Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان

وقتهایی که حال من بده، واقعاً بده! یعنی من کوچیکترین سختی به خودم نمیگیرم که بد یا بدتر به نظر برسم! همه چیز به شکل پایان ناپذیر و ابدی ای بد، سخت ، حل نشدنی و بسیار ناامید کننده به نظر میرسه! قبلا در مورد ابعاد افسردگیم حرف زدم، سه سال پیش همین موقع ها و در این پست! یکی از جدی ترین مشکلات افسردگی که توی همون پست هم اشاره کردم، عدم انگیزه کافی برای شروع یا ادامه فعالیت هاست که ممکنه در مراحل شدید به فلج اراده هم برسه! اتفاقی که برای من افتاده، و باز هم میفته! اینکه واقعاً سختمه، همه چیز سختمه! دو هفته است به دوستم قول دادم بهش رزومه ای از خودم برسونم و حتی حوصله ندارم برم طرفش! فرصت های شغلی ای دیده میشن که هر چی برای رسیدن بهشون جون میکنم نمیشه، رزومه رو دیر میفرستم، یا نمیفرستم، یا در نهایت نا امیدی میگم که به دردم نمیخوره، حمام رفتنم باز هم روز به روز عقب میفته! خوابم به شکل وحشتناکی به هم ریخته مثلا تصمیم گرفتنم برای دیدن یک فیلم دو ساعته نزدیک به دو هفته طول میکشه!

یکی از کارهایی که لحظه به لحظه عقب مینداختم، تماس گرفتنم با مدرسه برای تسویه ماه آخر بود! قرار بود نیمی از دریافتی خرداد رو برام بیمه رد کنن و نیمی دیگر رو بریزن به حسابم! و نزدیک به یک هفته از ددلاین پرداخت حقوق این اتفاق نیفتاده بود! هربار خواستم تماس بگیرم دستم به تلفن نمیرسید، انگار کیلومترها دورتر باشه! هربار بهش فکر میکردم تمام تنم میلرزید! استرس میگرفتم، ضربان قلبم بالا میرفت و... انگار بخوای چهارتا اورست روی هم رو توی سی ثانیه صعود کنی! همینقدر سخت و غیرممکن! امروز صبح و در پی یک شب بی خوابی، تصمیم گرفتم از خانم "الف" بپرس چی شد؟ پرسیدم و دیدم جواب داد! گفت از خودش بپرس! استرس گرفتم! همه وجودم لرزید، گفتم شماره رو بده! فرستاد! تماس گرفت و گفتم "خانم س این دریافتی خرداد من رو نریختین"؟ گفت "مگه برای بیمه نیست"؟ گفتم "فقط همین ماه، قرار بود نصفش رو بریزید"! داشت توضیح میداد که نمیدونسته و میگه که خانم "خ" به زودی بریزه، اضطرابم اینقدر بالا بود که به شدت خودم رو کنترل کردم تا لرزش صدام معلوم نشه! خداحافظی و قطع کردیم...

یک ساعت بعد که پیامک واریز بانک اومد انگار یک بار چندین تنی رو از روی دوشم برداشتن!!! انگار چندین زنجیر به شدت خفقان آور رو از دور گردنم باز کردن! به همین شدت و به همین صراحت!

آره! ثانیه های اشخاص "واقعاً" افسرده همینقدر مزخرف، ناراحت کننده، احمقانه و فرسایشی میگذره، درکشون کنیم!

پ.ن 1: یه کاریکاتوری بود، از یک فرد افسرده که دستش رو دراز کرده به سمت تلفن تا کمک بگیره، اما یک وزنه ی بسیار بزرگ و سنگین به پاش وصله که نمیذاره دستش به تلفن برسه! خیلی گشتم که پیداش کنم و نشد، اما افسردگی همینجوریه! دقیقا همینجوری!

پ.ن 2: فیلم Ready Player One (لینک دانلود) رو ببینید! درسته از نفس میفته و به مقداری زیادی تینیجری میشه اما هم سرگرم کننده است و هم به یه عالمه ارجاع بامزه اش میرزه!!!

  • ۹۷/۰۴/۱۸ ، ۰۲:۴۴
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۱)

هولدنی که محمد نجفی ترجمه کرده، یه ویژگی جالب داره. در عین حال که می‌بینی داره از مصیبت و فاجعه تعریف می‌کنه، تو نمی‌تونی براش دلسوزی کنی به خاطرِ یاغی‌گری‌ای که توی بیانش نشونده. به خاطر اینکه یه ویژگیِ «اصنم دردم نیومد.» توی تمام احوالاتش هست. حتی وقتی داره از زخم‌هاش تعریف می‌کنه.
یه وقتایی فکر می‌کنم شاید دلیل اینکه شما یه پست با محوریت غصه می‌ذارین و خیلی‌ها یادشون می‌ره که الان نباید بکوبن پشتِ کمرتون و قاه قاه بخندن که غم دنیا رو بی‌خیال غصه‌ی فردا رو بی‌خیال، همینه.  
اینکه تو پس ذهن همه، یه «هولدن اصنم دردش نمی‌گیره» نشسته. 
شایدم... دارم اشتباه فکر می‌کنم. 

پست جدید و یادآوری هولدن محمد نجفی یه لحظه به این فکر انداختم.
جواب:
البته که کسی غلط کرده دلش برای من بسوزه، فقط اقلی از شعور رو داشته باشه کفایت میکنه!
و اینکه نقطه نظر جالبناکی بود!
  • یادم نمیاد به چه اسمی اومده بودم
  • دقیقا منم دچار این حالاتم
    اگه راهی پیدا کردی به منم بگو
    جواب:
    چشم میگم!
  • دامنِ گلدار
  • بهترین راه مبارزه با افسردگی قبول کردن و دوست داشتنش هست. قبول کنیم که این بخشی از ماست و بهش توجه کنیم. قبول کنیم همیشه قوی نیستیم و نیازی هم نیست که باشیم. از عقب افتادن کارها احساس گناه نکنیم. اصلا مهم نیست که حمام عقب میفته. حتی اگر بعد از پنج روز موفق شدیم، باز هم کار بزرگی بوده. نباید خودمون رو با وقتی توانا بودیم مقایسه کنیم. برای همه پیش میاد، میگذره. اگر قبلا گذروندید، این بار هم جمع میشه میره.

    یک روز یا یک هفته یا هرچقدر که میشه به خودمون استراحت بدیم، جایزه بدیم، کارهایی که همیشه میخواستیم بکنیم، ساده‌ترینها. تلفن زدن، قدم زدن، نشستن تو پارک، نگاه کردن به درخت و آسمون، نمیدونم، برای هرکس متفاوته.
    جواب:
    من اینقدر از این قسمت جایزه دادن به خودم خوشم میاد! بقیه هم بهم جایزه بدن باز خوشم میاد :|
    ولی کسی که بهم جایزه نمیده (برای چی بده اصلا؟) خودمم دست و دلم نمیره به خودم جایزه بدم :|
    خب می‌دونید.. راستش قبلا من هم پیش روان‌شناس رفتم، هم روان‌پزشک. روان‌شناسم معتقد بود تمریناتم رو درست انجام نمی‌دم، منم گفتم داری برچسب می‌چسبونی! گفت آهاا! من منظورم این بود که یا من روان‌شناس خوبی نیستم، یا تو تمریناتت رو درست انجام نمی‌دی! گفتم این که با جمله قبلی از زمین تا آسمون فرق داشت! دیگه خلاصه تهش به این‌جا ختم شد که اصن هر کاری دلت می‌خواد بکن! :)) از مطب روان‌پزشک هم با کیسه فلوکستین و پروپرانولول و غیره بیرون اومدم، که همه رو همون‌جا انداختم سطل آشغال.
    فعلا در مرحله‌ی انکارم خلاصه! شما هم به روم نیارید.
    جواب:
    روانشناسی که توی کل کل با مراجع بیفته کارش خوب نبوده :دی
    میشه یه راه حل براش پیشنهاد بدین؟ من به طور دوره ای درگیر این حالت میشم و هربار حداقل یکی دو ماه طول میکشه. به خاطر همینم پایان نامه م یکساله که درجا میزنه...
    جواب:
    شما پست قبلی رو بخونید، همون که لینک کردم، اول ببینید موضوع افسردگی یا اهمال کاری؟ اگر اهمال کاری باشه موضوع متفاوت خواهد بود!
    میگم.شما فکر میکنی وجود یک شخص در کنار آدم میتونه به بهبودش کمک کنه ؟! 
    یعنی منظورم اینه آدمای افسرده ی تنها با آدمای افسرده نا تنها فرقی در حالشون هست؟ 
    جواب:
    کاملا بستگی داره اون آدمی که کنار فرد افسرده است خودش چه مختصاتی داره؟ خوش بین؟ بدبین؟ واقع بین؟ با قدرت درک و استدلال بالا؟ احساساتی؟ قطعا همیشه تنها موندن برای هر فردی - با یا بی مشکل جسمی و روانی - خوب نیست اما قضیه اینه که گاهی نبودن برخی افراد کنار فرد افسرده از بودنشون بسیار بهتره!
    من مدت‌هاست این‌جا رو خاموش می‌خونم، ولی این‌بار حس کردم دیگه 《باید》 کامنت بذارم...
    من با سه‌تا نشریه همکاری می‌کنم، دوتا به عنوان نویسنده، یکی به عنوان ویراستار. مطلب نشریه اول رو ۵ روز بعد از ددلاین رسوندم دست‌شون. دومی رو که یه نشریه علمیه، با وجودی که بیست روز از ددلاین گذشته و دوباره یه تاریخی رو به عنوان ددلاین مشخص کردند که از اونم چهار روز گذشته، هنوز تحویل ندادم. از مطالب سومی فقط یه مطلب دستم رسیده. از همون یکی، یه مقدار ایراد علمی گرفتم، اما از لحاظ ظاهری و املایی حوصله‌م نگرفت چکش کنم. این یکی رو بهانه دارم خدا رو شکر.
    مدت‌هاست می‌خوام پلی‌لیستم رو مرتب کنم، اما فعلا که چهارماه تونستم عقبش بندازم. کتاب نصفه نیمه خونده‌ای که قصد داشتم باشم بخونم دارم تو دست و بالم، اما دستم نمی‌ره لمسش کنم اصلا. دو هفته‌اس می‌خوام فیلم ببینم، اما به جای فیلم دیدن خودم رو با مرتب کردن فایل‌های ویدئویی سرگرم کردم به این بهانه که بعدش خواهم دید، و مسلما ندیدم. دیروز بعد از چهار روز بالاخره و بالاجبار رفتم حموم.
    اما همیشه فکر می‌کردم همه‌ی این‌ها به خاطر تنبلی مفرطه.. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم علائم افسردگی باشه... :/ الان که فهمیدم حس می‌کنم دیگه نمی‌خوام از جام بلند شم... :/

    +کامنتم یه نیمچه پست شد خودش! عوض این همه مدت که کامنت نذاشته بودم! :))
    جواب:
    فارغ از پست و کامنت، منم بیام براتون بنویسم؟ :| مردم از بیکاری!!!
    اما در مورد کامنت، شما اون پستی رو که لینک کردم بخونید، ببینید آیا همه این علائم به شکل معنی دار در شما وجود داره یا نه، اگه بله میتونه افسردگی باشه، اون هم نه 100% اما اگر عمده مسائل همینی که اینجا گفتید هست، بیشتر شبیه به اهمال کاری میمونه! که فیلد متفاوتی هست، و بسیار هم مشکل سازه!
  • خاموش روشن
  • امیدوارم حالتون خوب بشه و خوب بمونه
    یه سوالى دارم وقتى یکى از دوستان و نزدیکان آدم میاد میگه من دچار افسردگى شدم و حالم خوب نیست و اینا (با فرض اینکه جدا حالش به شدت بده) ، در چنین مواردى ما به عنوان یک دوست و دلسوز ! چه کارى براش از دستمون برمیاد که حالش بدتر نشه و پشیمون نشه از اینکه حالش رو باهامون درمیون گذاشته ؟
    برخورد درست چیه؟
    چیکار کنیم که بیشعور به نظر نیایم در واقع؟ :|
    شما به عنوان یک روانشناس چطور میبینید این قضیه رو ؟
    :|
    جواب:
    این قضیه آدم به آدم فرق داره، یکی دوست داره فقط گوش بدید، یکی دوست داره همزبونی و همدلی کنید، یکی دوست داره بعد از حرفش نظر شما رو بدونه! این رو سابقه دوستیتون نشون میده، اما به عنوان فردی معمولی که قاعدتاً متخصص نیست مهمترین وظیفه دوست اینه که همزمان نه روی بدبختی های فرد مانور منفی زیادی بده، و از اون طرف نباید مشکلات فرد رو "هرچقدر بلیهانه" تحقیر کنه! این قسمت حمله به ذات مشکل و از رسمیت انداختنش کار متخصصه، کار متخصص با تجربه است!
    امیدوارم زودتر برگردی به حالت خوشی ....

    جواب:
    ایشالا ایشالا!
    رفتن استاد راهنمام به خارج از کشور برا یه سال....دم دفاع بودنم....وضعیت نامعلوم مقاله اول ....بررسی نکردن مقاله دوم توسط استاد گرامی....آینده نامعلوم....مهمتر از همه تشخیص سرطان خواهر سی و چهار ساله م..همه و همه باعث شدن که به معنای واقعی احساس افسردگی کنم.....
    جواب:
    میگن احساس افسرده بودن، از خود افسردگی بدتره!

    راجب افسردگی 
    منم بعد از امتحاناتم انگار از جنگ برگشتم و زخمیم تیر خوردم یه مدت دلم میخواد استراحت کنم تا خوب شم
    بعدش کم کم به زندگی عادی برمیگردم و حتی فک میکنم بعدشم حاضرم دوباره 
    این اسمش فک نمیکنم افسردگی باشه (ایکون متفکر)

    به هر حال  
    راجب فیلم هم عالی بود با برادرم نشستیم دیدیمش خیلی خوب بود معمولا 
    باهم فیلم نمیبینیم و اینو دوست داشت ..میسی از معرفی
    جواب:
    نه این افسردگی نیست، کمی فرسوده بودی که تموم شد و رفت!
    قربانت، فیلم سرگرم کننده ای، برای نوجوونها باید خیلی جذاب باشه قاعدتاً!
    به طرز عجیبی توی پستی که از یه رنج یا کلا ناراحتی ای داری حرف میزنی و من فکر میکنم که نباید کامنتی بذارم چون هیچ چیزی برای گفتن ندارم میبینم که آدم بامزه پیدا میشه اونم معمولا تو اولین کامنتا 🤔 عجیبه
    جواب:
    میبینی؟ :|
    آدم میخوام خودشو بزنه یعنی!!!

    هولدن جان منم تجربه ش کردم. میدونی برای من دویدن و ورزش راه حل بوده همیشه. فشار به بدنم آوردن  و ضربان قلبم رو بالا بردن. مثلا طناب زدن زیاد. هر چند همین به سمت ورزش رفتن هم خودش سخت شاید باشه...

    جواب:
    آره فعالیتهای بدنی مفیدن، اما یکی میخواد من رو از جام بکشه بیرون خدایی :)) :|
  • خانم کوچیک
  • سلام.
    مسئله این‌جاست که توی همچین دورانی چه‌کار کنیم؟ این روزای افسرده‌طوری که نا نداریم نفس بکشیم چه کنیم زودتر درست شیم؟ راهکاری داره؟
    جواب:
    راهکار داره، بستگی هم به حد و اندازه افسردگی و اینها داره!
    افسردگی و کلا بیماریهای روحی روانی مثل وسواس و اضطراب و ترس و... رو کسی جدی نمیگیره. همه خیلی راحت بهت میگن اگه بخوای اگه یهو تصمیم بگیری، اگه بهش فکر نکنی درست میشه. ولی نمیدونن همین چند تا فعل به ظاهر ساده واسه فرد بیمار چه کوه بزرگیه.
    هرچند واقعا راه درمانش هم اغلب همینه و واقعا فرد باید سعی کنه نگرش و طرز فکرش رو تصحیح کنه. ولی متاسفانه در این موارد بین خواستن تا توانستن فاصله بسیار است.
    جواب:
    در مورد این مدل افسردگی ها البته وظیفه اطرافیان بیشتر از خود فرد نباشه، کمتر هم نیست. اصولاً افسردگی های این شکلی به علت ماهیت ایستایی که دارن، و به دلیل ناامیدی مزمنی که همراهشونه کار رو برای فرد افسرده بسیار سخت میکنن!!!
  • قاسم صفایی نژاد
  • انقدر نگید افسرده اید. بدتر میشید. چند تا هدف کوتاه مدت برای خودتون تعیین کنید و انجامش بدید که از افسردگی دربیاید. مثلا یکیش شرکت در چالش نویسندگی کتاب :))
    جواب:
    دیگه من که متخصص این رشته ام با بررسی علائمم بدتر که نمیشم :| یعنی امیدوارم اینقدر جنبه داشته باشم که بدتر نشم :|
  • آسـوکـآ آآ
  • چیزایی که گفتین منم دارم نشونه هاش رو
    یعنی افسرده ام؟!...
    جواب:
    اون پست قبلی رو اگر برآورد میکنی  بله
  • خورشید ‌‌‌
  • کاش تموم بشه و بگذره این روزها. کاش زودتر خوب و بهتر و بهتر بشی.
    جواب:
    ایشالا که زودتر حل بشه!
  • بهارنارنج :)
  • اره سخته:)

    امیدوارم زود زود حالت خوب شه
    جواب:
    ایشالا!
  • محبوبه شب
  • میدونی همیشه با خودمون میگیم مگه دکترام مریض میشن؟ پس چرا نمی تونن خودشونو درمان کنن؟!
    حالا جریان شماست.. اینکه مگه روانشناسا هم افسرده و بیمار میشن؟! و الخ (بقول حنا :|)

    میگن دست روی دست بسیار است
    چرا پیش استادتون نمیرید؟؟ /یه ساعته بین دو کلمه روانشناس و روان پزشک موندم کدومو انتخاب کنم، آخرش گفتم بهتره بگم "استاد" :دی
    جواب:
    مراجعه حرفه ای کمابیش برای من جواب نمیده، مگر اینکه طرف خیلی اینکاره باشه، اونم من پولش رو ندارم برم! :دی
    مشاوره ازدواج که نیست، بحث تخصصیه! بحث تخصصی ای که مشکل دار و مشکل حل کن!!! جفتشون متخصص باشن یحتمل حل بشو نیست با اون راه! مگه برم پیش روانپزشک و دارو بگیرم که به اون متدهای درمانی نه اعتقاد دارم نه اعتماد!
    خخخ
    یعنی الان که افسرده ای اینجوری هستی یا کلا از اول اینجوری بودی؟
    خوب کار کردی و میخوای حقتو بگیری . این دیگه لرزیدن داره ؟
    ما تو دهن شیر میریم و حقمونو میگیریم و بیرون میاییم داداش .
    این دوره زمونه اگه یک قدم عقب بذاری ، مجبورت میکنن ده قدم دیگه هم عقب بذاری .

    جواب:
    مگه مجبورت کردن در مورد چیزی که نمیفهمی حرف بزنی؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی