Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نوشته های اخیر
نویسندگان
جهان بیرون غار

تا حالا چند تا پدر توی جلسه ی خواستگاری دخترشون از مَرد خواشتگار این سوال رو کردن که "دخترمو دوست داری؟" چند نفر از والدین از داماد آینده شون پرسیدن که "شما ابراز علاقه ی کلامی میکنی؟" چند تا مادر و پدر این سوال رو مطرح کردن که "شما چه جوری محبتت رو به همسرت نشون میدی؟ اصلا شیوه ی صحیح ابراز محبت مرد به زن چیه؟" کدومشون پرسیدن که "شما چه جوری عصبانی میشی؟" یا "وقتی به اوج انفجارت میرسی، خودت رو میزنی؟ وسایل میشکنی یا کسی رو میزنی؟" یا کدوم پدر و مادری پرسیدن "حمایت مرد از زن چیه؟" یا "فرض کن سختی افتاده تو زندگیتون، زنت کجای ماجراست و وظیفه خودتو چی میدونی؟" چند درصد والدین نشستن با خواستگار دقیق صحبت کنن و در بیارن که "چرا داری با دختر من ازدواج میکنی؟" "چرا نرفتی دختر دیگه ای رو بگیری" "چه جوری زندگی میکنی؟" "برنامه ی زندگیت چیه؟" "اخلاقت در جمع و در خفا با همسرت چه جوریه؟" "چقدر به صحبت مشترک اهمیت میدی؟" اصلا تا حالا پدری رو دیدید که از خواستگار بپرسه "شما مشکلات رو چه جوری حل میکنید؟" کجا رو دیدید که بپرسین "اولین واکنشت بعد از عصبانیت چیه؟" کدوم پدری از خواستگار دخترش پرسیده "تا حالا گریه کردی؟" یا "نظرت نسبت به گریه چیه؟" و کدوم پدری پرسیده که "یه نفری سهوا یه اشتباهی میکنه و 100% مقصره، و اون اشتباه مطلقا به شما مربوطه، برخوردت چیه؟ چه جوری تا میکنی با اون آدم؟ اگه معذرت بخواد چی؟ اگه معذرت نخواد چی؟" واقعا کدوم والدین ایرانی مهمترین مسئله و دغدغه شون این بوده که "مرد زندگی دخترم ، چه جوری زندگی میکنه؟"

تا حالا توی خواستگاریها چند بار شبیه این سوال ها رو شنیدید؟ "آقازاده ماهی چقدر درآمد دارن؟" "آقا زاده خونه دارن؟ ماشین دارن؟" "آقا زاده چی به نام دخترم میکنن؟" "آقا زاده وضع پس اندازشون چه جوریه؟" چقدر توی خونه ها جر و بحث دیدید که معتقدن "فلانی مرد زندگی نیست، پول نداره که" یا "فلانی خونه نداره، دخترمو بدبخت نمیکنم" یا امثالهم... دغدغه ی اصلی چند درصد والدین ما اینه که دخترشون رو خوب معامله کنن؟

تا حالا با خانومهای متاهل -فارغ از اینکه چند وقته ازدواج کردن - صحبت کردید؟ میدونید اصلی ترین شکایتهاشون چیه؟ تا حالا نشستید پای حرفهاشون؟ چقدر شنیدید که بگن "شوهرم اصلا بهم توجه نمیکنه؟" یا "اصلا حواسش بهم نیست؟" یا "اصلا باهام حرف نمیزنه" یا "خیلی کم بهم محبت کلامی میکنه" و از همه پراستفاده تر "فکر کرده همین که پول در میاره داره وظیفه اش رو انجام میده"...

بله، اگر مردی داریم که درآمد معقولی داره و مسائل خوراک و پوشاک و مسکن خانواده اش در حد معقولی تامینه، با توجه به شرایط جامعه تمام وظیفه اش رو داره انجام میده! داره عینا کاری رو میکنه که خانواده ی شما همون اول اول خواستن ازش، داره همون کاری رو میکنه که وقتی خانواده تون داشتن معامله تون میکردن شما ساکت نشسته بودید و نگاه میکردید! بله، مردی که 90% وقت خواستگاری رو به توضیح و تبیین و شفاف سازی مسائل مالی و اقتصادی گذرونده که خانواده دختر راضی بشن به وصلت، باید هم تنها وظیفه اش تامین همین مسئله باشه! خانواده ی شما دقیقا همونیه که پدر و مادر شما آرزوش رو براتون داشتن و شما با این آرزو همراهی کردید...

ما راه رو جایی اشتباه رفتیم که نفهمیدیم هر ویژگی ازدواج چقدر ارزش داره، جایی کج رفتیم که مرد زندگی رو خودپرداز فرض کردیم نه آدم، ما جایی اشتباه کردیم که بچه هامون رو معامله کردیم...

پ.ن 1: نوشتار بالا یه هیچ عنوان سعی در بی اهمیت نشون دادن مسائل مالی و شغلی زندگی مشترک نداره، نگارنده خودش میدونه که نه خدا از آسمون پول میریزه ، نه آدم بی کار و بی عار لایق زندگی مشترکه، زندگی با آدم خوش اخلاق بی مسئولیت سخت تر از آدم بداخلاق و گند اخلاق مسئوله! این نوشته نگاهش به وارونگی اهمیت هاست، به اینکه ما یادمون رفته شروع زندگی نیاز به یه سری مینیموم اقتصادی داره، مثل شغلی با درآمد متوسط، خونه ای مناسب برای دو نفر و چشم انداز مالی و اقتصادی مدون و با برنامه که در کنار یه آدم مسئولیت پذیر و به قول خودمون "با جنم" مسیر روشنی رو میسازه. ما یادمون رفته شروع زندگی نیاز به خیلی ویژگیهای ماکسیموم اخلاقی و رفتاری داره، نیاز به حداکثر محبت، اعتماد، مسئولیت پذیری زندگی، حمایت، علاقه، توانایی مدیریت و مدیریت بحران و ... داره و اینکه ما اینها رو یادمون رفت نتیجه اش از آمارهای رسمی طلاق در اومد! فکر میکنید چند درصد طلاقهای جامعه ی ایران به خاطر "سختی های اقتصادی و معیشتی" بوده؟

پ.ن 2: اصلا شما فکر میکنید زوج جوونی که در یک جامعه ی غربی کفر زده ی منحط زندگی رو شروع میکنن، چه جوری میرن سر خونه زندگیشون؟ یه قیاس کوچیک کنید...

پ.ن 3: من اگر روزی دختر دار بشم، بین مرد متمولی که میخواد "زن بگیره" و مرد معمولی و مینیمومی که فقط میخواد "دختر من رو بگیره"، قطعا دخترم رو عروس مرد دوم میکنم! من ترجیح میدم دخترم توی دو تا اتاق زندگی کنه و ملکه ی بی جانشین اون دو تا اتاق و قلب پادشاه اونجا باشه، تا یه زن معمولی از بین همه زنهای دیگه، برای یه مرد رندوم!

پ.ن 4: قطعا کسی که هر دو ویژگی رو در حد خوب داشته باشه، مرد ایده آل زندگیه، ولی صحبت من در مورد این نبود، صحبت من در مورد نگاه ما به مقوله بود!

باقی بقای شما!

  • ۹۶/۰۲/۰۳
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۴۵)

  • دکترک بهاری
  • عالی بود روشن و دقیق 
    اگر اجازه بدین با همین محتوا و کمی تغییر انتشارش بدم 
    پاسخ:
    فقط ذکر منبع فراموشتون نشه!
    یه نکته هم بگم، همون شغلی و درآمدی که خیلی سطحی میگید خب بالاخره باید یه حداقلی باشه، همون حداقل گاهی چنان انرژی و پدری از صاب بچه درمیاره که خود بخود میشه مهمترین مساله!
    دیگه توی این شرایط کسی به این فکر نمی کنه که تعامل صحیح با همسر چیه!
    پاسخ:
    من خیلی سطحی نگفتم، خیلی "ساده" گفتم، اینا فرق دارن و وقتی میگم "حداقل" لازمه، دقیقا دارم به سختی کسب درآمد فکر میکنم که این رو میگم!
    خاستگاری اولی که رفته بودم تنها سوال پدر دختر خانم که پرسیدند حالا آقا پسر شغلشون چیه با جواب پدرم که آزاد هست پاسخ داده شد و بنده کلا یک کلمه هم حرف نزدم که لاقل صدامو بشنوند! (متاسفانه نمیشه هم به بزرگترا گفت بالا چشمتون ابروِ !)
    از انفعالشون خوشم نیومد که همه چیزو به صحبت های 45 دقیقه ای دخترشون با من موکول کردند وقتی که طرف سن و تجربه کمی داره.
    اینکه چی بپرسی، تا به داده های درست برای تحلیل برسی خیلی مهمه.  و اینکه باید بدونی چه سوالی رو برای چی می پرسی، باید برای خودت اول مشخص کنی که چی واست مهمه، در همون راستا سوال های درستی بپرسی تا بتونی به جوابی که می خوای برسی.

    پاسخ:
    کاملا شدیدا موافقم! :دی
    به طور کلی من فک می کنم مشکلات ازدواج هر کدومش به نحوی بر می گرده به سطح فرهنگِ پایینِ جامعه
    نحوه ی برخورد و بی مسئولیتی پدر دخترخانوم؛ نحوه ی ورود مادر دختر خانوم به پروسه ی خواستگاری و هدایت کردنِ درست فرآیند و کمک هاش
    انتخاب دختر خانوم و معیارهاش و معیارهای سنجشش
    پوووف و خیلی چیزای دیگه!
    سطح فرهنگ خییییلیییی پایینه مع الاسف
    پاسخ:
    مع الاسف!
    پدر من اول با اقا پسر صحبت میکنن و اون سوالایی که در ابتدای متن اورده بودید رو ازشون می پرسن ( و البته جامع تر و کامل تر) و این جلسات دوتائیشون با اقا پسر رو به موازات نشست های خونوادگی بین دو طرف ادامه می دن و خب حقیقتا اطلاعاتی که از این نشست ها به دست میارم اصلا با صحبت های خودم با طرف مقابل قابل مقایسه نیست.
    اما چیزی که جای تأسف داره اینه که به هرکی پیشنهاد کردیم که پدر دختر خانوم جلساتی رو با اقاپسر داشته باشن، مسخره کردن و گفتن این سخت گیریا شرم اوره و درست نیست.
    سطح فرهنگ و اندیشه ی مردم رو شما ببینید اخه :|||
    پاسخ:
    آره اصلا بحث چگونگیش نیست که کجا مطرح میشه! باید به هر حال مطرح بشه و نتایجش عمومی بشه!
    یعنی شما ببین طرف از جوون حقوق تیلیاردی میخواد سختگیری نیست، بخواد بدونه دخترشو به کی میده سختگیریه؟ :|
    من اومدم بنویسم چقدررر این پست خوب بود کامنتارو باز کردم دیدم چقدررر مقاومت کرده بودن نسبت به این پست!!!
    راستش خیلی مهمه من هیچوفت به جلسه خواستگاری طوریش فکر نکرده بودم اما همیشه فکر میکردم اگه فلان خانم میدونست شوهرش اینقدر عصبیه یا زودجوشه باهاش ازدواج میکرد؟یا اگه میدونست های خیلی زیاد دیگه که در نسل پیش اسمش رو ساختن و سوختن میذاشتن و در نسل امروزی طلاق!
    موافقم که بچه های امروزی از مدرد مادراشون جلوترن اما نکته اصلی اینه که باید یاد بگیریم.یعنی همونقدر که مادر دختر کتاب آشپری به دخترش هدیه میده باید کتاب و جلسه های روانشناسی در خواستگاری چه بپرسیم یا اصلا چه انتظاراتی در آینده شما از همسرت داری که بعنوان یه فرد مجرد هیچوقت نه بهش فکر کردی نه تجربه اش کردی..مشکل ما اینه که اصولی زندگی کردن رو در هر مقوله ای یاد نمیگیریم.دم از تجدد میزنیم اما فکرمون رو به روز نمیکنیم!
    پست خوبی بود خیلی خوب‌.
    پاسخ:
    قربان شما ممنون
    کاملا با حرفاتون موافقم ، چون با تمام وجود تجربه ش کردم و بهای زیادی رو برای این تجربه پرداخت کردم ، صرف این حرف که چون پسرِ خوبیِ بقیه چیزا حتی علاقه به وجود میاد و درست میشه . و این مزخرف ترین برهانِ بنظرم .
    پاسخ:
    اوهوم
    جوابتون کاملا درست و قانع کننده است
    پاسخ:
    من همیشه همینم عشقی :دی

    به نظرم خیلی از این سوالا باید بین خود دختر و پسر مطرح بشه تا بین جمع 

    پاسخ:
    جواب توی جمعه که مسئولیت میاره!
    اونقدر دیر جواب کامنتا رو میدی که نمیشه باهات بحث کرد و به نتیجه رسید ... ⁦:-\⁩
    بی تجربه ای دیگه.
    پاسخ:
    اتفاقا تو که از گذشته من خبر داری، دهن مهن تجربه در این زمینه ها رو کوبیدم به آسفالت :دی

  • نیمه سیب سقراطی
  • ملت ظاهربینی هستیم ما ، فرقی هم نداره این جریانات دو طرفه س یعنی همون قدر که باطن پسری در نظر گرفته نمیشه باطن یه دخترم وسط اونهمه ظاهر بینی گم میشه !
    میدونی ؟ ارزش گذاری و الویت بندی آدما با هم فرق داره و همین مورد میتونه نشون دهنده ی بلوغ فکری طرف باشه که چی رو به چی ترجیح میده ... 

    پاسخ:
    موافقم!
    خودتون اگه مرد متوملی بودید اینها رو نمیگفتید
    آدما دیدشون با جیبشون خیلی رابطه داره، خود مرد مینیمم بعد از تاهل که ماکزیمم شد بیا ببین دیگه اون دختری رو که حداقل ها رو میخواسته قبول نمیکنه و سر و گوشش میجنبه

    کلا تاهل هر طوری فکر کنید تهش با احتمال 75 درصد شکسته. چه طلاق رسمی چه عاطفی
    پاسخ:
    من نمیدونم اگر مرد متمولی بودم چی فکر میکردم، دیگه شما که اصلا توی جاش نیستی بگی من چیکار میکردم!
    و حتی به فرض اینکه من اگر متمول بودم هم نظری غیر از این داشتم، صحت حرف الان من رو زیر سوال نمیبره، اون مدل فکرکردن و نگاه کردن به زندگی اشتباهه، حالا چه من فکر کنم، چه کس دیگه ای بهش فکر کنه!

    احتمال رو :دی
    من خودم پرسیدم این سوالا رو :-)))) با یک سری آزمون های عجیب برای تست صابر در شرایط مختلف :-|

    خیلی سخت گیر بودم من :-#
    پاسخ:
    یه دو تا از اون آزمون ها رو بگو :دی
    ما از یکیشون پرسیدیم وقتی بشدت عصبانی میشی چیکار می کنی؟ گفت میرم دو رکعت نماز می خونم. :|
    پاسخ:
    :|
    :| :|
    :))
    منم اصلا از زندگی براساس رندوم خوشم نمیاد و در بقیه موارد  هم بله کاملا درست گفتید... . البته یه چیزم باید درنظر بگیرید که خیلی از این سوالایی که گفتید رو خود دختر باید بپرسه نه پدرش. ینی اهمیت نشون دادن خانواده باید به این صورت باشه که به دخترشون یادآوری کنن این مسائل رو حتما با طرف مقابلش درمیون بذاره.
    پاسخ:
    حالا کاری ندارم دقیقا کی میپرسه، اما سوالات اساسیش باید به صورت عمومی و در حضور همه بزرگترها و در مجلس خواستگاری پرسیده بشه!
    باید جوابهاش با صدای رسا و به صورت عمومی پرسیده بشه!
    سلام
    راستیتش شما در مورد یکسری سوالهایی حرف زدی که عموما پرسیده نمیشه
    چرا پرسیده نمیشه
    چون جوابش معلومه  اصولا مراسم خاستگاری طوریه که خیلیا تریپ مثبت برمیدارن و جواب همه ی این سوالها معلومه و کسی شب خاستگاری شخصیت خودش رو خراب نمیکنه شایدم خوب نقش بازی میکنه
    در جواب اینکه چرا اومدی خاستگاریه دختر من ؟ کسی برنمیگرده بگه چون دختر دیگه ایی جواب مثبت نداد ناچارا اومدیم در خونه ی شما مسلما جواب معقولانه تری خواهد داد حتی اگه بشه به دروغ
    من یه جایی مینویسم و امیدوارم شما هم واسه خودت بنویسی که ایشالا اگه ازدواج کردی و دختر دار شدی و واسه دخترت خاستگار اومد من قول میدم اون موقع با این قطعیت این حرف رو نزنی و خیلی شرایط دیگه هم برات ملاک باشه
    یه چیز دیگه هم هست اونم اینکه شاید در آینده رویه ی ازدواج کلا با الان خیلی فرق کنه
    پاسخ:
    لطفا جواب این کامنت رو بخونید!
    کاملا موافقم 
    پاسخ:
    قربانت!
    سلام
    خب اینها همه سوالای خوبین
    ولی برام عجیبه اگه پدر میپرسه، پس خانم و آقای جوان توی خواستگاری چی میگن؟
    یا قبل ازون در مراحل آشنایی اگر وجود داشته...
    تجربه اطرافیانم اینطور بوده که یه تقسیم بندی وظایف برای اعضای خانواده وجود داره
    یعنی والدین حدود مسائل مالی رو کمی مطلع میشن
    بقیه این موارد برعهده خود خانمه که از آقای خواستگار بپرسه و بعد از اون خانوادگی یه جمع بندی میکنن
    اگر بیشتر پیش رفت،بقیه اش توی تحقیق و ایضا نامزدی مشخص میشه‎):‎
    پاسخ:
    من معتقدم سوالات اساسی این مورد باید توی خواستگاری پرسیده بشه که به صورت عمومی زده بشه!
    لطفا جواب این کامنت رو هم بخونید!
    آموزش غلطی که از گذشته با ما بوده دامن گیرمون شده
    کجای کتابای اجتماعیه ما دیدی که از محبت کردن حرف بزنن
    حتی تو حریم خونواده
    همیشه تقسیم وظایف بوده و اینکه مسئول زندگی مرده و زن وظیفه ش تربیت فرزندانه
    الان دیگه این جلسات فرمالیته ان!
    قبلش در مورد معیارها بچه ها خودشون حرف زدن
    تصمسم گرفتن
    خونواده فقط میاد وسط که رسمی شه.
    و تو خونواده هایی هنوز این رسم هست که باید عقد شن! حالا بعد خودشون تو زندگی همو میشناسن!
    ما این مدلی هستیم،کلا یا از این ور بوم میوفتیم یا از اون ور!
    من تو شرایطش نبودم بدونم بابام چی می پرسه ولی
    شما در آینده واسه دخترت بپرس!
    حتما بپرس که دخترمو دوست دار؟ اگه گفت: خیلی بگو: بقیه شو خدا می رسونه و ما هم پشتتونیم.

    پاسخ:
    نه اندازه خط آخرت هم بهش اعتماد نمیکنم! یه کم دهن مهنشو سرویس میکنم بعد اون موقع که فهمیدم و اطمینان حاصل کردم آدم درستیه بعدش!
    تو رو خدا این سوالا چیه دارید یاد جوونا میدید؟ مگه هارد تاک بی‌بی‌سیه آخه؟ :)) حداقل جواباشم یواشکی بهمون برسونید سر مرصاد خفتمون نکنند با این سوالات فلسفی... ؛)
    پاسخ:
    نه دیگه خودش باید یاد بگیره! :دی
    اصلا فلسفه ی خاستگاریو قبول ندارم همه ی پسرا میذارن ب اتتخاب مامانشون ک بره ب قول شما رندوم براشون دختر پیدا کنه. کلا از اول با معامله شرو میشه یه دختر در ازای پول! پرسیدن اون سوالا هم فایده ای نداره چون هیچ کس خود واقعیشو نشون نمیده!
    مشکل از بی فرهنگی ِ . حالا نه اینکه کسی که فقط  سوال های مالی  رو می پرسه بی فرهنگه و مسائل غیر مالی براش مهم نیست . نه . مشکل ِ بی فرهنگی به نظر من اونجایی که جایی برای این بحث ها تو مراسم های خواستگاری یا  معاشرت هایی که  وقتی دو نفر می خوان با هم معاشرت کنند تا بیشتر آشنا بشن هم جایی نداره .  یعنی در بهترین حالت بر حسب یه سری حدس و گمان میزان مسائل غیر مالی رو تخمین میزنن . مثلا می گن به نظر میاد فلانی اینطوری باشه .
    پاسخ:
    آفرین دقیقا، خیلی مبهم و سرسری موضوع رو رد میکنن میره!
    بعله!حرفاتون کاملا درسته!:)
    مردم اصل رو ول کردن چسبیدن به فرع!

    پاسخ:
    والا :|
    خیلی جالبه! اکثر کامنت ها "باهات خیلی موافقم" بود. اون دخترخانووم هایی هم که شرط راه دادن خواستگار به خونه رو، شغل و درآمد مالی آقاپسر در نظر میگیرن، منم! همشون منم :|

    یه مساله دیگه ام که هست اینه که به نظرم خونواده و سطحش خیلی موثره در این امر! مثلا یه دختر خانوومی که در خونواده ی خودش، با سطح مالی پدر ارضا نشده، میخواد که یه شاهزاده با اسب سفید بیاد و خوشبختش کنه! یا از طرفی، یه دخترخانومی که به شدت با پول پدرش خوشی کرده و غوطه ور شده تووش، به هیچ عنوان راضی نمیشه یه آقاپسر، با درآمد کمتر از پدرش، بیاد در زندگیش! اگرهم قبول کنه، اولشه...بعد مشکلات شروع میشن! که خب البته استثنا هم داریم...
    اینکه میگم خونواده مهمه چون واقعا مهمه! مثلا من خودم بارها گفتم به همههه! که نمیخوام عروسی بگیرم. ولی هربار، با سرزنش خونواده و همگان روبرو شدم!! مسلما هم، خونوادم هیچ جوره راضی نمیشن به تن ندادن جشن عروسی! چون واسشون ضرره!!!! و خب کی دوست داره ضرر کنه؟!
    پاسخ:
    این نکته ای که اشاره کردی خیلی نکته خوبیه که توی متن من جا موند! خود دختر چی میخواد؟ دختری که خودشم دنبال مال و منال بوده، نمیتونه گیر اخلاقی بده که وای چرا قربون صدقه ام نمیره، یا دختری که توی کف یه پسر خیلی رمانتیک بی عرضه بوده، بعدش نمیتونه بگه این چرا پیشرفت اقتصادی نمیکنه؟ این که خود دختر ایرانی چی میخواد، و اینکه چجور وارد زندگی میشه هم مهمه!
    آره واقعا سوالا چرته
    البته یه چیزی هم بگما
    به نظرم دلیل این سوالا مشکلاتی هست که خود مردم باهاش دست و پنجه نرم میکنن
    یعنی بیشتری فشاری که روی پدر دختر هست مشکل مالیه پس مشکل مالی رو بزرگترین مشکل میبینه
    البته به مرور بعضی سوالات دیگه یه جورایی تبدیل به رسم میشن و طرف مشکل مالی هم نداره تحت تاثیر "اثر اجتماع" میپرسدشون
    پاسخ:
    نه ببین ، بحث من بی اهمیت بودن مسائل مالی نیست! مگه خود پدر و مادر ما در چه شرایطی زندگی رو شروع کنن؟ توقع چی دارن از جوون دهه شصتی به باد فنا رفته؟ :|
    من حرفم اولویت هاست! میگم آقا اصلا تو پرسیدی کار، خونه، ماشین، کوفت زهرمار، خب اینم بپرس دیگه :|
    خیلی خوب و قابل تامل بود و باهاش خیلی خیلی موافقم.
    اینها چیزهاییه که خیلی وقتها نه در جلسه ی خواستگاری، و نه در مراحل بعدی و رفت آمدهای بعدی، معمولا بهش توجه نمیشه یا جوابی براش پیدا ندارن و حتی اگر هم دیده بشه، اما چیزهای اولیه تا حدی اوکی باشه، ازش گذر میشه
    خانواده هایی که خیلیهاشون خودشون بزرگترین دغدغشون و تنها چیزی که تو زندگی میخوان و یاد گرفتن بهش توجه کنن و براش تلاش کنن مالیه، و هنوز تو پایین ترین مرتبه تامین نیازها موندن و ازش گذر نکردن، نمیتونن و یا نمیشناسن این رو که نیازهای دیگه ای هم هست که باید دیده بشه و تاثیرداره تو رسیدن به رشد و موفقیت هر زندگی
    و خود دخترها و پسرهاهم این وسط، اینقدر سرگرم همین یکی دو مرحله اول موندن که دیگه به بالاتر از اون فکر نمیکنن

    پاسخ:
    که ای کاش اینطورنبود!
    اگه هر دو خانواده نه شبیه هم باشن, نه  نه اشتباه نشه, از نظر فرهنگ, و شعور اجتمایی در سطح بالایی باشن, هیچ مشکلی پیش نمیاد, اگه اختلاف نظری هم پیش بیاد یه طرف قضیه کوتاه میاد, چرا که اون خانواده را پذیرفته با عقل و درایتش 
    پاسخ:
    من دقیقا متوجه منظور شما نشدم!
    این پست باعث شد دیگه خاموش نباشم.
    می دونید همیشه یک حرمتی در طرح مسایل عاطفی ازدواج (با وجودی که والدین می دونند چقدر مهم هست) در خواستگاری بوده که نمیگم درسته ولی بوده ولی الان کم و بیش تعدیل شده و اگر تفاهم عاطفی ماجرا مطرح نمیشه به این معنی نیست که والدین نمی دونن این مساله فاکتور با اهمیتی هست. بلکه اونو میسپرن به صحبت جوان ها و رفت و امد و اشنایی شون و حتی پیش مشاور رفتناشون.
    من به عنوان یک دختر میگم که هرگز به شخصه در جلسات اول اشنایی از مال و منال و درآمد کسی نپرسیدم و همیشه هم براشون جای تعجب بوده. خانواده ام از کار (نه درامد و میزان ریالی حقوق)می پرسن چون کار لازمه هست اما بعدش تفاهم اخلاقی باید اوکی بشه تا به بقیه چیزها برسیم. و دقیقا سوال هایی که مطرح کردی رو همیشه کم و بیش از طرف مقابل پرسیدم به جای اینکه بپرسم حقوقت چقدره! جالب اینجاست که اکثر آقایون هم این مسایل رو مهم تر می دونن و وقتی شروع کردن از خودشون و شرایطشون گفتن مستقیم رفتن سر مسایل مالی و چه بسا تعجب کردن که مثلا ازشون پرسیدم چی باعث عصبانیتتون میشه و چکار می کنید هنگام عصبانیت(تقریبا اکثر سوالایی که مطرح کردی رو میپرسم و برام جالب بود که بعضی هاشون رو با ادبیات متفاوتی مطرح کردی که میتونم در نظر بگیرمشون)
    اما بحثی که پیش میاد اینه که والدین چقدر این مساله رو به فرزندانشون یاد دادن که اگر خودشون مطرح نکردن اون ها بخوان و با هم مطرح کنن. اینکه چقدر پسر و دختر دغدغه این مساله رو داشته باشن خیلی مهمه.
    درکل هم والدین و هم دختر و پسر باید به این مسایل بپردازند و به قول شما نوع نگاهشون رو عوض کنند. و این وسط هرکی بیشتر مهریه گرفت یا جهیزیه گرفت خودشو پیروز ندونه بلکه هرکس عشق و احترام بیشتری گرفت احساس پیروزی کنه! در این ازدواج(شما بخون معامله این روزها)
    پاسخ:
    یه مسئله که اینجا جا موند، اینه که توی جامعه امروزی ایران، فرزندها از والدینشون جلوئن! یعن یخیلی چیزها هست که والدین یاد ندادن اما اونها یاد گرفتن! توی این زمینه هم من دلیل خانواده بهشون یاد ندادن رو وارد نمیدونم واقعیتش!
    این نوشته کاملا درست و زیباست. منم خیلی کم شنیدم کسانی به خاطر مشکلات شدید مالی جدا شده باشن، بی مسئولیتی شاید. 
    منم تا دیدم و شنیدم خانمایی بودن که از درک نشدن توسط همسرانشون یا دیده نشدن خواسته هاشون صحبت کردن و از رفتارهای نادرست مرد زندگیشون.
    پاسخ:
    و منم همین ها رو میگم باز، شما هم بهشون همینها رو از طرف من بگو!
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
  • با دکترمیم موافقم که کسی تو جلسه خواستگاری نمیگه وقتی عصبانی میشه نمیتونه خودش رو کنترل کنه! با شما هم موافقم که اکثر خواستگاری شبیه معامله مالی هست! 
    پاسخ:
    پس شما جواب دکتر میم و اون کامنتی که لینک کردم رو مطالعه نما!
    خیلی خوب و گویا بود جناب هولدن. 
    پاسخ:
    قربان سبیل کلفتت :))
    کاملا باهات موافقم:)
    میدونی وقتی کسی واقعا یکیو بخواد وقتی انگیزش انقدر زیاد باشه بعد ازدواج میتونه از صفر بسازه همه چی رو به شکل عالی..
    هیچوقت به علاقه به نیاز های اصلی که عاطفین توجه نمیشه..
    :)
    پاسخ:
    حالا نه از صفر، مرد باید یه شغلی داشته باشه که باهاش زندگی بچرخه! و مهمتر از اون جنم کار!
    اصلا از یه ور این بوم افتادن، هر ورش باشه سمه! باید حد اعتدال رو نگه داشت و دقت کرد کدوم آیتم ها مهمترن!
    تعدادی از سوالای پاراگراف اول رو شب خواستگاری از برادرم پرسیدن. البته سوالای پاراگراف دوم هم پرسیده شد.
    اون لحظه ما جا خوردیم از اینکه پدر عروس این چندتا سوال رو پرسید اما الان که فکر کردم بهش با توجه به پست شما باید بگم آفرین به این درایت
    پاسخ:
    بسیار عالی!
    آره نگران دخترش بوده، براش زندگی دخترش مهم بوده!
    قطعا شغل و پس انداز مهمن، مخصوصا شغل! اما واقعا ما گم کردیم راه رو، نمیفهمیم چی از چی مهمتره!
    نصف این سوالات خانواده و تمام و بیشتر از اینو خودم میپرسم ازشخص خواستگار..اما خیلییی کم پیش اومده پسر به این موضوعات فکر کرده باشه به خودش و اخلاقیاتش..تصمیمش چیه...واکنش هنگام عصبانیت چیه...تازه وقتی من میپرسم.فکر میکنه!

    با کمال احترام به جوونهای حاضر در این محفل(عجب جمله ای شد) اغلب جوونهای ما فقط میخان ازدواج کنن.همین:|
    گویا دنبال یک تجربه جدید و هیجانی هستن(تمام جوانب محبتی.جنسی.روحی.مالی...)و اینکه خب یک اتفاقیه که باید بیفته... 
    برای همین خب اون تجربه جدید حداکثر ۶ماه جدیده..بعدش تکراری میشه و عادی..کم میارن!دوباره دنبال هیجانن..

    هم خانواده های طرفین هم جوونهامون سطح فکریشون خیلی رفته توی حاشیه.

    الان توی مراسم خاستگاریهای خودم..خانواده پسر بیشتر از ما دنبال این هستن که خونه مال خودتونه؟همینو دارین؟ماشینتون چیه؟دخترسرکار میره؟درامدش؟
    پسر هم فقط بدنبال زیبایی و جذابیت و پول!



    +همه چی به اندازه لازم نیاز هست.از اخلاق تا پول و شعور.
    فقط صحبت اینه که کاش حدااقل در یک سطح بهش نگاه میشد..نه فقط پول رگ دید و بقیه مهم نبود.
    پاسخ:
    دقیقا همه ی حرف من همین دو خط آخری هست که شما گفتی!
    بنظرم درسته که گیر دادن و اصل موضوع قرار دادن سوالات بخش دومت درست نیست. و پولدار بودن و خونه داشتن و ماشین داشتن نباید مهم باشه، اما شغل داشتن و جنم کار کردن مهمه.
    اما در مورد سوالات بخش اول. درسته که سوالات مهمیه ، اما مسخره ترین جا برای اون سوالا، توی جلسه خواستگاریه!! جلسه خواستگاری، اساس خانواده ها و روابط و شخصیت طرفین بررسی میشه.
    مسایل رفتاری و احساسی و کنش و واکنش ها دربرابر اتفاقات و .... در زمان شناخت در دوره نامزدی یا عقد.
    جایی که طرفین باید خوب و با دقت چشماشونو باز کنن.
    کدوم پسری در جواب پدر زن آینده ش که «تو دست بزن داری یا نه؟» میگه آره؟!

    پاسخ:
    با یه قسمت از حرفت موافقم، اینکه میگی خواستگاری جای خوبی نیست رو مقداری قبول دارم، البته معتقدم برخی از سوالات اساسی از بین اون سوال ها باید توی همون جلسه خواستگاری پرسیده بشه که اتفاقا همه هم جواب خواستگار رو بشنون! اما در مورد جزییاتش مثلا بعد از جلسه اول که خانواده و دختر راضی بودن، پدر دختر جایی با خواستگار بشینن و در این موارد بی رودروایسی حرف بزنن هم اتفاق ممکن و خوبیه! منظور من از خواستگاری، لزوما خود جلسه نیست، کل پروسه ی شکل گیری ماجرا رو منظورمه! و اینکه این سوال ها چه خوبی ای داره جوابش رو در این کامنت دادم.
    اما از بابت اینکه خواستگاری جای چیه و بعد ازخواستگاری وقت چی، اتفاقا همه ی روی صحبت من به این طرز تفکره، یعنی چی آشنایی رفتاری توی نامزدی و عقد؟ شما چند تا نامزدی و خیلی بدتر از اون چند تا عقد رو دیدی که به خاطر اخلاق پسره یا دختره به هم خورده باشه، نامزدی یکی دویست تا، عقد یکی در هزار حداقل! در حالی که میزان نا رضایتی از زوج یا زوجه توی این 1200 نفر ممکنه تا 200 نفر هم برسه! ما چرا باید اول سرنوشت دو نفر رو به هم گره بزنیم، بعد بگیم هم رو بشناسن؟ اونم وقتی همه ی فامیل و خانواده تاکیدشون اینه که "ازدواج کنید درست میشه"!
    من اتفاقابا این رویکرد به شدت مخالفم!
  • یا فاطمة الزهراء
  • بابای من روز اول این سوالات رو نکرد از اون بنده خدایی که شش سال از زندگیم رو حرومش کردم ولی دقیقا سه سال بعد آشنایی و عشقی که اون موقع داشتیم به این نتیجه رسید اگه واقعا انقد همو دوست داریم که هر دو داریم به همه چی پشت پا میزنیم اوکی تسلیم
    ولی جالبه بعدا معلوم شد تمام پشت پا زدن های اوشون فیلم بوده و اصلا علاقه ای نداشته و حتی از یه جایی به بعد بخاطر سخت گیری های اولیه ی بابام فقط تو فکر این بوده از طریق من حال گیری کنه
    پاسخ:
    چه زندگی پر فراز و فرودی داشتی ها :|
  • ✿دخترے از تبارِ غرور✿
  • سؤالای خوبین و گاها دیدم که میپرسن...
    اما از کجا معلوم که با صداقت جواب بدن؟! یا اینکه فقط در حد حرف نباشه و عمل کنند!؟
    مثلا طرف وقتی ازش بپرسن وقتی که عصبانی میشی چیزی میشکنی یا نه؟ خب مشخصه که میگه نه!!!
    پاسخ:
    اصلا مسئله این نیست که جواب چیه!
    چون اولا کسی که همه رو خوب و ردیف جواب بده قطعا داره دروغ میگه، خانواده عروس یول که نیستن، حضرت مسیح که نرفته خواستگاری پسرشون! یه آدم عادی با همه نواقصش رفته! و باید حتما نقص رفتاری داشته باشه! وقتی همه جواب سوالات خوب بود ، یعنی داره دروغ میگه! از اون طرف بعضی از این سوالا همپوشی دارن و کسی که داره دروغ میگه، بین هماهنگ کردن دروغهاش گیر میکنه و اگه دروغ بگه بالاخره از یکی از این سوالها میزنه بیرون! بنابراین مسئله اصلی پرسیدن سوال، دقت به چگونگی پاسخ دادن و چگونگی استدلاله، بعد تحلیل جوابها که آیا درسته یا دروغ بوده!
    دوم اینکه حتی به فرض اینکه همه رو دروغ بگه و خانواده هم نفهمن، ذات همین رد و بدل شدن سوال و جواب مسئولیت ایجاد میکنه! پسر هیچوقت نمیتونه من از اول همین بودم، یا شما که اصلا سوالی نکردید که من بگم اخلاقم رو، همه ی این حرفها که پسر میزنه، خانواده اش میزنن، میشه بار مسئولیت رفتار روی دوش پسر، اون موقع میفهمه که خانواده دختر بعدا میتونن یقه اش رو بگیرن ، که بگن تو این رو گفتی، تو اون رو گفتی! همین که این حرف زده بشه، یعنی توی مرد موظف به مراعات اینها هستی، مخصوصا بر اساس جواب خود خواستگار!
    بنابراین مهم نیست که پسر در جواب اینکه مثلا "بد دهنی؟" بگه آره یا بگه نه، چون بگه آره که خب به خود خانواده دختر مربوطه ، بگه نه هم گفته نه، پس فردا اگر این کار رو کنه، باید بیاد در مورد این خلاف رفتاریش توضیح بده!
    این میشه که پرسیدن این سوال ها هم مهمه و هم اصلا باخت نداره!
    بابای من پرسید ازش دختر منو دوست داری یا نه؟ :دی 

    ببین هولدن من همه ی حرفاتو قبول دارم ولی به عنوان یه زن متاهل میگم خیلی اوقات عشق کافی نیست. محبت لازمه ولی واقعا کافی نیست. خیلی اوقات تو از شوهرت انتظار داری در کنار دوست دارم فدات بشم یه حرکتی برات انجام بده. یه حرکتی که ١٠٠٪ بنیه مالی لازم داره و همسر تو توان مالیش رو یا نداره یا کارهای مهمتر از اون داره. اینجاست که حس میکنی اون محبتی که داری دریافت میکنی فقط کلامیه... نمیدونم متوجه منظورم میشی یا نه...


    پاسخ:
    من جایی از حرفام گفتم فقط عشق؟ :| مرد لازمه مسئولیت پذیر باشه و درآمد داشته باشه، میدونی قضیه اینه که شما باید نگاه کنی از زندگی چی میخوای، هیچوقت نمیشه همه چیز رو همه اندازه ای داشت، برای همین این رو نوشتم، چون این نگاهی که تو داری به نظر من غلطه! چون اتفاقا من فکر میکنم زنی که قبول کرده ، دقت کن میگم قبول کرده، با مردی زندگی کنه، باید توقعاتش رو اندازه جیب و درآمد اون مرد تنظیم کنه! چون اون بیل گیتسی که تو ازش نام میبری خیلی کمه توی جامعه، مرد با بنیه مالی قوی که همزمان یه مرد رمانتیک، یه مرد جنتلمن، یه مرد قوی و مودب و محترم و خوش تیپ و خوشگله، جرج کلونی توی فیلمهاست!
    شمای زن متاهل، تا قبل از شروع زندگیت باید به اینها فکر کنی، اگر تمکن مالی اولویت باشه، باید بذاری کنار بهونه ی "به من محبت نمیکنه" رو، اگر مردونگی و فهم و علاقه و محبت در کنار زندگی کاملا معمولی رو پذیرفتی باید دور یه سری توقعات مالی رو خط بکشی.
    بله همونطور که گفتم، مردی که هر دو ویژگی رو داشته باشه ایده آل زندگی محسوب میشه، اما تا حالا به مقوله ی "زن ایده آل" فکر کردی؟ همونطور که همسر هیچ زنی ایده آل نیست، هیچ مردی هم همسر ایده آلی نداره! همونطور که توی زن نوعی رو با همه نقصهات پذیرفته، تو هم باید نقص هاش رو بپذیری!
  • پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
  • باهات خیلی موافقم
    پاسخ:
    قربانت!
  • میرزاده خاتون
  • من کاملن باهات موافقم. خودم هم وقتی ازدواج کردم همسرم دانشجو بود، خونه‌مون هم خوابگاه دانشجوی متاهلین...
    به‌نظرم اگه عشق واقعی تو زندگی وجود دااشته باشه زن و مرد در کنارهم به همه‌ی هدف ها و آرزوهاشون می‌رسن :)
    پاسخ:
    حالا حتی عشق هم که نباشه، اینکه دو طرف آدمهای سالم و متفاهمی باشن و به هم توجه کنن، باز هم زندگی آروم و سالمی خواهند داشت
    چه سوالای خوبی. اگه یه روزی خواستگار اومد اینارو تو جمع مطرح میکنم که فرار کنن. واقعا مرسی.
    پاسخ:
    :))
    سلام

    خانه از پای بست ویرانست!
    همونقدر ک خانواده ی پسر فقط و فقط چشم و ابروی دختر براشون مهمه ! خانواده ی دختر هم ناچارا خودپرداز بودن پسر براشون مهمه... وقتی خانواده ی پسر یه جوری رفتار میکنن که انگار منت گذاشتن اومدن خواستگاری! خب متقابلا خانواده ی دختر هم یه جوری رفتار میکنن که اقا!خواست باشه این تو بمیری از اون تو بمیری ها نیست!فقط مادر پسر بچه دنیا نیاورده و بزرگ نکرده! مادر و پدر دختره هم برا بچشون زحمت کشیدن و خون دل خوردن! با این نگاه های از بالا ب پائینی خانواده ی پسر!طبعا باید انتظار سوالات اقتصادی بیش از حد خانواده ی دختر رو هم داشت!

    هردو طرف باید تغییرات اساسی توی رفتار و افکارشون بدن...
    و جدای از این! به نظرم اون دست سوالاتی ک شما قسمت اول مطرح کردین رو دختر باید توی جلسه خواستگاری بپرسه که البته خیلی حسابی رو پرسیده شدنشون نیس...
    پاسخ:
    من اگر روی خانواده دختر دست میذارم برای اینه که خانواده دختره مرجع تصمیم گیری برای ازدواجه، پسر همه جا میره خواستگاری و اینها! اما خانواده دختر کسایی هستن که میان بهشون میگن "دخترت رو میدی به ما"؟ و وقتی سوال از کسی شده، پیدا کردن جواب صحیح کار اون آدمه
    البته با حرف شما موافقم، هر دو طرف لازمه که کلا کن فیکن فکر کنن!
    پست قابل تاملی بود، به فکر فرو همی رفتیم!
    پاسخ:
    :دی
    حرفی ندارم ...
    پاسخ:
    چرا؟
    و اینکه آقای داماد اهل کتاب هستن?چه جور کتابهایی رو میپسندن?
    پاسخ:
    حالا این آنچنان هم نه!

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی