Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «خاطره‌نگاری‌های یک مهارت‌آموز» ثبت شده است

لبخند میزد.

و من به لبخندش فکر کردم، با لبخندش رفتم توی حیاط، وقتی فوتبال بازی میکرد، موقع دویدن و دنبال دوستانش کردن، موقع فرار کردن از دست بقیه، موقع سر و کول هم زدن. لبخندش رو میدیدم، میدیدم که میخنده وقتی به دو میره سمت بستنی فروشی که بعد مدرسه یه بستنی بخره.

لبخند میزد.

نه میتونه فوتبال بازی کنه، نه دنبال کسی کنه و از دست کسی در بره، نمیتونه به دو بره سمت بستنی فروشی، فکر نمیکنم دیگه بتونه در معنای بچه مدرسه ای توی سر و کله کسی بزنه.

لبخند میزد و سادگی لبخندش، عظمت روحش حتی اگر خودش خبر نداشته باشه چه روح بزرگی داره، بی آلایشی و امید و برق نگاهش و هرچیزی که این پسر ده دوازده ساله بود حقارت بی حد و حصر من رو به رخم میکشوند.

از پله ها بالا میرفتم که توی راهروی طبقه بالا دیدمش. دو تا عصا زیر بغلش زده بود و لی لی کنان با کمک یک معلم سمت کلاس میرفت. میرفت و لبخند میزد، یه لبخند شیرینِ عظیم.

یکی از پاهای پسر، از بالای قوزک قطع شده بود.

لبخند میزد!

  • هولدن کالفیلد

داشتم علوم اجتماعی (اشتمائی) درس میدادم، در مورد برنامه روزانه، از بچه ها میپرسیدم هرکسی روزی چقدر درس میخونه. همینجوری داشتن خالی میبستن 4 ساعت 3 ساعت 5 ساعت!!! که یکیشون میز اول، سر میز، ستون سمت چپ گفت "من هیچی نمیخونم، اگر وقت کنم شاید یه نگاهی کنم"! ازش پرسیدم مدیرعامل کدوم شرکته؟ گفت مدیرعامل نیستم! (نه بابا!) چند دقیقه بعد آوردمش پای تخته برنامه اش رو بگه. گفت بعد از مدرسه استراحت میکنه، بعد مشقهای زبانش رو مینویسه، بعد میره کلاس زبان، از اونور میره باشگاه، ساعت هشت شب هم میاد خونه، فقط مشق مینویسه نهایتاً!

ازش تشکر کردم راستش رو میگه!

پ.ن: توی کلاس یکی هست، اسمش "علی سینا" هست، قاعدتاً به باباش باید بگن ابوعلی سینا :|

  • هولدن کالفیلد

آقا آقا آقا آقا...

الان توی یه کلاس سی نفری درس دادم!!! :|

  • هولدن کالفیلد

1- تاریخ گروه دوم مهارت آموزان آموزگاری ابتداییِ آقایانِ ورودی 97 به دو بخش قبل از ورود من و بعد از ورود من تقسیم میشه!

2- این تقسیم بندی به این شکله که تا قبل از ورود من، اونجا یک کلاسِ آروم، بی سر و صدا و مدرسه ای بوده! بعد از ورود من البته اونجا یک کلاس پویا، با سر و صدا و پر از مخالفت و نظرات مختلفه!

3- تقریباً دو دقیقه طول کشید تا اولین تاثیرات خودم رو در فضای کلاس بگذارم!

4- و البته باور نمیکنید سر چه چیزهایی مجبور شدم با اساتید و همکاران آینده مخالفت کنم، یا نظراتشون رو تصحیح کنم یا حتی افسوس بخورم!

5- برای اینکه بفهمید وضعیت آموزش رسمی توی مملکت ما چقدر داغونه لازم نیست که فضای مدرسه ها رو دنبال کنید، دو جلسه در یک دوره مهارت آموزی بشینید گوش بدید تحصیل کرده های رشته های علوم انسانی و اجتماعی که قراره به زودی معلم بشن نظرشون درباره تعلیم و تربیت، مواد آموزشی و سطح پتانسیل کودکان چیه!

6- من نه معلمم، نه روحیه معلمی دارم، نه به معلمی علاقه خاصی دارم، اما این رو میدونم و باور دارم که هرکاری رو باید با تعهد انجام داد! و تعهد بدون اینکه اون کار برات مهم باشه معنی نمیده!

  • هولدن کالفیلد