Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

دو ثانیه

جمعه, ۲۳ مهر ۱۳۹۵، ۰۸:۵۲ ب.ظ

نشسته بودم روی نیمکت سنگی روبروی دانشکده پرستاری و سیگار میکشیدم، سیگار رو گذاشتم روی لبم و یه کام گرفتم، اومدم یه کم از دلسترم مزه کنم که یهو دیدم هیچی تو ذهنم نیست، خالی! سفید! سرم رو آوردم بالا، آخرین ماشین از زاویه ی دیدم رفت بیرون، هیچ جا هیچی نبود، نه معنی ای، نه هدفی، نه روحی، نه جسمی، هیچ چیز نبود! حتی سکوت هم نبود! هیچ چیز، مطلقا هیچ چیر! هیچ چیز! خالی از معنی، تهی، پوچ، پوچِ ازلی ابدی! دوثانیه... دوثانیه طول کشید... ترسیدم، خیلی ترسیدم، خیلی خیلی خیلی ترسیدم!

زندگی توی دنیایی که هیچ چیز توش نبود، دو ثانیه...

  • ۹۵/۰۷/۲۳
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۴۷)

  • پرتقالِ دیوانه
  • @ندا
    حالا میگه اینِش به خودم مربوطه :/ :دی
    پاسخ:
    دقیقا!
    سیگار نکش :دی
    پاسخ:
    به خودم مربوطه :دی
    خداحفظم کنه :دی 

    ولی جدا از شوخی خب به نظرم جالب نیست دستور دادن به دیگران ولو بچه باشه یا بزرگتر! به هر حال ما موجود برتر نیستیم به کسی دستور بدیم که فلان کارو نکن یا بکن! تهش مودبانه درخواست کردنه :)
    پاسخ:
    :دی
    تهش می گفتین به تو مربوط نیست دیگه :/ این که ترس نداره :دی

    من کم پیش میاد  وقتی دارم به کسی چیزی میگم لطفا رو حذف کنم! حتی سر کلاس هم اگه چیزی بخوام به دوستام میگم اون فلان چیزو میدی...لطفا؟

    حالا اینجا یادم رفته بود :)

    پاسخ:
    چقدر مودب! :دی
  • پرتقالِ دیوانه
  • حالا چرا عصبانی ای؟ "_"
    پاسخ:
    تکذیب میکنم! :دی
    من خیلی دوس دارم تجربه اش کنم، سعی میکنم حتی واسش. ولی نشده تا حالا
    پاسخ:
    :|
    اینکه خوب بنده خدا من ۲ ماه اینطوری بودم هیچی نبود ولی یه چیزی بود نفرت..اون موقع فکر می کردم ظرفیت آدم کشتن دارم بدون این که تاثیری روی من داشت باش
    پاسخ:
    میدونی که نفرت "یه چیزی" هست بالاخره؟ نه؟
    ببخشید قصد دخالت نداشتم توی مسائل خصوصی تون فقط از سر دلسوزی گفتم چون واقعا به خودتون اسیب میرسونه
    پاسخ:
    متشکر!
  • رضا فتوکیان
  • انصافا دو ثانیه نبود؛ بیشتر شبیه یه خودکشی بود
    نمیدونم؛من که جات نیستم شاید هم خودکشی بود؛ از ته به سر بخونی آروم میشی؛آخه باید تو نقطه شروع دنبال اش بگردی
    پاسخ:
    آره مرگ بود اصلا!
    خب تجربه ی جالبیه،درسته که ترس داره و بعضیا هم ربطش میدن به مشکلات مغز و اعصاب(دور از جون شما البته) ولی خب جالبه دیگه! 
    پاسخ:
    جالب چیز دیگه است، وجود داشتن توی عدم اصلا حس خوبی نیست!
    البته من" لطفا" رو تو قسمت دوم کامنت یادم رفت بنویسم! کمااینکه ربطی هم به من نداره سیگار کشیدن یا نکشیدنتون البته! همینجوری از رو نگرانی و انسانیت گفتمش :))
    پاسخ:
    ترس از کامنتت میریخت :))
    چه می دونم! آره خب :/سیگار عادی (بهمن مثلا :دی) آدمو این شکلی نمی کنه! البته من تجربه ندارم اما خب سیگاری هایی که می بینم تا حالا از این دست تجربه ها نداشتن! اینطور تهی بودنی فقط کار شیشه و امثالهمه :|

    :: بعدم سیگار نکشین خب :| حیف جوونیتون! :/ پدر ریه رو در میاره این سیگار!
    پاسخ:
    بگذریم جوانک :دی
  • باران میم
  • صفت نچسبوندم .مهم اینه که آدم واسه خودش مهم باشه که من این احساسو دارم.ولی مطمئنا اینجا یه مخاطبم بین nتا مخاطب دیگه و از همه معمولی تر وخنثی تر .
    پاسخ:
    به هر حال من هیچوقت همچین چیزی رو نگفتم!
    آن پاکت نامه ی موجود در کنار آیکون کروم موجود در نظر Niloufar .V چیست ؟ :-|
    با تچکر .
    پاسخ:
    ایمیلش
    حالا عصبانی نشو

    در حد پیشنهاد بود

    :|
    پاسخ:
    :))
    چه تجربه ای :/
    سیگار میکشیدید یا وید یا ... ؟! :دی
    پاسخ:
    شیشه :|
    آخ ... 
    میدونید هولدن جان ، من دوبار ترسیدم ؛ 
    بار اول بدین صورت بود که که بهو تلوزیون استُپ کرد (!) همون صحنه بود بعد اون لحظه داشت مامانم تلوزیون میدید ، یبار صداش کردم جواب نداد ، دوباره صدا کردم جواب نداد اون لحظه بود که حس کردم که کل جهان وایساده ! چون نه تلوزیون صحنه ی جدیدی نشون میداد نه مامانم هیچ ری اکشنی ! واسه منم شاید بین 4 تا 5 ثانیه طول کشید ! 
    بار دوم اولین باری بود که مترو های خالی رو دیدم ، همین چند ماه پیش بود اتفاقا ... یهو یه مترو خالی ببینی و مردم به این مترو ها عادت کرده بودن و نشسته بودن ولی من نه ! حتی از چند نفر پرسیدم چیزی که من دیدم رو هم شما دیدید ( همون متروی خالی که رفت !)
    پاسخ:
    آوه
  • نار خاتون
  • دیگه از این ثانیه ها پیش نیاد هولدن:(
    پاسخ:
    ایشالا!
    سلام. ببخش من با تاخیر نظرم رو راجب پستهات میگذارم، چون یه پست رو میخونم میرم سراغ کارام، تا باز میام معلوم نیست کجا گم شده زیر پستهای جدید. خلاصه... نظرم راجب ترشح هورمونهای اندروفین و ....یعنی واقعن تو روانشناسی؟!!!! خداییش تو هنوز نمیدونی برای کسی که هنوز ازدواج نکرده و در مرز سی سالگیه، تا شعاع دو متریش بوی تستسترون میاد عزیزم! پس با هرکی هم باشه همین هورمونها بسادگی براش ترشح میشن! تمام اونهایی که توی خیابون دست همو گرفتن و دوستیای الکی دارن هم همین حس تو رو دارن، هیچکی نمیاد بخاطر نفرت با اون یکی دوست شه که! والا! همه حس خوب پیدا میکنن که دوست میشن. رابطه ای که ملاک درست و غلطش ترشح هورمونهات باشه تهش معلومه چی میشه. یکی به اون یکی گفته بود من از بوس سبزه و گل خیلی خوشم میاد، اون یکی گفته بود برعکس من از بوی لجن و آشغال خوشم میاد!!! استعاره ای از یه قضیه عمومی!
    پاسخ:
    .
    انتظار داشتم ته توصیفات خیلی باحال چسبیده باشه نه خیلی ترسناک !
    گاهی وقتا غرق فکرم ولی یه دفعه به خودم میام میبینم به هیچی فکر نمیکردم هیچی نبوده  هیچی هیچی...
    حدود ۵-۶ ثانیه نمیدونم چقدر شبیه حس شما باشه ولی به من خیلی میچسبه
    پاسخ:
    نه این فرق داره!
    منم میترسم :(
    پاسخ:
    اینو چرا جواب ندادم؟
    نترس عموم جون :-|
  • امیر بهزادپور
  • فضای دلهره بوده اون دو ثانیه...
    پاسخ:
    یس!
    نتیجه ی اخلاقی اینکه وقتی سیگار میکشید دلستر نخورین
    داداش سیگار نکش حداقلش بخاطر شرایط جدید زندگی که در پیش داری بزارش کنار
    پاسخ:
    دارم ترک میکنم :دی
    فکر می کردم هم چین لحظه ای خوشایند ِ ... یه دو ثانیه استراحت میدیم به فکرمون .
    پاسخ:
    نه بابا خیلی داغونه!
    +سیگار نکش برادر من ضرر داره اینو که من نباید بهت بگم 
    +چه جالب ینی واقعا یه همچین حسی بهت دست داد ؟! دوست دارم تجربش کنم

    پاسخ:
    همونطور که گفتم این مسائل به خودم ارتباط داره

    میفهمم که چی نوشتی. 
    دوستان مشکل ! رو از کجا آوردین ؟ این از نشونه های سالم بودنه! 
    پاسخ:
    وبلاگه دیگه :دی
    در ادامه کامنت پرتقال دیوانه جان

    دلستر هم نخور

    از دکتر میم بپرس برای پا خوب نیست

    :|


    پاسخ:
    اینم باز به خودم مربوطه :|
  • پرتقالِ دیوانه
  • سیگارم نکش
    پاسخ:
    این قسمت به خودم مربوطه!
  • پرتقالِ دیوانه
  • کاشکی یه بار تجربه اش کنم !
    فقط دو ثانیه !
    یکی از همه چیز هات رو نوشتی همه چیر
    پاسخ:
    :|
    خدا نکنه!
  • دالتون وارن
  • خب این خیلی باحاله که هیچکی توی دنیا نباشه!
    +الان میگی برو جوان برو سر درس وکتابت:دی
    پاسخ:
    تجربه اش که کنی پشیمون میشی از حرفت!
    چه تند تند پست می‌ذاری :| 
    من هنوز واسه قبلی‌ها کامنت نذاشتم :/
    پاسخ:
    ما اینیم دیگه!
  • باران میم
  • ١.کاش حتما میرفتین پیش یه متخصص مغز و اعصاب.ممکنه به خاطر کم خوابی و فشار کاری و یا روحی باشه.ولی کاش حتما پیگیری کنید 
    ٢.میدونم جدا از هرگونه مظلوم نمایی انقدر مخاطب مهمی نیستم که به حرفم گوش کنید ،ولی مواظب خودتون باشید به خاطر عشقتون و خانوادتون

    پاسخ:
    چقدر از طرف من به خودتون صفت میچسبونید :|
    والا زندگی آدم همه چی داشته باشه ولی هدف نباشه از پوچم پوچ تره
    پاسخ:
    بلی!
    دوستانی که میگن خوش بحالت یا چقدر خوب باید بگم اصللااا خوب نیست.. من که دوست ندارم هیچکدومتون تجربه کنین اینو :) 
    پاسخ:
    :|
    والا!
    چقدر خوب
    همین تجربه کوتاه رو اگر بشه بهش تسلط پیدا کرد عالی میشه
    اینکه ادم زمان هایی که نباید ذهنش کار کنه ، خاموشش کنه
    یهو هیچی نباشه
    هیچ چیزه هیچ چیزه هیچ چیز
    پاسخ:
    کجاش خوبه این؟
    فرضی نداری ازش که میگی خوبه!
    این دفه رو بذار از روی دو ثانیه تحلیلت نکنیم.هان؟ :)
    پاسخ:
    اینم ایده خوبیه!
    من یک سالی هست این شکلی میشم.. اول در حد 2-3 ثانیه بود.. بعد الان به گاهی 1 دقیقه میرسه.. البته زیاد نه.. مثلا هر دو سه ماهی یه بار.. واسش پیش دکترم رفتم حتی.... 
    هیچکسم چیزی که میگم رو نمیتونه تصور کنه!  
    پاسخ:
    خیلی بده اصلا!
    چی شد؟!:/
    پاسخ:
    چی چی شد؟
    یعنیاا... خوششش بحااالت
    پاسخ:
    چرا؟
    weed نبود؟! P:
    پاسخ:
    تئوری قوی ایه :))
    یحتمل یه چیزی تو اون سیگار بوده :|
    پاسخ:
    یعنی میگین حشیش اینا بوده؟ :))
    بد تر از همه قسمت ها اینه که بفهمی شخص قابل اعتمادی دورت نیست ، که هیچ کس نیست ، تنهایی
    دنیای خالی که هیچکس نیست ، حتی ی دونه که از بودنش خوشحال باشی ، بدونی پوچن همه آدما
    بدتر که ۲ ثانیه نباشه ، خیلی بیشتر باشه
    از پست خورشید به پست ۲ ثانیه
    چه همه متفاوت و‌ متناقض :)

    حالا الآن ی جوابی ندی مسخره م کنی من حس خودم رو نوشتم ، فکری که با خوندن متنت به سراغم اومد ، با حال الآن خودم
    پاسخ:
    نه مسخره نمیکنم، این حرفی که میزنی در جای خودش درسته و خیلی بزرگ! ولی چیزی که من تجربه کردم، فرق داره، هیچی هیچی نبود، اعتماد اصلا نبود که بخواد معنی بده!
    مثل مرگ میمونه...دو ثانیه مردن...
    پاسخ:
    آره!
    گاهیم نبودن بعضی چیزا بهترازبودنشونه
    پاسخ:
    این فرق داره با حرف من!
  • داداش مهدی
  • توی سیگارت چی ریخته بودی! :))
    پاسخ:
    :))
    هیچی والا!
  • بانو ف تک نقطه
  • ملت
    این همه اول میشین خوشحالی میکنین جدا خوشحال میشین یا مسخره بازیه؟من الان مث هولدن هیچ حسی ندارم چرا :|
    پاسخ:
    خب آخه واقعا من نمیدونم چه حسی ممکنه داشته باشه :|
  • بانو ف تک نقطه
  • اگه این دانشکده پرستاری همون دانشکده پرستاری یاره ، که باید بگم همش تاثیر دوریه :|
    پاسخ:
    نه به دوری ربطی نداشت واقعا!

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">