Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان
جهان بیرون غار

Bullshit in the Rye

پنجشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۶، ۱۲:۴۸ ق.ظ

این یک پست ضد پیشنهاده! ضد پیشنهادِ فیلمی در مورد نویسنده ای که حالِش از اقتباس سینماییِ آثار ادبی به هم میخورد و الان تنش در گور میلرزه! بگذارید همین اول تکلیفم رو باهاتون روشن کنم، قصد دارم بهتون بگم فیلم Rebel in the Rye (یاغی در دَشت) رو اصلا نبینید! بنابراین اگر این حرف رو ازم قبول میکنید لازم نیست اصلا ادامه پست رو بخونید، اما اگر به هر دلیلی دانلودش کردید یا خلاصه ی یک خطی "داستان زندگی جروم دیوید سلینجر، نویسنده شهیر ناطور دشت" تهییجتون کرده که فیلم رو ببینید میتونید ادامه پست رو بخونید!

پوستر فیلم

*Rebel in the Rye | IMdb | Metacritic*

با فیلمی به شدت ناوفادار و حتی خائن طرفیم، سانتی مانتالیسم و ملودراماتیزه کردن تَک تَک وقایع توی فیلم موج میزنه، شاهکارهای کوتاه سلینجر تا حد واکنشی به رابطه پر پیچ و خمش با "اونا اونیل" اون هم در سطحی ترین و رو ترین فُرم ممکن تنزل پیدا میکنن! هر اتفاقی در زندگی عاطفی سلینجر یک داستان میشه و مهمتر از اون داستانهای سلینجر رو "ابزاری" برای تحت تاثیر قرار دادن دوست دخترش مشاهده میکنیم! سلینجر نه یک فرد "با بینش و با اعتماد به نفس" - چنانکه واقعاً بود - که جوونک عصبی مضطرب بی اعتماد به نفس که برای مهمترین تصمیماتش هم توضیحی نداره تصویر شده! این تصویر به حدی مزخرف هست که روایت فیلم از "تغییر نکردن نوشته ها توسط ویراستاران" - مهمترین مشخصه انتشاراتیِ سلینجر - شما رو به این میرسونه که "چه نویسنده بی شعوری!". سلینجر داستان من رو بیشتر یاد جوون بلاگری میندازه که تصادفات زندگی اون رو مشهور کرده نه نویسنده چیره دستی که خودش رو "مهمترین نویسنده معاصر آمریکا در حد همینگوی" میدونسته!

لحن روایی فیلم بیش از هرچیزی شبیه سریالهای ابتدایی سیروس مقدم یا سریال یوسف پیامبر هست! هیچ فضا سازی ای وجود نداره، بیننده اگر سلینجر و آثارش رو نشناسه هیچ فرضی از عظمت انتشار ناطور دشت دستگیرش نمیشه جز اونکه آخرهای فیلم کوین اسپیسی به احمقانه ترین شکل ممکن میگه "تو جامعه آمریکا رو با کتابت تغییر دادی" ، بیننده هیچ تصوری از تغییر خط مشی سلینجر به عرفان شرقی پیدا نمیکنه جز اینکه توی همون سکانس همون کوین اسپیسی میگه "داستان فرنی و زویی که بیشتر یک جور کتاب مذهبیه". همه چیز ، مطلقاً همه چیز در فیلم همینطوری روایت میشه:

"تو خیلی مشهوری، عکسات رو از پشت کتابها بردار" (یک تحریف تاریخی آشکار، سلینجر خودش اصلا دوست نداشت عکسی ازش پشت کتابها باشه نه اینکه بهش توصیه کنن)

"وای! جروم دیوید سلینجرِ مشهور"!!!

"تو خیلی با استعدادی"! (بالغ بر 10 بار)

"دارید چیکار میکنید؟" (رو به یک گروه بودایی در پارک! یعنی ما قراره بفهمیم سلینجر خیلی یهو تحت تاثیر مناسک بودایی قرار گرفته!!!)

اینجور دیالوگها - که به دلیل ضعف حافظه فقط همین 13 مورد! یادم بود - به وفور و به انحا مختلف در فیلم دیده میشه! چیزی که فیلم رو به شدت متعفن و مسخره کرده!

بازیها فاجعه ان، بازی نیکولاس هولت در نقش سلینجر مستوجب اعدامه! کما اینکه هرچیزی در چهره سلینجر "ویژگی" محسوب میشه در چهره نیکولاس هولت به شدت دیده نمیشه! از شیطنت چهره، نگاه نافذ، چهره کشیده با نفوذ، بینی بزرگ و منحصر به فرد، چشمان عمیق ترسناک و لبخند به شدت هوشمندانه سلینجر هییییییییییچ خبری در نیکولاس هولت نیست. نیکولاس هولت حتی به عنوان یک چهره وسط خیابون، یک چهره تخت، بی روح و بسیار بسیار بی نمک و غیر تاثیرگذار داره! دیالوگها به شدت بلیهانه بیان میشن! علاوه بر به شدت رو و سطحی بودن دیالوگها مدل بیانِ "شبکه شماییِ" دیالوگ توسط بازیگران تک تک جمله ها رو عمیقا مشمئز کننده کرده! دیالوگها در دنیایی ذهنی با قواعد ذهنی و توسط کارکترهایی ذهنی بیان میشن و شما از اینکه کوین اسپیسی وسط این فیلمه نمیدونید بخندید یا گریه کنید!

کارگردانی فیلم فاجعه است! فیلمی که بازیهای بالا با دیالوگهای بالا با نوع بیان نامبرده در اون مستجوب "کات! خوب بود خسته نباشید" بوده، قطعا یا کارگردان نداشته، یا کارگردانش برای صدا و سیمای مراکز استانهای آمریکا فیلم ساخته!

در مورد تطابق تاریخی روایت ها، داستانها و اتفاقات هیچی ندارم بگم، 100% غلط! ممکنه بگید خب فیلمه نه مستند! اما داستانی کردن اتفاقات فقط باعث شده یک سری واقعه مستدل و مهمِ تاریخ زندگی ادبی سلینجر به یک سری مهمل احمقانه تبدیل بشن! اصلی ترین هسته ی فیلم رابطه ی سلینجر با ویت برنت سر ویراستار مجله ادبی استوری هست در حالی که کوچکترین اشاره ای به ویلیام شان، ویراستار نیویورکر و مهمترین دوست ادبیِ سلینجر نشده!

من هرگز به هیچ فیلمی - منظورم فیلم خارجی - در زندگیم نمره ای زیر 4 ندادم، معتقدم صِرف ساختن فیلمی در ابعاد سینمای جهان سه نمره داره و منی که برای دیدنش وقت گذاشتم هم یک نمره بهش اعتبار میدم! بنابراین کف نمره من برای یک فیلم خیلی بد 4 بود، البته تا این فیلم! یاغیِ دشت به تنهایی سه نمره این رکورد رو جابجا کرد و از من گرفت یک، و اگر بدونید من چقدر حساس به فیلمهایی که میبینم نمره میدم با خودتون داد میزنید "ییییییییییییییییییییییک"؟

این فیلمی در مورد کسیه که سلینجر نیست، وقایعی رو تعریف میکنه که ربطی به سلینجر نداره، حتی یک بند انگشت از سطح پایین تر نمیره و در بالغ بر 75% اوقات حتی به سطح هم نمیرسه! اگر سلینجر رو میشناسید یا اگر دوست دارید بشناسید؛ اگر داستانهاش رو خوندید و یا نیت دارید آثارش رو مطالعه کنید، اگر نسبت به سلینجر احساس دارید - مثبت و یا منفی - هرگز این فیلم رو نبینید! این فیلم جز نابود کردن خاصترین شخصیت ادبی معاصر و لجن مال کردن یک کاراکتر به شدت پیچیده و ساده کردن یک نویسنده ی دورانساز تا حد "دوست پسر عاشق پیشه مضطرب" هیچ چیزی نداره!

عبارت قلابی (یا حقه باز، معادل عبارت Phony) با ناطورِ دشت سلینجر وارد دیکشنری ادبیِ آمریکا شد، یاغی در دشت مصداق بارز عبارت قلابیه!

It is a Phony

  • ۹۶/۱۰/۲۱
  • هولدن کالفیلد

سلینجر شناسی به زبان ساده

آراء الحکما: جلد  (۱۷)

نمیدونم والا.خواب خودتونه. باید ببینید تعبیرش چیه. شاید فهوای کلامش یه چی دیگه باشه (:
پاسخ:
احتمالاً منظورش این بوده که همه ثروتش به من میرسه :|

فقط باعث شد من از چارلی چاپلین متنفر شم
پاسخ:
تف توش
اون که صد البته. ولی حالا فرض کن یوقت خواب ببینی داری موهاتو جلو آیینه شونه میکنی و زیر لب جسم رستاک رو تو رخت‌خواب میلرزونی که: ... یه رویا ازت تو سرم داوشتم. غلط کردی به رویاهام دست زدی/ غلط ک... که یه دستی رو از پشت سر رو شونت حس می‌کنی‌. برمیگردی میبینی لبخند مرموز سلینجره! هیجان زده میگی: استااد°_° چرا من شما رو از تو آیینه ندیدم؟ ( میدونی، چون اون لحظه هول شدی چیز دیگه‌ای به ذهنت نمی‌رسه) اونم میگه: تو که انقد خنگ نبودی پسر! بعد شما هم الکی میگی: آهان به اون دلیل|: بعد یدفه مرحوم لبخندش مهربانانه میشه و همینطور که یجور دوستانه بازوهات رو‌به نرمی میفشره میگه: هولدن جان، فیلم منو بساز!
پاسخ:
این اصلا از ذاتش معلومع خواب آشفته است و رویای صادقه نیست، سلینجر بیاد بگه فیلممو بساز؟ :|
عادت کردیم به اینکه هالیوود داستانها و شخصیت هاش رو با یه رابطه عاطفی پروبال داده شده و به شدت گیشه ای به ابتذال بکشونه...
ویلیام شان که نمیتونه بفروشه 
پاسخ:
این از ابتذال هم گذشته! این خیانته!
اولین باره به خاطر فیلمی که ندیدم حسرت نمی‌خورم و برعکس، از این بابت خوشالم!
مچکر برای این پست :)
پاسخ:
قربان شما!
باید فیلمشو میدادن شما بسازی. یجوری دقیق شدی تو شخصیتش و تحلیلش کردی انگار باهاش زندگی کردی. (:

خب حداقل معلوم شد آمریکایی‌ها فقط به ما اینجور ظلم‌های سینمایی نمیکنن!!
پاسخ:
اگه به من میدادن نمیساختم، درستش اینه که از سلینجر فیلم نسازی!
  • آسـوکـآ آآ
  • ما بهش ما اطمینان داریم،نمیبینیم:-)
    پاسخ:
    لطف داری!
    یه فیلم دیگه هم بود! Remember me اگه اشتباه نکرده باشم اسمشو! 
    اون هم یه نیمچه اقتباس از ناطور دشت بود! اونم چرت بود :/ ولی نه در حد یک ی که دادی به این فیلمه :دی 
    من حالا از حضور این فیلمه روح هم خبر نداشت :دی باوشه حالا که روحمون رو خبردار کردی هم نمیبینیمش :))
    پاسخ:
    فکر نمیکنم از روی ناطور اقتباس کرده باشن، چون امتیازش فروخته نشده!
  • פـریـر بانو
  • چه خوب که ندیدمش :|
    پاسخ:
    بله دقیقا!
  • شادوَرد __
  • اول از همه خیلی متشکرم بابت این پست، کاملا کاملا کاملا موافقم.
    بعلاوه دیالوگ هایی که گفتید، اینم بود که در تمام فیلم میگفت پدرم دوستم نداره !و یهو بعد از معروف شدنش! پدرش میاد پیشش میشینه، نصفه شب، و میگه پسرم من همیشه دوستت داشتم، از وقتی به دنیا اومدی! و همه چی گل و بلبل میشه. همین قدر کودکانه.
    وقتی یهو تو پارک رسید به یه گروه که تمرکز کرده بودن! و گفت: دارید چیکار میکنید؟! کاملا قانع شدم که باید جلو چشمام رو بگیرم و بیشتر از این نگاه نکنم! بد آموزی داره!
    بازیگرش که هیچی نگم بهتره، یه ربات میتونست با اختلاف بهتر باشه.
    و حتی سکانس نبرد نورماندی...با خودم گفتم کارگردان حتی نجات سرباز رایان رو ندیده! تصویر روشن شده و صدای گلوله می آید!
    در یک کلام همونی که گفتید: " آشغال بصری"
    پاسخ:
    فقط اونجاش که باباش میگه من پیانیست خفنی بودم :| :|
  • نیمچه مهندس ...
  • ولی این حس رو درک میکنم که چقدر بی ارج میشه یه قضیه ای وقتی میخوان تو فیلم نشونش بدن.انگار خاصیت پول یا عدم علاقه یا هر خصوصیت دیگه ای که بشه باهاش پر داد اینه که اون چیز رو مصنوعی نشون میده.
    مثلا تو coco before chanel اونجا که LBD رو اختراع میکنه اصلا خوب نشون داده نشده.مخاطب اگه با مد آشنا نباشه اصلا نمیتونه کارای کوکو و لباسایی که می‌پوشه و میدوزه رو درک کنه.همش حس میکنه یه دختریه که فرت و فرت سیگار می کشه و خیاطی بلد بوده و شانس آورده.
    پاسخ:
    این بی ارج کردن سلینجر نیست، این خیانت بهشه، کسی که کلا مخالف سینمایی کردن ادبیات بود!
  • نیمچه مهندس ...
  • من هیچ وقت طرفدار دو آتیشه یا حتی نیم آتیشه ی چیزی نبودم.درکت نمیکنم ولی خوشم میاد سر چیزای جدی لحنت حماسی میشه:) بامزه س.
    پاسخ:
    :| :دی
    من ٥ساله که خواننده این وبلاگم
    ٥ فریکین سال و این جزوه معدود باراییه که با نویسنده صد درصد یا صد و بیست درصد موافقم
    البته نه این که فیلمو دیده باشم نه کلا وقتی بشنوم راجع به سلینجر فیلم ساختن میتونم حدس بزن چقد "ناوفادار" میتونن باشن
    پاسخ:
    آفرین دقیقا همینه! دقیقا همینه ها!
  • یک ذهن پریشان
  • من امشب elle رو دیدم و نمیتونم بگم که پودر شدم بلکه میتونم بگم بخار شدم و تمام !
    پاسخ:
    اله همون فیلم فرانسوی بی ناموسیه است؟ :|
    خوشم نیومد ازش!
  • .: مهتاب :.
  • یه نامه معترضانه هست ایگنیشس ( اسمش همین بود؟!) تو اتحادیه ابلهان می نویسه واسه جایی.... لحن نوشتتون همون طوری بود:)
    پاسخ:
    همون که مینویسه اولش جناب آقای ایبلمن، منگل محترم؟ :))
  • ماهی کوچولو
  • فیلمی که بازیهای بالا با دیالوگهای بالا با نوع بیان نامبرده در اون مستجوب "کات! خوب بود خسته نباشید" بوده، قطعا یا کارگردان نداشته، یا کارگردانش برای صدا و سیمای مراکز استانهای آمریکا فیلم ساخته

    منهدم شدم از خنده
    پاسخ:
    :دی
    http://www.1pezeshk.com/archives/2017/12/rebel-in-the-rye.html
    همین الان میخواستم این لینکو بفرستم برات دیدم دربارش پست زدی
    پاسخ:
    فکر کنم اون یه فیلم دیگه دیده!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی