Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان

شما با وضعیتهای وحشتناک چیکار میکنید؟ اگه یه چیزی پیش بیاد که به خاک سیاه بشینید (در معنای عام، نه اقتصادی) چطور باهاش کنار میاید؟

من کمابیش الان اینجوری هستم!

  • ۹۷/۰۸/۲۰ ، ۲۳:۲۳
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۳۱)

  • باران پاییزی
  • بعدش به یه آرامش نسبی میرسم.حداقل من خودم رو اینجوری قانع می کنم
    جواب:
    ایشالا که بشه!
    جدیدا حالم خوبه. :)
    جواب:
    شکر خدا
    بلد بودن که مسلما همه بلدن خوندنش رو ولی به قول یارو گفتنی بقیه چیزا راه دستم نیس. :|
    جواب:
    :| :|
  • ستوده‌ی خشنود
  • من دوباره سعی میکنم با کسی که دوستش دارم صحبت کنم و به خدا توکل کنم...
    جواب:
    کار خوبی میکنی شما هم، توکل چیز خیلی خوبیه!
    چون هرسری میگم ایندفعه پشیمون نمیشم از حرف زدن :دی
    جواب:
    ولی خیلی معلومه اشتباه میکنی! :|
  • مهدی صالح پور
  • اون دوره‌ی مزخرفِ «به فنا رفتگی» رو پشت سر گذاشته و دوره‌ی «بعد از فنا رفتن» رو آغاز می‌کنیم!
    جواب:
    اینم راه مناسبیه ها!
    بستگی به عمق به خاک نشستگی داره :)) وضعیت هایی پیش میاد که کاری از خود آدم برنمیاد برای بهبود شرایط، و ترکش اتفاقات و عوامل خارجی و اطرافیانه که به ما خورده. توی همچین شرایطی، اگر خیلی سخت باشه، دوس دارم محو شم، یهو یه معجزه ای چیزی اتفاق بیفته. یا همه چی مثل جلو زدن دور تند ویدئو جلو بره و از اون مرحله فرار کنم. اگه دیگه خیلی اوضاع حاد باشه، حتماً دلم می خواد تموم شم کلاً!
    جواب:
    خب پس کلا هیچ کاری نمیکنی!
    منم هیچ کار نمیکنم ...
    حتی گاها پیش اومده ک خودم با دستای خودم بدتر کردم وضعیت  رو..
    ترجیحا هیچ غلطی نمیکنم:/
    جواب:
    :|
    من به معنویات رو میارم . تنها کاری هم که بلدم صلوات فرستادنه. (نذر صلوات میکنم عموما)
    گزینه مفیدتر هم اینه که از مامانم میخوام برام دعا کنه. اون بلده دعاهای خوبی میخونه.
    جواب:
    یعنی فقط و فقط بدی صلوات بفرستی؟ زیارت عاشورایی چیزی بلد نیستی؟ :|
  • نیمچه مهندس ...
  • سوگواری
    یعنی به زندگی همیشگیم ادامه میدم و میذارم زمان بگذره.تو دلم و چهره م غمگینم و نمیتونم بخندم و غذام کم میشه و فکرام زیاد.بعد که زمان میگذره( یه هفته مثلا) کنار میام.
    جواب:
    چقدر شیک!
    آهان اولش حمله استرس میگیرم ! ضربان قلبم میاد تو پایینترین و دست و پام یخ میکنه به حدی که باید چن تا پتو بندازم روم ! این حالت یه یه ساعتی هست خب این وسط مسطا شایدم یه چند تا قطره اشک ریختم ! بعدش قلبم نرمال میشه دو روز بعدش خوب میشم ! البته بسته به میزان استرس زایی قضیه دیده شده که تا سه روزم زیر پتو موندم و اشتهام کم میشه !میوه و سبزیجات و سالاد و اینام اصلا نمیتونم بخورم ! بعدش اون میل به بقا باعث میشه ظرف یه هفته نرمال بشم ! در موارد دهن سرویسی های خفیفتر میگم به درک به جهنم ! یا بی ادبانه ش همون به یه ورم ! اینجوری استرس های ریزتر به طور خودکار از بین میرن ! و این دایورت کردنه واقعا جواب داده تا الان ! ینی قبلنا قفلی میزدم رو یه چیزی بعد که خب مغزم از فکر زیادی و بیهوده خسته میشد خودآگاهم به بیخود بودنش پی میبرد و میگفتم به درک به جهنم فدای سرم هرچی که شده یا هرچی میخواد بشه ! 
    جواب:
    یادداشت میکنیم: دایورت کردن!
    فرار از کشور
    جواب:
    :|
  • شهـــ ـــرزاد
  • انفعال! الان از هر حیثی که شما حساب کنین من یه آدمِ به خاکِ سیاه نشسته‌ام و تقریبا هییییچ غلطی نمیکنم :|
    جواب:
    دور از جون شما، ایشالا درست بشه!
  • بهارنارنج :)
  • گذر زمان...
    جواب:
    و چه با زمان!
    :))
    خز کردم چه... رو :))
    معمولا زمان باید حلش کنه و گرنه از دست ما کاری بر نمیاد فقط اعصاب خوردی میکشیم
    جواب:
    چه با طمانینه!
    با خودم خلوت میکنم. از هر راهی که بلدم خودمو اوکی می کنم و به راه حل و کنار اومدن با شرایط فکر می کنم
    جواب:
    چه خودکفا!
    ارتباطم و با خدا قوی میکنم
    جواب:
    چه با خدا!
    گریه میکنم بعد میخابم
    جواب:
    چه کلاسیک!
    گریه،دعا و توسل و دوست رازدار باشه،باهاش حرف میزنم که خیلی وقتا پشیمون شدم از حرف زدن
    جواب:
    اگه خیلی وقتا پشیمون شدی، چرا باز دوباره این کار رو تکرار کردی؟ :|
  • باران پاییزی
  • خاک سیاه برای من فکر کردن در مورد اون اتفاقه که میخاد مغزم بترکه بعد در حال انفجار به خودم میگم از مرگ که بدتر نبوده که
    جواب:
    بعد چی میشه؟
  • خورشید ‌‌‌
  • به دعا پناه می‌برم و فعالیت زیاد. خودم رو مشغول می‌کنم.
    جواب:
    هووووم
    تقریبا هیچ غلطی نمیتونم بکنم
    هیچ غلطی نمیکنم و این هیچ غلطی نکردن داغونم میکنم:|
    جواب:
    یه جورهایی آمریکا به نظر میرسی :|
    من هنوزم کما فی السابق میزنم یه چیزی میترکونم
    جواب:
    :))
  • ❤❤ EXOYAS ❤❤
  • اگه این خاک سیاه ب کس دیگه ای آسیب نزنه ، باهاش کنار میام و توو همون خاک سیاه اگه حسش بود دوباره زندگیمو شروع میکنم...
    فقط محیط عوض میشه!
    جواب:
    اینم راهیه!
    سه هفته است ک ب خاک سیاه نشستم ب قول تو به معنای عام هم اقتصادی هم احساسی و میتونم بهت بگم الان ب شکل عجیبی حالم خوبه چون کامل با شرلیطم روبرو شدم و چون راه حلی نداشت و آزار دادن خودم تو این شرایط کار درستی نبود فقط و فقط فرا فکنی کردم
    جواب:
    ایشالا برای همه اتفاقهای خوب بیفته!
    الان من یه سوییشرت خریدم که روی جیبش زدگی شبیه یک سایه ی مشکی داره و برام شده عذاب چون حواسم نبود موقع خرید.
    اینقدر به این عذابه فکر میکنم و گذاشتمش جلوی چشمم تا یا راه حلی به ذهنم برسه یا عادی بشه.
    جواب:
    جدی اینجوری به خاک سیاه میشینی؟ :|
    عذاااااااااااااااب کشییییییییییدم 
    به همین غلظت😐
    جواب:
    ههههععععععیییی :|
    من هربار سه چهار کیلو از این پوست و استخونی که دارم کم میکنم.! یه بازه زمانی محدود بیخیالی پیشه میکنم تا یکم ریلکس شم. بعدش یا کنار میام یا راه چاره میکنم. 
    جواب:
    یعنی الان وزنت منفی شده؟ :|
  • مصطفا موسوی
  • آخ که دقیقا یه هفته ست به خاک سیاه نشستم و هیچ گوهی هم نمیتونم بخورم
    جواب:
    درسته حرف زشتی زدی و ما اینحا حرف زشت نمیزنیم، ولی واقعا منم نمیدونم چه گوهی باید بخورم :|
    ما هیچ ما نگاه 

    جواب:
    بهله!
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • وحشتناک بودن وضعیت برای هر کس نسبیه! 
    وضعیت وحشتناک‌ها رو من عملا هیچ کار خاصی برای بهبود نمی‌کنم! بس که نمی‌دونم باید چیکار کنم:| بیشتر سعی میکنم یه کاری کنم که اوضاع بدتر نشه تا یه راه حلی پیدا بشه!
    جواب:
    آره یکی از بهترین راخ حل هاست این که میگی به نظر من!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی