Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

منفی دو - چندین سال پیش، وقتی که در پرشین بلاگ مینگاشتم، پستی نوشتم با عنوان "هر آنچه باید برای سلینجر خواندن بدانید" و همانطور که از اسم پست بر می‌آید راهنمایی بود برای مطالعه راحت تر آثار سلینجر.

منفی یک -  اما از آن تاریخ به بعد، بازار کتاب جهش جدیدی در مورد آثار سلینجر را شاهد بود، اول آنکه حداقل دو ترجمه ی جدید در این حد فاصل از "ناطور دشت" انجام شد، دوم اینکه برخی آثار نایاب و چاپ تمام از ترجمه های خوب سلینجر تجدید چاپ شدند.

صفر - همین دلایل - در کنار بازخوانی کامل آثار سلینجر که دوباره من را با کتابخوانی آشتی داد - انگیزه ای شد برای ویرایش، اصلاح، بَسط و بازنویسی پست قبلی تحت عنوان "هر آنچه باید برای سلینجر خواندن بدانید: نسخه‌ی تجدید نظر شده". در صورت تمایل می‌توانید محتویات دو پست را قیاس کنید. حال اگر موافق باشید، مورد صفر را با تصویری مرتبط، از اصل مطلب جدا کنیم و بریم سراغ اصل مطلب.

*برای دیدن تصویر با کیفیت بالا روی آن کلیک کنید*

یک - برای اینکه همه ی داستانهای سلینجر را داشته باشید: لازم نیست همه ی عناوین را تهیه کنید ، رمانهای "ناتور دشت" (نشر نیلا - محمد نجفی) و "فرانی و زویی" (نشر نیلا - امید نیک فرجام) ، مجموعه ی داستان کوتاه "نُه داستان (چاپ شُده در ایران با نام دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم)" (نشر ققنوس - احمد گلشیری) ، رُمان "تیرهای سقف را بالا بگذارید ، نجاران و سیمور: پیشگفتار" (نشر ققنوس ، امید نیک فرجام) ، سه مجموعه داستان کوتاه با نامهای "نغمه ی غمگین" ، "هفته ای یه بار آدمو نمیکُشه" (هر دو از نشر نیلا - امیر اجمد، بابک تبرایی ؛ امید نیک فرجام، لیلا نصیری ها) و "داستانهای پس از مرگ" (نشر زاوش - بابک تبرایی) و دو داستان کوتاه که تک تک چاپ شُده با نامهای "جنگل واژگون" و "شانزدهم هپ وُرث ، 1924" (هر دو از نشر نیلا - بابک تبرایی، سحر ساعی ؛ رحیم قاسمیان) ، با داشتن این کُتب همه ی آنچه سلینجر به زیور قلم آراسته را دارید!!! البته همانطور که می‌بینید یا امیدوارم ببینید! بنده از هر داستان سلینجر دو ترجمه دارم، جز علاقه ی بی حد و حصر دلیل خاصی هم ندارد، تنها به درد مقایسه ی زنده ترجمه ها می‌خورد!

دو - برای اینکه بدانید کدام ترجمه ها را بخوانید: همیشه کتابهای چاپ شُده ی "نشر نیلا" را ارجح بدانید ، "ناتور دشت" ، "فرنی و زویی" (که از سال 1392 دوباره در بازار موجود است) ، "نغمه ی غمگین" ، "هفته ای یه بار آدمو نمیکُشه" ، "شانزدهم هپ ورث 1924" و "جنگل واژگون" از کتابهای نشر نیلا هستند! فرانی و زویی توسط دو نشر دیگر چاپ شُده که نسخه ی "نشر مرکز" ترجمه شُده توسط "میلاد زکریا" میلیون ها بار بیشتر توصیه میشوند! انتشارات ققنوس سه ترجمه از سلینجر دارد: "ناطور دشت" ، "تیرهای سقف را بالا بگذارید ، نجاران و سیمور: پیشگفتار" و "دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم" که همگی ترجمه های خوب و محترمی هستند ، گرچه "ناتور دشت" نیلا از "ناطور دشت" ققنوس روانتر است؛ باید اضافه کنم قدیمتر در وبلاگی غریبه تعبیر زیبایی از تفاوت ترجمه های احمد کریمی و محمد نجفی خواندم، نگارنده معتقد بود هولدنِ احمد کریمی غمگینتر و هولدنِ محمد نجفی کله خراب تر است! بنده این تعابیر را کاملا تایید می‌کنم. "نشر زاوُش" کتاب سه داستان را با عنوان "داستانهای پس از مرگ" و ترجمه ی "بابک تبرایی"روانه بازار کرد که ترجمه ای است بسیار دوست داشتنی. "انتشارات نیلوفر" داستان "تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران" را با نام "بالابلندتر از هر بلند بالایی" و توسط شیرین تعاونی ترجمه کرده که ازترجمه های قدیمی و به درد نخور بازار است! انتشارات سبزان دست به ترجمه ی دوباره ی همه ی آثار سلینجر زده است ، و این جُز به هم زدن جو بازار و خیانت به آثار جی دی داده ی دیگری ندارد ؛ پس از دیدن کتابهای انتشارات سبزان "دختری که میشناختم" ، "یادداشتهای شخصی یک سرباز" ، "فرنی و زویی" ، "جنگل وارونه" "شانزدهم هپ ورث 1924" و ... در قفسه ها ، آنها را نادیده گرفته و به راه خود ادامه دهید. یکی از نشرهای نامحترم بازار به نام "آوای مکتوب" که کلا دست به باز ترجمه ی آثار موفق بازار توسط مترجمین فاجعه می‌زند برخی از آثار سلینجر را ترجمه کرده، "نُه داستان" و "ناطور دشت" دوتا از این کتابها هستند، نخوانید! به خودتان ظلم نکنید! همچنین "انتشارات میلکان" دست به ترجمه ی "ناطور دشت" توسط "آراز بارسقیان" زده، این مورد را هم فرض کنید نیست! فرض کنید از اول وجود نداشته! اصلا و ابدا! حتی "نشر جامی" هم توسط "متین کریمی" همین کتاب را ترجمه کرده، این هم نه! گفتن ندارد که، دارد؟

سه - برای اینکه با مُترجم ها آشنا شوید: "ناتور دشت" محمد نجفی شاهکار ترجمه است. "ناطور دشت" احمد کریمی ترجمه ی خوبی دارد ، "فرنی و زویی" امید نیک فرجام، اگر از این مورد بگذریم که برای برنامه ی "کودک نابغه" سه معادل در کتاب به کار برده، بسیار بسیار دلنشین ترجمه شده."فرانی و زویی" میلاد زکریا خوب است. "نغمه ی غمگین" امیر امجد و بابک تبرایی و همچنین "جنگل واژگون" بابک تبرایی و سحر ساعی کیفیت ترجمه ی بسیار خوبی دارند. امید نیک فرجام که علاوه بر "فرنی و زویی" و "تیرهای سقف را بالا بگذارید ، نجاران و سیمور: پیشگفتار" ، "هفته ای یه بار آدمو نمیکشه" را به همراه لیلا نصیری ها ترجمه کرده در کار خود سنگ تمام گذاشته است! و "دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم" احمد گلشیری هم ترجمه ی قابل قبولی دارد. داستان "شانزدهم هپ‌وُرث 1924" توسط رحیم قاسمیان برای "نشر نیلا" ترجمه شده که من بهتر بودنش را تضمین میکنم. علی شیعه علی مترجم انتشارات سبزان از ارادتمندان جروم دیوید سلینجر است ، من هم از ارادتمندان بارسلونا هستم ولی نمیتوانم جای گواردیولا (انریکه و اکنون والورده) باشم ، این کاری است که او تصمیم گرفته انجام دهد و ترجمه هایی یک دست از "اُستاد" را فراهم آورد ، به زعم خودش موفق و به نظر من کاملاً نا موفق! امیدوارم هیچگاه دست به "ناطور دشت" نبرد که کُلاهمان در هم میرود! البته شما تا چندی پیش در مورد خاصی مجبور بودید... "شانزدهم هپ وُرث، 1924"  تا حدود سال 93 تنها با ترجمه ی شیعه علی موجود بود و البته ترجمه ی آنچنان فاجعه ای هم نیست ، ولی این تنها برای جاییست که انتخاب دیگری وجود نداشته باشد... مخصوصا در مورد "شانزدهم..." که یک داستان بی ساختار و با گفتار بسیار ثقیل است! پس وقتی به سراغ علی شیعه علی بروید، که در بیابان حضور دارید و لنگه کفشی نعمت خواهد بود! برای روشن شدن موضوع ، ترجمه ی شیعه علی را با ترجمه ی بابک تبرایی از اولین پاراگراف داستان "دختری که می‌شناختم" مقایسه میکنیم:

بابک تبرایی: در پایان سال اول دانشجویی ام در کالج، سال 1936، در پنج درس از مجموع پنج درسی که داشتم رد شدم. اگر در سه درس از مجموع پنج تا مردود میشدم امکان دریافت دعوتنامه ای برای حضور در کالجی دیگر در زمستان برایم باقی میماند. اما دانشجوهایی که توی این دسته ی سه تا از پنج تا بودند گاهی مجبور میشدند تا دو ساعت تمام پشت در دفتر رییس دانشکده انتظار بکشند. مردان دسته ی من - که بعضی هاشان همان شب قرار عاشقانه ی مهمی داشتند - حتی یک دقیقه هم معطل نشدند؛ کارشان ظرف سه سوت تمام شد، یعنی همه ی کارها همانطور پیش رفت که بیشتر مردان دسته ی من دوست داشتند پیش برود.

علی شیعه علی: در پایان اولین سال کالجم ، در 1936، از پنج درس نمره نیاوردم. رد شدن از سه تا از این پنج درس موجب شد تا در پاییز به کالج دیگری فرستاده شوم. کسانی که از این سه درس رد میشدند مجبور بودند دو ساعتی بیرون دفتر رییس کالج منتظر بمانن. مردودی های مشابه من - که بعضی شان همان درست همان شب، قرار ملاقات مهمی با یک دختر در نیویورک داشتند - حتی یک دقیقه پشت آن در منتظر نماندند. یک، دو، سه و بعد بیشترشان راهشان را کشیدند و رفتند.

چهار - برای اینکه بدانید به چه ترتیبی بخوانید: با داستانهای کوتاه شروع کنید ، "نغمه ی غمگین" و "هفته ای یه بار آدمو نمیکُشه"، اینجا که رسیدید "داستانهای پس از مرگ" را بخوانید. بعد "دلتنگی ها..." را بخوانید. بعد میتوانید داستانهای کوتاه بلندتر را شروع کنید "جنگل واژگون" و "شانزدهم هپوُرث ، 1924"، اینها را که مطالعه کردید رُمان ها را بخوانید ، اول "فرنی و زویی" و بعد "تیرهای سقف..." و آخر سر "ناتور دشت".

اگر عنوانهای منتخب پیشنهاد بخواهید که سراغ همه ی داستانها نروید بسته ی سه عنوانی من این است: "ناتور دشت ، فرنی و زویی ، دلتنگی ها...". کتاب سیمور پیش گُفتار از لحاظ روایت عجیب و بی برنامه است، گاهی حتی ضد روایت است. "تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار" در کنار بسته ی پیشنهادی من، تنها آثار چاپ شده ی سلینجر به عنوان کتاب هستند (باقی داستانها تنها در مجلات ادبی چاپ شدند). اگر واقعا سلینجر را دوست داشتید پس از بسته ی پیشنهادی من این کتاب را بخوانید، روایت کتاب همه پسند نیست!

با هوس خواندن "ناتور دشت" قبل از بقیه کتابها مبارزه کنید ، اجازه دهید آخرین برخوردتان با سلینجر رویایی ترینش باشد. کسانی که ذوب در سلینجر شدند، می‌توانند "تیرهای سقف..." را قبل از ناتوردشت بخوانند. راه دوم آن است که اول ناتور دشت را بخوانند، ذوب در سلینجر شوند و سپس تیرهای سقف را بخوانند. خلاصه خواننده می‌داند و خودش!

پنج - برای انکه نظراتِ (پوچ و مهمل) منتقدان را بدانید: کتاب "با عشق و معصومیت مجموعه مقالاتی در شناخت زندگی و آثار جروم دیوید سلینجر" ترجمه ی "پریسا خسروی" برای "نشر پارسیک" حاوی مقالاتی در نقد و تببین تک تک آثار سلینجر است. مقالات کتاب به سه بخش اصلی تقسیم شده است، زندگی و شخصیت سلینجر، داستانهای کوتاه و کتابهای چاپی. اگر قصد دارید همه‌ی آثار سلینجر را بخوانید به شما توصیه می‌کنم این کتاب را تهیه کرده، پس از خواندن هر داستان و عنوان، نقد آن را از همین کتاب بخوانید و دریافت خود را از اثر با دریافت و توضیح منتقد مقایسه کنید، این دقیقا کاری است که من در بازخوانی آثار سلینجر در حال انجامش هستم و جای شما خالی بسیار هم لذت بخش است! درست است نقد کردن سلینجر کاری عبث است و بَس بیهوده!!! اما دروغ چرا؟ گاهی نکاتی در این نقد ها نهفته است که به چشم هیچ خواننده ای نمیرسد!

شش - برای اینکه چند نکته ریز را بدانید:

سلینجر چهار اثر چاپ شُده ی رسمی دارد "ناتور دشت ، فرنی و زویی ، تیرهای سقف را بالا بگذارید... و  نُه داستان (دلتنگی ها...)" و دیگر داستانهایش در مجلات ادبی مختلف چاپ شُده اند؛ تنها در ایران همه ی آثار سلینجر به صورت کتاب موجود است!

سلینجر متولد 1919 و متوفی 2010 است ، او آخرین داستانش را که "شانزدهم هپوُرث 1924" بود در سال 1965 در نیویورکر چاپ کرد.

خانواده ی گلس و خانواده ی کالفیلد دو خانواده ی مخلوق سلینجر هستند که در چند اثر وی حضور دارند.

فیلم "پری" داریوش مهرجویی روایتی ضعیف و نابود شُده از "فرانی و زویی" است.

سلینجر چندین دهه ی پایانی عمرش را در خانه ای ویلایی و دور از مردم گذراند.

دعوای قضایی سلینجر با مولف کتاب "سلینجر: یک عُمر نوشتن" (کتاب زندگینامه اش) در نهایت به سود او به اتمام رسید و آن کتاب چاپ نشد ، هرچند سه ماه بعد کتاب "در جستجوی جی دی سلینجر" توسط همان نویسنده به چاپ رسید.  قاتل جان لنون (عضو گروه بیتلز و فعال اجتماعی) بارها اعلام کرد پس از خواندن ناتور دشت کُشتن لنون به او الهام شده است.

هفت - برای اینکه نکات ریز بیشتری بدانید: بدون توضیح اضافه ای مستند سلینجر را ببینید.

هشت - برای اینکه بدانید چه تهیه میکنید:

انتشارات نیلا: نغمه ی غمگین (امیر امجد و بابک تبرایی) هفته ای یه بار آدمو نمیکشه (امید نیک فرجام و لیلا نصیری ها) جنگل واژگون (بابک تبرایی و سحر ساعی) فرنی و زویی (امید نیک فرجام) ناتور دشت (محمد نجفی) شانزدهم هپ وُرث 1924 (رحیم قاسمیان)

انتشارات ققنوس: تیرهای سقف را بالا بگذارید نجاران و سیمور: پیشگفتار (امید نیک فرجام) دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم (احمد گلشیری) ناطور دشت (احمد کریمی)

انتشارات سبزان: یادداشتهای شخصی یک سرباز ، دختری که میشناختم ، شانزدهم هپوُرث 1924 ، فرنی و زویی و جنگل وارونه (همگی از علی شیعه علی)

انتشارات آوای مکتوب: ناطور دشت (شبنم اقبال زاده) ، نُه داستان (آسیه شهبازی)

نشر زاوُش: داستانهای پس از مرگ (بابک تبرایی)

نشر مرکز: فرانی و زویی (میلاد زکریا)

انتشارات نیلوفر: بالابلندتر از هر بلند بالایی (شیرین تعاونی)

انتشارات جامی: ناطور دشت (متین کریمی)

انتشارات میلکان: ناطور دشت (آراز بارسقیان)

نُه - برای اینکه بدانید زبان اصلی های اُرژینال را از کجا بگیرید: به شعبه های معتبر شهرکتاب مراجعه کرده و همچنین این آثار را میتوانید از مراکز فروش نشر افق تهیه کنید.

  • ۹۶/۰۵/۰۲
  • هولدن کالفیلد

سلینجر شناسی به زبان ساده

آراء الحکما: جلد  (۱۷)

خیلی خیلی ممنون بابت گذاشتن این پست من شروع کردم به خوندن اون بسته سه عنوانی و بشدت خوشم اومد 
پاسخ:
خیلی خوشحالم که کمک کردم به شما
  • نیمچه مهندس ...
  • وا اسفااااا
    ناطور دشت رو سانسور کردن.کتاب من اینقدر ضخیم نیست که مال شماست. یه چیزیه شبیه اون فرانی و زویی تو قفسه ت:(
    پاسخ:
    همش از سانسور نیست، کاغذا هم خیلی نازک شدن
    ((: |:
    منظورم این بود که برگه‌هاش ضخیمه یا مطلب  پیش و پس اضافه داره؟
    پاسخ:
    چاب سال 83 ایناست، برگه هاش کلفته، نسخه های جدید رو چک نکردم، نمیدونم سانسورش کردن یا نه!
  • اسماعیل غنی زاده
  • ممنون اطلاعات خوبی بود :)
    پاسخ:
    قربانت!
    هولدن من ناطور دشت رو با ترجمه آراز بارسقیان همونی که خودتم توی وبلاگ نوشتی، دوسال پیش خوندم. خیلی جالب ترجمه کرده. بیزحمت اگه میشه ازین پستا برا نویسنده های دیگه و آثارشون بزار
    پاسخ:
    بیجا کرده جالب ترجمه کرده :|
    من باید اونقدری به یه نویسنده و آثار و ترجمه هاش احاطه داشته باشم که بتونم همچین کاری کنم، حقیقتا جز سلینجر برای هیچ نویسنده ای این مقدار آگاهی ندارم. حتی دکتروف و وونه گات که بسیار دوستشون دارم، در مورد شرایط عمومی ترجمه ها شاید بتونم یه چیزهایی بگم، ولی اینی که تو میگی اصلا از من بر نمیاد!
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • از روزی که حریر یه پست برای ناطوردشت گذاشت، در تلاشم که بخونمش!! باشد که تا پایان تعطیلات موفق بشم!
    پاسخ:
    الهی آمین!
    راستی... ناطوردشت احمد کریمی چرا انقد کلفته؟ برگه‌هاشه یا؟
    پاسخ:
    توش مواد جاسازی کردم :|
     اول نه داستان رو خوندن بعدش ناتور دشت، حکم بعدی ها چه این وسط؟ :/
    پاسخ:
    دیگه شما شلخته درو کردی، یه جوری بخون به خوشه چین ها هم برسه :| :))
  • مهدی صالح پور
  • من با تمام علاقه م به استاد؛ جز ناتوردشت چیزی نخوندم؛ امیدوارم فرصت شه هم این پست رو کامل بخونم (که بفهمم کدوم ترجمه رو باید خرید) و هم کتاب های استاد رو!

    چرا دیگه کسی مثل سلینجر نمی نویسه؟ حتی اونور...
    پاسخ:
    حتی دیروز و فردا!
    اوه اوه اوه
    سلینجر مرحوم! باید به داشتن خواننده ی پر و پا قرصی چون شما به خودش بباله و افتخار کنه!


    +نچ نچ نچ
    #حسادت تو این پست اونم تو شب میلاد حضرت معصومه(س) و روز دختر موج میزنه! :دی
    پس کو تبریک روز دخترتون؟ هوم؟!
    پاسخ:
    جوونمرگ شد آقام :(
    + چرا باید همچین روز بی دلیلی رو تبریک بگم؟ :))
    تازه الان یکم از گیجی دراومدم! هر انتشاراتی واسه خودش یه چیزی درآورده \:
    الان دختری که می‌شناختم، تو انتشارات نیلا همون نغمه‌ی غمگینه؟ یا مثلا ممکنه چنتا داستانشون مشترک باشه ولی بعضیاشون فرق کنه؟
    یا اصلا این دوتا که گفتم هیچ ربطی بهم نداشتن؟ |:
    پاسخ:
    نه داستانهاشون پخشن، نغمه غمگین و هفته ای یه بار با هم داستانهاش میشه دختری که میشناختم و یادااشت ها
    خیلی هم عالی :)
    پاسخ:
    خیلی هم نوش جون!
    من یادم نمیاد ناتور دشتی که خوندم ترجمه‌ی کی بود. ولی جداً جذبش نشدم. ممکنه از ترجمه‌ش بوده باشه. شایدم دلیلش این بود که توی لیست تو، آخره؛ ولی من اول خوندمش. چم‌دونم!
    اما در کل به نظرم یه چیزی بود مثل عقاید یک دلقک و یا هم‌نام. همون‌قدر خالی از هیجان و تخیل. صرفاً یه روایت کش‌دار بی‌سروته!! سلیقه‌ی من به‌شخصه باهاش سازگار نیست...
    پاسخ:
    اتفاقا همنام رو هم دوست داشتم!
    سلیقه است دیگه [چشم غره می‌رود] :|
    [پست را بوکمارک میکند،تا سه چهار سال دیگر-وقتی دانشجو شد- به سراغش بیاید و باناامیدی به پنل خود بازمیگردد:( ]
    +ممنون بابت پست:)
    پاسخ:
    قربونت!
  • کنت دراکولا
  • ناطور دشت خوندم.اما مترجمش کدوم بود،الله اعلم!
    پاسخ:
    دارارارارام!
  • פـریـر بانو
  • واو! ممنون بابت این پست! :]
    ناطوردشت چقدر زیاد ترجمه شده...من احمد کریمی‌ـش رو خوندم :)
    پاسخ:
    منم که معلومه چیا رو دارم، جفت ترجمه هاشم خوندم!
  • معلوم الحال
  • ممنون بابت توصیه هاتون :)

    پاسخ:
    خوندی خدایی؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی