Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان

در راستای اینکه به هر حال اینجا باید چراغش روشن نگاه داشته باشه شود!!! تا اینکه من باز برگردم و مثل بنز بنویسم ، سمع و نظر شما به دو سه خط چرندیات نگاشته شُده مبذول می دارم:

اول اینکه از شنبه اولین کار حرفه ای خودم در زمینه ی روانشناسی را آغاز مینُمویم! کیس مورد نظر یک کودک اوتیستیک خود ویرانگر خطرناکه! سن هشت سال (یا نُه) و سن عقلی سه سال ، هنوز نمیدونم دقیقاً ولی احتمالاً قراره بهش درست حرف زدن رو یاد بدیم!

مورد دوم اینکه خیلی وقته کتاب نخوندم و شدیداً اعصابم خورده ، وسط ارباب حلقه های سه گیر افتادم!

مورد سوم هم میتونه این باشه که "چرا این روزها این جوری هستم؟" به کسی که جواب صحیح را برایمان ارسال کند یک دستگاه جایزه اعطا می شود!

مورد چهارم که مد نظرمه اینه که باز هم آهنگ معرفی نمیکنم ، حسش نیست!

مورد پنجم هم این خبر که "فقط خواستم آپ کرده باشم"

خنثی

  • ۹۲/۰۸/۰۸ ، ۱۱:۴۸
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۱۰)

هنوز به تعدد مهندس نرم افزار ها نرسیده، جای امیدواری هست!:دی
سلام نمی دونم  قراره در کلینیک باهاش کار کنین یا قراره پرستارش باشین... کار شما این نیست که گفتارشو درست کنین،خودتونو تو این دام نندازین و خیلی مطمئن به والدینش بگین این کار گفتار درمانگره... شما از کارهای ابتدایی که یه کودک باید بلد باشه شروع کنین،هر قدم کوچیکی که جلو رفتین یادداشت کنین و هر چند وقت یه بار به والدینش نشون بدین...بعضی والدین متاسفانه عادتشونه که هر چقدر هم مایه بذارین  بگن تغییر چندانی نکرده...روز اول انتظارات رو بپرسین تا اون جور مواقع اون انتظارات رو نشونشون بدین و بگین در همون راستا پیشرفت کردین(یادتون نره که انتظارات غیر واقع بینانه رو از همون اول تعدیل کنین)...شروع کردن با نخ و مهره و امثال اینا برای یاد گرفتم مهارت های ابتدایی خوبه،یادتون باشه که با اتیسم شدید خیلی تیتیش مامانی نمی تونین برخورد کنین چون به هیچ جا نمی رسین!بعضی اوقات محرک)بدون اینکه حس تنبیه و تحقیر رو منتقل کنه لازمه...تمرینات SI رو هم فراموش نکنین...موفق باشین
جواب:
به هر حال الان کار من باهاش گفتاره، پلنش هم نوشته شُده و مجریش منم. روند پیشرفتش رو و اینجور مسائل رو همکارم بهشون میگه ، و چون خانوم هستن اصولاً حرفشون مورد قبولتره. ولی توصیه های خوبیه! بذارید من یه کیس درست گیرم بیاد! انجام میدم پ.ن: روانشناس چقدر زیاد شُده
به کجا رسیدین با کودک گرامی؟ تعریف میکردی خب!
جواب:
از چهارشنبه میرم برای کار!
همین ک مرض داره. ینی مریضه.دلم براش میسوزه.
جواب:
دلت نسوزه!
چارده!
الان ینی من یک دستگاه جایزه رو برنده شدم؟؟! کجا باید تحویل بگیرم اونوقت؟؟!
جواب:
مدرسان شریف!
کاملن زیرپوستی و ناملموس گفتم، آیا لازم است یک پست برای شما در این ماجرا ثبت شود تا شما علنن با موضوع مواجه شوید؟ آیا شما در شرف نوعی ناشناخته از افسردگی هستید که مردها وقتی باید خودشان را ثابت کنند به آن مبتلا می شوند؟ آیا شما دوست من هستید؟ آیا ... ولی بی معرفتی پسر! موقع خوبی نبود واسه جیم زدن! از ما گفتن...
جواب:
شما لطف داری ... باشه! من بی معرفتم...
خودویرانگر ینی چی؟ مثل خودآزاریه؟
جواب:
آیب رساندن به خود رو میگن خود ویرانگری!
آدم ها دو دسته هستند! یک دسته آن ها که عاشق می شوند و بر معرفت شان افزوده می شود! یک دسته آن ها که عاشق می شوند و ته مانده ی معرفت شان را هم می بازند! بده اون یک دستگاه جایزه رو!! دیشب می اومدم کافه بهت زنگ زدم در دسترس نبودی، کافه هم نبودی، بگو کجا رفته بودی؟
جواب:
آدم ها دو دسته اند! هیولاها کلا یک دسته اند! یعنی کلا همین یک دونه اند که اینجا میبینید! دیروز نبودیم ، یعنی تعطیل بودیم! در دسترس نبودم؟ اینو دیگه نمیدونم! با ایرانسل صحبت کنم ببینم چی میگه جایزه هم وقتی گفتی چه جوری هستم بیا بگیر
چقدر غلط تایپی داشتی هولدن! کامنت نفیس رو هم جواب ندادی!
جواب:
غلط تایپی نمک زندگیه! اونم رفتم جواب دادم الان

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی