Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان

۱۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دور همی وبلاگی» ثبت شده است

میفرماید که من قرار رو دقیقا نهایی کردم، یه ایستگاه مترویی و ساعت مناسبی در صبح، اما به عادت معهود و مالوف (اوووووووووفففففف) آدرس و ساعت رو به صورت شخصی ابلاغ میکنم! پس لطفا به صورت عمومی اعلام حضور کنید که همه ی عزیزان بدونن کیا هستیم و به صورت خصوصی آیدی تلگرام یا شماره تلفنتون رو مرحمت بفرمایید، از این جهت که قبلا که پیغام میفرستادم همه رو هرزنامه میکرد! با تشکر از شما، تیپم هم بهتون خبر میدم :))

پ.ن انتخاباتی: این بار اما شاعر فرموده است که ...

به شما قول می دهم که اگر ... او شود مرد اول کشور
می کشد در پیاده رو با زور ... تکه ای را ز خیابان ظفر

پ.ن غیر انتخاباتی: این پست فعلا همین بالا چسبیده، اون زیر ممکنه زندگی ادامه داشته باشه!

  • هولدن کالفیلد

کیا میان بریم؟

اونایی که میان اعلام حضور کنن و تاریخ پیشنهادی خودشون رو هم بگن!

پیشنهاد هولدن: جمعه 15 اردیبهشت، صبح!

ویرایش بعدی: گویا بنده این جمعه شاغلم، بنابراین پیشنهاد جدیدم جمعه 22 اردیبهشت، صبح!

  • هولدن کالفیلد

با چند تا از بچه های بلاگر رفتیم کوه!

هیچی دیگه [سه ثانیه به افق خیره می شود] خوش گذشت! :|

در این باره بخوانید: نارخاتون ، صبا

  • هولدن کالفیلد

دورهمی وبلاگی اتفاقیه که میگن اعتبارش برای منه، یعنی عملا این دو سه روزه هی داره ازم تشکر میشه بابتش، خصوصی و عمومی! اما واقعیتش اینه که اینجوری نیست، اعتبار دورهمی به آدمهای دورهمیه، به آدمهایی که فارغ از خط کشی های ذهنی کنار هم جمع میشن، با پذیرشی مثال زدنی هم رو قبول میکنن و فارغ از هر اعتقادی کنار هم لذت میبرن از با هم بودن...

ترجیح میدم این بار از خود دورهمی ننویسم، به جاش دارم فکر میکنم دورهمی بعدی چه طور خواهد بود، آیا اصلا خواهد بود، اگر هست چطور هست؟ من تشکیلش میدم یا کس دیگه ای؟ خصوصی برگزار میشه یا عمومی؟ چه کسانی اولین بار میرن و چه کسانی دیگه توی دورهمی شرکت نمیکنن؟ به این فکر میکنم که چرا فکر میکنید دورهمی متولی داره و خودتون نمیتونید همت کنید و دورهمی راه بندازید؟ فکر میکنم که از توی این دورهمی ها چه دوستان قابل اعتمادی دارم و چه کسانی رو شناختم، فکر میکنم که جوری بهشون اعتماد دارم که برخی حقایق زندگیم رو که چهار ساله اینجا ننوشتم، توی یکی دو تا دیدار به بچه ها گفتم! فکر میکنم به اینکه بعدها اگر خواستم بیفتم و بمیرم، کسانی هستن که بگن "هولدن دوست ما بود، آدم خوبی بود" ...

دورهمی چیزی نیست که من و تو راه بندازیم، اگر میخواید هم رو ببنید، فارغ از اینکه من تشکیلش میدم یا نه، شروع کنید، دعوت کنید، دعوت بشید، سماجت کنید! بیفتید دنبال کسانی که ترجیح میدید باشن، میدونید، شما بلاگرید و ازتون توقع میره وقتی قراره کاری کنید اون کار رو مثل یه بلاگر انجام بدید! شما حتی فکرش رو هم نیمتونید کنید که من ، همین هولدنی که خیلی از شما به غرور و بیخیالی و نامردی و بی ادبی و امثالهم میشناسید، چقدر دنبال برخی بلاگرها کردم که "خواهش میکنم بیا" که "بدون تو صفایی نداره" که "فلانی و فلانی مخصوص خواستن که شما هم باشی" و غیره ...  و بلاگرهای عزیزی که در برابر اصرارهای من عموما لطف کردن و قبول کردن، بلاگرهایی که اگر هم نتونستن بیان، مودبانه و بزرگوارانه و بدون پیچوندن، دلیل واقعیشون رو بهم گفتن و نذاشتن حس بی اهمیت بودن به من دست بده ، البته بگذریم از اون نازنینـی که جمعه صبح خواب بود :| خلاصه اینکه دیدار شما دوستان با هم، متولی گری هولدن رو لازم نداره، شما بالغید، عاقلید و دست به قلم، جمع بشید، در جای جای ایران جمع بشید و هم رو ببینید و برامون بنویسید از آدمهای خوبی که شناختید، از خاطرات خوبی که رقم زدید، و از چیزهایی که ما از دست دادیم! خدا رو چه دیدید، شاید یه روزی از توی اینهمه دورهمی، یه دیدار چند صد نفره ساختیم!

به امید دیدار تک تک شما، کوچیک شما، هولدن.

  • هولدن کالفیلد

به اتاقی که محل زندگی دارنده ی فوق لیسانس باشد "فوق اتاق" گویند!!!

پ.ن: من آدرس و ساعت تجمع رو به همه ی دوستان ارسال کردم، دو سه نفرشون تا الان هیچ واکنشی نداشتن! اگر فردا صبح اینجا رو دیدید و عزم اومدن کردید، همینجا پیغام خصوصی بدید، چک میکنم!

امیدوارم به همگی خوش بگذره و اونهایی که تا الان تکلیف رو مشخص نکردن هم بیان!

  • هولدن کالفیلد

آقا نهایی شد!

جمعه پونزدهم بهمن، صبح! اینکه چقدر صبح باشه رو مشورتی مشخص میکنیم، اینکه کجا بریم هم توی این ده روز همینجا با هم مشخص میکنیم، هر عزیزی میخواد بیاد، اینجا به شکل نهایی اعلام کنه، اسامی رو توی همین پست وارد میکنم ، نزدیک دورهمی هم آدرس رو میدم!

شرایط همونان، خوندن وب یا داشتن وب، راحت بودن با جمع و عدم ضدحال گرایی!!! و داشتن هجده سال سن کامل!

نکته مهم: عزیزان به علت سرمای هوا و تعدادمون، احتمال خیلی خیلی زیاد میریم کافه، لطفا مبلغ سفارش خودتون همراهتون باشه که میانگین اگر بگیریم میشه بین 10 الی 15 هزار تومن! و اگر کسی کافه ای با مختصات خوب وسط شهر میشناسه که جمعه صبح هم باز باشه همینجا بهمون معرفی کنه! نظر خود من روی لمیز ولیعصره

نکته مهم 2: بستنی همه محفوظه!

  • هولدن کالفیلد

1.

کربی*: باشه جان، کاری که میخوای کنی مناسبه، ولی شایسته نیست! میدونی فرق مناسب و شایسته چیه؟

جان (مل گیبسون)**: نه، من که مثل تو شاعر مسلک نیستم، خودت بگو بهم!

*: باشه! ببین من میتونم الان انگشتم را تا ته کنم توی ما تحتت و اندازه اش احتمالا کاملا مناسبه

**: اوهوم، خب؟

*: اما این اصلا شایسته نیست

:))

قدیمها، اون زمانها که دوران کارشناسی بودم، مجله فیلم یه پرونده برای مل گیبسون کار کرده بود، نوشته بودن یکی از ویژگیهای مل گیبسون این هست که بازیش نقشهای معمولی رو ویژه میکنه و از اون فراتر فیلمهای معمولی و درجه دو رو به تنهایی یه سر و گردن بالا میبره، کاری که تقریبا از هیچ بازیگری توی عصر خودش بر نمیاد و عموما بازیگرهای خوب توی فیلمهای معمولی حیف میشن، نه که فیلم رو بگیرن و یه تنه بالا بکشن! مثالی هم که میزد اکشن خوش ساخت تسویه حساب بود! پدر خونی Blood Father هم از همین اکشن های خوش ساخت بی ادعاست که تنها با بازی آقامون گیبسون، یک سر و گردن سطحش بالاتر از چیزی رفته که باید باشه! اگر دوست دارید نود دقیقه راحت پای یه فیلم بشینید و خستگی از تنتون در بره و یه فیلم سرگرم کننده دیده باشید، پدر خونی رو از دست ندید!

***

دانلود فیلم با کیفیت 720p

دانلود فیلم با کیفیت 1080p

دانلود فیلم با کیفیت 720p و کُدک x265 (نسخه کم حجم)

برای اجرای فایلهای x265 نسخه جدید K-Lite codec pack (دانلود) رو نصب کنید یا از آخرین نسخه KMP (دانلود) استفاده کنید

برای تماشای این فایلها در گوشی موبایل از MX Player (دانلود) استفاده کنید

زیرنویس هماهنگ

***

2. مادرم نزدیک من دراز کشیده بود، توی اتاق من، خواب بودیم یا بهتر بگم داشتیم میخوابیدیم، دستم رو دراز کردم که دستش رو بگیرم، نرسید، بیشتر دراز کردم، باز هم نرسید، هر چقدر زور میزدم نمیرسید، بغضم گرفته بود و هر چی بیشتر تلاش میکردم و بیشتر صداش میکردم دور تر میشد... صدای ناله هام اونقدری بلند بود که یکی بیاد و از خواب بیدارم کنه...

3.

بالاخره وقت دفاع گرفتم! بسیار عالی! پنجم بهمن ماه سال یک هزار و سیصد و نود و پنج هجری خورشیدی، بنده قال قضیه رو میکنم و تموم میشه میره این دوران ارشد کوفتی! دعا کنید برام!

4. بنابر مورد بالا، تاریخ دور همی همون 8 بهمن هست! فقط عزیزان دلم، صبح بریم یا عصر؟ و اینکه بگید دقیقا کیا هستین که بریم! شرایط همونه، همراه داشتن هزینه ی کافه و 18 سال تمام! لطفا همینجا بهم اعلام کنید که هماهنگ کنیم!

5. باقی بقای همه شما!

بعدا نوشت مهم: از آنجایی که هرچی سنگه برای پای لنگه، خبر رسیده استاد راهنما توی اون تاریخ حضور ندارن! و من باید برم و تاریخ دفاع رو عوض کنم! :| اخبار تکمیلی بعدی به سمع و نظر شما عزیزان خواهد رسید :|

  • هولدن کالفیلد