Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

مهربون :|

دوشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۶، ۰۷:۰۸ ب.ظ

داشتم قرآن درس میدادم (که خود این قرآن درس دادن من محل سواله:|) درس بسم الله الرحمن الرحیم. پرسیدم که خب چرا اول کارهامون میگیم به نام خدا؟ قرار بود برسم به این جواب که "چون خدا کمکمون میکنه" که برگشت گفت "خدا مهربونه" تاییدش کردم و اومدم ادامه بدم که باز گفت "عین تو!" :| :))

یعنی دقت کن شما، خدا عین من مهربونه، نه حتی من عین خدا :| :)) :| :|

  • ۹۶/۰۸/۰۱
  • هولدن کالفیلد

ماجراهای مدرسه پِنِسی

آراء الحکما: جلد  (۴۷)

من گفتم تو تایمشو بدون؟
اسم بن تن رو نمیدونستی اصن!!
مهربونی !
جدی؟ بهت نمیادا که !!!
پاسخ:
چی بهم نمیاد؟ :|
نگفتم شما بهش اینا رو معرفی کنی.شما میتونی هر کسی رو که باید، به یه بچه ایرانی بشناسونی. اون خودش میشناسنه این شخصیت ها رو. طرح روی کیف ها و جامدادی ها و دفترها و مدادها کاملا این موضوع رو روشن میکنه. شما هم باید خودت بشناسی ک یه اطلاعات حداقلی از اینها داشته باشی که پس فردا بچه اومد از اینا حرف زد لااقل بفهمی چی میگه.
پاسخ:
حالا مگه من گفتم حداقلی نمیشناسم!
اینکه من خبر از ساعت یه کارتن زیر 8 سال داشته باشم، اطلاعات حداقلیه؟
وقتی با بچه های ابتدایی سر و کار داری باید ببینی این انیمیشنا رو و بشناسیشون.
پاسخ:
من چرا باید به یه بچه ایرانی "بن تن" بشناسونم؟
اتفاقا وقتی با بچه های ابتدایی کار دارم باید یه چیزی بهشون بشناسونم که به دردشون بخوره!
  • فروردین دخت
  • :/
    پاسخ:
    :|
    بن تن بود فک کنم یه ساعت داشت وقتی میچرخوند صفحه اشو قیافش عوض میشد یهو غول میشد بعد دوباره ساعت و میچرخوند آدم میشد.
    پاسخ:
    ندیدم که اینا رو :|
    چرا نیم ؟ :)))
    پاسخ:
    یکیشون خیلی کوچولوئه!
  • פـریـر بانو
  • پس که اینطور گویا :| :))
    پاسخ:
    یس :|
    :-)))
    خیلی ریز بینانه خوندی
    من خودم انقدر ریز بینانه ننوشته بودمش :-D

    پاسخ:
    :)))))
    موافقم :| این باگ رو داره:)
    پاسخ:
    آره آدم داغون میشه :|
    موقعیتی که یک نفر (به خصوص کوچیکتر) من رو خیلی بهتر از چیزی که هستم ببینه

    پاسخ:
    داری میگی "مهربون" خیلی بهتر از چیزیه که من هستم؟ :|
  • مهدی صالح پور
  • چه پست سورئالی :))
    پاسخ:
    همینی که هست :| :))
    مهربونی جواب میده حتی برا بزرگها اما باس بدونی به.کی و کجا مهربونی کنی جانم
    پاسخ:
    امام خمینی (ره) :|
  • ساکن طبقه 40
  • یعنی حاضرم برگردم به بچگی نه به خاطر بی مسئولیتیش و نوستالژی ها ... نه ! به خاطر اینکه تو معلمم بشی :))
    پاسخ:
    تیکه می افکنی؟ :|
    بچه ها خیلی خوب می فهمن اما اینو گاهی بزرگترها فراموش می کنن
    پاسخ:
    ولی اجماع در مورد رفتار من با گروه مخالفی به وسعت مدرسه است!!! اعم از شاگرد، ناظم کادر و غیره!
    منطقی ترین برداشت رو الانور داشت.
    دلم سوخت :(
    پاسخ:
    خیلی هم برداشتش اشتباه مطلق بود
  • ماهی کوچولو
  • واااای :)) الهی *__*
    خیلی خوب بود این :) این همون یه دونه شاگرده است؟ :دی
    پاسخ:
    آره همونه، البته داستانهایی از یک علاقه مند دیگه هم شنیدم که البته کلاس پنجمه :دی
    حالا شما برو به این بچه بگه من یه هیولای درون دارم که همه از اخلاق بدم مینالن اونجا. بچهه میگه وای چه خوب.
    بعدشم فک میکنه یه چی تو مایه های بن تنی!

    +چه خوبن این بچه ها...
    پاسخ:
    بن تن چه طوریه مگه؟:|
    بلی بلی خیلی خوبن!
  • رضا فتوکیان
  • پس بالاخره داستان تون شروع شد :))))
    پاسخ:
    یس :))
    من سه تا خاله دارم هر سه تاشون معلم اول دبستانن:))
    بخاطر همین انقد از این داستانای شیرین شنیدم که نگو ، اصن بچه ها یچیز دیگن:دی
    پاسخ:
    آره انصافاً روزی یه ماه خاطره سازی داره :))
    جالب بود :|

    +ولی خداییش مشخصه بچه مهربونی ندیده کلا تو زندگیش!
    پاسخ:
    اتفاقاً اینقدر خانواده دلنشین و مهربونی داره، آمریکا هم بزرگ شده!
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • آخرش هم نرسیدین به اون جواب که"چون خدا کمکمون میکنه؟"
    پاسخ:
    خودم هلشون دادم تو جواب!
    وای خدااااااااااااا ! حسودیم شد ^_^
    پاسخ:
    بابا چیزی نگفته که :|
    من در موقعیت های مشابه بودم
    وحشت میکنه ادم
    خیلی بار مسئولیتش سنگیه
    من اگه مسلمون نبودیم بعد از همچین موقعیتی میرفتم یه کافه ای بارری چیزی سر میکشیدما
    یعنی در این حد رو مخم میره
    پاسخ:
    خوب شد مسیحی نشدی وگرنه الان تو NA ها پلاس بودی.
    دقیقا کدوم وضعیت؟
    ای جااااانم!
    چه محبتی رو چپونده تو کلمه هاش این بچه! انقدر دوست داره که شمارو حتی "تو" خطاب میکنه*_*
    پاسخ:
    ا اصلا حواسم نبود بهم گفته تو، فردا میرم با فاصله یه هفته میزنم تو دهنش :|
    یاد حسن صباح افتادم و سربازان با وفاش که به حشاشیون معروف بودن و با یک اشاره ی حسن صباح خودشون رو از بالای برج به پایین میانداختن
    فرمانده ی سپاه سلجوقیان گفته بود اگه من صدتا از این سربازها داشتم دنیارو فتح میکردم

    این دانش آموز رو از دستش نده:))
    پاسخ:
    به خدا من با کلاسم میتونم مدرسه رو فتح کنم :))
  • جناب دچـ ــــار
  • طوسی هم از همینجا ها شروع کرد دقیقا :)
    +:) نخند جدی بگیر
    پاسخ:
    الان این تیکه از چه روی است؟
    من به کودکان میلی نداشته و تمام میل جنسی خویشتن را روی هم قد خودم خالی مینمایم!!! :|
    دراکولا :|
    کجات مهربونه آخه؟ :|

    (این بچه بعدا بزرگ شد باس بیاد یه بحثی در مورد اون رستوران تو مهرشهر باهات ترتیب بده، بعد اگه بازم تایید کرد که تو مهربونی اونوقت بیا بزن توی گوش من)
    پاسخ:
    :)))
    والا :|
  • פـریـر بانو
  • دیدین من گفتم شما از این معلم مهربونایین ^_^
    حالا هی انکار کنین😎
    پاسخ:
    نه بابا من هنوزم معتقدم باید نظر بقیه بچه ها رو هم جویا شد!
    ای جانم...چه خوب بود:)))
    پاسخ:
    :))
    کار کردن با بچه های کم سن و سال خودِ زندگی کردنه:)
    پاسخ:
    ولی اینقدر انرژی می‌بره!
    دیدی دیدی همونی که من گفتم  , اما با زبان کودکانه از آخر اومده اول 
    پاسخ:
    من بیشتر از تعاریفش فهمیدم خدا هستم، نه مهربون!
  • آقای دیوار نویس
  • مهربونید خب
    پاسخ:
    نه بابا آمیرزا نیستم :))
  • فروردین دخت
  • چه حس خوبی داره که یکی آدمو مهربون خطاب کنه...نه؟!
    پاسخ:
    نه :|

    جووون بابا به این معلم مهربوووون :))))) واااای چه با نمک! دیگه چیا درس میدی مهربوووون :))) 
    پاسخ:
    :| :|
    درسهای اول دبستان جیرجیرک!!!
  • نیمه سیب سقراطی
  • آخی ی ی ی الهی ی ی ی ... 
    میشه واسه این شاگردت مُرد هولدن !
    پاسخ:
    امروز یکی از همکارهای "بالا" میگه تو فلانی رو عین بچه ات میدونی انگار باباشی!
    البته اون که باباشم این نیست!
  • یک ذهن پریشان
  • الان اون هایل هیتلر رو پس بگیرم یعنی ؟؟؟؟ :)
    پاسخ:
    نه اینو به اون اضافه کن :))
  • بهارنارنج :)
  • همون کامنت هلما:دی
    کار همون یه دونه هست:)))
    پاسخ:
    این موج مثبت من رو با خودش برد اصلا!!!
    بنده عنوان رو دیدم با خودم گفتم "نادر شاه مهربون داریم مگه" و کلیک کردم
    با اجازه تون چون حرفی برای گفتن ندارم  در سکوت خارج میشم 
    پاسخ:
    :|
    آخی :))
    این جوجه چقدر شما رو دوست داره =)))

    پاسخ:
    الان علاقه مندانم به دو نفر افزایش یافتن، البته دو نفر و نیم :))
    اقا من نفهمیدم مهربونی شما اخرش با این طفل معصوم ها یا کسی جرات نمیکنه بیاد سمتتون :)) 
    پاسخ:
    هر دویش :|
    وا خدا بدور  چه صوبتا 
    البته یکم که بگذره خباثت پنهان وجودی رو دانش اموزا پی میبرن:)))
    طول نمیکشه:)

    پاسخ:
    حالا شما ندیده نشناخته چه مطمئنی از من :|
  • ✿دخترے از تبارِ غرور✿
  • حالا شما به خودت نگیر :))
    پاسخ:
    چقدر همه به من لطف دارن :|
    حرف راست رو از بچه بشنو:)
    پاسخ:
    حرفهای راست بقیه بچه ها رو هم باید شنید بعد تصمیم گرفت :|
  • یادداشت های روزمرگی
  • سلام هولدن. خوبین..؟ 
    خیلی خندیدم از جواب شاگردت. شما مهربونی..؟ خدا عین تو مهربونه..؟ خدا به دور.. خدایا توبه! :))
    پاسخ:
    چرا من رو تخریب مینمایی؟ :| :))
    لابد همون یه دونه بچه ای که دوستتون داره، اره؟؟
    پاسخ:
    یس :دی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی