Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

نادرشاه معلم کلاس اولِ سه

پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶، ۰۵:۴۹ ب.ظ

در تمام مدرسه فقط و فقط یک شاگرد، قاعدتاً یکی از شاگردهای خودم هست که دوستم داره. الباقی؟ همه بدون استثنا ازم میترسن! شما فکر کن یعنی بچه های کلاس روبرویی من رو که میبینن راهشون رو کج میکنن، موقع رفت و آمد من رو که میبینن سلام مبسوطی ارائه میدن و اون احترامی که به من میذارن رو به معلم خودشون نمیگذارن! یعنی دانش آموزها جوری از من میترسن، یا بهتر بگم مسئولین و دانش آموزان من رو با چنان ابهتی میشناسن که مُدیر مدرسه روز دوشنبه یکی از شاگردهای کلاس دوم رو آورد و گفت "آقای کالفیلد دستم به دامنت! این بچه چند روزه وقت دیکته نوشتن سرش رو میکوبه به میز و نمینویسه! میتونی این رو یه کاریش کنی"؟ منم بچه رو که روی پیشونیش اندازه یه توپ کوچولوی پینگ پنگ باد کرده بود یه ساعت پیش خودم نشوندم و نتیجه اینکه دو روزه سر و صدا نمیکنه. حالا اینکه چه جوری مجبورش کردم یه صفحه دیکته بنویسه رو بیخیال!

میگفتم که، در تمام مدرسه فقط و فقط یک شاگرد، قاعدتاً یکی از شاگردهای خودم هست که دوستم داره، برای بقیه نادرشاه افشارم!

  • ۹۶/۰۷/۲۷
  • هولدن کالفیلد

ماجراهای مدرسه پِنِسی

آراء الحکما: جلد  (۳۹)

  • ارش حسن پور
  • وبتون عالیه
  • عاشق بارون ...
  • حق دارن واقعاً خب.
    پاسخ:
    دیگه خلاصه دیگه :|
    برو خدارو شکر کن
    از تمام مدرسه هیچکی ازم نمیترسن
    زنگ تفریح که میشه تازه شونصد تا دانش آموز دیگه از کلاسای بغلی میریزن رو سر و کول ما و سوال های صد من سه غاز میپرسن.
    حتی وقتی میخوام با تشر حرف بزنم بازم خنده ست که میماند بر چهره.
    نمیدونم چهره من کاریزماتیکه یا شما :)
    پاسخ:
    محبوبیت داری دیگه، بد دردیه :))
  • خورشید جاودان
  • چه جالب منم معلم کلاس اول سه هستم 
    پاسخ:
    ا چه بااااااحال :دی
  • یک ذهن پریشان
  • هایل هیتلر :)))
    پاسخ:
    :))
    درس معلم ار بود زمزمه ی محبتی
    جمعه به مکتب آورد طفل گریز پای را

    همه ی ما از دوران درس خوندنمون معلمهایی رو بیاد میاریم که باهاشون دوست بودیم و بهمون خوش گذشته البته معلمهای خشک و با دیسیپلین رو هم بیاد میاریم ولی به خوبی ازشون یاد نمیکنیم سعی کن بیشتر دوستشون باشی تا معلمشون
    پاسخ:
    من رفاقتی با کسی ندارم :دی :|
    خواهش میکنم بگو چه کار کردی املا نوشت؟
    پاسخ:
    یه مقدار زیادی بهش زور گفتم! کم آورد، نوشت!
    این دلیلش روایت دیده شدن درون شما   برای اون شاگرده, همون بخش روشن آآدمها, که حس پناهندگی از اون غوغای درونش رو.هم داره, فلسفی شد  دی
    پاسخ:
    دیگه زیادی فلسفی شد! :دی
    وای فک کن یه بلاگر معلم کلاس اولت باشه. ماها تو 5 سال ابتداییمون هرچی پیر تر و بد اخلاق تر وبی حوصله تر بود معلممون میشد.
    تازه کلاس پنجمشم نفرین شده بود 3-4 سال پشت هم معلم کلاس پنجم مدرسمون میمرد بعد امتحان ترم 2.
    پاسخ:
    :|
    این خط آخر :| :|
  • باران میم
  • منم یه زمانی معلم یه کلاس چند معلولیتی بودم ،یه کم بینا و کم شنوا ،یه کم شنوا ،دوتا کم توان ذهنی کم شنوا ،ولی هنوزم یادشون میوفتم حالم خوب میشه ،مرام داشتن در حد بنز و خیلی بهتر از خیلیا محبتو میفهمیدن ،البته من تا همیشه مدیونشونم چون خیلی کم تجربه بودم ،موفق باشی آقا معلم 
    پاسخ:
    منم همش نکرانی کم تجربگی دارم :|
  • ماهی کوچولو
  • هعییییی اون وقت این رفیق جان من میگه نههههه گناه دارن بهشون گفتم پرسش داریم هفته دیگه نگفتم که امتحان کتبی ، امتحان کتبی بگیرم شوکه میشن!
    پاسخ:
    :|
  • بهارنارنج :)
  • برات خوشحالم:)

    معلم خوبی باش:دی
    بزار اینجا پشت سرت فحش نباشه:دی
    پاسخ:
    من در بدترین حالتم هم بهترین معلمم!
    آقا بخدا ما بچه خوبی استیم :|||||
    پاسخ:
    برجا!
  • خانم معلم
  • وااااییی اینقد ذوق کردم
    منم‌چهارسال دیگه معلم دبستان میشم
    خیلی ممنون میشم تجربیاتتونو در اختیار ما قرار بدید
    پاسخ:
    بذارید تجربه کسب کنم، چشم :دی
  • فــــ . میم
  • واااااایییی
    چقدر بامزه :))))
    همیشه دلم می خواد معلم کلاس اولیا بشم٬ خیلی خوبن انگار :)
    پاسخ:
    خیلی سخته! یعنی خیلی سخته ها!
    یعنی منزجر بودم از چنین معلم هایی ها :))) 

    پاسخ:
    دلتم بخواد :|
    مدارس استثنایی ه؟
    اساس کار خیلی خوبه، مخصوصا اگه شرایط متفاوت از مدارس عادی باشه
    کم‌کم یه سری قلق هم بهش اضافه میشه و 👍
    پاسخ:
    مدرسه عادیه، اما دانش آموزان استثنایی رو میگیره!
    طوری نکنیم که دعای خییررررررر دانش آموزان بدرقه راهمان شود:دی
    البته این طفلیا کوچولوئن بلد نیستن دعای خیر کنن:دی
    تعلیمتان پرجذبه باد:)))
    پاسخ:
    من این دعای خیر!!! رو حقیقتاً ترجیح میدم :))
    البته بیشتر که فکر میکنم هرچیزی ممکنه چون خودم به شدت مهربون و آروم به نظر میام ولی دوران راهنمایی نماینده کلاس بودم انقد بداخلاق و باجذبه بودم و داد میزدم سر بچه ها که آروم شن که خیلی از همکلاسیای اون زمانم منو میبینن فرار میکنن:)))
    خودمم یادم میاد چیکار میکردم باهاشون واقعا طلب آمرزش میکنم از خدا:))))
    پاسخ:
    یه چیزی توی همین مایه ها :دی
    اون بچه احتمالا ورژن بچگی ها خودته :دی
    پاسخ:
    چرا احتمال نمیدی تنها اونه که میفهمه :دی
  • حورا رضایی
  • هر جفتشون از چشمم افتادن.
    پاسخ:
    حسودیت را پنهان بدار! :|
    نمیتونم تصور کنم معلم اول دبستانی که ترسناک باشه و همزمان هولدن هم باشه :)))
    راز اون یه بچه چی میتونه باشه؟:دی
    پاسخ:
    راز گل سرخ نوشته اومبرتو اکو :|
    خوب نیست ادم حسود باشه :| برم ادامه تحصیل بدم معلم بشم ...
    باز شما یه هفته رفتید من خودم یبار با زندایی م و شاگرد هاش رفتم اردو هنوز که هنوز خاطره ازش تعریف میکنم =))
    پاسخ:
    :))
  • ماهی کوچولو
  • هموووون اول دبستانین :)) عادیه بترسن
    منم از معلم اول دبستانم میترسیدم بدبخت کاریم نمیکردا :)) یکم فان باش بابا اولین :) نمیشه خیلی جدی برخورد کرد باهاشون
    تازه یهو یه وقت به یکی شون میگی بالا چشمت ابروعه فردا ننه باباش میان مدرسه شلوغش میکنن :)) 
    پاسخ:
    دقت نکردی، گفتم "یه مدرسه" ازم میترسن!
  • ماهی کوچولو
  • همون
    راهم نمیدن :))
    راه میدادن از شدت فضولی و کنجکاوی می اومدم حتماااا
    میترسم اون تو رو مثل خودش کنه :/ قول بده مثل اون نمیشی :))
    البته بشی هم بد نیست سرت دعوا میشه :)) الان تو مدرسه بین دانش آموزا و مدرسه سر این دعواست :)) میگن این باید معلم دینی قرآن مونم بشه :)) 
    پاسخ:
    من بسیار هم خوبم! :دی
  • کنت دراکولا
  • معلم کلاس چندمی؟!

    پاسخ:
    آقا اجازه!
    اول دبستان!
  • حورا رضایی
  • خب پس معلوم شد کوه و دریای نور به کی می‌رسه.
    پاسخ:
    من خودم کوه نور و دریای نورم :|
    وااااااااااو :| :| :|
    باید شنید داستان اینکه اون دوستون داره چیه!
    پاسخ:
    بصیرت داره، در انتخاب اصلح موفق بوده!
    چرا اخه؟ چرا انقد نادر شاه افشار؟
    پاسخ:
    همینجوری الکی :|
    من کاری به بچه های کلاستون ندارم ولی ما یه بار رو صندلی معلممون یه بیست سی تا پونیز چسبونده بودیم. :)
    پاسخ:
    ضعیف شوخی میکنید! :|
    ترور نشید یهو!
    پاسخ:
    شب دانش آموزها میان میکُشن منو :|
    یکی از عزیزترین معلمای دوران کنکور من٬ یه آقایی بود که در حین این‌که کلاس‌هاش بیشتر از بقیه خوش می‌گذشت و به‌شدت بامزه بود٬ و با این‌که اوقات زنگ تفریح و حتی بعد مدرسه می‌موند پیش‌مون و درد دلامونو گوش می‌کرد و کمکمون می‌کرد؛ کافی بود یک لحظه سکوت کنه و زل بزنه تو چشمای هرکدوم‌مون تا از ترس بلرزیم و صدا ازمون در نیاد.

    شما هم این شکلی می‌شی. :دی
    پاسخ:
    منم کمابیش همینم، البته چون تازه کارم تراش نخورده روشم ولی اینجوری هم نیست همش جذبه به خرج بدم! اما بیشتر جذبه به خرج میدم :))
  • ماهی کوچولو
  • دکتر سین دیده تو رو هولدن؟ :))
    والا از نظر من عجیبه چون اصلا ترسناک نیستی و بکشی خودتم ترسناک نمیشی! من برعکس دکتر سین میگم همون یکی عقل داره :))
    اتفاقا تا جایی که می شناسمت از اون معلم دلسوزهایی فکر کنم :)
    بعدم یکم بیا از ترسناکیت به آقا معلم مظلوم ما بده همه دوستش دارن ولی انقد شیطونی میکنن گاهی این کلافه میشه ولی دلش نمیاد بخاطر شیطنت بخواد باهاشون برخورد جدی کنه میگه پسر بچه باید شیطون باشه دیگه 
    پاسخ:
    نه تا به حال نتونسته به زیارت من مشرف بشه و این سعادت نصیبش نشده :))
    میخوای بیا بشین سر کلاس من تا نفست بالا نیاد و ببینی چه هیولایی میتونم باشم :|
    مظلوم رو بیار یه زنگ سر کلاسم! :دی
  • نیمه سیب سقراطی
  • جذبه ـت منو مُرد آقا معلم :))
    پاسخ:
    حتی گاهی خودمم از میزان جذبه خودم تعجب میکنم :))
  • شادوَرد __
  • ماجراهای مدرسه پنسی:) یاد استرادلیتر و اکلی افتادم.
    این که گفتین دوستم داره یعنی نمیترسه؟ یا میترسه ولی دوستم داره؟
    پاسخ:
    نمیترسه و دوستم داره! :دی
    حساب میبره ولی!
    :)))
    همیشه فکر میکردم معلم ها خاطرات جالبی دارن ، الان رسما حسودیم شد به شما ...
    پاسخ:
    آره من توی یه هفته اندازه یه ماه خاطره دارم تعریف کنم :))
    از دوران مدرسه واسه آدمها فقط و فقط خاطره هاش میمونه وگرنه هیچکس با یه صفحه دیکته کمتر و بیشتر ته تهش به هیچ جا نرسیده...خاطره ی خوب بسازید واسه اون طفل معصوما:)
    پاسخ:
    مگه پیک نیکه خاطره بسازیم؟ :|
    بچه های عادی نیستن، باید حواس جمع بود!
    خوبه دیگه معلم باید ابهت داشته باشه. اینا هم که پسربچه اند اگه بهشون رو بدی از سر و کولت بالا میرن. اما حالا اونقد خشونت هم لازم نیستا. طفلی کلاس اولی ها از مهدکودک و از پیش مادراشون یهو میان توی جو مدرسه. تا به معلم سختگیرشون عادت کنند زمان میبره.
    پاسخ:
    نه گاهی خوشم هم میگذرونیم با هم! :دی
    همه‌شون حق دارن؛ اون یکی هم یه چیزیش می‌شه... :|
    پاسخ:
    حسودی تو حسود :|
    همین یه نفرم تو رو دوست نداره چون! :|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی