Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

۶ مطلب در مرداد ۱۳۹۳ ثبت شده است

و اندازه ی همه کائنات دوستش دارم ، بیشتر از هر مخلوق دیگه ای توی عالَم هستی! بیشتر از هر چیزی که خودم تو ذهنمه! من بدون خودم زنده میمونم ولی بدون خواهرم نه! و این قدرت یه خواهر کوچولوی خوش قلب مهربونه...

روزی که گذشت ، بیست و نهم مرداد تولد خواهرم بود و خدا هر سال در این روز حضورش رو رسماً به من اعلام میکنه! خواهرم چند ساله!؟! شد (زشته سن خانم ها رو نباید گفت!نیشخند) تولدت مبارک خواهرم!

پارسال در چنین روزی... لینک

 

تولدت مبارک شیرین ترین خواهر هستی!

  • هولدن کالفیلد

عمده مشکلات جدی دوران بزرگسالیم توی زمانهایی اتفاق افتاده که بنا به هر دلیلی ریش یا ته ریش بلند (یا همچین چیزی) داشتم و به هر علتی (حوصله یا وقت نداشتن برای اصلاح و یا علاقه به نگهداری ریش یا ته ریش) برای کوتاه کردنشون اقدامی نکردم.

چند وقتی هست ریش دارم.

  • هولدن کالفیلد
  • هولدن کالفیلد

خبر رسیده بهم که جواب یکی از کامنتهام برای کامنت دهنده شَر شده و بابتش توهین شنیده! نمیدونم راسته یا نه! فقط خواستم به چند نکته اشاره کنم:

1- اینجا وبلاگ منه ، اینجا من جواب میدم ، اینجا اگر از چیزی ناراضی بودین با من صحبت میکنید! اینجا قلمرو منه! پس اگر احساس کردید از جوابی که من دادم ناراحتین ، شعور کم خودتون رو همینجا رو نمایی کنید ، دختر مردم رو اذیت نکنید!

2- من از همه ی کسانی که ادعای "لاتی" ، "بد دهنی" و حتی "حرومــزادگی" دارن بدترم! پس اگر ادعایی در شما هست در همه ی این زمینه ها با کمال میل میتونم جوری دهنتون رو سرویس کنم که تا پنجاه سال نیاز به معاینه ی فنی نداشته باشین!

3- بی جربزگی و کامنت گذاشتن خصوصی مال بچه های پونزده ساله است که پشت سیستم احساس بزرگی میکنن! در این صورت همین الان گورتون رو از توی وبلاگ من گم کنید بیرون!

4- دفعه ی بعد هیچ چیز رو نادیده نمیگیرم! من از برخورد مستقیم تا ارجاع به پلیس فتا رو خوب بلدم! ممکنه یه روز بابت لجن پراکنی مجازی بازداشتت کنن بی هوا!

5- با کامنتهام و جوابهاش مشکل داری؟ به بیضتین اسب مرحوم حضرت ابوالفضل! حرفی نزنی نمیگن لالی!

6- تمومش کن ، یا برات تمومش میکنم!

7- از همه ی خواننده های محترمم معذرت میخوام! لازم بود بعضی مواضع رو روشن کنم!

یا حق!

  • هولدن کالفیلد

در راستای قانون چندم نیوتن!! که هر کنشی واکنشی داره و من هم شخصاً علاقه مند به انجام واکنش هستم ، در واکنش به این پست مادام ، عرض شود که:

و تمام مردانی که شعرهای عاشقانه میسرایند,"تعداد بالایی زن" را سالهاست پشتِ واژه هایشان گم کرده اند. یعنی در حدی که موندن به کی اول عشق برسونن!!!خنثی

تازه من اصلاً سفر هم نبودم! بله!

مادام خانوم "که" و "به"! "ک" و "ب" غلطه! خنثی

 

توی این پست هم یه تعدادی کارنامه هست که کارنامه ی منم جزوشونه! برید ببینید!

 

پ.ن 1: اینو گوش دادین یا نه؟

Michael Jackson - Beat It

اگه گوش دادید که خوبه ، اگه نه دانلود کنید گوش کنید!

حالا که همتون اون آهنگ رو گوش دادین میخوام بگم اصل آهنگی که میخواستم معرفی کنم اون نبود ، اینه:

John 5 - Beat It

خدایی دارین گیتار زدن رو؟

پ.ن 2: چند وقتی بود پستهای خوب مینوشتم ، خودمم حتی گرمی کرده بود! الان احساس راحتی دارم با این پست بی محتوا!خنده

  • هولدن کالفیلد

این متن در واکنش به "زنها هیچ وقت حقی نداشتند!" نوشته شده.

پیش نوشت: بانوان سرزمین من ، از شماری حقوق واقعی خود محروم هستند. این رو یک افت و امتیاز خیلی منفی برای جامعه ای میدونم که ادعای پیشرفت داره. این خیلی ناراحت کننده است که برای پوشش ، درس ، کار و ...قانونهای محدود کننده برای نیمی از "انسانـ"ـهای این سرزمین وجود داره، این زشته که تفریحات زنان ما اینقدر محدوده، این مایه ی ننگه که اولین راهکارمون برای کنترل هر چیزی دور کردن زنان از بطن جامعه است. من ، یک مرد ایرانی ، که خواهرم توی همین جامعه درس خونده ، تلاش کرده و رشد کرده بالکل مخالف این دست محدودیتها هستم! برای من این قضیه مثل تُف سر بالاست... من دوست دارم زنان مملکتم در محدوده ی قانونهای عادلانه جوری زندگی کنن که دوست دارن ، جوری که راضیشون میکنه ، اما...

مسئله ی اصلی در عصر حاضر (در همه ی متن ، مراد از اتفاقات ، دنیای مدرن و امروزی هست) اتفاقاً نه از "ظلم تاریخی مردها" که از "نوع نگرش زنها" به زندگی شروع میشه. این نکته در یک زندگی مشترک اینجوری اتفاق میفته که ... نه بذار یه جور دیگه بگم! به قول استادم آقای دکتر جلالی ، شما یا "سنتی" زندگی میکنی یا "مدرن" و اینها "تعاریف" مخصوص خودش رو داره ، تو زندگی مدرن یک "ما" زندگی میکنه که هر بخش از اون دارای حقوق و همچنین وظایف تقریباً برابره، در تعاریف سنتی اما هر بخش از اعضا حقوق و وظایف مشخص داره، رییس زندگی و سیاستگذار عمده ی زندگی معمولاً مرد خونه است ، مسئولیتهای عمده و کلی با "مرد" و مدیریت امور داخلی با "زن" هست ، توی این تعریف زن توی خونه است و در مجموع مجری سیاستهای مرده، حد آزادی زن توی این نگاه کاملاً بسته به نوع نگاه مَرده که به جُز حالتهای رادیکال (که در اون زن رسماً برده است) یه آزادی نسبی (در حدود سنتی) و کاملاً متغیر وجود داره که به محض لطمه دیدن هر مسئله ای در زندگی ممکنه ابعادش کمتر بشه! یا با اتفاقات خوب کمی بهش افزوده بشه.
حالا زنان ما پیرو کدوم حالت هستن؟ سنتی یا مدرن؟ هیچ زندگی ای پا در هوا ادامه پیدا نمیکنه ، یک زن کدوم نگاه رو ترجیح میده؟ خب مسلماً مدرن و ما گفتیم که در زندگی مدرن "وظایف" مثل حقوق برابره. یک مسئله جدی اینه که هم شما و هم من بی شُمار زن شاغل میشناسیم که ریالی از درآمدشون خرج زندگی نمیکنن ، پول خودشون مال خودشونه ، پول مرد برای خونه! یعنی حق "شاغل بودن" رو برای خودشون بدیهی میدونن ، ولی وظیفه ی "خرج کردن" هنوز مثل تعاریف سنتی با مرده. پُخت و پز ، بچه داری و ... که در تعاریف سنتی کار زن محسوب میشه به نسبت نوع کار اینجا نیست یا مناسب شرایط زن تغییر شکل داده ، شغل داشتن که در تعاریف مدرن لحاظ شده جاش رو گرفته و این بیشتر بیانگر یک موضوعه: "طرز تفکر" اینه که "من هم مثبتهای سنت رو میخوام هم مثبتهای مدرنیته و منفی های هیچکدوم رو نمیخوام". بعضی خانومها اینجوری فکر میکنن و این چیزی نیست که کتمانش کنیم. حالا کجای این رفتار داخل قاعده است؟ کجای این رفتار مناسبه؟ اصلاً این اتفاق چه امتیازی برای یک مرد داره؟ یک زن داریم که بالا و پایین چند تا از وظایف همسری رو تغییر داده ولی به جاش هیچی به مرد ارائه نکرده! بالاخره سنتی یا مدرن؟ توی نوشته ای که لینک کردم زنها جوری مظلومند انگار شما رو از حقوق اساسیتون محروم کردن، این نقیضه ی حرفم نیست که از بعضی حقوق رسمیتون محرومید ، ولی خواهشاً اول تکلیف مردها رو با نگرشتون به زندگی مشخص کنید ، مدرن یا سنتی؟ حد وسطی وجود نداره! نمیشه از هر دو طرف بچسبید و بخواید! بالاخره یا قبول کردید به قول خودتون باید "خرج" کنید خودتون رو (که از بیخ و بُن با این قضیه مشکل دارم) یا در ازای حقوق مدرن وظایف مدرن رو هم پذیرفتید! شما که به مرد مسلمون میگید "اجازه ی تو اصولاً لازم نیست" لطفاً موقع خرج اینقدر "مسلمون" نباشید! موقع وظایف مردتون "وظیفه هاش ، شوهر فخری و شمسی جون و ..." رو نکوبید توی سرش! اگه کوبیدید لطفاً بشینید توی خونه! شما یه زن سنتی هستین! همچنین نویسنده ی محترم ، شما که در مورد همسر آیندتون توی کامنتها بیان کردید "باید عرضه داشته باشه و در یک شرایط کاملاً برابر کار رو بگیره نه با محدودیتهای جنسیتی" لطفاً موقع انتخاب همسر این عرضه رو برای خودتون هم لحاظ کنید و اگه خواهان زندگی مدرن هستید با یه مرد سنتی ازدواج نکنید! کسی شما رو مجبور نکرده (حداقل در دنیای امروز) که همسر مردی با تفکرات سنتی بشید ، این چیزها حلاجیش قبل زندگی مشترکه ، این وظیفه ی شماست که مردی مطابق با تفکراتتون رو از بین مردهای ممکن انتخاب کنید! مردی رو "انتخاب" کنید که علاوه بر شُغل و شرایط خوب ، "نگرش" کمابیش همسان داره باهاتون! دیگه اشتباه شما هم تقصیر اون نیست! اون این بوده ، هست و خواهد بود! تنها گناهش اینه که شما "دختر خوبی" بودید و اومده خواستگاری! شمشیر هم نگذاشته بیخ گلوتون بابت ازدواج! پس اگر درست ازدواج کنید ، دیگه لازم نیست خودتون رو خرج کسی کنید و چشم الکی بگید! و ببخشید گفتم خرج! شما دیدید مردهای این مملکت چه جوری پول در میارن میارن سر سفره؟ باید چه التماسها کنن ، چه خفتها بکشن! باید خودشون رو "خرج" کنن تا همانی که داعیه ی خرج شُدن داره حداقلهای زندگی رو داشته باشه! نگاههای منصفانه و "غیر جنسیتی" این جور جاها به درد میخوره ، این خرج شدن مرد ها رو "خانم دکتر الهه محمد اسماعیل" به من گوشزد کردن اولین بار! یک تحصیل کرده ، استاد و محقق بزرگ دانشگاه ، مهم تر از همه یک زن بدون نگاهی جنسیتی!
میتونم بگم شخصاً هیچ مشکلی با کار و رفت و آمد و ... همسرم (در آینده) نداشتم و نخواهم داشت ، اما از روزی که دکتر جلالی عزیز مسئله ی زندگی مدرن و سنتی رو توی کلاس توضیح داد تصمیمم شُد این: همسر من یا پولی که در میاره (و از وقت زندگی مشترکش میزنه) رو میاره توی دخل "ما" ، یا کار نمیکنه و میشینه تا "من" خرج زندگی رو در بیارم! همسرم یا حقوق مدرن میگیره و وظایف مدرن انجام میده ، یا سنتیه که تکالیفش معلوم (گرچه شخصا سعی میکنم مدرن ترین حالت سنتی باشم در این شرایط!!!)
خیلی واضح و روشن! فکر نکنم مخالفتی از این باب وجود داشته باشه!
پی نوشت: این یک نظر مردسالارانه نیست ، من معتقدم "انسانها" باید اول بدونن خودشون از زندگی چی میخوان ، بعد ببینن کدومهاش میشه ، کدومهاش نمیشه ، بعد در مورد اونهایی که میشه دست به انتخاب بزنن! N مقدار حق رو قانون به اشتباه از بانوان گرفته و من هم همسوی شما معترضم ، ولی اون N-M مقدار رو که قانون ازتون نگرفته ، از دست رفتنش فقط و فقط به خودتون بر میگرده ، فهمیدن این میتونه نجاتتون بده! برای مثال رجوع شود به بحث انتخاب همسر که عرض کردم! در مورد مباحث وظایف شرعی زن فرضاً زن حق داره پنج شرط ضمن عقد بذاره ، استفاده اش کنید اگر طالب زندگی سنتی اما بدون وظیفه های دست و پاگیر هستید یا حتی میخواید برای بعضی حقوق زندگی مدرنتون تضمین قانونی بگیرید! ساده اس و توی متن قانون هم براتون پیش بینی کردن! پس ناتوانی شخصی خودتون در "دریافت حقوق" رو لطفاً به ظلم تاریخی مردها نسبت ندید، شما برای اینکه حقتون رو بگیرید منتظرید یه "مَرد" پیدا بشه و براتون توی مجلس قوانین جدید وضع کُنه! نگاهتون اینجا هم به مردهاست! هوم؟ آگاهی ... حلقه ی گمشده ی اعتراضهای بر حق زنانه ، یه کم آگاهتر لطفاً!

  • هولدن کالفیلد