Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان
جهان بیرون غار

او فوق لیسانس دارد

دوشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۵۱ ق.ظ

"عزیزم میای بالا مثل یک دوست معمولی رفتار کن دفتر حراست اینجاست یکی ام توشه"
این پیام قبل از ایست آسانسور در طبقه ی هفتم اومد :|
قبل از اومدن اساتید شرایط حاکی از آن بود که هولدن سر سوزنی استرس ندارد...برخلاف من که دل و روده م به هم ساییده می شد...کل مدت دفاع خودپنداره خودکارآمدی و اضطراب هولدن رو با توجه به توضیحات خودش بررسی کردم و این فرضیه اثبات شد که به دلیل چسبیده به سقف بودن خودپنداره ی فرد مذکور استرس زیر خط وجود بوده اصلا و خودکارآمدی به حدی رفت بالا که نمره ی کامل گرفت :دی
خانومی جان عزیزمان افتخار داد و اومد و با اون کادو های خوشگلش کلی ذوق مرگم کرد...ته تمام جملاتی که منو خانومی میگفتیم با "از نظر فوق لیسانسه ها..." توسط هولدن تموم میشد:|
از طبقه ی هفتم تا هم کف هیچ کس بی نصیب نموند...قرار شد امروز ملت ایران شادی و پایکوبی کنند٬ ورود امام خمینی رو بندازن یک روز دیگه:))
نحوه ی اطلاع دادن به اساتید و دانشجویان و رهگذران و صاحب دکه روزنامه فروشی بماند٬ قشنگِ ماجرا اولین دیالوگ حین سوار شدن به تاکسی بود: "آقا پز بدم؟!!" :)) و شرح ماوقع دفاع و همراهی راننده و... منو خانومی کبود شدیم از فرط خنده و نرسیدن اکسیژن...:)) بعد از اون:
- چایی بخوریم؟! هولدن: فوق لیسانسه ها........
- بریم نهار؟! هولدن: از نظر جامعه فوق لیسانس......
- کی؟! هولدن: فوق لیسانس.......
- چی؟! هولدن: فوق لیسانس.....
- کجا؟! هولدن: فوق لیسانس......
موقع خداحافظی دست تکون دادیم با خانومی گفتیم خداحافظ...هولدن: "فوق لیسانس" :))
و رفتیم...

۱۲ بهمن ماه ۱۳۹۵ شمسی پس از ۷ترم دانشجو بودن:))

و پس از آن دنیای روانشناسی قسمت سوم خود را آغاز نمود...

***

پست میهمان از ملودی شامگاهی، خانوم بچه های من :)

آراء الحکما: جلد  (۳۵)

مباااارکه 
چه حس خوبی داشت 
من تازه از کامنتا متوجه شدم خانوم نوشتن، گیجم هااااا ولی دستشون درد نکنه :)
پاسخ:
قربون شما :دی
http://download0.website/%D8%A7%D9%88-%D9%81%D9%88%D9%82-%D9%84%DB%8C%D8%B3%D8%A7%D9%86%D8%B3-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF.html#
نمیدونم شاید هم به نقل از شما تو سایت گذاشتن 
پاسخ:
آهان این از این سایت هاست که رباته مطلب میذاره، ولش نمایید!
این پست رو من داخل  یه سایت دیدم نویسندش خشایار بود:|
پاسخ:
لینک میدی؟ :|
چقد حس خوبیه! من چار ساله هر سه چار ماه میام و میرم شما همیشه هستی و مینویسی. مثه برگشتن به خونه میمونه...
حالا فوق لیسانس یعنی فوقش لیسانس داره؟
مبارکه :)
پاسخ:
قربون شما ، چاکریم :دی
  • یا فاطمة الزهراء
  • 400 تایی شدنت مبارک! 
    هی نگاه میکردم هی 400 نمیشد :دی امروز یهو شدی 403 :دی
    پاسخ:
    ا من اینو چرا جواب ندادم :|
    دیگه فوق لیسانسه و هزار دردسر :))
    البته خانوم بچه ها اول گفته بود :دی
    او فوق لیسانس دارد؛ دیگه نباید انتظار داشته باشیم زود زود پست بذاره:)
    پاسخ:
    نه بابا تنبلیم میاد فقط صرفا :|
    این دلتنگی هست که باعث شده من فکر کنم پست گذاشتن ها کم شده؟
    یا نه واقعا پست گذاشتن ها کم شده؟

    ایشالا که سرتون به شادی گرم باشه
    پاسخ:
    نه واقعا کم شده، البته که  من اونقدری خفنم که همه دلشون برام تنگ میشه :))
  • آسـوکـآ آآ
  • وای بر فخر فروشان مدرک فوق لیسانس گرفته ی پز ده :D
    پاسخ:
    :|
    مبارک باشه
    پاسخ:
    قربانت
  • عارفه هستم
  • امیدوارم قصد دکتری خواندن نداشته باشی رسما اسفالت می شویم:)))
    یاد این افتادم موقع امتحان من هی از سر درسم پا می شدم حامدم که شیش ساله داره لیسانس میگیره خوابیده بود پا نمی شد برای امتحانش درس بخونه مامانم با یه لحن کلافه و خسته و با نمکی گفت اه جونم و می گیرین بخواهین یه لیسانس درپیت بگیرین:))
    پاسخ:
    خیلی هم میخونم میام اینجا همه رو به باد میدم!
    تبریک و یه بغل خوشحالی برای هولدن و خانومش:)
    پاسخ:
    شما خانوم رو بغل کن، منم خانوم رو بغل میکنم که اسلام هم به خطر نیفته :))
    ای او حسابی فوق لیسانس رو که خز کردی رفت ، نچ نچ نچ :| 
    من اصن انگیزه‌امو واسه ارشد خوندن از دست دادم :/ 

    یادم رفت اینو بگم:
    سلللللللام ملودی شامگاهی، سلللللام (با لحن جناب خان بوخون:دی)
    پاسخ:
    :|
    خجالت بکش تو مثلا بزرگ شدی :|
    :))
    کلی شادمان گشتیم.
    جناب هولدن فوق لیسانس دارد.
    پاسخ:
    بلی همینگونه است :دی
    :)))))))


    پاسخ:
    یوهاهاهاها؟
    دورهمی رو خیلی دوست داشتم بیام ولی طبق معمول تهران نبودم
    ایشالا یه روز هم به تاریخ ما بخوره بیایم
    پاسخ:
    ایشالا!
    دفاعیه ت هم  مبارک باشه ایشالا که تو مراحل بالاتر از این ببینیمت
    و ایشالا تو پروژه ی بعدی هم که پروژه ی ازدواجه مثل پایان نامه با بالاترین نمره قبول بشی
    شیرینی دوتاش هم با هم بدی
    من نمیخواستم کامنت بدم چون گفته بودی زیر فوق لیسانس نیاد اینجا و الان از تبصره استفاده کردم واسه کسایی که مثل ما سیکل دارن
    شاد و موفق باشی
    پاسخ:
    تو یه لیسانسه مهربونی :))
    اشکال نداره کامنت بده :دی

    واقعا یعنی فوق لیسانس بعد از 7 ترم رو توی شونصد تا پست میگید ولی عروسی کردنتون رو آدم باید از نشانه ها دریابه ؟!
    :دی
    پاسخ:
    من عروسی نکردم که :|
    البته ایشالا ایشالا، بگو ایشالا!
    الااااااااااااااااااااهی
    بمیرم واسه این همه شکسته نفسی(آیکون عشوه نداره اینجا)
    پاسخ:
    شکسته بندی نداره که ، فوق لیسانس دارم دیگه :دی
    خوش بحالتون جناب هولدن, والا خدا شانس بده فوق لیسانس جماعت خانوم بچه های به این طنازی شکار کردن :)
    یعنی خداحفظش کنه کلی خندیدم :)) ورود امام :))
    پاسخ:
    اصلا چون فوق لیسانس دارم اینجوری شده :))
  • منتظر اتفاقات خوب
  • بازم تبریک.
    خدا خانم بچه هارو براتون نگهداره:)
    پاسخ:
    ممنون و ممنون :دی
    =)))) فقط خنده! 
    خانوم بچه های شما چه بامزه نوشت! خدا حفظتون کنه...

    ولی خدایی راننده تاکسی هم؟ :دی فکر نمی کردم در این حد خوشحال بشین هولدن :)))
    پاسخ:
    خوشحال نشدم، طبیعت ماجرا رو بهشون توضیح دادم :دی
    من تازه گرفتم چی شد! فکر کردم منظور از خانمی، همون خانم بچه های شماست واسه همین مفهوم نبود پست از زبان شما نوشته شده یا خانم بچه هاتون o_O
    خانم بچه هاتون وبلاگ دارن؟
    پاسخ:
    نمیدونم، یعنی میدونم دارن یا ندارن، اما نمیگم ندارن یا دارن :|
    خانوم بچه‌ها؟
    مادر بچه‌ها؟
    شیب؟
    بام؟
    پاسخ:
    :|
    :-))))
    بگید امام فردا بیاد
    پاسخ:
    والا به قرآن!
    خانم بچه هاشون!
    بله با شمام!
    من که مطمئنم حسابی از مراسم عکس گرفتی و شکار لحظه ها کردی :)
    خب چندتا عکس هم میزدی تنگ پستت
    پرواضح هست که خانم بچه ها، از خود آقا بیشتر استرس داشتن. البته آقا که اصلا استرس نداشتن :))
    + دیالوگ تاکسی عالی بود :)

    پاسخ:
    خیلی هم نه، در حال فیلم گرفتن بودن، یکی دو تا عکس هست :دی
    وای اون روز خیلی خوب بود مخصوصا توی تاکسی :)))
    خیلی خوش گذشت ، دستتون درد نکنه :)
    پاسخ:
    :))
    قربون شما ایشالا دیدارهای بعدی!
    منظورم از۵ساله خودت بودیا:/فک کنم فقط خواجه حافظ شیرازی نفهمیده نمره پایان نامه ات کامل گرفتی:دی
    پاسخ:
    چرا اونم میدونه اتفاقا :|
    آخی...چه مهمان خوبی^_^مستدام باشن..صاحب خونه بشن حتی:دی

    قشنگ عین بچه های۵ساله:-P
    پاسخ:
    ایشالا ایشالا :دی
    خیلی این پست مزه داد. بیشتر به این خاطر که خانوم نوشته بودن. و اصلا فوق لیسانس شدن شما جلوه خاصی پیدا کرده بود:))

    مبارک باشه! :)
    پاسخ:
    نوش جون :))
  • یا فاطمة الزهراء
  • :))) 
    ورود امام رو بندازن یه روز دیگه عالی بود :))) 
    پاسخ:
    :دی
    حسودی داره؟ من الآن به دیپلمه ها حسودیم میشه
    پاسخ:
    پس حسودی نکن، ایشششششش :|
    :))
  • بلاگر آرام
  • نظر فوق لیسانسه ها درباره جنبه داشتن چیه؟:دی
    پاسخ:
    اصلا جنبه یعنی داشتنِ فوق لیسانس :دی
  • نویسنده ....
  • خیییلی با حااال بود:)))
    از این به بعد بده پستات رو ملودی شامگاهی بنویسه :دی
    پاسخ:
    چشم :دی
    حالا که دقت میکنم میبینم 7 ترم طول کشیده! حق دارین تو بوق و کرنا کنین :|
     من متوجه نشدم، کل پست توسط بانو نوشته شده بود یا قسمتیش؟
    پاسخ:
    تو چرا اینقدر به فوق لیسانس من حسودی میکنی؟ :|
    همه اش رو ایشون نوشته بودن!
    خودتو خفه کردی که! :/
    چه جوریه تو این دو سال که دانشجوی ارشد بودی خودتو فوق لیسانس نمیدونستی؟ ما که از زمان قبولیمون همه چیو تموم شده میدونستیم!
    پاسخ:
    دوست دارم خودمو خفه کنم همینی که هست :|
    من سه سال و نیم ارشد خوندم، توی این مدت تو هم لیسانس گرفتی هم فوق :|
    چون شماها خیلی از من بی جنبه ترید، باز من صبر کردم نهایی شد :|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی