Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
بایگانی هیولا
نویسندگان

BACK TO IKIU

دوشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۵، ۰۸:۵۷ ب.ظ

دلایل لازم برای سفر به قزوین:

1- ناقص بودن پرونده ی دانشگاه

2- پرس و جو در مورد دانشنامه

3- لازم بودن یه سری چیزها از اون دانشگاه برای دریافت مجوز دفاع در این دانشگاه!!!

مصالح لازم برای سفر به قزوین:

1- گوشی و هدفون با شارژ 100%!!!

2- کتاب به عنوان توشه ی راه

3- پول!!!!

4- فردی با کالیبر به شدت پایین که بتونه ساعت 5 بامداد از خواب بیدار بشه و قبل از ساعت 6 در ترمینال غرب حضور به هم برسونه!

5- یه چیز بی اهمیت دیگه هم هست، اون نامه هه که باید توی اون دانشگاه دریافت بشه تا تاییدیه داده بشه! البته نبردم هم نبردم، گور بابای دفاع :|

6- شارژر گوشی!

7- IRON UNDERWEAR :| :| :|

اهداف از سفر به قزوین:

1- دفاع و کندن قال درس و تحصیل طی ششصد سال آینده!

2- اگر استادم بود ، دیدن وی و برخی حرفهای خصوصی که مگه شما خودتون پدر و برادر ندارید؟ خصوصیه حرفهام! :|

***

فردا میرم قزوین که تاییدیه تحصیلی دانشگاه رو بگیرم بیارم بدن این لامصب ها از توش ببینن اندیشه 1و2 :| چند شدم که بهم مجوز دفاع بدن :|

 پ.ن: به عنوان توشه ی راه چندین گزینه دارم، که همه ی گزینه های ممکن رو در تصویر زیر مشاهده میکنید:

شما تا ساعت 5:15 دقیقه بامداد فردا فرصت دارین که نظر خودتون رو بگید برای اینکه چه کتابی بخونم! انتخاب اولم دو تا کتاب جیبی "خانواده پاسکوال دوآرته" و "زندانی لاس لوماس" هست، انتخاب دومم هم ساعت ها! نظر شما چیه؟

باقی بقای شما!

  • ۹۵/۱۰/۱۳
  • هولدن کالفیلد

خاطرات یک تحصیلات تکمیلی ای

آراء الحکما: جلد  (۴۶)

  • علی اولیایی
  • 4 و 7
    هخهخهخهخهخهخ

    پاسخ:
    هخهخهخهخهخهخ؟
    :|:|:|
    نمایشنامه نفوس مرده رو خریدم 2 تومن. وجدانا همون قیمته؟! :)
    پاسخ:
    وجدانی همینه! کُپ کردم منم!
    ای بابا.
    پاسخ:
    :|
    معلوم بود اصلا انتخابتو کردی :/ 
    البته که هیچکدوم رو نخونده بودم و نظری نداشتم :دی
    پاسخ:
    :| :دی
    من یه ترم باراجین خوندم بعدش انتقالی گرفتم
    اونجور هم که تعریف میکنن نیست مورد 7 لازم نیست:)
    پاسخ:
    من 4 سال بودم و میگم لازمه، زیاد هم لازمه! :|
  • جیرجیرک .

  • تو اتوبوس بخواااااب تخت

    پاسخ:
    برگشتنی با تاکسی اومدم، تو تاکسی خوابیدم!
    به این خاطر گفتم که اسم کتابها یادم بمونه کتابفروشی یا نمایشگاه کتاب رفتم بگیرم بخونم .چون کتابهای کوتاه رو دوس دارم ولی خیلی با نویسنده ها و کتابها اشنایی ندارم.
    عذر میخوام حذفش میکنم.
    پاسخ:
    مگه ارث بابامه که نگه نداری؟ :|
    واقعا جهت کنجکاوی پرسیدم، یه پست دارم با نام about my room فکر کنم تو آرشیو شهریور یا مهر ۹۵ که اگر لیست کتاب میخوای نگه داری کل کتابخونه ام اونجا هست.
    ینی درمورد لایه ها و ابعاد مختلف شخصیت خودت بنویس(:
    به نظرم چیز جذابی از کار درمیاد
    عه راستی اسم اون یکی داستانه که گفتم یادم نمیاد همون ” خوبی خدا“ بود|: تازه هیچ ربطیم به خوبی خدا نداره|:
    پاسخ:
    من اونقدرم استثنایی نیستم خداییش :|
    چند سال قزوین بودی باراجین بودی؟
    پاسخ:
    چهار سال، خیر بین المللی امام خمینی بودم.
    ها!!!
    امروز صبح رفتی؟؟ :|
    واخعا که. لازم نبود بری این همه راهو
    من با تبریز تلفنی هماهنگ کردم فرستادن تهران.
    پاسخ:
    چرا لازم بود وگرنه اینا پست هم میکردن :|
    به نظر من به جای اینکه بری ایکیو، تلفنی هماهنگ کن و نامه رو فکس کن به مسئولش توی ایکیو و بگو جوابشو فکس کنه به مسئولش توی آزیو :دی
    اصلا اشکال از خود ایکیو بوده که نفرستاده تا حالا و موظفن خودشون بفرستن. الانم که همه چی اتوماسیونی شده. مطمئنی لازمه پاشی بری؟؟
    اونم 5 صبح :دی
    پاسخ:
    قضیه فقط کسر مدرک نبود، میخواست چک کنه یه سری نمرات رو.
    هنوزم دارن پاسکاریم میکنن، الان تهرانم البته
    تند خوانی نصرت رفتی کتاب بخونی اونم تو اتوبوس اونم راه قزوین!!
    فوقش یک ساعت و ربعه میرسی البته اگه کرج ترافیک نباشه
    یه روزنامه ورزشی بگیر یا یه مجله که سودوکو داشته باشه سرگرم کننده تره
    مراقب خودت هم باش تو قزوین با کسی زیاد اخت نشی:)
    البته الان فکر کنم برگشتی از قزوین
    پاسخ:
    دیگه خوندم زندانی لاس لوماس رو، با اتوبوص دوساعته! الان دارم باذتاکسی برمیگردم که برم دنبال بقیه کارهای دفاع!
    من توی قزوین اخت هام رو شدم و باختهام رو دادم!
    این س ساعت بخواب.....

    پاسخ:
    بیدار بودم

    IRON UNDERWEAR :| :| :|

    خدا پشت پناهت
    دقیقا "پشت" و پناهت :-D
    پاسخ:
    والا :|
  • اندراحوالات من و اینجانب

  • ساعتها رو ببر حتما . خیلی خوبه . 

    آیتم شماره 7 رو لازم نداری زیاد نره روی نروت . 
    پاسخ:
    من سالها قزوین زیستم، لازمه، لازمه :|
    البته یکم خوبی خدا نظرمو جلب کرد چون روزای قبل دفاع ادم استرس داره شاید معنوی باشه کمی ارامش بده.
    پاسخ:
    مداحی حاج منصوره مگه؟ :|
    من چون نخوندم کتابا رو نظری ندارم 
    ولی با اجازتون عکس کتابا رو سیو کردم بعدا اگه جایی دیدم استفاده کنم.
    امیدوارم موفق باشید
    پاسخ:
    چه استفاده ای مثلا؟ :دی
  • داداش مهدی
  • خوبی خدا
    پاسخ:
    لاس لوماس رو خوندم
    من بودم خوبی خدا رو میخوندم و داستان ”تعمیرکار” شو میذاشتم تو اولویت یکی دیگم بود که الان اسمش یادم نیس.
    میگم بعد ششصد سال اگه خواستی دکتری بگیری واسه پایان نامه رو شخصیت خودت کار کن(:
    موفق باشید(:
    پاسخ:
    دیگه زندانی لاس لوماس و پاسکال دوآرته رو برداشتم، توی مسیر رفت هم لاس لوماس رو خوندم
    یعنی چی رو شخصیت خودم کار کنم؟
  • نیمچه مهندس ...
  • :|
    اگه تا ظهر برمیگردی پس مورد 7 چی میگه؟
    من خیال کردم این کار دو روز طول میکشه.
    پاسخ:
    شما برای دو دقیقه حضور در قزوین به مورد هفت نیاز داری من که چهار پنج ساعت هستم :|
  • خانم جیم
  • خانواده ی پاسکوآل دوآرته :)
    بعد اینکه تازه الان باید به شما بگن تاییدیه تون نیست؟!  :| 
    پاسخ:
    نگفتن دیگه :|
    وای من ذوق کردم کتاب خوبی خدا رو دیدم:)))
    آخه بین این کتابا من فقط اونو داشتم و خوندمش.
    فک کنم نه تا داستان کوتاه بود.
    سفر به سلامت!
    پاسخ:
    :))
    ممنون
  • فاطمه یعقوبی
  • نمیدونم چرا ولی اصلا بدجوری این زندانی لاس لوماس و ساعتها به چشمم خوردن جذب شدم اصن :دی ولی اول زندانی لاس لوماس رو دیدم پس اون :دی
    البته اولش خوندم لوس لاماس خنده ام گرفت گفتم زندانیشون لوس بوده گذاشتنش لای ماست :)))))
    پاسخ:
    :|
    چه نمکینی :دی :))
    منم معمولا تو سفر جیبی میبرم. از قضا پاسکوال دوآرته رو هم تو سفر خوندم و پیشنهاد مینمایم!!
    پاسخ:
    بسیار عالی :دی
  • نیمچه مهندس ...
  • اتاقی از آن خود
    نخوندمش تا حالا (بقیه رو هم نخوندم)ولی فیلم اون یکی کتابه(ساعت ها) رو دیدم.ویرجینیا ولف به نظرم نوشته هاش باحال باشن.
    چقدر راحت میری سفر.من که خودمو آدم سبک سفری میدونم کوله ام تا خرخره پر میشه.تو ته سبک سفری هستی!
    پاسخ:
    دارم صبح میرم قزوین تا ظهر برگردم سفر کجا بود؟
    نفوس مرده گوگول و اتاقی از آن خود رو نمیشه سطحی خواند ... به نظرم گزینه داستان کوتاه رو برای سفرهای کاری و درسی انتخاب کنید .... فوئتتس هم واسه سفر نمی چسبه البته این نظر شخصیه ... چون کلا بسامد ورود شخصیت به داستان هاش زیاد و آدم همش اسماشونو قاطی می کنه اونم اسمهای آمریکایی لاتین ... کلا به نظرم طنز بخونید در سفر یا رمان های سفرنامه مانند ...   یکبار " دایرة المعارف شیطان " آمبروز بیرس رو در سفر خوندم و در مورد هر جمله ش کلی فکر کردم و لذت بردم و خندیدم به دنیا و نفهمیدم کی رسیدم ...
    پاسخ:
    انوبوس محل کتابخوانی محبوب منه :دی با تمرکز زیاد توش کتاب میخونم! :دی
  • گیسو کمند
  • زندانیِ لاس لوماس چون کوتاه و قشنگ و پر ماجرا و ریتم تند.

    خانواده پاسکوال دوآرته هم آپشن خوبیه.

    قضیه ی متران پاژ  هم قشنگه چون هم داستانه هم تاریخ

    هم ذهن خواننده رو تمام وقت مشغول خودش میکنه و باعث میشه بی وقفه بخونیش.


    پاسخ:
    احتمالا همون دو تای اول رو میبرم!

    مورد 7 :| 
    استغفرالله :)))
    من از از اسم خانواده پاسکوال دوآرته خوشم اومد
    موفق باشین در راه دفاع :)
    پاسخ:
    باور کن لازمه :|
    قربانت!
    زندانی لاس لوماس
    از محتواش خبر ندارم ولی اسمش که جذابه ؛)
    پاسخ:
    :دی
  • خانومی ...
  • گمش کردن :/

    پاسخ:
    :|
    آره قطعا گمش کردن!
    هیچ کدوم از این کتابا رو که گفتید نخوندم با شرمندگی.
    اما از زندانی لاس لوماس خوشم اومد.

    پاسخ:
    :دی
  • باران میم
  • برا چی کامنتای اونجا رو اینجا جواب میدی
    میتونم تحمل کنم ولی ممکنه بقیه نتونن تحمل کنن و مشکل برام پیش بیاد که اونم به درک به جهنم 
    پاسخ:
    چیزی که خصوصی فرستادین رو نمیتونم جایی جز اولین کامنت ممکن جواب بدم
    ایران رو با کره شمالی اشتباه گرفتین!
  • آندرومدا :)
  • اون زندانیه باحاله فک کنم ~.~
    پاسخ:
    :|
  • باران میم
  • هدیه واسه عمو فردوس ، چون بین ٥٠ تا معلم اول جهان قرار گرفته
    پاسخ:
    :|
  • باران میم
  • هدیه یادت نره
    پاسخ:
    قندهار که نمیرم
    من کامنت پاک نمیکنم و این رو قبلا هم گفته بودم، از چیزی حرف بزنید عمومی که مطمئنید میتونید بودنش رو تحمل کنید! من مسخره ی شما نیستم اینهمه وقت بذارم براتون و هر وقت خواستید پودرش کنم!
    امشب بعد از بستن مرورگر قصد دارم برم به دیدن ویرجینیا وولف در پوت نیکول کیدمن جان و "ساعتها" رو تماشا کنم از قضا.... :)
    پاسخ:
    یَک فیلم خفنیه!
  • خانومی ...
  • یعنی این همه وقت بهتون نگفته بودن که تاییدیه تون نیست ؟؟؟؟؟

    پاسخ:
    نه :|
    تازه من حس میکنم بوده، بعدا دبه کردن :|
  • بهار نارنج
  • اون می زنیم/می خوریم چیه؟ به نظر سرگرم کننده میاد همینو ببر:)

    پاسخ:
    یه مجموعه داستان کوتاه ایرانیه!
    ساعت ها و اتاقی از آن خود
    پاسخ:
    بسیار هم عالی!
  • باران میم
  • راستی کارت ملی ،شناسنامه و کارت دانشجویی یادت نره ،بعضیاشون گیر میدن که مدارکو فقط به خود دانشجو میدن و باید ثابت کنی که خودتی
    پاسخ:
    اینا رو گذاشتم یه جا یادم نره!
  • بی نهایت
  • اتاقی از آن خود و ساعت ها
    پاسخ:
    با تشکر! :دی
  • باران میم
  • خوب وقتی بخوابی یا تو اتوبوس هی خوراکی بخوری دهنت بو میگیره ،زشته با یه فوق لیسانس که قراره بره دکتری
    پاسخ:
    اتوبوسه، رستوران که نیست :|

    برو کتاب تهوع ژان پل ساتر رو از اینترنت دانلود کن تا اونجا  بخون مخت کلن هنک میکنه از مسیرم هیچی نمیفهمی زود میرسی!
    پاسخ:
    توی گزینه هایی که گذاشتم تهوع هم نمیبینم :|
  • باران میم
  • به نظرم بگیر بخواب ،خوابیدن تو اتوبوس کیف میده نیست تکون تکون میخوره ، تازه چشماتم درد نمیگیره.
    مسواک یادت رفت و خوراکی و اسپری یا عطر که بوی اتوبوس نگیری
    پاسخ:
    مگه کجا میرم مسواک ببرم؟ :|
    ادکلنم توی دست و پاست، عطر هم برای این مواقع خریده بودم که شیشه اش نشتی داره، تکون میخوره نشت میکنه! رو مخمه :|
  • نار خاتون
  • نظرم با نظرت موافقه:)
    پاسخ:
    :دی
  • دکتر میم
  • مرگ آرتمیو کروز رو بخون
    پاسخ:
    در کدوم گزینه آرتمیو کروز میبینی :|

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">