Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان
جهان بیرون غار

از نفس افتاده

دوشنبه, ۷ اسفند ۱۳۹۶، ۱۲:۲۲ ق.ظ

1- ژان لوک گُدار که "از نفس افتاده" رو ساخت، یه سکانس مکالمه توی ماشین داشت، سکانس های مکالمه معمولا به شکل "کات و کات بک" بین دو نفر مکالمه انجام میشن، یعنی شما در هر نما کسی که داره حرف میزنه رو میبینید! اما توی از نفس افتاده و در سکانس مکالمه ی توی ماشین دوربین روی چهره یکی از دو نفر کاشته شده بود، چه اون حرف میزد و چه نفر بغل دستیش شما کل سکانس فقط یک نفر رو میدیدین و تنها صدای بازیگر دوم رو میشنیدین! این اتفاق به شدت توسط منتقدین تحسین شد، تفسیرها براش نوشتن، از انقلاب در فرم و تکنیک حرف زدن و از تاویل هایی فرامتنی و غیره ای که میشه از این حرکت کرد! تا اینکه یک بار خبرنگارها از گُدار پرسیدن "این حرکت خارق العاده شما بر چه اساسی بود؟" گفت "هیچ حرکت و فکر و ایده و انقلابی در کار نبود، راش (فیلم خام) نداشتیم، مجبور بودیم دوربین رو به یک سمت ثابت نگه داریم که کات ندیم و فوری ضبط کنیم، این کار رو کردم چون فیلم نداشتم!"

2- یه روز و روزگاری بقراط فکر کرد که نور از سمت چشماش میره به طرف جسم، یعنی به معنای دقیق کلمه فقط فکر کرد که این اتفاق میفته و این رو به صورت یک اصل ارائه کرد. تا صدها سال این که چشم مُنیره یک اصل پذیرفته شده در دنیای پزشکی بود چون این ایده "فکر بقراط" بود.

3- و میرسیم به نماد ذهنی گرایی در تمام عالم مدرن، پیشا مدرن، پسا مدرن و غیره! گالیله و اعتقادش بر خورشید مرکزی که در برابر "زمین مرکزی" و "مسطح بودن زمین" قرار میگرفت، که تا دادگاه تفتیش عقاید، حکم اعدام و توبه ی زورکی هم پیش رفت! چرا؟ چون این حرف از "تفکرات ذهنی" بطلمیوس بزرگوار بود! همین!

4- دوران ذهنی گرایی محض قرنهاست تموم شده! از دوران باستان اعتقادات الان به شدت مضحک و اون موقع به شدت مورد قبولی وجود داشتن که وجود چندین تا از بزرگترینشون نه به دلیل نبود امکانات تجربه و آزمایش که به دلیل "اصالت ذهنی گرایی" در یونان باستان هست. اینطور که هر کسی فکرش رو بهتر و مورد قبول تر توضیح میداد "حقیقت" رو ساخته بود! مهم این بود ایده ذهنی شما چقدر خوب بیان بشه! مبتنی بر حداقل مشاهدات بیرونی و حداکثر تفکرات درونی! صدالبته تاریخ دانش مدیون همین نظریات هست که رشد کرده اما اگر مردمان غرب دنیا در اون تاریخ به جای اصالت تفکر ، به اصالت مشاهده و بررسی در مسائل عینی، ملموس و بیرونی معتقد بودن احتمالا تاریخ دانش و عِلم هر دو مسیر به شدت متفاوتی رو پیش میگرفت! الان سالهاست که ما میدونیم "اندیشمندان باستان" در "اصالت عمیق بخشیدن به ذهن فارغ از واقعیات ملموس اطراف" به شدت اشتباه میکردن، نظریاتی مثل "خلق الساعه" "زمین مرکزی" "منیر بودن چشم" در حالی بیان شدن و چند صد یا چندهزار سال دنیای علم رو قبضه کردن که از همون سه هزار سال پیش ابزار بررسیشون وجود داشته! فقط چون ملت اندیشمند به شکل افراطی درگیر ذهن بودن این نظریات دووم آوردن! این مسائل تا امروز هم وجود داره، مورد یک که مثال زدم، نمونه بارز ذهنی گرایی هست، تشویق و تحلیل و تفسیر یه عالمه منتقد از چیزی که "وجود خارجی" نداره! فکر ذهنی گرا کاری به واقعیات نداره، باید چند تا گزاره منطقی رو جوری به هم بچسبونه که یه نتیجه شیک ازش منتج بشه! هرچقدر غیر واقعی، هرچقدر دور از فکت! هر چقدر خسته و کم مایه!

5- دوران معاصر ما دیگه دوران "دنیای ذهنی" نیست، این دنیا "دنیای فکت ها" هست، دنیای اندیشه هایی هست که "حقایق معتبر و وقایع" ازشون حمایت میکنه! تحلیل، بررسی، تفسیر و خوانش "عمیقا ذهنی و بدون ارتباط با دنیای واقع" از مسائل "ملموس، عینی و بیرونی" و "پافشاری" روی اونها اونقدری بی دلیل، تئوریک، دست چندم، پیش پا افتاده و دگماتیک هست که من رو بیشتر یاد محاکمه کنندگان گالیله میندازه تا خود گالیله! حالا دیگه اینکه هرکسی میخواد چه جوری باشه، گالیله یا قاضی دادگاه گالیله به خودش مربوطه! دنیای ذهنی خیلی وقتی که یه دنیای "از نفس افتاده" است! میفهمید چی میگم؟

باقی بقای کوپرنیک!

  • ۹۶/۱۲/۰۷
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۷)

  • مهدی صالح پور
  • در مورد حجاب هم اینی که گفتی رو میشه تعمیم داد.
    پاسخ:
    متوجه نشدم!
    اگه منظورت اینه دوران حجاب تموم شده و یه مقوله ذهنیه، که نه به من ربط داره نه به تو، کلی معتقد داره!
    اگه منظورت اینه که دوران حجاب اجباری گذشته، که اصلا به نظر من از اول هم نباید همچین دورانی به وجود میومد :| صدر اسلامشم اینی نبود که الان ما داریم :| تعریفی که ما از "وجوب حجاب" ارائه میدیم خیلی دیگه از خود خدا سختگیرانه تره!!!
    نه نفهمیدم!
    چون متن به شکل مبرهنی، تعین نایافته بود و شما تعین نایافته تر!! :)

    احوال شما؟ خوبین؟

    + میگم که به نظر میاد در مورد متن قبل، همه در مورد همه چی نوشتن به جز شهدای گلستان هفتم...
    خدایشان بیامرزد...

    پاسخ:
    :))
    قربان شما!
    + وقت نشد اونا رو جیره خور کنیم :( حیف شد :|
  • نیمچه مهندس ...
  • فکر ذهنی گرا کاری به واقعیات نداره، باید چند تا گزاره منطقی رو جوری به هم بچسبونه که یه نتیجه شیک ازش منتج بشه! هرچقدر غیر واقعی، هرچقدر دور از فکت! هر چقدر خسته و کم مایه!

    Copyright ©هیولای درون
    این جمله ت تو ذهنم یهو مرتبط شد به دو پست قبلت راجع به گذشته.این که گذشته تو ذهن انسان همیشه بهتر از چیزی که بوده به نظر میاد.تلخی هاش کم میشه و شیرینی هاش بولد میشه.همه کار ذهنه.
    هرکی فکرش رو بهتر توضیح میداده حقیقت رو ساخته بود؟
    میشه گفت سخنران های خوبی بودن.
    پاسخ:
    البته نمیدونم ربط دقیق میتونه داشته باشه یا نه، ولی خب اینم برداشته!
    آره کاملا به قدرت خطابه و اقناع ربط داشته موضوع!
    مورد شماره یک نظر من رو جلب کرد . یک حرکتی که نظر منتقدین رو به خودش جلب کرده و معلول یک علت بسیار ساده است و اون هم نبودن راش!
    با خودم که فکر می کردم دیدم به لحاظ ایده هم یک حرکت نویی بوده که به علت کمبود راش باعث شده انحام بشه.
    گاهی وقت ها از چیزهای خیلی ساده ای یک اتفاقات جالب یا بزرگی می افتند.
    الان که عموما تصاویر به صورت دیجیتال روی هارد ها ذخیره می شوند شاید این عمل ابتکار کارگردان و فیلم بردار رو نشون بده ولی در زمان خودش کم حرکتی نبوده. می شد از زاویه دیگری فیلم رو گرفت. اینکه نبودن راش باعث ایجاد یک راهی شده و این راه باعث شده نظرات زیادی رو به خودش جلب کنه که برای خودش خیلی منحصر به فرده .
    پاسخ:
    آره اتفاق بسیار جالبیه!
  • نویسنده ....
  • یه بار نوشته بودم که ما انگار دیگه ادم خوب و بد نداریم قصه گوی خوب و بد داریم. این قاعده توی دنیایی که ذهنی گرایی درش اصالت داره جواب میده
    پاسخ:
    موافقاتم!
  • פـریـر بانو
  • و در جواب سوال آخر: بله من یکی که خوب فهمیدم :)
    بخش ۱ این پست خیلی عالیه!
    پاسخ:
    بلی بلی عالیه!
  • سفره خاتون
  • با این پست رسالت روانشناس بودنتونو به جا آوردید!
    باقی بقای کپلر!
    پاسخ:
    :دی
    من خودم پیامبرم اصلا!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی