Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان
  • ۹۷/۰۹/۳۰ ، ۲۲:۴۰
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۹)

  • شقایق نورماندی
  • ایییی بگم چی...:))))
    اونجوری شانس داشتنشم ندارم حتی
    خیلی مسخرس واقعا:/
    جواب:
    هنوزم گفتن معقولتره!
  • شقایق نورماندی
  • خودت گفتی که به کسی چیزی نگو...میرن و دلشون برات تنگ میشه...بهش بگم دیگه ندارمش.میره...
    جواب:
    نه که الان که نمیگی سفت و سخت داریش!!!
    سلام.من سوالی دارم که فکرمیکنم شمامیتونیدکمکم کنید.
    وقتی که چکاپ فیزیولوژیک نرماله،امافرد مدام احساس خستگی وخواب الودگی وبی حوصلگی داره،چیکاربایدبکنه؟یااصلاچرااینطوری شده؟ 
    من الان دقیقاتوهمین وضعیت ام.مثلاصبح ها باوجودخواب کافی کاملللا خسته وبی حال وداغونم واین حالات توکل روزادامه داره .کنکوردارم وبااین حالت هااصلانمیتونم درس بخونم.
    جواب:
    شما که چکاپ فیزیکی کردید، پیش یه متخصص تغذیه هم برید برنامه غذایی رو بگید و راهنمایی بگیرید. اگر درست نشد احتمالا مشکل منشا روانی داشته باشه، اون موقع میشه بهتر صحبت کرد
    من اولش حوصله نداشتم برم مهمونی شب یلدا، ولی رفتم و کلی هم.خندیدم با بچه های فامیل، خوش گذشت.
    هیجان خوب یکیش همین بود، یه انرژی خوب، خندیدن، امید که تو اون مهمونی بود، همه انگار با یه حال خوب اومده بودن
    جواب:
    ایشالا تا باشه از این هیجانهای خوب!
  • نیمچه مهندس ...
  • حتی اگه 28 آذر سال بعد هم قرار باشه بمیرم بازم دار و ندارمو میدم بره و میرم اونجا که دوست دارم.بعدش مفلس هم بشم مشکلی نیست.نتونم برگردم خونه هم مشکلی نیست.
    جواب:
    الان این شد!
  • Aimless Dandelion
  • نه برعکس آروم و درحاشیه باشم اطرافیان کمتر نبودمو احساس میکنن ، چون شیطنتام منو پررنگ میکنه .حسرت میخورن و جای خالیم احساس میشه 
    جواب:
    :))
  • حورا رضایی
  • یعنی دیشب ازش نپرسیدی؟ :|||
    جواب:
    دیشب نبود که :|
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • خب اون قضیه‌ش فرق می‌کنه که من هیچ وقت نتونستم براش جواب پیدا کنم که اگه بدونم امروز آخرین روز عمرمه چیکار می‌کنم!
    جواب:
    هوووووم
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • همون کارایی که کردم. آخرین روز عمرم که نیست. آخرین یلداست. کنار خانوادم هست و تمام:-)
    جواب:
    شاید آخرین روز عمر بود خب :|
    خوب بوده همیشه...پر از عکاسی و حس خوب!
    جواب:
    همه روزهات پر حس خوب!
    چون مطمئن بودم که آخریشه هیچ کار خاصی انجام نمیدادم:|
    مگه الان مطمئنم که فردا زندم یا تا ده روز دیگه حتما زندم؟ آیا کار خاصی انجام دادم یا میدم؟نه مثل بقیه ی روزا طیش می کنم.
    جواب:
    کلا به نظرم خودت رو بکش زودتر :|
  • گُل نِگار
  • آخرین یلدا:
    همه ی کسایی که دوستشون داشتم و میدونستند
    و همه ی کسایی که دوستشون داشتم ونمیدونستن
    دور هم ، در مکان : روستای مادری ام جمع میکردم.
    با تمام ملزومات [ مهم ترینش : کرسی و دیوان حافظ]
    دور هم شعر میخواندیم. خاطرات روزهای خوب را تعریف میکردیم.و حتما تاکید میکنم حتما : به آنهایی که باید ، محبت مون وعلاقه امون رو ابراز میکردیم.
    آخرین شب یلدای من را صدای خنده هایمان باید پر کند.خنده های دور از تصنع.

    یجایی خوندم که میگفت : ما هیچ وقت نمیدونیم مثلا: آخرین هفت سنگی که با بچه های کوچه بازی کردیم کی بود؟ یا مثلا آخرین تستی که برای کنکور خوندیم و فلان!
    دل ادم یجوری میشه ه ه...
    جواب:
    میتونیم دعوا هم کنیم! :دی
  • شقایق نورماندی
  • یه بلیط میگرفتم و میومدم تهران و بهش میگفتم چقد رو مخمی و چقد دوست دارم ولی خاک تو سرت، نفهمیدی!!، این آخرین یلدای منه.بیا بغلم حداقل. بعد هم همونجا میمردم ترجیحا.
    جواب:
    الان نمیتونی بهش بگی خاک تو سرت دوستت دارم؟
    مثل امسال تنها ی تنها میگذروندم احتمالا...
    جواب:
    :((
    بیا با من بگذرونیم!
    جمعه صبح رفتیم کویر و با پاراموتور پریدیم
    ی تیم خوب و حرفه ای ، یه خلبان خیلی جوون خوش برخورد و پر انرژی
    ساعت 11:30 از سایت برگشتیم، ساعت 12:30 سقوط داشتن 
    ی اتفاق خیلی نادر، بال ترکیده بود و دو نفر کشته شده بودن
    یکی همون خلبان بود
    تمام شب یلدا به نزدیک بودن مرگ فکر کردم

    جواب:
    چه خفن!
    پس باید بگی اگه بدونی چیکار میکنی!
    فکر نکنم اگه میدونستم آخرین شب یلداست طور دیگه ای میگذروندمش به بهترین خالت خودش بود شاید ژله ای چیزی درست میکردم نهایتا و شاید غروبش یه سر به دوستم میزدم اما شب رو قطعا کنار همون ادما و همون جا میگذروندم.
    جواب:
    حالا نگفتم تهش میمیرید حتماً که!
    تاریخ مرگ 28 آذر سال بعدشه :|
  • نیمچه مهندس ...
  • بستگی داره فرداش می مردم یا مثلا قرار بود ده ماه دیگه بمیرم.اگه قرار بود طی دو سه روز آینده بمیرم دار و ندارمو میفروختم و میرفتم جایی که خیلی دلم میخواد.
    جواب:
    نه دیگه همینقدر میدونی آخرین یلداست!
  • خانومی ...
  • همینجوری که گذروندمش. 
    شایدم همه رو ، حتی آقاجون و مامان و بابام رو جمع میکردم خونه پدر شوهرم ( چون خونه شون بزرگه ) بعد دوباره همینجوری میگذروندم :))
    یلدا تون مبارک 
    جواب:
    :))
    ممنون!
  • حامد سپهر
  • اگه میدونستم آخرین یلدای عمرمه اونقدر غصه میخوردم که همین یلدا هم کوفتم میشد پس دوست داشتم ندونم و پایان غافلگیرم کنه تا  اینکه روزگارمو تلخ کنه
    جواب:
    :| :| :|
    میگن بی خبری خوش خبری همینه ها!
    به بابام میگفتم  که چقدررررر دوستش دارم
    جواب:
    الان نمیتونی بگی؟
    اون طوری که میخواستم نمیتونستم بگذرونمش پس میشستم حسرت میخوردم بازم:/
    جواب:
    :| :|
  • Aimless Dandelion
  • مثل امسال..مثل پارسال 
    ولی یه خرده کمتر برای تدارکات حرص میخوردم و شیطنتام قطعا کمتر میشد.:)))
    یلدای شماهم مباااااااارک 

    جواب:
    اتفاقا یلدای آخر باید آدم اینقدر شیطنت کنه همه آرزوی مرگش رو کنن که بعد وقتی مرد بقیه از عذاب  وجدان بمیرن!!!
    مثل یلداهای قبل میگذروندم احتمالا...
    جواب:
    که چه جوری بوده؟
    همین طور که امسال گذروندم دوست داشتم فقط با خانواده باشم 
    جواب:
    آفرین!
  • حورا رضایی
  • چه گیر دادی به ما! :D
    خودت چی کار می‌کردی؟
    جواب:
    از اونی که دوستش دارم میپرسیدم که دوست داره این یلدا رو چه طوری بگذرونه، اونطوری که اون میخواست میگذروندمش! کنار خودش
    اگه میدونستم انقدر آخرین یلدام هستش انقدر انار میخوردم که حسرت 10 سال بعد انار تو اون دنیا عذیتم نکنه .
    جواب:
    :))))
  • خورشید ‌‌‌
  • می‌رفتم اصفهان، تمام شب رو زیر سی و سه پل می‌نشستم و حافظ می‌خوندم.
    شب یلدای تو هم به خوشی.
    جواب:
    چرا نمیری شیراز توی حافظیه فردوسی بخونی؟ :|
  • سفره خاتون
  • فقط میرفتم و قدم میزدم...الان تو وضعیتی هستم که خیلی دلم برای اینکار تنگ شده!
    جواب:
    آره خیلی چیز خوبیه! منم دوست دارم!
    همین امسالم از سرم زیادیه.همینطوری که امسال داره میگذره میگذروندم.آخه یه سری چیزا دست خود آدم نیست که بخوای یه طور دیگه بگذرونیش.
    یلداتون مبارک
    جواب:
    چرا دست خود آدمه چی رو چه جوری بگذرونه، فارغ از محیط و مشکل منظورمه!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی