ادا کردن یه دین، تموم که شد بهتون میگم!

  • هولدن کالفیلد

توی مملکتی زندگی میکنیم که اگه دست دوســـت دختــــرت رو بگیری امکانش هست ضابط قانونی با بدترین توهین ها دستگیرت کنه... همزمان توی مملکتی زندگی میکنیم که اگه ضابط قانونی کشور متخصامت توی منطقه، به اتباعت تجاوز مقعدی کنه میگن "ما از دولت عربستان میخوایم که عذر خواهی کنن وگرنه... نشون دادن حسن نیت ندارن"...

خاک بر سرتون واقعاً!

  • هولدن کالفیلد

سلام آقای خدا... قبل از هر گونه سخنی خدمت شما بگویم ما خیلی سعی کردیم اسم شما را بفهمیم تا با شما محترمانه تر صحبت کنیم اما مادرمان گفت که شما هزار و یک اسم دارید و اینگونه صدا کردن شما بسیار برای ما مسئله ی سختی است، البته از "ناخدا" ممنونیم که خود به ما هوار میزند خدا نیست! اگر از احوال ما میپُرسی ملالی نیست جز دوری شما. این حاج آقای طبقه پایینی هر سال میاید خانه ی شما، اما دریغ از اینکه شما بازدید پس بدهید. پدر ما می گوید کسی که صله ی رحم نمیکند آدم بدی است. لطفا بیایید میهمانی این حاج آقا بلکه ما دم در شما را ببینیم و مشکلات خود را با شما در میان بگذاریم... و ما لیستی از اهم مشکلات خود را در این عریضه با شما در میان میگذاریم.

خدایا ما خیلی دوست داریم اینجوری با مادر علیلمان هی پیاده تا مدرسه نرویم، اگر یک ماشین به بابای ما بدهید خیلی ممنون میشویم، از این ماشین گُنده یو اس بی ها هم نمیخواهیم، از همان کوچولوها که دو تا در دارد و صندلیهایش بوی گاو میدهد کفایت میکند. خدایا ما از بس عصرها که از مدرسه به خانه می آییم جلوی این قنادی دهانمان مثل خر مش حسن باز است دچار درد مزمن عضلات فک شده ایم لطفا شما خودتان یک مقدار شیرینی به ما برسانید. لازم هم نیست شیرینی اش تر باشد، اصلا خشک هم نباشد یک مقدار شیرینی نم دار هم برای ما که بچه ی خوبی هستیم بس است. خداجان همانطور که شما خود بیش از همه بچه ی کف بازار هستید؛ از قیمت ها آگاهید، برای آن شیرینی ما نیاز به پول داریم چون یک بار که از آقای قناد شیرینی نسیه خواستیم گفت که حتی مادر ما به پدرمان نسیه ماچ نمیدهد چه برسد او به ما شیرینی!!! پس لطفا به ما پول بدهید که خودمان برویم شیرینی بخریم و به پدرمان هم قرض بدهیم تا بدهد مادرمان بلکه او هم پدرمان را ببوسد. ما وقتی از مادرمان پرسیدیم چرا به پدر ماچ مجانی نمیدهد محکم خواباند در گوش ما و از خداوند متعال برای ما جزّ جگر خواست. شما با آقای خداوند نسبتی دارید؟ آقای خدا لطفا به ما جزّ جگر بدهید، مادر ما کلا بعضی وقتها برای ابراز محبت به ما میگوید خدا جزّ جگرت بدهد، ما نمیدانیم این جزّ جگر چیست اما خیلی آن را دوست داریم و از شما میخواهیم در این زمینه هم یاریمان کنید. خدایا این چه وضعی است برای ما ساخته اید؟ فرنود با آن یک ذره سن و قد در یخچال خانه ی شان را خودش باز میکند اما یخچال خانه ی ما سالی به چهارده ماه خالی است و اصلا به ریسکش نمی ارزد آن را باز کنیم. میشود وضع ما خوب باشد تا بتوانیم در یخچال را با سری برافراشته باز کنیم؟ جناب آقای خدا که دستی در خیر دارید آیا مستحضر هستید این خواهر ما قصد ازدواج دارد؟ مگر او چه چیزی از شیما و ماندانا کم دارد که آنها باید جهیزیه ی اعیونی داشته باشند اما خواهر ما هیچی نداشته باشد، خود خواهرمان میگفت خواستگارها نمای خانه را که میبینند ترجیح میدهند همان مسیر را برگردند! پس حالا که زندگی خواهر ما گیر کار شماست لطفا جنبه داشته باشید و یک عدد جهیزیه از همان مارک پر طرفدار اعیونی به خواهرمان بدهید که به قول بابایمان دهانش را گِل بگیرد...

آقای خدا راستی شما میدایند این اوستا کریم کیست که پدر ما هی سقف را نگاه میکند و میگوید "مصبت رو شکر اوستا کریم!!!"؟ ما میخواهیم از آقای استاد کریم بپرسیم مگر ایشان کدام یکی از رودهای ایران را دارند که پدر ما اینچنین کشته و مرده مصب رود ایشان هستند؟ این آخرین خواسته ما از شما بود. فقط قول بدهید بیایید میهمانی حاج آقا طبقه پایین که ما همه این ها را به شما بگوییم...

راستی خدا جان لطفا وقتی آمدید این طرفها با ما هم آشتی کنید. مادر ما همیشه به پدرمان میگوید که به خاطر کارهای پدرمان خدا با ما قهرش گرفته، پدر ما آدم خوبی است فقط یک کم محتاط است، مادر ما فکر میکند محتاط بودن چیز بدی است و به پدر ما میگوید "خاک بر سر محتاطت مرد که همه دار و ندارمون رو دود کردی"، اما آقا معلم ما میگوید احتیاط شرط عقل است... خدایا پدر ما آدم عاقلی است و بسیار گناه دارد و سیه چُرده و لاغر و نحیف است، شما نبینید که حاج آقای طبقه پایین چغر و بد بدن است،او روزی سه وعده غذای کافی و مقوی و پر کالری میخورد!!! شما پدر ما را ببینید و دلتان به رحم بیاید ... لطفا با او آشتی کنید...

پایان

  • هولدن کالفیلد

عرضم به حضورتون ما امروز مورخ 15/1/1394 همراه با ملکه رفتیم خرید. قصدمون خرید لباس برای من و ایشون بود که تقریبا تنها امری که محقق نکردیم شُد همین قضیه! جا داره یه عسکی!!! بهتون نشون بدم دیدن نمایید!

همونطور که دقت کردید من مَرد عِلمم کلهم اجمعین، الباقی ذهنم درگیر فوتباله گویا و دیگه همین دیگه!!! فقط نمیدونم با این همه علم چرا به جایی نمیرسم! و اما... توی این مجموعه خرید به جُز DSM 5 که توسط بانو به من اهدا ورزیده شد و کلی خرمون ازش کیف کرد!!! میتونم اذعان کنم بهترین خرید امروزم این بود...

این رو توی نشر افق تور کردم، حضرت ملکه اجازه دادن من بخرمش و بنده الان در آسمانها سیر میکنم چون واقعا ته کیفیت و زیبایی و اینهاست! اینکه چه جوری شد بالاخره اجازه صادر شد هم بماند!

و این بود خوشحال ترین پُستی که میتونستم امروز براتون بذارم! توقعتون از روز اول بیکاری من چیزی بیش از اینه؟

پ.ن 1: بله کافه تعطیل شد علی الحساب بیکارم! یه استراحتی بزنم به بدن بعد برم باز کار پیدا کنم! کار خوب سراغ داره کسی آیا؟

پ.ن 2: قسمت اول عنوان رو که خوندین مفصل، در مورد قسمت دوم عنوان پُست... آقا ما رفتیم یه جا جوراب و زیر پیرهن و از اینها بخریم، گفتم "آقا زیرپیرهن رکابی سایز کوفت! دارید؟" گفت "رکابی ساده نه ولی خشتی دارم سایز کوفت!" منم گفتم "نه من خشتی خوشم نمیاد نمیپوشم ساده دوست دارم!" دیگه مگه ول میکرد من رو فروشنده؟ از روی ساعت پنج دقیقه بدون توقف از مزایای خشتی!!! حرف زد و هی گفت بخر!!! هر چی گفتم بابا جان من میخوام سه تا بردارم اگه بد باشه الکی ضرر زدم به جیبم باز هم بیخیال نشد!!! خلاصه کار رو به جایی رسوند من و بانو از اونجا تا وقتی بریم خونه سوژه ی صحبتمون "خشتی" بود! خشتی!!!

پ.ن 3: تلویزیون روشنه پشت سرم دارم مثلاً فوتبال میبینم، استاد دکتر سرهنگ علیفر فرمودند که "تنها سه دقیقه از بازی گذشته ولی انصافا بازی پایاپای بوده!!" ... آخه هوشمند!!! بازی هنوز شروع شده که میگی پایاپای بوده؟ بذار نیم شاعت کش بیاد بعد تز بده!!! عجججججبببببب!

پ.ن 4: آقایون زیر پیرهن خشتی بردارید ، خیلی خوبه! یک! عااالیییی!!!!

  • هولدن کالفیلد

این بازیهایی که "لورِن فابیوس" وزیر امور خارجه فرانسه سر مسئله هسته ای ایران داره در میاره مادر من سر قضیه "عروس مورد قبول خانواده و آرمانهای آن" -که متوجهید خیلی از مسئله هسته ای مهمتره!- در نیاورده!

+بار دومه که در آستانه ی رسیدن به توافقات نهایی هیئت اعزامی از فرانسه کارشکنی میکنه!

++واقعاً رسیدن به یه توافق الان از هرچیزی واجب تره، چیزی که با توجه به قراین و شواهد تا دهم تیر ماه و رسیدن به مهلت نهایی مذاکرات امکان پذیر نیست!

+++فقط کافیه امشب توافقی صورت نگیره و همزمان کنگره آمریکا تحریمهای جدیدی علیه ایران تصویب کنه، یعنی یک سال و نیم زحمت و رنج پر پر میشه! کل مذاکرات معلق و متوقف میشه! البته به نظر من در این صورت ترک مذاکرات از طرف ایران منطقی ترین واکنش ممکنه، امیدوارم به اونجا نرسیم!

++++مسئله ی "امنیت روانی" که توی جریان "توافق" نهفته است بیش از هر جریان سیاسی اقتصادی اجتماعی دیگه ای برای من حائز اهمیته!

+++++به امید توافق ظریف و بقیه!

  • هولدن کالفیلد