Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

شیوه ی کار

سه شنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۰۳ ب.ظ

دانشگاه سراسری:

شما میخواید یه تاییدیه ی تحصیلی کوفتی بگیرید که البته بهتون نمیدن! میگن این محرمانه است میری ترجمه اش میکنی میری خارج فرار مغزها میکنی ارز رو از کشور خارج کرده و اپوزیسیون ضد نظام میشی و بر علیه امنیت ملی اقدام میکنی و جزو سران موج جدید فتنه میشی و همینجور که دارن حکم اعدامت رو میبُرن تو باید بهشون توضیح بدی که میخوای صرفا دفاع کنی و نمره هات رو لازم داری، تاییدیه رو اصلا بذارید بعدا بفرستید! اما باز هم نمیدن، میگن محرمانه است و عمرا! بعد برای اینکه کارت سریعتر راه بیفته میفرستنت ریز نمرات رو بگیری، میری ریز نمرات رو از کارشناس آموزش دانشکده میگیری و میبری پیش مافوقش، اون یه نگاهش میکنه و میگه ببر دبیر خونه، دبیرخونه یه مهر میزنه میگه بده فارغ التحصیلی ، فارغ التحصیلی نگاهش میکنه میگه باز بده به مافوق آموزش، اون نامه رو تایپ میکنه و میفرسته برای رییسش، رییسش از تو سیستم امضا میکنه، اما کور خوندید، پرینتش رو میفرسته اتاق بغلی، یعنی ما یه مسئول داریم توی دانشگاه که پرینت ها میاد تو اتاقش، حقوق پرینت میگیره!!! بعد اون پرینت رو همینجوری میده بهت - تو در این مدت فکر میکنی که آیا رییس این آدم میمُرد خودش پرینت میگرفت؟ - و تو باز میری دبیرخونه، دبیرخونه کلش رو منگنه میکنه و مهر میزنه، بعد روی پاکت مُهر محرمانه میزنه و میگه بده اتاق بغلی، اتاق بغلی چیکار میکنه؟ نامه رو تا میکنه و روی مهر محرمانه چسب میزنه!!! بعد میگه "خودت بردار ببر زودتر برسی به کارت" و تو فکر میکنی که بهت میگفتن تو میری تاییدیه ات رو ترجمه اش میکنی میری خارج فرار مغزها میکنی ارز رو از کشور خارج کرده و اپوزیسیون ضد نظام میشی و بر علیه امنیت ملی اقدام میکنی و جزو سران موج جدید فتنه میشی!!! زمان عملیات صد و پنج دقیقه!

شیوه ی ساده: مسئول آموزش هر دو نامه ی ریزنمرات و تایید تحصیل رو پرینت گرفته به شما تحویل میده، شما سه امضا و دو مهر دیگر رو از مجموع دو اتاق گرفته، آن را برای ارسال به دبیرخانه تحویل میدید! زمان پنج دقیقه!

دانشگاه آزاد:

با تاییدیه ای که از دهان گرگ بیرون کشیدی، میری دانشگاه آزاد و به خیال خودت میخوای امروز بقیه امضاها رو بگیری، همکار همون خانومی که مجبورت کرده بود تا قزوین بری شروع میکنه چک کردن نمره هات، و تو هی فکر میکنی اینها مربوط به اداره امتحانات هست و نه تحصیلات تکمیلی! بعد یهو برمیگرده بهت میگه "شما که در دوران شیرین کارشناسی اندیشه 1 پاس نکردی، باید یه ترم دیگه پیش خودمون باشی!!!" و تو میگی که "انسان در اسلام گذروندم ، این دو تا معادل هستن، هر کدوم رو بگذرونی انگار اندیشه 1 گذروندی، نگاه کنید ترم 3 اندیشه 2 پاس کردم" سعی میکنی فکر نکنی برای دو واحد عمومی بی ربط احمقانه که سال 86 پاس شده/نشده و کوچکترین ربطی به تخصصت نداره، دفاعت در سال 95 از تزت رو معلق میکنن، هر چی هم سعی میکنی فکر نکنی بدتر خونت رو به جوش میاره! خلاصه خانومه میگه که نه باید بمونی پیشمون!!! میگه یه خانومی توی ساختمون ستادی واقع در اسکندری داره بخشنامه اش رو پیدا میکنه، ازش آدرس خانومه رو میگیری و بلند میشی از میدون امام حسین بکوب میری اونجا، دوباره کل حرفهایی که به مسئول تحصیلات تکمیلی زدی رو یه بار به اون و همکارش میزنی، اونا میگن دوباره برو قزوین چارت معادل سازی رو ها بیار، از عصبانیت میخوای زمین رو گاز بزنی، میگن باید حتما مهر خورده باشه و بدون مهر نمیشه، بعد تو میشینی بهشون توضیح میدی که چرا انسان در اسلام همان اندیشه است! بعد میگن برو پیش فلانی ببین باید چیکار کنی، میری پیش اون اون میگه اصلا به من ربطی نداره، باید بری از مدیر گروهت نامه بگیری، میری دوباره سه طبقه پایین و همین رو میگی، اون ها میگن نه بابا - کسی که بهت گفتیم میدونه باید چیکار کنی - کاملا چرند گفته، باید بری پیش مسئول دروس عمومی، بعد حتی نمیگه باید بری چی بگی!!! تو میگی که میشه بهشون زنگ بزنید جویا بشید من چیکار باید کنم؟ میگه آره بشین دو دقیقه الان میام، میره و چهل و دو دقیقه ی بعد میاد!!! زنگ میزنه به مسئولش و اون میگه ای بابا این که خیلی معموله، بگید بیاد امضا کنیم براش. دقت کنید همه ی این اتفاقات رو خودت با پیگیریهات بهش رسیدی و هیچکس بهت نگفته مسیر چیه، دوباره اون همه راه از اسکندری شمالی میری امام حسین، طرف یه خط نامه ته ریز نمراتت مینویسه و میگه برو بده تحصیلات تکمیلی! اینجوری انسان در اسلام با اندیشه 1 معادل شد! زمان 180 دقیقه!

شیوه ی ساده: مسئول تحصیلات تکمیلی (ساختمان 2 طبقه ی 6) شما رو برای استعلام معادل سازی به دفتر دروس عمومی (ساختمان 1 طبقه ی 7) ارجاع میده و شما به راحتی کارتون انجام میشه، فقط یک ساختمون لازمه راه برید نه اینکه سه بار حدفاصل اسکندری-امام حسین رو رفت و برگشت طی کنید. زمان لازم؟ 180 ثانیه!!!

وجدانا چی میشه گفت؟

  • ۹۵/۱۰/۱۴
  • هولدن کالفیلد

خاطرات یک تحصیلات تکمیلی ای

آراء الحکما: جلد  (۴۳)

  • شیمیست خط خطی
  • متشکرم از دعای خیر شما :| ولی بهرحال من همیشه به خوش شانسیم اعتقاد دارم، روحیه ام خراب نمیشه :))
    پاسخ:
    :))
  • خانم جیم
  • البته بعضیام سعی میکنن دانشجو رو زیاد اذیت نکنن مثلا بابای من :| 
    پاسخ:
    موضوع رو شخصی نکن :|
    کار این روزه فقط با اینترنت لذت بخشه تو منزل نشسته ای و یک دفعه می بینی که 10 میلیون اومده تو حسابت دیگه دوره قدیم نیست.
    پاسخ:
    :|
  • شیمیست خط خطی
  • خیلی تریپ فخر فروشی میشه اگه بگم من هم برای کارشناسی و هم برای ارشد خیلی راحت کارم پیش رفت؟ :) سیستم دانشگاهمون اوتوماسیون بود بعد از بس در طی تحصیل دقمون داده بودن دیگه موقع فارغ التحصیلی همه همه جوره همکاری میکردن :))
    اینجا هم کارمنداشون خوش اخلاقن و امید است سه سال دیگه هم مهربون بمونن :|
    پاسخ:
    ایشالا دکترا رو از دماغت در بیارن :| :))
    هییییی انگار همه زخم خورده ان
    من دیگه چیزی نمیگم چون پروسه ی فارغ التحصیلی منو ضربدر ده این موضوع بکن
    انگار یه کارمند درست درمون تو این مجموعه وجود نداره و یه عده عقده ایی که انگار با دانشجو پدر کشتگی دارن ریختن اون تو

    پاسخ:
    یه مَثَلی هست در مورد کارمندهای آموزش، میگن اینا خیلی از دانشجوها شاکین، چون خودشون تحصیلات داشتن و به جایی نرسیدن، اینکه الان اینجورین رو از چشم دانشجو میبینن و از اون انتقام میگیرن :|
    خسته نباشید. معلومه که برای دورهمی داری نهایت تلاشتو میکنی :-D
    من برای کارشناسی با اینکه دانشگاه ازاد بودم همه امضاهامو یه روز گرفتم.فقط امور رفاه سیستم قطع شد موند روز بعد. ولی برای ارشد برعکس دانشگاه دولتی بودم مثلا، دقیقا سه هفته طول کشید دیگه یه روز نشستم وسط دانشگاه فقط یه ساعت گریه کردم. کلا خیلی اذیت شدم دوران ارشد، به خاطر همین قسم خوردم دیگه هیچوقت به اون شهر نمیرم؛ مگه اینکه واقعا مسئله مهمی پیش بیاد.:-(
    پاسخ:
    اینکه آزاد کارت رو راه انداختن سراسری نه، واقعا عجیبه :دی
    کامنت جیرجیرک =))))
    پاسخ:
    :دی
  • جیرجیرک .

  • :)))
    مسابقه ی کی از همه بدبختتر بوده :دی

    پاسخ:
    والا :))
    ی جایزه هم باید بدن ب این یارو بابت خون فاسد کننده ترین کارمند دانشگا
    پاسخ:
    دقیقا کدوم یارو؟
    بیخود نیست مرگ و میر تو سنین پایین اینقدر زیاد شده...
    من به شخصه تحمل این همه فشار رو ندارم همون موقع بهم بگن به خاطر اندیشه 1 باید دوباره بمونم دانشگاه سکته میزنم...
    پاسخ:
    به قرآن!!!
    بله، اما میتونن که به وظیفه ی خودشون درست عمل کنن و به این برو و بیاها دامن نزنن!!
    تو همون گیر و دار فارغ التحصیلیم به یه سری امضا نیاز داشتم که مسئولینش نبودن، بعد یه نفر دیگه میگفت خب بیا من به جاش بزنم، یعنی علنا ارزشی نداشت این امضاها و الکی بود داستان :|
    یکی از مسئولین هم تو اتاقش نبود، گفتن هستش صبر کن میاد، بیشتر از یک ساعت منتظر موندم!! بالآخره تشریف آوردن و معلوم شد تو اتاق همکارشون نشسته بودن به وراجی :////
    بله میدونم اینا هم گناهی ندارن!!! :| دله دیگه، گاهی میگیره! باید با یکی درد و دل کرد o_O
    پاسخ:
    نه خب این قسمتش رو حق داری، اون قسمتش رو من گفتم :دی
  • نفس نقره ای
  • یادم اومد :/// تمام بدبختی هایی رو که سر شیش واحد مهمانی کشیدم یادم اىم :// سه روزِ اداری طول کشید خدا شاهده ://
    خدا قوت!
    پاسخ:
    خدا به تو هم قوت! :|
    بدون پاس کردن اندیشه ١ میشه اندیشه ٢ برداشت؟
    ما باید هفت واحد اختیاری پاس میکردیم(چند تا انتخاب داشتیم) سر همینا اشک هممونو دروردن سر فارغ التحصیلی که چرا اینو برداشتین این پیش نیاز داشته حالا ما برداشته بودیم پاسم کرده بودیم میگفت نه این پیش نیازش مال گرایش دیگه ای بوده 😕
    پاسخ:
    قطعا نمیشه!
    دیگه خدایی شما هم سوتی دادید دیگه :|
    خسته نباشیدِ خالصانه عرض میکنم :|
    پاسخ:
    بسیار ممنان از شما!
    اصلا یکی از علت های اصلی فرار مغز ها همینه واقعا!!
    پاسخ:
    دقیقا همینگونه است!
    هنوز فارق التحصیل نشدم ولی اینقد واسه انتخاب واحد و حذف و اضافه کشیدم که می فهمم چی میگی...
    و ترس وحشتناکی از این زمان فارق شدن دارم، 
    وآلا درس خوندن اینقد سخت نیست که دویدن دنبال مسئول و استاد و امضا و حرف بیرون کشیدن از زیر زبون این جماعت که بابا مثل آدم بگو من چه کنم و غیر و ذالک دشوار ان
    پاسخ:
    فارغ التحصیل هست البته!
    انتخاب واحد؟ هه :|
    والا نه فحش دادن تاثیر داره و نه انگشت نشان دادن،شما هنوز باید مدرک تحصیلیتو بگیری،تازه بعد از اون اگه بخوای یه مرکز روانشناسی هم راه بندازی همینجوریه، بروکراسیه مزخرفی داره این سیستم اداری در ایران  ،خدا بهتون صبر بده و یه عدد پارتی گردن کلفت و یه زبان چرب و نرم
    پاسخ:
    هیچکدوم اینایی که گفتی رو ندارم :|
    اتفاقا همین الان داشتم شیوه های پیچاندن دانشنامه رو میخوندم :)) :|
  • نار خاتون
  • اوووخیییی:))
    پاسخ:
    :| :| :|
    مسخره مینمویی؟
  • بی نهایت
  • فک کنم بهتره الان که ترم اولم انصراف بدم :/
    پاسخ:
    بسیار ایده ی مناسبی هست :|
  • هانی هستم
  • سیستم معیوب ظاهرن اتوماتیکِ...
    پاسخ:
    سیستم معیوب کلا معیوب!
  • نیمه سیب سقراطی
  • واسه فارغ التحصیلی کارشناسی منو فرستاده بودن ته ته ته دانشگاه که زمین فوتبال پسرا بود امضا بگیرم ! فکر کن :|
    وسط اون بدو بدو ها و امضا جمع کن ها یکی بود انقدرررر عنق بود که حد نداشت ، شیش ساعت منو معطل کرد ، رفت سرویس بهداشتی ، تلفن حرف زد ، هی بهم گفت صبر کن ، تهشم گفت من امروز نمیتونم کارتو انجام بدم :| 

    + واقعا کار آدم گیر این جماعت نیفته فقط ...
    پاسخ:
    :|
    :| :|
    باقی بقا
    پاسخ:
    خیلی هم ممنون از شما
    مسخره بازیهایشون....
    کلا همه جای همینه
    پاسخ:
    همه جای کجا همینه؟
    بزرگ میشی یادت میره!
    پاسخ:
    عمویی کلاس چندی؟ :|
    اینقدر حرص خوردم موقع خوندن اینا!
    یاد امضا های قبل از دفاع خودم افتادم، با این تفاوت که من هر دو دانشگاه کارشناسی و تکمیلی تو شهر خودم بود، بازم من اعصابم خورد میشد از این همه کاغذ بازی و برو بیا!

    خدا صبر بده واقعا! 😐 
    پاسخ:
    نمیده که، آسفالتمون کرده :|
  • سوگنـ ـد
  •  ساعت شیش و نیم صبحه و درحالی که توی تختم دراز کشیدم، ترس عجیبی از آینده سراسر وجودم رو فرا گرفته.
    و نمیدونم چرا! 
    پاسخ:
    کاملا ترس به جایی هست :|
  • نیمچه مهندس ...
  • یاد روزی افتادم که میخواستم از دانشگاه انصراف بدم.چه روز گندی بود.زانوهام زوق زوق میکرد از بس راه رفته بودم.
    تجربه به من ثابت کرده آدمای کار راه انداز ته دانشگاه یا اداره ها یه اتاق دارن که با فکس و اتوماسیون کارتو راه میندازن و تورو راحت میکنن.
    پاسخ:
    اتفاقا کار منم ته دانشگاه بود :|
  • بلاگر آرام
  • میشه به سبک خیلی لوس و پیرزنانه ای گفت اشکال نداره اینا همه خاطره میشه:\
    پاسخ:
    بعد من دندونهای اون مادربزرگ گرامی رو میارم تو دهنش :|
  • رفیعه رجعتی
  • تا باد چنین بادا... :|
    پاسخ:
    :|
    یه مشتی انصافا و بالاغیرتا...
    بدبختی اینه که اونا هم به خاطر اموزش ندیدنشونه که بد کار میکنن
    یعنی بدبخت کار بلد نیست
    همینجوری زرتی نشوندنش اونجا ، حقوق درستم بهش نمیدن
    اونم درست کار نمیکنه
    البته این توجیه نیست
    یا کار رو قبول نکنه یا درست کار کنه
    ولی دیگه دیگه

    بازم خداروشکر که حل و فصل شده
    پاسخ:
    بعد کلا سیستم معیوبه، یعنی اونم باز بخواد درست کار کنه، سیستم تا جای ممکن تلاش میکنه نذاره این کارش رو کنه :|
  • گیسو کمند
  • خسته نباشید, خدا قوّت واقعاً...

    ای آقا خاورمیانه رو چه به کار دانشگاه و تعلیم عالی اینا کار مکتب و ملا هم از سرشون زیادیه.


    پاسخ:
    دیگه اینقدر هم نه! ولی در همین حدود!
  • جیرجیرک .

  • عطف به کامنت اسی ...
    باید بگم که منم دقیقا توی ماه رمضون بود کارام و اونم توی گرمای شصت درجه ی تیر ماه اهواز با درجه رطوبت کف دریا . نصیب کافر نکنه
    پاسخ:
    من تو صحرای غربی آفریقا وسط ماه رمضون در محاصره مارها و عقرب ها :|
  • جیرجیرک .

  • اَه اَه اَه این پروسه ی مسخره ی فرسایشی مزخرررررففففففففففف
    البته من ارشد نخوندم ولی همچه چیزایی رو برای تسویه حساب کارشناسی و گرفتن گواهی موقت و ریز نمرات گذروندم و رسم کشیده شد . :(((((
    اون آخراش دیگه هر اتاقی میرفتم دلم میخواست برگه ها رو بکوبم تو صورت طرف .

    پاسخ:
    من دفاع کنم تازه شر جدیدی به نام تسویه حساب شروع میشه :|
  • یا فاطمة الزهراء
  • آدم نمیدونه برای این پستت گریه کنه یا بهش بخنده
    پاسخ:
    گریه، گریه! :|
    وااااای که چه خاطرات بدی رو زنده کردی :////
    حالا فکرشو بکن همه ی این دوندگی ها (از این ساختمون به اون ساختمون، از این دانشگاه به اون دانشگاه، از این طبقه به اون طبقه، از این اتاق به اون اتاق، از این مسئول!! به اون مسئول) رو توی ماه رمضون و با زبون روزه تو گرمای تابستون گذرونده باشی و بعد از گذشت روزهای طولانی (مدتی که تعیین شده بوده برای آمدن نتیجه) وقتی دیدی خبری نشد و هربار تماس گرفتی هیچ جواب درستی بهت ندادن، دوباره بری دانشگاه ببینی چی شد و متوجه بشی اون مسئول بووووق که مشخصاتت رو وارد کرده بوده، آدرست رو ثبت نکرده و باید اون همه روز دیگه صبر کنی تا از اول پروندت بیفته رو غلتک :|
    به نظرت نونی که اینا میخورن حلاله؟
    پاسخ:
    بوروکراسی رو که این بدبختها ایجاد نکردن ، اینا خودشون بخشی از سیستمن! :|
  • نویسنده ....
  • اه اه تمام خاطرات فارغ التحصیلی ام اومد جلو چشمم:/
    برای انجام کارای فارغ التحصیلی دانشگاه هم قشنگ پوستت رو می کنن:|
    پاسخ:
    آره، کلا آدم بمیره ولی کارش به اینا نخوره!
    والا به خدا :|
    حالا من سر کارهای فارغ التحصیلیم هر بار این جوری میشد و هی می خواستن ارجاعم بدن، مثه گربه ی شرک وایمی سادم روبرو طرف و می گفتم حالا واقعا راه دیگه ای نداره! بعد همینجوری راه دیگه ای ندار، راه دیگه ای نداره گاهی اوقات روی یه سری افراد تاثیر میذاشت و از رفت  و آمدهای اضافی می کاست :دی
    ولی در کل آدم واسه کارهای فارغ التحصیلی و حتی قبل ترش کارهای حذف و اضافه و انتخاب واحدی و ازین قبیل قشششنگ باید یه روکش فولاد رو اعصابش و  ته کفشش بگیره و بعد بره تو دل  سیستم اداری :|
    پاسخ:
    شماها دخترید، اونا سست عنصر، نتیجه اش میشه این :|
    تو قزوین که بودیم، دخترها به ما میگفتن که "شما پسرید، اونا سست عنصر، نتیجه اش میشه این" :| :| :|
  • گمـــــــشده :)
  • :))))))))
    هیچی نمی شه گفت فقط باید پوکرفیس طور به دوربین روبروت خیره بشی
    :|
    پاسخ:
    پس چرا میخند؟ واقعا چرا؟
  • پـامـ ـوک
  • فقط میشه گفت گِل بگیرن سیستم آموزشی کشور رو!
    پاسخ:
    آره والا :|
  • خانومی ...
  • فقط میشه گفت خداقوت :|
    پاسخ:
    :| خداییش دیگه :|
    انگشت باید نشون بدی دیگه برا این موارد
    پاسخ:
    باید عملا دست و بدن و اینا نشون بدی حتی :|
    چی کشیدی!
    البته من هنوز به این مراحل نرسیدم ولی کامل میفهمم چی میگی. تصمیم گرفتم روز فارق تحصیلیم هرجا که کارم باهاش تموم شد و امضاشو گرفتم، چارتا فحشِ پاک و پاک کننده به مسئولش بندازم بخصوص آموزش و بایگانی. اینا باید همه پله های جهنمو روزی سه بار طی بکشن.
    پاسخ:
    بعدا به همشون کارت دوباره خواهد افتاد! پس بهتره نگی! :|
    من بودم بی خیال دفاع میشدم همون وسط میشستم گریه میکردم بعد که از حالت ضعف درومدم احتمالن میرفتم سر دونه دونه شون فریاد میکشیدک :|||||
    ای لعنت به این آدمای بی کار و بیعار این مملکت که هیچ کار مفیدی که نمیکنن هیچ، به مشکلات بقیه م اضافه میکنن
    پاسخ:
    ما خودمونم جزو این آدماییم :|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی