Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

نشسته بودم توی پارک، اون طرف چندین ده پیرمرد و پیرزن نشسته بودن جلوشونم یه آقایی ارگش رو تنظیم میکرد، یه دف و فلوت و اینها هم بود. بعد که مراسمشون شروع شد دنیایی از جواد یساری، عباس قادری، داود مقامی، سیما بینا، مرضیه، حمیرا و زنده یاد یوهان سباستین باخ!!! در برابر ما گشوده شد! آهنگهای آنچنانی ای نبودن، اما همگی بلااستثنا قردرکمر کتگورایز میشدن! خلاصه که همه شاد و خرم بودن.

یه مرور کوچیک کردم تعداد دفعاتی که پلیس پارک بساط ساز زدن هم سن و سالهای من رو جمع کرد، یا حراست مترو جلوی اجرای شیک چند تا جوون رو گرفته بود، دفعاتی که به چشم خودم دیدم به راحتی دو رقمی میشن. البته جوابش معلومه، اونها پیر بودن، ما جوونیم!

یعنی می‌خوام بگم پیر باشی استاندارد همه چی فرق داره، فسق و فجورتم زیر سبیلی رد میکنن. ای کاش نصف این فرصت رو ما داشتیم، که توی یه فضای عمومی، کنار هم بشینیم، دست بزنیم، موسیقی رو بشنویم و باهاش فریاد بزنیم.

این مجوز پیریه!

به قول حسن "من اینها را می‌شِناسم، اینها با شادی مردم ... مخالفن"!

  • ۹۷/۰۶/۰۱ ، ۲۲:۳۸
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۱۷)

یعنی این پیر ها هم جوون که بودن  مجوز شادی کردن داشتن ؟؟! 
ولی خب تو پارک شهر من (شاید به خاطر شمال بودنش) :)))  بند و بساط موسیقی هست و جوون ها ساز میزنن و همه چی رو به راهه :))
جواب:
خوشا به حالَت، ای روستایی :دی
اینا جوون هم که بودن  همین وضع رو داشتن, جدی میگم هر کسی جوونیش هر شکلی باشه پیر هم بشه خودشه, یه خاله ای دارم با مادرم خیای فرق داره مادرم یه زن جدی و با اصوله, اما خالم با این سن و سال ترانه های خواننده های قدیمی رو.گوش میده بزن و برقص هم داره که بیشتر اوقات با مادرم جدال لفظی دارن
جواب:
:دی
یکی بیاد بگه نسل سوخته ماییم یا اونا؟
شصتی ها و هفتادی ها بیشتر سوختن‌یا دهه ۴۰و ۳۰؟
جواب:
والا به قرآن!
تو ممکنه به فسق و فجور بیوفتی ولی اونا دیگه آرداشونو بیختن و الکهاشونو آویختن این وصله ها بهشون نمیچسبه:))
حالا ما تو همسایگیمون یه پیر زن داریم با دامن کوتاه بدون شلوار و جوراب میاد تا سر کوچه انگار زمان شاه ایشون رو فریز کردن با همون تیپ مونده:))
جواب:
وای از این پیرزنها هست تو محله تون؟ :))
اینا عالین، عالی! :))
  • قاسم صفایی نژاد
  • این لینک رو راجع به تفریح در اسلام بخونید از شهید بهشتی:
    http://safaeinejad.ir/1395/03/25
    جواب:
    خوندم و متن بسیار خوبی بود!
    سلام علیکم
    کلمه ی مورد مناقشه همین "استاندارد" و پارادایم مربوطه است!
    اخوی وقتی صحبت از یکسری هنجارهای حتی بسیار بی خطر هم می شود باید دید در کجا و چگونه به ناهنجاری تبدیل می شود!
    واضح تر اینکه مشخصا مطربی و آواز و نوا ی یک عده پیر فرتوت لهو و لعب ندارد و مشخصا در پی خود خوف افتادن به گناه را به وجود نمی آورد و تنها یک فان محسوب می شود.
    اما همین آواز و نوا از جماعت جوان با  بر و روی مشخص و منظور وقتی صادر می شود خود به خود زمینه قر و قمیش و لهو و لعب را بوجود می آورد.
    وقتی صحبت از خوف گناه و لهو و لعب می شود باید با شادی و خوشحالی مرزبندی کرد. که البته متاسفانه در این مرزبندی ما بسیار ضعیفیم.
    بهرحال باید به گونه ای عمل کنیم که جانب اصلی یعنی حفظ شئونات اسلامی مقدر و مثبوت در قوانین کشوری رعایت شود.

    البته این مسئله امروز به این شدت که شما فرمودید نه تنها نیست بلکه من به شخصه بارها شاهد برگزاری موسیقی خیابانی توسط گروه هایی در پارک و خیابان بوده م هیچ کسی هم معترض و ..نبوده.


    جواب:
    این چیزی که شما در چند خط اول نوشتین برای من نماد تحجره! یعنی چی چون ممکنه مفسده داشته باشه فلان! سوار ماشین شدن ، خیابون رفتن، درس خوندن، فیلم دیدن، کتاب خوندن، همه ی کارهای معمول هر روزه ی ما ممکنه مفسده داشته باشه! ما هیچ کدوم رو انجام نمیدیم؟ این حرفا فرار از حقیقته! این چیزا هیچ ربطی به حکومت نداره، همین دخالت حکومته که مفسده ایجاد میکنه!
    من که نگفتم تا حالا جوونها نداشتن همچین برنامه ای، گفتم در برابر صفر باری که شاهد بودم بساط پیرها جمع شده، راحت ده پونزده بار شاهد جمع شدن بساطهای خیلی خیلی منطقی و معقول جوونها بودم! یعنی میگی دروغ میگم؟
    یکی ازم پرسید شخصیتت به کی شبیهه؟ تو نت زدم هولدن کالفیلد تا توضیح مبسوطی از شخصیتمو واسش بفرستم...و اینگونه بود که اینجا رو دیدم.
    سلام هولدن کالفیلد.
    جواب:
    سلام فاطمه!
    جی میشه گفت واقعا؟ :|
    اه!
    جواب:
    اه اه اه!!!
    @ زمر 53
    آقا! آقااا! آقااااا! (-:
    جواب:
    کلا امین به نکات خوبی اشاره میکنه :))
    از توی کامنت ها بر میاد که دوستان قر تو کمرشون فراوونه و فقط نمیدونن کجا بریزن
    جواب:
    :))
    یا خدا..
     بعضی نظرات چقدر باید حلالیت بطلبن از پیرمرد و پیرزن ها. حاج اقاها و حاج خانم ها.. 

    کلا نظرم رفت با دیدن نظرها.. خدایا ببخشه همه مون رو الهی..
    جواب:
    شما هم از کامنت گذارها باید حلالیت بطلبی :|
    عجب بدبختی ایه! ملت دیگه با خیال راحت کامنت هم نمیتونن بدن؟ :|
    دلم خواست برای این پست نفسمو پرسروصدا بفرستم بیرون. :|
    جواب:
    پوووووووووووووووووووووووف!!!!
    بیخیال من هنوز خیلی مونده پیر شم از کجا معلوم تا اونوقت این آهنگارو با بمب اتم منفجر نکرده باشن؟
    جواب:
    :|
    از جوان‌گشتن پشیمان گشته‌ایم، مرحمت فرموده ما را پیر کنید! (-:
    جواب:
    آره والا!
    حتی تو مهمونیا یه پیرمرد میومد صورتمونو می بوسید اعتراض میکردیم میگفتن عیب نداره پیره!
    یعنی میخوام بگم در این حد مجوز همه چی رو میدن تو اون سن :/
    حالا بخت و اقبال ماست، پیر هم که بشیم هر کار کنیم میگن سن و سالی ازت گذشته این کارا از شما بعیده
    جواب:
    :| :|
    آره آره دقیقا! پیر هم بشیم نمیتونیم هیز بازی در بیاریم :|
    آقا پیرمردها و پیرزن‌ها صاحب انقلابن، حق آب و گل دارن :)
    جواب:
    :))
    اخه مشکل اینجاست که حاج خانما و حاج آقاهامون قراشونو دادن و فقط مرور خاطرات می کنن : ))
    جواب:
    آره والا :))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی