Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

گاهی به کتابهایت نگاه کن: یک بازی وبلاگی

يكشنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۵۵ ب.ظ

کتابها، خودشون که نه ... داخلشون پر از رمز و رازه، همون اول، دو صفحه ی اول! اگر از من میپرسیدن حتما صفحات اول کتابها رو حریم خصوصی اعلام میکردم، از این حریم خصوصی های بزرگ زیاد! هر از چند گاهی بعضی کتابها رو از داخل کتابخونه بیرون میارم، یه تعداد کتاب خاص رو! بازشون میکنم و جایی توی اون دو سه برگ اول رو میخونم؛ "تقدیم به..." ، "برای تو که..." ، "آهای فلانی..." ، لبخندی میزنم و یادم میاد که با "م" چقدر صمیمی بودیم، با "س" بساط ها داشتیم، به "ک" فکر میکنم و رابطه ی عجیب و غریبی که چند سال درگیرم کرده بود، یاد "ح" میفتم که هر بار میومد کافه، قطعا سراغی از من میگرفت، کسانی که الان نیستن، یا در دسترس نیستن، یا دیگه دوست نیستن، یا کلا از دسته آدمهایی هستن که برای من تموم شدن، آدمهایی که روزی بسیار دوستشون میداشتم! متن هایی میخونم از موندن، نرفتن، تموم کردن و تموم شدن، از آدمهایی که امروز به هیچ وجه نیستن! میخونم از قولهایی که شکسته شد و عمل نشد ... میدونید؟ قولهایی که صفحه ی اول کتابها به هم میدیم، برای من مثل دست گذاشتن روی قرآن هست، همونقدر مقدس، قسمها رو میخونم و میخندم، قول و قرارها، حال و احوالها، شوخی های بامزه و تیکه های جالب... دستخط های خوب و خرچنگ قورباغه، میخونم از کسانی که زندگیم رو ترک کردن. و بعد میخونم از کسانی که هستن... از خواهرم، از "ع" و از "ه" که جُفتشون حقیقتا بهترین رفقا و مردهای زندگی من هستن! میخونم از دوستانی که دارم، که همیشه دارمشون ... از هدیه های خدا که یادم میارن هنوز میشه زندگی رو تجربه کرد...

گذر عمر، اتفاقات، خنده ها و گریه ها و شکست ها و پیروزی ها و شادی ها و غم ها، همه توی کتابخونه ی شما ساکت و آروم نشستن، لازم نیست به ذهنتون فشاری بیارید ، کتابهاتون رو ورق بزنید...

*برای دیدن سایز بزرگتر تصویر، روی آن کلیک کنید*

بخشی از صندوقچه خاطرات کتابهای من، که میتونم و بیش از اون دلم میخواد با شما مرورش کنم ...

پ.ن 1: بیشتر ما حداقل یک بار کتابی هدیه گرفتیم که دوستی توش برامون متنی نوشته، کتابـ(ها)تون رو ببینید، اونهایی که نوشته دارن و آنچنان شخصی نیستن رو با ما به اشتراک بگذارید، از یه دونه تا خدا میلیون تا، هر چقدر دوست دارید، هر جوری که دوست دارید! این بار به جای اینکه خاطراتمون رو برای هم تعریف کنیم، اجازه میدیم خاطراتمون خودشون برای دوستانمون اتفاق بیفتن!

پ.ن 2: کل جماعت بلاگستان به صورت عمومی دعوتن! اما به صورت اخص من دعوت میکنم از...

خانمها: دخترک، تی رکس، یکتا، توکا، مگی، ندا، صبا، ماهی کوچولو، سجل، اوهام بانو، خانومی، پریسا حبه ی انگور مادر جدیدمون :دی، نگین، نفیسه، آبینه

و آقایون مظلوم بدبخت... حاج مهدی، دکتر میم، سروش، امین زُمر ZOMAR, not zamar و ... چقدر کم هستن آقایونی که من میشناسم :|

پ.ن 3: لینک پستها رو اگر بهم برسونید، طی یک پست جداگانه فهرستش رو منتشر میکنم!

پ.ن 4: این هم مثل بازی وبلاگی "با اینا تابستونو سر بُکُنید" از اول قرار نبود بازی وبلاگی باشه، داشتم مینوشتمش، دلم خواست شما هم بنویسید!

پ.ن 5: همه تون شرکت کنید، دوستانتون رو دعوت کنید و پست هایی که میبینید رو در اختیار من بگذارید! تا مثل پارسال، یه آرشیو خوب داشته باشیم! این بار از خاطراتمون!

پ.ن 6: عنوان بازی برداشتی است از نام فیلم گاهی به آسمان نگاه کن، ساخته ی کمتر دیده شده ی کمال تبریزی

باقی بقای خاطرات خوب همه ی شما!

بعدا نوشت مهم: دوستان عزیزی که در بازی شرکت میکنن و یا پست های دوستانشون رو میبینن، لطفا حتماً لینکش رو برای من بفرستن! حتماً!

آراء الحکما: جلد  (۵۴)

سلام . دیرشده ولی منم میخوام شرکت کنم !
http://roshana91.blog.ir/post/725
پاسخ:
اضافه میکنم الان
سلام
پست جالبی بود
تو چن تا وبلاگ دیگم دیدم
خیلی خوب بود! :)))
پاسخ:
خیلی هم خوب!
  • قاسم صفایی نژاد
  • در بازی وبلاگی شرکت کردم
    http://safaeinejad.ir/1396/04/20
    پاسخ:
    متشکرناکم (342)
    دیر رسیدم :|
    امتحان داشتم من اقا ! ببخشید :|
    پاسخ:
    هنوز فرصت داری، شرکت بجوی!
    http://antic-life-nily.blog.ir/post/106

    دیر اومدین...D:
    ما پستو با قوانین خودمون گذاشتیم رفت!(جامه دران از وبلاگ فرار می کند!)
    پاسخ:
    متشکرناکم (337)
  • פـریـر بانو
  • اصن حقتونو خوردن. خیابون کمه. باید اتوبان می زدن به نامتون :))
    پاسخ:
    :دی
    من امروز نوبت پست گذاریمه...و مضمونش هم همین بازیه!

    می خوام عکس کل کتابای اهداییمو بذارم...در پایینش هم کتابایی که نوشته دارن بذارم.
    حس کردم اون "قانونی نقض نمی شه" ی شما با بد اخلاقی نوشته شده! :)
    گفتم توضیح بدم...! :)
    الان مشکلی داره این طور پست گذاشتن ما؟!
    پاسخ:
    نه هیچ مشکلی نداره!
    من هم شرکت کردم جناب هولدن!
    پاسخ:
    لطف کردین!
    آخه خودمم گشتم  تو پستات پیداش نکردم(:

    آقا خیلی قربون دستت و زحمت دادیم ممنان و اینااا...
    پاسخ:
    :دی
    چون تا حالا کتاب کادو نگرفتم و خودمم روشون هیچی نمینویسم، کتابام تر و تمیزه D: حیف ((: 
    پاسخ:
    باشه پس :|
    آقا نوشته ندارن 90 درصدشون! :|

    شرکت می کنم ولی با نقص قوانین! :)
    پاسخ:
    قانونی نقض نمیشه! شرکت کن!
  • פـریـر بانو
  • واقعا میشه؟ :| عه چه خوب ^_^ :))

    :: اممم... هولدن؟ می دونین؟ تندیس شما رو به عنوان نِمادِ تواضع و فروتنی باید بزنن وسط تهرون بخدا :))) 

    حالا بگذریم از شوخی...
    مرسی که به فکر قشر آسیب پذیر جامعه هستین :دی مرسی تر که برا ماهایی که کسی بهمون هدیه نداده هم تو بازیتون جا باز کردین :]
    پاسخ:
    من همچین انسان متواضعی هستم :))
    خیابون دارم تو تهران اصلا :))
    :دی
    خارجکی
    پاسخ:
    رفتم کلی گشتم پیدا کردم ببینم چیو گفته بودم :|
    فیلم سرزمینِ مین Land of Mine رو گفته بودم، از این لینک دانلودش کنی
  • آقای روانی
  • همین که منو جز اقایون حساب نکردی جای شکرش باقیه :دی
    پاسخ:
    :|
  • نیمه سیب سقراطی
  • چند تایی کتاب هدیه گرفتم ولی نمیدونم چرا دوستام بی ذوق بودن برام چیزی ننوشتن ! وقتی هم به یکی گفتم برام یه چی بنویس گفت بد خطم :(

    http://1ta414.blog.ir/1396/04/14-2

    + حسم میگه سطر اول ستون سوم خیلی خوب هولدن رو میشناخته :)

    پاسخ:
    سمت راست بالا؟
    نوشته اش رو یادم نبود، وقتی دوباره خوندم خیلی حال کردم  باهاش! :دی
  • פـریـر بانو
  • @حامد

    هعی وای من! :)) میگم آخه شما هیچوقت از این مدل نظرا نمیذاشتینا! تعجب هم کرده بودم تازه :| :)
    پاسخ:
    :| :دی
    سلام
    هولدن اسم اون فیلمه که گفته بودی کسایی که ندیدنش سال 95 رو به مسخره ترین شکل ممکن تموم کردن کدوم بود؟
    پاسخ:
    فیلم ایرانی بود یا خارجکی؟
  • مهدی صالح پور
  • بعضی کتابها به دلایلی معدوم میشن، به خاطر نوشته‌ی صفحه اولشون... من از این دست کتابها کم ندارم. همشون رو انداختم دور (دادم تبادل کتاب، نه اینکه بریزم سطل آشغال!) و یه دونه چاپ جدید خریدم.
    شاید چند سال دیگه بتونم توی این بازی شرکت کنم :)
    پاسخ:
    خب صفحه اولش رو معدوم میکردی فقط!
     @ حریر بانو

    میدونم شوخی کردم
    پاسخ:
    :دی
  • פـریـر بانو
  • @حامد

    حالا شما به آه و ناله ی ما نگاه نکنین. نصفش شوخیه :))

    اتفاقا به نظرم بازیایی که هولدن راه میندازن خیلی خوبه. و فکر نکنم در حدی باشه که کسی شرمنده بشه! اینطور نیست؟ :)
    پاسخ:
    من کلا خودم قشر آسیب پذیر جامعه ام! بازی ای راه نمیندازم کسی شرمنده بشه!
    اینقدر خفنم! اینقدر!
  • خورشید جاودان
  • http://tangochandnafare.blog.ir/1396/04/14/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%A7%D9%84-%D8%AE%D9%88%D8%A8-%DA%A9%D9%86-%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%86#comments  
    اینم لینک پست من 
    ممنونم بابت ایده های خوب بازی وبلاگیت مخصوصا این بازی که کلی حس خوب  بوجود آورد
    پاسخ:
    قربان شما! ممنون میشم باز لینکش کنید برام توی پست بعد!
    آقا من یه اعتراض هم دارم به این بازی
    اینکه نمیشه هرکی از یه چیزی زیادش یا خوبش رو داره بذاره واسه چالش بعدشم چون بقیه اون چیزو ندارن یا ضعیفترش رو دارن شرمنده ی دوستان بشن شاید یکی جایی زندگی میکنه که اتاق اختصاصی واسه خودش نداره یا وسایل شخصیه آنچنانی نداره که رو کنه یا اصلا کسی رو نداره که واسش کتاب یا چیزی تو اون مایه ها هدیه بده و زیرش واسش متن عشقولانه بنویسه اینجاس که این وسط خیلیا شاید این کم آوردنه بین دوستان بهشون بر بخوره

    البته زیاد جدی نگیرین اینا همینجوری به ذهنم اومد
    چون خودم به شخصه موافق عکسایی که دوستان توی اینستا از زندگیه لاکچریشون و وسایل لوکسشون یا ورزشهای لوکسشون یا اندام آنچنانیشون میذارن نیستم و فکر میکنم فلسفه ی فضاهای مجازیه اینچنینی رو گم کردیم
    البته اینجا رو نمیشه بپای اونجا نوشت

    پاسخ:
    خدایی این لاکچری نیست :دی
    من اصلا لاکچری بلد نیستم :)) چیز لاکچری هام رو هم یا هدیه گرفتم از اهالی لاکچری :)) یا با جون کندن و از نون شب زدن خریدمشون :))
    برو خودتو سیاه کن حامد ، بروووووووووو :))
  • פـریـر بانو
  • یکی بیاد منو دلداری بده :((
    چرا هیشکی تا حالا بهم کتاب هدیه نداده تا بتونم تو بازی هولدن شرکت کنم! :( 
    چرا؟ :( 
    واقعا چرا؟ :|
    این جاست که شاعر می  فرماد: من مانده ام تنهای تنهااااااعااااعاااا....

    فقط امسال آقای نیما(زمر) تو وبشون گفتن هدیه دادن به خودمون خیلی خوبه و به من پیشنهاد کردن اینکارو بکنم. منم رفتم واسه خودم یه حافظ خریدم! همین :/ 
    پاسخ:
    همونو بذار خب :دی

    عرض ادب هولدن جان :)
    منم شرکت کردم :)
    http://pvblog.blog.ir/post/72
    پاسخ:
    خیلی دستت درست!
    دوباره هم لینک بدی پست بعدی ممنان میشم! :دی
    آقا این قلم جنس رو نداریم چه کنیم
    یعنی کتاب داریما ولی توش چیزی نوشته نشده چون خودم خریدمشون
    مگه اینکه تقلب کنم الان واسه هر کدومشون یه متن بنویسم و زیرش امضا کنم از طرف صغری و کبری ... یه تاریخ چندسال پیش هم بزنم براش آقا اینجوری قبوله؟؟؟ :))
    پاسخ:
    از طرف خودتم بنویسی قبوله :دی
    اون صفحه اول کتابا قد چند سال چیز میز میارن تو ذهن آدم :)
    بعد امتحان یا شایدم قبلش مینویسم و ممنان :دی
    پاسخ:
    من همچین کاراکتر خفنی هستم :دی
  • قاسم صفایی نژاد
  • البته من کتاب زیاد هدیه دادم و همیشه هم دوست داشتم کتاب هدیه بگیرم اما کسی کتاب بهم هدیه نمیده، نمیدونم چرا :D

    پاسخ:
    واقعا چرا؟ :(
  • بانوچـ ـه
  • سلام، اینم لینک ِ بازی ِ من

    http://banoooche.blog.ir/post/194

    ممنونم از این بازی ِ خوب :)
    پاسخ:
    دستت مرسی!
    توی پست بعدی هم لینک میدی؟ :دی
    یه چیزی تو مایه های همون دفترچه خاطرات دوران پایانی مدرسه که میدادیم به دوستامون یا معلم هامون که یادگاری یه چیز بنویسن ولی اینبار به دوستان و عزیزانی که دست نوشته شون بعدها ممکنه یادگاری بمونه و خاطره ی خوشایندی باشه قشنگه :) حتی سالها بعد این دست نوشته ها رو ببینم و کلی خاطرات مسابقه شما رو و همچنین خاطره نوشتن رو این کتابها بیاد یادمون ^__^

    پاسخ:
    :دی
    من یه ایده ای با این ایده بازی تون همین الان افتاد تو ذهنم اونم اینکه ما که از اینجور متن نوشته ها کتاب نداریم یا اگرم داریم خیلی انگشت شماره بنظرم میتونیم آیا کتابامون بدیم به عزیزانی که دوستشون داریم برامون روش یه خط بنویسن بعنوان یادگاری ؟:)
     یه هدیه از خطشون حتی میتونیم تو کتابامون داشته باشیم و اونموقع میشه اون مطالب رو هم به اشتراک بذاریم ؟:)
    ولی این دست نوشته ها بنظرم با خط عزیزانی که دوست داریم دست نوشته شون  تو کتاب هامون باشه و یادگاری بمونه  و نقش ببنده قشنگه ^__^
    این ایده من پذیرفته است برای این گروه ؟!^__^
    پاسخ:
    آره بابا چرا نباشه؟ خیلی هم خوبه!
    کلا سر و ته بازی آزاده! هر جوری دوست دارید تغییرش بدید، مهم دور هم بودن و اشتراک گذاشتن خوبی هاست!
    سلام 
    اینی که نوروز 89 نوشته خیلی خوش خط میباشد :)
    به آقایون شنیدم گفتید مظلوم بد بخت که !؟ :|
    پاسخ:
    آره دیگه گند خوش خطی رو در آورده :))
    مظلوم بدبختیم دیگه :(
    خیلی حس خوبی داشت :)
    من عاشق دست خط اون یادداشتم، از چپ ستون اول ردیف آخر یعنی خودش نوشته؟! واقعاا؟! 
    دست خط من رو بذاری جلو لامپ ابوعطا میخونه -_-
    پاسخ:
    آره خودش نوشته :|
    خوشنویس خفنی بود کلا :|
  • قاسم صفایی نژاد
  • خب امثال من که دو سه تا کتاب بیشتر این مدلی ندارم چی؟ زشته جلوی جمع انقدر کم :))
    پاسخ:
    اشکالی نداره بابا :دی 
    بازی جالبیه. شرکت نمودم :)

    http://nebula.blog.ir/post/1101/1101-%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87-%DA%A9%D9%86-%D9%85%D8%B3%D8%A7%D8%AD%D8%AA-%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%AE%D8%A8%D8%B1%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1-%D8%B4%D9%88
    پاسخ:
    کار جالبی نمودی :|
  • ماهی کوچولو
  • ایده خوبی بود کلی خاطره زنده شد برام و خندیدم کلی مرسی 
    پاسخ:
    :دی
  • خورشید جاودان
  • من کتابای هدیه زیاد دارم اما اینترنتی خریداری شده و پست شدن بخاطر همین دوستام نتونستن متنی بنویسن اینجور که مشخصه میشه خودم یه چیزایی بنویسم بجای اونا منم هستم بازی وبلاگی پارسال هم شرکت کردم
    پاسخ:
    بله میشه، چرا نشه؟

    آخخخ... چه بازی ای... یاد نوشته های اول کتابام افتادم... چقدر دلتنگی ریخت تو دلم یهویی... 
    پاسخ:
    شرکت بجوی!
    من اکثر کتابایی که می خرم اولش می نویسم کجا و کی خریدم.. یه نشونه که بدونم اون روز یه روز خاص بوده و چرا.
    اینطوری ها هم قبوله؟ یا باید هدیه باشه؟
    پاسخ:
    چرا نشه؟ خیلی هم میشه!
    منم میخواستم بذارم، جا نشد!
    بذار عشق کنیم!
    در اولین فرصتی که یکی از این کتابا به دستم رسید شرکت میکنم،حتی ده سال دیگه:دی
    +روان شناس ترین روانی دنیا:))
    +واقعا چقدر حس خوبی داشتن این صفحه اول ها:)))
    پاسخ:
    :)))))))
    من فقط دو تا از این کتاب نوشته دارها دارم ، که یکی شو خودم واسه خودم نوشتم :||
    پاسخ:
    خوبه همونا دیگه :دی
    من جزو اون بیشترتون نمی‌شم :/
    پاسخ:
    :|
    برای روان شناس ترین روانی دنیا :)))
    پاسخ:
    :))
  • گُل نِگار
  • چقدر خوب...!
    دستتون دردنکنه..
    من بیشتر کتاب ها رو خودم اولش مینویسم:|
    شرکت میکنم..:)
    پاسخ:
    خوبه اتفاقا! دم شما گرم!
    همونطور که توی متنت هم اشاره کردی ، "بیشترمون" همچین هدیه ای داریم
    من شامل اون قسمت کمتر هستم :-| :-D
    ولی همین کاری که میگی میری سراغ کتابخونه و کتاب های به خصوصی رو در میاری و میخونی و خاطرات زنده میشه و حس خوبی بهت میده رو ، من جور دیگه تجربه میکنم
    از همون یه پست با عکساش میذارم
    پاسخ:
    بسیار هم عالی! :دی
    نمیشه کتابایی که مهر کتابخونه داره، عکس بزاریم؟ 
    اخه اونا بیشتره تا دست نوشته ها
    پاسخ:
    یعنی هااااااا :))))))))))
  • آندرومدا :)
  • چ ژذاب‌. همین الان شرکت میکنم :))
    پاسخ:
    بسیار هم عالی!
  • سفره خاتون
  • چقدر خوب :) 
    با اینکه بیشتر کتابامو خودم به خودم هدیه دادم ولی حتما شرکت میکنم.
    پاسخ:
    اینم خیلی خوبه، شرکت کنید!
  • محبوبه شب
  • سلام.
    بازی باحالیه : )
    حتما شرکت می کنم!
    پاسخ:
    خیلی هم خوب!
    تنها کتاب هدیه ای که دارم یه فال حافظه که خودم برا خودم گرفتم:)
    اتفاقا اولشم نوشتم واسه خودم:)
    پاسخ:
    اتفاقا منم میخواستم از کتابی که خودم به خودم هدیه دادم عکس بذارم جا نشد!
    تو بذار جای من! خوبه که!
    مامانم هر کتابی که برام می‌خرید رو اولش می‌نوشت و تاریخ می‌زد، کتاب‌های ماهی پرنده، مولان و... یادش بخیر :))

    چه پست خوبی :))
    پاسخ:
    خب تو هم شرکت کن، باور کن ایدز نداره بازیمون :))
    آقایون مظلومِ بدبخت :))

    من که برام جالب هست این نوشته‌های شخصیِ پای کتابی و انگار قراره که بازی لذت‌بخشی رو ببینم.
    فقط آقاحیدرشون چی گفتن؟ تصویر پایین سمت راست. « برای ... که خوب می‌پزد.»؟ چی رو خوب می‌پزین؟! :| 
    پاسخ:
    من توی کافه شِف بودم ، آشپزی میکردم، هر بار میومد اسپاگتی میخورد!
    تنها اسمی که پاک نکردم همین حیدر بود :دی خیلی بچه گلی بود!
    + شرکت کن خودتم!
    + + من نوشته از خودم برای خودم هم میخواستک بذارم، جا نشد!
    اصلاحیه :
    بازی نه مسابقه :)
    پاسخ:
    :دی
    اوکی هر جور مستر هولدن بگن :)
    ولی این خط ها اکثرا ناخوانا هستند ها :)

    فقط دیکتاور و روانشناسی ترین روانی :دی :))



    ++
    خدا نکنه اون آقایون بدبخت باشند عجبا :|:)
    مظلوم بدبخت :|



    +++
    ولی یه درصد هم فکر نمیکردم خودت مسابقه بذاری 
    آفرین بهتون امیدوار شدم :دی :))



    پاسخ:
    مسابقه نیست بازیه، من سال پیشم بازی گذاشته بودم، یادمه سه چهار سال پیشم یه بار گذاشته بودم! :دی
    این رو اگر از عکس بزرگ نگاه کنید، خوانا باید باشن، من وقتی عکس بزرگ رو میبینم میتونم بخونم همه رو!
    کاش اسم کتابا رو هم‌میگفتین :))

    پاسخ:
    اتفاقا به نظر من این یه مورد توی این بازی خاص اصلا مهم نیست، معرفی کتاب اگه میخواین لینک بازی پارسال رو باز کنید کلی کتاب هست :دی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی