Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

میدونم خیلی منتظر صندلی داغ من بودید و اکثرتون از این اتفاق نا امید ولی عنصر غافلگیری از عناصر بارز آن حضرت بود!

خب این شما و این صندلی داغ، با ذکر چند نکته:

۱- در هر کامنت نهایتا پنج سوال بپرسید، کامنتهای حاوی بیش از این تعداد فقط به پنج سوالشون جواب داده میشه.

۲- نهایتاً دو تا کامنت پشت هم بذارید، اگر سه کامنت حاوی سوال پیاپی داشته باشید یکیش به دلخواه من بی جواب بمونه!

۳- مرز سوالات خصوصی رو رعایت کنید!

۴- خلاق باشید

۵- مودب هم باشید

۶- همین، باقی بقای خودم!

نه که خیلی گنده ام و زورم زیاده و چون ستاره ی ویژه اختتامیه ام، فرصت پاسخگویی به سوالات رو تا 23:30 امشب تمدید میکنم!

سوتی پاک کن: از اتاق فرمان گفتن که تا 9 صبح فردا وقت داره این موضوع :| :|

  • ۹۷/۰۲/۰۱ ، ۲۰:۵۸
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۸۸)

دوست داری چهل سالگی کجا باشی؟ حالا از هر نظر
جواب:
دوست دارم با زن و بچه ام در آرامش باشم، بقیه اش اصلا مهم نیست!!!
اگه یه روز از خواب پا میشدین و می رفتین جلوی آینه و می دیدین هیولای درونتون توی ظاهرتون نمود پیدا کرده فکر می کنین چه شکلی پیدا می کردین؟ 
جواب:
گودزیلا :|
و سوال اخر نظرت راجع به صندلی داغ ؟
جواب:
خیلی یخ بود :|
  • چارلی ‎‌‌‌
  • راستش من نرسیدم کل سوال جوابا رو کامل بخونم، اگه تکراری پرسیدم فقط بگو قبلا گفتی، خودم میرم پیدا میکنم.

    1- انصافا چرا با کتاب فانتزی مشکل داری :/

    2- تک و تنها تبعید میشی به یه جزیره، و اجازه داری که فقط یه آهنگ و یه فیلم و یه کتاب بریزی تو گوشیت با خودت ببری. چیا رو میبری و چرا؟

    3- از کی شروع کردی به پوکر فیس بودن؟

    4- تاحالا با صریح تر از خودت برخورد داشتی؟ D:

    5- و سوالم آخرم از حال و هوای خودم میپرسم : رتبه کنکورت چند شد؟ اگر یادت نیست به صورت بازه بیان کن! ( اول و اخر بازه نهایتا 500 تا اختلاف داشته باشن جان من :| )

    و به موزه ما چی میدی؟ 
    جواب:
    1- چون آشغاله، ادبیات نیست، شطحیاته!
    2- ناطور دشت، ماهی بزرگ، Hello is this your house
    3- سال 89 اینا، با یکی از بچه های انیم ورلد!
    4- صریح تر از من بی ادب میشه دیگه :| بله!
    5- نمیدونم واقعا! رتبه ارشدم یادمه توی آزاد کودکان استثنایی شدم 84؟ یا 48؟ :|
    6- کوفت!
  • مُکرّر ‌‌‌‌‌‍‌ ‌‍‌
  • ۱- مرز بین صراحت و رکاکت؟

    ۲- مثال برای مورد بالا؟

    ۳- توی صریح بودن ملاحظهٔ دوستت یا حتا اینکه طرف غریبه‌س یا چه میدونم حساس ممکنه باشه رو نمیکنی؟ اگه آره یعنی نمیگذری از بیان یه سری چیزا؟

    ۴- هیولای غار چه رنگیه وقتی که هیولاست؟

    ۵- تعریف جاذبه و دافعهٔ هیولا!؟


    جواب:
    1- توهین به اشخاص! توهین به معنای دقیق کلمه، نه هر عبارتی که شما خوشت نمیاد و توهین محسوبش میکنی
    2- حس مثال ندارم!
    3- میدونی کم کم داری سر این موضوعات حساسم میکنی؟ و من حس میکنم عمد داری روش؟ نه عموما و به جز برخی استثناها برام فرقی نداره، من سر صراحتم بیکار شدم از کار اما اون چیزی که فکر کردم درسته رو گفتم! حله برات موضع صراحت؟
    4- این چه سوالاییه خدایی؟
    5- من همش جاذبه ام، شما بی سلیقه اید!
    فکر می کنی برای این مملکت میشه کاری کرد یا ترجیح میدی بری خارج؟
    نسبت به دوستات وفاداری؟ چه قدر دنبال این هستی که اگر کاری برای کسی انجام دادی، برات جبران کنه؟ توی ذهنت جایی که تصور می کنی توش آرامش داری، چه شکلیه؟ زندگی اگر شبیه موسیقی باشه، چه آهنگی داره؟مرگ ترسناکه یا مرگ عزیزان ترسناکه؟ 
    جواب:
    من میمونم ایران، ولی کار مملکت هم تمومه
    بله وفادارم
    معمولا بی منت انجام میدم، اما یابو هم نیستم ازم سواری بگیرن!
    نمیدونم چه شکلیه، اما توی هیچ تصویرش تنها نیستم!
    Hello is this your house
    مرگ یک اتفاقه
    _ یعنی واقعا ندونستن برات لذت داره؟!  من یبار این آهنگ.منکراتی اسپانیاییه که یه سال پیش خیلی بولد شد و گوش دادم وقتی معنیشو فهمیدم تشنج زدم :/
    _ کره ای تا حالا گوش دادی؟  ژاپنی؟!  اوکراینی ؟! سوئدی؟ 
    _ اسم این اسطوره رو اصلا نشنیده بودم :/ چندتا آهنگ.خودشو بگو بی زحمت گوش بدیم .
    _ خروس بارسایی! اگر عاشق یک رئالی بشی و تنها شرطش رئالی شدنت باشه قبول میکنی یا در سینگلی میپوسی؟  
    _ مسی بهت پیشنهاد ازدواج بده قبول میکنی؟!  
    جواب:
    1- بله خوشم میاد، لذت موسیقایی میبرم!
    2- بله، بله، بله، بله
    3- آهنگ زیارت رو سرچ کن
    4- فنچ! نمیدونم!
    5- تو حاضری با زن رونالدو ازدواج کنی؟
    فکر کنم هنوز میشه سوال کرد
    شما مشاوره هم می دید؟ 
    ادامه تحصیل خوبه تو این شرایط جامعه؟نظرتون؟
    چطور اینقدر تکلیفتون با خودتون معلومه و میدونی چی میخوای، کجا میخوای بری، مثلا من تو 26 سالگی هنوز گم شدم

    وقتی بی انگیزه میشی چی باعث میشه بلند بشی و کار کنی؟ مثلا به خودت توپ و تشر میزنی و...
    زبان انگلیسی بلدین؟ اگه اره چطور یاد گرفتین





    جواب:
    شماره زدن یادتون نره!
    1- به صورت حرفه ای نه
    2- نه بابا برو کار کن
    3- نمیدونم، البته من کلا آینده رو سیاه میبینم
    4- نه دیگه اینقدر بی انگیزه میمونم تا حوصله ام سر میره!
    6- ریدینگم بدک نیست، مکالمه اصلا! ریدینگ رو هی ترجمه کردم هی ترجمه کردم!

    وقتی تنهایی، توی خلوتت چیکارا میکنی ؟در کل آدمی هستی که بتونی از تنهاییت لذت ببری؟
    بزرگترین سوال زندگیت چیه؟
    چه مدل دختری به نظرت جذابه؟ اگه مثال داری هم بزن.
    وقتی دلت گرفته، چه جوری خودتو خوب میکنی؟ 
    تا حالا شده در عمق وجودت یک طور فطری ای خدا رو احساس کنی؟ یه جور میل به خداپرستی ذاتی... 
    گریه میکنی؟ 


    جواب:
    هرکاری ممکنه کنم، بله لذت هم میبرم
    سوالی ندارم!
    Smart is new sexy دخترهای باهوش رو دوست دارم
    میخوابم!
    این رو همه دارن، منم تجربه کردم
    بله، زیاد!
  • بذار ندونی فععععلا
  • 1.کچلی یا نه؟
    2.موهاتو دوس داری؟چقد؟


    ایشالا که نیستی.من تک تک موهاتو الان دلم میخواد بکنم.تهمت خودتی:| :)))) منم نگفتما همین الان!گفتم هدفونی مونده بخوای داشته باشی؟حاشا و کلا اگه زمان تعیین کرده باشم:دی
    جواب:
    1- نه
    2- من بی بدیلم :|
    دیگه چی بپرسیم از هولدن؟ :تفکر

    ۱. یک صفتی(به جز خائن) که می‌شه به کسی که به همسرش خیانت می‌کنه داد، به نظر شما چی می‌تونه باشه؟
    ۲. بین دانش‌آموزاتون فرق می‌ذارین؟ مثلا یکی رو بیشتر از بقیه دوست داشته باشین و اینا؟ :دی
    ۳. روز اولی که می‌خواستین به عنوان یه معلم برین مدرسه و سرکلاس چه حسی داشتین؟ 
    ۴. کادو روز معلم چی بدیم بهتون؟ :))
    ۵. نظرتون در مورد وبلاگتون؟
    جواب:
    1- احمق خرفت بی عقل خر!
    2- بله! کاملا مشهوده! البته موقع عصبانیت همشونو یکسان میترکونم!
    3- این حس که چقدر سخته آدم ساعت 6 از خواب بیدار بشه!
    4- به نظرم یه کارت هدیه یکی دو میلیونی مناسب میتونه باشه!
    5- معمولی!
  • بذار ندونی فععععلا
  • هووووووووووولدنننننن خداااااااا :))))))) قرار بود یکی دو روز قبلش الکی بگم واس یه دوستی میخوام هدفون چی بگیرم و بعد بگم اگه خودت بودی کدومو میخواستی و یه جوری نظر بده فک کن واس خواهر خودته:دی و اینا و از زیر زبونت میکشیدم و تو ام نمیفهمیدی!!و اونجوری من میدونستم چی میخوای.خراب میکنی سورپرایزای آدمو.بذار با نقشه ی خودم پیش بیام

    _البته این "همونی که خودم میخوام رو میخوام "اگه ایهام داره و عشقولانه س و منظورت حاج خانومی نگاری صنمی چیزیه که دگ هیچ :دی
    جواب:
    به هر حال تو از "بیا الان برات بخرم" به زمان نامعلومی شیفت شدی :|
    برو بابا پس!!!
  • بذار ندونی فععععلا
  • این جوون یکم کنترل داشته باشه رو احساساتش نسبت به هدفون صبح نزدیک است:)))
    اگه منم احساساتمو کنترل میکردم تا پست رو خوندم سریع ناراحتیم رو بروز نمیدادم که عه!یه عالمه هدفون داری دیگه من بگیرم مزه نداره،و مث آدم هر وقت خریدمش میدادمش بت این جوون انقد خالی بند و پیچنده و فلان نسبت نمیداد بهمون:دی
    جواب:
    تو که نمیدونی من دقیقا چی میخوام! من همونی که خودم میخوامو میخوام :))
    به هر حال زدی زیرش :| :|
    خیلی سوال دارم اما نمیدونم چطوری بپرسم ازتون. از نحوه تدریستون و اینکه مثلا به این بچه ها چیا یاد میدین؟ باهاشون چطوری برخورد می کنین؟ رنج سنی شون؟ و امثالهم..
    جواب:
    مدرسه است ، درس میدم! :|
    بچه های من بزرگترن، با اینکه اول میخونن بزرگن! من قاطی ام کلا :))
    عه دژاوو... من حس میکنم این صحنه رو قبلا یجا یا تو خواب دیدم :) که صندلی داغ گذاشتی و من دارم کلمنت میذارم ولی یادم نمیاد چی پرسیدم.
    من از ۹۲ که ارشد قبول شدم میخوندمت. اون موقع من عضو بلاگفا بودم که بعدا پکید و وبلاگ منو خورد یه آبم روش! یادمه تو وبلاگ فیل کامنت گذاشته بودی از اونجا آشنا شدم با وبلاگ اصلیت و هنوزم آدرسی که تو صفحه اول مرورگرم ذخیره شده همون قبلیست و اول میرم اونجا از روی اون لینک میام اینجا.... اینجارو دوس ندارم! یادمه تو وبلاگ قبلیم فقط زیر یه پست که درباره رونالدو گذاشته بودم اظهار نظر کرده بودی با خودم گفتم ببینم این بچه پررو بارسایی کیه :) ولی بعدش یکی از سرگرمی‌هام تو غربت خوابگاه خوندن ماجراهای هولدن و فیل و اون پسره اصفهانی عاشق بابی فیشر بود واقعا معاشرت مجازی باارزشی با نوشته‌هات داشتم دمت گرم. اینساید مانستر ویل کام اگن :))
    جواب:
    واااااااااااااااااااای یادش بخیر، دمت گرم :)) باباااااااااااا قدیمیییییییییییی :))
  • بذار ندونی فععععلا
  • بابا میدونم کوپن سوالام 15 تاس و کامنتها سه تا ولی آخه من یه کامنتمو بدون سوال تقریبا سوزوندم آخه:)))) واسه همون میگم یه کوپن پنج تایی مونده.الان شد چهار تا کامنت:|
    اسم اون هدفون رو من انتخاب میکنم نه تو!!! :))))))) حس مادریو دارم بهش نه ماه بچه تو شکمش باشه خون دل بخوره سرش تر و خشکش کنه بزرگش کنه بعد باااااااباش بخواد اسم انتخاب کنه واسه بچه ش؟عمرا!:دی
    جواب:
    اصلا محدودیت تعداد کامنت و سوال نداریم! محدودیت تعداد سوال در یک کامنت، و محدودیت در تعداد کامنت پیاپی داریم!
    برو خالی بند :| تو بخر بودی دل این جوون رو اینجوری آب نمیکردی :|
    اوپس
    منظورم ناتوانی جسمی بود!!!
    جواب:
    نه موضوع ذهنیه!
    خواهش می کنم تباهی از خودتونه :))
    جواب:
    :| :))
    یعنی عقب مانده ذهنی یا جسمی؟


    جواب:
    عقب مانده جسمی یعنی چی؟ :| :| :|

  • بذار ندونی فععععلا
  • یوهووووووو من یدونه کوپن پنج تایی دارم هنوز ^__^

    1.تکلیف سربازیت چیه؟شایدم نوشتی راجبش من از دستم در رفته.رفتی؟نرفتی؟معافی؟
    2.چرا باباها همه جا مظلوم واقع میشن؟این پایین گفته بودی از حقت بخاطر مادرت بگذری شاید،اما پدرت هرگز!
    3.و عایا اگر مزدوج بشید باز هم همکاریتون تو کارای خونه در حد جمع کردن اتاق خودتونه؟که البته اون موقه اتاق مشترکه من که میدونم همونم میندازی گردن خانوم!:|
    4.بیا همینجا در ملاعام یه اسم دخترونه و پسرونه برا بچه هات بذار :دی سیسمخ آخ مخ پخ پخ اینا نباشه فقط:| :)))))))
    5.رانندگی بلدی؟ماشین داری؟نداری؟اسمش چیه؟اگه داری نداری بهرحال!برفرض داشتنت روزی بلاگریو ببینی سوارش میکنی؟بعد اگه دختر بود ارشاد گیر داد بتون  چه نسبتی دارین چه خاکی میگیرین سرتون؟بگین هم بلاگریم چی میگه بهتون به نظرت؟سوارش نکن شر میشه:|||||
    جواب:
    1- خیلی وقته معاف شدم!
    2- حتما دلیل داره
    3- نه، جمعه ها غذا رو من درست میکنم، با ظرف شستن نوبتی اگر نوبتهای خانومم بیشتر باشه مسئله ای ندارم، جاروبرقی زدن هم باحاله :))
    4- من کلی فکر کرده بودم برای هدفون میلیونیم اسم انتخاب کردم، باهام حرف نزن اصلا :|
    5- نه بلد نیستم! تابستون میخوام برم!
     کوپنت کلا ده تا سوال نیست! قوانین رو کج متوجه شدی :|
    راستی .. شما معلم بچه های استثنایی هستین؟ 
    اگه بله از چه لحاظ؟
    جواب:
    بلی!
    یعنی چی از چه لحاظ؟ :|
    چرا اتاقتون انقدر خوشکل و خواستنیه؟ ^_^

    +واضحه که بعد از خوندن کامنتا سوالی به ذهنم نرسید یا بیشتر نشون بدم؟ :دی
    جواب:
    تلاش کردم خوشگل و خواستنی باشه :))
    من هیچ سوالی ندارم ظاهرا:/ :دی
    جواب:
    :|
  • مُکرّر ‌‌‌‌‌‍‌ ‌‍‌
  • :))))))
    نه اصن پیشبینی نکردم چی میخوای جواب بدی یا جواباش چیه که بخوام بشنوم دافعه داری! دافعهٔ هیولا!

    اون یکی هم:
    دارین آقا! اختیار زندگیتونو دارین! من کلاً نمیدونستم قضیه چی بوده! حتا در همین حد کلیش! از شخص سومی هم دوس نداشتم بپرسم! کلاً بعد اون ماجراها حس کردم بعد یه جنگ بزرگ رسیده‌م! بخاطر همین سؤال واسم ایجاد شده بود از اون موقع که چی بوده این جنگِ علنی!
    جواب:
    من با کسی جنگ نکردم، نمیدونم کدوم جریان رو میگی
  • مُکرّر ‌‌‌‌‌‍‌ ‌‍‌
  • ۱- همهٔ کسایی که این بغل لینکن رو می‌خونی واقعاً!؟

    ۲- چرا اینهمه لینک داری!؟ (معلومه سوال کم اوردم دارم از در و دیوار وبلاگ ایده برا سؤال می‌گیرم!؟)

    ۳- یه کافه کار میکردین اون قدیما (دقیق یادم نیس، شاید فقط مال دوستتون بود)، کجا بود؟

    ۴-این بذار ندونی فعلا رو میشناختی!؟ :))))

    ۵ رو هم تو سؤال ۲ پرسیدم فک کنم
    جواب:
    1- نه، قدیم تر مرتب میخوندمشون! الان وقتم شده خیلی از بیانی ها رو هم نصفه نیمه میخونم!
    2- اینها در حدود 5 سال جمع شدن
    3- طالقانی تقاطع ولیعصر مافه آوانسن سابق
    4- نه!
  • مُکرّر ‌‌‌‌‌‍‌ ‌‍‌
  • ۱- سختت نیس میزنی دوستای وبلاگیتو با خاک یکسان می‌کنی؟!

    ۲- من یه بار (از خیلی بار) بعد از هفته‌ها اومدم وبلاگ دوستانو بخونم خوشبختانه دیر رسیدم :/ قضیه میم. ب. چی بود!؟ همیشه واسم سؤال بود! حالا درسته که خوشبختانه دیر رسیدم و تو اون جنگ و دعواها نبودم ولی این سؤاله موند برام همیشه.

    ۳- هنوز با آقای دنتیست در ارتباطی؟ یا بلاگرای اون دوران که دوست بودین با هم؟ خدایی قضیه چیه میام کامنتای وبتو میخونم هیچ قدیمی ای نمیبینم؟! چی میشه دوستیات با کسایی مث آقای دنتیست و خیلیای دیگه!؟ فقط کامنت نمیذارین یا کلاً هم دور و کم‌ارتباط؟ 

    ۴- رمز اراده‌ت برای در ارتباط بودن با این همه بلاگر جدید و حتا تمایلت به برگزاری دورهمی با اینهمه آدم غریبه (منظورم بلاگراییه که نمیشناختیشون!) چیه!؟
    جواب:
    1- من کسی رو با خاک یکسان نمیکنم، اما در مورد صراحت بیانم، نه سختم نیست!
    2- من با مترسک دعوایی نداشتم و ندارم،بنا به مسائل شخصی خیلی روشن تشخیص دادم قطع رابطه کنم! از اون به بعد اما موضوع در کنترل من نبود، من نمیتونم با فن های بلاگرها مذاکره کنم آدم باشین، ایضا خود ایشون هم شنیده شده چپ و راست تیکه هایی به من مینداخته! که خب هرچی گذشت من فهمیدم چقدر تصمیم درستی گرفتم! مخصوصا بعد از ماجرای تبریک تولد! کسی توی این وبلاگستان با مترسک صمیمی نبوده، پس اگر من نمیخواستم باهاش در رابطه باشم حتما دلیل بزرگی داشتم، موندم چرا کل بلاگستان سر این جریان موضع گیری کردن، همه هم ضد من! من اختیار زندگی شخصی خودمم ندارم؟ با مخفف هم ننویس، یا سوال نکن، یا با تمام وجود سوال کن!
    3- من با اون درارتباطم، اون با من نیست :)) دکتر دنتیسنت کلا شش ماهی یه بار میاد یه کیان میگه  و میره! من دافعه دارم، اینو میخوای بشنوی؟ :))دارم!
    4- من با همشون در ارتباط نیستم، اتفاقا در ارتباط گزیده انتخاب میکنم، این کار رو میکنم همه با هم دور هم باشیم! با هم اشتراکات داریم چون!
    من چرا سوال خاصی ندارم :دی
    جواب:
    از بس تباهی :|
    سلام. 
    هنوزم شعر میگی؟
    جواب:
    خیلی وقته نسراییده ام :|
    ممنونم بابت معرفی کتاب و پاسخ. راستش نمیدونم چی بگم.
    .
    ولی واقعا الکس ماهون یه بدمن فوق العاده بود و همچنین تو فصل چهار که یه جورایی میخواست باز ماهون رو بد نشون بده ولی نبود باحال بود.
    جواب:
    الکس ماهون عشق منه :دی
    تا حالا شده کامنت گذارهارو از لحاظ روانشناسی آنالیز کنید؟ مخصوصا اونایی که باهاشون لفظی کنتاکت داشتین...

    جواب:
    این کار جوجه روانشناسهاست! از روی متن؟ عمراً!
    گاهی اما شده اگر کسی یه جوری از صحبت رو هی تکرار کرده، حدسیاتم رو در مورد مشکلش خیلی علنی بهش اعلام کردم :))
    من چندتا سوال دیگه هم بپرسم :|
    دوست‌داشتی کی باشی که نیستی؟ منظورم اون ایده‌آلی که تو یکی از کامنتا گفتی نیس (استاد دانشگاه و کلینیک داشتن و ..) از نظر شخصیتی منظورمه.
    و اینکه من الان ۲۲ سالمه، شما اگه برگردی تو این سن و این چند سال رو دوباره زندگی کنی، چه کارایی رو نمی‌کنی و سعی می‌کنی حواست بیشتر به چیا باشه؟ اگه ممکنه هم برادر بزرگ‌وارانه باشه جوابت هم روانشناسانه
    و اینکه شما اگه می‌تونستی پدر و مادرت رو خودت انتخاب کنی بازم همین خونواده خودتو انتخاب می‌کردی؟
    جواب:
    من میخوام ایده آل خودم باشم!
    من بیام سن تو مثل اسب کار میکنم و مثل شتر پس انداز میکنم! وقتت رو هدر نده! کار کن!
    فکر نمیکنم!
    عه وا جناب زمر! :|
    حالا من یه سوال سخت پرسیدم شما یه کاری کنین جواب ندن :| :))
    جواب:
    :|
    من به راحتی جواب دادم!
    کامنتم خیلی بهم ریخته شد نمیدونم چرا.ببخش
    جواب:
    قربانت!
    قرار بود ۵ تا باشه! از دستم در رفت :دی
    جواب:
    :|

    سلام.سوالای داغ :)

    1-      1- اگه از یکی از دخترای بلاگر تو دورهمی خوشت بیاد چطور پا پیش میزاری؟

    2-      2- اگه یکی از دخترای بلاگر دوستت داشته باشه و بهت اعتراف کنه نظرت چیه؟

    3-      3- تا حالا از بلاگری متنفر شدی؟

    4-      4- شده تو دروهمیای وبلاگی از برخورد و اخلاق کسی خوشت نیاد و دلت نخواد دفعه بعد ببینیش؟

    5-      5- پنج تا وبلاگی که بعد از ورودت به بیان فورا ستارشون رو خاموش میکنی؟

    6-      6-تو زندگیت کی برات آرم بخشه

    7- انیمه حمله به تایتان ها رو دیدی؟ نظرت راجبش چیه؟ اگرم ندیدی هر وقت تونستی ببین خیلی خوبه.
    جواب:
    برای عمه ام نوشتم پنج تا سوال؟ :|
    1- من اصلا اهل پا پیش گذاشتن نیستم :| نه سر غرور و اینها ها! هی یه نگاه به خودم میکنم، یه نگاه به دختر مردم بعد میگم "آخه خرفت! تو چی داری که ملت خوششون بیاد"؟ اما حقیقت اینه من تا حالا از اول کسی رو من باب رابطه پسند نکردم، با هرکسی بودم اول دوستش بودم! توی رابطه خیلی اهل مرز نگه داشتنم! همیشه سعی کردم دوست خوبی باشم! اصلا نگاه "خواستنی" به کسی نداشتم از ابتدا! واقعا نداشتم!
    2- اگر تنها باشم و خوشم بیاد منم ازش، باهاش میشینم در مورد شروع رابطه حرف میزنم، خوشم نیاد یا سینگل نباشم، عین آدم میگم بهش!
    3- خیر!
    4- نه اونجوری! خودشون نمیان دیگه!
    5- توکا، حریر، دکتر میم، فائلا، وبلاگ بیان!
    6- حضرت ژلوفن و استامینوفن! :|
    7- نه
    سوال 5 حریر بانو تفرقه برانگیزه
    بصیرت به خرج بده ، امت بیان رو متفرق نکن و جواب نده :-D

    جواب:
    دیر گفتی :))
    ری پست :|
    یه سری سوال‌ها رو خواستم بپرسم دیدم جوابش رو تقریبا می‌دونم یا بقیه پرسیدن. پس برویم سراغ دیگر سوالات :دی

    ۱‌. وقتی ناراحتین و خوابتون هم نمی‌بره برای بهتر شدن حالتون چه می‌کنین؟
    ۲. پیش اومده حرفی رو بشنوین و تصمیم بگیرین وبلاگ رو ببندین و برین؟
    ۳. مهم‌ترین دارایی هولدن؟
    ۴. پنج وبلاگی که زودتر از همه ستاره‌اشون رو خاموش می‌کنین؟
    ۵. اگه بخواین یه دورهمی وبلاگی ده نفره بذارین از رفقای قدیم و جدید چه کسایی رو دعوت می‌کنین؟
    ۶. بهترین و بدترین اتفاق زندگیتون؟
    جواب:
    1- یه تعدادی موزیک خاص هست، حتماً گوش میدم و اگر حالم خیلی بد باشه باهاشون مثل ابر بهار گریه میکنم!
    2- نه! این لوس بازیا چیه؟ :|
    3- صداقت و صراحتش! میگن با مرام هم هستم! اینو دیگه من نباید بگم :|
    4- توکا، تو، دکتر میم، فائلا،  وب شرکت بیان که نره رو مخم :|
    5- هیچکس!
    6- بهترین اتفاق زندگیم هنوز به وقوع نپیوسته!  هیچ اتفاقی اونقدر بد نبوده که نذاره زندگی کنم، اما اگه بخوام بذارم توی ترازو، یه اتفاق به مدت هشت ماهی توی چهار پنج سالگیم!
    برای عمه ام نوشتم پنج تا سوال؟ :|
    خوب حالا جواب بده دیگه :-|

    جواب:
    راحت باش!
    ولی جنبه شوخی هم داشته باش :))
    بارسا رو بیشتر دوس داری یا سلینجر ؟
    رک و کوتاه، یه کلمه :-))
    جواب:
    اتفاقا دیروز پریروز جواب دادم به یکی
    سلینجر!
    تامل برانگیز بود

    اقا یکی از سه گزینه زیرم انتخاب کن
    شوخیام باهات بیشتر شده :
    1- خوشم نمیاد
    2- بی نمکه شوخیات
    3-خوشم میاد
    4-ناراحت میشم
    5-نظر خاصی ندارم
    جواب:
    اینا پنج تا گزینه بودن ها :|
    سلام.
    اینجا رو کم‌وبیش می‌خونم و برای نویسنده‌ش همون احترامی رو قائلم که برای دیگر وبلاگ‌نویس‌ها. با این تفاوت که کمتر اینجا کامنت نوشتم. شاید به این خاطر که احساس راحتی با نویسنده وبلاگ نمی‌کردم. شخصیتت برای من یک شخصیت صفر و صدی بوده. و فکر می‌کنم برای خیلیای دیگه هم هولدن دارای چنین شخصیتیه. فردی که مقابل حوادث و اتفاقات اطرافش کاملاً صفر و صدی برخورد می‌کنه. نمی‌دونم این برداشت چقدر درسته. 
    برا همین سوالم اینه، نحوه برخورد هولدن با اتفاقات و بحث‌های اطرافش چیه؟ و اگه حرف من نسبتاً درسته چرا این شکلی با حوادث برخورد می‌کنه؟
    چی میشه که تصمیم می‌گیری یک وبلاگ رو بخونی؟ و چی میشه که تصمیم می‌گیری نسبت به یک بحث جبهه بگیری؟ و آیا در بحث به اینکه شخص مقابلت چه کسی هست مهمه؟

    جواب:
    توی بحث اینجوری به نظر میرسه، میدونی توی بحث ما "معمولا" رو حذف میکنیم، یعنی توی بحث سالم بحث "قطعیت" نیست و بحث "عمومیت" هست! اما توی ایران، توی فرهنگ ما  بحث خیلی گیر کلماته، هیچ کس قواعد بحث رو رعایت نمیکنه! هیچکس فرضهای بحث رو نه میدونه، نه میخواد بدونه، نه میخواد رعایت کنه! اینه که از بیرون کسی نمیگه "این بحثه" همه میگن "چه صفر و صدی"! اما حقیقتا نه، من شاید در مسائل زندگی شخصیم در برخی اصول مشخص خیلی قطعیت داشته باشم! اما معتقدم تمام مسائل عمومی مرتبط به انسانها کاملا نسبی هست! من علمی رو خوندم و متخصصش شدم که روی این نسبیت رفتاری دست میذاره و من کاملا فارغ از تخصصم به این اعتقاد دارم!
    من یه سوال دارم
    از همه هم دارما
    ولی فعلا موقعیت پیش اومده از تو بپرسم

    مرام بذار ، یه سوالم رو 5تا حساب کن قد پنجتا جواب بده

    اگر در قالب یک پدر دلسوز ، یا برادر بزرگتر ، یا رفیق فاب ، یا نمیدونم یه چیزی توی این مایه ها نسبت به من بودی
    چی بهم میگفتی؟
    نصیحتی ، توصیفی ، حرفی چیزی
    جواب:
    اگر واقعی بخوام بهت بگم، میگفتم همه ی اینهایی که داری براش جوش میزنی، منظورم توی ایدئولوژی سیاسیه، ول کن همه رو! میگفتم اگه مبارزه سیاسی هم داری، اندازه مبارزه سیاسی ببینش! میگفتم تعصب زیادت روی برخی موضوعات رو تا جای ممکن کم کن! و جای همش زندگی کن! و جای همه اش، همه ی اون انرژی ای که اضافه میاد رو بذار روی مسائل واقعی زندگی شخصیت!

    :|
    سوال دیگه ندارم اصولا

    جواب:
    :|
    من حق پاسخ ندادن  به سوالات رو برای شما قائلم با احترام
    اگه خیلی خصوصی بود یا حوصلشو نداشتین جواب ندین

    چه اعصاب خوردیایی بوده در مهر ۹۵

    متاسفم(گل)


    جواب:
    جواب دادم
    اون فقط یه بخش خیلی کوچیک از اتفاقات این وبلاگه!
    از خانواده و فامیل کیا اینجارو میخونن؟ دوست داشتی بخونن؟
    قلب کسی رو شکستی؟
    فک میکنی این شخصی که پیام میداد یه دختر رو قلبشو شکستی کیه؟
    من حق ده تا سوال دارم 
    جواب:
    فکر کنم خواهرم بخونه، پسرخاله ام هم، آره خودم آدرس دادم
    قطعاً، عمداً نه اما
    چند تا از این پیغامها داشتم، کدوم؟
    شما حق بیش از ده تا سوال داری، ولی نباید بیش از دو تا کامنت پشت هم بدی!
    ۱.محل کارت کجاست؟ 
    ۲.دوست داری اتاقت چه شکلی باشه؟ 
    ۳.تا حالا به خودکشی فکر کردی؟ اگه آره تصمیمت بود که با چی اینکار رو بکنی؟ 
    ۴.چرا روانشناسی خوندی؟و چه چیز روانشناسی برات جذابیت داره؟ 
    ۵.وقتی بیکار میشی معمولا چکار میکنی؟ 
    جواب:
    1- پاسداران
    2- همین شکلی که الان هست عالیه!
    3- بله، زیاد. فکرم این بود که آژانس بگیرم برم بیابون بیرون شهر، بعد صبر کنم ماشینه قشنگ بره، بعد رگ دستمو محکم بزنم تیغ رو بندازم کنار، قدم بزنم! اینجوری راه فرارم نداشتم یکی بیاد نجاتم بده! :|
    4- دوستش داشتم، و خوندم چون دوستش داشتم :|
    5- فیلم میبینم، آهنگ گوش میدم، نت میگردم، کتابم میخونم که خیلی وقته نخوندم!
    چرا میگن ۶۷ ییا خاصن:)

    ۶۷ یه فلسفه خاصه؟ میشه از فلسفش بگی؟:)
    جواب:
    نه نمیشه :| من همچین ایده ای ندارم چون!
  • مُکرّر ‌‌‌‌‌‍‌ ‌‍‌
  • ۱- کِی وقت کردی هیولا شی!؟
    ۲- چیشد که هیولا شدی؟
    ۳- هیولاها هم پرواز می‌کنن؟ مگه اژدهان؟
    ۴- چی میشه یکیو از لینکات حذف می‌کنی!؟
    ۵- به جز سلینجرا و تالکینا، چه کتابایی؟!
    جواب:
    1- 11 دی 91
    2- یکی گیر داد وبلاگ بنویس
    3- شما باید اول یه دوره هیولُلوژی بگذرونی!
    4- یا وبش رو پاک میکنه، یه ارتباطم باهاش قطع میشه، یا دیگه به روز نمیکنه یا اگر هیچکدوم اینا نباشه به راحتی دیگه دلم نمیخواد بخونمش!
    5- کتابهای وونه گات و دکتروف!
    بازم سوال دارم من :|

    1. تاحالا شده به کاری که داری میکنی شک کنی؟ (شغلت منظورمه) و بگی کاش انتخاب دیگه ای میکردم؟ یا حس کنی ارزششو نداره یا هرچی
    2. اگه ملیتت دست خودت بود کدوم کشور/شهر/سیاره حتی! رو برمیگزیدی؟ و در چه دوره ی زمانی؟
    3. سوپر ویلن محبوبت کیه و چرا؟ 
    4. اگر به TED دعوت بشی راجع به چی حرف می زنی؟ یعنی تو خودت به چی وااقعا افتخار می کنی و حاضری راه رسیدن بهش رو با بقیه تقسیم کنی؟
    5. اگر یه نفر وقتی توی جمع داری حرف میزنی مرتب ایرادهای دستوری یا گفتاری یا علمی یا هرچی ت رو تصییح کنه چه برخوردی باهاش میکنی؟ یا هرکاری که از این منظر که از چرخش اشتباه جلوگیری میکنه خوبه، اما خب بی ادبیه و تمرکز طرف رو از بین میبره یا خجالت زده ش میکنه. 
    جواب:
    هرچقدر دوست داری بپرس
    1- آره تقریبا توی تمام گیر و گورهای شدید مالیم بهش فکر کردم!
    2- ایتالیا فلورانسیا کاتالونیا بارسلونا، یا چین هر کدوم از شهرهای تاریخیش. کلا منظومه شمسی رو دوست دارم، یه حس خوبی به پلوتون دارم!
    3- نقش منفی مورد علاقه؟ الان شما این رو بپرسی ، نه از ده نفر میگن ژوکر نولان! تف توی ژوکر نولان! والا به خدا! :| :)) من بیبی باب تورنتون توی فصل اول فارگو رو دوست داشتم! الکس ماهون فصل دوم فرار از زندان که اونجا توی تعریف داستان بدمن محسوب میشد رو واقعا دوست داشتم! اما خاطره انگیز ترین بدمن سینمایی که دیدم کایزر شوزه مظنونین همیشگی بوده! البته خب حضور ذهن آنچنانی هم ندارم که بگم! بدمنهای نولان رو هم دوست ندارم، اه!
    4- ازشون میپرسم چرا من رو دعوت کردن، بعد بهشون ثابت میکنم موضوعی که بابتش من رو دعوت کردن یه چیز خیلی عادیه :|
    5- این موضوع همه رو عصبی میکنه، البته من بیشتر در نقش غلط گیرم تا غلط گو، سعی میکنم خودمو کنترل کنم و فقط موارد ضروری رو گوشزد کنم! به خودم بگن اگر از حد نگذره استقبال میکنم!
    سلام:)
    ۱.اگه بخواین یه کتاب به شادورد معرفی کنین چی معرفی می کنین؟
    ۲.دوست دارین چه سوالی ازتون بپرسن که تا حالا نپرسیدن؟

    جواب:
    سلام
    1- اگه ناطوردشت نه، رگتایم!
    2- سوالی نیست که دلم بخواد جواب بدم! اما دوست دارم یکی ازطرف من این سوال رو از بقیه کنه که چی شد اینهمه از من توقع پیدا کردن، چی شد احساس کردن میتونن بیان اینجا هرچیزی بگن و من موظفم سکوت کنم و لبخند بزنم؟ دقیقا چه اتفاقی افتاد که در تمام صحبتهای تک به تک من رو بدهکار و خودشون رو طلبکار فرض کردن؟ چی شد که حتی یه بار نگفتن هولدن در این مورد حق با توئه؟ و چی شد که فکر کردن اینجا مثل 95% وبهای دیگه است!؟ نه اینجا مثل هیچ بلاگی نیست، یک پونزدهم تنش و درگیری های اینجا در 95% وبهای سرتاسر ایران در حال حاضر وجود نداره! اگر هم بوده برای تک پست بوده! ملت برن توی همون تک پستها جوابهای همونهایی که اسوه های اخلاق و مخاطب مداری میدونن به کامنتها رو بخونن و ببینن چقدر از سنگین ترین جوابهای من بدتر و سنگین تره! وقتی همش از گل و بلبل بنویسی، کامنت گل و بلبلی هم میگیری، جواب گل و بلبلی هم میدی! سوالم اینه واقعا یه بار کسی سعی کرده سهم و حق من رو هم در نظر بگیره؟ صرفاً چون تعارف ندارم و نظرم رو صراحتاً میگم اینقدر همه چی برای همه سنگینه؟ اینهمه طلبکاری ناراحتم میکنه، واقعا ناراحتم میکنه!
    کدوم شما بلاگرها حاضره "مهر 95" این وبلاگ رو توی وب خودش تجربه کنه، و اون ماجرا رو چه جوری جمع میکنه؟ اینهمه طلبکاری، اینهمه توقع، اونم در برابر منی که از احدی توقعی ندارم، خیلی زشت و ناراحت کننده است!
    اما خب، کسی که نمیاد این سوالها رو بپرسه!
    دوست دارم بگم. تو خلوت خودمه، حق منه، سهم منه.... |:
    جواب:
    :|
    اون تجربه غرق شدن و تا نزدیکی مرگ رفتن تاثیری تو زندگیت داشته؟
    تجربه عجیبی باید باشه
    جواب:
    اون تأثیری که فکرشو میکنی نه
    اما دیدم به ارزش زندگی رو زیر و رو کرد!!!
    ۵ سوال دیگه چیه :|

    حواسم نبود رد شد تعدادش. 
    جواب:
    همین یه بارو گذشتم!!!
    مترو رو عوض کن :)))

    ۱. رئیس جمهور محبوبت؟ فرقی نداره کدوم کشور. یعنی سیاست های کدوم کشور رو میپسندی؟
    ۲. لحظه ی مرگ دوست داری تنها باشی یا کسی پیشت باشه؟ اون نفر کی باشه؟
    ۳. یکی بخواد باهات حرف بزنه و تو فقط گوش بدی قبول می کنی؟
    * اگه حرفهاش حوصله ات رو سر برد، به روش میاری؟
    ۴. وبلاگ نویسی رو تا کِی ادامه میدی؟
    ۵. نوشتن تو وبلاگ حالت رو خوب می کنه یا عادت شده برات؟
    ۶. خودت ورزشی انجام میدی؟
    ۷. چی شد که بارسایی شدی؟ از چند سالگی طرفداریت شروع شد؟
    ۸. نمایشگاه کتاب میای؟ :))
    جواب:
    :|
    ۱- امانوئل مکرون، نخست وزیر کانادا و صدر اعظم اتریش. به خاطر شرایط سنیشون و پیغامی که همراهشون هست! چیزی که من در ایده آل سیاست ایران دنبالشم! اینکه من برای بابابزرگهام و خودمون سیاست گذاری کنم نه اونا برای من و ما!
    ۲- همسرم کنارم باشه
    ۳- روانشناسم، بله. اگر قول دادم تا تهش گوش بدم نه، در غیر این صورت بله
    ۴- تا هر وقت برای خودم مفید و جذاب باشه و حرف داشته باشم
    ۵ - از جدی ترین تفریحاتمه، هم حالمو خوب کرده برخی اوقات هم عادت کردم
    ۶- سگ دوی استقامت :|
    ۷- تمام تعصبات فوتبالی من سال ۱۹۹۸ شکل گرفت، بارسا، ایتالیا، ویری. ایتالیا و ویری جام جهانی. بارسا هم بعد جام جهانی تلویزیون رو روشن کردم فکر کنم بارسا من یو مرده نشون میداد، منم بارسایی شدم!!!
    ۸- نه!!!

  • وال کوهان دار
  • یه دوستی تو وبلاگم ازم پرسیده بود مگه وال کوهان داره حالا منم میگم مگه توت هیولا داره یا تو توی هیولایی یا هیولایی و رو نمی کنی یا اصلا هیولا چیه؟ 


    جواب:
    هیولا بعدها توی این وبلاگ تبدیل به یه مفهوم شد در برابر انسانیت، در برابر تضادهای رفتار انسانی که من عملا شرمم میشه با اونها تعریف بشم! یه جمله داشتم که بهترین دوست هر انسانی یک هیولاست
  • نیوشا یعقوبی
  • 1. چرا انقد تند راه میری؟ :))
    2. بابای علی هنوز زنده است یعنی؟ (همون خلبان به وقت شام)
    3. به نظرت چرا تقریبا هیچکس سینما ایران رو نمیشناسه ولی تا میگی پاسفیک میشناسن؟ با اینکه خیلیییی ساله عوض شده سنش و باید به اسم الانش بشناسن؟ 
    4. چرا میگن جوجه متری ولی یه بشقاب کوچک جا میشه؟ متر اونا خرابه یا متر ما؟
    5. چرا کیک تولد از کیک های دیگه خوشمزه تره؟!! 
    جواب:
    ۱- کمابیش پرواز میکنم
    ۲- اس ام اس داد داش هولدن به این بگو سرویسمون کرد!!! من سالمم بذار راحت عزاداری کنیم!!!
    ۳- من به اون اسمم نمیشناسمش! عموماً اسمهای ابتدایی بعد تغییر نام مصطلح میمونن، چند نفر به نیایش میگن رفسنجانی؟
    ۴- در مجموع یک‌متر میشن فکر کنم
    ۵- چون کیک تره (تر در برابر خشک)
    سلام
    1.متولد چه سالی هستید؟
    2. به خاطر پدر یا مادرتون حاضرید از حق خودتون میگذرید؟
    3.در مقابل آدم های دیکتاتور و زورگو چیکار می کنید؟
    در آخر مرسی از جواب هاتون
    جواب:
    با سلام
    ۱- ابوت می رو بخون
    ۲- به خاطر مادرم شاید، پدرم هرگز
    ۳- طغیان! همین دو سه روز پیش اینکارو کردم!
    1. بر سر اصغر چه آمد؟ :| دو نمره با رسم شکل 
    2. به نظرت اسم وبلاگت چقدر تو فرست ایمپرشن مخاطبات و پیش زمینه شون در حین خوندن پستا و کامنت گذاری تاثیر داره؟ با فرض اینکه دلت بخواد اسم وبلاگتو عوض کنی، یا مثلا میتونستی به عقب برگردی و اسم دیگه ای بذاری چی میذاشتی؟ 
    3. اگر فوتبال تو زندگیت نبود، به نظر خودت چی جاش میومد؟ 
    4. فیلم یا سریال یا انیمه _یا هرچیزی تو این قسم_ ای بوده که مثل یه سیلی تو گوشت بوده باشه و از بعدش متحول شده باشی؟ تو هر زمینه ای.
    5.تو حوزه ی طنز (ادبیات، سینما، ...) کیا رو تحسین و کاراشون رو دنبال میکنی؟

    روز بزرگداشت سعدی هم مبارک :|
    جواب:
    ۱- بعد از اومدن احمر، اصغر مایملک خواهرم شد و الان خیلی بی ناز و اداتر از احمر کار می‌کنه :|
    ۲- کم، بیشتر کاراکترم تاثیر داره. یه چیزی میذاشتم که توش اشاره بشه خیلی معمولی هستم، مثلا An Ordinary Person
    ۳- واقعاً نمیدونم، واقعاً نمیدونم! فوتبال برای من خیلی مهمتر و بزرگتر از یه ورزشه، یه جور نگرشه، یه سبک زندگی، یه فلسفه و مفهوم.
    ۴- شجاع دل رو شونزده بار دیدم، اما بیگ فیش رو هربار میبینم بیست دقیفه آخرش یک بند گریه میکنم، فارغ از اتفاقاتش، متحولم نکرد، اما خودمو خیلی اونجا میبینم، خودی که میخوام باشم.
    ۵- رابین ویلیامز رو خدا بیامرزه، بسیار علاقه مندش بودم، مهران غفوریان هم میپسندم، توی زمینه طنز نوشتاری بیشتر مجله ها رو دنبال کردم در ابتدای جوونی که روی  نگارش طنز من اولین تاثیرات رو گذاشتن. احسان ناظم بکایی خیلی شیک و شسته رفته طنز مینوشت، موسی حسینی راوندی رو هم توی صفحه رویداد خیلی دوست داشتم.
    ۱_توی دوران مدرسه و دانشگاه چجور دانش اموز و دانشجویی بودی؟اروم؟شیطون؟درس خون یا متوسط؟
    ۲_وقتی حالت بده و حوصله ی هیچ کاری نداری غیر از موسیقی و فیلم چه راهکاری داری واسه تغییر حالت ؟یا کلا بیخیال میشی تا خودش خوب شه؟
    ۳_فکر میکنی عزت نفس و اعتماد به نفس داری؟
    ۴_وقتایی که مدت طولانی هرشب حتی کابوس میبینی کاری واسه رفع شدنش انجام میدی یا به عنوان بخشی از خودت می پذیریش؟
    ۵_خودت رو دوست داری؟
    جواب:
    ۱- شیطون باهوش عمیقاً متوسط!!
    ۲- وقتی چیزی رو نتونم کنترل کنم، میخوابم
    ۳- دارم
    ۴- حسش نیست کاریش کنم حقیقا :|
    ۵- نه زیاد! اما هرچیزی که هستمو قبول دارم
  • نیمچه مهندس ...
  • یه روان شناس چقدر حق داره توی مشاوره هاش پیش فرض های دینی و فرهنگیش رو جا بده؟خودت این کارو میکنی یا نه؟
    سوالمو بد پرسیدم:آیا شما به عنوان روان شناس مجازید باورهای خودتون رو به مشاوره گیرنده بقبولونید؟منظورم چیزهایی جدا از اون قسمته که دانش شما حساب میشه.اصلا باید مجبورش کنین که باورهایی رو بپذیره که عرف جامعه یا دین هست؟

    جواب:
    نه این آخوندیه، روانشناسی نیست
    سلام
    ۱_ وقتی همزمان چندتا کار رو بخوای پیش ببری چجور تعادل ایجاد میکنی که به همشون برسی ؟یا کلا چندتا رو بیخیال میشی یا چی؟
    ۲_اصولا فکر میکنی آدمارو میبخشی یا فراموش میکنی؟
    ۳_فکر میکنی به کسی یا چیزی توی زندگیت وابسته هستی یا حس تعلق نداری؟
    ۴_به روانکاوی شدن معتقدی یا خودرمانی؟
    ۵_یه توصیه واسه تقویت روحیه یا شخصیت ؟
    جواب:
    ۱- توی مولتی تسکینگ خوب نیستم :|
    ۲- یا می‌بخشم یا فراموش میکنم!
    ۳- دارم، نمیشه نداشته باشم
    ۴- به مشاوره باور دارم
    ۵- زندگی خودش سخته، سخت نگیر!
    _ رونالدو و رئال چه هیزم تری بهت فروختن! ؟ چون شما نرفتید نیمه نهایی حسودیت میشه بهمون؟  
    _ چه سبک.آهنگی گوش میدی؟!  راک ،پاپ ،هیپ هاپ و...
    _ چه خواننده ای از بین داخلی و خارجی ها رو دوست داری؟!  
    _ بنظرت اسطوره موسیقی دنیا کیه ؟! 
    _ به چه زبان هایی موسیقی گوش میدی ؟! زبان موسیقی برات مهمه؟! 
    جواب:
    ۱- برو بذار باد بیاد جوجه رئالی
    ۲- متال، راک، پست راک، موسیقی ملل، و غیره
    ۳- خواننده که نه،بند خارجی مونو، ویژن دیواین و استراتووریوس، ایرانی فقط محسن چاوشی رو دقیق دنبال میکنم.
    ۴- استاد عباس قادری
    ۵- هرچقدر بیشتر نفهمم چی میگه بیشتر لذت میبرم!
    شما که ارشد داری اونم ارشد روان شناسی، به نظرت یک انسان معمولی چند بار در عمرش عاشق میشه؟!
    اصلا عشق واقعی وجود داره یا همش تداخلات هورمونیه؟
    در خودت این مسئله رو میبینی که دوباره عاشق بشی؟
    جواب:
    دکتر شمس میگفت قلب انسان تک سلولی نیست و میتونه بارها عاشق (در معنای عام، نه معنای اساطیری) بشه! استرنبرگ هم نظریه عشق سه وجهی رو داره، که میگه رابطه سه‌بعد داره، تعهد٬ صمیمیت و شهوت، رابطه ای که هر سه بخش رو در خودش داشته باشه، عشق کامل هست!
    اون ادبیاته که توش عشق خیلی اتفاق تکرار نشدنی ایه، عشق به عنوان یک تعریف عملیاتی آنچنان پیچیده نیست!
    من تک تم رابطه هام با علاقه و عشق بوده! دست روزگار زیادشون کرد وگرنه من هرکسی تو زندگیم بود رو میخواستم برای همیشه!
    سلام
    ۱. برای یه روان شناس خوب شدن چه ویژگی ای از همه مهم تره به نظرتون؟
    ۲. جالب ترین شیطنت دوران مدرسه؟

    جواب:
    ۱- صداقت، صراحت، بیان درست هرسه تاش اندازه دانش کافی مهمه!
    ۲- اول دبیرستان یه معلم معارف داشتیم حاجی محرمی روحانی بود، یه بار داشت ما رو می‌برد برای مسابقات استانی، بهم گفت دستت رو ببر بیرون ماشین رد نشه، من دستمو بردم علامت دادم زود برو، اونم رفت!!! بعد این حاجی محرمی که نمیدونست قضیه رو، یهو سرخ و سفید شد،جفت دستش رو فرمون بود و یهو گفت "پف**ز کُ* کَش" :| بعد ما قشنگ تا ته مسابقات همون‌روز فقط قهقهه‌ زدیم :)))) 
    یه کم رکیک بود ولی خب! :))))
    مرسی که تا جایی که تونستی جواب سوالامو دادی . الان کامنتهای بعد رو خوندم تازه یادم اومد روانشناسی خوندی . یا میخونی . یه چیز تو این مایه ها :))) از یه روانشناس سوال روانشناسی پرسیدم :))) جسارت کردم :)) راجع به کابوسها هم بعد صحبت میکنیم. شایدم دو تا چیز من بگفتم به کارت اومد . در جواب یکی نوشتی خودت رو از بیرون ببین . واقعا همینه . تا دور نشیم  شاهد اعمال و گفتار خودمون نباشیم نمیتونیم برسیم به اینکه تازه ببینیم درونمون چه خبره و خودشناسی ها و رشد و این داستانهای بعدش . یکی نوشته چرا پوکر فیس میذاری . من مثلا ۴ وجب مینویسم بعد تو فقط همینو میذاری :))) خب یعنی چی؟ :))) من نفهمیدم منظورشو . خب حتما حرفی نبوده دیگه . راجع به کامنتهای من یکی حداقل ... جواب ندی هم مهم نیست :)) در هر صورت مهم باشه یا نباشه .. نکته ی اصلیش اینه که تو کار خودتو میکنی در مواجهه با کامنتهای دیگران و قطعا نیم نگاهی همیشه به این داری که اگه جایی هم نیاز به اصلاح داری اصلاحشون کنی . تا همیشه در حال خود شناسی و محک خودمون نباشیم ... همیشه در حال مقایسه و قضاوت و در انتظار واکنش دیگرانیم ( مخاطبم کامنت گذارای اینجا بود )

    پ ن : این سه نقطه ها که گذاشتم ... منظورم ویرگول هست! کیبوردم قاطی کرده ! اینطوری جمله ها رو جدا کردم :))
    جواب:
    این جمله آخری که گفتی چه خوب بود!!!
  • نیمچه مهندس ...
  • 1-یه روان شناس چقدر حق داره توی مشاوره هاش پیش فرض های دینی و فرهنگیش رو جا بده؟خودت این کارو میکنی یا نه؟
    2-چهار تا تمرین بگو انجام بدم منم صریح بشم.دوس دارم:)
    3-هوای مورد علاقه ت چجوریه؟
    4-این آهنگ هایی که به عنوان سرآهنگ میذاری همه رو معنی شونو میدونی؟کلا اونا سبک مورد علاقه تن یا چیزی(مثل تیتراژ سریال مورد علاقه ت بودن)باعث علاقه ت شده؟
    جواب:
    ۱- بستگی به آدمش داره و هوشمندی استفاده ات ازشون!
    ۲- توی بیرون رفتن موقع خرید خوراکی و‌ غذا همیشه انتخاب داشته باش، از مسائل روزمره شروع کن و هیچی رو نگو فرقی نداره و هرچی تو بگی!
    ۳- آفتابی
    ۴- نه خیلیاشونو نمیدونم. و هم از سبکهای مورد علاقه م هستن هم پیداشون میکنم!!!
    1-سی سالگی چطوریه؟این سنی رو که الان توش هستی،چطوری می بینی؟

    2-بهترین کتاب تو حوزه روان شناسی رو چی می دونی؟به غیر از DSM البته :دی

    3-به نظرت نزدیک شدن به خود یا به عبارتی همون خودشناسی چقدر می تونه هم لذت بخش باشه هم وحشتناک،وحشتناک از این نظر که آدم ممکنه تو همین پروسه با ویژگی ها یا حقایقی آشنا بشه که همیشه با مکانیزم های دفاعی سعی می کرده عقب برونتشون تا تلخیش آزارش نده.چطور آدم می تونه ظرفیتش رو دربرابر این تلخی ها افزایش بده تا بتونه بیشتر بره تو دلشون؟

    فعلا همینا تو ذهنم اومد،سوال بیشتری داشتم می پرسم حتما :دی
    ممنون که جواب می دی :)
    جواب:
    ۱- حس خاصی نداره فقط حس میکنم چقدر از شر و شور افتادم!
    ۲- آسیب شناسی روانی نوشته آقامون سلیگمن یه کتاب خارق‌العاده است!
    ۳- چرا از من درس خودشناسی میخوای؟ :| باید بلد شی خودتو از بیرون ببینی! اگه ناظر خودت باشی تلخی ای وجود نداره!
    احساس میکنم آدم مغروری هستین!درسته؟!
    یا دوست دارید مغرور جلوه بدید!
    جواب:
    از من خاکی تر دیگه میشه کرم خاکی :|
    غرور چیه؟ :|
    طفلک هولدن:))))
    من کلی سوال داشتم اون ابوت می رو خوندم نصف کنجکاویام جواب داده بود
    برای خدای جذابیت بودن باید یکم مجهول باشی فرزندم:)

    منم رای داده بودم بهت در بلاگ حریر 
    فک کنم دیگه مجازی و واقعی یکی هستی سوالی باقی نمیمونه دیگه:)



    جواب:
    برای دیدن جذابیتهای من باید پیچیده تر از این سوالات دم دستی رو داشته باشی :| بعله!!!
    الان دیگه می‌دونی ((:
    جواب:
    بی شخصیت :|
    نه تنها نزدیکانت، بلکه باهوشی مثل من هم این رو به‌خوبی می‌دونست|:
    یادم افتاد تصمیم داشتم وقتی نشستی رو صندلی این سوال رو ازت بپرسم:
    -میدونی وقتی کامنت میذارم، و تنها با این جواب معروفت ” |: “ مواجه میشم،  همیشه بلند چی میگم؟
    + و اولین کسی میشم که خودش به سوالش جواب میده:
      میگم: ”ای مررررررررض!“ [البته با خنده]
    جواب:
    نه نمیدونم چی میگی :|
    سؤال خاصی ندارم
    به خودت و وبلاگتم کاری ندارم. توی پست حریر بدون اسم لینک شده بودی و نفهمیدم که قراره بیام توو این وبلاگ خراب شده
    ولی حالا که اومدم بذار بگم که تووی تمام سرویسای وبلاگ فقط از دو نفر حالم بهم می خوره :اولیشون تویی و دومیشون یکیه که منو یاد تو میندازه
    توو کامنتات به قدری به من ضربه روحی زدی که دیگه نتونستم وبلاگ نویسی کنم . امیدوارم نسل هر چی آدم سگ اخلاق از خودراضیه از روو زمین کنده بشه
    جواب:
    که قطعا در صورت استجابت دعات تو با این اخلاقت خیلی زودتر از من جهان هستی رو ترک می‌کنی :))
    الانم که فهمیدم حالت ازم به هم میخوره دومین ضربه روحی رو بعد از سوال نپرسیدن شباهنگ خوردم، حالا چیکار کنم تو حالت از من به هم میخوره بی مرام؟ من چطور با این بحران کنار بیام لعنتی؟ :|
    سلام
    احوال شما؟ خوبین؟

    ۱. کینه ای هستین؟
    ۲. اگه شرایط مهیا باشه از ایران میرید یا نه؟
    ۳. حاضرید اگه به دلتون افتاد با یک خانومی که ناتوان جسمی هست، ازدواج کنید؟


    جواب:
    سلام قربان شما
    ۱- نه اصلا
    ۲- نه اصلا
    ۳- بله حتماً!
  • بذار ندونی فععععلا
  • خب حالا چه پنج تا چه پونزده تا!مهم کیفیته که معمولا وقتی زیاد میشه سوالا از بین میره
    خب آخه سه بار در پنج سال به چش نمیاد اصن:|
    من با کسی شوخی ندارم! امسال یکی گف چرا تبریک نگفتی زنگ نزدی بم قشنگ بهش گفتم خوشم نمیاد ازت و مجبور نیستم تحملت کنم و فرمالیته بوست کنم و بگم موبارک عسیسم:| و اومدم به یه مثلا غریبه ی بلاگستانی میگم هدفون چی میخوای؟پس نگو"تو بیا بریم"! چن وقته خودم هوس ددر کردم و حوصله آدمای قدیمی رو ندارم و پام به تهران برسه میبینی پیامی با مضمون"هولدن جایی رو در نظر نداری بیرون بریم چن روز؟" دریافت کردی :))))))))))))
    و بله من مردم و حرفم:))))خب بذار بینیم تکلیف ارشدمون چی میشه اگه بشه باز هم مهمون تهرونیم،اگه نه که باز من مردم و حرفم.واس هدفون توام شده میتونیم یبارو بیایم:)))

    _هولدن جدی یه چیزی بگم؟نمیزنی؟دگ هر چه بادا باد.یه لحظه فقط گوش کن خدایی:| تو حالت غالبت ظاهرا پوکرفیس معمولی متمایل به خشنه.میگی آدمای دورهمی باید نظر بدن .مگه نمیگی تو همه جا یه مدلی؟پس چرا باید دورهمیا نظر بدن؟خب هر دوجا باید یه مدل باشی دیگه.شاید مدل نوشته هات کامنت جواب دادنات جوریه که  به آدمای مجازی القا میکنه خشنی.خب سعی کن همون حسی که تو دنیای واقعی دورهمیا بهت دارن تو نوشته هات هم معلوم باشه که انقد سوتفاهم پیش نیاد.میگی ما درست نمیخونیم اوکی!ولی خودت میدونی دنبال کننده هات چند نفرن؟چند نفر تا حالا بهت گفتن خشن جوابمونو میدی؟بهرحال هرچقدم ما اشتباه خون وقتی از تعداد زیادی آدم بازخورد میگیری که یذره یواش تر!لابد یه چیزی هست حتما!نه که همه ی اونا راست بگن ولی یه خورده،قد یه مورچه پیش خودت فک کن و بعدش بازم بیا بزن تو دهن ما و بقول شباهنگ با مشت و لگد:))) ولی ته ته دلت فک نمیکنی شاید ذره ای هم حق با خواننده هات باشه؟
    و چیز دیگه ای هم هست،که خود من بارها ته دلم یذره رنجیدم  موضوع اینه که اونقد که خواننده واست وقت میذاره واسش وقت نمیذاری.میدونم مییییدونم کار داری وقت نداری تو ینفره نمیتونی همه ی ما رو حریف شی.ولی آدم دلش میگیره واست طومار مینویسه بعد با یه نیم جمله از طرف تو واس جواب مواجه میشه.حالا نیم جمله نوش جونت، گاهی همون نیم جمله یه چاشنی عصبانیت و بی اهمیتی رو نوشتت القا میکنه به خواننده.ازون بدتر وقتیه که نیم جمله هم نمیگی حتی،پوکر فیس میذاری.پوکر فیس جانم،فدات شم!!،مهربون،اگر هم وقتشو نداری درست و حسابی جواب بدی،بخدا ظلمه جواب کامنت طومار طور رو با ":|" بدی
    من خودم به شخصه از چند نفر از بچه ها کامنت داشتم راجب تو!!بله.که میگن دلخورن.خودتو دوس داری مرکز ثقل دنیات خودتی دیگران تاثیر ندارن روت؟اوکی.ولی انقد ما رو به کلیه چپت نگیر نامرد:| :)) پشت این صفحه های مجازی آدمای واقعی نشسته ن...
    جواب:
    اصلاً برای هدفون من لازم نیست بیای لزوماً، کارامونو آنلاین انجام میدیم بعد که اومدی تهران با هدفونم میایم دیدنت :)) حالا هی بهونه بیار و حواله بده به آینده :|
    من همینجا همونم که توی دورهمی هستم،این شمایید که من رو با برچسبهاتون قضاوت پیش پیش کردید، من وقتی در نهایت خودشناسی معتقدم اینجوری نیست که میفرمایید، چه جوری باید نشون بدم دچار تفسیر اشتباه شدید؟ اشتباهات من، تند شدنهام و امثال اینها کاملا در رنج نرماله، موضوع اینه شما هر رفتاری رو که دوست ندارید توی همین دسته قرار میدید و خب من دیگه نمیتونم کاری کنم اینو.خیلی ها میگفتن زمین‌ صافه و اشتباه میکردن، خیلی ها هم الان دچار همین اشتباه هستن!
    در مورد کامنت تمام سعیم اینه احترام بذارم، عذر میخوام اگر درش موفق نبودم، ببخشید
    1. به این فکر کردین که چرا علی رغم اینکه خود هولدن همیشه پست ها و رفتارهای نرمالی داره ولی بیشتر مخاطباش سعی دارن اونو یک آدم فرامعمولی که چه عرض کنم فرامینی نشون بدن؟؟
    2. من تقریبا یکی در میون زیر پست های هولدن کامنت های بی هویتِ بیمارگونه دیدم که اگه بجای هولدن بودم امکان داشت یه روز بزنه به سرم حتی شده برا فانش بدم دست پلیس فتا تا یه حالی ازشون گرفته شه، شما شده لحظه ای همچین فکری برای همچین کامنت ها بکنید؟؟
    3. آیا امکانش هست روزی وبلاگ نویسی  رو کنار بذارید؟؟ چرا؟؟
    جواب:
    ۱- کیا منو فرازمینی دیدن؟ :|
    ۲- یکی دوبار به فتا فکر کردم، اما عموماً اهمیتی ندارن، وقتمو برای مسئله مهمتری صرف میکنم.
    ۳- کاملآ، احتمالا وقتی موضوع برام از اهمیت بیفته یا من دیگه حرفی نداشته باشم
    تو کارای خونه کمک میکنی ؟ :دی

    نه

    ادم غمگینی هستی؟ به طور کلی.
    جواب:
    اتاقمو خودم تمیز میکنم

    فکر کنم هستم
    فکر کنم اولین صندلی داغ رو خوندم چندتا کامنت رو . اما نه اون آدم رو میشناختم و نه نوشته هاشو خونده بودم . برام جذابیتی نداشت . خب کلا بقیه هم وقتی با نوشتارشون و طرز فکرشون آشنا نبودم دیگه صندلیب داغشون رو دنبال نکردم . حداقل ۴ تا دونه مطلب از تو خوندم :)) پس سوالاتی که به ذهنم میرسه رو میپرسم با اجازه . کامنتها رو خوندم امیدوارم سوال تکراری نپرسم . هر کدومم دوست نداشتی جواب نده . اهمیتی نمیدم اسمت چیه یا چند سالته یا چه شکلی هستی یا شغلت و درامدت خوبه یا نه . یا ارزوت چیه . به کار من نمیاد اصن :))) شماره میزنم که با ارجاع به اونا معلوم باشه جوابهایی که میدی مال کدوم سواله . برو که رفتیم

    ۱- بزرگترین ترست چیه؟ و اینکه آیا کابوس و یا خواب ترسناک میبینی؟ به نظرت کم یا زیاد؟

    ۲- چطور میشه این همه هی کامنت خوند و هی توضیح داد و هی نوشت؟ تو هم که میگی حساسی . اعصابت بهم نمیریزه؟ یهو نمیگی مثلا کرکره کامنت رو بکشم پایین ؟

    ۳- اگه فرض کنیم یه قطاری داره میاد و تو سر دوراهی نشستی و سوزن بانش هستی و میتونی تنظیم کنی قطار بره این طرفی یا اون طرفی.  و با فرض اینکه یکی از اعضای خونواده ات که برات بسیار عزیزه روی یه طرف ریل بسته شده باشه و توی اون یکی راه  سه تا از عزیزترین دوستهای وبلاگیت یا حالا ۳ تا از دوستای صمیمیت بسته شده باشن ... سعی میکنی کدوم رو نجات بدی؟ یک نفر یا اون سه نفر؟ البته این سوال خیلی میشه سطح بندیش کردو  تعداد آدمها و سطح علاقه بهشون رو دستکاری کرد . حالا همین یه حالتش رو اگه دوست داشتی جواب بده .

    ۴- در ماه چند روز یا چند ساعت پریود مغزی هستی و  اعصاب نداری یا تو غاری ؟

    هر کدوماشونو که خواستی جواب بده . مرسی.
    جواب:
    ۱- من از وقتی داشتم توی دریا غرق میشدم بزرگترین ترسم مردنه، ناکام مردن. کابوس زیاد میبینم آره!
    ۲- اینجا مخاطب داره، برخلاف‌ حرفایی که به من میزنن بنده کاملاً برای مخاطب و وقتی که می‌ذاره احترام قائلم و خب جواب میدم. من اعتماد اینها رو راحت به دست نیاوردم که راحت ولشون کنم برم! پریشب بیست تا کامنت رو توی چهل دقیقه جواب دادم چون وسطش هی خوابم می‌برد. اما جواب دادم!
    ۳- نمیدونم واقعا!
    ۴- پیش میاد، یه هفته مثلاً؟ سرم شلوغه وقت ندارم اخیرا از این قرتی بازیا در بیارم
    از چه هنری خوشتون میاد؟
    جواب:
    ادبیات منثور!!!
    بعدش موسیقی و سینما
    دیگه چون قسمم دادی و نمی‌خوام صندلی رو بزنی کنار و دلم نمیاد شب سرتو نتونی بذاری رو بالش، به جوونیت رحم می‌کنم و یه سوال دیگه می‌پرسم.

    واقعا اون روز (مهر ۹۵) چی شد تو یهو از کوره دررفتی؟ تو اون روز راجع به رادیوبلاگی‌ها کامنت گذاشته بودی زیر پست من و منم جواب داده بودم. کاملا مودبانه و ملایم هم جواب داده بودم. نرم‌تر از کامنتت بود جوابم. بعد همونجا یه کامنت دیگه گذاشتی و گفتی آخرین بارت باشه بدون اینکه منظورمو درک کنی راجع به نظرم نظر میدی. و تموم شد!!! به همین سادگی.
    صرف نظر از اینکه نظرت راجع به رادیو بود و جاش زیر پست من نبود، به این فکر کردی که تو اون روز از رادیو دلخور بودی و سر منِ از همه جا بی‌خبر خالی کردی دلخوریتو؟ به این فکر کردی که خودت چند بار بدون اینکه منظور کامنت‌گذار رو درک کنی جواب دادی بهش؟ من هزار بار بی‌تجربه‌تر از تو بودم و یه درصد هم اگه حق با تو بود تو اون کامنت، می‌تونستی بگی منظورم این نبود و اون بود.

    + یکی از اینایی که تو بلاگر محبوبشونی خودمم متأسفانه. احتمالا یه ویژگی‌ای در وجودت هست که ناخودآگاهم دوست داره اون ویژگی رو. دقیقاً هم نمی‌دونم چه ویژگی‌ای.

    کامنت آخرت اینجا بود: 
    http://nebula.blog.ir/post/948/948-یه-جوری-می-گن-تن-آدمی-شریف-است-انگار-مثلا-سر-آدمی-امیرکبیر-است
    جواب:
    میدونم چی گفتی و گفتم!
    تو من رو و منظورم رو قضاوت کردی،نسبت نابه جا هم زدی، آرومم نبودی. فقط شما کامنت و‌ جواب کامنت نمیخونید از من. منم مال شما رو میخونم! یعنی منم لحن شما رو حدس میزنم! منم خوشم نمیاد ازنسبت شخصی خوردن،خارج از موضوع حرف زدن. کامنت من کاملاً مربوط به نوشته ات بود! من احساس کردم بهم توهین شد و وقتمو جای اشتباهی صرف کردم، کلا ترک کردم سنگرو.
    + همتون با هم اشتباه میکنین
  • بذار ندونی فععععلا
  • به سوال کنندگان پیشنهاد میکنیم کوپن پنج سوال خود را با پرسیدن سوالاتی همچون "غذا چی دوس داری" و "یه کتاب خوب معرفی کن" و حتی"تاریخ تولد" که توی ابوت هولدن موجوده نسوزونن و کامنتای ملت رو بخونن سوال تکراری نباشه و مث صندلی بقیه نشه ده نفر بپرسن عاشق شدی:| یکیتون بپرسه اینو:دی

    1.چرا ما نمیخونیم هولدن بره سفر؟دوس نداری؟رفیق پایه نداری؟تاب دل کندن از تهران نداری؟پول نداری؟چی نداری؟!
    2.اگه بارسا بازی داشته باشه کسی یا چیزی هست به خاطرش ازون بازی بگذری؟او کیست آن چیست؟
    3.من نمیخوام اسمتو بپرسما.ولی تو تصوراتم تو اسمت ممده!!ینی کلا تو ذهن من مذکرای بلاگستان یا سعید نام دارن یا محسن یا ممد.تو تو گروه ممدسانان جا گرفتی:|ممدی خدایی؟:)))))))
    4.چن درصد ازین خشونت که میگن تو داری اینجا تو دنیای واقعی نمود پیدا میکنه؟روح لطیف تو رو کی دیده تا حالا؟:))))
    جواب:
    من نگفتم پنج تا سوال، با رعایت اصول تا پونصدتا هم میشه پرسید!
    ۱- سه بار توی این پنج سال رفتم سفر که نوشتم.قدیم پولش نبود، الان وقتش، و پایه‌اش هم متاهل شده، جفت پایه ها! حسشم نیست، تو بیا بریم!!!!!!! :|
    ۲- در شرایط خاصی هست! یعنی شده بازی بارسا رو سر مسئله‌ای ول کنم و نبینم. عموما هم اتفاقات خوبی نبودن اما اهمیتش رو نشون میده!
    ۳- اسممو چند بار گفتم، نزدیک حدس زدی
    ۴- من همه جا همینم، شما متنو خوب نمیخونید! نظر در مورد من رو باید مثلا بچه های دورهمی بگن!!!
    در مورد خصوصی دومتم، مرده و حرفش :| البته تو که پیچیدی :))) یعنی چی تا مدت نامعلومی تهران نیستم؟ :|
    سلام!
    ۱. به نظر شما وبلاگ خوب چه وبلاگیه؟ وبلاگی با نوشته‌های متوسط اما بلاگر خوب یا وبلاگی با نوشته‌های خوب اما بلاگری که ازش خوشت نمیاد. (حالا یا تو دورهمیا دیدیش یا صرفا از نوشته‌هاش این حس بهت منتقل شده)
    ۲. اگه یه شغلی بهت پیشنهاد می‌شد که درآمدش اندازه درآمد همین تدریس بود اما وجه اجتماعی‌ش بالاتر بود بازم تدریس رو ادامه می‌دادی؟
    ۳. سه تا وبلاگ خوب از نظر خودت تو دنیای بیرون از بیان معرفی کن لطفا.
    ۴. ازین سوالای بزرگ‌ترین آرزوت؟ اگه می‌شه این‌جا گفت، اگه نه یه مورد بزرگ اما قابل بیان لطفا! :)
    ۵. و بدترین و بهترین اخلاقت از نظر خودت.
    جواب:
    ۱- وبلاگ خوب وبلاگیه که آدم توش خودش‌باشه، نه یه ماسک نوشتاری. حقیقتا ندیدم تا حالا کسی رو که توی این قضیه خالص باشه، رگه هاش رو توی دکتر میم دیدم مثلاً شاید. خلافش رو زیاد دیدم.
    ۲- اگه اونو بیشتر از این دوست داشته باشم میرم، اگه نه میمونم. توی شرایط مالی یکسان علاقه ام مهمه نه وجهه. گور پدر وجهه!
    ۳. بیرون بیان خیلی وقته نرفتم!!! ولی وب فیل خوب بود، تراویسم باحال بود.
    ۴- آدم آرزو بکنی نیستم، مهمترین خواسته ام خیلی وقته یه زندگی مشترک آروم و راحته، و مرادم از راحتی، راحتی خیاله نه راختی شرایط.
    ۵- صدای خیلی بلند و زود عصبانی شدن (که جفتشو خیلی کنترل کردم) بدترینه، صراحت بیانم بهترینشه
    از صندلی داغ دو نفر خبر داشتم که دیر رسیدم. اینم شانسی دیدم. :دی 
    یه چیزی بگم من چند بار سعی کردم ناتوردشت رو بخونم ولی اعصابم نکشید. یعنی خوشم نیومد و بیشتر از بیست صفحه نخوندم. چندتا از ویژگی های قلم نویسنده توی این کتاب رو می شه بگید من مشتاق شم که از دست ندمش؟ 

    آیا الان به زندگی ایده آلتون رسیدید از لحاظ شغلی؟ ایده آل شغلیت چیه؟ دوست داشتی چی کاره بشی؟ 

    آیا فکر می کنی دیگه دیره؟ 

    با پنج تا صفت خودت رو توصیف می کنی؟ 

    خط قرمز اخلاقیت چیه؟ 
    جواب:
    سلینجر قصه گو ترین مرد قرن بیستمه و قصه هاش رو به عالی ترین شیوه ممکن روایت میکنه!
    به ایده آلم نرسیدم، ایده آل خاصی هم ندارم، توی ذهنم یه کلینیک داشتم و استاد دانشگاه بودم، که بهش نمی‌رسم.
    هیچوقت دیر نیست، اما همون قدر هم هیچوقت حسش نیست!
    حساس، شوخ طبع، صریح، زودجوش و زودجوش! اولی یعنی زود گرم میگیرم و دومی یعنی زود از کوره در میرم.
    من خط قرمزهای اخلاقیم رو همه رو حداقل یه بار خودم شکستم، ولش کن اینو
    تاریخ تولد با ذکر سال؟

    جواب:
    درباره‌ی من رو بخون خب لامصب :|
    راستش من سوالی ندارم.فیط مثل باقی بلاگرا دلم میخواد جهرتو ببینم ببینم چه قیافه ای داری:|
    :دی
    جواب:
    شکل :| هستم :|
    برا باهوشی مثل من، زیادی قابل پیش‌بینی شدی. این کامنتی که هوپ میگه رو ندیدم، ولی میدونستم آخرین نفر خودتی. یا مثلا اون پست ”بدون تو“ رو هم ستاره‌ش رو که دیدم، عین روز برام روشن بود آخرش به یک بی‌جان ختم میشه|: درنتیجه همچه سوالای صندلی‌داغی‌ای ندارم. ولی بازم می‌گردم یه چی پیدا می‌کنم:
    -به نظر خودت آدم حساسی هستی؟یا خشن؟
    جواب:
    جون بابا باهوش :))
    من عمیقاً و شدیداً حساس هستم و این رو نزدیکانم به خوبی میدونن!!!
    به عنوان کسی که از ۶ فروردین تا دیروز، از همهٔ (تاکید می‌کنم از همهٔ) روی صندلی داغ نشینان سوال کرده و کسی رو از قلم ننداخته، صرفاً برای اینکه اعتراض و حتی انزجارم رو به لحن تند همراه با چک و لگدت موقع کامنت جواب دادن و شخصیت خودهمیشه‌حق‌پندار و برخوردهای توأم با پیش‌فرض‌های ذهنیت نشون بدم، از اونجایی که اعصابِ بی‌اعصابیاتو ندارم، چیزی نمی‌پرسم و به سوال بنیادینم اکتفا می‌کنم که بلاگر محبوب کیا بودی تو؟ :|
    جواب:
    حالا که ازم سوال نمیپرسی من شب چه جوری بخوابم؟ چه جوری سرمو بذارم رو بالش؟ نکن این کارو با من، به ته مونده جوونیم رحم کن تو رو خدا!!!
    تو یه بار جوری با من حرف زدی که احساس کردم حقم نبود، دیگه نخوندمت!!! چه اصراریه منو بخونی؟ و چه اصراریه اگه من چک و لگد میزنم کامنت بدی؟ اگر همیشه این کارو کردم و تو بازم اینکارو کردی که خیلی آره بابا! خلاصه اگه من اینی هستم که تو میگی خیلی اشتباه میکنی هی کامنت میدی! بازم کامنت بدی بازم فکر کنم "چرند نامستدل" میگی بازم همون برخورد رو دارم! :دی
    جواب سوالت اینه که مهندس، زبانشناس! با این سوال تو، من پیش فرض ذهنی دارم اونوقت؟ نکشیمون بی پیش فرض! :))
    نمیدونم، من در مورد خودم خیلی فکرا میکنم، اما هیچ وقت ته دلم قبول و باور نکردم که محبوب کسی باشم! اعتقاد شخصیم اینه ویژگیهای محبوبیت رو ندارم، فارغ از اینکه دنبالشم نیستم اصلا!
    تو رو خدا ازم سوال کن وگرنه صندلی رو از زیر پام میزنم کنار :| :))
  • مریــــ ـــــم
  • اگه دختر بودی چه شغلی رو انتخاب میکردی؟
    جواب:
    در یکی از زمینه های هنری می‌درخشیدم احتمالا :|
    اون روزی که یک نفر از حریر پرسید هولدن نمیشینه روی صندلی و حریر گفت تا روز آخر صبر کنین، حدس زدم شما اخرین نفر باشی!
    :-)))
    امممم چی بپرسم؟! 
    چرا انقدر رکین؟
    تا حالا شده بعد از صریح بیان کردن حرفتون و ناراحت شدن طرف، عذاب وجدان بگیرین؟

    جواب:
    عذاب وجدان نه، ناراحت شدم اما. خیلی دور از ذهن هست فکر کنی من معتقدم تند نمیرم یا اشتباه نمیکنم! آره پیش اومده ناراحت شم از برخوردم، مخصوصا جایی که توش اشتباه هم کرده باشم.
    رک نه، صریح هستم، مدلمه دیگه. یاد گرفتم و تمرین کردم حرفمو دور سرم نچرخونم.