Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

قبلا به طور خلاصه توی این پست گفتم ماجرا رو.

در واقع از اول قرار نبود من وارد اون کلاس بشم، دو تا کلاس با درهای باز روبروم بود و بررسی های من نشون میداد جو داخل جلسه ی مصاحبه خیلی خوبه، آماده بودم که وارد یکی از همین دو تا بشم. اما دست سرنوشت همیشه بازیهای تازه ای داره! اون کلاسی که پشت سر من بود هم توش جلسه مصاحبه برگزار میشد و همین کلاس و یکی از کلاسهای روبرو همزمان خالی شدن، من از کلاس مدنظرم دور بودم و خانمی که کنار اون کلاس بود داخلش شد! بنابراین من مجبور شدم برم توی کلاس در بسته ی دربسته! توی کلاس چهار نفر نشسته بودن، از چپ "یک خانم مامان مهربون، یک آقای ریش پروفسوری قاطی، یک آقای دیلاق آرام، و یک مادربزرگ مهربون".

کمی خودم رو معرفی کردم، بعد ازم پرسیدم محل خدمتت کجاست، شماره داوطلبیت چنده، چرا مجردی؟ هدفت چیه و اینها! بعد پرسیدن شما کتاب میخونی؟ این سوالی بود که از صبح بچه ها میگفتن نگو آره، میپرسن چی خوندی!!! یعنی میخوام بدونید چقدر کتاب خونن جامعه! پرسیدن و گفتم آره! اون موقع کتاب "گوساله و دونده دوی استقامت" رو میخوندم. گفتن بگو داستانش رو، شروع کردم تعریف کردنش و اونها یهو در جلد دانش آموز فرو رفتن و اوقات مفرحی رو آفریدن! حقیقتاً مسخره است، قطعاً نمیتونید کنترلشون کنید و حتماً کنترل خودتون رو از دست میدید! خلاصه بعدش سوالات مثلا تخصصی شروع شد، اون آقا قاطیه پرسید اگر زمان متوقف بشه چه اخلاقی رو در خودت عوض میکنی؟ گفتم "حالا چرا باید زمان متوقف بشه"؟ بهش گفتم زود جوش میارم! دوست ندارم اینو! گفت رفتارهای بد داری؟ گفتم بله! من اصلا به جای لیست ویژگی ها لیست رفتارهای منفی خودمو تهیه میکنم که بتونم روشون کار کنم. گفتن دروغ میگی؟ گفتم آره کیه که دروغ نگه؟ گفتم اگه بگم دروغ نمیگم همین الان بهتون دروغ گفتم! پرسیدن بار آخر کی دروغ گفتی؟ گفتم یادم نمیاد لازم نبوده خیلی وقته دروغ بگم! گفت مگه میشه؟ گفتم آره آدم دروغ رو وقتی میگه که اتفاق مهمی افتاده باشه و نتونه حقیقت رو بگه، من درگیر همچین مسئله ای نبودم خیلی وقته. به عنوان مثال دروغگویی هم یکی از خاطرات کودکیم رو تعریف کردم و تهش اشاره کردم "بابام دیکتاتور بود، ازش میترسیدم". همین آقای قاطی هر سوالی رو من جواب میدادم، دوباره میپرسید، اصلا مهم نبود چند نفر پرسیدن و چند بار جواب دادم، میپرسید و بعد هم میگفت جواب ندادی، در مورد سوالی که "در چه زمینه هایی کار کردی توی روانشناسی" هر سه نفر دیگر داورها سوال کردن و جواب دادم، پرسید و گفت جواب ندادی! من هم نه گذاشتم نه برداشتم گفتم "برای بار چهارم عرض میکنم، اختلالات یادگیری و اوتیسم کار کردم". گفت بالاخره گفتی، گفتم برای بار چهارم! حقیقتا استاد قاطی از منم بدتر بود! یعنی باز من یه وقتهایی میذارم بقیه حرف بزنن، سوال میپرسید من میگفتم "بله به نطر من..." بعد شروع میکرد با بغل دستیش حرف زدن یا حرف جدید زدن! همه اینها رو هم به روش آوردم! یه بار گفتم شما سوال میپرسی گوش نمیدی!!!! یک بار هم هی پرید وسط حرفم، هی پرید، پرید و پرید. آخرش که نوت من شد پرسیدم "الان میتونم حرف بزنم؟" گفت بله، و من همینجا یه فن سه امتیازی اجرا کردم، گفتم "و اجازه میدید حرفم رو تموم کنم"؟

سر این عبارت بابام دیکتاتور بود گیر داده بود تو نمیتونی مخالفت کنی و نه بگی! فکر کن، من! من! من! من نتونم مخالفت کنم؟ گفتم شما از کجا اینقدر مطمئن همچین حرفی میزنید؟ گفت میدونم! گفتم اشتباه میکنید! خلاصه که ... یه بار هم گفت "صریح بودن خوبه ها، ولی اینجوری به نظر میاد که جای من و شما عوض شده، من باید شما رو تایید کنم، نه شما من رو" و این رو یه جوری گفت که من رو تحقیر کنه، نتونست! البته اعصابم رو تونست خراب کنه!!!

یک جاییش هم شروع کردن از کتابها و فیلمهایی که خوندم و دیدم با دقت پرسیدن، منم دونه به دونه گفتم، اون موقع شش هفتا تا کتاب خونده بودم توی تابستون، همه رو نام بردم، فیلمها رو نام بردم! بعد اسم نویسنده آوردم پرسید نویسنده مورد علاقه ات کیه؟ گفتم، نه تنها سلینجر، که وونه گات و دکتروف هم گفتم!

من سر هیچی کوتاه نیومدم، هیچی رو، هیچی رو که خلاف واقع باشه قبول نکردم، دروغ نگفتم، مرعوب ماجرا نشدم و سعی نکردم بیش از اونچه هستم خودم رو نشون بدم، تلاشی برای موجه بودن زیادی هم نکردم. البته بیرون که اومدم اعصابم خورد بود! خیلی خورد!

  • ۹۷/۰۶/۲۶ ، ۱۸:۴۷
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۵۴)

  • آقای سر به هوا ...
  • والا کلاس های بی محتوای عقیدتی بود دیگه :)
    جواب:
    :))
    دلت خوشه برادر من مواظب باش شما رو مصدوم نکنن آسفالت کردن دهن مهن نوگلان باغ بهشت پیش کش.با بعضی هاشون سرو کار دارم جوری میشورن آدمو میذارن تو آفتاب خشک شی که.......(زبان قاصر است از ظلم این قوم)

    جواب:
    :|
    :))
    سلام جناب هولدن
    تبریک میگم ان شاالله موفق باشید
    شما یا کسی از دوستان اطلاع داره نمره مصاحبه رو چطور میشه به دست آورد؟ 
    طبق فرمول ضریب ازمون کتبی و مصاحبه محاسبه کردم ولی درست در نمیاد!!! ممنون میشم راهنمایی کنید
    جواب:
    من اصلا از این چیزا سر در نمیارم متاسفانه :|
    ممنون بابت تبریک، شما هم موفق باشید!
  • مهدی صالح پور
  • آرزو میکنم جات بودم. واقعا اینکه بتونی ذره ای، فقط ذره ای در تغییر نگاه بچه های هفت تا دوازده ساله به زندگی و دنیا ایجاد کنی، حس خیلی خوبی داره. سعی کن هم قدرش رو بدونی و هم کمتر غر بزنی بعدش! نیمه ی پر کار ت رو ببینی. :)
    + اون قضیه ی شیرینی هم که سرجاشه. کی کجا بیایم؟! :D
    جواب:
    غلط کردی آرزو میکنی جای من باشی :|
    یک فضای بدیه :|
    اما جدا از شوخی، فکر کردم خیلی این روزها واقعا به پتانسیلهایی که امکانش هست، مثل پخش انیمیشن، مسابقه کتابخونی، چیزایی که تاثیرهای عمیق بلند مدت بذاره روی بچه ها! اینجوری دیگه لازم نیست نگاهشون رو من تغییر بدم، خودشون نگاهشون رو میسازن!
    + فردای روزی که قورمه سبزی منو دادین :))
    تبریک هولدن:)

    جواب:
    ممنون روشن :|
    اتفاقات خوب همچنان درحال افتادنه فقط باید صبر کنیم بگیریمشون....
    تبریکات مارا پذیرا باشید Mr holden 
    معلم باحالی میشین:)
    جواب:
    نه بابا کجا معلم باحالی میشم میزنم دهن مهن همه رو میکوبم به آسفالت! :|
    والا به خدا :|
    ممنون البته!
    بله منم  کاملا موافقم ب ااون اقای خارجی.  اما در ایران اینطوری نیس!
    حاجی جان، اون موضوع و جمله که اون قاا گفته د رکشورا غربیه .
    که معلم هاشون همحقوق خوبی دارن

    یکجا خوندم تو المان حقوق معلم هارو استادا دانشگا از پزشکا بیشتره!
    و از طرفی هرکسی هم معلم نمیشه! همون چیزا روانشاسی و بقیه فیلترا ک اون قای خارجی گفته  اعمال میشه

    اگر جمله میگن خدایی ب جمله هم عمل میشه.
    واس ما وقتی قوانیین اینه!  ادا اطورااش هم همینه دیگ
    جواب:
    حقوق معلمها در آلمان از پزشکها بیشتر نیست! شایعه است، البته حقوق خوبی میگیرن.
    من مسئله ای ندارم، کسر شانم هم نمیشه! اصالتی هم برای یه تیکه کاغذ پاره به نام فوق لیسانس قائل نیستم حقیقتا!
    شما اگر واقعا اینقدر براتون افت داره، نکنید این کار رو!
  • شیمیست خط خطی
  • سلام تبریک میگم
    تدریس تو مدرسه ابتدایی پسرونه چه داستانایی داشته باشه :)
    و البته با توجه به پست‌های قدیمیت به نظر نمیاد با بچه‌ها بی‌اعصاب باشی
    جواب:
    اتفاقا یَک بی اعصابی هستم :|
    تبریک...تبریک
    خیلی خوش حال شدم :)
    جواب:
    قربان شما ممنون!
    هولدنبپرسن داشتم به این فکر میکردم، مصاحبه رو میدادن بچه های وبپرسن ... خیلی باحال میشد

    موفق باشی، خوشحالم یه جوان از جوان هامون میره سر کار.
    جواب:
    اینی که نوشتی رو یه بار دیگه فارسی بنویس :|
    ممنون!
    یه کلاس خلاقیت رفتیم استاده می گفت
    معلمی یه شغل پر از زحمت و سخته و با اندک حقوق
    بشددددت تایید می کنم حرفشون رو
    امیدوارم روزهای شیرینی منتظرتون باشه و تنتون سلامت 
    جواب:
    ایشالا
    ممنون و همچنین برای شما هم همینطور!
    من مطمئن بودم شما قبول میشید.
    امیدوارم مصاحبه ها هم به خوبی و خوشی بگذرن :)
    جواب:
    خیلی ممنون!
    منظورم نمرات بود.
     اشتبا تایپی بود.


    نمرات ما نزدیک بهم بوده ظاهرا
    نمره مصاحبه ام 97 از صد. 

    با مدرک دکترا رفتم اموزش پروش ک قبول بشم دبیرستان.
    باید یک سوزن ب خودم میزدم .  اخه چرا گفتم با مدرک فوق  میری دبستان؟(معذرت میخوام)  :(

    ایشالا موفق باشی. 
    الهی هرچچی دهه شتصیه سروسامون بگیره :(
    جواب:
    من ناراحت نشدم.
    تدریس دبستان کار متخصص ترین متخصص هاست، ژان پیاژه معتقد بود درسهای دبستان رو باید روانشناسان کودک با تجربه و با حداقل مدرک تحصیلی دکترا انجام بدن!
    این مدرکت فلانه، بیا فلان کار رو کن بیسار کار رو نکن ادا اطوار ایرانی هاست!
    تیکه نبود:)

    جواب:
    پس چی بود :دی
    هر جور که خودتون صلاح میدونید ولی چون شما کناب خونید تو پستایی که معرفی میکنید چیزیو بذارید مام شاید خوندیم دعاتون کردیم هه پیشنهادی بود وگرنه که از خودتون میشد پرسید چه کتابایی خوبه بخریم هر وقت خواستیم:)
    جواب:
    ایشالا سر فرصت!
    به به مبارک باشه هر چند گفتید حال نکردید ولی به هر حال از مهر که بچه ها میان یه برنامه بذارید شیرینی مارو بدید میخواید؟!به غیر از اون چیزایی که گفتید دوستان تو کامنتا اشاره کردن؛)
    راستی اگه امکانش بود تو پستای پیشنهادیتون کتاب هارم بذارید تونستید که مام بخونیم اگه شد 
    خسته نباشید:))
    جواب:
    حالا ببینم چی میشه :|
    یعنی یه صفحه برای کتابها بسازم؟
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • اونجایی که گفت: "نمی‌تونی مخالفت کنی   نه بکی!"
    باید آدرس وبلاگ رو میگذاشتین جلوشون!
    جواب:
    والا :دی
    خیلی بهت تبریک میگم. حس خوبیه حتی اگه شنونده باشی 
    برای منم دعا کن توی مصاحبه ای که رفتم قبول شم. ارزوی نوجوانی تا الانم بوده.... 

    جواب:
    ایشالا به مراد دلت برسی!
    کلی دعا کردم که قبول بشی. خیلی خوشحالم برات 
    جواب:
    خیلی بزرگواری! دستت خیلی درد نکنه!
  • سید رمضان حسینی
  • مبارک باشه
    جواب:
    سلامت باشی سید!
    به قول امیر وضعیت سفید... من کصافطم اگه دیگه واس شما کامنت بذارم 😅
    جواب:
    :))))
    ۱.تبریک می گم برای قبول شدنتون.
    ۲.والا خوب اعصابی دارید من بودم چون نمی تونستم جوابشونو بدم به دماغ هر کدومشون یه مشت تقدیم می کردم ،بیرون می رفتم و در اتاق رو محکم می بستم و در نهایت می گفتم هرچه بادا باد.پس تبریک می گم برای اعصابی که دارید آقای هولدن!
    جواب:
    ممنون
    اتفاقا اعصاب ندارم، خیلی زود قاطی میکنم :|
    تبریکات:)
    جواب:
    مخلصات!
    با توجه به کامنت عارفه یعنی واقعاً نمی‌خوای شیرینی بدی؟ واقعاً؟ [خودش را دلداری می‌دهد که شیرینی خواهند گرفت و کروشه را می‌بندد]
    جواب:
    حالا ببیییییییییییینم چی میشه :دی
  • کلمنتاین ‌‌
  • نمیدونم الان یه دغدغه از زندگیت کم شد یا زیاد شد :|
    مبارکه ولی :)
    جواب:
    یه دغدغه تغییر حالت داد :|
  • آقای سر به هوا ...
  • یاد سربازیم میافتم که بردنمون تو نمازخونه پادگان پرسیدن به نظرت حضرت آقا چند سال بهش میخوره :|
    جواب:
    مگه خواستگاری میخواستی کنی؟ :))
    لطفا لطفا تمام تلاشتو برای ساخت ذهن های سالم نسل آینده انجام بده. 
    جواب:
    یَک دهنی من از نسل آینده آسفالت کنم! :))
    حالا محض اطلاعت مصاحبه کلن یه مساله تشریفاتیه و خیلی تاثیر نداره . مساله نمره علمیه و در صورتی که نمره اول ، توده ای حزبی ضد انقلاب آشکاری چیزی باشه میرن سرغ نفر دوم وگرنه خیلی کسی دقت نکرده چی گفتی یا چیکار کردی . من تو گزینشم چون :)))
    جواب:
    اینا رو زودتر میگفتی خب :| استرس کشیدیم الکی :|
    خب الان تمام تبلیغات و پیش‌فرض‌هایی که علیه مصاحبه‌های استخدامی هست، زیر سوال بردی.
    البته از دعای ما بوده😁
    قلباً خوش‌حال شدم. ان‌شاالله مراحل بعدی تکامل هم به زودی طی کنی (: 
    ولی وجداناً با گلای باغ زندگی به از این باش که با مصاحبه‌گیرنده‌هایی((:
    جواب:
    مراحل بعدی تکامل؟ :|
    یعنی مثلا آبشش دار بشم؟ پاهام پره دار بشه؟ :|
    آخه یه معلم قاطی بی اعصاب به چه درد این سیستم میخوره:)) یخورده لطافت داشته باش فردا پس فردا ما چطوری بچه هامون رو بفرستیم کلاست؟:))

    تبریک میگم موفق باشی:)
    جواب:
    با ترس و لرز بفرستید :))
    تا کور شود هرانکه نتواند دید
    والا
    جواب:
    به کی تیکه انداختی؟ :دی
    تبریک
    میگم که اون جمله که گفتی
    استاد قاطیه از منم بدتر بود
    خیلی خوب بود
    جواب:
    :دی
    مبارک باشه

     راستی نمره ترازت چقد کمه!
     گفتی اون شهری که زدی روز مصاحبه فقط خودت بودی یعنی رقیب نداشتی!
     خوش به حالت 

    من نمرم نزدیک شش هزار بود. برای یک جای تک ظرفیتی 5 نفرو دعوت کرده بودن در یک رقابت نفس گیر نراتنزدیگ بهم ! الان کک من قبول نشدم!



    حالا یعنی میری دبستان درس بدی؟با مدرک فوق؟!

    موفق باشی

    جواب:
    همینقدر در توانم بود :|
    آره اون روز کسی رو ندیدم، ولی خب سه چهار روز مصاحبه بود، نمیدونم چند نفر اومدن!
    نرانتزدیگ یعنی چی؟
    بله با افتخار و تخصص در دبستان درس میدم!
    سلامت باشی!
    مبارک باشه :))
    ما که خیلی خوشحالیم برات، ولی خودتم مقادیری از خوشحالیِ خودت رو توی پست دخیل میکردی به جایی بر نمی‌خورد حالا :| D:
    جواب:
    من آخه خوشحال نشدم
    در واقع اگه قبول نمیشدم ناراحت میشدم! ولی قبول شدم خوشحال نشدم :|
    موفقیت هاتون روزافزون
    جواب:
    ممنان!
    تبریک هولدن عزیز
    جواب:
    ممنون از تو R گرامی!
    او شت!
    هولدن به مدرسه میرود:دی
    (البته میدونم قبلا هم میرفتی. این بار رسما می روی!)
    خیلی خیلی خیلی تبریک!
    فقط امیدوارم این فن "تو برجک طرف زدن" رو روی بچه هات پیاده نکنی:| 
    جواب:
    بسیار بسیار عالی!
    همین کار رو میکنم :))
  • بهارنارنج :)
  • هولدننننننننننن
    دمت گرم!آفرین!حالم بهم خورد از بس گفتن تو مصاحبه ها باید تظاهر کنی به کسی که نیستی چیزی که نمیخوای نیستی!

    مرسی،مرسی،خیلی حال مو خوب کردی!
    جواب:
    همینجوری برید جلو! :دی
    زنده باشی
    منم معلم اینجوری می خوام :'( 
    هرچند که دیگه خیلی از ابتدایی دور شدم'--'
    جواب:
    :|
  • کروکدیل بانو
  • آخرین باری که گریه کردی کی بوده؟:)))))))))))))
    جواب:
    :))))

    برات موفقیت ارزو دارم در تمام مراحل زندگیت 


    جواب:
    ممنون برای شما هم همینطور!
    تبریک میگم و کمی به حال بچه ها خوشحالم
    فکر میکنم معلم دلسوز و سخت گیری باشید
    سخت گیر از لحاظ دلسوزی
    جواب:
    بندگان خدا به خاک سیاه مینشینن! :|
    تبریک می گم (: .

    قطعا کلی سوژه برای نوشتن از همون بچه ها پیدا می کنید هر روز. دنیای جالبی دارن :دی.
    جواب:
    :دی
    آره!
    میدونم شغل بسیار سختیه، آرزوی موفقیت دارم براتون
    جواب:
    خیلی ممنون!
    از اونجایی که فرموده بودین شیرینی کوفت می‌دین، من در مورد شیرینی سوال نمی‌کنم و تبریک می‌گم و صفحه رو ترک می‌کنم :| :)
    جواب:
    :)))))))))))
    تبریک میگم:)
    جواب:
    ممنون!
    اصلا یه لبخند گنده اومد روی لبم. :)
    خوشحال شدم، مبارکتون باشه :)

    + کاش خدا دل ما رو هم خوشحال کنه با این جور قبول شدنا :)
    جواب:
    ایشالا ایشالا!
    یعنی یه جوری از قبولی تک تک خوشحالم انگار خودم قبول شدم
    جواب:
    :دی
  • گمـــــــشده :)
  • یه معلم ابتدایی خیلی حدی میشی
    جواب:
    کاملا برعکس :دی
    یه معلم ابتدایی خیلی شوخی میشم :|
    مبارکههههه 
    همون بهارستان باید بری حالا؟!
    جواب:
    آره دیگه :دی
    البته سال اول دوره آموزش داره نمیدونم کجاست یا چه روزهاییه!
    خیزید و خز آرید که هنگام خزان است مال اینجاست یا اشتباه گفتم؟
    جواب:
    نمیدونم درست حسابی:))
    خیلی خیلی تبریک میگم.
    مبارک باشه
    جواب:
    قربان شما!
    تبریک می‌گم:)
    جواب:
    تشکر میکنم
  • سید رمضان حسینی
  • تبریک می‌گم
    الان جدی جدی قبول شدی؟ و می‌ری دیگه؟
    جواب:
    بله :|
    و بله :|:|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی