Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
  • ۹۶/۰۳/۱۸
    45
نویسندگان

۱ مطلب در بهمن ۱۳۹۱ ثبت شده است

حرفایی که میخوام بزنم ، هیچ ربط موضوعی یا غیر موضوعی به عنوان این پست نداره ، If the story is over اسم یه آهنگه که این دو سه روزه زیاد گوش میدم! همین و بس!

گاهی اوقات فقط دوست داری بنویسی و بدونی که نوشتی ، از بس توی سرت همه چیز داره وول میخوره ، دوست داری در رو باز کُنی و به بعضیشون بگی خدانگهدار ، دوران خوبی بود... ولی مسئله ی مهم و اساسی اینه که ، چیزی که اینقدری اهمیت داره که توی سر من وول بخوره در اصل صاحبخونه است نه مهمون! بعضی روزها هست که در رو میبندن و میگن: شما لازم نیست امروز اینجا باشی ... برو بگرد تا خبرت کنیم! اون روزها روزهای جنونه و مدتیه من مجنونم! مدتیه اجازه ورود به خودم رو ندارم ... مدتیه که مهمون خودمم ، و چه حس غریبیه که خودت هم مال خودت نباشی ... که خودت مهمون خودت باشی. اینجور مواقع تکلیفت با خودت روشن نیست ، میرسی به جمله ی "حمید هامون" که: اگه من اونی باشم که تو میخوای باشم ، دیگه من ، من نیستم! و بعد فکر میکنی: ای کاش من اونی باشم که تو میخوای باشم ، تا اونی نباشم که خودم میخوام باشم. اینجا مهم این نیست که "تو"ی تو چه کسی قراره باشه ... مهم اینه که "منـ"ی که اون "تو" بهت هدیه میده ، یه مجموعه ی واحد و مشخصه که بهش وقوف داری ، نه یک "من" مبهم و توخالی و پوشالی که حتی "خودت" هم به "من" بودنش باور نداری... من دنبال "تو"یی میگردم که یک "من" رو بهم هدیه بده... که "من" از "من" خودم نا امید شدم...

البته همه ی این حرفها برای دوران جنونه ... هستن روزهایی که زورم رسیده و بعضی از افکار مبهم رو فرستادم مرخصی و اون روز "من" خودم رو باور دارم ... قدرتش رو میبینم و باهاش راحتم ... اما یک مسئله ای هست ... بازگشت جنون! جنون که دوباره میاد ، قویتر و سرحالتره چون رفته بوده استراحت ، و من شکسته ترم چون دل داده بودم به منی که دیگه جونی نداره!!! و روز از نو ، روزی از نو!

میترسم ... از روزی میترسم که "من" من ، "منـ"ی باشه که "جنون" بهم داده ، نه "تو"!!!

=+=+=+=+=+=+=+=

برای اینکه عریضه خالی نمونه لینک قطعه ی If The Story Is Over رو ضمیمه میکنم:

لینک دانلود

  • هولدن کالفیلد