Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

یک بار هم که فکر کنم دم دمای سحرِ یه روزی از ماه رمضون بود از در کافه زدم بیرون. از جلوم یه موتور رد شد که روش دو تا مرد خیلی خیلی هیکلی نشسته بودن. نکته ی غیر عادیش البته پسربچه پنج شش ساله ی گیر افتاده بینشون بود که با صدای خفه و بسیار نا امیدانه بین اون دو نفر فریاد و دست و پا میزد و طلب کمک میکرد...

  • ۹۶/۰۷/۲۲ ، ۰۰:۲۳
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۱)

آخ خودمو تصور کردم اگه جات بودم . چقدر آدم مستاصل میشه از اینکه نمی تونه کاری کنه
جواب:
اتفاقی بود که افتاد! :|
گاهی وقتا وقتی کاری از دستت برنمیاد و گذشته .. به خدا بسپار  به نظرم بهترین نگهبانه 

تازشم اگه این جریان از تخیلات و توهمات صبحگاهیت نبوده باشه :)
جواب:
:|
خط دوم یعنی اصلاً!
  • ماهی کوچولو
  • الزاما نمیشه گفت دزدیدنش
    هزار تا دلیل دیگه میشه آورد برای ترس بچه 
    مثلا یه غلط زیادی ای کرده اونام بزرگتراشن مثلا همون بابا و عموش گفت و مثلا دعواش کردن ترسیده فکر کرده میخوان بزننش!
    یا از موتور میترسه :) من دیدم بچه ای که از موتور میترسید هر وقت سوار موتور میکردنش مجبور بودن بذارنش بین دو نفر که محکم بگیرنش نیفته و کمترم بترسه اما همچنان میترسید و شاید اگه کسی اونم میدید میگفت دزدیدنش
    جواب:
    نه دزدیده بودنش! مطمئن باش!
    قاسم جان آدمخوار بودن مگه!؟
    جواب:
    گویا!
  • قاسم صفایی نژاد
  • گرسنه بودن، میخواستی سحری اون بچه رو بخورن؟
    جواب:
    :| :| :|
    :| :| :| : |: | :|
  • بانوچـ ـه
  • کمک نکردی بهش؟ :/ دزدیدن بیچاره رو؟ شاید بابا و عموش بودن داشتن میبردنش سلمونی... ها؟

    اون دوستی که گفت همیشه پست‌هات کوتاهه، وجدانن؟ همیشه هم کوتاه نیستن که :دی


    جواب:
    من کُپ کرده بودم! ساعت 5 صبح اونجوری میبردنش سلمونی؟ :|
    دم دمای سحر, ماه رمضون  توی کافه بودی!!!!؟؟؟؟؟
    جواب:
    کار میکردم!

    هولدن شما سریال بلک میرر رو دیدی؟ اگه ندیدی حتما ببین. 
    جواب:
    بلی دیدم :|
  • مریــــ ـــــم
  • منم همچین تجربه ای دارم
    یه مرده یه خانومه ای رو به زور میکشوند و میبرد طرف یه خونه
    ظهر بود
    از دانشگاه میومدم
     فقط با تعجب نگاشون کردم 
     تو چشای دختره ترس 
    تو چشای پسره وحشی گری دیدم
    منم مث بز نگاشون کردم و رد شدم
    الان پشیمونم
    جواب:
    آره منم الان پشیمونم!
  • کنت دراکولا
  • همیشه پستات کوتاه.فکر کنم تنها وبی هست که پستاشو کامل میخونم:دی
    جواب:
    همیشه؟ همیشه؟ وجداناً همیشه؟ :|
  • ماهی قرمز
  • :/
    بیچاره بچه هه 
    جواب:
    آره، ایشالا که زنده مونده!
  • مهدی صالح پور
  • و اصولا این جور موقع‌ها، آدم کُپ می‌کنه و کاری از دستش برنمیاد
    جواب:
    دقیقاً!
  • آقای سر به هوا ...
  • دزدیده بودنش دیگه .
    بید یه شماره پلاکی مشخصاتی چیزی برمیداشتی و به پلیس گزارش میکردی ..
    جواب:
    دیگه نشد که بشه! البته موتورش پلاک نداشت!
  • حامد سپهر
  • واسه درست شدن این مملکت خیلی کار مونده
    متاسفانه نمیشه کاری کرد
    جواب:
    هاااااااااااااان؟ :|
  • نیمچه مهندس ...
  • کی وحشت کرد؟
    تو یا اون؟
    جواب:
    من و اون!
    زنگ میزدی ۱۱۰ گزارش میدادی  به نظرم 
    جواب:
    من اصلال کُپ کرده بودم :|
  • یک ذهن پریشان
  • چرا مدل اصغر فرهادی تعریف میکنی :|
    جواب:
    خوبه دیگه ، سطحم همونقدره چون!
    :(
    جواب:
    :|
  • باران میم
  • تونستی بهش کمک کنی؟!
    جواب:
    نه :|
  • محبوبه شب
  • تکرار مکررات؟؟؟
    جواب:
    وات؟
  • بهارنارنج :)
  • :-(وای..

    خب بعد چیکارکردی؟
    جواب:
    کُپ کردم! :|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی