Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان
جهان بیرون غار

به وقت شام یا چگونه ابعاد سینمای ایران را جابجا کنیم؟

چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۲:۳۹ ق.ظ

ممکنه شما این نقد رو بخواید با پیش فرض مطلب "از کرخه تا شام" و مطلب من در حمایت از "تفکر حاتمی کیا" بخونید و به من بگید تو از اول هم طرف اون بودی! برای همین قبل از ورود به نقد (ریویو البته بهتره) یکی دو تا نکته رو براتون روشن کنم! اول، بنده سالهاست از سینمای حاتمی کیا لذت نمیبرم، به طور خاص آخرین فلیم حاتمی کیا که دوست دارم "ارتفاع پست" و بعد از اون تنها فیلمی که تونسته رضایت نسبی من رو جلب کنه فیلم "چ" بوده! این وسط به رنگ ارغوان رو ندیدم و علاقه ای به دیدنش ندارم، دعوت رو نصفه دیدم، به نام پدر و بادیگارد حالم رو به هم میزنن و همین ها! برای من حاتمی کیا یک "کارگردان بزرگ و کاربلد تموم شده" بود! دوم، من فیلم به وقت شام رو با رویکرد مثبت ندیدم، بهش گارد نداشتم اما توقع خاصی هم بابت دیدن این فیلم برای خودم ایجاد نکرده بودم، به چند تا از دوستانم به شکل خصوصی گفتم توقعم از فیلم چیه، دقیقا با این عبارت: "یه داستان معمولی، یه روایت خوب، یه تکنیک و فرم خیلی خوب برای به وقت شام به نظر من یعنی یه فیلمی که ارزش دیدن داره". حالا با این نکات که امیدوارم شیرفهمتون کرده باشه میریم که داشته باشیم نوشته ای در مورد به وقت شام، اثر خوش ساخت ابراهیم حاتمی کیا رو!

به وقت شام

IMDb - منظوم

تاثیر عمومی: فوق العاده! لذت مطلق! نمیتونم حال خوبم بعد از خروج از سالن سینما رو پنهان کنم، نمیتونستیم در مورد فیلم حرف نزنیم، همینجور که دنبال یک فست فود میگشتیم اصلا نمیتونستیم سکوت کنیم! غرق لذت سینمایی بودم، نمیتونستم خودم رو از گفتن عبارت "خیلی خوب بود" منع کنم! هرچند بار میگفتم انگار کم گفتم! به دوستم میگفتم "من توقعم از فیلم خیلی کمتر از اینها بود، برای همین خیلی خیلی بهم چسبیده". در مورد نقاط قوت و ضعف فیلم حرف میزدیم. فیلم اثر کاملی نیست، اتفاقا معایب داره و با همه ی معایبش یک اثر "خیلی خیلی خوب" هست، در مقیاس سینمای ایران و در تقریبا تمامی ابعاد تکنیکی بی همتاست، نظیر نداره! داستان فیلم حداقل دوبرابر چیزی که من توقع داشتم خوبه، روایتش -که گویا بعد از جشنواره تعدیل شده- لایق عبارت خیلی خوب هست! تکنیک و فرمش رو هرچی بگم کم گفتم، و این تکنیک نه فقط جلوه های ویژه بصری و میدانی، که در دوربین، دکوپاژ، تدوین و تک تک زمینه های فنی فیلم نمود داره! نقطه ضعف؟ دیالوگهای شعاریِ در نیومده - در حد قابل تحمل - و شخصیت پردازی ضعیف چند تا از شخصیت ها، من با همه موشکافی خودم جز این دو عیبِ واقعاً وارد نمیتونم ایراد عمده ای از فیلم بگیرم، اگر این ایرادها نبودن، مخصوصا شخصیت پردازی این فیلم از نظر من یک فیلم 9 از 10 میشد، در حالی که الان نمره 7.5 (با میل به نمره 8) رو از من میگیره! حالا و در حد دانش عمومی من در مورد سینما، به عنوان یک مخاطب نیمه آماتور-نیمه حرفه ای، نگاهی کنیم به جزییات!

قصه و روایت: قصه فیلم خیلی خوبه! خیلی خوب به معنای خیلی خوب کلمه! میتونم تعداد خیلی ها رو بیشتر هم کنم! حاتمی کیا پتانسیل قصه اش رو، آدمهای قصه اش رو و موقعیت جغرافیایی قصه اش رو خوب میشناخته، کاملا در جریان بوده از هر طیف این ماجرا چه کارهایی بر میاد، و هر کسی تا کجادر این فیلم پیش میره، خط داستانی فیلم بسیار مهیجه، جدیت داستان یک جدیت واقعی و نه کاریکاتوری و غیر قابل باوره، اتفاقی که قراره بیفته واقعا افتادنی هست، بُرد حاتمی کیا توی این فیلم این هست که قصه اش - برخلاف دو سه فیلم آخرش - واقعا به ساختنش میرزیده! روایت اما حتی از این هم بهتره! چه بسیار قصه های خوبی که روایتهای نا به جا خرابشون کردن که نمونه هاش در آثار متاخر حاتمی کیا هم هست! در این اثر اما روایت اتفاقا بار ضعفهای احتمالی قصه رو هم به دوش میکشه، ریتم داستان در 90 دقیقه اول در تمام سینمای ایران طی چندین سال گذشته نظیر نداره و من این رو از اونجایی میگم که وقتی فهمیدم 90 دقیقه از فیلم گذشته فکرم این بود که الان 45 دقیقه از فیلم رو دیدیم! ریتم داستان از همون "سکانس تکان دهنده" اول بسیار خوبه، اتفاقات پشت سر هم رخ میدن، وقت فیلم هدر نمیره و اما سرعت اتفاقات اینقدری هست که سیر اتفاقات جنون آمیز نشه! دوربین، فارغ از اینکه به عنوان تکنیک خوبه، کاملا در اختیار روایت حاتمی کیا عمل میکنه! حتی قاب بندی نماهای ثابت فقط کارت پستالی نیستن و توی قصه حرف برای گفتن دارن! این روایت خیلی خوب در کنار قصه خوب و در کنار تکنیک عالی یکی از محترمانه ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران رو تولید کرده! نیم ساعت اول فیلم برای اینکه شما حس کنید "15هزار تومان" رو حلال کردید کافیه و سکانس تیک آف هواپیما در همین حوالی باعث میشه 15 دقیقه نفس نکشید! و این نفس نکشیدن جز با خوب بودن همه اجزای روایی فیلم به دست نمیومد! فیلم بین دقیقه های 85-90 تا 100-105 از نفس میفته، البته در همون زمان هم سیر خوبی داره اما در قیاس با خودش از نفس افتاده محسوب میشه با این حال ده دقیقه آخر فیلم دوباره همون تنش، استرس و استحکام روایی 90 دقیقه اول رو داره! قصه خیلی خوب، روایت خیلی خیلی خوب!

کارگردانی: کارگردانی که نگم براتون! حاتمی کیا سخت ترین فیلم کارنامه خودش از لحاظ کارگردانی رو تبدیل به اثر خوش ساخت و بسیار معرکه ای که میبینیم کرده! سکانس های شلوغ، سکانسهای با جلوه های ویژه قوی، سکانسهای جنگی که فقط و فقط با تک برداشت میشه گرفت، سکانسهای حتی احساسی، سکانسهای نبرد، سکانسهایی که در اونها 100 نفر آدم باید با هم اکت داشته باشن، همه اینها در اومده، خوب هم در اومده! کارگردان نه از فیلم جلوئه نه عقب! همه سکانسهای تک برداشت در اومدن، خوب هم در اومدن، سکانسهای نبرد ، سکانسهای جنگی و سکانسهای اکشن - متاثر یا غیر متاثر از مدمکس: جاده خشم یا هر اثر دیگه ای - به شدت خوب و قوی کار شدن، جوری که هرگز در سینمای ایران پیش از این شاهدش نبودیم و نبودید! در خارق العاده بودن و 10 از 10 بودن کارگردانی این اثر شما رو به همون سکانس "تیک آف هواپیما" ارجاع میدم، صحنه ای حدودا 15 دقیقه ای که از نظر من سخت ترین سکانس کارگردانی شده ی فیلمهای جنگی در تمام تاریخ سینمای ایران و یک شاهکار مسلم در کارگردانیه!

بازی و شخصیت پردازی: بازی ها خوبن، خوب در همین حد فقط البته، یعنی شما شاهکار بازیگری نمیبینید! شاید بازیگر نقش ابوخالد خیلی داعشی خوبی باشه اما از اون ور هادی حجازی فر زیادی معمولیه، یا اون کاراکتر "شطوری ... ایرانی" خیلی مقوا بازی میکنه! من بازی خیلی خوب ندیدم، اما بازی بد هم ندیدم، همه متوسط خودشون رو رعایت میکنن، در واقع بازیها توی ذوقت نمیزنن و حد خودشون رو رعایت کردن، البته این موضوع از اونجایی که تقریبا تصف زمان فیلم در تنش جنگی میگذره اهمیتش خیلی کمتر از "تقریبا تمام فیلمهای ایرانی" هست که تماما در آپارتمان و بر اساس بازی دیالوگ محور میگذرن، چون بازیگران به وقت شام تا وقتی حرف نمیزنن، اکتشون متناسب جایگاهشونه و منطق عملشون مشخصه! ضعف بازی در این فیلم در ادامه روند ضعف شخصیت پردازی اتفاق میفته! از اونجایی که بازیگرها دیالوگ دارن، برخی از کاراکترها اگر همیشه سکوت میکردن خیلی خیلی قابل باورتر بودن تا الان که حرف هم میزنن!!! دو کاراکتر و دو تا نصفه کاراکتر از شخصیتهای داعشی خوب پرداخت شدن، دو کاراکتر ابوخالد و ابو بلژیکی پرداخت بسیار بسیار خوبی دارن و یک کاراکتر خانم و اون شیخ کمابیش قابل قبول پرداخت شدن، از اون سمت تقریبا تمام بقیه کاراکترهای داعشی در پرداخت لنگ میزنن! اون بردار چچنی هر وقت حرف میزنه غیر قابل باور هست، اون لبخندش که قراره شَر بهتون نشون بده نمیده و یه حالت "کول طوری" به کاراکتر داده! از این سمت بازی حجازی فر در نقش یونس هم خیلی یه جوری بود، رابطه اش با پسرش - بابک حمیدیان، علی - اصلا در نیومده بود! در واقع در یک مقیاس ده نمره ای، من 2 نمره رو فقط و فقط از همین شخصیت پردازی ضعیف کم کردم! ای کاش حاتمی کیا کمی بیشتر روی شخصیت هاش وقت میذاشت یا کمتر براشون دیالوگ مینوشت! اینجوری یک فیلم کامل داشتیم!

ّفیلمنامه: این رو جدا از قصه و روایت مینویسم، چون میخوام ضعفهاش رو اینجا بگم، یکی در نیومدن روابط کاراکترها، و یکی بودن چندتا دیالوگ شعاریِ قابل تحمل، که بودنشون صرفاً به دلیل وسواس حاتمی کیا در گفتن حرفشه! این ایراد اونقدری بزرگ نیست که توی بخش قصه وارد بشه، اما اونقدری هم کوچیک نیست که در ادامه بخش بازی ازش حرف بزنی! خلاصه میشد حاج یونس اون حرفا رو نگه، یا علی به باباش نگه من بچه جنگم! چون خود فیلم بر خلاف این دیالوگ ها اصلا شعارزده نیست، و حتی یک بار در مورد اینکه "ما چرا در سوریه هستیم و چقدر حق داریم" کلامی حرف نمیزنه! حتی در ابتدای فیلم نیروهای ایرانی میپرسن "چرا روسها و فلانی ها کمک نمیکنن؟ چرا ما بریم؟" و وقتی فیلم اینقدر خوشگل موضع گیری کرده، این دیالوگها خدایی نبودنشون بهتر بود! مخصوصا وقتی کاراکتر گوینده هم خوب پرداخت نشده!

تکنیک: در یک کلام بگم با تکنیکی ترین فیلم تاریخ ایران طرفیم، و این اصلا به سواد ناقص و کامل من در مورد سینما ربطی نداره، فیلم از دور هم معلومه تکنیکی کار شده، و به قول فراستی، تکنیک زده نیست! فیلم حریم تکنیک رو رعایت کرده و سعی نداره چیزی رو توی چشمهاتون فرو کنه، البته خب من "تکنیسین" یا "منتقد تکنیک" سینما نیستم و نظرم در حد خودم هست! دوربین بسیار فوق العاده است، در حرکت فوق العاده، در نمای ثابت فوق العاده، در جنگ فوق العاده، وقتی آروم میگیره فوق العاده! یکی از نقاط قوت ریتم فیلم تشخص دوربینشه، دوربین میدونه کی حرکت کنه، کِی جنون حرکتی داشته باشه و کی آروم بگیره که تماشاگر نه از ریتم کند زده بشه و نه از ریتم تند و حرکت زیاد به جنون برسه، خلاصه که فیلمبرداری این فیلم خیلی خیلی خوبه! تدوین رو چون چیز زیادی ازش نمیدونم، در موردش حرف زیادی نمیزنم، فقط من به عنوان تماشاگر سینما، ایراد تدوینی غیر قابل چشم پوشی ازش ندیدم، ایرادهای جزئی که داره و قطعا داره رو هم اهالی فن با دقت در موردش صحبت کنن، من راضی بودم از تدوین! موسیقی بسیار در خدمت فیلمه، فضاسازی ها، اوج و فرود موسیقی و غیره همگی خوب هستن، و البته بسیار با بهترین فیلمهای حاتمی کیا فاصله داره! با این حال خوبه! واقعاً خوبه! طراحی صحنه و نورپردازی بسیار خوب هست، یعنی یک چیزی هست بسیار هماهنگ با دوربین! اصلادر پی هم معنی گرفتن انگار! گریم ها رو دوست ندارم، دروغ چرا؟ جلوه های ویژه بصری ... از برخی صحنه های کروماکی بگذریم، از صحنه ی آخر فیلم که خوب در نیومده بگذریم، در مجموع و برای "سینمای ایران" خیلی خوب هست! صحنه های جلوه های ویژه در همه اندازه ای داریم، محشر، خیلی خیلی خوب، خیلی خوب، خوب، متوسط و حتی اون تک صحنه آخر که میشه گفت بد در اومده - و از دید من قابل چشم پوشی - اما برآیند و مجموع جلوه های ویژه بصری فیلم با یک نگاه منصفانه واقعاً خوب، و خیلی خوب هست! کارگردان، به همراه تمام تیم تولید فیلم در تمامی این صحنه ها، حتی جایی که بد در اومده، به بیننده احترام گذاشتن! جلوه های ویژه میدانی بدون شک عاااااااااااااااااااااااااالی! بی همتا! دیگه نمیشه با چهار تا ترقه ترکوندن، پاشیدن خاک از زمین به آسمون و برعکس، اومدن صدای پنج تا خمپاره پاشیدن دو قطره خون بر زمین و آتیش زدن یه وانت مستهلک هفتاد سال ساخت فیلم جنگی ساخت! توی این فیلم سر و دست و دل و روده با شدت تمام کنده میشن و میپاشن روی در و دیوار!!! مجموع جلوه های ویژه بصری و میدانی این فیلم روی هم، تاریخ فیلمهای جنگی ایرانی رو به دو بخش قبل و بعد از خودش تقسیم میکنه! دیگه هر کسی - حتی خود حاتمی کیا - که بخوادفیلم جنگی بسازه باید با خودش مرور کنه که "قبلا به وقت شام رو ساختن و مردم هم دیدنش"! این یعنی سخت تر شدن کار سینمای جنگی ایرانی و به وقت شام به تنهایی ابعاد تکنیکی سینمای ایران رو نه یک، که دو یا حتی سه سر و گردن بالا برد! و این یعنی پیشرفت سینما! همونطور که در طول این متن چند بار اشاره کردم به وقت شام تکنیکی ترین فیلم سینمای ایران هست، برای نگارنده ای که هم ملک سلیمان رو دیده و هم تکنیک واره ی محمد رسول الله رو!

مجموع: یک فیلم خیلی خوب، خیلی خیلی خوب که متاسفانه ایرادهاش اون رو در یک قدمی یک فیلم کامل، یک شاهکار جنگی ایرانی متوقف میکنن، فیلمی با پتانسیل نمره 9 که از من نمره 7.5 رو میگیره!

این یک فیلم کاریکاتوری است؟: قطعاً خیر! به هیچ عنوان! اصلاً! میشه فیلم رو دوست داشت و نداشت! اینها سلیقه است. اما کاریکاتور بر چه اساسی؟ به علت "تاثیر پذیری از فلان فیلم"؟ که در تمام سینمای دنیا مرسومه؟ به خاطر چی؟ داستان فیلم بسیار جدیه، قویه، حتی عجیب ترین اتفاقات فیلم به شدت منطقی و مستدل میفتن! اگر فلان راهی برای نجات / مرگ / فرار و ...  استفاده میشه، تنها راههای موجود هستن و اتفاقا با فضای فیلم بسیار همخوان! کاریکاتوری به خاطر کارهای داعشی ها؟ من واقعا و واقعا امیدوارم منتقدها حرفی در مورد "داعش فیلم کاریکاتوری بود" نزده باشن! چون اگر زدن برای خودشون و حتی خانواده شون متاسفم! گروهی که خلبان اردنی رو آتش زدن، با سر های بریده مردم فوتبال بازی کردن و چند ده بار نظامی ها و غیر نظامی ها رو به صورت دسته جمعی بیخ تا بیخ سر بریدن، داعشی هایی که شهید حججی رو به اون شکل سلاخی کردن، رفتارشون در این فیلم کاریکاتوریه؟ چشم منتقد کاریکاتور بین بوده بیشتر به نظرم! این فیلم خوب یا بد، در هیچ جزئیات و کلیاتی کاریکاتور نیست، و اتفاقا روایتش از داعش، یک روایت بسیار معقول از داعش هست!!! نقدهای منفی به این فیلم از نظر من اگر از ناآگاهی نباشن، از سر عناد هستن! و مرادم از عناد، عناد سیستماتیک و خودفروختگی و این جور اراجیف نیست! عناد ذهنی، عناد تفکر و عناد نگاه! کسانی که با خود حاتمی کیا و نگاه و تفکرش مشکل دارن و حالا فیلمش رو، فیلم بسیار بسیار خوبش رو اینجوری دشمنانه میزنن!

نگاه مخالف، نگاه موافق: نقد منفی امیر قادری روی به وقت شام - نقد مثبت مسعود فراستی برای به وقت شام

سخن آخر: به وقت شام رو هر کارگردانی جز ابراهیم حاتمی کیا ساخته بود، امروز صدر تا ذیل سینمای ایران براش کف میزدن و خودشون رو شرحه شرحه میکردن، شک نکنید! بنابراین، اگر از مخالفین حاتمی کیا هستید یا جزو اون "جوگیرهایی" که چهار تا شانتاژ "رسانه های مشکوک و امثالهم" نسبت به فیلم بدبینتون کرده سه تا راه بیشتر ندارید، یا فیلم رو نبینید، یا اسم کارگردان رو خط بزنید، مثلا هی با خودتون بگید میرم یه فیلم از اصغر فرهادی، مانی حقیقی، بهرام توکلی یا هر کارگردان دیگه ای رو ببینم، راه سوم هم اینه که به یک رشد فکری مناسب برسید، اون موقع میتونید مخالفت/دشمنیتون با مولف رو به دشمنی با تالیف تعمیم ندید و از دیدن یکی از بهترین فیلمهای حاتمی کیا - بهترینشون در 15 سال گذشته -  و از دیدن یک اکشن به شدت خوش ساخت لذت ببرید!

باقی بقای ایلوشینِ توی فیلم، که گرچه فقط یه هواپیما بود، اما هیبتش و نوع به کارگیریش باعث شده بود این هواپیما خودش کاراکتر داشته باشه!

  • ۹۷/۰۱/۰۸
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۵)

خطر لو رفتن داستان!

درباره روند فیلم باید بگم کاملا موافقم. آدم اصلا گذر زمان رو حس نمی کرد ، و اونقدر جذاب بود که به نظرم حتی زود تموم شد و دلم میخواست کمی بیشتر ادامه داشته باشه.

 اولین چیزی که بعد فیلم اومد تو ذهنم این بود : چه قدر شعاری نـبود!! حالا اگه اون چندتا دیالوگ رو نادیده بگیریم باید بگم که واقعا از این نظر خوب بوده. کلیشه ای نبود و نمی خواست پیامش رو فرو کنه تو چشم مخاطب!

و شخصیت پردازی های خوب. اینکه از همون اول از علی یه قهرمان نمی سازه ، اینکه یه جاهایی نشون میده اونم یه آدم عادیه که مثل همه ما می ترسه و با تفکر شهادت نرفته و برای کمک رفته و دلش میخواد برگرده پیش خانوادش.

منم از اون چچنی خوشم نیومد. نه از بازیش ، نه از گریمش.

رابطه یونس و علی...اوووم...می تونس بهتر باشه...

از صحنه های فیلم اونجایی رو که یهو علی رو نشون میده که موهاش سفید شده رو هم خیلی دوست داشتم ، درواقع اونجا هم یکی از صحنه هایی بود که نفسم تو سینه حبس شد!

درباره بازی ها..به نظرم بازی خوب بابک حمیدیان رو نباید نادیده بگیریم. خیلی خوب احساساتش رو منتقل میکرد..خیلی خوب.

چه قدر پراکنده حرف زدم:/ میدونید من تنهایی رفته بودم سینما و بعد فیلم کسی رو نداشتم که تو راه باهاش حرف بزنم و تخلیه شم :|

نقد خوبی بود ، گذاشته بودم بعد دیدن فیلم بخونم :)

پاسخ:
قربون شما نوش جونت :دی
البته من کلا با شخصیت پردازی خوب فیلم مخالفم! خیلی باید بهتر باشه برای اینکه بشه بهش گفت خوب!
ب محض اینکه فیلم تموم شد رفتم نشستم تو ی کافی شاپ و یه بار دیگه نقد تو رو خوندم....من خوشم اومد از فیلم نقدهای مخالف رو هم خوندم به نظرم ایراد بنی اسراییلی گرفته بودند.
در مورد شخصیت پردازی کاملاااا با تو موافقم....
کلا فیلم رو پسنبدیم
البته...من جایی فیلم رو دیدم که متاسفانه بیشتر حالا نه بطور محسوس ولی خب...بیشتر چطور بگم.....از لحظه سربریدن اسرا ب وجد اومدن....نمیشه زیاد اینجا توضیح بدم....
حالا شاید خصوصی در موردش باهات صحبت کردم
پاسخ:
هووووووووووم، ایشالا فرصت بشه صحبت کنیم!
بالاخره به وقت شام رو دیدم.....هنوز شوکه م
پاسخ:
چطور بود؟
عالی بود ...
پاسخ:
نوش جان
الله الله!! من تند شدم؟!! یا جنابعالی. من داشتم سینمای هند رو میکوفیدم تو سر سینمایِ ژانر نکبتِ ایران. داشتم با حرارت و علمی توضیح میدادم!
نگران نباش! من پوستم کلفته فرزند. چرا باید تو ذوقم بخوره؟ مگه بچمی؟! تنها دیالوگ و پنجره گفتگویی که باهات دارم همین نقد فیلم و کتاب خوندنه. که اونم برام دیدن یه اثر از زوایای مختلف و خوندن نقدهای متفاوت ارزشمنده. چون میدان دید وسیعتری به آدم میده. خوبیای آدما رو بردار و بدیهاشون رو بریز دور. ضمن اینکه یه بار دستم رو داغ گذاشتم آهنگ و فیلمی که پیشنهاد داده بودی رو دانلود کردم، هنوز جاش درد میکنه! بعله.
پاسخ:
دلتم بخواد سلیقه خارق العاده ام رو :دی
واااا! دیگه رابطه پدر پسری چطوریه که تصنعی هم باشه؟!! داری بهانه میگیریا!! چکار باید بکنن دیگه..
ما یه بار قدیما سر فیلم هندی باهم بحث کردیم.شما تند شدی! بیا دیگه سر مذهبی بودن یا نبودن! غربزده بودن یا نبودن! هندی بودن یا نبودن دعوا و بحث نکنیم! اینقدر آدما رو فولدر فولدر نکنیم. بین آدما دیوار نکشیم. همدیگه رو قضاوت نکنیم. پیش داوری نکنیم. این حرفای قشنگ مگه اعتقاد قلبی خود شما هم نیست؟ بسم الله خب بهش عمل کن.
من با این عقل کمم فکر میکنم هرمخلوقی بهترین ورژن از نوع خودشه. با اون ژنوم و توانایی و استعداد و ویژگی و شرایط. ما که جای دیگران نیستیم پس نمیتونیم به جای اونها فکر کنیم و قضاوت کنیم.
پاسخ:
اتفاقا اونجا خودت تند شدی :))
من فقط دوست ندارم ضدحال بخوری بابت تفکراتم :دی وگرنه که من به تو و تفکرت کاری ندارم و نداشتم، خواستم خودم رو روشن کنم بعدا نا امید نشی :دی
من خودم دوست داشتم پرویز پرستویی نقش یونس رو بازی میکرد با همون ته نشین و برقِ اشک توی چشمش.. ما چون میدونستیم یونس و علی همسن هستند نتونستیم رابطه پدر پسریشون رو باور کنیم. استایل یونس ، استایل یه مردِ 50 شصت ساله نبود. هرچند هادی حجازی فر خیلی خیلی خوب نقش یه مرد میانسال رو بازی کرد هم در به وقت شام و هم در لاتاری. اگر منظور یکی بدو هاشون با هم باشه که خب من خیلی نمیتونم در این باب نظر بدم. چون تجربه اش رو ندارم! ولی مثلا خود شما با بابات چطور بحث میکنی؟ 
به نظرم این کتاب ارزش خوندن رو داره. قطعا خوشت میاد. یعنی افت و خیز و کششی داره که آدم رو با خودش میکشه و میبره. به خصوص اینکه اسیرها ایرانی هستن، نافرم آدم باهاشون همذات پنداری میکنه! 
من خودم موقع خریدش سوتی های وحشتناکی دادم . ولی بعد که یه شبه مثل مسخ شده ها خوندم دیدم خیلی خوب بوده. یعنی کتاب چسبید به دستم و اصلا نتونستم بذارمش زمین.. و ضمن گرامیداشتِ سوتی هام، جزو کتابهایی هست که با افتخار معرفیش میکنم.
خب منتظرم نقدتون برای این دوتا مستند رو بخونم. از همین الان.. ضمن اینکه اصلا بعیده اون کتاب رو پیدا کنید.
پاسخ:
رابطه شون خیلی تصنعیه :| خیلی زیاد!
چشم ایشالا ببینم میگم نظرم رو!
هنوزم هم، من اونجوری که فکر میکنی مذهبی نیستم :))
خب من اول این متن رو خوندم و بعد فیلم رو دیدم. چرا میگی رابطه علی و یونس درنیومده؟ به نظرم که خوب بود. نقد آقای قادری رو آدم کدوم گوشه دلش بذاره؟ نباید یه منتقد سینما یه کم مطالعه داشته باشه که به نظرش یه فیلم تازه خیلی خیلی تلطیف شده از یک واقعیت تلخ به نظرش ماورایی و غیرواقعی نیاد! خیلی غصه ام شد! یکی از پرستارای ایرانی چند ماه دست داعش اسیر بود. و تونسته بود با هزار بدبختی فرار کنه. میگفت تو یه قفسهایی نگهشون میداشتن که فقط یه نفر به حالت چمباتمه میتونسته درش قرار بگیره. ما تقریبا یکماه بعد از آزادیش دیدیمش، ستون فقراتش دفرمه شده بود. یعنی یه پسر بیست و چند ساله بود که شبیه یه پیرمرد 80 ساله قوز داشت.. پیرشدن فقط اون.. 

من فعلا خسته ام. چون 11 تا 1 فیلشاه رو دیدم. 1 تا 3 به وقت شام رو دیدم. سه تا 5 هم لاتاری. اینقدر از این پله ها ی ورود و خروج سینما الکی بالا پایین رفتم هلاک شدم. چون برای سه تاش صندلی که رزرو کرده بودم یکی بود! بی اغراق به وقت شام یه سرو گردن از سینمای ایران بالاتره.. و نقدت رو دوست داشتم و با اجازه بهش لینک میدم. 
حالا دو تا مستند و یه کتاب معرفی میکنم تو این روزای باقیمونده عید میدونم که خوشتون میاد و خوشحال میشم نقد اونها رو هم ازتون بخونم. یعنی الان قضای اون معرفی کتاب و فیلم برای عید خود را چگونه بگذرانید رو به جا میارم! :) 
یکی کتاب "شام برفی" که روایت اسارت اولین گروه اسرای ایرانی در سوریه به دست جبهه النصره است.(اون اوایل که هنوز النصره با داعش پیمان نبسته بود و جدا میجنگیدن)  به قلم محمد محمودی نورآبادی/ انتشارات ملک اعظم.

دو تا مستند هم:مستند "امیر من علی"/ مستند "کویرس وطن کوچک من". 

اولی درباره مردمِ یه شهر از عراقه که برخلاف سنجار در مقابل داعش تسلیم نمیشن و مردهای شهر تصمیم میگیرن به جای فرار کردن توی کوه بایستن و مقاومت کنن. داعش  محاصره شون میکنه و آب رو بهشون میبنده. مردها خندق میکنن دورتا دور شهر..خیلی عجیب و حیرت انگیزه. حتی درختها از بی آبی خشک میشن. یه جای مستند میگه حتی زنها شیر نداشتن که به نوزادهاشون شیر بدن.. اگر بالگردی میتونسته خودش رو به آسمون اونجا برسونه براشون شیر خشک و دارو مینداختن. مثل اول این فیلم. 
مستند دومی هم روایت مقاومت سه ساله ی دانشجویان نیروی هوایی سوریه است در پایگاه هوایی کویرس که اونها هم محاصره شدن.. سه سال یه عده دانشجو نمیذارن دانشکده و پایگاه هوایی بدست داعشی که محاصرشون کرده بیفته.. برای اینها هم با بالگرد بذر گیاه و... میفرستن که بکارن و از گشنگی نمیرن.. 
دوست داشتم آقای قادری حداقل این دو تا مستند رو میدید و بعد فیلم رو نقد میکرد.. 
پاسخ:
در نیومده دیگه :| تو بر چه اساسی میگی در اومده؟ :|
اون هجویه امیرقادری خیلی خوبه :)) اینقدر ذوق داره که داره میکوبه حاتمی کیا رو به The Disaster Artist میگه The Disaster Movie یعنی در این حد :))
من حقیقتا کتاب ایرانی نمیخونم! میتونی بهم بگی غربزده!!! :| آما مستندها رو پیدا کرده و میبینم!
تشکر برای توضیح تیتراژولوژی D: 
من فکر میکردم اون تیتراژ اول منسوخ شده کلا. آخه این چندساله هرچی فیلم خارجی دیدم اون دوتا تیتراژش آخرش بود :-؟
شروع بادیگارد خیلی قشنگ تر بود باز. اولش هی هیلیکوپترو نشون میداد هی صفحه سیاه میشد اسم یکیو مینوشت. خیلی حس سینماتیکی داشت :)

فقط یه سوالی کنم نمیزنی؟ اون «نیمه آماتور- نیمه حرفه ای» که گفتی حشو نداره؟ :)) منظورم اینه وقتی نصفش آماتوره نصف دیگش طبیعتا حرفه عیه دیگه. وقتی نصف یه لیوان خالیه ینی نصف دیگش پره :-" ینی یکیش کافی بود :)))
پاسخ:
حشو که داره اما از برخی تفسیرهای بعدی جلوگیری میکنه.
خیلی پیش اومده بنا به موضع شنونده نسبت به گوینده اون عبارت "نیمه" نادیده گرفته شده، اینجا خواستم روشن کنم من نه اونقدر حرفه ای هستم که نظر تخصصی بدم، نه اونقدر آماتور که حرفام پرت و پلا حساب بشه
باورتون میشه تنها فیلم ترسناکی که دیدم "دیگران" بود اونم چنننند سال پیش :|
تا این حد اوضام خرابه خخخخ
حالا بشینم به وقت شام ببینم!
پاسخ:
این ترسناکه مگه؟ :|
چهار تا دل و روزه است در عرض دو ثانیه میپاشه رو در و دیوار تموم میشه میره :|
نقدت عالی بود 
من فیلم بد از حاتمی کیا ندیدم بقول تو خیلی کار بلده و میدونه داره چیکار میکنه و هیچ جای فیلمو به امون خدا ول نمیکنه
پاسخ:
این رو دیدی؟
نظرت به این چیه؟
هشدار! اسپویل فیلم !

از جالبیای فیلم این بود که وسط اون همه هیاهو و استرس، صحنه های طنزم درست کرده بود حاتمی کیا :)))
مثل اونجایی که یارو میخواست پشت سر داعشیا نماز بخونه، یا اون جایی که اون یارو چوپون از خدا بی خبر دید یه هواپیما به چه عظمت میاد وسط گوسفنداش رو باند فرودگاه :) یا جایی که داعشیه تکبیر گفت هیشکی جواب نداد :)) یا اونجایی داعشیه داشت قرآن میخوند علی ترمز کرد ، یارو با سر رفت تو شیشه.

اون صحنه تیک آف هواپیما که عالی بود. من وقتی هواپیما بلند شد فهمیدم یه ربعه دو دستی خیلی محکم دسته صندلیو چسبیدم. دستم سفید شده بود رسما.

چیزی که درباره فیلمای حاتمی کیا دوست دارم چیدمان سینمایی فیلماشه. اینکه مثلا اول یه تیکه کوتاه فیلم نشون داده میشه بعد اسم فیلم میاد بعد بقیه فیلم. هیچوقت نفهمیدم چرا این همه فیلم ایرانی اولش تیتراژ داره :| خب آزار دارین مگه :| تهش همرو مینویسید باز که :/ حتی سریالای ایرانی خیلی بدترن. یارو 5 دقیقه تمام تیتراژ درست کرده :/

خیلی کنجکاوم بدونم اون موزیک ویدیوی  Collapse هم خود حاتمی کیا ساخته بود یا نه :))) تدوین اونجاش عالی بود که هی یه تیکه از موزیک ویدیو رو میذاشت بعد هی زنه رو نشون میداد که تفنگو گذاشته رو سرش :)

متنشو من تو گوگل سرچ کردم انگار اصلش یه شعر انگلیسیه درباره ستاره ها که میترکن از اول از گاز های متراکمشون ستاره تشکیل میشه. اینه :
For a star to be born, there is one thing that must happen: a gaseous nebula must collapse

So collapse
Crumble
This is not your destruction

This is your birth


تیتراژ پایانی فیلمم خیلی خوب بود هم از نظر گرافیکی هم موسیقی. من نشستم ببینم تا آخر، آهنگش تازه اوج گرفته بود که  وسطش قطعش کردن :| رفتم بعدش با اون مسئول پخش دعوا کردم :/ هی میگفت دیروقته و اینا منم گیر دادم که موظفین تا تهش پخش کنید و اینا. آخرم عصبانی شد بهم گفت میتونم فردا پنج دقیقه آخر فیلم بیام تیتراژو ببینم! که نتونستم چون سانسای عصرش من کلاسم نیستم کلا :/
امید داشتم مثل این فیلمای خارجی حاتمی کیا یه نیمچه سکانس آخر کردیت چپونده باشه :(

** لطفا یکی تا ته تیتراژو ببینه خبر بده!

یه اتفاقم این وسط افتاد جالب بود. من سانس ساعت 12 شب رفتم بعد که اومدم بیرون از سینما دیدم 2:45 هست. یه لحظه هنگ کردم با خودم گفتم درسته خیلی قشنگ بود ولی دیگه اینقدر که 2 ساعت و 45 دقیقه رو متوجه نشم اصلا؟
بعدا فهمیدم من شب عید رفته بودم سینما و اون شب ساعت 12 به بعد یه ساعت جلو رفته بود ساعتا. از جمله ساعت گوشیم. و درواقع همون 1 ساعت و 45 دقیقه بوده فیلم. یه جورایی مثل دور دنیا در هشتاد روز شده بود قضیه :-"

پ.ن: فک کنم من تنها کسی بودم تو سالن که میون اون همه اکشن و خون و خونریزی داشت پاستیل آلبالویی میخورد! :))

پ.ن2: ببخشید کل سکانسایی که خودت دیدی رو دوباره بهت گفتم! همون «عدم توانایی در صحبت نکردن درباره فیلم» که ازش گفتی، هنوز تو وجودم مونده !

پاسخ:
این نوع تیتراژ، یکی از دو نوع مرسوم تیتراژ در فیلمهای سینمایی دنیاست! یه مدلش که تیتراژ اول، اول میاد، تیتراژ آخر همون آخر! یه مدل دیگه هست که یا فقط اسم فیلم میاد و در برخی فیلمها همینم نمیاد! فیلم رو یه راست نشون میدن تهش جفت تیتراژ ها پشت هم پخش میشن! فکر کنم حاتمی کیا توی این فیلم همین کار رو کرده بود!
وای من کلی دنبال این شعره بودم دمت گرم :))
نه میدونم، فیلمش یه جوریه میبینی نمیتونی در موردش سکوت کنی، راحت باش!
واجب شد ببینمش
مرسی از نقدتون:)
پاسخ:
قربان شما
امیدوارم شما هم خوشت بیاد!
بعد از تموم شدن  "چ" اولین حرفی که زدم این بود که خدا خیر بده حاتمی کیا رو اومد فقط سه روز از زندگی شهید چمران رو فیلم کرد. نیومد یه زندگینامه بسازه از ایران بعد آمریکا و بعد لبنان و بعد ایران دوباره، که هم نتونه فیلمو دربیاره و خراب بشه و هم لوثش کنه که کس دیگه ای نتونه درباره ش فیلم بسازه.
ولی همین اشتباه رو توی به وقت شام کرد. انگار هول کرد و می خواست همه ی حرفاش درباره ی داعشو سوریه و بشاراسد و خانواده ی مدافعان حرم و شبهات پیرامونشون و .... توی یه فیلم جواب بده و نتیجه ش شد نوک زدن به هرکدوم ازینا.
شخصیت پردازی ضعیف بود به نظرم، انگار می خواست ارجاع بده ما رو به شخصیت فیلم های قبلش و بگه شخصیت هایی که اونجا ساختم رو یادتونه؟ اینا همونان. حاج یونس که همون حاج کاظم و حاج حیدره( بیشتر حاج حیدر) بابک حمیدیان هم خودشه توی بادیگارد. کسی به ارزش ها اعتقاد داره ولی معترضه و انگار گیر کرده بین بایدها ونبایدها. 
برای همین کلا روی شخصیت های اصلیش سرمایه گذاری خاصی نکرد.
در باره داعشی ها که میگن کاریکاتوری بود، یه سوال: مگه خود داعش واقعا کاریکاتور نبود؟  خود داعشی ها عامدانه از خودشون یه کاریکاتور موحش به عالم نشون دادن. ما هم که هیچ کدوم با داعشی ها نون پنیر سبزی نخوردیم که بریم ببینیم در پس این تصویر چی بود( برخلاف سربازای عراقی و درجه داراشون که امکان شناخت نزدیک و واقعی وجود داشت). تلاش اصلی حاتمی کیا در مورد داعش نشون دادن خشوت و وحشی گریشون نبود، نشون دادن شاخه ها و اعضاشون بود، که کامل بود و تونست طیف های متفاوتی رو پوشش بده ولی متاسفانه خیلی شتاب زده عمل کرد ( غیر از شخصیت ابوطلحه که خوب کار شد و تا حدی میشه گفت از تیپ خارج شد)
درد اصلی من اینه که حاتمی کیا نشون داده بلده دیالوگ بنویسه، به رنگ ارغوان با وجود همه ی ضعف هاش ( که من آخر هم نفهمیدم چرا ساخت شد کلا) دیالوگ های خوبی داشت، یا از کرخه تا راین ، یا چ . اینا نشون میدن حاتمی کیا بلده دیالوگ بنویسه، چرا این قدر کم گذاشت توی دیالوگ نویسی؟ 
تکنیک و جلوه های ویژه واقعا خوب بودن ( به نسبت سینمای ایران فوق العاده ولی برای ما که چشممون به کارای هالیوود عادت کرد چیز چشمگیری نداشت) ضرباهنگ فیلم خوب بود واقعا( هیچ جا ساعتو نگاه نمیکنین، حواست پرت اطرافت نمیشه) منطق روایت فیلم به جا بود ولی در آخر سوال پیش میاد چرا این قدر فرصت سوخته داشت این فیلم؟ نقدی نخوندم که درباره ی اون سکانس پدر و پسری توی باند فرودگاه ننوشته باشن که خب که چی؟
در مجموع فیلم بد بود؟ نه واقعا. فیلمی بودن که به نظرم ارزش دیدن داشت ( واز نظر من اکثریت قریب به اتفاق فیلمای ایرانی این ارزشو ندارن) و فضای فیلم با وجود سختی و ترس و استرس حالت رو خراب نمی کرد( که تقریبا همه ی فیلمای ایرانی یا با کمدی احمقانه شون یا سیاهیه بی حد جاری در فیلم اینکارو می کنن) داستان کلی فیلم جذابه و پرداخت نسبتا خوبی داره، عنصر اتفاق توش کمه، همه چیز علت داره و کمتر چیزی یهو پیش میاد و از همه مهم تر به شعور مخاطبش عمیقا احترام می ذاره.
و در آخر با وجود پرداخت نصفه و نیمه شخصیت حاج یونس ، نمی دونم چرا این قدر به دل من نشست؟ شاید به خاطر اینکه وقتی پسرش همه ی اون حرفای تکراری این نسل رو زد، برگشت گفت : یعنی تو واقعا نمی دونی من چرا نبودم؟
یعنی اگه با همه ی حرفایی که توی این همه سال توی فیلمای مختلف زدم هنوزم علت رفتنه منو نفهمیدی من دیگه حرفی ندارم . 
واین منتهی میشه به اون دیالوگ کلیشه ای که دربه جا ترین نقطه استفاده شد که که: ( بی خیال این که نفهمیدی) من دوستت دارم علی
پاسخ:
من این چیزی که میگید در مورد هول کردن و چپوندن همه حرفا توی فیلم رو شخصا اصلا حس نکردم، اتفاقا بعد از ایجاد شبهه ی ابتدای فیلم توسط مادر خانم علی، فیلم هیچوقت سعی نکرد حرفی در این مورد بزنه که "اون زن اشتباه میکنه" ، جز یک جا که زندانی سیاسی آوردن و فیلم میخواست بگه "سوریه و اسد یکی نیستن" حرف خاصی در این مورد نزد، فیلم سعی کرد روی روند خودش بمونه، قصه ی خودش رو بگه و تصمیم گیری در این موادر رو به خودمون واگذار کنه، اتفاقی که کمابیش برای اولین بار در سینمای حاتمی کیا میفته! در مورد ارجاع هم باهاتون مخالفم! این رو قبول دارم که کاراکترهای حاتمی کیا همه در پی هم هستن، ولی اینکه کد بهمون داده رو نمیپذیرم! در مورد داعش هم که حرفام رو چند بار زدم! :دی
اما در مورد دیالوگ، اتفاقا از اتفاقات خوب این فیلم دیالوگ ننویسی!!! حاتمی کیا بود! که فیلم رو بسیار بسیار از شعار زدگی دور کرد! اتفاقی که در فیلمهای حاتمی کیا کاملا محتمله!!!
خلاصه که قبول دارم توی برهوت سینمای ایران، ارزش دیدن داشت!
حتی بند آخر درمورد کاراکتر هواپیما رو هم کامل قبول دارم. (بعد از به وقت شام هواپیمای دانکرک(که تنها قسمت جالب فیلمش بود) کلا کاریزماشو از دست داد برام)
اما برخلاف نظرت درمورد بادیگارد، با تماااااام ضعف‌هایی که بهش وارد میدونم، ولی به نظرم صحنه‌های خوب و راضی‌کننده هم داشت.
درمورد چ هم باز حرفت رو قبول دارم. همون رضایت نسبی که میگی درسته. فقط اینکه به‌نظرم نقش اولش بابک حمیدیان بود، که اتفاقا خیلیم قشنگ درش آورد.
پاسخ:
ضعیفترین فیلم حاتمی کیا هم صحنه های خوب داره، همون سکانس آخر بادیگارد یک سکانس از لحاظ تکنیکی درجه یکه!
اما فیلم به عنوان یک کلیت بده! بد بد بد!
46تا خوب توی متن بود. با پیشوندای مختلفِ «خیلی»، «واقعاً»، «بسیار بسیار» و الخ؛ که باعث می‌شه اگه هفته‌ی آینده هنوز به وقت شام رو ندیده باشم، خودم رو سلاخی کنم :))

+ فکر کنم باید برم دوسه‌تا نقدِ خیلی منفی بخونم که اینو تعدیل کنه و با توقعِ چنین بالا نرم سالن سینما.
قبلش چون یکی دوتا از دوستام گفته بودن که در حدِ حاتمی‌کیا نبوده و فیلمای بهترتر داره و اغلبشون اذعان کردن که کلاً حالشون از حاتمی‌کیا به هم می‌خوره و اینا، من احتمالاً با سرِ خمیده قرار بود برم سینما و بعد اینجوری منفجر شم از هیجان؛ اما الان با پیش‌فرضِ قراره از لذت بترکم می‌رم که معمولاً باعث می‌شه آدم به قدر کفایت لذت نبره چون از قبل می‌دونسته قراره با چی مواجه شه.

پاسخ:
نه نه! اینجوری نرو که ضدحال نخوری!
البته نوشتم که اگه با حاتمی کیا دشمنی نداشته باشی، نمیشه این فیلم رو دید و لذت نبرد! من هم موافق دوستان شمام، حاتمی کیا فیلم بهتر از اینم داره! اما 20 سالی هست فیلم به این خوبی نساخته!
شما این نقد امیرقادری رو که چند بار میگه این بدترین فیلم تاریخه گوش بده، همین رو اصل بگیر و برو داخل سینما :|
باید بهت بگم دست مریزاد هولدن!
خیلی خیلی خیلی خوب توضیح دادی:)
و بعد از مدت ها یه پست وبلاگی پر و پیمون خوندم:))))
ببین من یه تایمی شیفته ی حاتمی کیا بودم!خودمو کشتم که به رنگ ارغوانش رو ببینم و وقتی تموم شد پوکر بودم که خب که چی؟الان این فیلم چی بود؟ و چون سنم کم بودم مدام از بابام میپرسیدم که شاید من نفهمیدم یه چیزیشو!
ولی واقعا بی سر و ته بود!
یا دعوت-_-اصلا تموم شد هی میگفتم این یه تشابه اسمی بوده دختر:|
بازم‌ درود به شرفت😁😁
پاسخ:
نوش جونت، امیدوارم خود فیلم برای دیگران، اینقدری که من ازش نوشتم خوب باشه!
  • سید رمضان حسینی
  • مهم‌ترین خوبی به‌وقت شام از نظر من این بود که هیچ لحظه‌ای نداشت که احساس کنم داره وقتم رو تلف می‌کنه.
    ایضا یه جاهایی (مثل همون سکانس تیک‌آف که گفتید) واقعا چنان نفس‌گیر بود که اصلا به آدم فرصت فکر کردن نمی‌داد و من برای این که بتونم راجع به تدوین و دوربینش نظر بدم لازمه دوباره برم ببینمش. برعکس خیلی فیلما که به قدری ریتمشون آرومه که خیلی راحت می‌تونی در لحظه راجع به شتباهاتشون بحث و تبادل نظر کنی.
    فضاسازی‌ها (با کمک موسیقی و...) واقعا خوب بود و جاهایی که می‌خواست مثلا دلهره بگیریم واقعا می‌گرفتیم.
    اینا خوبی‌هاش. اما بدی‌هاش:
    اما راجع به داعش. من نمی‌گم داعش اینجوری نیست یا تصویر کاریکاتورگونه‌ست یا... فقط حرفم اینه که یه جاهایی واقعا مضحک بودن. حالا جوابم شاید این باشه که داعش اینجور جاها مضحکه. خب باشه!
    یه مشکل اصلی فیلم‌نامه هم به نظرم این بود که یه جایی واقعا فیلم تموم شده بود و انگار صرفا برای این‌که حرف‌های دیگه‌ای داشته که وقت نشده بود بزنه پایان فیلم رو انداخت عقب. رسما شوکه شدم وقتی دیدم زنده‌ان هنوز.
    شخصیت پردازی و بازی رو هم که گفتید خودتون.
    پاسخ:
    آره آفرین، وقت هرز نداره اصلا! هرچی هست داره استفاده میشه!
    من در مورد داعش حرفی که زدم اینه، حاتمی کیا در نشون دادن کلیتی به نام داعش موفق بود، اما در نشون دادن داعشی ها به عنوان اشخاص نه، یعنی من داعش رو درک میکنم، اما داعشی هاش خوب نیستن عموما توی فیلم!
    خطر لو رفتن داستان
    در مورد اینکه زنده ان، خب اینها خلبان بودن، اول با سر بریدن ترسوندنشون بعد وقتی در هم شکستن ازشون خواستن که خلبانی کنن! یعنی من چرایی موضوع رو درک میکردم!
    این نقد توسط کی نوشته شده؟ خودت؟
    پاسخ:
    بلی توسط خودم نگاشته شده!
    اون سوالم که خصوصی پرسیدم بابت این بود که جویا بشم یعنی خیلی بده؟ یا نه خوبه و توقع نداشتی؟ که پیچوندی جوابش رو!
    چند روز پیش فیلم رو دیدم و دقیقا دو تا نقدی که به فیلم داشتم همین دوتایی بود که شمام بهش اشاره کردین. 
    فیلم خوبی بود.
    پاسخ:
    قربان شما!
    در یک کلام میشه گفت فیلمیه که اون تأثیری که روی مخاطب قراره بذاره رو می‌ذاره. غمگینش می‌کنه و به فکر فرومی‌بره.
    پاسخ:
    من غمگین نشدم! کلی کیف کردم :))
    آقاااا من اگه فردا جور نشه بریم این فیلمو ببینیم الان با توصیفاااااااااات تو تا هفته ی دیگه خب می میرم که تا برم فیلم رو ببینم :| [آیکون مرده شوی عید دیدنی ها و مهمانی ها را ببرد خب]

    پاسخ:
    جور نشد و نرفتی!
    :|
    رمان نوشتی چرا *__* 
    پاسخ:
    دلتم بخواد! :|
    تقریبا از رفقای وبلاگی و بقیه هرکسی این فیلم رو دیده راضی بوده و دم از عالی بودنش زده. و البته که نقد و نظر منفی هم می‌گیره به همون دلایلی که گفتین!
    من ندیدم فیلم رو اما نظرات بقیه رو خوندم و نشون می‌ده که فیلم چقدر خوب بوده. شما هم که کلی ازش تعریف کردین. خوشحالم که کارگردانی مثل حاتمی کیا داریم و خوشحال‌ترم که فیلمی در این سطح ساخته شده و به قول خودتون و خیلی‌ها یه پیشرفت واسه سینمای ایران تلقی میشه! ایشالا راه رو باز کنه برای بقیه که فیلم‌های خوب و خوب‌تری بسازن و ببینیم که سینمامون هر روز داره بهتر می‌شه نه بدتر...

    خسته نباشید بابت نوشتن همچین پست پر و پیمونی :)
    پاسخ:
    حالا باز امیدوارم من که ملت بعد از دیدن فیلم نیان بزنن توی گوشم که "این چه فیلم آشغالی بود" :| خدا کنه ملت هم خوششان بیاید!
    همیشه حاتمی کیا برام یه کارگردان کابلد بوده و هست و هر وقت اسمشو پای فیلمی دیدم با شور و شوق به تماشای اثرش نشستم. ولی هر بار تیزر به وقت شام رو میبینم قلبم ریش میشه. خیلی دوست دارم ببینم ولی میدونم نمی تونم تحمل کنم.

    پاسخ:
    سوسول نباش بشین ببین!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی