Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

لیز!

چهارشنبه, ۵ آبان ۱۳۹۵، ۰۱:۰۴ ق.ظ

الان که صدای من داره تنه به تنه ی دانلد داک میزنه و مرزهای گرفتگی و خروسک رو به افق های جدیدی رسونده فقط به یه چیز فکر میکنم ... کار کردن با بچه ها هیچی اصلا، من فردا چه جوری س تا یه ریع با مادرهای بچه ها حرف بزنم و اونا نخندن بهم؟ من فردا چه جوری جلسه ارزیابی رو تموم کنم؟

صدام مثل اسکی هرمان مایر روی آلپه، خیلی سبکبال و خیلی خیلی لیز!!!

پ.ن: همینجوری زد به سرم رفتم الان وبلاگ رو توی ساماندهی ثبت کردم!

  • ۹۵/۰۸/۰۵
  • هولدن کالفیلد

اندر جریانات یک درمانگر تازه کار!

آراء الحکما: جلد  (۴۵)

آقا من که صداى سرما خورده ى خسته دوس دارم

هر وقت برادرم سرما میخوره بهش اینو یادآورى میکنم جواب میفرمان :میخواى دفعه ى بعد زکام بگیرم؟ ‏
:دى

پاسخ:
:دی
سلام هولدن کجایی؟
امیدوارم خوب باشی
پاسخ:
خوبم، هستیم خدمتتون! :دی
معلم چی هستی شما؟! کودکان بایدباشین فک کنم :))
پاسخ:
من روانشناسم ، روانشناس کودکان استثنایی
الان فرداست:/ چطورشد؟ خندیدن؟؟ 
پاسخ:
در مجموع نه، یه نیشهایی باز شد اما!
والا هر کامنتی ک میخام بزارم از قبل تو کامنتا ذکر شده در نتیجه هیچوقت کامنت نمیزارم :'(
پاسخ:
:|
چرا آخه؟
  • مهدی صالح پور
  • من دو بار تا مرز ثبت رفتم (ساماندهی رو) ولی جرئت نکردم. هی به خودم میگم بذار چهار تا پست تندِ قدیمی رو پاک کنم بعد! و هی تنبلی می کنم...
    ...
    از این ویروس جدیدا گرفتی؟ :))
    پاسخ:
    همیشه یه ویروس جدید هست که بگیری :))
    اوه! بعله! سپاس آگاهمان کردید یا هولدن :))
    پاسخ:
    دیگه همینقدر از دستم بر میومد :دی
    می تونیم از گنجینه طبابت های سنتی مون بهتون پکیج ارائه بدیم . بدیم ؟!
    پاسخ:
    نه :))
    باحاله که :دی 
    و البته فکر نکنم بخندن! خنده نداره آخه :| صداس دیگه یه وقتایی می گیره! 
    البته من یه سری رفته بودم کافه کتاب،یه کتاب سفارش دادم و قرار شد هر وقت رسید، آقا پسره(!) بهم زنگ بزنه...از قضا سرما خوردم شدید...و در یک صبح دل انگیز تابستونی ساعت 10 زنگ زد...حالا فرض کنین با صدای گوشی بیدار شدم...داغون بودن صدام که هیچ به خاطر از خواب پا شدن دیگه کلا صدام در نمی اومد! سه بار گفتم الو تا شنید :| و چقدر هم خنده تو صداش موج مکزیکی می زد :| شعور نداشت واقعا :| ایش :|

    :: سه تا یه ربع :| خب "چهل و پنج دقیقه" مگه چشه؟ :))
    پاسخ:
    چون این سه تا یه ربع ا زهم جدا میباشند!
    همون جذبه همیشگی تون رو داشته باشید هیچکس بهتون نمیخنده تازه کلی هم ازتون حساب میبرن ...
    پاسخ:
    :))
    خوب منو درس عبرت قرار میدیدها :| :دی
    پاسخ:
    دقیقا :دی
    بلا نسبت البته :|
    پاسخ:
    ممنون از قیاستون :|
    توی انیمیشن آپ رئیس سگا که خیلی هم خشن و وحشی بود، درست همون جایی که باید خشانتشو بروز میداد، صداش یه طور مسخره ای می شد یهو.. که خیلی خنده دار بود :)
    پاسخ:
    :| :| :|
    منم یه بار اینجوری شدم اما پروبازی درآورم و به صدام استراحت ندادم تازه با دوستامم رفتم یه پیتزای مشت خوردم نتیجه اینکه دو هفته تمام کلا صدا نداشتم .استراحت بدین به صداتون و بلند هم صحبت نکنید .بخور سرد هم خیلی خوبه .سه روزه خوب میشه
    پاسخ:
    الان بهتره، از فرمول کم نیار استفاده کردم برای من جواب داد :))
    ایشالا خدا زودتر لباس عافیت بپوشاند:))
    پاسخ:
    ایشالا! میخند؟ :|
  • مریم (زن ترک)
  • ختمی دم کن و بخور ایشالا بهتر میشی :)
    پاسخ:
    ماشالا چقدر هم همه متخصص :))
    خدا بد نده ، ایشالا تا فردا خوب میشی
    از عطاری چهار تخم بگیر دم کن بخور سریع خوب میشی
    پاسخ:
    خیلی بی ادبی، این چه طرز صحبته؟ خود ت چهار تخم بخور :))
  • منتظر اتفاقات خوب
  • خدا سلامتی بده.
    پاسخ:
    ممنون!
    قبل کامنتم ،کامنتا رو خوندم هم سوالم از ساماندهی رفع شد هم از اینکه دقیقا کارتون با بچه ها چیه...
    همین دیگه حرفی نموند:دی ! ممنون از شما و بچه ها :))
    پاسخ:
    باریکلا! :دی
    حوصله نداشتم برم تو اون پست فارگو کامنت بذارم خسته بودم همین جا کامنت میذارم
    رفتم فارگو ببینم تو نماشا از اونجا که کره ایی بود تو همون سایت فرندذ رو دیدم :|

    صداتون هم از اونجایی که هر ایرانی یه پا دکتره مادرشوهر منم دکتره و باز هم از اونجایی که من هربار میرم خونشون سرما میخورم و این موضوع کاملا رو شده . مادر شوهرم تند تند بهم شیر ولرم  و دارچین زنجبیل میده تا شاید زودتر خوب شم تا یه وقت کسی فک نکنه اینا باز سرماش  دادن
    امتحان کنین
    پاسخ:
    میشه خط دوم رو ترجمه کنی؟ :|

    ببخشیدا، :دی :دی :دی :دی

    پاسخ:
    :))
    فکر کنم اشتباهی نظرمُ که مربوط به پست قبل بود اینجا گذاشتم.
    + : - ))
    پاسخ:
    دیگه من همین جا جواب دادم
    خوشبختانه کامنتم اینجا هست.
    من کجا گفتم یک چادری حق حرف زدن نداره!!! مثالی هم که از یک زن چادری که دماغش معلوم می شه آوردم یک نمونه عینی بود که می شناسمش. کسی که حتی زنگ پیش واز گوشیش قرآنه. حتی تو جمع دخترونه هم حجاب داره. ( از نظر پوشش چادری ها هم مثل مانتویی ها درجه بندی دارند. این خانم از اون غلاف تمام فلزی ها هست. نوع پوشش شاید نتونه به طور کامل باعث بشه ما طرز فکر اون فردُ بشناسیم( چونکه آدما می تونن کسی نباشند که تظاهر می کنند) اما حتما می تونه حدودیُ نسبی به ما بگه) این فرد با این پوشش یک انسان مذهبیُ متدین تعریف می شه. یک انسان متدین دین مدار هست. دین به اون تکلیف کرده که از ۹ سالگی حجاب بذاره. اونم به خاطر اعتقادش به دین و حکم خدا اینُ اجرا می کنه. پس هیچ وقت نمی تونه بیادُ خدا رُ رد کنه. برای این که می شه همون که من گفتم. اگه این کارُ کنه سرتا پای خودشُ فلسفه حجابُ دینُ همه چیزُ نقض می کنه.
    + گفتم خوبه معیارهای سنجشمونُ تغییر بدیم. مثال هم زدم مثلا چادری ها به طعنه به مانتویی ها ( که بازم پوششون درجه بندی داره. انواع مانتوُ رُ هم مثل انواع چادر داریم ) نگه پلنگ. چرا چونکه مثلا یک مانتویی لباشُ پروتز کرده. بعد ما بیایمُ کل جامعه زنان مانتو پوشُ مسخره کنیم. یا برعکسش به همه چادری ها نگیم فاطی کماندو. حرفم این بود که اگه ما جامعه زنان به هم دیگه و سلیقه هم احترام بذاریم. کم کم روی مردان جامعه مون هم تاثیرات مثبت می ذاره.
    درباره بخش اول نظرم.


    دارم فکر می کنم تو کشورای دیگه ( کشورای غیر از کشورهای جهان سومُ مخصوصا خاورمیانه ) وقتی جوون هاشون با هم حرف می زننُ بحث می کنن. مسئله پوشش می تونه موضوع مورد بحثشون باشه یا نه!

    کاملا واضح هست که پوشش دغدغه جوونهای کشور هایی می شه که حکومت های دینی دارندُ حجاب هم یکی از ارکان دین هستُ به صورت قانون درمیادُ برای همه لازم الجرا می شه. حتی برای کسی اصلا مسلمون نیست. مثل توریستی که ایران میادُ مجبوره حجاب بذاره. پس این دغدغه هست. برای همین تو کشورهای دیگه که فارغ از این مسائل هستند این موضوعات مطرح نمی شه. : - )) این بخش خیلی واضح و کامل شد. چونکه هم شما هم من داریم در قالب چهارچوب ها حرف می زنیم. بحث غیرت موافقم. غیرت همیشه جزو فرهنگ ایرانی بوده از دوره بوق بوق میرزا تا همین الان. از کفش پاشنه قیصریُ چاقوی دسته زنجون تا شلوار پارچه ییُ تسبیحُ ریش. تو فرهنگمون جا افتاده.( درستُ غلطشُ کاری ندارم چونکه اصلا نمی خوام درباره ش حرف بزنم) ولی مثل آبگوشت می مونه. آبگوشتم تو فرهنگ غذایی ایرانی هست. ولی اگه خیلی چرب بشه ضررش برای سلامتی. از فست فودُ پیتزا و مک دونالد کمتر نیست. شاید بعضی وقتها بیشتر هم باشه. : -))
    درباره مثالی که زدیدُ منُ خطاب قرار دادید. همون مانتوُ چسُ اینا. : - )) تا مرد سخن نگفته باشد عیبُ هنرش نهفته باشد.
    + درباره غلط نوشتن واو. یک بار دیگه هم توضیح دادم که یک عادت تایپی هست. وقتی ۱۰ انگشتی تایپ می کنم اینجوری می شه. کسی نمی تونه ازم ایراد بگیره برای این که این شیوه نوشتن مزاحم کسی نیست. (  البته سعی می کنم تمرین کنم که دیگه اینجوری تایپ نکنم برای این که خودم دوست دارم این کارُ کنم : - )) مثل دی نوشتن شما تو آخر جملات. به نظرم خیلی بی مفهوم هست ولی شاید عادت دارید.
    + درباره این که یک پسر میادُ می خواد پوشش دخترُ تغییر بده و ......
    اگه من اونی باشم که تو می‌خوای ، پس دیگه من ، من نیست . یعنی من خودم نیستم  ( هامون + مهرجویی )
    درباره احساست انسانی که گفتید. بله باهاتون موافقم یک فرد معمولی با یک فرد طرفدار پوشش به معنی حجاب ( که ۲ دنیای خیلی خیلی متفاوت دارند ) هر دو ممکن هست از شنیدن یک موسیقی لذت ببرند. برای این که هر ۲ انسان هستندُ دارای غرایز انسانی. ممکن هست یکی رمانتیک تر باشه یکی کمتر یکی بیشتر ولی احساسات انسانیُ همه دارند.
    + ولی اعتقادات چونکه بر پایه اصول پی ریزی می شهُ فرد معتقد پیرو این اصول هست. نمی تونه نوسانی باشه. بله می تونه تغییر کنه. مثلا الهام چرخنده یک چرخش ۱۸۰ درجه یی کردُ این چرخشُ با نوع پوششُ حرفاشُ تفکراتش نشون داد. همه هم به چرخشش احترام گذاشتند. چه مخالف ها چه موافق ها. برای این که این فرد تو انتخابُ اعتقادش نوسان نداشت. به ثبات رسید. : - ))
    + پس باز می رسیم به همون حرف که نوع پوشش می تونه نشان دهنده طرز تفکر فرد باشه.
    + به نظرم همه ما اول قبل از همه چیز بهتره به یک ثبات شخصیتی برسیم.
    پاسخ:
    واو ننوشتن شما برای من مهم نیست ، به عنوان مثال ازش استفاده کردم! :دی یه نماده، استفاده ازش با مُثله کردن زبان فارسی فرق داره :)) برای این مثال زدم که بگم نمیشه از جزء برای کل تصمیم گرفت!
    توی مبحث پوشش که غعرض کردم پوشش "هم" بیانگر شخصیته، ولی پررنگ نیست شاخصه است، یه شاخصه است فقط!
    اعتقادات، در هر زمینه ای نوسانی و محوری هستن، اعتقاد دینی هم نوعی اعتقاده، میتونه روی بُردار شکل بگیره! اینکه یه عده رو به اسم مذهبی جدا کنیم بگیم تو حق نوسان نداری، که نمیشه!
    راهنمایی که بودم
    تو گروه سرود مدرسه عضو بودم , شب قبل یکی از اجراها صدام شد عین مته رو اهن ولی من با اعتماد به نفس کامل رفتم اجرا کردم , هی هم وسطش به خودم میخندیدم :)))
    ولی فکر کنم بیشتر باعث تعجب بچه ها بشه تا خنده(رو تجربه خودم میگم)
    ولی قطعا مادرا رو کلی شاد میکنی 

    پاسخ:
    بچه ها اصلا نفهمیدن که :دی
    وبلاگ رو توی سامان دهی ثبت کردید؟
    اقا حتما دکتر برو مریضیه داره خیلی عمیق میشه :-D
    پاسخ:
    چون توی ساماندهی ثبت کردم مریضم؟ :|

    نچ نچ نچ آخیییی :(

    فکر نکنم بخندند!

    آب گرم و بذر به شاید مفید باشند تا کمی گلو نرم بشه.

    پاسخ:
    یه چهل لیتری چایی نوشیدم!
    خنده دار شده!؟:دی
    میخواید رروح این همه بلاگر مظلوم وشادکنید باشد که ثواب دنیا و اخرت وببرید:دی
    مثلا با اون صدا یه دهن سلطان قلب هارو بخونید:))
    پاسخ:
    آره شده بود الان بهتره باز :دی
    :))
    عجب ری اکشنی :)))))
    پاسخ:
    ما اینیم دیگه!
    فک نمیکنم کسی بخنده، یعنی نمیتونه بخنده:|
    پاسخ:
    :دی
    از درمان های مامانی استفاده کن شاید بهتر بشی ، البته ان شالله بهتر بشی، حالا خوبه خودت خندیدی به خودت  ... 
    ( آیکون ناراضی بودن از ری اکشن هولدن ) 
    پاسخ:
    من خودمم فرق دارم (آیکون به من چه ، ناراضی باشِ هولدن) :|
  • پرتقالِ دیوانه
  • عه چه قشنگ 
    مرسی

    پاسخ:
    قربونت!
  • پرتقالِ دیوانه
  • خب ثبت نام کردم حالا به چه کاری میاد؟:دی
    جالبه نمیدونم چیه و ثبت نام کردم :دی
    پاسخ:
    باید آدرس و اینهات رو ثبت کنی، بعد وبلاگت رو تایید کنی، بعد دیگه فله ای فیلتر نمیشی! اگه چیزی باشه بهت وقت میدن تصحیحش کنی!
    ساماندهی چیه؟!
    من خیلی خسته باشم اول به صدام میزنه سرما هم بخورم اول به صدام...مدرسه ای که بودم خیلی خوب بود معلما درس نمیپرسیدن:دی
    پاسخ:
    یه سایتیه، توش محتوای اینترنتی رو ثبت میکنی و دیه فله ای فیلترت نمیکنن!
    کار توام‌ برعکسه جوون ، همه صداشون میگیره ، ی‌فاز رادیویی میگیرن ، صداشون برای دکلمه های عاشقانه قشنگ میشه ... 

    + میتونی فردا براشون استند آپ کمدی اجرا کنی ، جلسه خنده با اولیا 
    پاسخ:
    هارهاهار؟ :|
  • پرتقالِ دیوانه
  • اونو که میدونستم
    نه اینکه روانشناسِ کودکان استثنایی ای رو میگم چقدر عالی

    پاسخ:
    آوه!
  • پرتقالِ دیوانه
  • ساماندهی کجاس؟ بگو ما هم بریم ثبت کنیم
    پاسخ:
    اینجا
    تا فردا خوب میشه!
    ساماندهی؟؟
    پاسخ:
    دو روزه اینجوریه!
    آره ، ثبت کردم یهو فیلتر نشم بی خبر:دی
  • پرتقالِ دیوانه
  • چقدر عالی :)
    پاسخ:
    چی، اینکه روانشناسم؟
    :|

    هولدن همه را به کیش خود پندارد!
    پاسخ:
    :|
    به این دید نگاه کن که میتونی به وسیله ش بذر نشاد!!! رو در دل بچه ها بکاری :)
    پاسخ:
    در دل خودم کاشته شده :))
  • یه ادم معمولی..
  • باعث شاد شدنشون میشید :)
    پاسخ:
    :دی
    برا چی باید بهت بخندن؟
    چه نگرانی الکیی داری. اونا مادرن. خودشون بچه دارن. درکت میکنن فرزند!
    :))
    یک مادر هستم چون من.
    پاسخ:
    مادر که نیستی :دی
    آخه خودم خنده ام میگیره از حرف زدنم، قطعا میخندن :))
    تیک ایت عیزی دووود:دی
    پاسخ:
    چشم :دی
  • ر. کازیمودو
  • خوبه استاد آوازشون نیستی انقدر استرس داری!
    پاسخ:
    استرس ندارم که، با مزه است!
    :دی
  • پرتقالِ دیوانه
  • اینا امتحانای الهیه هولدن صبور باش :دی
    معلمِ چیشونی؟
    پاسخ:
    روانشناس کودکان استثنایی هستم!

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">