Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

هیچچی آقا، رفتیم جلوی خروجی زیرگذر سمت تئاتر شهر، بچه‌ها اومدند، یک‌سری با چشم‌های خواب‌آلود و خسته، یک‌سری سرمازده و لرزان. رفتیم نشستیم، چای آورده بود زهرای مکرر، لیوان هم گرفتیم و چای خوردیم و صحبت کردیم. بعد راه افتادیم دنبال جایی برای نهار و دور شمسی قمری زدیم اون‌جاها رو. رفتیم بلوار کشاورز، البیک که اسمش شده بود تیته. بعضی از بچه‌ها گرم‌شون شد، بعضی‌ها می‌خواستند که با گوشی‌شون بازی کنند و بعضی‌ها کخ می‌ریختند. غذا آوردند و تعدادی چیزبرگر خوردند و تعدادی پیتزای مشترک و دو نفره و تنها و یک ظرف بزرگ سالاد و با هم به اشتراک گذاشتیم و پول هاشمی رو حلال کردیم خلاصه ولی قرار شد دفعه‌ی بعد که با خانم تشریف میارند، حفظ آبرو کنیم. بیرون که اومدیم، بارون گرفته بود. قدم زدیم تا پارک لاله و راجع به سریال‌هایی که دیده‌ایم و شخصیت‌هاشون صحبت کردیم. نشستیم دور یک میز شطرنج و من و حورا رفتیم نمازخونه که یک جای جادویی بود با دوتا پیرمردی که نشسته بودند پهلوی بخاری و چای می‌خوردند و صدای بارون. وقتی برگشتیم محمد امین داشت می‌رفت و هولدن چای می‌خورد و بچه‌‌ها ساکت نشسته بودند. ولی گفتند وقتی نبودیم صحبت‌های سیاسی کرده‌ند. سارا هم رفت که به ارائه‌ی فرداش برسه و کمی به نقل روایت‌های ائمه و معصومین گذشت و ماجرای کلاس اندیشه‌ی زهرا و هولدن که نائب خاص امام زمانه. و صحبت‌هایی به بهانه‌ی فوبیای گربه‌ی ماها و البته حیوان‌آزاری هولدن. بارون که شدیدتر شد، من برگشتم. روز خیلی خوبی بود. از اون‌ها که سال‌های بعد یادش بیفتیم و بگیم آخرین نهار مجردی امین... یادش به خیر، چه خوش گذشت. جای بچه‌هایی که نبودند خالی بود.

پ.ن 1: روایت خورشید از جمعه ای که گذشت!

پ.ن 2: دفعه بعد که آقای هاشمی نهار بده اسمش قراره باشه اولین نهار متاهلی امین!

پ.ن 3: حالا این بنده خدا دستش به دهنش میرسه ماشالا؛ ما هم گیرش آوردیم به هر بهونه ای ازش چهل بار شیرینی میگیریم!

پ.ن 4: تازه ازش خواستم کتابفروشی بزنه بچه ها رو شغل بده!!!

پ.ن 5: خلاصه که ... به افتخار آقای داماد!

  • ۹۷/۱۰/۱۰ ، ۲۱:۳۴
  • هولدن کالفیلد

دور همی وبلاگی

چنین گفته اند میهمانان هیولا

آراء الحکما: جلد  (۱۷)

  • مــحــدثــه ...
  • قطعا نه :)) کیه که از سروسامون گرفتن بقیه ناراحت بشه که من دومیش باشم :دی
    جواب:
    بعله! :دی
  • کوالای پیر
  • همیشه به خوشی و شیرینی عروسی خوردن!
    جواب:
    اوهوم! :دی
  • مهدی صالح پور
  • عه قرار نیست، قرار بود توی آخرین نهار مجردی آقای هاشمی ما هم باشیم :|
    جواب:
    والا من هر جا بهتون گفتم بیاید نیومدید، پیش فرض گرفتم که این که توی روز جمعه هست قطعاً نیستید، بودید؟ :|
  • حامد سپهر
  • ایشالا خوشبخت بشن
    حسابی دوماد رو تیغ زدینا:))
    جواب:
    حالا مونده!!!
  • جولیک ‌‌‌‌‌
  • من بالاخره کتابفروشی میزنم...اگه زدم شغلتون میدم خورشید. :دی
    جواب:
    پی نوشت ها مال خودمه مهندس :|
    علی رغم اینکه ممکنه بگی حوصله این لوس بازیا رو نداری ولی بنده بر خودم واجب می دونم تولد آقاتون سلینجر رو بهت تبریک بگم ؛)

    راستی این فیلم جدیدی! که از زندگیش ساختن چقدررررر بده یعنی خییییلی بده به شکل فاجعه باری رو اعصاب من بود. 
    جواب:
    من هم تولد آقام سلینجر رو به تمام جهانیان تبریک میگم!
    ضمن اینکه اون فیلم آشغاله!
    به افتخار آقای داماد چی بالاخره؟
    ان شاءالله شیرینی  دامادی خودتون.

    جواب:
    ان شا الله! :|
    من تا نصفه متن که خوندم هی فکر میکردم هولدن کی با حورا رفت نماز خونه اخه :-D


    حالا یه ناهار گرفتید از ما ، همچین میگه "هی گیرش اوردیم"
    جواب:
    حال وایسا دفعه بعد یَک حالی ازت بگیریم!
    همیشه به خیر و شادی:)
    ایشالا تا باشه شیرینی عروسی باشه:)
    جواب:
    آره! حال میده!
    چه بی خبر بعضی ها شیرینی میدن و بعضی ها شیرینی میخورند :))

    سلام 
    ایشالا خوشبخت بشن :)


    الکی هم نگین جای بچه ها خالی و این حرفا !!
    اگر میخواستین بچه ها باشند که بیخبر نمیرفتین :))))


    همیشه به دورهمی و شادی و خوشی :)

    جواب:
    والا من نگفتم، خورشید گفت جای بچه ها خالی :))
    با ارزوی خوشبختی براشون💐💐
    جواب:
    اوهوم!
    @آسوکا
    کی جدیدنا دوماد شده مگه؟ فقط یه بانوچه داشتیم چن وقت پیش الانم آقای هاشمی. برابرن که!
    جواب:
    واقعاً! کی داماد شده شیرینی نگرفتیم ازشون؟ :|
  • حورا رضایی
  • @ کروکدیل بانو
    اون جملۀ بعدش من رو خراب کرده.

    جواب:
    :|
    اون تو بودی! تو تو تو تو!!!
  • کروکدیل بانو
  • بعضی ها میخواستند با گوشی هاشون بازی کنن؟ بعضی ها؟ :))))
    جواب:
    بعضی ها دیگه! بعله!!!
    عه:))))
    خودم به خودمون حسودی کردم!
    جواب:
    :| :|
  • مــحــدثــه ...
  • اولش تیتر رو که خوندم فکر کردم دامادی خودت هست کلی خوشحال شدم.
    خوشبخت بشن ان‌شالله و همیشه شاد باشن در کنار هم.
    جواب:
    یعنی الان برای ایشون ناراحت شدی؟ :|
  • آسـوکـآ آآ
  • خوشبخت بشن الهی.
    گویا تعداد دومادهای بیان از تعداد عروس ها پیشی گرفته. 👌
    جواب:
    چگونه شده مگر؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی