Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

اول اینکه غمگینم؛ مثل هوادار رئالی که فکر میکرد شماره هفتشون خیلی متعصب و "از بچگی رئالی" و "هیچوقت از رئال نرو"ئه!!! :دی

دوم اینکه من پیش از این عموماً بعد از غیبت های صغری میومدم میپرسیدم ازتون که "بیام"؟ الان میخوام بپرسم "برم"؟ میدونید حس خوبی ندارم، از چیزی که مینویسم، از چیزی که میخونید. حوصله ندارم و در عین حال احساس مسئولیت میکنم در قبال کامنتها و نوشته ها، از سمت دیگه کار دیگه ای هم ندارم، یعنی اگر بنا به نبودن باشه عملا هیچکاری نمیکنم؟ خیلی فکر میکنم بهش که ببندم برم کلا؟ موقتاً برم؟ خودمو لوس نکنم!!! و همین فرمون رو ادامه بدم؟ اون چیزی که مطمئنم اینه که این وضعیت الان رو دوست ندارم!!!

عملاً تیتر پست بر وضعیت امروز من انطباق صد در صدی داره!

وات ایز یور آیدیا ابات دت؟ :|

  • ۹۷/۰۴/۱۹ ، ۲۲:۱۰
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۷۰)

من وبلاگو ک ترکوندم رفتم یکی دوبار اومدم نوشته های بچه هارو خوندم
بعدالان اومدم می بینیم هدیه و آقای دنتیست همنیستن
میدونین کجان چیشدن یهو؟؟
جواب:
نه حقیقتا اونا یهو غیب شدن :|
بی شخصیتها خبر هم ندادن :|
اگه دیر نیست حرفم، با باز بودن اینجا ضرر که نمی‌کنی؟ با بسته بودنش ممکنه دلت یاد گذشته‌ها کنه یه موقعی، حست برگرده، اون موقع خب، آرشیو بزرگی رو از دست دادی و شروع دوباره، سخت می‌شه. دودوتاچارتاست. محققان اتفاق نظر دارن که باز بمونه. هر هر. :/

یه سوال فلسفی، نظر گذاشتن رو پستای قدیمی و خیلی قدیمی مکروهه یا عب نئاره؟


جواب:
حلال است!!! :| :دی
کجا برین، یکم دیگه حوصلتون بر میگرده.
دو سه تا وبلاگ می خونیم اونم شما نیای که نمیشه، بیاین.باشین.
خودخواهیه این درخواست ولی بمونین دیگه
جواب:
موندم دیگه :|
می مونی؟
من همیشه و هر روز سر نمیزنم، اما همون روزی رو که قرار دادم واسه خوندن وبلاگت تو هفته یا ماه با کلی ذوق و شوق میام و مطالبتو دقیق میخونم. پستای وبلاگت که سر جای خودشون. اما یک درصدم نمیتونم فکرشو بکنم که نباشی و ازت خبر نداشته باشم.
ضمن اینکه بی تو بیان مرا حصر می شود.
جواب:
ای وای خاک بر سرم :|
من که هستم خب! :|
یا باب الحوائج!!!
اگه بری و دیگه نیای من خودمو از روی پل هوایی پرت میکنم پایین. 
در همین حد.
خواهش میکنم نرو:(
جواب:
یا امام حسین :|
یا خود خدا :|
  • مهدی صالح پور
  • البته رسانه های فعلی هم دارن دلی کار میکنن، منفعت مالی ندارن اغلب! :))

    + من دلم میخواد رو دیدم، دوست داشتم. هزارپا رو هی فرصت نمیشه ببینم

    جواب:
    :))
    + میرم در یکی از همین روزها!
    هولدن جان لطفاً نرو...برا هر کسی هم این شرایط بی حوصلگی و ...پیش میاد با این شرایطی هم که الان هست زیاد پیش میاد متاسفانه....ما درکت میکنیم و به قول خودت با همین فرمون پیش برو ولی نرو...
    جواب:
    بازم چشم
    هولدن جان لطفاً نرو...برا هر کسی هم این شرایط بی حوصلگی و ...پیش میاد با این شرایطی هم که الان هست زیاد پیش میاد متاسفانه....ما درکت میکنیم و به قول خودت با همین فرمون پیش برو ولی نرو...
    جواب:
    چشم
  • نیمچه مهندس ...
  • @جولیک
    آره آره.خودشه:)
    جواب:
    بهله!!!
  • جولیک ‌‌‌‌‌
  • نیمچه، نگارای چی نپوشیم رو میگی؟:دی
    جواب:
    نیمچه مهندس، وبلاگ چی نپوشیم که نگارا می‌نوشت را میگویی؟
    این ترجمه کامنت بالا بود :|
    چیزی که من بارها تجربه کردم اینه که وقتی حالم خوب نیست برای کارام تصمیم نگیرم چون وقتی حالم خوب بشه ممکنه پشیمون بشم و راه برگشت نداشته باشه .... پس به نظرم در این شرایط بد روحی در مورد جایی که سال ها براش زحمت کشیدید، باهاش خاطره دارید، کلی دوست و رفیق رو دور هم جمع کردید، تصمیم نگیرید ... حیفه واقعا ....
    پیشنهاد من اینه که بنویسید ولی از چیزای خوب هر چند پیش و پا افتاده حتی یه خط .... این هم تمرینی میشه که این روزا که حالتون بده فکرتون به سمت چیزای خوب بره و هم برای مدتی هر چند کوتاه احساس بهتری پیدا کنید...
    من واقعا اینجا رو دوست دارم ... هرچند دیر به دیر میام ولی نمی دونم چه حسی مخصوصا وقتی دلم گرفته منو اینجا می کشونه ‌... اگه تعطیل بشه ناراحت می شم :(
    جواب:
    اصلا خراب اینجور کامنتها شدم که :|
  • نیمچه مهندس ...
  • چند سال پیش ها یه وبلاگی رو میخوندم که در مورد مد و آرایش و لباس و این چیزا می نوشت.تو کامنت ها هم ملت سوال میپرسیدن و ایشون جواب می داد.من همیشه ایشون رو خیلی شیک و مرتب و همون طوری ایده آل که توی پست ها به نظر میومد تصور می کردم.
    گذشت و دوست خوب مون اسباب کشی کرد.یه مدت ننوشت و بعد که برگشت گفت که توی اسباب کشی چی بهش گذشته و من از اون تصور ایده آلی که ازش ساخته بودم خارج شدم و اتفاقا باعث شد نگاه بهتر و صمیمی تری بهش پیدا کنم.یه جورایی اون وقت تازه پذیرفتم که اونم انسانه و غم و خوشی داره:)
    خب من این تصور رو راجع به تو هم داشتم.الان دیگه ندارم.
    این همه آسمون ریسمون بافتم صرفا واسه این که بگم آدمی همینه.مجموعه ای از غم و خوشی،افسردگی و شادی فراوان.
    جواب:
    حالت قدسیم رو برات از دست دادم :دی

  • ستاره قطبی
  • میشه نری ؟!
    جواب:
    اصلا اینجوری که میگی آدم میمونه توی رودروایسی که نره :|
    تهش که تصمیم با خودته  ..
    ولی ماها حتما دوست داریم ک میخونیمت....و خب حتما دوست داریم ک بمونی و باشی..
    جواب:
    چشم
    بمون و به حرف بچه‌ها گوش‌بده، و مثل یه رئالیِ سرخوش باش، که افسردگی نمی‌گیره... بلکه طرفدار یوونتوس میشه (:
    جواب:
    تیکه زیبایی بود، با اجازه لایک! :|
    پیشنهاد می کنم به خودت یه پست سخت درباره ی افسردگی سفارش بده. بشین خودتو ببین و با توجه به فوق لیسانس روانشناسی بودنت برای ما حال یه افسرده رو تشریح کن( مثل پست قبل) و بعد برامون از روش های متفاوت درمان از سطوح ضعیف تا قویش بگو. حتی می تونه یه مجموعه پست باشه. به نظر من بهترین تضمینی هم که می تونی داشته باشه انجام این کار ، اینه که بیرون از خونه بنویسیش. وقتی خودت رو مجبور می کنی از رختخواب بکنی و برای بیرون رفتن حمام کنی و یه مسیری رو پیاده بری ، خواه ناخواه از همون علائم افسردگی که گفتی فاصله گرفتی، همون فاصله رو بچسب و بنویس. شاید با نوشتن مثل زخمی که فشارش میدی عفونتش میاد بیرون، آروم بشه
    جواب:
    اگه مثل خونریزی مغزی داخلی باشه و مغز رو بترکونه چی؟ :|
    رسیدم به ته دیگش نظرا رو بقیه دادن
    چی شد؟موندنی ای؟نموندنی ای؟:دی
    جواب:
    اینجوری که ملت میگن نرو خیلی بی شعوریه اگه بذارم برم :|
  • حامد سپهر
  • کجا میخوای بری از اینجا بهتر ؟ همینجا بشین یه نون و ماستی دورهم میخوریم چندتا مطلب هم مینویسیم دیگه:))

    کاش حداقل میرفت منچستر اونجوری توجیه پذیرتر بود
    جواب:
    :))
    چشم!
  • سارا خانی
  • میخواستم پیشنهاد بدم که بیا برو بشین روی همون صندلی های معروف روانشناسا و یه خرده درد و دل کن تا شاید بهتر بشی که یهویی یادم افتاد اینی که میخوام بهش این پیشنهاد بدم خودش روانشناسه : )) و مسلما یه سری موارد رو خیلی بهتر از بقیه میدونه.
    ولی خب، در کل میخواستم بگم که خودت رو لوس نکن :| روزهای بد مال همه است، فقط نباید یه کاری کنی که بعدا پشیمون بشی.
    آقا حالت خرابه و دست خودت هم نیست؟ اوکی! فقط پل های پشت سرت رو جوری خراب نکن که وقتی حالت بهتر شد افسوسش رو بخوری ...
    همین دیگه :|
    جواب:
    مگه من گفتم روزای بد فقط مال منه :|
    عجبا :|
    آقا شما بلاگری روزانه هاتو مینویسی
    الانم روزای بدیه که پشت سر میذاری
    بیا بنویس. نوشتن که فقط مختص روزهای خوب نیست
    نرو اصلا نرو هولدن من از دوم سوم دبیرستان تا الان که دارم میرم سال آخر دانشگاه میخونمت، اصلا دلم نمیخواد دیگه اینساید مانستر آپدیت نشه
    جواب:
    اااااااااا یعنی از اول وبم؟ :|
    چه خفن!!!
    امیدوارم یه روزى این افتخار نصیبتون بشه 
    فکر کنم حالا معنى میده [ فقط در جهت طنز ]
    اما جدا معذرت میخوام که بد متوجه شدم چون میدونم وقتى ادم طرفدار یه تیمى باشه و بهش لقب طرفدار یه تیم دیگه رو بدن چقدر وحشتناکه 
    جواب:
    :دی
    درود بر شما!
    اصن چه معنى داره یک عدد رئالى وبش را ترک کند 
    اینگونه است که یک شماره ى هفت رونالدو نام روى هوادارانش تاثیر میگذارد 
    جواب:
    روز مرگم باشه رئالی باشم :| بمیرم نبینم اون روز رو!!!
    یکم خنده داره منی که بستم یهو بیام بهت بگم نرو و بمون و اینا ولی خب گفتم نرو !
     انقدی دورشو که با عینکم نشه دیدت:| محو باشی:|
    جواب:
    :| :|
    نرو سمیه...
    جواب:
    باشه نیما :|
    راستی به نظرت حرام نیست آدم تو این ماه مقدس افسرده باشه؟!  (جام جهانی) 
    چون عاشق فوتبالی این جمله رو میگما. چون من خودم دلخوشی هام همین قدر الکی و کوچیکه :) 

    گفتی خودمو لوس نکنم؟!  گفتم نه خودتو لوس بکن :/ 
    جواب:
    میدونم، برای کی لوس کنم خب؟ :دی
    اتفاقا تنها تفریحاتم این اواخر یه ربط مستقیمی به فوتبال داشته!
    عهههه عهههه
    ساعت کامنت قبلیمووو 
    برای اولین بار در تاریخ کامنت گذاریم:))
    جواب:
    نگاش کن :))
    من میگم،یه مدت اینجا ننویس کلا:/ اگه مینویسی تو دفترچه بنویس ..ترجیحا وبلاگایی که خیلی دوسشون داری و حس خوبی بهت میدن و چک کن نه همه رو. ..وقتی از مشکلات می نویسی و غر میزنی به خودت حس خوبی دست نمیده،هرچی از درد بنویسی پررنگتر به نظر میاد...نوشتنشون باعث میشه بیشتر روشون متمرکز شی و فک کنی چقدر بیچاره ای:/همین که فکر میکنی برای 600 نفر که دنبالت میکنن پستی جز مشکلات زندگی نداری انرژی منفی بهت تزریق میکنه...منم قبلا همچین شرایطی داشتم اینکارو کردم ذهنم آروم شد[صرفا پیشنهاد بود وگرنه ما دوست داریم بنویسی حتی اگه چرت و پرت و بد و بیراه باشه]
    جواب:
    این رو هم در نظر خواهم گرفتید! :دی
    سلام
    این افسردگی که گفتین قدیما بهش مبتلا بودم. فقط نگم که چقدر حمام رفتن برام سخت بود و چقدر ازش دوری میکردم ولی دقیقاً درمان تو همون به دل آب زدنه. منی که بهش مبتلا بودم عمیقاً میفهمم حس و حال نداشتن یعنی چی ولی یه راهی که پیشنهاد میدم اینه که حتماً یه کاری برای خودتون بیرون در نظر بگیرین. مثلاً با دوستتون قرار بذارین هر روز برین بیرون یا مثلاً سر یه چیزی به خودتون قول بدین که هر روز میرم بیرون. صد در صد آدمی مثل شما هپلی که نمیره بیرون حمامه هست بالاخره.

    البته اینم بگم همین امروز نیاز بود که برم دکتر ولی حقیقتاً حوصله حمام و آماده کردن لباس رو نداشتم و بی خیالش شدم و فقط یه دوست تونست منو بکشونه بیرون. ببخشید برای اولین کامنت خیلی شد.
    امیدوارم زودتر خوب شید
    جواب:
    آخ آخ آخ! ببین دقیقاً میفهمی چی میگم :|
    کار بیرون روزمره دارم اتفاقاً! اگه حمام هم میرم فقط به خاطر همونه که دوستم حالش به هم نخوره :)) :|
    خدایی خیلی حال بدیه!!! خیلی ها!
    طاقت نداره دلم دلم بی تو چه کنم:(((
    خب من رک می نویسم بنظر من هر رشدی دردناکه هر تغییری انرژی گیره ولی قرار نیست ما رشد نکنیم تغییر نکنیم همه هم توی زندگی مشکلات دارن کاملا مشخصه پس یه دوره ای که باید رد بشه حالا وقتی زخمی هستی باید روی خوب شدن خودت تمرکز کنی نه روی خونی نشدن بقیه که اون بقیه اگه جلو بیان برای کمک می ان. اگه حس می کنی بقیه جلوی تمرکزت روی خودت گرفتن یا ازت انرژی میگیرن ازشون دور شو اگه حس می کنی تاثیری نداره بودن یا نبودنشون بزار باشن چون اشتباه فکر میکنی بودن افراد دیگه همیشه تاثیر داره اگه بد نیست پس حتما خوبه و نمی بینی. توی هر مقاله ای خوندم افراد تنها 30 درصد احتمال فوتشون بیشتره البته دور از جونت ولی اگه حس می کنی افسرده ای تنها نمون بخند الکی پیاده روی کن هر روز غذا بخور فکرهای بد دونه دونه پاک کن
    جواب:
    یعنی من 30% بیشتر ممکنه بمیرم در 30 سالگی؟ چقدر 30!!!
    اره بمون:)

    جواب:
    و این هم چشم در نظر میگیرم!
  • نیمچه مهندس ...
  • پلن B!
    یه ماه اینجا ننویس و یه دفتر بردار برای خودت بنویس اون دغدغه هایی که دوست نداری اینجا مطرح کنی.بعدم تو پارکی جایی بذارش به امان خدا یا چه میدونم،بسوزون.البته که این کار حلشون نمی کنه ولی حداقل جایی مطرح شده.
    یا هم وبلاگ ناشناس بزن اگه دوست داری کسی بخونه.
    جواب:
    اتفاقا یه تکنیکی توی روانشناسی هست میگه افکار منفی رو مکتوب کنید و بعد هرجور که بیشتر بهتون حال میده نابودش کنید!
    :دی
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • کامنت پریسا بیش از همه به دل نشست. روی همون ایضا میزنم.
    جواب:
    چاکر میباشم!
  • شهـــ ـــرزاد
  • به شدت با چارلی موافقم. بلاگرا هم مثل دوستای دیگه که گاهی روزمره‌ترین اتفاقاتشون رو برامون تعریف میکنن، گاهی از خوشی‌ها و موفقیت‌هاشون باخبرمون میکنن و گاهی هم از دلگیری‌ها و اتفاقات ناخوشایند زندگی‌شون برامون میگن...
    همینه؛ زندگی هر کسی فراز و فرودهایی داره. نمیشه همش از خوشی‌ها نوشت و ناکامی‌ها رو سانسور کرد. گاهی نیاز داریم به نوشتن... نیاز داریم یه جایی با یه کسایی درمیون بذاریم حال و روز بدمون رو. اگر کسی در شرایطیه که خوندن اینا حالش رو بد میکنه بهتره موقتا نخونه...
    جواب:
    و من باز هم میگویم که
    در مورد اذیت شدن دیگران ر.ک جواب این کامنت
    می‌شه صرفا جهت مخالفت با همه‌ی کامنت‌ها و حتی نظر خودت(با همین یکی دوماه خوندن وبلاگت می‌گم خودت هم با همه‌ی نظرها که بقیه گفتن تا حالا موافقی) بگم برو؟ 
    D:
    جواب:
    بله که میشه :دی :|
    چشم :|
  • کروکدیل بانو
  • سخت نگیر به خودت پسر :)
    ولی به نظرم خراب کردن هیچ وقت حال آدمو خوب نمیکنه
    حوصله ی نوشتن نداری اجبار روزهای فرد نوشتن رو بردار از روز خودت.حوصله آدم هارو نداری کامنت هارو ببند.نکُش هولدن رو ولی.بزار هر وقت حس کردی لازم داری با کسی حرف بزنی با مخاطب های اینجا حرف بزن.مطمئن باش کلی آدم هستن که هولدن رو،همین مدلی که هست،همین شکلی که میبیننش از ته دل دوست دارن
    جواب:
    کامنت بسته نوشتن هم از ایده هام بود! ولی اینجا نصف بیشتر چذابیتش به کامنتهاست خدایی! :|
    @چارلی
    علی بابا و چهل دزد بود فک کنم^_^

    جواب:
    بلی بلی همین بود!
    @چارلی
    برمیگرده میگه اپن سسمیD:
    جواب:
    :| :دی
    مختصر مفید میگم: نرو..نرو!
    این غار حیفه که متروکه بشه..
    جواب:
    ایشالا نمیرم!
    اصلاً اینقدر ملت میگن نرو آدم بخواد بره هم دلش نمیاد :|
  • چارلی ‌‌‌
  • من یادم نمیاد جایی تعهد داده باشی که فقط پستای به درد بخور و شاد بنویسی. من دارم وبلاگ هولدن رو میخونم! هولدن هم میتونه خوشحال باشه، غمگین باشه، افسرده باشه، هیجان‌زده باشه و یا هر چیز دیگه‌ای باشه.

    پس بنظرم نرو. بذار وبلاگت مثل یه تایم‌لاین باشه که فراز و نشیب‌های زندگیت رو نشون بده و نه فقط «فراز»ها رو :)

    اگرم میخوای بری، کلید غار رو پرت نکن توی دریاچه. بذارش زیر یه سنگ بزرگ کنار ورودی غار که یه روزی برگردی و دوباره در غار رو باهاش باز کنی :)
    جواب:
    در مورد اذیت شدن دیگران ر.ک جواب این کامنت
    ولی اگه برم دوست دارم یه جور واقعا رفتنی برم، غیر از اینش دیگه خدایی لوس بازیه!!! :|

    اگه حالت خوب نیس از چیزایی که مینویسی و میخونیم جواب بنظر من واضحه ولی کلا نرو چون حیفه وبلاگت موقت برو و یه پیشنهاد سعی کن حالا که اینجا نمینویسی کلا نوشتنت قطع نشه و کارهای دیگه هم بکن :) 
    جواب:
    چشم در نظر میگیرم!!!
  • شادوَرد __
  • نرو:|
    جواب:
    چشم!
  • مهدی صالح پور
  • این مسخره بازی های برم برم واسه دختربچه های 12 ساله س! بچه‌ای مگه؟ اینجا رسانه ست و تو مسئولیت اجتماعی برای نکهداریش داری. مث این میمونه که تلویزیون بگه حالم خوب نیست، دلار گرونه، حوصله نداریم، میخوایم یه مدت برفک پخش کنیم! :))


    + البته اینو کسی داره میگه که توی زندگیش بالای ده تا وبلاگ رو ترکونده و از صفر شروع کرده! ولی وجداناً وبلاگت حیفه... حتی برای تعطیلی موقت.

    + راستی هزارپا رو دیدی؟ دلم می‌خواد رو چی؟! دومی رو پیشنهاد میکنم.
    جواب:
    حالا من این عبارات تحقیرآمیز، جنسیت گرایانه و ضدزنی که در ابتدای کامنتت رو آوردی نادیده میگیرم :دی :|
    اما... فرق من با رسانه ها زیاده، اول اینکه من گردش مالی ندارم، یه کار رایگانی برای دل خودم میکنم، دوما من مسئولیت اجتماعی به حفظ این محتوا ندارم. این یک وبلاگ شخصیه و تنها اراده ی منه که اون رو سرپا نگه میداره، این وسط به جز علاقه ام به نوشتن اون مسئولیتی که دارم مسئولیت اخلاقی هست، اون هم کاملا مرتبط به سبک زندگی خودمه. یعنی من انتخاب کردم به مخاطبان اینجا احترام بگذارم و در قبال حضور، محبت و کامنتهاشون احساس مسئولیت داشته باشم! یعنی اگه این رو بگی آره میپذیرم ازت، جز این رو نه!
    +چاکرتیم!!!
    +اولی رو نبینم؟ :| فیلم خوب اگه هست بگو ببینم! دلم میخواد یه سینمایی برم!
    ب خاطر خودت بنویس
    اگه حالت و بهتر میکنه بمون
    جواب:
    چشم در نظر میگیرم این رو هم!
  • گمـــــــشده :)
  • منم با خورشید موافقم
    جواب:
    من هم شما را به همان جواب میسپارم :|
  • سوته دلان
  • روحیه ها متفاوته و نمیشه به همه تعمیم داد...

    من خودم رو میگم که گفتم یکم ننویسم تا حالم بهتر شه ولی همین ننوشتن شد ۱ سال!!
    الانم می‌خوام بنویسم ولی نمی‌تونم...

    روحیه خودتون رو بسنجین!
    اگه فکر می‌کنید یه مدت ننویسید حالتون بهتر میشه و دوباره برمیگردین، خب ننویسید.
    اما اگه یک درصد هم فکر می‌کنید که برای دوباره نوشتن انگیزه ندارین، نرید...

    چون سخته آدم حرف داشته باشه برا گفتن یا نوشتن ولی نتونه بزنه...!

    جواب:
    آره واقعیتش اینه آدم با آدم فرق داره قضیه!
    اوهوم، می دونم چقدر سخته در روزهای غم آدم تصمیم بگیره :-( کمی با خودت مهربون باش، خودت رو نوازش کن و بهش فرصت بده از این حال بیرون بیاد، برای خودت هدیه بخر، حتی در حد یک اسمارتیز، سیگار کمتر بکش، آب بخور، گل بخر، گل بو کن، برو پارک کنار گل و دشت و دمن :-) 
    دوست درمانی، حمام، استخر، دریا، هر چی که به آب مربوطه به شدت توصیه می شود (با یه جمع محدود حال خوب کن) و بستن وبلاگ اصلا توصیه نمیشه :-) 
    جواب:
    دیگه سیگار از این کمتر بکشم تو گویی سیگار نمیکشم! :| تازه این سیگار تنها حرکت هدفمندیه که شخصاً شروع میکنم!!! :|
    حمام عمیقاً سختمه برم، بسیار زیاد! اما دوست درمانی رو در حال انجامشم!
    اتفاقا خیلی دوست داشتم برای خودم یه کتاب بخرم، دستم نرفت به خریدن :|
  • آقاگل ‌‌
  • این روزا از هر سه نفری که می‌بینم یک جوری حال دو نفرشون گرفته است. دلیلش رو نمی‌دونم و چه بسا به من ربطی هم نداشته باشه.
    درباره رفتن یا نرفتن؟ قبلاً گفتم بازم میگم اونی که می‌خواد بره اعلام نمی‌کنه. اگر اعلام می‌کنه دنبال یک بهونه است برای موندن. پس بمون. نازم نکن. پیشنهاد دیگری ندارم. :|
    جواب:
    اتفاقاً من دقیقا برنامه داشتم همین فردا، پنجشنبه، دو کلام بنویسم "خداحافظ" کل کامنتها رو غیر فعال کنم و بذارم برم! رایم رو زدن بنده خدا :|

    دور شو یه مدتی ولی برای همیشه نرو بنظرم
    جواب:
    چقدر دور شم؟ :|
    چه فرقی به حال ما داره؟ هرکاری که خودتو راضی میکنه انجام بده. بری فراموشت میکنیم، نری شاید چن نفر بخوننت :) 
    جواب:
    جایزه کامنت کوبنده سال تقدیم میشود به این کامنت :دی
    اگه من یه وبلاگ بودم، بزرگترین کابوسم، حال بد نویسنده‌م بود که ختم به مرگم میشد... حال برزخ هیولا رو میتونم حس کنم، هیولای درون مخلوقیه که مسلما حس تو بهش عمیق‌تر از ماست، حیفه ولش کنی هولدن :( 
    جواب:
    ایشالا که بشه و باشم!
    یعنی تو حال بدت هم دست از سر رئال ور نمی داری . 
    حالا ما ملاحظه میکنیم سکوت میکنیم. 
    ولی وجدانا غم داره. 
    و اینکه  خودتو لوس کن بنظرم. لوس شدن گاهی خوبه :)
    جواب:
    :))
    برای کی لوس کنم اونوقت؟ :|
  • حورا رضایی
  • والا من که خیلی نمی‌شناسمت، فقط خیلی بعید می‌دونم کلا بی‌خیال نوشتن بشی. حالا این وسط می‌مونه مخاطب‌هایی که اینجا جمع شدن؛ اینکه بخوای حفظشون کنی، و اینکه بخوای براشون بنویسی یا نه.
    + واقعا رفتن از اینجا به بهبود شرایطت کمک می‌کنه؟ 
    ++اگه یکی تو شرایط مشابه این سوال رو ازت می‌پرسید چی می‌گفتی؟
    جواب:
    +موندن توی این وضع پادرهوا کمکم نمیکنه در واقع! دنبال یه قطعیت هستم.
    ++ اگه میخوندمش میگفتم نره، نمیخوندمش میگفتم بره :| بستگی به جدیت موقعیت هم داشت!
  • باران میم
  • نرو.......
    جواب:
    ههههههههععععععععییییییییی
    منظورم اینه که درک میکنم این روزا منتظر نتایج امتحانتی و حوصله نداری 
    و اینا 
    جواب:
    نه به خاطر نتایج امتحان نیست :|
  • خورشید ‌‌‌
  • من که می‌گم بمون و بنویس و بگذرون این روزها رو. این هم بخشی از زندگیه و سر می‌شه بلاخره. اگر کسی اذیت می‌شه می‌تونه موقتا نخونه، اما فکر می‌کنم نوشتن بهت کمک می‌کنه. 
    جواب:
    در مورد اذیت شدن دیگران ر.ک جواب این کامنت
    اگه میتونستم هدفمند بنویسم آره به نظر خودمم حالم رو بهتر میکرد!
    من به شخصه توی حس بد اینجور کارا کمکم میکنه
    پاک کردن وبلاگ و رفتن و ...
    حالمم خوب بشه بر میگردم 

    مهم حال خودته
    جواب:
    به این گزینه هم فکر میکنم!
    ممنون امیدواری الکی نمیدی :|
    صلاحیت نظر دادن ندارم وبلاگ خودتونه هر جور راحتین

    منم کلا تا نتایج بیاد حوصله زیاد ندارم چون نمیدونم چی میشه نتایج

    جواب:
    گور بابای نتیجه :دی
    اصلا کی قراره بیاد؟ :|

    هر کاری برای حالت خوبه بکن. هر جور و هر اندازه. فقط اگه تصمیمت به رفتن شد یه راه ارتباطی بذار اقلا. 

    جواب:
    اتفاقاً بخوام برم همه راهها رو میبندم!!!
    نرو آقا
    یه عالمه نوشتم که چرا بعد پاک کردم،خلاصش اینکه از ما میپرسی.نرو...

    جواب:
    چشم در نظر میگیرم!
  • پشمآلِ پشمآلو
  • یه چنوقت ننویس .. خوب شو .. زود برگرد بنویس
    جواب:
    تا ببینیم چه خواهد شد!
  • روُباست ‌‍
  • اگه رفتی دیگه برنگرد سمیه :|
    (آینه گذاشتم برای بد و بی‌راه‌های احتمالیت بهم!) (نمکدون و اینا هم خودتی :| ) (ببین چه وضعیه واسه نیم‌خط کامنت، سه خط پی‌نوشت مینویسم :| )
    جواب:
    اتفاقاً اگر قرار باشه برم و بگم میرم، هیچوقت اینجا رو دوباره راه نمیندازم
    داشتم این پست رو میخوندم همزمان احسان خواجه‌امیری داشت میخوند "من بمونم یا برم، تو چه جوری راحتی، قلب من وصله الان به یه بمب ساعتی"؛ برگام خلاصه! :) خواستم بگم خواجه‌امیری می‌پرسه از طرف مقابل که چه جوری راحته اما آدما تو وبلاگ خودشون نیاز دارن راحت باشن. بالاخره زندگی سینوسیه و یه خواننده خوب اینو درک میکنه و این وضعیت رو هم تحمل میکنه و میخونه همچنان اینجا رو. هر چند فکر میکنم اگه خودت بخوای بمونی و بنویسی هرچقدرم بقیه بگن برو، نمیری.
    جواب:
    دقیقا مسئله اینه که دو دلم، اگه تصمیم قطعی ای داشتم که نمیپرسیدم!
    یه مدت ننویس، این حس رو من هم دارم
    امیدوارم که حالت خوب شه
    جواب:
    ایشالا تو هم خوب بشی رفیق!
    وبلاگ خودته و صاحب‌اختیاری :) ولی در جایگاه خوانندهٔ سه‌سالهٔ وبلاگت (سه‌ساله کژتابی داره :|) اگه نظرمو بگم، منم یه دلم میگه برو و یه دلم میگه نرو. اون دلی میگه برو که خودش یه ساله ماهی یه دونه پستو به زور گذاشته و دنبال راهی می‌گرده که بدون درد و خون‌ریزی بره و اون دلی میگه بمون که تا دو سه سال پیش ماهی کمِ کم صد تا پست عریض و طویل تحویل جامعه می‌داد.
    بلاگر روبات نیست. آدمه. اگه این آدم اون حداقل دلخوشیایی که موجودات زنده برای بقاشون نیاز دارنو نداشته باشه نمی‌تونه وبلاگ‌نویسیو ادامه بده.

    جواب:
    آفرین راضیم ازت بابت خط آخر!
  • بهارنارنج :)
  • نرو،ولی یه مدت ننویس،یه ویروسیه بین هممون پخش شده این حس به نوشتن
    جواب:
    واقعاً این ویروسه در مورد من کاربرد نداره! :| مشکل من در مورد حس نداشتن به نوشتن از منابع دیگه ای سرچشمه میگیره!
    یه وبلاگ بزن برا خودت بنویس، اینجا رو بذار همینجوری بمونه، بهش سرنزن، کامنتاش رو چک نکن، فکر کن رفتی مسافرت، برا خودت و حال خودت وقت بذار، نبندش نادیده اش بگیر دنیا و متعلقات و توقعاتش رو. برو حال خودت رو خوب کن، حال خودت رو خراب کن با خودت! چون هیچکی تو اینجور وقت ها نمی تونه حالت رو خوب کنه بدتر آدمیزاد یه چیزی میگه حالت  زخمی تر میشه... برا خودت تو وبلاگ ناشناخته ات بنویس هرچی دلت خواست از هرچیزی ته ذهنت مونده،بعد که قرار گرفتی بعد که قرار گرفتی بعد که قرار گرفتی... دیگه مابقیش با خودته
    جواب:
    این رو توی فکرم داشتم، یه جا بزنم خودم بنویسم برای خودم به دور از شهرت و اینا :| :|
  • آسـوکـآ آآ
  • همون خودتون رو لوس نکنید و این حرفها.
    به نظرم بلاگرها رفتنی نیستن، و اگر هم بگن میرن،میرن جای دیگه ای مینویسن.
    جواب:
    :)) :|
    اتفاقا من به دو گزینه کلا رفتن و یواشکی نوشتن فکر کردم!
    نبند و کلا نرو . اما اگر واقعا حس خوب نداشتنه ، آزار دهنده ست برات ، موقتا برو . اما لطفا این موقته چندین ماه و چندین سال طول نکشه لطفا !
     ممنان !
    جواب:
    یعنی مثلا دو روز برم؟ :دی
    من به عنوان کسی که دو ماه ننوشت ؛ می گم هر چی کمتر بنویسی بدتر می شه این حس |: .
    جواب:
    آره اینش رو قبول دارم خدایی!
  • نیمچه مهندس ...
  • من که میگم نرو یا موقت ننویس.
    آخه وبلاگ خودته و حق داری اگه دلت میخواد اینجا غر بزنی یا کلا ببندی بری اگه حس خوبی نداری.لیکن چون نظر ما رو خواستی من میگم نرو،نرو هولدن.اگه بری...
    حالا مگه مثلا من تو وبم چی مینویسم؟عملا غر غر و هر از گاهی چیزای مفید.اونی که منو میخونه میدونه من چنینم و اونی که تورو میخونه میدونه این حال موقتیه.
    جواب:
    البته یحث در مورد نق نق و غر و اینها بیش از اینکه مربوط به تاثیری که روی شما میگذاره باشه، بیشتر به این مرتبطه که خودم خوشم نمیاد از این وضعیت. کسانی که من رو از نزدیک تر میشناسن میدونن من در مورد مسائلی که عمیقاً روی زندگیم تاثیر میذارن به شدت سخت دهن باز میکنم، چه در مورد خود مشکل چه در مورد ابعاد و پیامدها و تاثیراتش! اما هربار که پنل رو باز میکنم جز این چیزها به عنوان مصالح نوشتن هیچ چیز دیگه ای به ذهنم نمیاد که بنویسم! از هر ششصد بار شاید به دو یا سه بارش پا بدم اما به محض نوشتن کامم تلخ میشه، اذیت میشم و احساس میکنم "این چه وضعیه"؟ و اینکه این وضعیت تسری پیدا کرده به مخاطبان و دوستانم دوصدچندان من رو ناراحت میکنه! این چیزی نیست که دلم بخواد اینجا بنویسم، این چیزی نیست که میخوام بگم، این وبلاگی نیست که من بچرخونم! وگرنه این رو که در جریانم هر کسی از هرچیزی که من مینویسم ناراحته میتونه به راحتی نخونه و جمع کنه و بره! اینجا نه ما کسی رو بیرون میکنیم، نه به هوای اون خودمونو اذیت میکنیم! وبلاگ من و من مشخص میکنم اصولش رو، اما اون چیزی که عموماً مرقوم میشه از اصول خودم بسیار دوره!
    به هر صورت، ممنون از این لطفی که داری!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی