Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

۵ مطلب در آذر ۱۳۹۲ ثبت شده است

انار!

آجیل!

بافت طوسی رنگ!

جیب بُر خیابان جنوبی؟

قهوه!

حرف و لبخند!

شلورا جین (برندش رو چی گفت؟)

خنده!

اخم!

بحث!

نگاه!

دست!

سرما!

شب!

خداحافظ!

خاک بر سرت هولدن! بلد نیستی از روزت لذت ببری!

 

پ.ن: کسی که الان صحبت میکُنه سرآهنگ میباشه!!! (مُدل یه همکلاسیم گفتم!) یه آهنگ پُست راک گوش بدید روحتون تازه بشه (یزدگرد به تو خیلی میچسبه حدس میزنم!)

Long Distance Calling - Aurora

  • هولدن کالفیلد

اینکه قبلاً چی نوشه بودم دیگه بماند!

آقا محسن چاوُشی یه سینگل داده ، به نام همسایه که خیلی فاجعه آمیز قشنگه! و چون قبلاً ازش آهنگ گذاشتم نمیتونم بهتون لینک بدم! خودتون برید از توی عالم اینترنت پیدا کنید! ریخته فت و فراوون!

بعدشم! یه آهنگ از The Piano Guys پیدا کردم به نام Arwen's Vigil و چون هم اسم آروِن خودم بود بسی حال نمودم!

همین دیگه ، این بی ربط ترین محتوا به محتوای اصلی پُسته!

به زودی هم پُست میذارم عین انسان!

  • هولدن کالفیلد

زندگی تلخ و نفسگیر به انجام رسید ... زندگی چون شب دلگیر به فرجام رسید

زندگی خنده ی تلخی به لبش بود ، انگار ... مرگ من در غم و اندوه سرانجام رسید

"تنها"

 

پ.ن 1: گوش کنیم

Do Make Say Think - Think

پ.ن 2: حالا جداً بیا فکر کُن! فکر کُن!

پ.ن 3: زندگی ... تلخ ... نفسگیر ... مرگ!

  • هولدن کالفیلد

و با تو لحظه ها بسیار میشوند. در بالای قله ای روی این شهر پُر سر و صدا، فکر تو... آرام من... مرا به دورها میبَرَد. به دورهای خیلی راحت، خیلی آرام. و خیره خیره نگاهم میکُنی و من از تو چشم میگیرم. آوای تو، به سان موسیقی خوش کلامی به من نزدیک میشود، در گوشم میپیچد: میدانی که؟ نیم نگاهی رنگ پریده می اندازم و باز رو میگردانم. آری ، میدانم ... نگو! و باور دارم ... در آن فضای مه آلود سرد، فقط ما هستیم که میدانیم. و تو نزدیکتر میشوی و دست بر شانه ام میگذاری: نترس! -نگو! منجمد میشوم!... در خود فرو میروم!... مرا به سکوت مبر! -نترس! فقط میخواستم بگویم ... دوستت دارم! و لبخند یخ زده ی بی رنگی، گوشه ی لبهای بی جانم، سرنزده میرود. و صدای قلب پرنده سانَت همه جا را پُر کرد. گفتم: امروز چه خبر است؟ صدایش تا هفت شهر آنطرفتر میرود! -بگذار برود...

ادامه دارد...

-------

این چه حکمتیه فصلی یه بار من با تب و لرز و سرما خوردگی شدید دست و پنجه نرم میکنم؟خنثی اولیش که توی بهار بود ، روز آزمون ارشد آزاد به علت اوج فاجعه میخواستم نرم! دومیش تابستون بود و توی ماه رمضون که جونمو گرفت و سومیش الان که از سه شنبه همه ی کلاسها و کیس و کافه رو کنسل کرده منو انداخته گوشه ی خونه!

پ.ن: سر آهنگ هستم! با یه آهنگ امبینت چطورید؟

Helios - Bless This Morning Year

  • هولدن کالفیلد

همین! گوش کنید ... لذت ببرید! توضیحی نمیدم جُز این که پست-راکه و بی کلام. الان که دلم گرفته و فکرم مشغوله یه جور خوبی میچسبه بهم! یه جوریه که دوستش دارم! بعضی آهنگها برای بعضی آدمهان ، توی بعضی حالها!

This Will Destroy You - A Three-Legged Workhorse

  • هولدن کالفیلد