Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

Class

پنج هفتم کلاس! بهشون گفتم سرشونو بذارن رو میز عکس بگیرم! :دی

پ.ن: همین الان خانوم "خ"معاون در زد، فکر کردم "آ" هست با لحن ریاست طوری گفتم "بیا تو" :| :)) تهش داشت می‌رفت گفت "اجازه هست برم بیرون"؟ :))

  • ۹۷/۰۲/۰۳ ، ۱۱:۵۸
  • هولدن کالفیلد

ماجراهای مدرسه پِنِسی

آراء الحکما: جلد  (۵۰)

بچه‌های ایتدایی دنیای خیلی قشنگی دازن. کاش یه روز بتونم دوباه یه مدت تو جمعشون باشم.
کلاس هفت نفره و این میز و صندلیا چیزاییه که تو ابتدایی هیچوقت تصورش رو نمی‌کردم. اگه اینقد ناز نبودن میگفتم کوفتشون بشه :))))
جواب:
بابا اینا درس نمیخونن که :| لردی زندگی میکنن!!
هولدن من رکورد سر و کله زدن با معلمین بد اخلاق رو دارم، یه معلم کلاس دوم دبستان داشتم که مشکل شدید کلیوی داشت و یهو دردش می گرفت ما باید ساکت میشدیم چون کبود میشد از درد.
وسواسم داشت و  نمیزاشت ما مقنعه بپوشیم سر کلاس و هر روز
موهامونو چک میکرد برق تمیزی بزنه.
دیگه الان شما جزو معلمای مهربون حساب میشی از نظر من خخخ
جواب:
خخخخخخخخ؟ :|
هولدن من رکورد سر و کله زدن با معلمین بد اخلاق رو دارم، یه معلم کلاس دوم دبستان داشتم که مشکل شدید کلیوی داشت و یهو دردش می گرفت ما باید ساکت میشدیم چون کبود میشد از درد.
وسواسم داشت و  ما مقنعه بپوشیم سر کلاس و موهاموننمیزاشتموهامونوتمیرد هر روز که بتمی ی بزنه.
دیگه الان شما جزو معلمای مهربون حساب میشی از نظر من خخخ
جواب:
چوب معلم گله ... هرکی نخوره، خله!!!
اون دو نفری که زیر تخته نشستن چجوری تخته رو میبینن؟!! :/
جواب:
ما زیاد با تخته کاری نداریم
ما ابتدایی بودیم هروقت آخر کلاس وقت اضافه میومد معلممون میگفت ساکت سرتونو بذارین رو میز بخوابین ، میگفت اگه سرتونو بلند کنین دوباره درس میدم!
ما هم ذوق می کردیم که «ساعت خواب» داریم! :|
جواب:
:|
:))
اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که دو هفتم بقیه دلشون نشکست تو عکس نبودن بعد گفتم خب «آ» که نبوده تو کلاس میمونه یک،هفتم که اونم ان شاالله نبوده دلش بشکنه:/
چرا ما از این صندلی معلما نداشتیم؟(تو دبیرستان معلمای ما عادت داشتن رو صندلی دانش آموز بشینن منم بدو بدو میرفتم رو صندلی معلما مینشستم تمرین حل میکردم،الان حسرت صندلی معلم بیشتر از میز و نیمکت ها بود)
جواب:
اینا فارغ از دلشکستگی روزگاران هستن کلا!!!
من که زن رونالدو رو دوست ندارم. حالا خود رونالدو رو میگفتی یه چیزی. ولی تو خود مسی رو دوست داری هارهارهار:/ 
کامنت های پشت قبل بسته بود اخه!
جواب:
اون تموم شد دیگه :| قانونش بود ببندیم :|
سلام. میشه بگین شما استخدام شدین یا حق التدریسی؟ آخه منم تحصیل کرده بیکارم میخوام بدونم. مرسی
جواب:
نه بابا من رفتم غیرانتفاعی نه ماه نه ماه کار میدن :|
بغل بغل بغل بغل بغل برا 5تاشون
جواب:
معلمشون چی؟ :|
میییییییی دونم :/
جواب:
:|
چشم .این بار به توصیه شمای همکار گوش میکنم )آیکون خنده )
جواب:
:دی
خوبه ولی من اینقدر به روشون خندیدم و جانم و عزیزم گفتم باهاشون راه اومدم الان از کنترل خارج شدن .ولی نهایت بداخلاقی کردم و داد زدم ساکت شدن .
فکر میکردم هر چقدر باهاشون راه بیای بهتر میشه کنترلشون کرد ولی فکر کنم با جذبه بهتر بشه 
جواب:
بزن نفله شون کن :|
میزدم توی دهنش؟ ! این همه خشونت نیاز نیستا 

جواب:
:دی
  • نیوشا یعقوبی
  • اجازه هست کامنت بذاریم ؟ :|||
    جواب:
    اگه دستهات رو میز باشه بله!!!
    اخی:)
    فک کنم از نقاط عطف زندگیته لذت بودن با این بچه ها:)
    جواب:
    این سوسول بازیا به من میاد خدایی؟ :|
    بیشتر شبیه تنبیه کردنه تا عکس گرفتن:)

    # دیکتاتور :)))
    جواب:
    #زورم_زیاده
    نمایشگاه کتاب نمیای؟
    من همیشه دلم میخواست عین خارجکیا رو این میزصندلی تکیا درس بخونم! آخرشم مدرسم تموم شد و هیچوقت به آرزوم نرسیدم:دی
    جواب:
    من اصلاً زمان تحصیل نمیدونستم همچین میز و نیمکت هایی هم وجود دارن!!!
  • پشمآلِ پشمآلو
  • حس کردم ازین عگسای مفهومیه که دور از جون ادا مرگ درمیارن:/:))
    جواب:
    چه ذهنهای خلاقی توی این پست دیده میشه :|
    انصافا پنسی هم انقدر لاکچری نبود، فقط ۷ نفر؟
    صندلی داغ واقعی‌ هم که اون وسطه دیگه : D
    جواب:
    اینا هفتاد نفرن در حقیقت!!!
    قشنگ حس میکنم دیکتاتورترین معلم مدرسه این:)))))

    چه خوبه میزاشون:/
    جواب:
    میبینی چه میزایی دارن؟ :|
    یا از اول حرف گوش کن بودن یا جوری ازشون نسخ کشیدی که اینطور مثل اسرای به وقت شام سرشونو روی میز گذاشتن! :-/
    جواب:
    دومی! :|
  • مُکرّر ‌‌‌‌‌‍‌ ‌‍‌
  • چه حرف گوش کنن اینا
    جواب:
    حرف گوش کن شدن!!!
    فقط اونی که گوشاشو گرفته داره میکشه:)))
    فک کنم تو شلوغ کاری همدست خودته!!
    جواب:
    نه اون یک به آخر خط رسیده است!!!
    خدا بهشون رحم کنه ولی حق میدم کنترل کردن بچه ها نفس گیر واقع .
    امروز من هم مجبور شدم‌جذبه نشون بدم و شاگرد خیلی راحت گفت تکلیفمو انجام بدم‌خودم بیرون  میرم شما نمیخواد بیرون کنی .
    جواب:
    اینا تو‌ مشت منن،مثل موم :|
    من فکر کردم یه تمرین تخصصیه:))
    جواب:
    نه بابا
    یعنی تا دقایقی من فقط نگاه در میکردم بابت یهویی اومدنش .

    جواب:
    میزدی تو دهنش :|
    نه گفتم شاید شما خواستین خلاقیت به خرج بدین :| :دی
    جواب:
    :|
  • صـــا لــحـــه
  • :)
    جواب:
    :|
    ظالم :|
    زورگو اصن [بازم همون ایموجی]
    جواب:
    یووووووووو ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها
  • صـــا لــحـــه
  • ضمنا من منتظر دعوت نامه رسمی هستم. در همین جا هم اعلام میکنم. نفرستادی من میذارم به پای مسائل دیگه ای!
    جواب:
    بذار پای مسائل دیگه :|
  • صـــا لــحـــه
  • هولدن چقدر منو میشناسی که اینقدر با اطمینان حرف میزنی؟
    هیچ وقت هیچ کس رو دست کم نگیر
    جواب:
    من بچه هامو میشناسم! اتفاقاً از دست کم گرفتن تو نیست، من به توانایی های شاگردانم ایمان دارم، همین! :دی
  • صـــا لــحـــه
  • :)))
    یه روز دعوتم کن مدرسه و منتظر باش که خانم خ بهت بگه دیگه لازم نیست بیای مدرسه!
    جواب:
    من حتی با دوتا از شاگردانم هم میتونم نسخه تو بپیچم :دی
    حتی با یکیشون!!!
    لشکر من کم لشکری نیست! بهههله :دی
  • صـــا لــحـــه
  • منم اگه تو کلاسام ۷ تا بچه بیشتر نبود، همینقدر جولان میدادم!
    جواب:
    من نصف کلاسمو میدم بهت، سه نفر فقط! اگه تونستی جمعشون کنی من دیگه معلمی نمیکنم :|
    یادش بخیر
    یه بارم ما دوران راهنمایی اردو شب خواب رفته بودیم فرداش سر کلاس ریاضی معلممون دیده بود که خسته ایم بهمون اجازه داد یه مدتی بخوابیم تو کلاس، همه سرامون رو میز بود (:
    چه کتابی جلوشون بازه؟!
    جواب:
    یادم نیست چی بود :))
  • چارلی ‎‌‌‌
  • آدم یاد عکسای داعش میفته :/
    خب رو صورتشون پوکر فیس میذاشتی بعدا :))
    جواب:
    میخواستم فورا پست کنم!
    + شطورییییییی چارلی؟
  • مهدی صالح پور
  • #نه_به_کودک_آزاری :))
    جواب:
    #همینی_که_هست
    :))))
    قرار بود به بار ما رو ببری مدرسه
    جواب:
    هنوز وقت نشده :|
    ینی قشنگ معلومه دارن زجر میکشناااا =)))
    همیشه مدرسه زجر آوره
    جواب:
    مدرسه‌ای که من معلمش باشم دابل یا حتی تریپل زجره!
    اون صندلی، چرخونکیه؟(=
     [چرا من تو این فقره اصلا بزرگ نمی‌شم؟ |: ]
    جواب:
    :)))
    آره میشینم رو صندلی با بچه ها کار میکنم!
    یاد کلاسامون بخیر
    ۳ ردیف ۱۲ تای ( نیمکت) که تو هر نیمکت ۳ نفر و در صورت لزوم ۴ نفر می نشستیم، درحد گردن چرخیدن بود خدایش :)
    شاد هم بودیم انصافاً :)
    جواب:
    والا! این سوسول بازیا چیه؟
  • نیمه سیب سقراطی
  • ولی جا داره بگم که جای خانم معاون خ توی عکس حسابی خالی هست :))
    جواب:
    :))))
    فکر کردم زنگ خواب گذاشتین براشون :|
    جواب:
    مگه ژاپنه اینجا؟
    چه خوب:))
    جواب:
    چی چه خوب؟
    یعنی تا ای حد باجذبه؟!
    جواب:
    این ده درصدشه نهایتاً!
    ایده خوبی  بود برای عکس .و به موقع .
    جواب:
    ما اینیم!!!
    خوبه خانم خ در زدن امروز سر کلاس بودم یهو وسط توضیحم به بچه ها معاونشون اومد توی کلاس عکس گرفت رفت اجازه هم‌نگرفت نه برای اومدن نه برای رفتن .
    تازه فهمیدم این بچه ها چرا اینقدر یه جا بند نیستن و مجبوری بداخلاقی کنی و از کلاس اخراجشون‌کنی اینا حتی ساده ترین حقوق رو براشون درنظر نمیگیرن .

    جواب:
    غصه نخور همکار، یه روز همه معاونها رو نابود میکنیم :|
    چه ریزه میزه ست اون یکی
    جواب:
    اوهوم
    آدم از این همه دیکتاتوری یه جوری میشه :/
    جواب:
    این حتی گوشه ای از تواناییهای من هم نیست :|
    عکسو دیدم فکر کردم خوابیدن سر کلاستون :|
    جواب:
    :|
    چرا اینکار میکنی با بچه های مردم :)))
    این تصویر خیلی شبیه اسرای جنگیه :)))
    جواب:
    خیلی:))))
    جو کلاس همینه آخه :|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی