Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان

بله... طی ده روز اخیر چهل و هشت جلد کتاب جدید وارد این کتابخونه شده! البته از این تعداد تنها 9 جلد و اون هم با قیمتی زیر 100هزار تومن توسط خودم خریده شده، الباقی همه لطف دوستان و عزیزان بوده! این جنون خرید کتاب، مشکلات خودش رو هم داشت، کتابخونه ای که تازه 3-4 ماه پیش با اضافه شدن 4 قفسه جدید (که در انتهای مطلب خواهید دید) مقداری جا باز کرده بود دوباره با معضل کمبود فضا روبرو شد! بنابراین من 3-4 ساعت ، دقیقا 3-4 ساعت دنبال بهینه سازی فضا بودم! بالاخره هم موفق شدم. در واقع نهایتاً قفسه کتابهای غیرِ داستانی (سینمایی، نمایشنامه، فیلمنامه، زندگی نامه، سیاسی، اجتماعی و ...) رو خالی کردم و به فضاهای خالی اون 4 قفسه کتاب جدید انتقال دادم، اینطوری از این سمت یک قفسه کامل خالی شد!

حالا شما هم ببینید این کتابخونه فِکسنی رو!

فوتبالی ها

آلمان، اتریش، چک، فرانسه، روسیه

پرتغال، اسپانیا، آرژانتین، پرو، کلمبیا، مکزیک، سوئد، نروژ

آلبانی، یونان، ترکیه، ارمنستان، ژاپن، ویتنام، چین + مجموعه داستانهای چندملیتی

تالکین ها

آمریکایی ها: سلینجر - وونه گات - دکتروف - استر - براتیگان

آمریکایی ها: دیگران

*سه کتاب اتحادیه ابلهان، خاک غریب و باشگاه مشتزنی از قفسه بالا در امانت هستن*

کشورهای مشترک‌المنافع: انگلستان، اسکاتلند، ایرلند، کانادا، استرالیا، آفریقای جنوبی، هند

به علاوه جایگاه کتابهای جیبی

سمت راست: ایتالیا - سمت چپ: انگلیسی زبانهای جا مانده از سه قفسه ی بالا

ایرانی ها - ملقب به قفسه طاعون ها به علاوه جمال‌زاده

روانشناسی

روانشناسی

روانشناسی و غیرداستانی ها

روانشناسی و غیرداستانی ها

روانشناسی و غیرداستانی ها

روانشناسی و غیرداستانی ها

دو تا کتاب انگلیسی زبان و نبوغ دکوراسیون من!

و البته نهایتاً...

کتابخونه فکسنی - بخش قدیم

کتابخونه فکسنی - بخش جدید

همین!

پ.ن 1: اگر این عکسها باعث آه و حسرت و دلسوختگی کسی شد، عذر میخوام! ببخشید!

پ.ن 2: هنوز هم اگر جوونمردی هست که بهم کتاب هدیه بده ، خودش بیاد جلو خودش رو معرفی کنه! :|

  • ۹۷/۰۸/۲۲ ، ۱۹:۰۵
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۶۲)

خوش به حال فامیل ها و دوستان تون اگه بیان خونه تون  کتاب هاتون رو می خونند
جواب:
بیجا کردن، نمیدم بهشون!
خیلی خیلی مرسییی ^_^
جواب:
قربانت!
آقا من لیست اون کتابای فوتبالی رو میخوام! تو عکس یه‌سریاشون واضح نیست اصلا اسماش '_' 
خیلی ممنون میشم اگه بگی :))
جواب:
http://s9.picofile.com/file/8342849350/IMG_20181115_185323.jpg
این عکس
  • باران پاییزی
  • خب به امتحانش می ارزید که گلی ترقی بخونی. شانس داشتن کتاب گلی ترقی رو از دست دادی برادر
    جواب:
    نه اشتباه متوجه شدی، واقعی پرسیدم
    میپرسم به نظرت کتابی داره که من بخونم و خوشم بیاد؟
    اگه داره کی بدش میاد کتاب هدیه بگیره؟
    قبوله، حاضرم
    جواب:
    :|
    چون تنها کسی که اگه کل کتابخونه‌ت رو غارت کنه هم مشکلی نیس، فقط بچه‌ته :)) بعدها هم قرار نیس از رابطه پدر بودن بری، پس همون بچه :))
    جواب:
    :))))))))))
    ایشالا روز به روز کتابخونه ات بزرگ و بزرگتر شه ..

    جواب:
    ایشالاااااااااا!
    عجب کتابخونه ای! :)
    چقدر حسرت برانگیز!
    جواب:
    بابا حسرت نخورید دیگه :|
    چه کتابای خوبی دیدم توی این کتابخونه. حقیقتا دلم میخواست داشته باشمش. به قول مامانبزرگا: خیرشو ببینین. :-)
    جواب:
    آره کتابخونه هه بزرگ نیست، ولی از لحاظ کیفیت در مراتب خیلی خیلی بالایی قرار داره!
    اینجاست که  ۴ درصدیا لو میرن بالاخره :)))))))
    جواب:
    والا من یه 96%ی هستم، اینها رو 4%ی ها برام خریدن :|
    گل سر سبد هم که تالکین ها!
    ^__^

    جواب:
    گل سرسبد هر کتابخونه ای آقام سلینجره!
    کاش من بچه تو بودم :)))
    جواب:
    حالا چرا بچه؟  این همه رابطه سببی :))
    تقریبا دقیق410تا:|
    جواب:
    واقعا نشستی همه رو شمردی؟ :|
    الان همه ی اینها با هم 410 تاست؟ :| :|
    قفسه ها و کتابخونت کلی حال خوب کنه 
    لایک
    📚😍😎

    جواب:
    :دی
    با شرایط احمد رضایی به قفسه کتاب نگاه چپ میکند 
    بعد مسافت مهمه؟
    جواب:
    تا چقدر مسافت یعنی؟
  • نیمچه مهندس ...
  • اون کتابای ایتالیایی شبیه فیلم های ایتالیاییه؟ یعنی یا عاشقش میشی یا متنفر میشی ازش؟مثلا من از فیلم داگ من بدم اومد.
    سرعت خوندنت بالاست فکر کنم.
    جواب:
    من توی اونها آونگ فوکو رو خوندم فقط که خیلی هم دوستش داشتم!
    بقیه رو نمیدونم!
    اخیراً آره خیلی میخونم!
    کتابخونه تون خیلی قشنگه و حس خوبی داره، ایده ی چیدنشم جالب بود و ازت تقلید خواهم کرد

    جواب:
    نوش جونت تقلید، البته تقلید که نه، صرفاً سرمشق میگیری
    نقشه ی شوم دزدی قفسه ی تالکین ها توی سرم پررنگ شده.
    آدرس لطفا
    قول میدم دزد خوبی باشم و با سود برگردونم
    جواب:
    تو پات رو بذاری توی اتاقم دیگه هیچوقت رنگ دنیای بیرون رو نمیبینی :|
  • باران پاییزی
  • با توجه به اینکه کتابها رو بر اساس کشور ها طبقه بندی کردید تو قسمت آمریکایی ها میچ آلبوم رو ندیدم. میتونم بگم کتابهاش بی نظیره
    ایشالا کتابخونه تون هر روز بهتر از دیروز بشه. من می تونم بعنوان هدیه یکی از کتابهای گلی ترقی رو براتون بفرستم نمک گیر بشید باقی کتابهاش رو خودتون بخرید :))))
    جواب:
    یه دونه میچ آلبوم دارم!
    به نظر شما من درگیر گلی ترقی میشم؟

  • هالی هیمنه
  • فقط بخش تالکین‌هاش! (استریکر چشم‌های قلب‌شده)
    جواب:
    فقط همه ی کتابخونه ام! :|
    خدا بهتون ببخشه‎:|‎
    الان این فخر فروشی نیست چیه؟!
    قول میدم اگه بهم پروژه جدید پیشنهاد بشه یه کتاب به انتخاب خودتون یدونه ام به انتخاب خودم براتون بگیرم
    دیگه اسم بدین کتاب تحویل بگیرین
    دست به دعا هم بشین‎(:‎
    چی  کتابی میخواین؟
    جواب:
    من چه فخری فروختم؟ :|
    حالا شما ایشالا اول پروژه بگیرید، بعد حرف میزنیم!

    اسمش همون جنون کتابه.... .اول بابام بود الان من.کتابخونه ی من کوچولو تره😕
    شما با همین فرمونت جلو بری اواخر دهه چهلم زندگی حدود ۴۰۰۰ جلد کتاب خواهی داشت .
    چون بابای من با همین فرمون جلو رفت الان حدود ۴۰۰۰ تا ۵۰۰۰جلد کتاب داره. ولی بابای من بخاطر مشغله زیاد سرعتش کم شد البته به گفته ی خودش.حالا شما شاید کتابخونه اتون گسترده تر بشه. دیگه از کتابخونه فکستنی تبدیل شده به کتابخونه شخصی با مهر مخصوص برای کسایی که کتاب میگیرن نمیارن.
    *برای حفظ کتابها مهر شخصی جواب میده. بابای منم خیلی از کتاباش بخاطر بردن و نیاوردن نیست و نابود شد. کتابایی که برای دوران ۱۷-۱۸ سالگیش بود.
    # اون خندیدن بخاطر این بود که جنون کتاب منو یاد بابام انداخت. تهران زندگی میکنه.از ما و کتابخونه اش دوره.
    جواب:
    فکر نکنم به بابای شما برسم، چون حدس نمیزنم اینقدر پایدار کتاب بخرم!شاید بشه افق 1500 تا رو دید!
  • احمدرضا ‌‌
  • تقسیم بندی عالی بود :) کشور های مشترک المنافع!
    من همچنان راز پایداری این قفسه ها رو پیدا نکردم. از این قفسه ها داشتم ، هر بار که میخواستم از توش کتاب بدارم کل قفسه واژگون میشد
    جواب:
    محکم جا نزدی فرزندم! با چکش جا بزن، درست میشه!
    میخند😊😊
    جواب:
    :دی
  • سید رمضان حسینی
  • باشه. این دوتا هر وقت تموم شدن خبرت می‌کنم (ممکنه یکی دو ماه طول بکشن البته). بقیه لیست رو هم شنبه کامل می‌کنم.
    جواب:
    دستت طلا!
  • سید رمضان حسینی
  • آخ آخ.
    داستان پداگوژیکی (مجموعه پرورشی) هم هست که اصلا راست کار خودته. بیا ببرش.
    جواب:
    اینم بذار تو لیست من :دی
  • سید رمضان حسینی
  • از چیزایی که ممکنه خوشت بیاد و تو صف عزیمتن الان جلوی چشمم هکلبری‌فین و مکبث و طوفان زبان اصلی رو دارم (شاید به سرم بزنه و شاهزاده دورگه و deatly hollows اصل بلومزبریم رو هم بدم). و زندگی در سایه اساطیر. یه پکیج کمیک‌های ایرانی هم دارم. تاریخچه زمان هاوکینگ. قصه‌های مجید با جلد پاره.
    یه چیزایی هم دانشگاه هست احتمالا که یادم نمیاد. برادران کارامازوف و گزارش به خاک یونان دارن خونده می شن و بعدش در دسترس خواهند بود.
    جواب:
    هری پاترها رو میتونم بخونش رو پیدا کنم بدم بهش! خودم که عمرا!
    ولی اون دوتا آخری رو میخوام، کارامازوف و این کتاب کازانتزاکیس :دی
    در جواب میتونی هارد بیاری یه کوه فیلم و سریال ببری!
  • سید رمضان حسینی
  • گفتم که. علاقه‌ای به نگهداری کتاب ندارم. دوست دارم کتابام بچرخه دست بقیه آدما. عمدتا دست دوم می‌خرم و می‌فروشم و هدیه می‌دم برن که هم خونده بشن و خاک نخورن و هم جا نگیرن.
    خلاصه خواستی خبر کن :)
    جواب:
    چی داری؟ :))
  • گمـــــــشده :)
  • اون کتاب بازی کودکان بارها تو کتابخونه دیدم و همیشه به نظرم کتاب خفنی بوده
    ن او و قیدار خوندم
    از روانشناسی ها دوست دارم رفتار متقابل رو بخونم ولی نفهمیدم تو کتابخونه داشتیش یا نه
    آلبوم خاطرات خوندم خوشم نیومد
    دنیای سوفی و کوری رو سعی کردم بخونم ولی جذب نشدم
    من هول برم داشته برای جلدهای ارباب حلقه ها.واقعا چطور می تونی بخونیش
    جواب:
    خوندم ارباب حلقه ها رو با دقت بالا!
    کتاب بازی کودکان کتاب تخصصی و سنگینی هست!
    بقیه اش هم همین دیگه :| :دی
  • سید رمضان حسینی
  • بازگشت رو دانلود کردم که ان‌شاالله آخر هفته ببینم (اگه هدفونم رو پس بدن)
    جواب:
    ولی من نمیتونم هدفونامو!!! بهت بدم! حتی اگه خودت بیای :| :))
  • سید رمضان حسینی
  • راستی حاضرم کتابامو هدیه کنما. فقط باید خودت بیای بگیری.
    جواب:
    :)))
    جدا؟ :))
    چرا؟ :))

  • سید رمضان حسینی
  • به مرور زمان عادت کردم بهش. در  حدی که لازم باشه یادم می‌مونه کجا بودم.
    ولی در کل انتخاب خودم نیست. جبر زمانه‌ست:) مثلا یه کتاب رو شروع می‌کنم یهو یک تصمیم می‌گیره بدون اطلاعم قرض بگیره و ببره بخونه! یا بارم سنگینه و یه کتاب رو دانشگاه جا می‌ذارم فردا صبحش یه کتاب دیگه بر می‌دارم تو راه بخونم. یا یکی پی‌دی‌افه و فقط وقتی پشت لپ‌تاپم می‌تونم بخونمش. کتابای انگلیسی هم که چون سرعتم کمتره و طول می‌کشن حوصله‌م سر می‌ره و همزمان باهاش یکی دیگه رو شروع می‌کنم که زودتر تموم می‌شه. در حال حاضر همه اینا با هم سرم اومده :)
    جواب:
    خوشا به حالَت!
    من عمرا نتوانم!
    اون کارگردان روسه رو دیدی چیزی ازش؟
    لبه ی تیغ بین انگلیسی ها نبود از سامرست موام هست حتما بخون خیلی خوبه:) و اینکه شرمنده اونقدر جوونمرد نیستم که مال خودمو بدم:|
    من یکم که از زوربای یونانی خوندم به شدت از یونانیا ترسیدم لعنتی اول انحراف بودن بعد دستو پا درآوردن:\
    تو قفسه ی ایرانی هاتم فکر کنم  سمفونی مردگانو نداری و هم آثار غلامحسین ساعدی.

    پ.ن: کچل شی(بابت همه ی کتابایی که داریو من مجبورم پی دی اف بخونم:| ) و دوباره کچل شی(بابت عکسایی که نمی شد عنوان کتاباشو تشخیص داد)
  • سید رمضان حسینی
  • نگران نباش حسرتش لحظه‌ایه. می‌گذره. ۵-۶ تا کتاب رو همزمان و حلزون‌وار دارم می‌برم جلو که وقتی یادشون میفتم حسرتم از بین می‌ره.
    جواب:
    چطو بتو گیر ندادن؟
    چیز...
    چطور چند تا کتاب رو همزمان میخونی؟
  • حورا رضایی
  • انقدر جا ندارم برای کتابام که دوست و فامیل رو برای پس گرفتن‌شون می‌پیچونم، تازه بهشون کتابای جدید هم قرض می‌دم. کلاً فضام خیلی کمتر از توئه.
    جواب:
    :| :|
    بده من همه رو برات نگه دارم :دی

    جومپا لاهیری رو گذاشتی تو آمریکا. 
    خیلی خیلی خیلی موجود خفنی هستی 
    جواب:
    بله!
    تازه ایشی گورو رو هم گذاشتم توی انگلیس
    خالد حسینی هم گذاشتم آمریکا!
  • آسـوکـآ آآ
  • اون عروسکه چقدر شبیه خودتونه هولدن :دی 
    تصور من از شما همیشه همین بوده.:دی
    جواب:
    منم دیگه :))
    البته اسمش هست نقینو
    چرا من جدیدا هرچی از این کارا می‌کنم طرف میبینه؟ ((:
    ترسیدم ضایع شم.

    + چجور ینی؟ یعنی تو رنک نویسنده‌های آمریکا مقایسه میشن؟
    جواب:
    ببین اونجا که مجموعه داستانهای چند ملیتی رو میگذارم، برای مجموعه هایی هست که در سرتاسر جهان گسترده شدن!
    الان توی این قفسه ها مجموعه داستان آلمانی، روسی، فرانسوی، روسی، ژاپنی و همچنین یه مجموعه دو جلدی داستان کوتاه آمریکای جنوبی هست که همه توی قفسه های خودشون هستن! اگه ملیتها خیلی مختلف بود، میان این پایین قفسه چهارم قرار میگیرن! وگرنه میرن توی قفسه مخصوص به اون کشور ، زبان یا منطقه
  • صـــا لــحـــه
  • معلومه اصلا کتاب رو باز نکردی ببینی نویسنده‌اش کیه :/
    کاپلستون، دورانت یا راسل... ولی فکر کنم مالِ راسله...

    + کتابخونه شما هرچند خیلی با نمکه اما کوچولوئه. کتابخونه من و شوهرم دوتایی با هم، اندازه ۵ تا قفسه بزرگه. من برام عجیب بود که تعداد کتب تخصصیت اینقدر کمه. البته بد نیست ها! احتمالا نشونه اینه که آدمِ عمیقی هستی :))
    جواب:
    یه 100 تای عنوان تخصصی هست، بذارید دقیق بشمرم. الان شمرده 114 عنوانه، اگه شما میگی کمه که کمه دیگه!
    آره دیگه کتابخونه هه کوچیکه! ایشالا منم زن بگیرم هی کتاب رو کتاب بذاریم :)) اینا الان باید یه جایی بین 300 تا 400 جلد کتاب باشن که تعداد زیادی نیست! اما خودم راضیم! تک تک عنوان ها (جز مستورها و یکی دو تا دیگه) عملاً کارشون درسته!
    آهان اون فلسفه غربه رو هم آره فقط برداشتم :)) هنوز نرفتم سراغش!
    من بخوام تلخ لبخند بزنم سمت لبخند تغییر میکنه اینجوری (:


    جواب:
    آوه!
    چون میدونستم شوخیه لبخند گذاشتم آخرش:)
    جواب:
    اهان :دی
    من به صورت تاریخی این لبخند رو تلخ برداشت میکنم :| :دی
    من ادعایی ندارم
    حتما اینطوره :)
    جواب:
    منم ادعا ندارم :|
    شوخی میکردم :|
    دقیقا، درک میکنم چی میگین.
    و خیلی ها متاسفانه هدف شون همینه که گفتین.....

    حسرتی ندارم بخورم چون بیشتر از شما کتاب خوب نخونده باشم کمتر هم نخوندم :)

    جواب:
    ولی کتاب خوب کمتر از من خوندی! :دی
    (زبانش را در آورده شکلک نشان میدهد!!!)
    ماهی بزرگ 😎

    جواب:
    آهان :))
    سلیقه، منظور سلیقه ادبیه!  و الّا بعله شما استدلال داری برا عدم دفاعت از مستور -یا هر نویسنده ی دیگه یی- منم استدلال دارم برا دفاعم از مستور یا هر نویسنده ی دیگه یی!

    اما! جدی جای " یادداشت های زیرزمینی" داستایفسکی خالیه توُ کتابخونه ی فکسنی ات :))

    دیگه هم رو حرف من حرف نباشه ! :/ 
    :))) 

    جواب:
    سمت کلاسیک ها نرفتم در مجموع، اون گوشه کنارها بگردی دو سه تا عنوان پیدا میشه!
    نخیر ، یکی شون مال منه 😎
    جواب:
    کدامش؟ :|
    به من که نه ، شعار شما باید این باشه . یا مثلا این باشه که کتاب های خوب را از ما بخواهید !
    جواب:
    کتابهای خوب... همه اش برای خودم است!
    شعار من اینه :))
    درباره ی مستور، چون صرفا سلیقه است و این که می دونم شما کلا با ادبیات داستانی ایران مشکل داری ( از این موضع گیری پیش تر مطلع بودم) می گذریم.
    اما طریقل بسمل شدنِ دولت ابادی واقعا غیر قابل تحمل بود.
    جواب:
    مستور "صرفاً سلیقه" نیست، ممکنه در موردش تُند برم، اما صرفاً سلیقه نیست، میتونم از موضعم در مورد مستور دفاع کنم! چیزی نیست که روی سلیقه بگم!
    در موردش استدلال دارم!
    خیلی بد بود اون!
    یسوال
    Spss چرا جز روانشناسیاس؟؟
    جواب:
    اون کابردر spss در روانشناسی هست!
    توی بخش آمار قرار گرفته!
    بابای بابا جان، جوابای دوست دخترش چاپ نشده هنوز!!!
    برو بگیر بخون!
    جواب:
    :))
  • امید ظریفی
  • ... احسنتی می‌اندازیم و رد می‌شویم! (-:
    جواب:
    طیب، طیب الله
    احسنت، بارک الله!
    :|
    :))) 
    مستور از نویسنده های مورد علاقه ی منه. 

    جواب:
    توی تمام کتابهای ایرانی و خارجی که خوندم، بدترین کتاب با اختلاف اون دو سه تا کتاب مستوری هست که خوندم، رتبه ی بعد هم در اختیار طریق بسمل شدن هست!
    فقط میخوام بگم،خوش به سعادت زنت :| :دی
    (چون از کلمه خوشبحالت بدم میاد اون کلمه جایگزین کردم :| )
    همین کتابا الان واسه خودش یه آپشنه.


    جواب:
    :))
    "نامه های کافکا به میلنا" رو هم نداری که! 
    جواب:
    بابا جان طرف به دوست دخترش نامه نوشته، دوست دخترش جواب داده آله عَجیجم بوج بوج :| بعد بریم بگیریم بخونیم؟ :|

    بـــه بــــه :))
    جواب:
    بهله!
    توُ ایرانی ها، بین "مستور" ها  "رساله درباره ی نادر فارابی" رو نمی بینم. 
    اگر نداری اش و می خوای بخونی اش، بگو بهت هدیه بدم. :) 
    جواب:
    من مستور میبینم میرم ته زیر زمین قایم میشم، در رو باز میکنن نور میخوره بهم جیغ میزنم :| بعد شما میگی بهم مستور هدیه بدی؟ :|
  • هیوا جعفری
  • دلم خاکسترش موند فقط :( 
    جواب:
    ای بابا :| ببخشید! :|
  • سید رمضان حسینی
  • حسرت که می‌خورم. ولی به نیمه پر لیوان نگاه می‌کنم: چون کتابخونه ندارم و کتاب نگه نمی‌دارم با مشکل جا برای کتابا و بهینه‌سازی کتابخونه مواجه نمی‌شم. زیاد که می‌شن می‌ریزمشون تو جعبه و یه جا می‌فروشم همه شونو :)
    جواب:
    حسرت نخور :(
    :|
    ”خوبی خدا“ رو ندارید؟
    جواب:
    اینو ادیت کردی ها :))
    چرا بغل جومپا لاهیری هاست، و برای این اونجاست که همه اونها توی کتگوری نویسنده های آمریکایی قرار میگیرن!
  • صـــا لــحـــه
  • اون تاریخ فلسفه غرب نوشته کیه؟ واسه روانشناس شدن می‌خونید اینارو؟
    جواب:
    اونو از خواهرم کف رفتم :))
    یعنی البته با نظارت خودش برداشتم :|
    کتابهای خود را به ما بسپارید 😃
    جواب:
    عمرا! :))
    یه روزی منم باید یه همتی کنم به قفسه کتابهام سرو سامانی بدم و کتابهای جدید رو جا بدم توش :)
    داشتن کتابخونه ی پر و پیمون حسرت برانگیز نیست، خوندن کتابهای خوب حسرت برانگیزه
    جواب:
    قبلا که عکس از اتاق یا وسایلم میگذاشتم، حس میکردم ممکنه کسی ببینه و دلش بخواد، این رو از مون موقع مینویسم و الان عادتم شده! دوست ندارم این احساس به وجود بیاد که دارم شوآف میکنم یا چیزی رو به نمایش میذارم و دلی رو میسوزونم، دل بنده خدا رو اینجوری سوزوندن خیلی بده!
    اما در باب خوندن کتابهای خوب... که دیگه پس برید حسرتتون رو بخورید :)) من هر چی خوندم خوبه! :دی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی