Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

Normality

چهارشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۳۹ ق.ظ

همه اون چیزی که شما در مورد من میگید "جذابیت" و "دوست داشتنی بودن" و امثالهم رو میدم که فقط و فقط "یه مرد عادی معمولی" باشم!

  • ۹۶/۰۵/۰۴
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۳۹)

ااااااِ خب با ذکر مثال توضیح دهید خب،راه نداره؟
پاسخ:
خیر :|
باشه بابا تو جذاب حالا نخوری ما رو :/
پاسخ:
:|
کسی نمیداند بعضی انسانها برای اینکه عادی به نظر بیایند چه انرژی ای مصرف میکنند!(آلبرکامو)اینو خوندم یاد این پست افتادم(وگرنه من و سخن بزرگان؟ :دی)
+به نظرم،همینی که هستی خیلی بهتره تا معمولی بودن:))
پاسخ:
:))
اگه واقعا جمله خود کامو باشه، عجب جمله ای گفته!
مجازی اینطور فکر میکنن 
چه بسا دوستانی که توی وبلاگ خودشون حکم رلنی میکردن و فکر میکردن حاکمن و کلا یه "چوسان قدیم" واسه خودشون ساخته بودن
پاسخ:
مگه شما میدونی چه کسانی این حرف رو زدن که اینقدر قاطع در مورد "مجازی بودنشون" نظر میدی؟ یعنی میخوای بهم بگی شما از من بیشتر به  زندگی شخصی من احاطه داری؟
 فقط و فقط "یه مرد عادی معمولی" باشم!
هولدن مگه مرد نیستی؟
پاسخ:
هاااااااااااااااااااار! چقدر تکته سنج و طناز و ریزبین و اینا!
سلام هولدن خوبی 
اسمتم به جذابیتت اضافه کرده حالا که میخوای عادی باشی میتونی عوضش کنی :)))))
پاسخ:
:))
من که از دنیای ویلاگ حرف نزدم! :|

مشتی بیخیال. خاکی باش
پاسخ:
دیگه من وسط باتلاق خاکی و گلی ندارم که :|
  • نیمچه مهندس ...
  • خلاصه که هر کسی از ظن خود شد یار من....
    از دور که نگاه میکنی هولدن کالفید رک گو خیلی جذابه اما روزی که بخوای باهاش زندگی کنی چی؟سر این رک گویی چه چیزایی به دست آوردی و چیا از دست دادی؟
    همه چیز بستگی به منافع داره و این که ته دلت از این امتیازات و محرومیت ها راضی هستی یا نه.
    پاسخ:
    من کلا همینم که هستم متاسفانه :|
  • مصطفی موسوی
  • حالا کی گفته جذابی؟ از جای دیگه خرج کن :))
    پاسخ:
    یعنی میگی دروغ میگم؟
    سلام یه مرد عادی معمولی :)

    بنظرم غیر از این هم نیست. جذابیت و امثالهم هم تو همین معمولی بودنتون جمع شده همین.
    پاسخ:
    سلام هلما سه نقطه! :|
    نمیدونی که خب، میگم من اصلا جذاب نیستم از نظر حودم، بقیه میگن :|
    من که نگرفتم چی شد
    ساده با رسم شکل توضیح دهید :[

    پاسخ:
    ساده است که :|
    فکر معمولی

    چقدر آشناست. برای خودم هم باور کردنی نیست که مهم ترین دوگانگی زندگیم همینه. داشتن فکر معمولی یا نداشتنش. وقتی میخوام داشته باشم اونقدر لذت نمیبرم از زندگیم که حالم بد میشه. وقتی میخوام نداشته باشم، عجیب میشه زندگیم. پر از فراز و نشیب. ترس. دغدغه. کار. تلاش. دوندگی. اما لذت میبرم.

    خلاصه هنوز این دوگانگی رو تو خودم حل نکردم. ولی فکر میکنم تمایلم به نداشتن فکر معمولی بیشتره.

    پاسخ:
    دیگه من شکل گرفتم، کنتزل زِد نداره متاسفانه این قضیه!
  • قاسم صفایی نژاد
  • خدا حفظت کنه
    پاسخ:
    قربانت!
    مگه جذاب بودن یا به عبارت شما " معمولی نبودن" چه مشکلاتی براتون ایجاد کرده ؟ 
    پاسخ:
    اگه میخواستم بگم که تا الان گفته بودم :|
    شهرت مصداق مفهوم بود. قطعا از نظر شهرت شما نگفتم. منظورم این بود شاید به اندازه ای که اون سوپراستار دلش میخواد بخاطر کسی که دوست داره معمولی باشه، شما هم چنین حسی رو دارید.
    پاسخ:
    آره خب از این بابت نزدیکتره، و نه برای کسی، یعنی قطعا عزیزانم مهمن در این موضوع، ولی کلا عافیت بیشتری داشت اگر یه فکر معمولی داشتم.
    وا مگه چته ؟:))

    ببخشید من در کامنت گذاشتن خیلی تنبلم الانم سرم شلوغه که مطالب فیلم و کتاب و غیره رو ببینم فرصت نمیشه چرا 
    مطالب بلاگت رو دوست دارم (گل)



    پاسخ:
    موفق باشی (گلدون) :|
    کاش میشد ....
    پاسخ:
    هعععیییی
  • פـریـر بانو
  • دل به امید صدایی که مگر در تو رسد
    ناله ها کرد در این کوه که فرهاد نکرد...

    پست رو خوندم یاد این بیت افتادم. نمی دونم چرا...
    پاسخ:
    هووووومممم...
  • مجید مویدی
  • مگه عادیِ معمولی بودن ناقضِ دوست داشتنی بودنه؟ یا جمع پذیر نیستن با هم؟ هوم؟ هولدن کافیلد؟
    پاسخ:
    نه ببین مویدی، از در اشتباهی وارد شدی، اول بذار این رو بگم که این مقوله جذابیت و دوست داشتنی بودن چیزی نیست که من در مورد خودم فکر کنم. اتفاقا من هرجا بحثی در مورد من بوده با تعجب بالا اعلام کردم که من در خودم هیچ رفتار و منش خاص جذابی، هیچ چیز دوست داشتنی عمده ای، هیچ مقوله ای که من رو فرد جذاب و دوست داشتنی ای کنه نمیبینم و این نه تواضع که عین فکریه که در مورد خودم میکنم. برای همین از عبارت "دیگران" استفاده کردم، اینها تعاریف و تفاسیری هست که دیگران در مورد من داشتن و بهم اعلام شده.
    در مورد دوست داشتنی بودن و تناقض با معمولی بودن، همه ارتباطات منطقی بین جذابیتها و‌معمولی بودن وارده. یعنی اول اینکه ممکنه به هم مرتبط باشن یا نباشن. اگر مرتبط باشن ممکنه رابطه بینشون مثبت باشه (تکمیل کننده هم) یا منفی (با هم متناقض باشن). این حرفی که زدم حکم کلی نیست در مورد اینکه هیچ معمولی ای جذاب و دوست داشتنی نیست و هیچ فرد جذابی معمولی نیست. صرفا در مورد خودم حرف زدم.
    و‌من توی زندگیم زیاد دیدم رفتارهایی که همه جذاب میبیننشون، ویژگیهایی که همه منحر به فرد میدونن و... چقدر توی روابطم مشکل ایجاد کرده، چقدر همون ویژگیهای جذاب منحصر به فرد خاص (که من بهشون اعتقاد ندارم و بقیه در موردم میگن) در روابط بین فردیم تاثیر منفی گذاشته. اینه که ترجیح میدم دقیقا از لحاظ دغدغه، فکر و منش و اینها یه مرد معدل اوریج معمولی باشم، اما این اتفاقاتی که میفته نیفته. معمولی بودن یه موهبت بزرگه.
    جرج کلونی کی بودی تو :-))
    پاسخ:
    جرج کلونی دیگران :|
    جذابیت و دوست داشتنی بودن صفاتی نیستن که آدمو خاص کنن و آدم به خاطر داشتن اونا از معمولیت خارج بشه. ولی وای به روزی که دیگران تو رو آدم با سواد و اهل فهم بدونن، اونوقت به خاطر یه اظهار نظر ساده باید ساعت ها با خودت کلنجار بری که نکنه با یه حرف سطحی تصور دیگران ازت به هم بخوره.
    پاسخ:
    همین پایین توضیح دادم عادی بودن در برابر خاص بودن به معنای ویژه بودن قرار نگرفته. و اینکه برخلاف نظر شما ویژگی هایی هستن که همزمان هم فرد رو برای دیگران جذاب و دوست داشتنی میکنن، هم در برخورد نزدیک باعث ایجاد مشکلات عدیده میشن و اینجا فرد ترجیح میده عادی باشه و این ویژگیهای جذاب رو نداشته باشه
    کامنت ف.ن... :(
    پاسخ:
    چشه مگه؟
    فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد.
    آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد
    نه نقاشی را میگذارد کنار،
    نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند،
    نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است،
    نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگ...یرد،
    نه حق لبخند زدن به یک سری آدمها را،
    نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را.
    حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنند. هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های "معمولی".
    و این هراس می تواند حتی لذت زندگی،
    نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن،
    خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد.

    تصمیم گرفته ام خودِ معمولی م را پرورش دهم.
    نمی خواهم دیگر آدم ها مرا
    فقط با "ترین"هایم به رسمیت بشناسند.
    از حالا خودِ معمولی م را به معرض نمایش می گذارم
    و به خود معمولی ا م عشق می ورزم
    و به آدم ها هم اجازه دهم به منِ معمولی عشق بورزند

    " تهمینه میلانی "
    پاسخ:
    هوم...
  • رضا فتوکیان
  • اینو به حساب تواضع بذاریم بهتره
    البته حقیقت رو گفتی....
    ولی چه میشه کرد خیلی هامون دوست داریم اون ویژگی ها رو داشته باشیم اما وقتی میرسی میبینی واست عادی هستن و همون بهتر که آدم معمولی باشی
    معمولی بودن چیزی که چون هستیم مثل خیلی چیزای دیگه که داریم قدرش رو نمیدونیم
    پاسخ:
    حرفت تا جای زیادی درسته، اما واقعا تواضع نیست، جدا همین فکرو دارم در مورد خودم.
    فقط یه نکته اینکه من برای رسیدن به چیزی که هستم تلاش نکردم، این شکلیه که من واقعا شکل گرفتم و وقتی خودمو مرور میکنم میبینم عادی نیستم، معمولی نیستم. عادی نه در برابر خاص به معنای مثبتش، عادی در برابر غریب و نامانوس بودن ٬ در معنای حدودی.
  • نیمه سیب سقراطی
  • به نظرم طبیعیه هولدن ...
    خیلیامون پشت نقطه ضعف هامون قایم شدیم تا ما رو راحت و آسون حدس نزنن ... 
    پاسخ:
    نه کاملا منظورم متفاوته.
    میگم چیزهایی که "دیگران" در مورد من "جذابیت" و "دوست داشتنی"بودن و خفن اعلام میکنن، به نظر خودم بیشترشون ویژگیهایی هستن که من رو از حالت "مرد نرمال عادی" (این عبارت تعریفه اینجا) خارج کرده و توی رابطه با دیگران برام مشکلات زیادی درست میکنه، که منشا بیشترش فکر و منش خودمه، منشی که سی سال باهام رشد کرده. وگرنه من هرکسی در مورد رفتارهام ازم تعریف میکنه "فریاد" میزنم که نه، اینها چیزهای خوبی نیستن لزوما و میتونن بسیار آزاردهنده باشن. من پشت چیزی، اونم نقطه ضعف، قایم نشدم. بلکه مختصات ویژگی های مثبتم به نظر خودم نزدیک به نقطه ضعفن.
  • آقای سر به هوا ...
  • تمام من برای تو ،
    بگذار کمی هم خودم باشم ..
    پاسخ:
    چقدر برداشتهای به شدت متفاوتی شده
    این مثال اومد تو ذهنم،
    سوپراستاری که همه برای عکس انداختن با اون خودشونو به در و دیوار میزنند ولی اون عاشق کسی شده که زندگی آرامی میخواد.
    پاسخ:
    نه حرف من یه چیز دیگه است.
    این که تو میگی دردسر شهرته، من از یه شهروند معمولی در شهر خودم کمتر شهرت دارم، این اصلا مسئله من و شما نمیشه.
  • کنت دراکولا
  • با سلام!
    میتونم مختونو بزنم؟!:دی
    :)))

    پاسخ:
    :|
  • مهدی صالح پور
  • در همین راستاست که شاعر می‌فرماد: مرحمت فرموده ما را مس کنید...
    پاسخ:
    شاعرش بلند مرتبه بود؟
    دوربین مخفیه شما بدل نگیر :)

    یا شاید هم یه جور تست روانشناسیه از یه فوق لیسانس روانشناسی از خواننده های وبلاگش
    پاسخ:
    نه والا :))
    به جان هولدن از این اداهای تواضع در عین خودنمایی نبود!
    جوابم به کامنت کنت دراکولا رو بخون، حرفم اونه.
  • کنت دراکولا
  • کی گفته؟! کِی گفته؟!کجا گفته؟!...چرا گفته؟!
    پاسخ:
    زیاد گفتن، دروغ که نمیگم :|
    بعد من الان فاز تواضع برنداشتم، هر ویژگی ای که به عنوان جذابیت من توسط بقیه برشمرده شده واقعا به نظرم خیلی جاها نقطه ضعفه!
    عادی معمولی هستیدا ولی از نوع جذابِ قد بلندش ؛ -)
    پاسخ:
    :))
    منظورم از جذابیت اینا نبود. وگرنه کیه که ندونه من خیلی جرج کلونی هستم :|
    این پست رو کسی می تونه نوشته باشه که به دلیل همون معمولی نبودن چیز باارزشی رو از دست داده باشه
    پاسخ:
    نزدیک شدی به مقصودم!
    نه نه یه فوق لیسانسه هیچ وقت نمیتونه معمولی باشه! :|
    پاسخ:
    سخته ولی میشه :|
    دیگه گوشت تلخ تر از تو مگه تو نت هست؟ اونا چقدر داغون بودند که اینا رو در مورد تو گفتند!
    پاسخ:
    دو سه تایی هست. آره اونا همه هیئت مدیره کارخانجات تفلون سازی بودن.
    فقط ... تو چرا دردت گرفته؟ :))
    خب به هرحال هر انسانی از یه زوایایی جذاب و دوست داشتنیه. معمولی بودن در تضاد نیست با داشتن این ویژگی ها. 
    معمولی به نظر من یعنی همین که مثل خودت باشی‌. اونطوری که راحتی و فکر می کنی درسته.. بدون تعارف٬ بدون سانسور٬ بدون ملاحظات بی مورد و با مورد.. خب به نظرم من تو هستی. و این اتفاقیه که من به خاطرش تحسینت می کنم. 
    پاسخ:
    حرف چیز دیگه ایه خورشید.
    ولی لطف داری!
    حس تراژدیک به من منتقل کرد. شما با غم نوشته بودید یا من با غم خوندم؟
    پاسخ:
    میشه گفت کمابیش درست برداشت کردی
    :))))
    بابا اگه کسی بهتون گفت "جذاب" شما نشنیده بگیرین!
    یک گوش در باشه و اون یکی دروازه! :d
    والا : )))
    پاسخ:
    باشه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی