Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

با تاخیری دو هفته ای!

بُعد صفرم: من همونقدر که معتقدم نفهمیدن دردِ دل حاتمی کیا توسط خیلی ها طبیعیه همونقدر معتقدم هرکسی نمیتونه - و نه نمیخواد - درد حاتمی کیا ، در واقع درد گروهی که حاتمی کیا روی سن اختتامیه ی فجر نمایندگیشون کرد رو بفهمه باید حتماً فهمش رو تعمیر اساسی کنه! و سعی کنید اولا موضوع رو اینقدر به "جایزه" تقلیل ندید و حتی اگر خواستید همچین کاری کنید سعی کنید دنیا رو با این عینک کوچیک دم دستی خودتون نبینید، چون هستند کسانی که دنیایی فراتر از اینجور مسائل دارن، هستن کسانی که دنیا رو جور دیگری میبینن و هستن کسانی که هیچ چیز، مطلقاً هیچ چیز اندازه اعتقادات و ارزشهاشون براشون مهم نیست، برخلاف شمایی که معتقدی "تو که جایزه گرفتی، تو چی میگی؟"

بُعد اول: شما متوجه نمیشید چون ابتدایی ترین اصول دمکراسی روبلد نیستید، یه عالمه حرف، فقط حرف و حرف و حرف، متوجه نمیشید چون اینقدر رشد فکری نداشتید که درک کنید هر کس مثل شما فکر نمیکنه سفارشی ساز نیست، اونقدر که حاتمی کیا درراستای باور قلبیش فیلم ساخت شمای هنرمند مثلا مستقل در تمام عمرت رفتار نکردی. شما دمکراسی رو فقط برای خودتون میخواید، همونطور که همیشه خواستید، هر حرفی، سخنی، هنجار شکنی ای، هر حرف بالای 18 سال و زیر نافی که شما بزنی دمکراسیه، اما خدانکنه یک نفر، فقط یک نفر مثل شما فکر نکنه، سینمای کمونیستی ای شده! همه باید غربگرا فکر کنن، خوبه اونیه که به غرب نگاه مثبت که هیچ، نگاه کعبه آمال داره، توی کل این سینما با اون فیلمسازان مذهبی متعفنش که اینقدر کاریکاتوری هستن که حتی صدای شما رو در نمیارن ، چند تا حاتمی کیا هست که تحملش برای شما سخته؟ چرا اینقدر براتون عجیبه یک کارگردان بسیار خوش فکر و کاربلد، که چندی از بهترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران رو ساخته، کارگردانی که اگر ده تا لیست از ده کارگردان برتر تاریخ سینمای ایران منتشر بشه حتما توی هفت تاش اسمش هست، کارگردانی که در هر لیست ده فیلم برتر تاریخ سینمای ایران حداقل یک فیلم، حداقل یک فیلم خواهد داشت جوری غیر از شما فکر کنه، دغدغه ای غیر از دغدغه شما داشته باشه و آرمانی متفاوت با آرمان شما داشته باشه! توی این سینمای دولتیِ حکومتی مگه کدومتون دارید از پول جیبتون فیلم میسازید که حالا "حاتمی کیا" شده سفارشی ساز؟ یعنی توی شما هومن سیدی مستقله؟ محسن تنابنده مستقله؟ چقدر مگه آدم میتونه خودش رو بزنه به اون راه. عبارت کنایی "من فیلمساز وابسته ام" رو به مستقیم ترین شکل ممکن تفسیر میکنید و فکر میکنید خیلی هم تیزهوشید! یعنی من باور کنم شما اینقدر کندذهن تشریف دارید که نمیفهمید وقتی حاتمی کیا حرف از وابستگی میزنه، از وابستگی به اعتقاداتش، از آدمهای هم رزم و و همراهش و از آرمانهاش حرف میزنه؟ توی کدوم منطق دمکراتیک شما اینکه فردی بگه "بله من به نظام ارادت دارم" نشان از خود فروختگی و جیره خواری و علیه مردم بودن داره؟ یعنی شما اینقدر خط کش ذهنیتون سیاه و سفید و حال به هم زنه که فکر میکنید واقعا جز بدنه مثلا دویست هزار نفری حکومت، مردم عین آمار از نظام متنفرن و هیچکس نمیتونه مردم باشه و اهل نظام باشه؟ یا اصلا نمیتونه به اصل نظام ارادت داشته باشه و همزمان طرفدار مردم باشه؟ این چه دنیای صفر و صد و دیکتاتوری ایه که جامعه هنری گرفتارش شده؟اینهمه مدعی آزادی بیان فقط و فقط یک نفر مخالف رو در جمع کاملا یک دست خودشون نمیتونن تحمل کنن؟ هزاران انگ و تهمت بهش میزنن؟ فقط چون دغدغه جوون مذهبی مملکت رو داره؟ چون به جای اینکه دلش برای کشته شدگان حادثه منچستر/بروکسل/پاریس/لندن و ... بسوزه برای جوون خودش میسوزه که به خاطر امنیت تو با وحشی ترین دشمن تاریخش توی خاک غربت غریبانه جنگیده و اینجا فحشش رو هم خورده؟ براتون سخته هضم "فیلمساز قوی خوش فکر مذهبی"؟ شما که همچین تضاد آرای ساده و بدیهی ای، اون هم توی کشور مسلمون نشین ایران ، توی کشور شیعه نشین ایران رو نمیتونید درک و هضم کنید، از چیِ دمکراسی برای من حرف میزنید؟ زشت نیست؟ وجدانا زشت نیست شما حرف میزنید؟ بدتر از اون زشت نیست شما حرف میزنید و اینهمه آدم دنبالتون میدون؟ کجاییم ما واقعا؟

بُعد دوم: حالا چون شما خودتون رو زدید به اون راه، یک بار براتون توضیح میدم! دغدغه حاتمی کیا فیلمش نیست، نقد بر فیلمش نیست. یه کم چشمهاتون رو بازتر کنید لطفاً، آها! آفرین! دغدغه حاتمی کیا آدمهای فیلمشن، تفکر خودش و آدمهای فیلمشن، تفکری که میگه "دفاع از خاک وطن بهترین کار و آدمهای مدافع بهترین آدمهای وطن هستن" و میبینه راست راست همه راه میرن و به این بندگان خدا، به این بدبخت هایی که سالها جوونیشون رو فدا کردن که من و تو اینجا در حداقلی از امنیت زندگی کنیم فحش میدن، توهین میکنن، مسخره شون میکنن! میبینه اینهایی که اکثرا هم جوون هستن و بدون چشمداشتی، بدون هیچ چشمداشتی خانواده و زن و بچه شون رو ول کردن و رفتن وسط میدون جنگ برای دفاع از من و تو اینقدر توسط تریبون های رسمی حکومتی گوشه گیر و منزوی شدن! که هرجا به بُرد تبلیغاتیشون نیاز دارن ازشون مایه میذارن و ملت هیجان محور عقل در چشم رو باهاشون شاخ به شاخ میکنن و هرجا میخوان مانور دمکراسی بدن رضا رشیدپور نامی رو میارن که سر تا ته تفکر رو به اسم نقد مُثله کنه! و این رشیدپور همون رشیدپور کوتَه فکریه که باورش نمیشد الهام چرخنده نامی میتونه بدون حمایت مالی جریان خاصی و به خاطر اعتقاد قلبی خودش خطر کنه و ضرر مالی و جانی بده، برای رشیدپور هزینه دادن در راه اعتقادات تعریف نشده، درکش نمیکنه، دنیاش اونقدر بزرگ نیست و این درد داره! حاتمی کیا این رو میبینه، میبینه که بعد از هفتاد و پنج سال کشته شدگان جنگ جهانی دوم در روسیه و انگلیس و آمریکا هنوز قدیس محسوب میشن، میبینه که فیلم آشغال دانکرک رو برای تبدیل یکی از خفت بار ترین عقب نشینی های تاریخ جنگ به یک حماسه میسازن و کل دنیای غرب غریو شادی سر میده که "واو! چه روایت جونداری از رشادتهای سربازان میهنمون"! و اونوقت شش ماه بعد از رفع خطر داعش توی مملکت خودمون اینجوری جواب اون جوون بدبختی رو میدن که جونش رو برای همین آدمها گذاشت کف دستش و رفت توی  دل خطر! بر خلاف اونچه که به شما خوروندن و شما حتی نکردید اصل صحبتها رو گوش بدید مهمترین قسمت صحبت حاتمی کیا "من فیلمساز نظامم" یا "پناه میبرم به خدا از شبکه دو و سه" نبود! مهمترین حرف حاتمی کیا این بود که "من افتخار میکنم که فیلمی ساخته ام در مورد ... مدافعان حرم" و "من بابت کارهایی که کردم شرمنده نیستم"

بُعد سوم: البته خُب من هنوزم درک میکنم خیلی ها هم این دنیا رو نفهمن. مثلا خانم ترانه علیدوستی که با تکرار انگ سفارشی ساز و متوسط ساز!!! خواستن آقای حاتمی کیا سرشون به کار خودشون باشه. حالا ایشون یک سال پیش از همین شما جلوی یالثارت دفاع کرد سرش به کار خودش بود یا نبود؟ من درک میکنم خانوم علیدوستی این بودجه های سفارشی بهشون نچسبه، چون ایشون نونش رو از جیب معلم مظلوم مملکت برمیداره ، ایشون پولش رو از سر اختلاس صندوق ذخیره فرهنگیان در میاره دیگه پول سازمان اوج معنی نمیده براش! درک میکنم محسن تنابنده و هومن سیدی رو که همین اوج، اطلس مال و بقیه نهادهای اقتصادی سپاه براشون بودجه جور میکنن به حاتمی کیا بتوپن! خُب دست کرده توی جیب این عزیزان گویا! بیشتر از همه مهراب قاسمخانی رو درک میکنم! بزرگترین قهرمانهای زندگی ایشون ولوورین و هان سولو هستن، مهمترین عملیات آزادی بخشی که در خاطرش هست نابودسازی ستاره مرگِ امپراطوری توسط نیروهای مقاومت کهکشان هست! خُب من از این آدم قاعدتا توقع ندارم از موضوع رشادت، شهادت، فدا کردن خودت در راه وطن و امثالهم درک روشنی داشته باشه! البته ایشون جوری از رانت داشتن حاتمی کیا حرف زده انگار اونی که با رانت داداشش رفت توی صدا و سیما من بودم، انگار اونی که داداشش، زن داداشش، دختر داداشش، خودش، زنش، دختر خودش و الی آخر دسته جمعی دور سفره بیت المال نشسته بودن و میخوردن و حال میکردن و فربه میشدن همسایه طبقه بالامون آقای وهاب زاده اینا بودن! رانت خوبه، تا وقتی برای تو باشه! و هر کسی حتی اگر بر اساس اعتقاد خودش فیلم بسازه، صِرف اینکه موضوعش به دل ما نشینه سفارشی سازه! بزرگوار! تو نخور خودت، بعد بیا به کارگردانی که ریال به ریال پول فیلمش رو حلالِ حلال خرج کرده حرف بزن!

بُعد چهارم: خدمت اونایی که فکر میکنن حاتمی کیا بدون مشکل ممیزی و کمترین گیر و گور و بیشترین همکاری فیلم ساخته عارضم که "به رنگ ارغوان" حاتمی کیا توسط دولت به شدت آزادی خواه خاتمی پنج سالی در محاق بود و فلیم "گزارش یک جشن" که در دولت خیلی بد و بی ادب احمدی نژاد ممنوع شد هنوزم و پس از هشت سال اجازه نمایش نداره! در مورد ممیزی شوخی میکردید باهامون یا اینقدر وقیح بودید که حقایق رو قلب کنید؟

بُعد پنجم: بابای من جانبازه، دور و بر من هم پره از جبهه رفته، فامیل، دوست، آشنا، دبیرستان شاهد رفتم و دوست قدیمیم "ع" یکیه عین خودم، من وسط جماعت هیئتی ها و بسیجی ها و سپاهی های سابق و اکنون! بزرگ شدم، از جانباز موجی، قطع عضو، فلج، شیمیایی دیدم تا جانبازی که من رو روی کولش مینداخت و بعد شهید شد! همه ی اینها رو میگم که برسم به اینجا، همه ی اینهایی که بهشون فحش میدید، تحقیرشون میکنید، زیر سوال میبرید  جیره خوار میدونیدشون همونهایی هستن که همین الان جنگ بشه بدون فوت وقت برای دفاع از خاکشون و جون شما صاف میرن خط مقدم جبهه! بریزید دور این تعارفات "دفاع از وطن ربطی به تفکرات سیاسی نداره" داره! خوبشم داره، در داشتنش همین بس که شهدای دفاع مقدس هیچی، شهدای مدافع حرم چندتاشون اصلاح طلب بودن مثلا؟ آمار انتخابات مدافعین حرم رو میدونید؟ رییسی 3200 رای، روحانی صِفر رای! میخوام وَهم اینکه کی میره میجنگه برتون نداره! همینها میرَن! همینهایی که شما به هر بهونه ای ناجوانمردانه میزنیدشون و تف و لعن و نفرینشون میکنید، تا شما بیاید توی توییتر تصمیم بگیرید از بین #نه_به_جنگ و #این_جنگ_ما_نیست و #فقط_مذاکره کدوم رو ترند کنید، تا وقتی بخواید تصمیم بگیرید نظام در خطره (پس کاری نکنیم سرنگون بشه) یا ناموسمون در خطره رفتن و بدون اینکه شما رو با خودشون خط کشی کنن و بگن اینا که از ما نیستن پس دفاع ندارن جونشون رو مثل بُز فدا کردن! میگم بُز، چون فقط بُز اینقدر احمقه که اینهمه توهین و تحقیر بشه و باز هم سرویس بده!

بُعد ششم: البته دیگه شما باید اونقدری من رو بشناسید که بدونید نه منش بسیجی دارم، نه منش سپاهی، اگر هم نمیدونید یا میخواید فکر کنید الکی میگم مختارید! برای من مدافع وطن، هیچ رقمه شوخی نداره! جتی اگه به عملکرد همون آدمها داخل جغرافیای خاک خودم و در تقریبا همه مسائل داخلی به شدت نقد داشته باشم!

بُعد هفتم: دنیا جایزه نیست، اصالت جایزه برای انجام عمل نهایتا تا ده سالگی باید در رشد اخلاقی شما تموم میشد، حالا چی شد که نشده و از منظر رشد اخلاقی توی ده سالگی موندید، خدا میدونه و کُلبرگ!

باقی بقای شهدای گلستان هفتم!

  • ۹۶/۱۲/۰۴ ، ۱۸:۵۰
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۵۱)

  • سعید حسن زاده
  • جانانه بود و خستگیمو در برد از این همه کار روزانه.
    بعد از این همه توپیدن هنرمندان و صغیر و کبیر به حاتمی کیا واقعا چسبید. تمام سعیمو میکنم تا نوشته تون بیشتر خونده بشه. 
    همین فرمون برو جلو 
    یا علی
    جواب:
    لطف داری!
    کامنتها رو هم بخون، دعواهایی کردیم توش!
    به افتخار این متن باید کلاه از سر برداشت و ایستاده تشویقتون کرد.. هم شما و هم حاتمی کیا جان را..
    جانا سخن از زبان ما میگویی.. 
    جواب:
    لطف داری
  • مهدی صالح پور
  • خب اوکی؛ بند به بند پیش بریم.
    0 : میگی درد حاتمی کیا درد جایزه نیست. آره درد جایزه نیست. دردِ دیده شدنه. تمام تلویزیون و رسانه‌های زنجیره‌ای سپاه تمام طول سال سینمای اصلاح‌طلبانه‌ی مملکت رو میزنن؛ از یالثارات تا کیهان و... که هر چی دلشون میخواد به سینماگرهای این مملکت توهین میکنن؛ 10 روز توی جشنواره آزادانه (در کمالِ آزادی بیان) منتقدهای مملکت اومدن گفتن فیلمی مثل عرق سرد برای بیان مشکلات ممنوع الخروجی زنانِ این مملکت، خوبه و فیلمِ سفارشی (موسسه اوج) ِ به وقت شام، جلوه‌های ویژه کاریکاتور گونه داشته. دردِ حاتمی کیا دردِ در اقلیتِ گوشه ی رینگ قرار گرفتگی ه. چیزی که امثال کاهانی و درمیشیان 11 ماه و 20 روز از سال هستن اما حاتمی کیا ده روز تحملش نکرد.
    یک: بحث مخالفت ها با حاتمی کیا، سرِ این بود که تمام رسانه های عالم دستشه... با هیچ کس هم مصاحبه نمیکنه! پس حق نداره با این ادبیات حمله کنه به رشیدپور. چرا؟ چون می تونست بره توی برنامه ش و حرف بزنه. می تونست با هزارجای دیگه مصاحبه کنه و جواب بده. اون شیوه توی اختتامیه اشتباه بود. کسی در آزادی بیانِ امثال حاتمی کیا شکی نداره. مسئله شیوه بیان ه. یه سری منتقد نشستن در کمال آرامش فیلم رو نقد کردن، ایشون هم بیان جواب بده. چرا فیلمشو اینقدر سیاسی می کنه خودش؟ که الان کل جریان چپِ کشور جمع شدن فیلم ایشونو بزنن؟ خنده داره!
    دو: در مورد دفاع از وطن کاملاً باهات مخالفم. چیزی که مدافعان حرم و دوستانِ همفکر جنابعالی ازش دفاع میکنن «وطن» نیست، «انقلاب». فهم این اتفاق اصلا سخت نیست. توی جنگ هشت ساله اما ما از «وطن» دفاع کردیم و توی «برجام» بدون زور، از حقوق همین «وطن» دفاع شد. تفاوت‌های اساسی انقلابی که دوستانِ سپاهی ازش دفاع میکنن و کشوِرِ ایران به ماهیتِ کشور بودنش رو بعداً باید مفصل بحث کنیم.
    سه: در مورد سفارشی ساز بودن هم بهترین جواب رو زیباکلام نوشت: اگر سفارشی سازی خوبه، چرا سعی میکنی ازش فرار کنی؟ اگر بده چرا ادامه میدی؟! :))
    چهار: البته از این جریان میشه حزب باد بودن رو هم استنباط کرد!
    پنج: این رو توی بند سه نوشتم.
    شش و هفت هم: هیچ!
    جواب:
    0: با یه سرچ کوتاه دفاع حاتمی کیا از همین فیلمسازها جلوی یالثارات در سن یکی دیگه از همین همایشها و جشنواره ها موجوده! یه موقعی یه چیزی رو نمیخوای ببینی، یه موقعی نمیبینیش، برای تو اولیه! درد دیده شدن مثلا دغدغه برادر رییس جمهوره، با زدن حاتمی کیا روی این چیزا که خودتم میدونی بهش نمیچسبه دغدغه اش کوچیک نمیشه، خودت رو خسته نکن و بهم ثابت نکن که "حقیقت برات ذره ای اهمیت نداره" و صرفا دنبال "منافع جناحی هستی".
    1: اینا همه نظرات شخصیته، و تا وقتی چون منی هست که کاملا برعکس تو معتقده اصلا نظر شخصی اینجا اهمیت نداره، شما اون موقع که آقای جهانگیری با بدترین لحن همه چیز و همه کس رو میزد روی آنتن زنده پنجاه میلیونی چرا صدات برای "شیوه اشتباه" در نمیومد؟ نه رفیق جان، آزادی بیانی که بهش تبصره بزنی، دیکتاتوری بیانه! یا برای همه بخواه، یا برای هیچکس نخواه!
    2::)) توی برجام از حقوق وطن دفاع شد در حدی که یه باک بنزین برامون پر نمیکنن؟ :)) و صدالبته با کوچک کردن دفاع همین آدمها از وطن به حکومت، فقط ذهن خودت راضی میشه، داعش به "حکومت" ایران حمله نکرد به "خاک" ایران حمله کرد و حقیقتا اگر پاش به اینجا میرسید، نمیومد ازت بپرسه "مخالف اینایی یا موافق" بدون سوال تو و میر حسین و اپوزیسیون و انقلابی رو با هم میکُشت، و چون تو اینو میدونی، و من هم این رو میدونم و خودتم میدونی این دفاع، دفاعی که ناموس من و تو ازش یه اندازه بهره بردن "دفاع از خاک" هست نه دفاع از حکمت، پس حرفی نمیمونه.
    3: خودتو میزنی به اون راه اگر فکر میکنی سازنده از کرخه تا راین و چ و آژانس شیشه ای و بوی پیراهن یوسف "به وقت شام" رو سفارشی ساخته! به نظرم جوشت رو جای اینکه برای حاتمی کیایی بزنی که برای فیلم ساختن بر اساس اعتقاداتش بودجه سازمانی نزدیک به خودش رو میگیره، زورت رو بذار جلوی اونیو بگیر که حرفاشو اپوزیسیونی میزنه، دستش تو جیب همین سپاهه، از رحیم مشایی وام میگیره و ... بند سه در مورد سفارشی سازی بود، یا در مورد رانت و امتیاز ویژه؟ چی میخونی تو صالح پور؟
    4: ای به قربون دهنت! پس تکلیف من با تو، امثال تو، همفکران تو، میر حسین شما، کروبی شما، خاتمی شما و روحانی شما هم روشن شد! یک سری حزب باد :)) تعریفت از حزب باد رو خریدارم رفیق! :))
    خوب شد این کامنت رو نوشتی، دنبال مصداق غرض ورزی بودم، دمت گرم همین چیزایی که نوشتی رو میخونم هی به خودم میگم "اوه چه غرض ورزانه"!
    دستت درد نکنه، روحم شاد شد با جوابیه ات!
    موافق نیستم باهات ، این آقا حتی اگر میخاد از فیلم و عقیدش  دفاع کنه، منطقی این کار رو انجام بده، نه اینقدر تند و عجیب. حاتمی کیا  جوری صحبت کرد انگار آدم هایی که به فیلمش نقد دارن و مشکلاتشو عنوان کردن، خائن هستن . این چه منطقیه دیگه؟
    فیلم هاشون هم که مدام در حال پخش از سیماست، کارشون هم که به خوبی انجام میشه و مقبول و محبوب جامعه هم هستن، پس واقعا مشکل کجاست؟
    جواب:
    خیلی حرف زدیم ما اینجا رفیق، من همه اش رو هم توی کامنتها گفتم، اگر اونها رو خوندی و قانع نشدی من هیچ حرف جدیدی ندارم! اگر هم نخوندی لطف کن بخون که حداقل نظراتم رو بدونی در این مورد!
    با تک تک کلمات پستتون موافق یا مخالف نیستم،اما در کل شنیدن و خوندن نظرات متفاوت در مورد یه موضوع برام جالبه، و معتقدم باید نظرات و عقاید مختلف رو خوند و فارغ از جو(!) موجود در موردش فکر کرد.
    بخاطر همینم بعد از خوندن پست،لینکش رو بازنشر کردم تو کانالم. شاید با شنیدن نظرات متفاوتی از پیرامون از جوزدگی یک عقیده بیرون بیایم.

    اما نظر شخصی من در مورپ حاتمی کیا اینه که ارزشمنده بخاطر عقیده ات بایستی و تو جایی مثل سنِ مهمترین جشنواره کشور فریاد بزنی.
    ارزشمنده در مورد عقایدت فیلم بسازی. و آدم های ارزشمندی مثل مدافعان حرم رو نشون بدی.
    اما هنر این همه چند دستگی رو بر نمیتابه.
    اگر هومن سیدی در مغزهای کوچک زنگ زده تکه ای از مشکلات جامعه رو نشون میده حاتمی کیا هم تکه ای دیگر رو نشون میده.
    اینکه هنر،ورزش،جامعه،دین همه چیزمون اینقدر رنگ سیاست به خودش گرفته دوست داشتنی نیست. 
    جواب:
    من برای اینکه شما "فریاد زدن برای اعتقادات" رو ارزشمند میدونید خیلی خیلی خوشحالم! واقعا و از صمیم دل!
  • مهدی صالح پور
  • متن اونقدر معرضانه و جانبدارانه و غیرمنطقی هست که چیزی نمیشه براش نوشت. استفاده از روشِ قدیمیِ چوب کردنِ مدافعان حرم و کوبوندنش بر سر مردم رو ازت توقع نداشتم. 

    از حاتمی کیا هم اینکه تحمل نقد نداره و عادت کرده به‌به بشنوه هم برام عجیب بود. فیلم ساختی، یه سری دوست داشتن یه سری دوست نداشتن. دعوا نداره! وابسته باش و در وابستگی بمون. به خودت ربط داره.
    جواب:
    من قبل از بند پنج، چهار بند دیگه نوشتم، توی همون بند هم مدافعان حرم رو چوب نکردم، صرفاً توضیح دادم از چه تفکری بالا میان!
    اما! وقتی میگی مغرضانه، مصادیق اغراض من رو میتونی بهم بگی؟ میای با هم بند به بند بریم جلو؟
    بند صفرم: برای شما سخته درک اینکه موضوع حاتمی کیا جایزه نبوده؟ و دنیاش فراتر از اینه؟
    بند اول: در اینکه حاتمی کیا رو به خاطر سه دقیقه سخنرانی یک هفته تمام همه همفکرانِ سیاسی شما - که تصادفا قائل به آزادی بیان هستن - کوبیدن شکی داری؟ یعنی ندیدی؟ و در اینکه معتقدین به "زنده باد مخالف من" و "دهان منتقد رو باید بوسید و فرنچ کیس رفت" باید خودشون مصداق حرفشون باشن تردیدی وجود داره؟ در اینکه خیلی ها فقط حرف آزادی بیان رو در تفکر سیاسی شما میزنن و کوچکترین اعتقادی بهش ندارن شکی هست؟ این اتفاق کم افتاده که هر بار یک نفر با رویکرد مخالفشون حرف میزنه خیلی محترمانه طور بهش میگن "تو خفه شو! تو حرف نزن"؟ چه غرض ورزی ای میبینی؟ تو یا واقعا چشمت رو بستی به روی اتفاقات، یا در جریان اطراف نیستی!
    بند دوم: غرض ورزی ای در اینکه با تمام وجود حس کردم درد حاتمی کیا درد بچه رزمنده هاست نمیبینم، با چه کسی غرض ورزی کردم و حق صحبت و آزادی چه کسی رو ازش گرفتم؟
    بند سوم: استفاده "کلهم اجمعین" سینمای مثلا مستقل از رانت و اختلاس و پول دزدی مردم غرض ورزی منه؟ برای هرکدوم اینا یه جستجوی ساده نیازه! همین و بس، غرض با کی؟
    بند چهارم: غرض ورزی اینه که اینهمه مشکل برای حاتمی کیا رو نبینی، این نیست که بگی حاتمی کیا اتفاقا خیلی هم ممیزی شده!
    بند پنجم: خود شما بعد از حمله داعش به مجلس توی همین وبلاگ یهو و خلق الساعه همه وظایف رو متعلق به سپاه دونستی! این نشون میده شما خودت هم نگاهت اینه "بچه بسیجی ها و سپاهی ها میرن سوریه میجنگن" و حقیقت چیزی غیر از اینه؟ یه دونه شهید نه، جانباز نه، سوریه رفته ی رزمنده مبارز با داعشِ اصلاح طلب به من نشون بده! آماری که آوردم از تو خورجین نبوده، آماریه که وجود داره و باز هم با یه جستجوی ساده قابل دسترسیه، نگاه "اصلاح طلبها و حامیان و همفکرانشون" به مقوله های "جنگ و میهن و دفاع از وطن" هم آنچنان روشنه که نشون میده اگه توی این مملکت جنگ بشه "عمده رزمنده ها" رو چه کسانی تشکیل میدن! غرض ورزی این نیست، این تحلیل و بررسیه، غرض ورزی اینه هر جا به نفعته از یه چیز سهم برداری، هرجا به نفعت نیست همون چیز رو از صدر تا ذیل بزنی!
    بند ششم: که در مورد خودمه، با خودم غرض ورزی دارم؟
    بند هفتم: این هم روانشناسیه!
    ***
    تو متن من رو نخوندی ،اینکه اینهمه وقت بذاری متن بخونی تهش بگی "حاتمی کیا میخواست به به بشنوه" یعنی اصلا برای تو فرقی نداره من چی نوشتم! حاتمی کیا به به نمیخواست، درک میخواست!
    درباره‌ی خودِ پست، انقدر بحث و نظرِ مختلف اومده که هرچی بگم اضافه‌گوییه. تازه بعد از این‌همه تاخیر.

    فقط یه چیزی تو ذهنم بود که بیام و بگم یا نیام و نگم. آخرش اومدم و گفتم.

    توی آتش بدون دود، زمانی که آق‌اویلر_پسرِ گالانِ یموتی و سولمازِ گوکلانی_ رو به کدخدایی بردن، جلوی چادرِ سفید ایستاد و یکی از ارزشمندترین و غیرِ قابلِ درک‌ترین دیالوگ‌های هستی رو گفت. 
    :«من نه یموتم، نه گوکلان. ترکمنم، و ایرانی‌ام. ایران، سرزمینِ من است، و ترکمن، خلقِ من...»
    و نهایتاً مردمی که به کدخدایی پذیرفته‌ بودنش، بهش تهمت زدن که تو نوکرِ فارس‌ها شدی. تو جاسوسِ گوکلان‌ها شدی.
    همیشه‌ی خدا در همه‌جای عالم، بزرگ‌ترهایی پیدا می‌شن، قدرت رو دست می‌گیرن و یه نیرو، یه یاشولی آیدین پیدا می‌کنن که به مردم بگن بیا طرفِ ما وگرنه اون طرف سلاخیت می‌کنه. 
    جامعه دوطرفه می‌شه. یموت و گوکلان به ترکمن‌کشی دست می‌زنن. حاتمی‌کیا رو مصادره می‌کنن، سردار سلیمانی رو مصادره می‌کنن، رفسنجانی رو مصادره می‌کنن، هنرپیشه‌ای رو مصادره می‌کنن... و نهایتاً آدم‌ها با اندیشه‌های شخصی‌شون، با ایرانی بودنشون، با ترکمن بودنشون و با نظامِ فکریِ خودشون شناخته نمی‌شن. تو یا بامایی یا برما. تو یا چپی یا راست. تو یا یموتی یا گوکلان. 
    و غصه‌ی قضیه اینجاست که آدم‌های تک‌رو، آق‌اویلرها، همیشه نشنیده و نفهمیده و درک‌نشده باقی می‌مونن. همیشه انحصارطلب‌ها احتکارشون می‌کنن برای خودشون. همیشه مرز می‌کشن دورشون. زنجیرشون می‌کنن. از چادرِ سفید بیرونشون میارن. و مردم می‌میرن. مردم برای آدم‌های قدبلندی که مردم رو دودسته کردن، می‌میرن. یا جسمشون، یا اندیشه‌شون.

    اما آق‌اویلرها تا همیشه آلنی‌هاشون رو به شهر می‌فرستن تاطبابت یاد بگیرن. حاتمی‌کیا‌ها تا همیشه فریاد می‌کشن. هولدن‌ها تا همیشه قضاوت می‌شن. 
    و این قشنگیِ این دنیاست. اینکه همیشه یه صدا اون وسط هست که داد بکشه من به شما نمی‌چسبم. من تا تهش، پای آرمانِ خودم می‌مونم. حالا هرچی که می‌خواین بگین، بگین. من اینم.

    تمامِ این چندروز که هی این صفحه رو رفرش می‌کردم تا کامنتا رو بخونم، فقط همین بود که توی ذهنم برق می‌زد. 
    جواب:
    من نمیدونم کجای این ماجرا قرار میگیرم، اما خوندن همچین کامنتی واقعا حس خوبی داشت! مثلا انگار یه زنگی توی سرت صدا بده که ببین راهت رو درست رفتی! همچین چیزی!
    در مورد شما هم همینطور احساس میکنم
    چون کتاب و فیلم معرفی میکنید یه عده لزوما میخوان در دسته روشنفکر پس اصلاح طلب پس هر اتفاقی افتاد تو اپوزسیون بمان
    چون انتقاد میکنید و انتخاب های متفاوتی دارید پس لزوما حزب اللهی احساسی پرخاشگر کوته فکر تعین نایافته باشین
    ان شا الله بتونیم بفهمیم ممکنه یه نفر همه اینها باشه و دسته بندی بی فکر جامعه رو قبول نداشته باشه...
    جواب:
    اوهوم، ما کلا ید طولایی داریم در اینکه افراد رو به جزییاتشون خُرد کنیم و با برخی از همون جزییات ازشون تعریف کلی ارائه بدیم!
    هولدن  بسی بهره بردیم, آفرین پسر بگویم برایت از پارچه های حریر و ظرفهای نقره و طلا و فرشهای دستباف ابریشمی با نقش و نگار ابر و بادی و رنگین کمان ازااقصا نقات کشور و سرزمینهای دور در طبق های سیمین به عنوان تحفه و دستمریزا بیاورند, شجاعتت را میستایم, از ناحیه نقادان هرزگو مکدر نشوید, هر دریای کف هم بالا میآورد بگذر که میگذرد, خواستم حال و هواتون عوض بشه دیییی
    جواب:
    نقد که نقده! بایدم باشه! اما خیلی از این بساط نقد نیست حقیقتاً!
    علیک سلام
    وقتی هنربه خدمت ایدئولوژی درمی آید وظیفه هنرمند که اینجا جناب حاتمی کیا باشد نسبت به دیگر هنرمندان  سنگین ترمی شود. چرا که همانطور که درکامنت قبلی گفتم. هدف و منظور چنین سینمایی جذب و پیوند مخاطب با تفکری ست که هنرمند و دوستانش! دنبال می کنند و هزینه های کلانی که صرف چنین فیلم های پرخرجی می شود هم هدف و مقصودشان رسیدن به همین منظور است.. و هنرموفق هنری ست که مخاطبش را. مخصوصا و مخصوصا و باز مخصوصا مخاطب مخالفش را به خود جذب کند و دراو ایجاد همدلی و همراهی کند. به سوالاتی که در ذهنش دارد پاسخ درست و منطقی بدهد. و او را راضی از سالن سینما بیرون بفرستد. نه که او را به بازاندیشی و حتی تحریم  این فیلم و آن تفکر ! وادارد!

     و اگر صحبت از سینما ی حاتمی کیا و اندیشه هایش و تفکراتی که او دنبال می کند  و همه می دانیم و مخصوصا موضوع فیلم به وقت شام که اینجا ازکرخه تا شام شده و مرا یاد روزی روزگاری، از تهران تا کربلا انداخت! و موضوع دفاع از مدافعان حرم درقالب یک فیلم سینمایی به کارگردانی این شخص نبود. پس صحبت از چه بود؟
    دزمورد مطلب شما که گفتم تا حدود زیادی احساسی بود. که اگرنمی گفتم هم فرقی به حال شما نمی کرد آن طوری که نوشتید.
    یک سوال دارم. اگرنظر مخاطب برای شما ارزش و اهمیتی ندارد. چرا کامنت دانی تان را باز گذاشته اید؟
    و اگر اهمیت دارد، چرا با او  و نظر شخصی ش سرجدال دارید؟
    من نه از مطلب شما تعریف و تمجید کردم و نه آن را تخریب کردم. فقط نظرم را درمورد حسی که این متن به من داد گفتم.
    و گفتم که کامنت ها را نخواندم چون اصلا وقتش را ندارم. شما اشاره کردید که دو هفته صبر کردید بعد این مطلب را نوشتید تا پخته تر شود!
    حتی اگر سالها صبرمی کردید و باز این مطلب را با همین لحن می نوشتید. نظرم همانی بود که گفتم. متنی که احساس درآن بسیار دخیل بود و به همین دلیل نمی شد  کاملا حق را به او داد.
    نمی دانم در پاسخ به این کامنت چه می نویسید یا چه می گویید. و نمی دانم بعد که فیلم را دیدید در موردش چه می نویسید اما می دانم که من  دیگر، خیلی دلم نمی خواهد این وبلاگ را بخوانم.
    البته این بارهم اتفاقی بود و همانطور که گفتم دلیلم علاقه به سینما بود. نه چیزی دیگر....
    موفق باشید جوان.
    جواب:
    این عمیقاً خوشحالم میکنه که وقتی شخصی از من/افکارم/رفتارم/شخصیتم/نوشته هام/وبلاگم (یکی، چندتاش یا همه اش) به درست یا غلط خوشش نمیاد به جای تلاش در "رشد دادن من"، من رو نخونه. کار به شدت خوشحال کننده ای میکنید، ممنون و موفق باشید.
  • وال کوهان دار
  • کمیت این متن می لنگد رفیق
    جواب:
    شرمنده ات شدم که اندازه ام همینه، شما ببخش.
    حاتمی کیا تو صحبت هاش میگه من (از کسایی که بهشون باور داشتم فیلم ساختم) کسایی که همفکرشون هستم، اما شما میگی

    همفکر مدافعین حرم نیستم، من کلا هم فکر آدمهای اینطورمذهبی نیستم که هیچ، اگر در صد مورد با هم صحبت کنیم در 99 موردش به شدت مخالف هم فکر میکنیم.
    ینی فقط بابت 1 درصد همفکر بودن به دفاع از مدافعین برخاستین؟!!!
    میگی دفاع از وطن به تفکرات سیاسی ربط داره و اونو تعمیمش میدی به مدافعین حرم، ولی به نظرت این افراد بیشترتحت تاثیر
    تفکرات مذهبی و دینی قرارندارن و طبق این تفکر رهبر سیاسیشون رو انتخاب نمیکنن؟!!!
     
    تو جنگ 8 ساله آدمایی با هرنگرش و حزب و گروه و تفکری حضور داشتن برای از دست ندادن حتی ذره ای از خاک وطنشون
    جواب:
    تفکر یک مقوله صفر و صدی نیست. شما یک محور رو اگر فرض بگیرین که یک سرش آ بچه حزب اللهی های مدافع حرم و اون سرش آپریم جوانان عمیقا لیبرال باشن و فاصله شون دویست درجه باشه من طرفهای صد و بیست، صد و سی ده تا بالا و پایین اینها قرار میگیرم، اینکه در خیلی مسائل باهاشون مشکل دارم و نزدیکتر به طیف مخالفشون هستم اولا نه بزرگی و عظمت کارشون رو زیرسوال میبره که من نادیده بگیرمشون دوما دال بر این نیست خیلی همفکر اونی هستم که گفتم بهشون نزدیکترم! اعتقادات بنده به شدت فاعلی هست و خودم شکلشون دادم، سعی و نگاه من به درستی کاره نه خط کشی های متقن. من هرچی سعیم بر خط کشی نکردنه خودم توسط دوستان هی مرزبندی میشم!
    در مورد بند سیاسی، حرف شما خیلی میهن پرستانه و قشنگه اماعیبش اینه که "حرف" هست. بله مشخصه وقتی جنگ میشه خیلی ها میرن با تفکرات مختلف و متفاوت، اما فکتی که من آوردم سعی بر این داره که بگه اکثریت مطلق رزمنده ها از کدوم طیف برمیان، شک دارید بهش؟ در مورد اینکه عمده -بالای نود درصد- داوطلبین هرجنگ فرضی ای با شرکت ایران رو همین بچه حزب اللهی های تندرو تشکیل میدن شک دارید؟ اصلا با فرض دفاع از وطن کار همه است،چند تا چهره اصلاح طلب مدافعان حرم رو نکوبیدن؟ شخص روحانی در مناظرات؟ کرباسچی؟ جهانگیری؟ صادقی؟ تاجزاده؟ زیباکلام؟ حرفای شما قشنگه، فقط قشنگه، شعاره. اتفاقی که توی واقعیت میفته و چیزی که من میبینم اینه که صد در صد مبارزان علیه داعش همه متعلق به جبهه تفکری خاصی بودن، به شکل کاملا صد در صدی!
    من در خیلی مسائل از بچه حزب اللهی ها دورم،حتی مشکلات جدی دارم باهاشون، با حاتمی کیا قرابت بیشتری دارم اما با اون هم آنچنان همفکر نیستم اما چندی اصول مشترک آنچنان بزرگ داریم که حتی اگر از لحاظ تعداد دو سه یا ده تا از صدتا بشن از لحاظ اندازه و اهمیت برای من آنچنان بالا و حیاتی هستن که وقتم رو براشون بذارم و در مواردی که صحیح عمل کردن مدافعشون باشم. ضمن اینکه عرض کردم برای من مدافع وطن ورای تفکرشه، ذاتا برام ارزشمنده و این باز خودش با اینکه اکثر مدافعان وطن رو کدوم طیف تشکیل میدن یک مقوله به شدت متفاوته
    اول که دیدم به نظرم یه ادم حال بهم زن خودشیرین اومد اما بعدش به این نتیجه رسیدم اون خیلی بهتر از همه ما منیتش رو فریاد زده و ازادانه خودش بوده ..کاش همه ما اینقدر راحت از منیتمون دفاع میکردیم 

    جواب:
    درود بر شرفت!
  • یادداشت های روزمرگی
  • یه آدم معمولی هستی با  فکر و منطق خودت. بی اعصاب هستیا اما منطقت رو فدای هیجانات یهویی نمی کنی. :)

    من قبل از اینکه به اینجا رفت و آمد کنم بخشی از آرشیو وبلاگت رو در پرشین خوندم.. فقط به خاطر اینکه بدونم می خوام با چه طرز فکری و نگاهی روبرو بشم و گاهی هم نظر بدم.

    جواب:
    من نپرسیدم چه جور آدمی هستم :دی
    یه دسته بندی ای کردی پرسیدم توی کدوم دسته ام؟
  • آسـوکـآ آآ
  • هولدن من یه چیزِ بی ربط به پستت بگم؟
    خیلی سخت بود خوندن پستت، من این متنو 3 درجه بزرگ کردم تا تونستم بخونم :|
    خیلی ریز بود! خیلی!
    و راجع به حاتمی کیا!
    من فیلماشو دیدم و میبینم!
    به نظرم فیلم خودش نماینده خوبیه واسه این که به آدما بفهمونن چه تفکری پشتش هست!
    هرچقدر هم اسم بذارن روش
    مردم ما مردمی هستن که خودشون بلدن بفهمن به کی مدیونن و هیچوقت ترانه علیدوستی ها و لیلا حاتمی ها نمیتونن حس دینشون به شهدارو از بین ببرن.
    و به نظرم بهترین نوع اعتراض میتونست این باشه که جایزه رو نگیره.
    همونطور که بارها اتفاق افتاده جایزه اسکار رو خیلی از بازیگرا به علت تفکر نژاد پرستانه داورا نگرفتن!
    و بدتر اینکه دو تا جایزه واسه بهترین فیلم خودش حرف و حدیثارو بیشتر کرد که آره فیلم حاتمی کیا قرار نبود جایزه بگیره و چون سفارشی بود جایزه گرفت.

    نمیدونم والا
    امسال حرف و حدیث زیاد بود
    نه فقط راجع به حاتمی کیا...
    جواب:
    قدیمها هم همین رو میگفتن بهم، ولی من با همین اندازه استاندارد مینویسم! :دی
    بقیه حرفات هم قبول دارم، مخصوصا اون که نباید جایزه رو میگرفت! :دی
    رند رسوای گرامی:
    خوب بود از تاکتیک مخلوط کردن نظرات چند شخص و پاسخ مغلوط! و محلول! به آنها صرف نظر میکردید چون این زرنگ بازی ها در مقام رندی هرچند شوخی اش شاید خوب باشد ولی جدی اش اصلا خوب نیست.

     و اما بعد، اصلا از برخی کلمات غیرمودبانه شما چون درگیر تاکتیک فوق الذکر هم بود خوشمان نیامد که دلیلی بر آن مترتب نبود و ندیدیم. به هر حال "ادب مرد به ز دولت اوست"! - یعنی چه قرقره و ماست در حضور کلمات معظم و فاخری چون تکین و تعین نایافته که لطف کرده ما اهل کتاب(!) را از بی سوادی خویش خبر دادید و از جهالت ادبی خارج کرده و ویکی مآبانه تفهیم! - خلاصه اینکه شما آن یک قلم به زبان ما بی سوادان سخن گفتن را هر چند برایتان بسیار دشوار نماید با این زبان فاخر و علمایی تان لابد!، پیشه کنید تا دل ها به هم نزدیکتر شود که ذهن ها خواهند شد، نه اینکه بدترش کنید گویا کذا فی الاصلانه! ما چنین نخواسته ایم!

    و اما بعدتر، بالاخره سوادش را شما که ندارید، ما هم که نداریم،  پس از سواد نداشته تان استنباط میکنید که او هم سوادش را ندارد؟ چطور ممکن است که موضوعی را چنان جای بنشانیم که میدانیم که نمیدانیمش؟! در حالیکه می دانیم که دیگران هم نمی دانندش؟ شاید آن نادانسته شان چون شما اقرار به نمیدانید می کنید دانسته ای است که باید فرا بگیرید شاید که بدانید!

    و اما من بعد! بعدتر، جناب رسوا، جهان کوچک ما که اینچنین غمگنانه! در آن چمباتمه زده ایم بحث های تئوریک را مناسب افرادی که گرفتار جهل بسیط هستند نمی داند از آن رو که دیگران را متهم به ندانستن چیزی می کنند که به آن جهل دارند. پس لطفا چیزی را که خوب می فهمید در این میان در رابطه با سعی، نه در ثقیل گفتن که مثل معمول سخنران راندنتان را به له یا علیه چیزی تعبیر نکنید برای  دن کیشوت وار حمله به آسیاب نادانی! دیگران.

    کامنت قبلیتان در کلام، شما فرموده؛ ولی در نیتی که سعی بر پنهان کردنش پشت کلمات تزئینی داشتید خیر! سطوح دوگانه تان نیز! ولی آن سطح دومی که به آن حمله می کنید ریشه در برداشتتان از سطح اولی دارد که مشکل از اینجا آغاز می شود. مغشوشاتی از "شما نمی دانید، سوادش را ندارید، خودم هم نمی دانم! یکی می آید که می داند و واژگانی برگرفته از همان دلقکانی که سعی بر فاصله گذاری با آنها دارید چون آبرویی نگذاشته اند برای دفاع که رژیم بعث سوریه و ربط حرم به وطن و ... لقلقه زبانشان است دائم" و شما ارجاع میدهید به همین کلمات و بعد بلافاصله سطح اول انتزاعی که مثلا چون سوادش را ندارید/ندارم پس کاری به آن نداشته باشید.

    خلاصه از آنجا که خوب می دانید که بحث بر سر چیست و علت پنهان شدن پشت سپر کلمات هم، همینکه خودتان بدانید که می دانیم که می دانید از آن قسم که می دانید که نمی دانیم! کافی است. پس لطفا یا درست همان مفاهیم کلان و انتزاعی و تئوریک و در قالب علم سیاست و لابد اخلاق و فلسفه را به بحث بنشینید تا ببینیم سطح دوم ریشه دار در سطح اول به هر جهت و شکل، غلطش کجاست از منظر شما ( که به نظر غلط های آشکاراش را مدتها پیش از حاتمی کیا سلبریتی های #بی_سواد آشکار ساخته بودند)؛ تا بعدتر برسیم به اینکه در همین سطح اول حرف حساب چیست که اتفاقا آن اساتید و مفاخر و فیلسوفان به خاطر همین مصداق های عینی و گوشت و پوستانه است که با جلو انداختن سلبریتی و واژگان ثقیل و مفاهیم دست نایافتنی برای آنکه سواد ( عملی )! نداشته شان را پنهان کنند و تئوری های نخ نمایشان را در چشم! سعی می کنند علم بیسوادی هوا کنند تا مرعوب شوند دیگران و سکوت کنند تا زمان فراموشی حال و قضاوت بر بستر غبارگرفته های تاریخی.

    راستش به اندازه کافی انقدر به قول شما قرقره اتوکشیده های پشت قلم و دوربین را شنیده ام و دیده ام که به اندازه ی ارزنی سواد نظامی و سیاسی ندارند و دم از مواجهه ی تئوریک با مرزو  وطن و حرم و داعش میدهند که تا خرخره پرم! اینکه آن ها و یا حتی اینها با واژگان هم تای شما، دوست دارند چه برپا کنند به خودشان مربوط است ولی آنچه حججی ها و بیضایی ها و دوستانشان می کنند نه فرصت و نه اعتنا و نه ارزشی قائل است برای نشخوارهای (این کمال همنشینی که می گویند این هست ها بلا نسبت) اینچنینی.

    پ ن: بعد حالا هوار هوار نکنی ها که آی دیدید این به این واژگان طلایی و علوم عزیز و این جوهره ی ذهن و تفکر و تامل چه نام نهاد و ما را بری است از چنین آدمیانی ایش ایش! نه رند عزیز، رندانگی حال می خواهد و طرف خوش و زمان مناسب، عقل و اندیشیدن و نگریستن به معرفت و تتبع از نیک ترین و وجدآورترین داشته های انسان است ولی بازی با آن و سرگرمی و جداساختنش از واقعیات به درد پستوی سر میخورد و تفریح.

    اگر قضاوتمان بر اساس مرسومات دیگران است و معروفاتشان خاصه در غرب که تکلیف روشن است ولی اگر بر مبنای بنیانینشان که خب به قول شما! و علما: «ما قصد لم یقع و ما وقع لم یقصد».

    جواب:
    افسوس و دو صد افسوس که من در این مقال "تعین نایافته ام" هنوز وَرنَه در این مرتبت و موضوعیت سیاهه ای خُرد به زیور طبع آراسته و تفکرات پست استکراکچرالیستی خود را که از فلاسفه معاصرِ یونان باستان!!! به عاریت گرفته و با رویکرد آمپریست های هم عصر هیوم تلفیق کرده و کمی از اگزیستانسیالیسم الحادی به آن افزوده ام به عموم جهانیان عرضه میداشتم ... حیف و دو صد حیف که من یک تک نام تکین تعین نایافته ام!
    بله. موافقم که روحیه پرخاشگری ربطی به جنسیت و سن و سال نداره.
    و عذر میخوام که این مسئله رو به جنسیت و سنتون ربط دادم :) 

    + شما حتی انقدر درگیر پرخاشتون هستید که فراموشتون شد جوابِ واجبِ سلامِ دوستانه ی بنده رو بدید :)

    ++ اگر بناتون بر تضارب آراء و پیشرفت و آگاهی هست، خدمتتون عرض می کنم که یکی دیگه از مظلومیت های مدافعین حرم اینه که آدمایی با روحیه و قلمی پر از پرخاش سعی می کنن ازشون دفاع کنن. آدمایی که دفاعشون بدتر از حمله است. آدمایی که همفکرهاشون رو منزجر میکنن؛ چه برسه به غیرهمفکرهاشون :)
    مؤید باشید
    جواب:
    ببینید کاربر گرامی! شما میرید و میاید و به من انگ و تهمت میزنید، نسبت به من میدین و من هیچی به شما نمیگم، بعد اخر سر اونی که طلبکاره هم شمایی؟ جل الخالق!
    در مورد عصبیت جاری در متن با احترام تمام بهتون توضیح دادم.  اینجور که شما متخصص امور رفتاری هستین و در مورد میزان پرخاش و احساسات در افراد نظر متقن دارید قاعدتا باید بدونید رفتار احساسی رفتار بلافاصله است، یعنی آدم وقتی عصبی هست یا احساساتی شده "قشنگ دو هفته صبر نمیکنه که موضوع از اون داغی پوپولیستی بیفته تا بعد در فضایی آرومتر بتونه از منظر خودش وارد بحث بشه"، من اگر بنا به عصبیت و احساساتی شدن بود که دو هفته پیش این رو با شدت و حدت تمام مینوشتم و اینهمه روز صبر نمیکردم برای موضوع. آدمیزاد به طور عام و اون دسته ای که به هر نحو مینویسن به شکل اخص، چه در فرم نوشتار چه در محتوای نوشتار چه در شخصیت و چه در تفکر نمیتونن همه رو راضی نگه دارن. در مورد شخص من این موضوع با فعل "نمیخوام" تموم میشه. کاملا مشخصه که هر بحثی چه در فرم چه در محتوا موافق و مخالف داره. حالا شما سرخ شدن صورتت رو پشت یه ":)" قایم میکنی و به منی که صرفا بدون تعارف اما در کمال آرامش باهاتون حرف میزنم برچسب پرخاشگری میزنید. نمیدونم از چه زمانی من رو میخونید یا میخونید اصلا یا نه، اینجا پره از اشاعه نظرات درست و غلط من با هر مدل ادبیاتی که تشخیص دادم بنویسمش. همونطور که فریادهای هورا و "چه قدر عالی" و "چه قدر منطقی" موافقان من باعث نشد من فکر کنم خیلی "عاقلم" حرف شما هم باعث نمیشه من فکر کنم "اه اه چه لوسم"، و این از اون بابته که من خودم رو بسیار خوب شناختم و به شدت با خودم صادق و صریحم! شما هنوزم میتونی بگی این متن توهین آمیز، زشت، زننده، منزجر کننده و ... است، از باب احساس فرمودین، گفتم خیر، همچین چیزی در این متن نیست، الان هم دوباره مفصلا توضیح دادم، دیگه بار سوم کلا حرفی ازش نمیزنم!
    +من توی مدیوم های نوشتاری خیلی جاها سلام کردن یا جواب سلام رو دادن یادم میره. جالبه که شما همین به چشمتون اومده اونم به پرخاشگری من - در متنی که در کمال ادب نگاشته شده - نسبت میدید، یعنی من بخوام از روی استانداردهای شما نسبت - قطعاً غلط - بهتون ببندم یه جایی بین "نازک نارنجی" و "بچه ننه" سیر خواهد کرد، همونقدر که ایده شما در مورد پرخاشگری من صحیحه، این دو تا نسبت غلطی که من ازشون نام بردم هم در مورد شما میتونه صحیح باشه!
    و نکته آخر، من همفکر مدافعین حرم نیستم، من کلا هم فکر آدمهای اینطور مذهبی نیستم که هیچ، اگر در صد مورد با هم صحبت کنیم در 99 موردش به شدت مخالف هم فکر میکنیم. اتفاقا فکر من به طیف ناهمفکر با عزیزان ارزشی و انقلابی بسیار نزدیکتره! فقط من سعی کردم بیشتر رشد کنم و اینقدر خط کش نذارم!
    ممنون، موفق و موید باشید، یا علی!
  • ستاد وصل کردن دل های بلاگرها به هم :/
  • دعوا نکنید دوستان،آروم باشین،با هم گفت و گو کنید نه جر و بحث و دعوا...
    Every body,please be relax 
    شب عالیتون بخیر :/
    جواب:
    :|
    ادب و اخلاق هم جزء چیزهایی هستن که  امروزه به عنوان ”ژست“ ازشون استفاده میشه تا افراد حواس حضار رو از پوچ بودن و چیپ بودن نظریاتشون پرت، و بقیه رو با سلاح  ” بی‌ادبِ وحشی، داری توهین میکنی“ خفه کنن.
    اما واقعیت اینه که توهین، نسبت دادن صفات نادرست به افراده. مثل ادای کلمه‌ی ”متوسط ساز“  توسط افرادی که قله‌های افتخار‌ و‌ شِبه آرمان‌هاشون در بقچه‌ی مورد توجه قرار گرفتن و جلد لوموند و سن اسکار خلاصه میشه و درک جهان دیگران -که شامل  حجم زیادی از زوایا و ابعاد و احساسات و حتی لذت‌های زندگی میشه که اینا خودشون رو ازش محروم کردن- براشون به‌شدت سخت میشه!
    جواب:
    اینا همه یه سری "تعیّن نایافته" هستن :))
    سلام
    من سینما را دوست دارم. بنابراین هرجا بحثی درمورد سینما اتفاق می افتد دنبال می کنم.
    البته متن شما را خواندم اما متاسفانه فرصت خواندن کامنت ها را نداشتم. امیدوارم فرصتی پیدا شود تا بخوانم.
    فیلم اخیر أقای حاتمی کیا را دیدم. مطلب شما را هم که درآن احساس بسیاردخیل بود  خواندم.
    ما دو جورهنرداریم. هنری که با مخاطب رابطه می گیرد و ایجاد همدلی می کند. و هنری که بین او و هنرمند فاصله می اندازد و او را وادار به بازاندیشی، تفکرو تامل و حتی قضاوت می کند. بنده کاری با حرف و حدیث های درحاشیه ،  یا تمام این حرفها ندارم. حرف من مستقیم برمی گردد به خود فیلم. من این فیلم را هم مثل تمام آثارحاتمی کیا تماشا کردم. این فیلم انتظارات مرا برآورده نکرد. گرچه آژانس شیشه یی یا ارتفاع پست یا حتی به رنگ ارغوان ایشان را دوست داشتم. اما این فیلم باعث شد تا دیگر سینمای ایشان را مثل گذشته دوست نداشته باشم. فیلم به وقت شام، به دلیل نگاه به شدت، آرامانگرایانه فیلم ساز، و تفکری که ایشان دارند و و پنهان هم نمی کنند و به دلیل اینکه چون اثارسابق ش، رنگ بویی هنری آنطوری که انتظار داشتم نداشت و سبک سرد و فاصله گیرانه ش، و اینکه اساسا هرگونه عناصرجذابی را ازقصه یی که هدف و منظورش کاملا مشخص بود! حذف کرده بود. و به دلیل فضای اکشن و پرحادثه یی که من مخاطب را یاد کپی های دست چندم فیلم های اکشن هالییودی انداخت و باز به دلیل اینکه به جزالقای اهداف کارگردان، و دوستانش، هیچ پرسش بنیادینی را مطرح نکرد. و بیشتر، تبلیغاتی به نظرمی آمد تا سینمایی! نتوانست مرا تحت تاثرقرار بدهد و .بین من و آقای کارگردان و اندیشه های او فاصله عمیق تری انداخت. درصورتی که هدف و منظور فیلم هایی دراین سبک ها، باید دقیقا همراه کردن مخاطب و جذب و پیوند او با تفکری باشد که پشت این قصه خوابیده و این همه هزینه برای رسیدن به چنین منظوری صرف شده! نه عکس آن! فیلم موفق فیلمی ست که مخاطبش را،حتی مخاطب مخالفش را به خود نزدیک کند. نه این همه ازخود دور....
    جواب:
    این رو چند کامنت پایین تر هم نوشتم:
    بنده بیش از دو هفته فاصله گذاشتم، این باید نهایت "آرامش فکری" من رو رسونده باشه! من "انتخاب" میکنم چطور بنویسم و "تصمیم" گرفتم با این ادبیات بنویسم، با ادبیاتی صریح، سرراست و مستقیم، میتیونید لذت نبرید ازش اما "انگ" احساسی زدن نظر من رو ضعیف نمیکنه. همونطور که تعریف شما هم این متن رو یک متن خارق العاده نمیکنه! این از این!
    و اما در مورد بقیه اش، من در مورد فیلم ندیده نظری ندارم، همونطور که در مورد فیلم نظر هم ندادم، اصلا ما در مورد سینما حرف نمیزنیم توی این پست!  فکر میکنم مشخصه بحث نه بحث سینماست نه بحث حاتمی کیا، ایشالا فیلم رو ببینم نظرم رو در موردش میگم!
  • گمـــــــشده :)
  • خب اینقدر میشناسیم که بدونی کامنتم تبلیغی نیست😁نا سلامتی بیشتر از یه ساله دارم می خونمت
    یعنی خوشم اومد..کلا پیش نیومده چیزی بنویسی مخالف باشم..یه بار محض تنوع یه چیزی بنویس مخالف باشم..😊
    جواب:
    :|
    حقیقتش من ظهر خواستم کامنت بذارم واسه این پست اونقدر سرگرم خوندن کامنتهای دوستان و جواب شما شدم که کلا یادم رفت جایی باید میرفتم و نرفتم
    خواستم بگم من چون اصلا بازی با کلمات بلد نیستم و اصلا اون جور نوشتن رو هم بلد نیستم خیلی ساده میخوام بگم پشت پرده ی این سینمای پر از مافیای ایران خیلی اتفاقات ناهنجاری داره میوفته که اصلا نمیشه در مورد حق یا ناحق بودن جایزه ی حاتمی کیا نظر داد البته بشخصه معتقدم حاتمی کیا یکی از قهار ترین فیلم سازهای کشور هستن و اینکه سفارشی سازه یا نه بخودش مربوطه چون این امکان واسه خیلی از فیلمسازهای ماهم هست که از این امکانات دولتی استفاده کنن ولی در نهایت فیلمشون چیز بدرد بخوری از آب در نمیاد
    دوستی که از واژه های بدی برای مدافعان حرم استفاده میکنه هم باهاشون موافق نیستم البته اینو بگم من با اصل دفاع بظاهر از حرم مخالفم ولی به اعتقاد کسی نمیشه توهین کرد
    خلاصه بگم خیلی لزومی نداشت به بلند و بالا بودن این پست که هر کس به ظن خودش از خط به خط اون برداشت دیگه ایی بکنه شما نظر خودت رو گفتی و هر کسی که مخالفه باید محترمانه نظر میذاشت بدون توهین چون معتقدم کسی که کم میاره شروع به توهین میکنه
    شما میدونم استراتژیتون اینه که جواب های هویه ولی اینو میشه خیلی آرومتر و بادلایل مستند به طرف مقابل گفت
    هر چند میدونم نه حاتمی کیا اینجارو میخونه تا از شما تشکر کنه واسه حمایتتون و نه مخالفاش
    در کل انرژی زیاد گذاشتن هم آدمو خسته میکنه اینقدر هم لزومی به انرژی گذاشتن واسه تبزئه شدن نیست کسی که مطلبو گرفته که هیچ کسی که نخواد مطلبو بگیره عمرا قانع بشه
    جواب:
    من حقیقتا بحث های مستند و مستدلم رو قبلا با این به ظاهر متفکران توخالی کردم. خودت از زمان اون مریم معروف و و قبلترش بودی، من فحش رو با فحش جواب نمیدم و این رو میدونی! اما حرّاف لفّاظ با پوسته ی فکر و درون چاله میدونی دیگه بحث فحش نیست! اون با کلمات به ظاهر محترمانه و نه فحش سعی میکنه تحقیر میکنه و چون در نود درصد مواقع راهشون جلوی یه سری آدم ضعیف و مرعوب موفق هم بودن فکر کردن همه جا کاربرد داره، اما نه چون اینجایی، من اونقدری به چیزی که هستم، چیزی که فکر میکنم و ابعاد و اندازه های خودم واقفم که دو تا جوجه دانشجوی پرمدعای کم سواد نتونن همچین کارهایی رو اینجا کنن! اینجا اتفاقا با جنس خودم حرف زدن مسخره است، باید جنس خودشون بود، هیچ اشکالی هم نداره، کامنتی که با کوته فکر کوته فکر و "خام" و "ساده لوح" و "واژه پرست" شروع بشه و به "مزدور" خوندن مدافع مملکت برسه رو باید عین عین عین خودش جواب داد! هیچ مسئله ای هم نداره، عین کار درست هست این!
    سلام. وقتتون بخیر باشه :)
    متن رو که می خوندم (از حجم مطلب و نوع بیانش) احساس کردم یه دختر خانمِ مثلاً بیست - بیست و دو ساله نوشته...  تحسینش کردم که اینقدر خوب احساساتشو ابراز کرده. لابلای کامنت ها رسیدم به کامنت دلژین و انگار کردم که با یه پسر طرفم. بعد که رفتم ابوت می بلاگ رو خوندم، دیدم انگار نویسنده خیلی وقته بیست - بیست و دو سالگی رو رد کرده. اینجا بود که دیگه نوشته و نویسنده رو تحسین نکردم... :)
    و حالا به نسبت جنسیت و سن این سؤال رو می پرسم:
    چقدر عصبی سعی می کنید از حق دفاع کنید؟! :)
    جواب:
    بنده بیش از دو هفته فاصله گذاشتم، این باید نهایت "آرامش فکری" من رو رسونده باشه! من "انتخاب" میکنم چطور بنویسم و "تصمیم" گرفتم با این ادبیات بنویسم، با ادبیاتی صریح، سرراست و مستقیم، میتیونید لذت نبرید ازش اما "انگ" احساسی زدن نظر من رو ضعیف نمیکنه. همونطور که تعریف شما هم این متن رو یک متن خارق العاده نمیکنه! این از این!
    دوما، این تلقی های جنس گرایانه ی عصر حجری "فکر کردم دختر بیست ساله..." که با رویکرد آگاهانه/ناآگاهانه تحقیر جنس زن بیان میشه رو بریزید دور، چون برای من مهم نیست چیزی که از متن من برداشت میکنید یک احساس نود ساله ی علامه طباطبایی هست یا احساس بیست سالگی ترلان پروانه، من متنی رو نوشتم که دارید میخونید! تحسین و تحقیر و توهین شما به شخص من هم حقیقتا موضوعیت نداره. حرف من و حرف شما و برخوردشون با هم و تضاربشون هست که پیشرفت و آگاهی میاره، بقیه این صحبت ها کلا خارج ار بحثه، شما از الان تا قرن 23 میلادی هم من رو پیاپی تحسین کنی، ذره ای در من تغییر ایجاد نمیشه! متوجه منظورم هستید؟
    ۰) از «شما بقیه حرفات رو وبلاگ کازیمو بزن» گفتنت، پر پیداست که کجا شما را در باره ی مفهوم «آزادی بیان»، «خوش عادت» کرده اند!

    ۱) کامنت های کازیمو را بعد از نوشتن کامنتم خواندم. البته گویا کامنت های اصل کاری حذف شده بودند، اما تا همین جایش هم مویدی بودند بر «حاتمی کیا»بازی کسی که میخواهد در سبک نوشتارش ادای سلینجر را در بیاورد، اما مسعود دهنمکی ای بیش از آب در نمی آید!

    ۲) لوژی و ایسم و علوم انسانی و ... پیش کش، باید قدری زبان فارسی ات خوب باشد تا بفهمی معنای گزاره ی «سواد و اطلاعاتش را هم لزوما نداری» این نیست که «من میفهمم و تو نمیفهمی». آن هم جایی که خود نویسنده با تاکید نوشته «ظهور چنین افرادی نه در جناح مدافعان مدافعان حرم و نه در جناح مخالفان مدافع حرم -از جمله همین نگارنده- هنوز بسیار دور از ذهن می نماید».

    ۳) راستی که حالا که نوبت نوشتن مثل بچه ی آدم شد، چرا فقط من و کازیمو، خود حضرتت هم حاضری از این سبک مزخرف سلینجریت کوتاه بیایی؟ اگه جوابت اینه که به کسی ربط نداره، قطعا جواب من و کازیمو هم میتونه همچین چیزی باشه. بگذریم که سلینجر اصلا نویسنده ی خوبی نیست، اما از کسی که «محاکمه» را نفهمد، انتظاری بیشتر از «فرانی و زویی» نیست.

    ۴) خانم نویسنده و جناب آبلوموف، آدرس را اشتباهی آمدید، برای شنیدن دفاعیه ای مطنطن از کوتوله هایی مثل علیدوستی و ریستارت و ... نباید از من یکی فکت بخواهید. اول بفهمید که دعوای من چیست، بعد اگر دیدید ربطی به آنها داشتم، آن انشاهای ملال آورتان را قرقره کنید. جهان به کوچکی جهان ذهنی و دیده ی تنگ حاتمی کیاها و قاسمخانی ها نیست. اگر شما جز با این دو تیپ دلقکی و جز با دو مقوله ی «مخالف» و «موافق» نمی توانید در باره ی پدیده ها فکر کنید، مشکل خودتان است و نه من. و صد البته از کسی که فکر میکند نظریه و تفکر، «امر انتزاعی» و «صرفا مربوط به دانشگاه»ها ست و این پدیده ها اصولا «چندان فهمش سخت و پیچیده نیست و ذاتا بری هست از این تعاریف» (کذا فی الاصل!)، خیلی انتظار بیشتر نباید داشت. دفاع از تفکر و تفلسف، چیزی نیست که عار داشته باشد، تحقیر و تمسخر تفکر است که ننگ آور و خفت آور است!

    ۵) در کامنت قبلی ام، گفتم ماجرا دو سطح دارد، با بیانی شفاف گفتم، یک موقع سر مدافعان حرم بحث میکنیم، یک موقع درباری مدافعان مدافعان حرم بحث میکنیم، و گفتم که بحث کنونی ام در این مورد است. حالا فارسی دوستان یا حافظه شان می لنگد که نمیفهمند یا نمیخواهند بفهمند در چنین بحثی، خود موضوع مدافعان به اصطلاح علما «مفروغ عنه» است، خود جای تامل دارد! وقتی کسی به فارسی روشن میگوید درباره ی موضوع الف حرف نمی زنم، و به موضوع ب کار دارم، مخاطب باید خیلی حواس پرت یا مغرض باشد که این را حمل بر «فقدان استدلال» و «تحلیل» درباره ی الف بکند و پای «ترانه و لیلا و ابراهیم و مهدویان و اره و اوره و شمسی کوره» ! را وسط بکشند تا ثابت کنند طرف بحث شان در حد تاکسی دارهاست. البته تاکسی دارها که پدر من هم یکی از آنان است، شرف دارند بر کوتوله هایی که برای دفاع از خود، رقیب شان را تا سطح ری استارت و VOA و زیباکلام پایین می آورند تا خودشان را یک تنه مدافع وطن و ارزش و ... جا بزنند و مابقی را هم به داعش و آمریکا دایورت کنند! 

    ۶) راستی گویا دوکلمه ی تکین و تعین نایافته قدری مذاق دوستان اهل کتاب(!) رو آزرده، چه خوب! یکم کلمات درست و حسابی علوم انسانی را یاد بگیرید جای دوری نمی رود. تکین، یعنی امر جزیی که ذیل کلیت نمی تواند قرار بگیرد، تعین نایافتگی آن هم به همین دلیل است، اصولا چیزی متعین می شود که کلیتی بتواند آن را بازنمایی و تعریف کند. این کلمات را ننوشتم که بی سوادی تان را به رخ تان بکشم، همه که بنانیست هر چبزی را بدانند. این را نوشتم چون نقطه ی کانونی کامنتم اصلا همین بود که این جعلیات و کلیت ترشی ها، هر چه قدر هم به ظاهر از سر دلسوزی برای افراد و اشخاص و رنج هاشان باشد، از اساس نسبتی با آنها پیدا نمی کند و نمی تواند بکند. اگر حوصله تان نمی کشد با این ژارگون علوم سیاسی و فلسفه سیاسی بحث کنید، بروید به همان قاسمخانی ها و علیدوستی ها و ری استارتی هاتان مشغول باشید و از ماست تان لذت ببرید.

    در اینجا دیگه بحث را ادامه نمیدهم، اگر دوستان مایل به بحث جدی بودند، در بلاگم در خدمت شان خواهم بود.
  • یادداشت های روزمرگی
  • فاطمه خانم سوالتو از هولدن پرسیدی اما با اجازه منم برات می نویسم. به نظر من نه.. توی دنیای واقعی یقین بدون اگه گفتگو ها و بحث ها نتیجه اش نشه حادثه خیابون گلستان کمتر نمی شه. علتشم به نظر من خیلی مشخصه.. خشم و خشونت و نفرت پراکنی صاحبان کرسی و قلم باعث شده با مردمی پر از خشم مواجه باشیم.وقتی چپ حرف می زنه راست به بدترین شکل مواضعشو می کوبه یا برعکس چه انتظاری از مردم هست..؟غیر اینه که مردم بیشتر از اینکه شبیه پدر و مادرشون بشن شبیه حاکمانشون هستن..؟ وقتی بالاترین شخص این مملکت می گه حتی از من حقیرم می تونید انتقاد کنید اما در لایه های حکومتی تا کف جامعه این داشتن حق آزادی بیان عینیت پیدا نمی کنه چه انتظاری برای گفت و گوی مسالمت آمیز و پذیرش این حق هست که من هم می تونم نظر و عقیده خودمو داشته باشم؟ وقتی شما می بینی تو این جامعه قلم می تونه دست امثال کیهان و یالثارات و غیره بچرخه اما تو نمی تونی تو یه گله جایی که وبلاگ خودته راحت نظرتو مطرح کنی و باید انواع و اقسام توهین ها و فحاشی هارو تحمل کنی دنبال مقصری جز درد و مرضهای فرهنگی که کل جامعه رو گرفته نباش. من خودم وبلاگ نویسی کردم و اینجا منظورم مدیر این وبلاگ نیست. ما مردم بدی نیستیم اما خیلی از چیزها رو یاد نگرفتیم..از بزرگ تا کوچک.
    به نظرم اگر کتاب جامعه شناسی خودمانی حسن نراقی رو نخوندی بخونیدش. برای شروع شناخت از خودمون و جامعه کتاب خوبیه.
    جواب:
    الان من توی کدوم دسته ام؟

    قصد جسارت نداشتم و اصلا هم نمی‌خواستم بگم فکر دیگران درباره شما براتون مهمه به این معنا که به خاطر فکر دیگران حرفی رو بزنید یا نزنید
    اتفاقا منظورم همین بود که شما نمیخواین تو دسته بندی کسی قرار بگیرید و میخواین فقط تو دسته خودتون باشین حالا به عقیده هرکسی خوش یا ناخوش بیاد
    این نوعی از آزادگی ه و منم واقعا تحسین‌ش می‌کنم
    ولی خب اینم درنظر بگیرید که ما هم -اعم از اینوری و اونوری- خیلی وقتا واقعاً دنبال یارکشی نیستیم...شاید بشه ملایم‌تر هم برخورد کرد

    جواب:
    جسارتی نیست لطف شماست!
    من اگر اشتباهی کنم سعی میکنم اصلاحش کنم! حتما.
    هولدن سوالم ربطی به متن شاید نداشته باشه ها ولی با خوندن متن و کامنت ها ذهنمو درگیر کرد. 
    بنظرت یه اپوزیسیون و یه فرد کاملا برعکسش میتونن تو دنیای واقعی باهم مسالمت آمیز بحث کنند یا حتی دوست باشن ؟! 
    چرا ما ایرانی ها تا این حد از مخالف هامون دل چرکینیم؟!  البته شاید مردم کشورای دیگه هم این شکلی باشن نمیدونم 


    جواب:
    من میتونم، کما اینکه هستم!
    ولی مای جمعی نه، نمیتونیم، ما تا ته هر چیزی رو سیاسی نکنیم اصلا نمیتونیم انگار زندگی کنیم! حتما باید یه سری برچسب قطعی بزنیم و دشمن سازی و اینها کنیم!
    در کل  لایک :)

    جواب:
    :|
    سلام
    یچیزی که در مورد حاتمی کیا آزاردهنده اس دوست  و دشمن نفهمه!
    چه اونایی که با فیلم چ شروع کردن عمو ابراهیم گفتن، چه اونایی که به تریج قباشون برخورد
    حاتمی کیا به نظام یعنی معنی انقلاب اسلامی اردات داره نه اینکه لزوما طرفدار احمدی نژاد و رییسی باشه و همه جا بچسبه به یه عده ارزشی نما
    اون قرائت خودش رو از انقلاب داره و از رای هاش به میرحسین و روحانی هم حمایت میکنه
    حالا دو سال دیگه طبق باور خودش چیزی ساخت که به مذاق همین عموابراهیم گوها خوش نیومد بلایی بدتر از تریبون فجر سرش میارن
    یا مثل الان که یه عده میگن چرخش عقیده داشته و افسوس میخورن
    در صورتی که حاتمی کیا همه ی اینهاست، هم اعتقاد داره هم نظر هم شخصیت
    لزوما با خط کش نمیشه یه فیلمساز رو یا وابسته یا مردمی دسته بندی کرد
    این دنیا که نشد ایشالا در دنیای دیگه موافق و مخالف بامنطق وجود داشته باشه‎:D

    جواب:
    یه جورهایی من هم در این زمینه بهش قرابت دارم، کلا خودمم و خودم!

    در راستای بعد ششم شاید خوشحال بشین اگه بدونین من که یه آدم بسیار طرفدار نظامم با وجود اینکه از خوندن پستای اینجوری‌تون خیلی خوشحال میشم و حس میکنم چقدر خوب حرفایی که تو دل من و امثال منه نوشتید، ولی هرگز جرات نمی‌کنم برا این پستاتون کامنت بذارم و موافقتم رو ابراز کنم!
    چون تجربه بهم نشون داده شما موافقین با این مدل پستاتون رو هم مثل مخالفین له می‌کنین چه بسا بدتر! که یه وقت هیچ‌کدوم از دو طرف فکر نکنن شما اون طرفی هستین!

    پس فکر کنم بهترین دعا برای شما این باشه که در هر شرایطی بتونید حق و حقیقت رو تشخیص بدید و بدون ترس از نظر و قضاوت دیگران ازش دفاع کنید
    حالا به نفع هر طرف که هست

    جواب:
    برای من تنها چیزی که اهمیت نداره اینه که بقیه در مورد من چی فکر میکنن رفیق جان. من کی باشم که کسی رو له کنم؟ اگر من حرفی میزنم، صراحت بیانی دارم یا تندی ای میکنم گاهی، همه اش یا لازمه، یا واقعا در دفاع از خودمه به صورت واکنش به تهاجم دیگران (مانند چیزی که در این پست پیش اومد) یا بخشیش هم طبیعتا اشتباهه و من بارها اگر اشتباهی کردم و بهم ثابت شده، عذر هم خواستم. من فقط از مصادره شدن بدم میاد، از مصادره شدن فکرم و اندیشه ام به نفع یک جریان و صدالبته میدونم که من هیچی و هیچکس نیستم! منظورم مصادره وسط همین بحثهای پای کامنتیه!
    شما موافقی و مخالف، بدون ترس از من بیان کن، فقط سعی نکن من رو یارکشی کنی، همین! به قرآن همین، به تمام مقدسات مشترکمون قسم همین!
    مشخصاً من هم سوگیری های شخصی، مذهبی، فرهنگی، اجتماعی دارم و بالاخره به هرچیزی یک رویکرد دارم، اما سعیم همیشه این بوده تلاش کنم به سمت فکر درست و کار درست حرکت کنم، حتی اگه با اعتقاد شخصی خودم نخونه!
    بگو رفیق جان، موافقت و مخالفتت رو بگو، به جان هولدن من هیولا نیستم! فقط نمیتونم ببینم زدن تو گوشم و منم مسیح وار صورتم رو بیارم جلو! و ایضا از یارکشی شدن خوشم نمیاد! همین و بس!
    پ.ن: اتفاقا در مورد همین شما عزیزان، همین عزیزان بسیار طرفدار نظام هم یک پست کوچولویی به زودی خواهم نگاشت که توصیه میکنم هم بخونید، هم به همه برادران و خواهران بسیجی معرفی کنید!
  • نیمچه مهندس ...
  • آخ که چقدر جمله ی اول کامنت دلژین خوب بود و از قضا دنیای هرکس فقط فیزیکی نیست.میتونه مجازی دنیای اصلیش باشه،میتونه یکی اون ور دنیا باشه یا حتی کسانی که سالها پیش مرده اند.
    در مورد ترانه علیدوستی این چیزی که نوشتی (صندوق فرهنگیان و جیب معلم ها)لینک نداره.جا انداختی؟کجا چنین چیزی خوندی یا دیدی؟
    جواب:
    این لینک
    خودتون به راحتی کنار هم بنویسید شهرزاد صندوق ذخیره فرهنگیان، همه ی این لینکها رو میده بهتون!
    مبحث روسری فقط یه مثال بود

    نمونه دیگه موج انتخابات بود 
    نظر شخصی من در هردو مورد بیطرفی است
    برام فرقی نمیکنه 
    اما روش گروه موج ساز نامردیه ،،شمام عکس العمل نشون بدید تا با این روش مسخره پیروزی بدست نیاد .. با عقل و منطق  و شایسته گزینی انتخاب ها شکل بگیره
    امیدوارم اقای حاتمی کیا هم قربانی این موج تازه نشه
    اگه اشتباهی دارن منطقا به سلابه بکشیدشون اما با موج «من وابسته ام» 
    نه این روش مناسب نیست
    به همون دلایل منطقی هولدن 
    جواب:
    این یکی رو دیگه خدایی نمیدونم چی بگم :|
    چه حقایق جالبی رو گفتی من خیلی  از اطلاعاتی که راجب اشخاص دیگه به جز اقای حاتمی کیا گفتی رو نمیدونستم
    ^_^
    خوبه که روشنگری میکنین 

    در مورد خیلی از مسائل سکوت کسایی که اگاهی بیشتری دارن باعث فاجعه شده
    شاید خیلی ها از بس تهمت ها یا صحبت ها چرت بودن عکس العمل یا حرفی نزدن ولی وقتی مردم عامی اون موج رو دنبال کردن  بعدا نتیجش رو دیدن
    نمونه خوب عکس العمل نشون دادن به موج ها روی تیرک وایسادن خانوم های چادری بود  که جالب بود
    و موصر تره این برخورد ها
    تا اهمیت ندادن به جریان مسخره روسری و بعدا مجبور بشید با خشونت جمع کنن
    در کل در مراحل اولیه یه موج  روشنگری کنین و حرف بزنید تا تبعات بعدیش بیشتر نشه 
    بیتفاوت نباشیم 
    درسته خیلی مسائل مسخره به نظر میاد که نخایم جواب بدیم اما به نظرم مسئولیم 
    جواب:
    روشنگری؟
    این صرفا نظر منه، نظری که خب معتقدم درسته! اما روشنگری رو نمیفهمم یعنی چی؟
    گرچه خب من موضوع حجاب رو هم داخل این قضیه نمیدونم اصلا
    رند عزیز و گرامی:

    "چرا که سواد و اطلاعات دقیقش را هم لزوما ندارید."

    شما ادعای سواد در این موارد را دارید به عنوان مخالفان مدافعان حرم؟ در مقابل مدافعان مدافعان حرم؟

    از ادامه کامنت چنین برمیاد که نه تنها میدانید که بر کرسی استادی قضاوت "چه کسی می داند" و "چی کسی نمی داند" هم لمیدید.

    قبل از نبشته! اول اینکه چه کسی را باید دید در این جهان که لطف کنه بفرمایه پیچاندن مباحث و  شعرگون سخن گفتن و فلسفییده کردن مباحث و ارجاع به مفاهیم ریشه!  در جایی که جایش نیست ( اصلا شما به این زبان زاده شده ولی هنر مرد! در اینه که در چنین محفلی به زبان اکثر! بگه نه اقل! ) راه درستش نیست در جمع عام و بحث عام!

    و بعد از نبشته! بحث از مناقشه های بنیادین و فیلسوفان و متفکران معاصر نیست عزیز که! بحث ترانه و لیلا و حسن و ممد مهدوی کیا و مهراب و پیمان و انصاریان هست و تعاریف مشخصشان از وطن و مدافع که برای رایان و شیندلر و تامی و کالینز و الکس و ... قائل هستند و اینچنین.

    حالا شما که متخصص امرید باید بدانید که لااقل "مدافعان حرم" چرا اطلاق شد در یک مورد اشاره ایتان و بعد چرا عمومیت پیدا کرد و ماند و حالا هر چند صحنه تغییر کرده و عملیات و وظیفه ولی خب اسم باقی مانده به عنوان نشان.
    حالا باسوادی محسوب بشه مثلا به این ایراد چیپ فی المثل در همین مورد که کمی از ریشه و کلمات سنبل و گنبل! بیرون آمدید که اون ایراد مفسر معظم تلگرام و برگشته از پاچه خواری و بی بی سی بازان و ممد ری استارت را در قالب خوش!، متوسل بشید که اِ این مدافع در شمال حماء لطامنه چه می کرد که من با خط کش گوگل ارث اندازه گرفتم پونصد و شیشصد! کیلومتر از حرم فاصله داشت و دیدید گفتم برای حرم نبود و برای اسد بود!! کشف قرن را حال کردید! :)

    خلاصه در اضطرار زمان به سر میبریم و انفعال تن آنفولازده! و لی خاصه چنین ریشه ای که شما بحث ها را انتظار میبرید باید به زمان غار برگشت و یخه! غارنشین گرفت که فلانی چه نشسته ای که این خراشت بر این تیرانا با چماخت! چه طوفانی در اوکلاهاما به راه انداخته! :)

    رند رسوای عزیز! جهان ساده تر از کلماتی است که به انتظار کشفشان و کشفتان نشسته اید. جهان همین نبودن به قول شما کشته حججی است که اگر نبود در مرز عراق و القائم، داعش بود در مرز کرج و اکباتان! و این را این بار نه از بی سواد این باب که سواد دار این مقال! بپذیر که تا شمای عزیز نائل به محفلی خوش بر گرد دوستان فیلسوف و درویش! و خوش منظر! رسی و ریشه ی قائلات این خاک حاصلخیز جنگ را بیابی داعش سر گاز مجهز به برجک بی پی ام-1 ابداعی خویش را  کج کرده و عجالتا محفل نیمه کاره خواهد ماند و هیچگاه موفق نمیشویم که بالاخره بفهمیم این تک نام های تکین انتزاعی تعین نایافته(!) چرا تعین نایافته؟!


    جواب:
    خیلی ممنون از چند تا چیز، یکی ذکر این نکته ی متفرعنانه ی "من دانا همه نادان" در دوستان! دومی هم من زبونم مو در آورد از ساعت هفت و ربع اینقدر از این دو تا دلاور خواستم به زبون آدمیزاد :)) حرف بزنن همه بفهمن! والله به خدا من هم قرار باشه بحث دانشگاهی کنم سی برابر این هم ثقیل حرف میزنم هم قلنبه سلنبه! ولی توی فضای عمومی وبلاگ که همه میان و حرف میزنن اونم در بحثی به عینیت و ملموسی وطن و مدافع وطن دیگه اینهمه کلمه و جمله بر وزن مستفعلات لازم نداریم که! البته خب چون استراتژی این دو دوست تخریب گزاره و داده با استفاده از همین کلام ثقیل بدون ارائه تز شخصی مشخص هست و تمام توانشون رو در "مرعوب کنندگی" کلام میگذارن و به عبارتی "محتوای فکر" چیزی نیست که براشون مهم باشه و در واقع کلام فلسفیدنی سلاحشون هست، اگر این سلاح رو بگیری ازشون دیگه هیچی نمیمونه خب! و این همون چیزیه که باز من بهشون گوشزد کردم.اینها جز همین ادبیات چیزی برای ارائه ندارن، و هر چیزی هم که میگن، تخریب چیزیه که باهاش مخالفن، چکیده تفکراتشون هم عموما در عبارت "کار خودشونه" خلاصه میشه!
    من توی یکی از کامنتها به صراحت گفتم، جنگ که بشه توی این مملکت؛ دقیقا همون زمانی که امثال این عزیزان دارن دنبال امن ترین پناهگاهها میگردن، همین سربازهای فاشیست!!! رفتن و برای حفظ جون همین عزیزان میجنگن!
    بابت خط آخر کامنت هم ممنون، واقعا بامزه بود خیلی خندیدم :))
  • نویسنده ....
  • ای کاش به جای این نیت خوانی ها و پناه بردن به توهم توطئه و استدلال همه چی کار خودشونه، چارتا فکت ارائه میشد تا با سطح داده ها و اطلاعات مخالفین اشنا میشدیم. اینکه تعاریف و مفاهیم قابل مناقشه ست یه بحث انتزاعی و جاش در محافل نظریه پردازی دانشگاهی هست و یک جور فرافکنی و بحث رو به سمت نسبیت سوق دادن. اونم واقعه ای که چندان فهمش سخت و پیچیده نیست و ذاتا بری هست از این تعاریف

    جواب:
    شما از طبل تو خالی میخوای صدای پیانو بده! نمیشه که! نمیده!
    پیانو شدن رنج و مرارت لازم داره، با خوندن چهار تا متن کوتاه و در اوردن ده تا ایسم و لوژی و آن و دیس و آنتی و پوزیسیون که نمیشه این حرفا رو زد!
    حتی شما درک افراد رو از مقوله ادب میتونی همینجا ببینی، فردی میاد توی دو خط سه بار چهار بار میگه کوته فکر و فلان، همینها رو بهش میگی میشی بی ادب! به روش میاری توخالیه بهش برمیخوره! یه جور احمدی نژادی ای، یه جور صادق زیباکلامی ای هستن دوستان که اصلا بحث رو به معنای دقیق کلمه "متعفن" میکنن! با بیست و خورده ای سال سن جوری از دانش حرف میزنن تو فکر میکنی ابن سینا همه چیز دان بزرگ تاریخ هستن، با همون استدلال "تو که نمیدونی چیزی رو حرف نزن" در مورد سیاست تا ورزش، فلسفه تا سینما، نظام تا انتظام، جامعه شناسی تا روانشناسی و ... نظر دارن و هیچ هم فکر نمیکنن اینهمه نظر در همه زمینه ها اولین پالسش میشه اینکه "تو هیچی از هیچ کدوم اینا نمیدونی ،فقط نشخوارش میکنی" بعد به من و تو و هرکسی مثل خودشون فکر نکنه "تهمت بی اطلاعی میزنن". البته هیچوقت معلوم نشده خودشون از چی اطلاعات دارن چون بحثشون فقط در جهت تخریب داده های دیگرانه نه ارائه داده های مدون و مشخص.
    و البته من از دو نفری که با هم دل و قلوه دادن که "کار خودشونه" و بعد اون یکی جواب داده "درود بر خوانش دقیقت از مقوله ها، کار خود خودشونه" و بعد با ذوق و شوق این رو پست جداگونه هم کردن اصلا و ابدا نه توقع فکت دارم، نه توقع داده، نه توقع بحث. هر روز صبح هم در تاکسی های توحید ونک، و هم در تاکسی های ونک پاسداران، عین همین تفکرات ریخته، ریخته ها! اینقدر هم دنگ و فنگ و پز و ادا ندارن! خیلی رایگان ارائه میدن! دقیقا همینجوریه!
  • حضرت کازیمو
  • زرورق اصلی رو شما داری که در احاطه‌ی مشتی دنبال کننده‌ی همیشه تحسین‌کننده، باد شدی و کوچکترین مخالفتی رو برنمی‌تابی. البته شما اون زمانی که روی دوش فدائیان روح‌الله بودی، ما ملت زیر این رهروان مدعی در حال دست و پا زدن بودیم. شما اون بالا بودی، سختته مخالفت ما رعایای دون‌منزلت رو تاب بیاری.
    امیدوارم اون شونصدتا پیام، کامنت اول و دوم من و پاسخ‌های مبتذل و بی‌ادبانه‌ی شما رو هم دیده باشند. البته بعیده :))
    خوشحالم که امروز بهت کامنت دادم تا کمی ابتذال و بی‌ادبی‌ات را بپاشی بیرون و ارضا بشی. گرچه فکر نمیکنم به این زودیها ارضا شی هنوز چهل پنجاه خط دیگه باید بی‌ربط بنویسی و فحش بدی تا اون قسمت بدنت که یه کمی ناآرومه آروم شه.
    جواب:
    اینکه کامنت اولت رو مودبانه انگاشتی نهایت فهم کجت از ادب رو میرسونه! یعنی اگه ادب اینه که تو داری، من به بی ادبی خودم افتخار هم میکنم کازیمو پوشالی!
    دیگه توقع دارم ساکت بشینی اگر حرفات رو زدی. اگر هم حرفی داری بزن، کامنت مفت کیبورد مفت.
    این آخرین حروفیه که در برابر تو تایپ میکنم، بیش از این ارزش نداری، این رو خیلی وقت پیش گفتم و بهت توصیه کردم تو هم همین روند رو پی بگیری.
    موفق باشی و خدانگهدارت
    تا وقتی اینقدر «تر و تمیز و اتوکشیده» با مخالفت حرف میزنی، قاعدتا انتظار نداری مقدساتت، براشون محترم بمونه؟
    اگه داری که خب قطعا عقل نداری، و اگه نداری، میشه گفت متنت رو برای تخلیه ی احساساتت و صرفا برای چند نفر همفکر خودت نوشتی. مساله دو سطح داره که شما و ایضا حضرت فیلم فیک ساز ما، اونها رو خلط میکنید.
    یک سطح، بحث جدی و دقیق بر سر مفاهیمی چون وطن، مبارزه، رانت و ... ست؛ آنجا ادعاهای درست و غلط بسیاری در حرفاتون کاره، اما نه تو، نه «مستر باند» سینمای ایران، خیلی با این سطح از بحث کار جدی ندارید، چرا که سواد و اطلاعات دقیقش را هم لزوما ندارید.
    سطح دوم، ورای محتوای این مفاهیم، اجازه ای ست که به خودتان، برای نمایندگی کردن از آنها می دهید. آنچه خطرناک و به غایت فاشیستی ست، بیشتر از مدافعان حرم، مدافعان مدافعان حرم است. این دست رفقا، برای آنکه خودشان را با قهرمان های آرمانی شان همسان سازی کنند، به دنبال ما به ازایی برای داعش میگردند و منتقدان سیاست های ایران را، از ترانه ی علیدوستی بی سواد و پاپولیست، تا یک متخصص در روابط بین اللملل یا علوم سیاسی، یکپارچه میکنند، سپس شوی مظلومیت با میزانسنی شبیه میزانسن سوریه و صحرای کربلا برپا میکنند تا در مقام مدافعان مدافعان حرم، به سان قهرمانان آرمانی شان، اولا مظلوم بنمایند و در ثانی، با افتخار این مظلومیت را گواه حقانیت خود بگیرند. در این بین، اما «تق» کار جایی در می رود که برخلاف قهرمانان آرمانی شان، از ژست مظلومیت به ژست طلبکاری تغییر موضع میدهند و برخلاف قهرمانان آرمانی شان که سمپات هستند، آنتی پات می شوند و عموما آبروی قهرمانان خودشان را هم می برند.
    مناقشه های بنیادین درباره ی اینکه وطن چیست و کجاست، مدافع آن کیست، ربط وطن به حرم، ربط رژیم بعثی سوریه به حرم و وطن و ... چیست، بماند برای زمانی که کسی پیدا شود و بفهمد این واژگان صرفا متعلق هیجانات و احساسات و نزاع های اجتماعی نیستند. آن وقت میشود با آن فرد، وارد یک گفت و گوی جدی و عمیق شد که در آنچه که بر منطقه و خاک« به اصطلاح» جنگ خیزش رفته، سهم و قصور هر عامل و هر نیرو چه قدر بوده و چه روندهای پنهان و پیدایی به کشته شدن حججی و بایر شدن خاک باغ صلح منطقه، انجامیده. این بحث ها از آن کسانی ست که وقتی کلمه ی شهید و جانباز و مدافع وطن را می شنوند، به جای رنج ها و مرارت های شخصی و جمعی و کینه ها و ...، منطق مفاهیم و سرگذشت عینی و دقیق وقایع، برای ذهن شان تداعی شود. ظهور چنین افرادی نه در جناح مدافعان مدافعان حرم و نه در جناح مخالفان مدافع حرم -از جمله همین نگارنده- هنوز بسیار دور از ذهن می نماید، و شاید سالها باید بگذرد تا بدون «حاتمی کیا»بازی، بتوان درباره تاریخ رنج ها و حقایق و انسان هایی گفت و نوشت، که به غایت مهجور مانده اند، انسان هایی که نام های تکین شان را هیچ کس به یاد نخواهد آورد، تا در عوض نام های انتزاعی و ساختگی مانند «مدافعان وطن»، «فرودستان»، «مستضعفین» و ... عرصه ی هیاهوهای «حاتمی کیا»ها و «قاسمخانی»ها بشود. تک تک نام های تکینی که با این نام های انتزاعی، بی نام، ربوده، و یا با چماق این عناوین سرکوب و بی تعین شده اند، چه بسا که روزی به خاطر آورده و روایت شوند، آن روز است که بساط این «حاتمی کیا» بازی های امثال تو و طرفدارانت، برای همیشه جمع خواهد شد. تا آن روز، دنیا دنیای شما حاتمی کیاها و قاسمخانی ها خواهد بود...
    جواب:
    شما بقیه حرفات رو وبلاگ کازیمو بزن
    چون این توهم حقیقت پنداری های شما رو در مورد چیزهایی که من ذهنم هم بهشون فکر نکرده و شما "از لایه های زیرین" درش میارید من نه بلدم، نه قائلم!
    ضمنا قربون شما هم برم که همزمان میتونید در مورد رانت و جنک و مفهوم موطن و مبارزه و اینها صحبت کنید اما من "سواد و اطلاعات دقیقش را ندارم، لزوماً"!
    در مورد خط اول، اینجا سالهاست ادبیات صحبت من با دیگران، تابعی از ادبیات صحبت دیگران با منه، یعنی شما نمیتونی چنگ بندازی توی صورت من، از من توقع هم داشته باشی دستت رو ببوسم. کاملا آزاد هرچی بگی، درهمون حد میشنوی، حق صحبت کردن از کسی گرفتم؟ اینجا مگه تنها مخالف رفیق جینگ توئه جناب یوزفکا که ندیدی من با مخالف دیگری هم در کمال احترام صحبت کردم؟ احترام احترام میاره جناب بزرگوار،نمیشه که شما و همفکرانتون با این ادا و اصول نمایشی "عبارات ثقیل توخالی" به هرکسی مثل شما فکر نمیکنه توهین مستقیم کنید و توقع داشته باشید شما رو روی سر خودشون بذارن، حالا نمیدونم شما رو کجا در مورد مفهوم آزادی بیان بد عادت کردن ولی اینجا اینجوری نیست، کف و سقف شعورت دست خودته! اگه حرفت رو با احترام شروع کنی با احترام جواب میبینی، بی احترامی کنی هم اندازه شعورت پاسخ میگیری، این خیلی بدیهیه دلاور!
    من صرفا توصیه میکنم از این بادی که افتاده توی سرت و فکر میکنی تو "سواد و اطلاعاتش را داری لزوما" و من "سواد و اطلاعاتش را ندارم لزوما" دست بکشی، چون دو پاراگراف نوشتی برای اینکه به من ثابت کنی چقدر احساسی و خالی از تفکر هستی و همزمان که به بقیه میگی در موارد بی تخصص وارد نشن، در مورد الف تا ی بشریت نظرات واثق داری.
    شما بقیه بحثتون رو میتونید با همفکرانتون ادامه بدید، اونقدری که لازم بود حرف بزنم، حرف زدم با شما. بیش از این اتلاف وقت هست.
    و جمله آخر، نه من از هیچکس توقع احترام به مقدسات رو ندارم، اینها رو شعور آدمها مشخص میکنه نه انتظار من!
    یا علی، خدانگهدار
  • حضرت کازیمو
  • حقیر اونیه که در جواب یه کامنت ساده یک کتاب فحش و لاطائل تایپ می‌کنه. به پاسخ‌های عصبی و کودکانه و سخیفت در جواب کامنتام رجوع کن تا وسعت حقارت و کوچکی خودت را ببینی. 
    بخند داداش. این مدل خنده‌های عصبی برام آشناست...
    جواب:
    الان که خودت شدی، اون زرورق کلام رو انداختی دور و ذات لُمپن توخالیت رو نشون میدی خیلی جذابتری، چون خودتی به هر حال!
    علی ای حال، تا به الان شونصد تا پیغام در دویست تا پیام رسان داشتم که "کازیمو چرا آتیش گرفت" که نشون میده کی عصبیه! :دی
    پرونده شما بسته شد، امیدوارم چیزی رو ادیت نکنی.
    خداپشت و پناهت، ایشالا یه روز بتونی فکر کنی!
    مشکل بعضی ها لقمه ها و نطفه های ناپاک هست!
    اینها ناخواسته به شیطان سواری میدهند...

    جواب:
    خیر! قرار نیست هر کسی مثل ما فکر نکنه حرومزاده یا حروم لقمه باشه!
    این که بسیار تهمت زشت و نارواییه!
  • حضرت کازیمو
  • بعضی چیزها مربوط به تربیت خانوادگی و شعور اجتماعیه، من چی بگم والا. امیدوارم یادم بمونه با کوتوله‌هایی که سطح تمام بحث‌ها رو به منازعات دختربچه‌های مهدکودکی تقلیل میدن وارد گفتگو نشم، چون بحث با لات‌های مجازی که دهانشان پیش از عقلشان بکار می‌افتد جز کوچک کردن خود ثمره‌ای ندارد. متاسفم برای خودم که خیال کردم شما آدم جدی‌ای هستید، البته این که فاقد ادب و متانت هستید رو قبلا دریافته بودم اما این که شخصیتت به قدر یک دختربچه‌ی وراج و سبک‌مغز چارساله هم نیست امروز به طور کامل بهم ثابت شد.
    منتظر سیل فحش‌ها و ابراز عقده‌های کودکانه‌ات هستم. باز هم بیشتر و بیشتر بلاهت ذاتی و شعور و ادب نداشته‌ات را به رخ بکش. منتظرم


    و همچنین متاسفم برای خودم که مجبور شدم این چنین ادبیاتی را بکار ببرم. اما ظاهرا چاره‌ای نیست...
    جواب:
    :))
    چقدر حقیر میتونی باشی لامصب :))
    بای بر تو!
  • یادداشت های روزمرگی
  • سلام هولدن.خوبی انشالا..؟

    من اختتامیه جشنواره رو دیدم. برای اون قسمتی که بولد کردی توی پست همه تشویق کردن. اما راستش اینکه بعدش تو اینستاگرام و توییتر چه خبر بوده و چه حرف هایی زده شده.. در جریان نیستم.

    من خودم طرفدار فیلم های آقای حاتمی کیا هستم و قدردانش. اما اینقدری که شما بهش حق می دی حق نمی دم.
    جواب:
    اتفاقا من اخیرا زیاد هم سینماش رو دوست ندارم ولی بهش حق میدم!
    ولی خوب برداشت من واقعا همین بود که حاتمی کیا به نقد فیلمش اعتراض داره. و من اون نقدی رو که ایشون بهش اعتراض داشت رو هم دیدم که واقعا خیلی تند بود حالا شما میگی نه حاتمی کیا میخواد از باورهاش دفاع کنه و داره یه طرز تفکر رو نمایندگی میکنه و ازش دفاع میکنه برای همینم بهش حمله میشه که بله درصد زیادیش به همین دلیله ولی خوب باز هم ازش انتظار نمیره که اینطوری رفتار کنه.
    حالا عده ای اومدن گفتن بابا تو که جایزت رو گرفتی دیگه چی میخای خوب حرف نامربوطیه فک نمیکنم تو این سن و سال دیگه کسی مثل حاتمی کیا فکر جایزه باشه ولی خوب عده ای هم هستن که خوب بگن اگه به نقد فیلم ایراد داری اینجا جاش نیست. کلی برنامه و مجله و نشریه هستت که میتونی پایخ نقد ها رو بدی ایونجا اینکه به یه عده حمله کنی و بگی پناه می برم به خدا از فلان و فلان چیزی جز فرافکنی نیست به نظرم.


    تا حدودی باهات موافقم که ماها نظر مخالف رو به سختی میپذیریم خوب که ناشی از همین عدم اموزشه ما یاد نگرفتیم که با هم حرف بزنیم. فقط با هم دعوا میکنیم و سر یه مسئله ساده به هم انواع انگ ها رو میزنیم. حالا به نظرت راه حلش چیه؟ چیزی که من همیشه به همکارام میگم وقتی از مشکلات مملکت میگن اینه که بهتر نیست از خودمون شروع کنیم؟ مثلا اگه به بدقولی و تاخیر اعتراض داریم خودمون حتی یک دقیقه هم دیر نریم سر کلاس درس؟ اگه به دزدی و اختلاس اعتراض داریم بهتر نیست اجازه هیچ گونه تقلب رو به دانش آموزامون ندیم؟ اگه بی آمار کم مطالعه اعتراض داریم خودمون بیشتر کتاب بخونیم؟ حالا اگر ما به اینکه مردم دموکراسی و اصول گفتگو رو بلد نیستن اعتراض داریم بهتر نیست یه متن منطقی بنویسیم و مسائل رو حلاجی کنیم به جای اینکه ما هم دقیقا مثل کسایی که تهمت میزنن و فحاشی می کنن شروع به کوبیدن طرز تفکر یا جبهه مقابلمون بکنیم؟

    آقای حاتمی کیا حق دارن نظراتشون رو هر طور و هر جایی که خواستن بیان کنن همونطور که خانوم حاتمی حق دارن و همون طور که من و شما حق داریم( چقدرشو حق داریم خدا میدونه!) بحث من سر ادبیات آقای حاتمی کیا و اینه که اصولا ایشون اعتراضی رو بیان کردن مربوط به نقد فیلمشون بود. بقیه حرفاشون و اینکه جبهه شون رو خیلی شفاف مشخص میکنن و از طرز تفکری که قبولش دارن دفاع می کنن و حتی از اینکه این شجاعت و قدرت رو دارن که این کار رو بکنن به نظرم از این دیدگاه تحسین برانگیزه ( چیزی که شخص خود من جرات و اجازه انجامش رو ندارم و حتی این پیام هم به ضورت ناشناس برات گذاشتم!). والبته ایشون در مقابل تاریخ و انسان ها در آینده که ما و ایشونی باشیم یا نباشیم قضاوت میشن و باید پاسخ گو باشن. 

    در مورد این چیزهایی که میگی فکته واقعا نمیدونم که نظر بدم مملکت ما ماشاالله اونقد این مسائل عادی شده که آدم نمیدونه که سالمه کی دزده.

    در مورد اون کلمه ای که در مورد عزیزانی که جونشون رو تو این راه دادن به کار میبری حالا به کنایه یا هر چی واقعا باهات مخالفم و خواهش میکنم ازت اصلاحش کنه. و اینکه بهت یگم لطفا اینطوری باشه یا اونطوری نباش صرفا امر به معروف چیزی که فکر میکنم درسته حالا باز هم صلاح کار خویش خسروان دانند انشالله که هممون راه درست رو پیدا کنیم
    جواب:
    به نظر من ایشون خیلی خیلی شیک و خوب و درست برخورد کرد، مشکل شما زاویه داشتن با تفکر حاتمی کیاست نه رفتار حاتمی کیا، ورژن خیلی جلف و خاله زنکیش رو جمشید مشایخی با سن پدر جنتی انجام داد چند ماه پیش و آب از آب تکون نخورد وگرنه همونطور که گفتم سخنرانی تیز و برنده و شدید اللحن عضو جدا ناشدنی فستیوال ها هستن، همشون هم که میان اون بالا قاعدتا جایزه بردن و نقد میکنن، هیچوقت هم مایکل داگلاس توی اینستاگرامش برای دامین شازل نمینویسه تو که جایزه گرفتی چرا حرف میزنی؟
    نظر شماست خب این که جاش اونجا نیست، من تا الان سه بار گفتم به نظر من، به نظر مخاطب نیمه آماتور/نیمه حرفه ای سینما جای این حرفها دقیقا روی سِن جشنواره است! بهترین جاش همینجاست و این به نظر من فرافکنی نیست، مهمونی عید نیست که با روبوسی شروع و با روبوسی تموم بشه! جشنواره بین المللی زیر ذره بین کمیته های لاشخور حقوق بشری هم نیست حقیقتا که هزینه ای برای مملکت داشته باشه، جشنواره "فجر" هست و حاتمی کیا "حق" داره نقدش رو با "ادبیاتی" که صحیح میدونه اعلام کنه! بی ادبی و بی احترامی هم نکرده!
    به نظر خودم بنده منطقی نوشتم، قدم به قدم مسائل رو مطرح کردم، شرح دادم و نظرم رو توش تشریح کردم، هیچ جای متن به کسی نگفتم حق نداره حرف بزنه چون من درست مطلقم، هیچ جایی شخصیت افراد رو زیر سوال نبرد، جز رفتار و گفته های افراد - که نقدشون مثال بارز دمکراسیه - در مورد هیچ مسئله شخصی ای حرف نزدم، متن من تماماً یک متن دمکراتیکه، در مورد رویکردها و نگرش هاست، من راحت میتونستم از گفتمان غالب جامعه استفاده کنم بگم "قاسمخانی" که اندازه حاتمی کیا نیست، "علیدوستی" برو اول اندازه حاتمی کیا شو بعد حرف بزن، اما این ها رو نگفتم، این دقیقا فرق من با اون نفرت پراکنی ایه که نسبت به ابراهیم حاتمی کیا شده. در مورد فکت های رانت خواری، اینها توضیح واضحاته، سرمایه گذار فیلمها همه معلومن، اینکه مهراب قاسمخانی و ایل و تبارش هم ده سال بکوب با هم توی صدا و سیما بودن یه نگاه به آرشیو لازم داره فقط!
    من برای بار چهارم هم میگم، ایشون یک کلمه گفت "فیلم کمدی" و سه دقیقه و چهل ثانیه از وقتش رو در مورد "مظلومیت افرادی که تفکر ارزشی دارن" اختصاص داد، حالا نمیدونم شما کدوم اختتامیه رو دیدی که توش حاتمی کیا در مورد نقد حرف زده! میخوای لینک بذارم یه بار دیگه ببینی؟ من قبل نوشتن این متن سه بار اون چهار دقیقه رو دیدم! نمیدونم شما چرا اینقدر روی این موضوع - که شاکله صحبتت رو تشکیل داده - اصرار نا مستدل داری!
    در مورد کلمه بُز و احمق که به جانبازان و شهدا نسبت دادم، چون حقیقتا نسبت ندادم و کارکرد انتقادی داشت و خب دستش هم نمیزنم!
  • حضرت کازیمو
  • باز هم بسیار و بسیار سعی کردی حرفم رو متوجه نشی، البته این بار با لحنی عصبی‌تر و خشن‌تر این نفهمیدن رو ابراز کردی. کاری جز دشنام دادن هم بلدی شما؟ :)
    بگذریم برادر، بگذریم. 
    خیلی مخلصیم :)
    جواب:
    بیا یه چهار بار دیگه ادیتش هم کن سه تا چیز دیگه هم اضافه کن!
    چرا بغض کردی حالا؟ :))
    ابراز مخلصی کردی گفتم باش! دیگه!
    بقیه بغضهاو اشکهات رو کامنت جدید بذار لطفا مخم ترکید :))
    بنده دو ساعت جان کندم تا اشک ریزانم سر یک مساله ای قطع بشه. حالا دوباره شروع شد کی قطع بشه الله اعلم. مجددا مثل دفعه قبل عرض شود که ادم دشمن هم داشته باشه مثل شما داشته باشه. حالا باز بیاید بگید یعنی من دشمنم و اینا نمیتونم جواب بدم چون دارم میرم به گریه برسم. فقط اینو بگم که دیروز یه مادری جلو بچه ش بهم گفت وقتی جلوی یه بنده خدایی تو جمع نظرم رو میگم که اون نظر به نوعی دفاع از خود نظام نه صد در صد همه کارهاشون هست برمیگردن بهم میگه من منتظرم این نظام برگرده تا من خودم تو رو بکشم. با وجود چنین ادم هایی چنین هنرمندان روشنفکری هم برای این کشور لازمه
    جواب:
    چرا گریه؟ :| متن گریه دار نوشتم مگه؟ :|
    یه مقدار خیلی قابل توجهی از این ظلمی که میگید به بچه مذهبی ها میکنن ثمره رفتار بد همین مذهبی ها - حالا خودشون یا همفکرانشون - به بقیه است! نمیگم همه اش ها، ولی یه مقدار بالای پنجاه درصدیش، بعد الان که اون طرف هم قدرت گرفته، داره به شدت و بدتر حتی تلافی میکنه!
  • פـریـر بانو
  • یادمون رفته اینی که هستیم رو از کجا داریم. البته جای تعجب هم نیست. ما همین ملتی هستیم که بعد از مصیبت یادمون میفته بگیم ای کاش فلان و ای کاش بیسار..‌. اگر این مدافعان هم جای تحمل اون شرایط سخت می‌رفتن می‌نشستن یه گوشه جملات قصار می‌گفتن و عین خیالشون نبود، می‌دیدم که دوستان عزیز چطور نقد می‌کردن و می‌کوبوندن و فحش می‌دادن!
    و مسلما درک حاتمی کیا و آرمانش هم از این جماعت بر نمیاد! سطح دغدغه‌هاشون رو باید دید. معلومه که امثال قاسمخانی و... نمی‌تونن بفهمنش :)
    جواب:
    مرگ بر اسراییل :|
    :دی
    خدا همه رو به راه راست هدایت کنه!
    هرکسی نمیتونه - و نه نمیخواد - درد حاتمی کیا ، در واقع درد گروهی که حاتمی کیا روی سن اختتامیه ی فجر نمایندگیشون کرد رو بفهمه

     مغالطه  دروغ 

    من میخوام و واقعا علاقه دارم بدونم که دلیل سخنان اون شب آقای حاتمی کیا چی بود و دقیقا ایشون به چه چیزی اعتراض داشتن؟ من ایشونو خیلی دوست دارم و این که فیلم هاشونم جهت گیری های خودش رو هم داره به خودش مربوط من از نظر یه مخاطب ساده و نه حرفه ای سینما فیلم های ایشون رو دوست دارم و پیش خودم میگم که خوب چرا نباید ایشون تحمل نقد رو داشته باشن؟ یعنی هیچ کس نباید فیلمهای ایوشن رو نقد کنه و همه باید قربون صدقه ایشون برن؟


    شما متوجه نمیشید چون ابتدایی ترین اصول دمکراسی روبلد نیستید، یه عالمه حرف، فقط حرف و حرف و حرف، متوجه نمیشید چون اینقدر رشد فکری نداشتید که درک کنید هر کس مثل شما فکر نمیکنه سفارشی ساز نیست

    مغالطه مسموم کردن سر چشمه

    شاید واقعا اینطور باشه شاید من نوعی یا خود شخص من اصول دموکراسی رو بلد نباشم ولی وقتی یه متنی نوشته میشه که با توجه به ساختارش انتظار منطقی بودن ازش میره نباید با یه مغالطه شروع بشه چون اینطوری خواننده ای که در طرف مقابل هست به هیچ وجه نمیتونی به متن و نظرات نویسنده نزدیک بشه  و اون رو درک کنه مگر اینکه هدف از نوشتن متن نه رسیدن به یه نتیجه منطقی بلکه کوبیدن و له کردن یه طرز تفکره



    حالا چون شما خودتون رو زدید به اون راه، یک بار براتون توضیح میدم! دغدغه حاتمی کیا فیلمش نیست، نقد بر فیلمش نیست. یه کم چشمهاتون رو بازتر کنید لطفاً، آها! آفرین! دغدغه حاتمی کیا آدمهای فیلمشن، تفکر خودش و آدمهای فیلمشن

    مغالطه ی نکته ی انحرافی

    خوب این دغدغه ی آقای حاتمی کیا خیلی زیباست اینکه انسان در دفاع از انسان هایی که در برابر ظلم می ایستن و شجاعانه جانشون رو میدن و تفکرشون دفاع کنه و براشون فیلم بسازه خیلی هم خوبه اما خوب اونجایی که آقای حاتمی کیا میاد این حرف رو میزنه اختتامیه جشنواره فجره. بزرگترین اتفاق سینمایی ایران. از فیلمساز حرفه های مثل ایشون انتظار میره مثل یه سینماگر رفتار کنند نه یه کارمند رده چندم مثلا در یک سازمان تبلیغاتی

    درباره بعد چهارم حرفی ندارم خوب بیشترش بد و بیراه و تهمت به دیگران بود واقعا چیزی که نبود که از شما انتظارش رو داشته باشم شما دقیقا همانند کسانی نوشتید که دارید در این نوشته نقدشون می کنید. 

    در مورد به رنگ ارغوان و گزارش یک جشن موافقم. ولی ایا حاتمی کیا در مورد چرخش های فکریش در این فیلم ها توضیحی داره؟ آیا اگر به همین روال فیلسازی رو ادامه میداد میتونست بازم خودش رو فیلم ساز وابسته معرفی کنه و کماکان فیلم بسازه؟ بحثم سر درست یا غلط بودنش نیست ولی اینکه میگی اون پای اعتقاداتش مونده یکم برام عجیبه

    آخر بعد پنجم خیلی عجیب تموم شد به عنوان کسی که خودش از خانواده جانبازان و شهدای عزیز معرفی میکنه اینطور بهشون توهین میکنی؟ فداکاری هاشون رو برای ایمان کشور و یا هر هدف دیگه ای که داشتن اینطور زیر سوال میبری؟ بعد از خوندن اون کلمات دیگه واقعا شوکه شدم نمیدونم چقدر از این متن احساسی هستش و چقدر از منطق سرچشمه می گیره ولی با شناختی که ازت دارم معمولا پای حرفت وای میسی. و زیر نمیزنی برای همین خواهش میکنم کمی نرم تر باش. سعی  کن به جای اینکه بخوای جواب سخیف ترین حرف ها و بی منطق ترین استدلال ها و حتی فحاشی ها رو بدی به کسایی پاسخ بدی که حرفهای بهتری در جبهه ی مخالف شما میزنن . کسایی که منطق دارن و میشه باهاشون گفتگو کرد. چون اصولا تا وقتی ما سعی نکنیم گفتگو کنیم نتیجه از این بحثها هم حاصل نمیشه بلکه اون ها شما رو میزنن و فحاشی میکنند و شما هم اونها رو و اگه این رویارویی جنبه عملی پیدا کنه خوب زیان ها و خسارت ها هم بیشتر میشه. 


    من خیلی ادم با سوادی نیستم و در مورد مغالطه ها هم از ویکی پدیا کمک گرفتم امیدوارم درست باشه مطمئنن خودت هم میدونی مغالتات زیادی تو این متن وجود داره که خوب میتونی رفعشون کنی تنها هدفم از نوشتن این نظر این بود که در مقابل کسی که فکر میکنم شاید از نظر فکر کمی در مقابل هم باشیم اما حداقل الفبای گفتگو رو بلده چیزی بگم و بگم که واقعا راهی جز گفتگو وجود نداره هیچ راهی
    جواب:
    خط اول رو نمیفهمم حقیقتا :| چه برشی آوردی الان که به چی برسی؟ :| یعنی جدی نمیفهمم ها، میگم کسی که نتونه درک کنه حاتمی کیا رو باید فهمش رو بده تعمیر دیگه :دی نگفتم قبولش کن که، گفتم درکش کن!
    بنده گفتم ایشون دردش از نقد فیلمش نیست، تمام حرف من این بود موضوع، اعتقاده نه محتوایی به نام نقد! این که دیگه اینقدر دور سر هم چرخیدن نداره بزرگوار، یعنی شما اینهمه متن رو گذاشتی خوندی، باز میگی "چرا از نقد ناراحته"؟
    در مورد دمکراسی، اون برای شما مغالطه است، این اتفاقیه که داره میفته! حرف رو یا "اونوری ها" میزنن یا هیچکس حرف نمیزنه، اگر به جای ویکی پدیا توی وقایع جامعه زندگی کنید متوجه میشید! میتونی جاش مثلا بری آرشیو اردیبهشت من رو نگاه کنی که گفتم به روحانی رای نمیدم و طرفداران دمکراسی آزاد جناب روحانی چه توهین هایی که به من نکردن! چه انگ ها که به من نچسبوندن، دیکتاتوری (فارغ از جهتش) ذات ماست بزرگوار، مغلطه نیست!
    در مورد اختتامیه جشنواره فجر، مگه مسجده؟ مگه خونه ی خداست؟ شما اختتامیه اسکار رو ندیدی؟ گلدن گلاب ندیدی؟ اَمی و گرمی ندیدی؟ پره از خوندن بیانیه های سیاسی، تند ترین نقد ها و شدید اللحن ترین حرف ها! این چیزها که شما میگی تعارفات ایرانیه! نقد داره، حق مسلمشه نقد داشته باشه، حرف داره، حق انسانیشه حرف داشته باشه، دمکراسی ای که شما ازش حرف میزنی و قبلا سر یه برگه رای توش من رو نقد هم کردی بهش این اجازه رو میده! اومده حرفش رو زده، همونطور که مارلون براندو سر اسکار اعتراض کرده، همونطور که خیلی هنرمندان دیگه در خیلی فستیوال های دیگه این کار رو کردن. تلقی شخصی شماست کارمند درجه چندم بودن، من لذت میبرم از کسی که حرفش رو به جا و یه موقع فریاد میزنه! شما این حرفا رو به خانم لیلا حاتمی هم میگی؟ یا ایشون حقشه حرف بزنه وسط برلین؟
    در مورد بُعد چهارم و ادبیاتش حرفی ندارم، اما هیچکدوم تهمت نیستن! تماما مسائل ساده ای هستن که با یه سرچ به دست میان، اینکه پروژه شهرزاد پولشویی وام هزار میلیاردیه چیز جدیدی نیست، در مورد مهراب قاسمخانی و رانتخواری فامیلیشون توی صدا و سیما مگه شک داری؟ در مورد تهیه کننده آثار هومن سیدی و تنابنده چطور؟ اینها همه فکت بودن، فکت!
    آره عزیز دل، من به پدر خودم میگم بُز! چون داره از بی سوادهای بلیهی چون کازیمو حرف میشنوه و اگر باز اتفاقی بیفته وقتی همین کازیمو توی هفت تا سوراخ موش قایم شده و خودش رو خیس کرده بابای احمق منه و احتمالا من احمق و اَمثال من احمقیم داریم از این مملکت وامونده دفاع میکنیم! آره من معتقدم باید ایستاد آتیش جنگ برسه قلب تهران، چون اینهمه تحقیر روا نیست، چون نهایت گربه صفتیه اینهمه خوبی کنی و بهت بدی کنن! باید بیخیال این مردم و مملکت بشن، پدر من بُزه چون هنوز اعتقادش براش عزیزه و نفهمیده لطف مکرر حق مسلم میشه! بُزی که میگم بُز کناییه! اگر نخوای خودت رو بزنی به اون راه باید این رو فهمیده باشی!
    بزرگوار، من به مغالطات مسلط نیستم، نمیدونم هم چقدر از متنم بر پایه مغاطله است، میدونم واو به واو این حرفا "هر شکلی" که داشته باشه اعتقاد قلبی منه! در موردشون بهت توضیح دادم، قاعدتا من و تفکرم بری از خطا و اشتباه نیستیم و این نوشته از 1 تا 100% ممکنه اشتباه باشه، اما اشتباهم رو به من ثابت کن! من اعتقادم رو توضیح دادم و بعدش اینکه بپرسی "چرا حاتمی کیا شاکیه" یعنی اصلا متن من رو نخوندی! حاتمی کیا شاکیه و من عمیقا دردش رو درک میکنم و در همین مورد هم نوشتم!
    من از بحث لذت میبرم، به شرطی که اینقدر به من توصیه نکنی چه جوری باشم!
  • نویسنده ....
  • بی سوادی عده ای پشت  واژه های پرطمطراق پنهان شده. کسانی که در ذهن متوهم خودشون زندگی می کنند و اباطیلشون رو به سیگار و مشروب و چاشنی شیخ مولانا گره می زنن تا جوجه نوجوان های دختر تازه به بلوغ رسیده رو تور کنند با ژست من روشنفکرم حرف از چیزی می زنند که اندک اطلاعی ازش ندارن. خاورمیانه اروپا نیست اینجا خاک حاصلخیزی برای جنگ داره که با عطش سیری ناپذیر امریکا برای فروش تسلیحات با تکنیک تفرقه افکنی و ماهی گیری از اب گل الود به جای سرسبزی ثمره خون میده. هر وقت از دود و عود و توهمتون بیرون اومدید و دنیا رو ورای فضای مه الود اطرافتون دیدید میشه به بینایی تون ایمان اورد.
    جواب:
    اصلا به نظر من اگه دنیا اینقدر جغجغه ی پر سر و صدای توخالی نداشته باشه، خیلی اطرافمون ساکت میشه! بودنشون خوبه، هم از باب تولید صدا هم از این باب که آدم هی نگاه کنه ببینه چه خطری از بیخ گوشش گذشته!
    به نظرم، حجم مطلب به نسبت محتوای که داره، خیلی زیاده

    در زمینه مسائل مربوط به صدا و سیما و بحث آقای حاتمی کیا، آقای علی قنواتی مسائلی رو تو حساب توییتریشون مطرح کردند که برای خودم تازگی داشت، منتهی مطالبشون رو نه تایید می کنم و نه رد. به نظرم بد نیست یک نگاهی هم به اونا بندازید.
    جواب:
    زیاد شده آره :| قرار بود نصف این بشه! :|
    توییتر ندارم متاسفانه یا خوشبختانه، یه سرچ میکنم ببینم چی پیدا میشه!
    فکر میکنم هر کس دنیا و وقایعش رو بر اساسِ دنیایِ همیشگیِ اطراف خودش تحلیل میکنه :) 
    +بی ربط : من چرا همش‌از نوشته هاتون فکر میکنم شما خانومی ؟ :/ 
    جواب:
    وات؟
    +نمیدونم!
  • حضرت کازیمو
  • حس می‌کنی این حجم بزرگ کوته‌فکری‌ات لابلای انبوه دشنام‌ها و استهزاء کردن‌ها[ی شاید به حق]ت پنهان می‌ماند؟ نه برادر، باید بگویم نه. و باید بگویم این متنِ بیهوده به درازا کشیده شده، بنایی متزلزل از کوته‌فکری و ساده‌لوحیِ یک بلاگر جوان است که کارش تولید و پرستش واژه‌هاست.
    "مدافعان وطن"؟ بگذار واژه‌ها را ویران کنیم و طور دیگری بسازیمشان. "بردگان حلقه به گوشِ ظلم و تباهی" یا "مواجب‌بگیرانِ راه حفظ و توسعه‌ی ظلم عیانِ قدرت" خوب است؟ بنظرم بد نیست.

    ای آقا. "اسم" را رها کن. "مسما" را دریاب...
    جواب:
    کی به کی میگه "کارش تولید و پرستش واژه هاست"
    اگر "واژه بازی و سعی در قلنبه سلنبه حرف زدن و مرعوب کردن مخاطب بی دانش عوامی که به یاوه پردازی ذهنی شما گوش میده" رو ازت بگیرن هیچ چیز برای گفتن نداری! یعنی تو حتی توانایی دو کلام به زبان روزمره ی معقول صحبت کردن و کلام و محتوای کلامت رو با اون منتقل کردن نداری. اگر "ثقیل حرف زدن" که زرورقی طلایی روی طبل حلبی کهنه ی توخالیت هست رو ازت بگیرن هیچ چیز برای ارئه نداری! وقتی عین انسان! حرف بزنی تازه پوچ و تباه و خالی و بی رنگ و لعاب و پیش پا افتاده و دو هزاری و عوامانه بودن محتوای تفکرت میریزه بیرون! و متاسفانه من حتی در 16 سالگی هم با صحبت ثقیل و "ایسم" و "لوژی" مرعوب نمیشدم چه برسه الان که سی ساله شدم و دوره ها بر من گذشته!
    دشنام و استهزا ای دلاور خُرد مغز "بنایی متزلزل از کوته‌فکری و ساده‌لوحیِ یک بلاگر جوان است که کارش تولید و پرستش واژه‌هاست" هست و در برابرش چیزی که میشنوی لیاقتت! چون من در صحبت با تو اندازه ی سطحت، شعورت و حدی که نشون میدی برخورد میکنم! توی توخالی فقط با ابهام کلام و اطناب کلام و دیگر عبارات بر وزن اِفعال کلام میتونی حرفی برای گفتن داشته باشی! و تو برای من از کوته فکری حرف میزنی؟ توی بُنجل؟ تویی که نهایت حرف و تحلیلت در همه چیز از راننده تاکسی ای بی سواد، بی شعور و بی عقل کمتره که باز اون دو چیز رو از "کار خودشونه" مستثنی میکنه و تو همون رو هم کار خودشون میدونی؟ صحیتهای تو و اَمثال تو که یک وانتش سه گرم هم وزن نداره فقط برای خوشحال نگه داشتن خودتون، دمت گرم گفتن خودتون به خودتون و به به چه چه چارتا کم عقل بی سواد در ابعاد خودتون خوبه، که نمونه بارزش خودتی! حرفات عین فیلمای مسعود کیمیاییه، خود ارضاییه، فقط خودت ازش لذت میبری و خودتو راضی میکنه!
    زرورقت رو بزن کنار بذار دو دقیقه خود توخالیت رو ببینیم!
    ضمناً! برای من تو، تفکر تو، پشیزی ارزش نداره، که چیز متقابلی هم هست احتمالا و تو هم همینطور! میخوام بگم یعنی من تو رو که بی سواد و پرمدعا میدونم نمیخونم، دنبال نمیکنم، اصلا برام اهمیتی نداری، چون وقت ندارم برای یاوه ملت بذارم، وقتم رو جای با ارزش تری مصرف میکنم. به تو هم همین توصیه رو میکنم! اگرم خواستی باشی باش، فقط از این ادا اصولهای "کوته فکر"  در نیار! کوته فکر تر و احمق تر از یه کوته فکر اون کودنیه که مطالبش رو دنبال میکنه!
  • گمـــــــشده :)
  • عالی بود ممنون
    جواب:
    این الان عین این کامنت تبلیغاتی هاست که :))
    یعنی چی عالی بود خب؟ :|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی