Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

۷ مطلب در آبان ۱۳۹۲ ثبت شده است

Artist/Band Name - Track Name - Genre

Vangelis - Anthem - Electronic

Lebowski - Cinematic - Progressive Rock

Enya - Dreams Are More Precious - New Age

Deadmau5 - Superliminal - Progressive Trance

 

فکر کنم وقتش شُده یه بازخورد کلی از آهنگها بهم بدین ، هوم؟

  • هولدن کالفیلد

کربلا ، دهم محرم سال شصت و یک هجری قمری

حسین گفت: هَل مِن ناصر یَنصُرنی؟

تهران ، بیست و یکُم آبان هزار و سیصد و نود و دو هجری شمسی

هیولا پاسُخ داد: نیستم! من کسی نیستم که کمکت کنم! آنقدر مرد هستم که بگویم دلش را ، جراتش را ، مردانگیش را ندارم ... بگذار نامردها برایت مویه ها کنند! همان ها که برای یک وعده بیشتر از غذای نذری هیئتهایت دزدی هم میکنند ، دروغ هم میگویند! یاری کنندگانت بگذار پسرانی باشند هیز و دُخترانی هیز پرور ... من یاریت نمیکنم! نمیخواهم پاسخگوی "لبیک دروغ" باشم! بگذار "نا مسلمانی" خودم را کنم ، تو از مسلمانانت چه خیری دیدی؟

تو! حسین! اگر امام منی یاری کُن! همه ی ما را یاری کن ... که لا اقل اگر مسلمان نیستیم آزاده باشیم!

به خاطر این پُست! و در همین راستا!

پ.ن: غدیر خون را از آلبوم سلام آقا بشنوید!

محسن چاوُشی - غدیر خون

نکته ی سرآهنگ: قطعه ی بالا از سایت رسمی مُحسن چاوُشی لینک شُده و ناقض پیمان کُپی رایت نیست!

  • هولدن کالفیلد

خدا اونایی رو که بهشون یه دل دریا داده دوس داشته ، ولی اونایی که بهشون آرامش دل داده رو حُکماً میپرستیده!

خدا! نمیگم منو بپرست ، حداقل دوسَم داشته باش!

نوشته شُده توسط دلی ناآروم!

  • هولدن کالفیلد

شاید هر کس دیگری جز من بود ، به این روزها نمی رسید!

این جمله ی بالا ، کاملاً کلیشه ای و شعار گونه است و در عین حال یک حقیقت محض! من برای داشتن "آروِن" ، صبر کردم ، حوصله کردم ، کم نیاوردم ... با عنایت به اینکه بی حوصلگی و دعوا و جروبحث ها و بد قلقی های خودم را داشتم ولی کوتاه نیامدم! سعی کردم خودم را ثابت کنم و بالاخره بعد از ماهها موفق شدم!

من بازی باخته را بُردم ، هیچوقت از یادم نمیرود روزی که اولین "بله" را گرفتم ، روزی بود که دورنمایش دقیقاً "جروبحث و بعد ، خداحافظی" بود. روزی که آمده بود تا با هم در مورد هرآنچه که روزهای قبل حادث شُده بود صحبت کنیم! چیزهایی که اگر به هرکسی بگویی ، خواهد کفت که "اینجور دوستی کردن که نشد دوستی!" ، ولی دلهایی صاف و ساده هر چیزی را عوض و حتی تلخی را شیرینی می کُند!

بودن "تو" موهبت است ... منِ یک سال پیش خیلی متفاوت از منِ امروز است ، جنس من فرق کرده و این همه از توست ، "تو" نه مثل یک طوفان مهیب که همچون یک نسیم ملایمِ مداوم وزیدی و خیلی چیزها را بُردی و بسیار چیزهای دیگر را آوردی... طعم خوب زندگی ، شیرینی عشق ورزیدن ، احساس مَلَس دوست داشته شُدن ، همین با هم بودن ... آینده ای که تا قبل از تو نه بود و نه اهمیتی داشت!!! "تو" با خودت "زندگی" آوردی!

دیشب که "مرتضی" دوستم غبطه خورد به بودن "ما" ، به یکی بودن "ما" ، به "ما" بودن "ما" پُر از غرور شُدم! "منـ"ـی که در "تو" ، "ما" شده ام؛ خودم را از تو و تو را از خودم میبینم. و این احساسی نیست که هر آدمی بتواند تجربه کُند! این یعنی "عشق"!

خودم خوب میدانم ... این حرفها عجیب است ، خواندن این حرفها برای شمایی که چندین ماه در این غار نمور خسته میهمان من بوده اید بسیار غیرمنتظره است! خودم هم تغییر را حس کرده ام و از معدود دفعاتی است که تغییرم را دوست دارم. به خاطر "او"ست که اینگونه ام... نه بی درد ، نه بدون غم ولی خوشحال و با حال خوب!

"تو" نگین الماس زندگی منی!

 

پ.ن: Marketa Irglova - Dokhtar Goochani

این موسیقی ، یکی از ترانه های فولکلور ایرانیه که توسط "مارکتا ایرگلُوا" (عضو گروه Sweal Season) اجرا شُده.

  • هولدن کالفیلد

در راستای اینکه به هر حال اینجا باید چراغش روشن نگاه داشته باشه شود!!! تا اینکه من باز برگردم و مثل بنز بنویسم ، سمع و نظر شما به دو سه خط چرندیات نگاشته شُده مبذول می دارم:

اول اینکه از شنبه اولین کار حرفه ای خودم در زمینه ی روانشناسی را آغاز مینُمویم! کیس مورد نظر یک کودک اوتیستیک خود ویرانگر خطرناکه! سن هشت سال (یا نُه) و سن عقلی سه سال ، هنوز نمیدونم دقیقاً ولی احتمالاً قراره بهش درست حرف زدن رو یاد بدیم!

مورد دوم اینکه خیلی وقته کتاب نخوندم و شدیداً اعصابم خورده ، وسط ارباب حلقه های سه گیر افتادم!

مورد سوم هم میتونه این باشه که "چرا این روزها این جوری هستم؟" به کسی که جواب صحیح را برایمان ارسال کند یک دستگاه جایزه اعطا می شود!

مورد چهارم که مد نظرمه اینه که باز هم آهنگ معرفی نمیکنم ، حسش نیست!

مورد پنجم هم این خبر که "فقط خواستم آپ کرده باشم"

خنثی

  • هولدن کالفیلد

بیایید گاهی وقتها ، وسط دعواها به جای داد زدن و اثبات حق خودمون ... به طرفمون نگاه کنیم! دل شکستنیه!

بیایید اگه دلی رو شکستیم ، حداقل خودمون بندش بزنیم! شاید به قشنگی قبلش نشه ولی خیلی محکم میشه ... دل به دست آوردنیه!

بیایید واقعاً با هم یه کم مهربون تر باشیم ... این چیزی نیست که سخت باشه. سخت یعنی آدمهایی که به جای کنار هم بودن رو در روی هم هستن!

گوشی رو بردارید و از آخرین نفری که دلش رو شکستید و یا ناراحتش کردید دلجویی کنید ، فردا ممکنه شما نباشید یا اون نباشه ...

  • هولدن کالفیلد

1-آره دیگه ... کم پیدا شُدم ولی همینی که هست! گاهی کارهایی برای انجام دادن وجود داره!

2-این هفته به شکل رویایی و غریبی همه ی کارهایی که همه ی اساتید بهم داده بودن پیچید! یکیش هم خودم پیچوندم!

3-میخونمتون ، ولی فقط برای معدودیتون کامنت میگذارم! اینجوریاس! نگید نیستم!

4-جولیک و نفیس رو اگه چک نکنم هر روز ، نمیشه!

5-تو جای خودت رو داری کاملاً ، اصلاً خودتو با کسی مقایسه نکن!

6-بی پشت و پناه بودن ... خیلی ... حس ... بدیه!

 

پ.ن: سرآهنگ هستم! گوش کنیم:

Tallulah - Sonata Arctica

  • هولدن کالفیلد