Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

منتظر بودم خریدهای خانم مُسنی - همسن مادربزرگم - که بغل دستم ایستاده بود تموم بشه، یهو فروشنده بهش گفت "کنسروهاتون شُده 12 هزار تومن" و خانم هم تعجب کرد، فروشنده قیمت رو گرفت جلوش که ببینه، اونم گفت "من که چشمام درست نمیبینه" من خیر سرم اومدم لطف کنم و وظیفه شهروندیم رو انجام بدم گفتم "زده روش 5950 تومن مادرجان" که یهو برگشت گفت "مادرجان هفت جد و آبادته!!!" من و فروشنده همزمان قهقهمه زدیم، حساب کردم و اومدم دم در دیدم داره هنوز نگاهم میکنه! گفتم "خب بگم خواهر من خوبه؟" یه لبخند ریزی!!! زد و اومد برگرده که گفتم "خُب خداییش دخترم که نمیتونم بگم بهتون!" ...

پ.ن: خداوند این اعتماد به نفس رو از ما نگیره، خوب شد نگفت "خفه شو بی ناموس من قصد ادامه تحصیل دارم" :| والا!!!

  • ۹۶/۰۳/۰۲ ، ۰۲:۱۲
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۹)

  • یادداشت های روزمرگی
  • زین پس به جای این واژگان نامانوس از عنوان "لیدی" "مادام" و حداقل "بانو" استفاده کنید.

    اشتباه تایپی کلمه قهقهه هم درست شود لطفا. :)
    جواب:
    حسش نیست اشتباه تایپی رو درست کنم! :دی
    به خدا من به اون گفتم مادرجان سی سال بهش لطف کردم! :دی
    چه شیرین زبونه هولدن کالفیلد
    جواب:
    بلی بلی :|
    :))
    جواب:
    :دی
  • نیمچه مهندس ...
  • خب نگو مادرجان،بگو خانم
    واسه بعضیها این کلمات بار معنایی منفی داره
    +آخ چقدر حرص میخورم سوار تاکسی که میشم بهم میگن حاج خانم:|
    انگار صد سالمه.تو بعضی شهرها مردم عادت کردن به این نوع خطاب کردن
    جواب:
    :))
    این عبارات هیچکدوم ربطی به سن نداه!
    تازه درستش این بود بگم مادربزرگم!!! جوونش کردم گفتم مادرم :))
    اصلا ثریا قاسمی و حمیده خیر ابادی وزنا و سننا باهم--157 سال. مشکلم با بعد زبانشناسی کلمه مادر هست. کلمات  بقول فرنگیا connotation , denotation دارند. با گفتن مادر یا حاج خانوم بعد احساسی کلمه وارد ماجرا میشه. مثل پدرجان و عمو در مورد مردا. احساس تحت الحمایگی نسبت به طرف بروز میدیم. چرا باید فاصله رسمی را با یک غریبه حفظ نکنیم؟ شما که خودتان روانشناسی خواندید و با بازیهای زبانی مرسوم روابط انسانها اشناترید.
    جواب:
    من خوشبختانه توی دنیای ذهنیم زندگی نمیکنم :دی
    =)))

    سلام.
    یه نوع برعکسشم اینه که یکی از استادهام که حدود ده سال از من بزرگتره بهم می گفت شمام مث دخترمی! 
    جواب:
    :دی
    خیلی از خانوما حساسن روی واژه های "حاج خانوم" و "مادر جان".
    اما جواب شما در انتها هم عالی بود :)))))
    جواب:
    :))
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • چرا به دختر مردم تیکه میندازین آخه!؟:)))
    جواب:
    :)))
  • آسـوکـآ آآ
  • خدایی ازمون نگیره :D
    جواب:
    به قرآن!
    سلام
    اومدم راجع به پست یه چی بگم دیدم یه کاریر دیگه هم با اسم "من" کامنت گذاشته. آقا این من اون من نیست. اسم ما رو پس بدین. :))

    اگه از این به بعد خواستم کامنت بذارم با اسم وبلاگ قدیمیم وارد می شم. 

    جواب:
    حالا شما حرفت رو میزدی!
    وبلاگ قدیمیتون کدوم بود حالا؟
    واااااااای خدااااااااااااااای من 😂😂😂😂😂😂😂عاااالی بووووود 
    جواب:
    :))
    :)))
    برعکسشم هستا. مورد داریم خود من وقتی یه آقای پیری میبینم که جای بابای منه بهم میگه خواهر اعصابم بهم میریزه. من جای دخترشم بهتره بگه دخترم. خخخخخ
    جواب:
    چقدر همتون حساسید!
    عه جناب هولدن دخترخانم قصد ادامه تحصیل دارن خب،  چرا درک نمیکنید؟؟ هان؟؟ فوقش دو روز دپرس میشید اینقد ارزش نداره که :)
    جواب:
    :|
    :دی
    توی این شرایط ببین پیرزنه چجوریه اگه مذهبی میزد بگو حاجیه خانم یا مشتی خانم اگه اونوری میزد فقط همون خانم خالی رو بگو. پیرزنا جدیدن چقد نازک نارنجی شدن
    جواب:
    :))
    خیلی بامزه بود. چقدررر خندیدم من...
    جواب:
    نوش جونتون!
  • دچـــــ ــــــار
  • + :)
    جواب:
    مثبت لبخند، برنامه ای از گروه جوان شبکه سوم سیما!
    عمه ی بزرگ من ۸۰ و خورده ای شایدم الان شده ۹۰ چند سال پیش رفتم دیدنش گفتم عمه جان چند سالتونه ؟
    گفت : دختر تو به سن من چکار داری ؟ مهم دل آدم که باید جوان باشه !
    گفتم همینجوری پرسیدم دوست دارم بدونم چند سالتونه :)
    گفت من الان ۴۰ و خورده ای سالمه :))
    من :|:)
    عمه :)) مهم دله دختر جان :)
    من : بله خب :دی 


    +
    مسترهولدن مهم دله :))
    دلش جوان بود دیگه :دی 
    جواب:
    دلش نوزاد بود اصلا :|
    حالا شما خودت چند سالته؟ :دی
    چقد من با این پست تون خندیدم.
    بهش میگفتین نوه گلم
    جواب:
    :))
    :))))))))))))))
    خوبه نگفتی حاج خانوم چون الان فکر کنم یه فهش محسوب میشه
    جواب:
    آره خیلی شانس آوردم :|
    :))
  • زهرا یگانه
  • خب خانوما هیچ وقت سنشون بالاتر از 24 نمیره که! مثلاً 24 سال و 800 ماه. :))
    جواب:
    :|
    :))
  • رفیعه رجعتی
  • الان یعنی اون فروشنده گرون تر گفته؟! چیه قضیه ی اون قیمتا؟ :|
    جواب:
    کنسروهاش دو تا بود :|
    خب مگه کلمه خانم چه مرگشه که باید فورا دختر خاله پسر خاله بشید و صمیمی با یه زن غریبه؟ 
    جواب:
    زن غریبه جنیفر لارنس نبود که، خونه پرش ثریا قاسمی یا مرحوم حمیده خیرآبادی بود! این اصلا میصرفه من صمیمی شم؟
    مادرجان گفتن هم از سر احترامخ نه صمیمیت، دیگه از اونجا به بعد خودش سر شوخی رو باز کرد :))
  • نیمه سیب سقراطی
  • :))))
    خب منم خیلی خیلی بدم میاد یه وقتا بهم میگن حاج خانوم !!! اصن متنفرم ! انگار بهم فحش داده باشن :/
    جواب:
    تو جوونی خب، اون لب گورم نه، توی گور بود خب :|
    :)))بله
    جواب:
    والا خدایی الله وکیلی!
    :))))))
    انگار خانوم ها هرچی سن شون میره بالا خودشون رو جوون تر میبینن! 
    جواب:
    بنیامین باتن هستن یعنی؟
  • گمـــــــشده :)
  • مردم از خنده هولدن اول صبحی/

    :))))))))))))))))

    جواب:
    نوش جونت :دی
    این پست رو که خوندم یاد خودم افتادم,رفته بودم سوریه زیارت ببی زینب,دستفروشا اکثرا پسر بچه های بین هفت تا چهار ده سال بودن, منو که میدیدن صدام میکردن مادام  مادام, چنان کیفی میداد این حس خیلی جوان بودن که نگو  و نپرس
    جواب:
    :)))
    عجب
    من هیچوقت این حساسیت به سن رو تو بعضی از خانوما درک نمی کنم! که چی مثلا؟ :/ خب این گذر عمره و یه چیز طبیعی!

    بعد مثلا واقعا جوابش دور از ادب بود ولو شوخی باشه! هفت جد و آبادت ینی چی؟ :| نچ نچ نچ -__-
    جواب:
    نه بابا سن مادربزرگم بود بیخیال بذار راحت باشه :))
  • نویسنده ....
  • :)))))))))


    جواب:
    :)))

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی