Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

الف. خلاصه که هرچه که بود و هر چه که شد مصاحبه ی تخصصی - که در آن تنها مسئله ای که مورد بررسی قرار نگرفت تخصص من بود - به پایان رسید، جلسه ای دارای دو ویژگی: صداقت و تشنج! در این جلسه اون آقا گیره پرسید چرا سی سالته و ازدواج نکردی؟ گفتم مضیقه مالی! گفت برای این میخوای بیای سر کار؟ گفتم ربطی به هم ندارن، قبل اینم کار میکردم. این آقا گیره احساس میکرد خیلی خوبه! در حالی که خیلی گاو بود! به شدت! اجازه نمیداد حرف بزنم، سوال میپرسید جوابش رو نمیشنید! خلاصه که مجبورم کرد بچلونمش! اون هم به نوبه ی خودش من رو میچلوند! یک بار ازم پرسید پدر رفتارگرایی کیه، گفتم اسکینر خدابیامرز، اون یکی آقاهه گفت خدابیامرزدش، گفتم خدا رفتگان شما رو بیامرزه! این آقا گیره بهش برخورد ها! خلاصه که اینجوری، بد نبود، یعنی اگه مسئله رو شخصی و شخصیتی نمیکرد خیلی بهتر میشد! ولی چون چرت میگفت و من میدونستم چرت میگه پا به پاش جواب میدادم! سر هیچی کوتاه نیومدم، هیچ دروغی نگفتم! در حدی که همین آقا گیره برگشت گفت "صراحت گویی خوبه، ولی به هر حال من دارم شما رو بررسی میکنم، اینجوری به نظر میرسه که جامون عوض شده"! و بله، جامون عوض شده بود! توقع داشت مرعوب موقعیت بشم! هه هه! برو بابا!

بدترین قسمت مصاحبه تحصصی، اینه که چهارتا آدم با میانگین سنی 55 سال ادای بچه های دبستانی رو در میارن! و اصلا این شرایط شرایط واقعی نیست، چهار نفرن که همشون تصمیم گرفتن به هیچ صراطی مستقیم نباشن! مدرسه ی واقعی اینجوری نیست! هیچ مدرسه ای نیست که دانش آموز دبستانیش حرف  معلم رو به بند کفشش هم حساب نکنه، بچه های سخت مدل خودشون سختن، آدم 50 ساله ای که با یه خرمن سیبیل ادای بچه ها رو در میاره، صرفاً میخواد مسخره موضوع رو دربیاره!

و صدالبته، من بعد بیست سال تحصیل و دریافت مدرک تحصیلی که تاییدی بر سطح علمی منه، دوباره آزمونی دادم که یه دور صلاحیتم تایید بشه، بعد من رو فرستادن مصاحبه تخصصی ای که طرف تا ته ریشه خانوادگی منم پیش بینی و بررسی پیش بینانه کرده، حتی در مورد کتابها و فیلمهایی که خونده ام و دیدم حرف زدن، که یه موقع خالی نبندم! و به شدت سختگیرانه روی ابعاد شخصیت من متمرکز شدن، یه مرحله هم که بعدش قراره صلاحیت عمومی قبول شده ها بررسی بشه، خداوکیلی خداوکیلی، اگه اینهمه نکته رعایت میشه، این معلمهایی که در سرتاسر کشور دیده میشن از کجا اومدن؟ اینا کین؟ وقتش نشده سیستم معیوب احمقانه استخدام عوض بشه؟

و نکته آخر در این موضوع، مجموع شهرستانهای تهران 112 نفر نیرو میخوان، کلا 89 نفر دعوت شدن به مصاحبه! حوزه انتخابیه من روزی که من رفتم فقط خودم بودم!

تا ببینیم خدا چی میخواد!

ب. اولین کتاب با شرایط احمدرضایی امانت داده شد، گهواره گربه دیروز به کروکدیل بانو تحویل شد! برخوردش با کتاب در آینده ی این پروژه تاثیر حیاتی خواهد داشت!

  • ۹۷/۰۵/۲۱ ، ۲۳:۵۵
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۰)

شهرزاد هم مصاحبه داده ، پستشو ببینید شاید مشابهت داشته باشه   
http://sodahayeyeksaye.blogfa.com/
جواب:
من قبول ندارم! اصلا عمرا اینا این شخصیت ها باشن :))
طرف عملا برگشت به من گفت جامون عوض شده :)) این برنامه ذهنی ریخته باشه؟این؟ این؟
به بهترین نحو جواب شون رو دادی..جلوی اینا آدم هرچی بیشتر استرس بگیره بدتر می کنن!

تو بخش تدریس اگه حتی خیلی مودب هم می نشستن باز تصور اینکه این سیبیلو زشتا بچه های ابتدایی هستن، خیلی سخته :/
جواب:
والا به خدا! همش چرت و پرت میگفت :|
سخت برای یه دقیقه اش بود!
آخ جون کوفت :-D

(در واکنش جوابت به کوروکودیل)
جواب:
:))
تازه من یک چی بگم  شاخ دراری. 
مصاحبه ک تموم شد از اتاق اومدم بیرون یک خانم فولاد زره مانند گشت ارشاد مانندی ( جزو مصاحبه کننده هانبود) اومد زل زد بمن چپ چپ نگام کرد و گفت شما فامیلیت چیه؟  گفتم فلانی چطور مگه؟ گفت مشخصه  خط لب زدی و رژ و بعد پاک کردی  که معلوم نشه:/  حواست هس بد قبولی گزینش داری:/ حالا نمیمیرین که رژنزنین!
کلا  تا دوساعت بهت زده تو کف نبوغ کشفیات  این خانم بودم !



جواب:
خوبه که :|
:))
راستی آخرش مدرک خواستن؟
جواب:
گفتن تا پونزده شهریور بیار فلان جا برابر اصل کنیم :|
112 منهای 89 میشن همونایی که سفارشی میرن توی این سیستم ها و از توشون همون معلمی در میاد که به دانش آموزش تجاوز میکنه یا همون کارمندی میشه که پول بیت المال رو حرام میکنه و...
جواب:
آره ها! دقت کرده نبودم :|
  • خورشید جاودان
  • اخرین باری که به کسی کتاب قرض دادم با زیر استکان اشتباه گرفته بود وقتی بهم پس داد جای استکان چای رو جلدش بود  
    خیلی سال پیشم به بنده خدایی کتاب قرض دادم و گویا کتابو به دوست دخترش داده بود و حکایت پشت گوش دیدی کتابم دیدی شد هرچند مامانش توجه کن مامانشا خودشم که نه اون کتاب رو برام خرید ولی نه مترجمش خوب بود نه به دلم نشست
    کلا همین دو تجربه تلخ باعث شد به کسی کتاب قرض ندم  تا امسال که به خالم با نگرانی کتاب قرض دادم و خدا به خیر بگذرونه
    انشالله برا مصاحبه هم موفق باشی و خبر خوب بشنویم
    میگم اخه سی سالته چرا ازدواج نکردی چه ربطی به شغل ادم داره ؟
    جواب:
    اصلا آدم بدقول توی کتاب پس دادن و نگه داشتن از اختلاس سه هزار میلیاردی هم بدتره :|
    منم نمیدونم :|
    راه واقعا سختی بود. انشالله موفق میشید
    جواب:
    ان شا الله!
    یعنی در این که این شغل  رو در حد و اندازه ی خودت ندونستی شکی نیست، فقط نمیدونم چرا اصرار داری توی این سیستم معیوب جذب بشی؟
    چندین ساله همه میدونیم آزمون های استخدامی چه شکلی هستن، مصاحبه چه جوریه، تفتیش عقاید و از این مزخرفات
    جواب:
    اتفاقا اشتباه میکنی!
    اگه شغل رو نمیخواستم اصلا مصاحبه رو نمیرفتم! حالا که رفتم خواسته ام اینه جذب بشم!
    اصرارم بابت اینه که اضطرار یک شغل ثابت رو کاملا حس میکنم! و فن خاصی هم جز این درسی که خوندم بلد نیستم!
    این مصاحبه تخصصی بود، تخصصی!!! ببین، تخصصی!

    هولدن برا اینکه اینجور مواقع معوب موقعیت نشیم و واقعا اعتماد به نفس داشته باشیم باید چیکار کنیم ؟

    جواب:
    همه چی به بند کفشت باشه :|
    ایشالا که اوکیه

    ولی این مصاحبه ای که من توی این پست خوندم ، فک کنم رفتی برای ریاست جمهوری درخواست دادی :-D
    خداکنه وقتی کسی توی جایگاه های بالاتر هم قراره بشینه همینقدر سختگیرانه صلاحیتش رو بررسی کنن
    جواب:
    نه دیگه عین وامهاشونه، ده میلیون وام بخوای تا خواهر مادر و ناموستم ضمانت میگیرن، اما هزار میلیارد تومن وام میدن فقط با توافق لسانی!
    اینم همونه، برای یه شغل ساده سرویست میکنن، الان اگه میخواستم نماینده مجلس بشم بسیار راحت میرفتم جلو :|
    مبارکه :)
    بکش اون کل قشنگه رو :))))))
    جواب:
    :| :|
    نیشت رو ببند جوون! سنگین باش!
    سلام
    الان یعنی شما با خودتون سنجیده شدین و در مصاحبه قبول میشین‎:D
    مصاحبه تخصصی شما طرح درس داشت؟ با همون ادا اصول و مسخره بازی یعنی؟
    بهرحال ان شا الله دورهمی بعدی شیرینی استخدامی بدین‎(:‎
    جواب:
    :))
    طرح درس نه، کنترل کلاس داشت به شکلی عمیقا احمقانه! :| یعنی نه که چون نتونستم کنترل کنم درست بگم احمقانه، واقعا احمقانه!!! :|
    ایشالا!
  • آسـوکـآ آآ
  • امیدوارم بهترین اتفاق بیفته
    ما که خیلی امیدواریم :-)
    جواب:
    ایشالا همینی که شما میگی بشه!
  • کروکدیل بانو
  • سرنوشت پروژه تو دستای منه الان :))
    واسه شیرینی بهمون چی میدی؟ :؟
    جواب:
    :))
    کوفت :|
  • مصطفا موسوی
  • یه بار یه کارخونه فولاد یه شهر دیگه رفتم مصاحبه. شهر خودمونم کارخونه فولاد داره. آخرین سوالشو صادقانه جواب دادم و حذف شدم! و اونم این بود که اگه بعد دو سه سال کارخونت فولاد خودتون بخوادت میری؟ گفتم با شرایط تقریبا برابر آره! و تامام!
    جواب:
    در این مورد صداقت نداشته باشی بهتره که :|
  • امید ظریفی
  • به امید خدا، خودش خوب می‌خواد. تبریکِ پیش‌پیش! (-:
    جواب:
    حالا هی اینجوری کنید آخر خدا برای اینکه دخالت پیش پیش کردید ردم کنه :|
    شیرینی استخدام در راه هست پس:)

    کروکدیل تیریخیدا مواظب باش:)))تیریخیدا:)
    جواب:
    امیدوارم در راه باشه!
    :| :دی
    112 تا از غیر سهمیه، یا از سهمیه دار و غیرسهمیه با هم؟
    جواب:
    فکر کنم بچه ها تعداد آزاد رو حساب کرده بودن نه سهمیه رو!
    سهمیه ای ها کدشون جداست
    یعنی استخدامی انشاالله
    جواب:
    نمیدونم، ایشالا!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی