Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

بُرد که بُرد!

شنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۵۳ ب.ظ

اگر به ماجرای شعرخوانی میثم مطیعی در مورد برجام، فارغ از گرایشهای سیاسی و با نگاهی کاملا اجتماعی و اینجا لازمه باز تاکید کنم کاملاً عاری از صف بندی های جناحی موجود و فقط از منظر رفتار اجتماعی اعضای جامعه نگاه کنیم، دو ویژگی بارز و بسیار مُهلک عموم ایرانی ها - اولیش خودم - رو میبینیم! یکی هیجان محوری خالص و دیگری عدم تحمل انتقاد! اینکه واقعا عُمده ی مخالفین این شعر اون رو توهین آمیز میدونن، هیچ چیز ، مطلقا هیچ چیز جُز این رو به ذهن من نمیاره، این که جامعه به عبارتی مثل "خودت رو گم نکنی" و "در صف اول نشسته" و امثالُهم بگه "توهین" و جَوی راه بندازه که گویی به امام زمان توهین ناموسی شده - یا معادل غربیش، هولوکاست زیر سوال رفته - اوج عَدم آزادی بیان و دیکتاتوری ای هست که از بَطن مردم، از خودِ خودِ خودِ مردم - نه سیاسیون، نه دولت، نه نظام و نه هیچ کسی جُز خود مردم - به خودشون تحمیل میشه، همین بستر هست که دولت ها و حکومت های اقتدارگرا و دیکتاتور رو پرورش میده! همین مردم هستن که خودشون از حق بیان خودشون میگذرن و حتی در کمال تعجب علیهش موضع هم میگیرن و بعد همون حقِ خود-سلب کرده رو از عوامل بیرونیِ دیکتاتور مآب طلب میکنن! تاکید سه باره میکنم که این نوشته در مورد "واکنش مَردم به یک موضوع انتقادی" هست و قصد "مردم نشون دادنِ میثم مطیعی" به هیچ عنوان وجود نداره، چه اینکه اگر تا لحظه ی خوانش شعر رو زمان "الف" حساب کنیم، من از زمان "ب" حرف میزنم، یعنی از لحظه ای که واکنش ها به این شعر با اسم "توهین" - وجداناً؟ توهین؟ - بالا گرفت. مسئله ی دوم هیجان محوری خالص ما مردم هست، این هیجان محوری رو در تاریخ معاصر کم ندیدیم، چه در زمان اوج پیج "آزادی های یواشکی" چه در زمان "چهارشنبه های سفید" و چه در همین موضوع، مهمترین بازده این هیجان محوری، تقلیل دادن دغدغه های مهم به مسائل پیش پا افتاده و لوث کردن مطالبه های جدی تا حد "پچ پچ های خاله زنکی" هست. یعنی اگر من قرار بود بعد از خوندن این شعر، مسئله ای رو بردارم و روش مانور بدم، مسئله ی "تبعیض رسانه ای، نبود آزادی بیان برابر و برخورد دوگانه نظام و دولت با موضوع منتقد و محتوای نقد" بود ، مهمترین اتفاقی که "واقعا" در این مسئله رخ داده همین هست، مردمی که فقط حرف از "آزادی" میزنن، وقتی به جایی میرسن که باید این آزادی رو مطالبه کنن، آنچنان موضوع رو تیکه پاره، مُثله و لوث میکنن که اصلا اصل مطلب گُم میشه! وقتی مردم موضوعی به بزرگی تریبون نابرابر، برخوردهای دوگانه و میدون دادن کاملا یک طرفه به یکی از دو رویکرد (یا سه رویکرد!) عمده  جامعه رو میبینن و شرایطی دارن که بالاخره میتونن یه حرکت مهم در راستای موازنه قوا انجام بدن، مهمترین عملشون چیه؟ رَگ گردنی شدن که "وااااااااااااااااای به رییس جمهور گفت خودتو گم نکنی؟ وااااااااااااای گفت صف اول فلانه؟" و به جای بالفعل کردن پتانسیل بزرگی که وجود داره، تمام انرژیشون رو میگذارن سر موضوعی که نه وجود داره - توهین - نه اصلا اهمیتی داره! اولین وقتی که یادشون میفته میشُد جور دیگه هم به قضیه نگاه کرد، وقتی هست که تمام هیجان بی موردشون رو تخلیه کردن، مثل نوجوونی که بعد از خودراضایی و ارگاسمش، تازه عذاب وجدان میگیره! اولین باری که مردم ما به موضوعی فکر میکنن، وقتی هست که ظرفیت از دست رفته! مردمی که اول حرف بزنن ، اول رگ گردنی بشن و کاسه کوزه رو به هم بزنن بعد تازه بشینن فکر کنن که ای بابا چیکار باید میکردن، ایده آل ترین مردم برای زندگی کردن زیر سایه ی حکومت هایی هستن که به آزادی بیان اعتقادی ندارن!

پ.ن: این نوشته در مورد رفتار اجتماعی ما هست، و من با این بار حداقل چهار بار توی متن به این موضوع اشاره کردم! بازخوردهای موضوع - اگر بازخوردی وجود داشته باشه - احتمالا به تنهایی بتونه مبیّن حرفی که میزنم باشه! البته جدا امیدوارم اینطور نباشه!

  • ۹۶/۰۴/۱۰
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۸)

به نظرم واکنش های شدید به این شعر یجورایی مقابله به مثل باشه، مثل اینکه بگی چون تو اینکارو کردی پس منم اینکارو در مقابل تو تکرار می کنم
و حقیقتا نباید توقعی به جز این داشت، یجورایی برای اون جناحی که شاعر منسوب به اون هاست مصداق ضرب المثل" از ماست که بر ماست" رخ داده 


و یک چیز جالب درباره جامعه ما وجود دو دسته از مردمه، یک دسته با پز روشنفکری و دسته دیگه کسایی که جانماز آب میکشن 
هر دو حرف از اصول خاص و اخلاق مداری و چه و چه و چه دم میزنن اما در مقام عمل....
پاسخ:
امیدوارم همه چی به راه راست ختم بشه و همه عاقبت به خیر بشیم!
  • ولی اله نورمحمدی
  • امیر کبیر گفته من اول فکر می کردم شاه خوب باشه مملکت خوب میشه بعد دیدم وزیر اعظم هم باید خوب باشه الان فکر می کنم مردم هم باید خوب باشن
    http://persiane.ir/The-Earth-can-be-overlooked-in-comparison-with-the-universe.html
    پاسخ:
    هوم!
  • نویسنده ....
  • دوباره متنت رو خوندم انصافا چه خوب نوشتی:)
    پاسخ:
    قربانت! :دی
    نمیدونم والا
    حرفت رو که قبول ندارم
    ولی خوب شایدم درست میگی
    امیدوارم اگر درست میگی منم به همین نتیجه برسم و زودتر درستش کنم

    پاسخ:
    ببین خیلی واضحه ، تو میگی "همه ی اینا فلان و بیسار" اونا هم به هر کسی معترضه میگن "همه ی اینا فلان و بیسار" یعنی به نظر خودن عقلانیه توی این همه آدم، چهار نفر نباشن که چهار تا اعتقاد درست دارن؟
    بعد چه فرقی داره از این سمت به اون طرف یا برعکسش؟
    وقتی میگم قصد توهین نداشتم ، میخوام بگم که :
    "اقا جون ، لطفا کامنت منو مهربونتر بخونید
    من قصد توهین ندارم
    دارم یه حرف معمولی و غیر توهین آمیز میزنم"
    چون نحوه خوندن یه جمله توی انتقال معنیش تاثیر داره
    و بعدشم گفتم انقدر این حرف "حالم به هم میخوره" غیر بده! که حتی همه میتونن حالشون از تفکرات من به هم بخوره

    خوب این از این

    من کجا کاری رو مثل کار طرف مقابلم میکنم؟
    من با کسایی مخالفم که طرفدار یک گروه دیکتاتور ،مدافع عملی نابرابری و ... هستن
    شاید خودشون بگن نیستن ولی عملشون و دفاعشون از گروهی که اعمالشون مثل روز روشنه ، خیلی مهمتر از حرف خالیه

    پاسخ:
    همین دو خط آخرت، به یه چوب روندن و پیش پیش قضاوت کردنه، برای من فرقی نمیکنه کی به یه چوب برونه و پیش پیش قضاوت کنه، خوب نیست این روند!
    با کلیت بحث آزادی بیانتون موافقم و منم نمیگم این تریبون نصف نصف تقسیم شده میگم این کشور ی تجمع هفتگی داره که نوعا موافقان امثال مداح میان در اون تجمعات و به به و چه چه هم میکنن به نقداش،تو این تریبون رئیس جمهورم بیاد ی بند شعار مرگ بر ضد ولایت فقیه میدن!!به نظرم نماز بیشتر ی دورهمی بین خود انقلابی هاست نه ی تریبون...
    این کسایی که حرف از نداشتن تریبون میزنن کی به کی میان نماز جمعه و نماز عید که کسی بهشون میکروفون نداده؟یا مثلا مداح دارن بینشون!؟
    پاسخ:
    تریبون فقط نماز جمعه و نماز عید فطر نیست :|
  • قاسم صفایی نژاد
  • از اینکه سعی کردید منصفانه بنویسید سپاسگزارم
    پاسخ:
    از اینکه سپاسگزارید متشکرم!
  • خاموش روشن
  • نه دیگه مسلما یه وقتایى جواب درست اینه که "نقد درستى" بوده :دى
    پاسخ:
    :دی
    اول سلام . دوم از اونجا که خودم کارشناسی ارشد رو جامعه شناسی خوندم یهو دلم خواست دیگه نظر رو اینجا ثبت کنم و از خواننده خاموش به خواننده روشن در بیام اینجا .
    ببین این موج سورای که گفتی متاسفانه ازبطن خوده جامعه میاد و ما خودمون باعثش میشیم . همیشه یه مثال هست می گن این مظلومه که باعث میشه ظالم به وجودبیاد . حالا دقیقا این مطلب هم همینه . ما خودمون با توهین و بلاک کردن ها و حجمه ای که راه میندازیم باعث میشیم اتفاقات بعدی راه بیفته . مقلا اگه این میثم مطیعی اینقدر در فضای مجازی بولد نمیشد بدون شک نصف مردم هم می تونم به جرات بگم بیشتر اصلا ازقضیه خبردار نمیشدن . یعنی حتی مخالفین با این دامن زدن بهش باعث بولدتر شدن و باعث دیده شدن بیشترش شدن . حالا مردم هم همینه . با توهین به او به صف موافقان اون آدم اضافه شده به نظر من . من خودم یکی از اون آدم هایی که تا قبل این هیچ شناختی نداشتم از ایشون اما بعد از این ماجرا و هجمه راه افتاده رفتن کلی در موردش خوندم و باعث شد میثم مطیعی به عنوان یه انسان برایمن جایگاه پیدا کنه ....
    اما مثل همیشه ما کور خودمون اما بینای مردم هستیم . دقیقا ازیه طرف میرین به روحانی رای میدن و وقتی علت رو می پرسی آزادی بیان و ارائه نظرات میگن اما وقتی کوچکترین مخالفتی می بینن شروع به فحاشی میکنن . اینجاست که می فهمیم این آدم ن هبه اطر آزادی و این حرفا و وفقط به خاطر همون جوگیری و هم رنگ جماعت شدن رفته به روحانی رای دداه و میشه گفت هیچ سواد سیاسی نداشته متاسفانه .
    از یه طرف دم از رسانه فرمایشی میزنیم و انواع و اقسام تویه نها ها رو روانه رسانه می کنیم اما از اون طرف در برابر برنامه خندوانه که به طور جد با خنداننده شو بهش اعتراض وارده می ایستیم و از برنامه همین رسانه که انواع توهین ها رو نثارش کردیم دفاع میکنیم !!! سیاست یک بوم و دو هوا . از یه طرف مدعی هستیم رسانه ما هیچ برنامه ای نداره و خونه ای که توش ماهواره نیست رو نفراتش رو با این سوال همیشگی مواجه میکنیم چطوری تلویزیون میبینید اما از اون طرف برای دفاع از شرکت کنندگان برنامه تلویزیونی همین رسانه گلو جر میدیم !!! یعنی ببخشید پارو فرارت میذارم و این کلمه رو به کار می برم خوددرگیری مضمن دقیقا .....
    واقعا رفتار اجتماعی ما دچار تناقض و یه ملغمه ای شده که قطعا اگه خودمون هم بشینیم گوشه ای و بهش فک  کنیم متوجه اون خواهیم شد اما خوب آدمی که خواب هست رو میشه بیدار کرد اما آدمی کهخودش رو به خواب زده هرگز . و متاسفانه باید اینو بگم که مردم امروز ایران خودشون رو به خواب زدن !!!!

    * ببخشید چون سریع تایپ کردم بدون شک غلط املایی و نگارشی در متن خواهد بود .
    پاسخ:
    من خیلی سعی کردم در این مورد حرف بزنم که اگر کسی داعیه ی آزادی بیان و امثالهم داره حق نداره از عباراتی شبیه "پس چرا فلانی..." "زمان بیساری..." "چطور اونا بکنن من نکنم" و ... استفاده کنه! اصولا کسی که اشتباه خودش رو با اشتباه مخالفش - که نقدش هم به همون اشتباه هست - تطهیر کنه کلا به نظر من لیاقت همکلامی نداره!
    اصل پوپولیسم همینه دیگه افکار جامعه رو به سمتی که میخوای هدایت کنی و از موضوع اصلی منحرفش کنی
    ماهم که پتانسیل هوچی گری داریم کلهم
    بدتر از اون برخورد دو گانه یا چند گانه با این مسایل هست برای مثال مگه آقای هالو کم شعر انتقادی در مورد دولت وقت گفته بود چرا باهاش برخورد نمیشد
    پاسخ:
    در جریان این آقای هالو نیستم!
    همون حرف خانمی ایضا:)
    منم خوندم و چون نه سیاست مدارم نه از سیاست خوشم میاد نه حسش هست نه حالش فقط خوندم :)
    هیچ حرفی ندارم :)


    پاسخ:
    آوه!
    سلام
    قسمت انتخاب خود مردم رو قبول دارم
    به اضافه اینکه اثر چهره ها(چه دولتی،چه سیاسی و ...) رو هم قوی میدونم.
    خیلی از این تزریق هیجان ها یا برعکسش خیلی وقتها با جهت گیری چهره ها ایجاد شده. شاید عموم مردم نظر خاصی نداشته باشن یا با احساسی که دارن هنوز درگیر باشن، وقتی یه چهره یه واکنش نشون میده ممکنه به انفجار غلو شده اون احساسات کمک کنه، یا به سرد شدن و خاموش شدن.
    توی این قضیه هم  نظر تعجب آور از نظر حیطه مسئولیتی یه عده از چهره ها و حساس کردن جامعه باعث شد یه موضوع که شاید چندتا رسانه بهتر میتونستن بهش جهت بدن و اتفاقا آزادی بیان تعبیر میشد به ابزار دیکتاتوری تبدیل بشه.
    اینکه مردم متوجه نیستن در اوج هیجان چه میکنن، پذیرفته شده اس.
    ولی اینکه بپذیریم چهره ها هم نمیدونن چه میکنن، یکم ساده اندیشیه
    پاسخ:
    من نقش حکومت رو نفی نکردم، یا چهره ها رو، اما باز هم دلیلی اصلی رو مردم میدونم،جواب کامنت کلاوس بودلر رو مطالعه کنید!
  • خاموش روشن
  • سلام
    راستش نظر من به نظر زمر53 نزدیکتره :دی
    ولی جدا باید تحمل نقد پذیریمون رو بیشتر کنیم هممون 
    بیشتر نقد بشنویم و بخونیم 
    تنها دلیل من واسه خوندن وبلاگتون همینه 
    نظرم با نظر شما و دوستاتون تو خیلی از موارد متفاوت ِ ولی میخونمتون که ببینم کلا حرفتون چیه و به حرفاتون ( هم شما و هم کسایی که تو کامنتها اغلب با شما موافقن یا متفاوت از من فکر میکنن) فکر میکنم و براش جواب درست پیدا میکنم ولی چون اصولا خاموشم جوابا پیش خودم میمونه:دی


    پاسخ:
    ولی من دارم عدم انتقادپذیری رو توی همین کامنت هم میبینم! کجاش؟ اینجاش:
    "میخونمتون که ببینم کلا حرفتون چیه و به حرفاتون ( هم شما و هم کسایی که تو کامنتها اغلب با شما موافقن یا متفاوت از من فکر میکنن) فکر میکنم و براش جواب درست پیدا میکنم"
    یعنی شما اینهمه اینجا و مانند اینجا رو خوندی، اینهمه نقد از تفکر متفاوت خوندی، یه نقد نبود درست باشه؟ :)) همشون رو رفتی گشتی جواب براش پیدا کردی؟ :دی این که نشد نقدپذیری :دی یعنی من در تمام این مدت یه انتقاد وارد نداشتم که لازم نباشه بری براش جواب پیدا کنی و از اول بگی "آره راست میگه، اشتباه فکر میکردم" ؟
    @
    حاج مهدی

     برین خودتون آماده کنین برای سوالهای سخته من با این حرکتتون !!! 
    عجبا :|:)



    +
    مستر هولدن 
    باور میکنین اینترنتم قطع شد و تا الان نخوندم که چی به چیه پستتون ؟:)
    ولی همینکه خودتون اینو گفتین کلی خندیدم :))

    پاسخ:
    حالا در آینده که خوندین هم حرفی نداشتین :دی
    "تبعیض رسانه ای، نبود آزادی بیان برابر و برخورد دوگانه نظام و دولت با موضوع منتقد و محتوای نقد" بود

    Copyright ©هیولای درون

    هیلا صدیقی و ستار بهشتی و ... رو که میذاری کنار مطیعی حالت از همه چیز به هم میخوره
    چه از وضعیت ازادی توی کشور
    چه از منطق کسایی که توی این وضعیت از نظام حمایت میکنن

    قصد توهین به اعتقادات کسی رو ندارم
    همه دوستان میتونن حالشون از اعتقادات من به هم بخوره متقابلا

    پاسخ:
    "قصد" توهین نداشتن با "توهین کردن" فرق میکنه! :))
    من فرقی بین اعتقاد تو، که ریشه ی تفکر مخالفت رو از بیخ میزنی، با تفکر مخالفت که ریشه ی مخالفش رو از بیخ میزنه نمیبینم!
    یعنی در واقع اگر تو معتقدی اون برخورد بده، چرا خودت اون برخورد رو داری؟ اگر خودت اون برخورد رو داری، چرا میگی بده پس؟
    من به عنوان یه کسی که خودش رو اصلاح طلب می دونه و به آقای روحانی رای داده واقعا هیچ مشکلی با این شعر پیدا نکردم . 
    شاید جاش روز عید فطر نبود و از نظر تفرقه اندازی برای مردمی که کورکورانه فقط تبعیت میکنن از یه خط فکری صحیح نبود.
    اما اصل شعر واقعا خوب بود و حرف داشت! شعر اعتراضی یعنی همین دیگه. 
    خودمون دچار خودسانسوری و سرکوب خودمون شدیم. دم از آزادی بیان می زنیم و بعد اگه کسی تو فضای ازادی بیان انتقادی کنه هجوم می بریم بهش .
    پاسخ:
    این خط آخری که نوشتی رو باید با آب طلا نوشت!
    متن رو برای بار دوم به قصد پیدا کردن بخشی که باهاش مشکل داشته باشم خوندم ولی چیزی پید نکردم
    پاسخ:
    همچین متن جهان شمولی بود!
  • امیر حسین
  • یه سخن هم از شهید آوینی    دزدان ما را به زنگوله ای سرگرم کرده اند و کاش ما پیش از آنکه خانه مان غارت شود از غفلت به در آییم  روحش شاد
    پاسخ:
    روحش شاد هم جزو جمله بود؟ :|
    صرفا کامنت میزارم که بگم منم خوندم وگرنه حرفم نمیاد ، باقی بقا
    پاسخ:
    قربان شما :|
  • کِلاَوس بُودلِر
  • @صبای نویسنده:
    قطعاً! اون هم مسئله‌ایه. اگر کسی اعتقاد داره روحانی مقدسه خیلی هم خُـله! :))) این اینقدر بدیهی بودم که اصن نیازی به گفتن نداشت!D: [البته با این داستان‌هایی که با یه سری از اصلاح‌طلبا داریم، اینقدرها هم بدیهی نیست چند وقت دیگه. خاتمی رو مقدس می‌کنن و خدا. هاشمی رفسنجانی مخوف رو مقدس می‌کنن. حالا هم روحانی! :/]

    پاسخ:
    خُل زیاد داریم :|
    من فعلا از کامنت خانم واران تعجب می کنم و میرم!
    پاسخ:
    :))
  • کِلاَوس بُودلِر
  • «تبعیض رسانه ای، نبود آزادی بیان برابر و برخورد دوگانه نظام و دولت با موضوع منتقد و محتوای نقد»
    عجیباً غریبا که من چقدر با این برداشت و این دید موافقم و همسوـَم. :)) از همون روز، هرجا بحثش پیش اومده، فقط گفتم که ملت سوراخ دعا رو نباید گم کنن! مسئله اصلاً شعر و محنواش نیست و نباید هم باشه. واکنش مردم ـه که مسئله‌ست؛ تبعیضِ رسانه‌ای و عدم برابری و عدالت در صدا دادن به تمام اقشار جامعه مسئله‌ست. سوگیری و عدم تحمل قشری از حامیان روحانی مسئله‌ست؛ پوست انداختن و رنگ عوض کردنِ حامیان میثم مطیعی و آنی به مدافعان جامه‌دَرِ آزادی بیان تبدیل شدن، مسئله‌ست. [البته این مسئله‌ی آخری، ایشالا که ادامه‌دار خواهد بود و اگر باشه خیلی هم جای شکر داره.]
    شعر نه توهین بود و نه عیبی داشت اگر حتا توهین بود.
    البته شاید لزوماً با این موافق نباشم که تمامِ تقصیر، و دقیقتر بگم، این دیدِ اشتباهِ مردم، تقصیر و برگردن مردمه و این مردم هست که لایق فیلان حکومته.. (من مردم رو همون اندازه که دارای عاملیت و علت می‌دونم، به شدت «معلول» هم می‌دونم.)
     شاید تماماً با این موافق نباشم ولی متوجهم منظور چیه و تا حدّی هم پذیرفتنیه.

    همین دیگه! بااجازه خواستم ابرازِ شگفتی بکنم از اینکه باهات موافقم! :))))
    پاسخ:
    میخواستم حذفش کنم، که بهش واکنش نشون دادن دیگه جفتش موند خلاصه :|
  • نویسنده ....
  • @کلاوس بودلر
    دم از مقدس بودن روحانی از سمت شخصیت هایی که با شعار آزادی براش رای جمع کردند، هم مساله هست:))

    پاسخ:
    اوهوم :|
  • کِلاَوس بُودلِر
  •  «تبعیض رسانه ای، نبود آزادی بیان برابر و برخورد دوگانه نظام و دولت با موضوع منتقد و محتوای نقد»
    عجیباً غریبا که من چقدر با این برداشت و این دید موافقم و همسوـَم. :)) از همون روز، هرجا بحثش پیش اومده، فقط گفتم که ملت سوراخ دعا رو نباید گم کنن! مسئله اصلاً شعر و محنواش نیست و نباید هم باشه. واکنش مردم ـه که مسئله‌ست؛ تبعیضِ رسانه‌ای و عدم برابری و عدالت در صدا دادن به تمام اقشار جامعه مسئله‌ست. سوگیری و عدم تحمل قشری از حامیان روحانی مسئله‌ست؛ پوست انداختن و رنگ عوض کردنِ حامیان میثم مطیعی و آنی به مدافعان جامه‌دَرِ آزادی بیان تبدیل شدن، مسئله‌ست. [البته این مسئله‌ی آخری، ایشالا که ادامه‌دار خواهد بود و اگر باشه خیلی هم جای شکر داره.] شعر نه توهین بود و نه عیبی داشت اگر حتا توهین بود.
    البته شاید لزوماً با این موافق نباشم که تمامِ تقصیر، و دقیقتر بگم، این دیدِ اشتباهِ مردم، تقصیر و برگردن مردمه و این مردم هست که لایق فیلان حکومته.. (من مردم رو همون اندازه که دارای عاملیت و علت می‌دونم، به شدت «معلول» هم می‌دونم.) شاید تماماً با این موافق نباشم ولی متوجهم منظور چیه و تا حدّی هم پذیرفتنیه!

    همین دیگه! بااجازه خواستم ابرازِ شگفتی بکنم از اینکه باهات موافقم! :))))
    تبعیض رسانه ای، نبود آزادی بیان برابر و برخورد دوگانه نظام و دولت با موضوع منتقد و محتوای نقد

    Copyright ©هیولای درون
    تبعیض رسانه ای، نبود آزادی بیان برابر و برخورد دوگانه نظام و دولت با موضوع منتقد و محتوای نقد

    Copyright ©هیولای درون
    تبعیض رسانه ای، نبود آزادی بیان برابر و برخورد دوگانه نظام و دولت با موضوع منتقد و محتوای نقد

    Copyright ©هیولای درون
    پاسخ:
    خب ببین من اصلا تاکیدی روی این بخش ندارم اتفاقا، یعنی تاکیدی روی هیچ بخشی ندارم، اتفاقا اگر میخواستم تاکید کنم، به جای تاکید بر نبود آزادی بیان برابر - که اظهر من الشمسه - از دیکتاتوری به اسم دمکراسی طیف - به نظر من - عظیمی از طرفداران روحانی، خاتمی و در گستره ی بالاتر اصلاحات حرف میزدم! اینکه به اسم آزادی بیان بریزی توی کوچه و خیابون و تظاهرات میلیونی کنی، و خودت تحمل شنیدن کوچکترین نظری رو که فقط و فقط مخالف تو هست نداشته باشی، هر چیزی هست جز دمکراسی خواهی! این خود خود احمدی نژادیسم هست به نظر من!
    اما اینکه بحث رو از اون سمت مطرح کردم، فقط از باب بررسی رفتار مردم بود، چون به هر حال من چه با تفکری موافق باشم، چه نباشم، اعتقاد من به "آزادی بیان انواع تفکر تحت قانون مملکت" براش صدق میکنه! این که "من خوشم نمیاد، تو نگو" میشه انصار حزب الله، میشه همین جریات میثم مطیعی و حمله وران بهش!

    و البته در مورد نقش مردم و حکومت، من نقش "غیر از مردم" رو نفی نکردم، اما عمده ترین دلیل وضع موجود رو مردم میدونم، در تمام دنیا شما هیچ سیاستمداری رو پیدا نمیکنی بگه "تفکر مخالف من تفکر سودمندیه" یعنی تمام سیاستمدارها آگاهانه یا غیر آگاهانه بهترین شیوه اداره مملکت رو دیکتاتوری میدونن، خودشون باشن و با تفکرشون مملکت رو گل و بلبل  کنن، اینکه یه جایی این سیاستمدار میتونه، یه جا نمیتونه، دلیلش واکنش های متفاوت مردم هست، حداقل دلیل اصلیش از نظر من!
    تریبون نابرابر؟!الان که همه ی تریبونا دست دولت و موافقان دولته! به فرصت برای خوندن چهار بیت شعر میگید تریبون؟!خب مگه تریبون ِ معاونو میدن به مداح که تریبون ِمداحو بدن به مثلا معاون!؟
    ما اگر تریبون داشتیم این یدونه تریبون مثل بمب صدا نمیکرد...
    ضمن اینکه بارها قبل از نمازجمعه وزیرای همین دولت اومدن صحبت کردن

    پاسخ:
    تعریف شما از تریبون چیه؟
    اینکه تمام رسانه های غیررسمی کمابیش یک صدا یک جهت گیری خاص دارن، دلیلش دقیقا به خاطر نبودن کانال رسمی به اون قدرت هست! به فرض مثال، صدا و سیما حاضره فضایی رو فراهم کنه که اصلاح طلبها حرف بزنن؟ اینکه صدا و سیما عملا "سیاست" داره نسبت به دولت، تریبون داشتنه؟
    روزنامه و کانال تلگرامی و اینستاگرام رو همه دارن، اینکه فضای مجازی یهو ضد اون چیزی میشه که شما میخوای، بزرگترین دلیلش همین کانالیزه بودن فرصت صحبت کردن هست!
  • ماهی کوچولو
  • این بخش رو” اوج عَدم آزادی بیان و دیکتاتوری ای هست که از بَطن مردم، از خودِ خودِ خودِ مردم - نه سیاسیون، نه دولت، نه نظام و نه هیچ کسی جُز خود مردم - به خودشون تحمیل میشه، همین بستر هست که دولت ها و حکومت های اقتدارگرا و دیکتاتور رو پرورش میده! “ اگه بتونم به یه سری از دوستام بقبولانم خوشحال میشم 
    پاسخ:
    من همچین انسان فرهیخته ای هستم! :دی
  • نویسنده ....
  • موافقم اینجوری میشه که مطالبه اصلی بین سروصدا ها گم میشه
    پاسخ:
    ممنون از موافقتت :|
    به مولا تموم شد :))
    کش دادن این موضوع به نفع هیچکی هیچکی نیست :)
    تموم شد تموم :))
    خیلی دیره واسه این پست گذاشتن بنظر من البته :)))
    البته فقط الان عنوان رو دیدم پست رو کامل نخوندم :)
    سلام :)
    پاسخ:
    من اصلا کاری به خود یارو ندارم :دی
    در مورد اتفاقات بعدش نوشتم، و دقیقا الان وقتشه! بهترین وقتش الان هست برای موضوعی که روش دست گذاشتم و ازش حرف میزنم!
    + کامنت شما دقیقا همون چیزیه که من داشتم میگفتم که :)))))))))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی