Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

حالا فکر کُن اینها رو هم بگم... (یا) Oh! Holy Night

دوشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۲، ۰۹:۲۳ ب.ظ

من هر چی هم که بگم ، کسی درک نمیکنه! حالا فکر کن من بگم تو نه تنها از اول یه دونه بودی ، که همین الانش هم یه دونه ای ... فکر کن بگم که تو بهترین نُتی هستی که ساخته شُده ، بهترین موسیقی ای که نواخته شده و من هر روز در اجرای زنده ی تو غرق میشم ، میمیرم و زنده میشم ... تو فکر کن من گُفتم که تو علاوه بر اینکه بهترین نقاش زمینی ، بهترین نقشی هستی که روزگار زده! فکر کُن اومدم و گفتم بهترین عطری هستی که به مشامم خورده... اصلاً چرا این؟ تو فکر کُن من بیام و بگم تو زیباترین مخلوق خدایی... حالا فرض بگیر من اومدم و گفتم بوییدنت ، بوسیدنت ، لمس کردنت و در آغوش گرفتنت شیرینترین لحظه های ممکن تاریخه... بیا فکر کنیم من بگم که چه جواهری هستی! بیا فرض کنیم گفتم که شاد کردنت بزرگترین لذت زندگیمه ، چرا راه دور بریم؟ مثلاً الان بگم که وقتی اشک میریزی عرش خُدا هم میلرزه دل من که سهله!!! فکر کن بگم یه دونه خنده ات رو با دنیا عوض نمیکنم... چشمات رو ببند و تصور کن که من به همه گفتم که تو زندگی مَنی ، فکر کن گفتم که چه قدر عاشقانه دوستت دارم. همه ی اینها رو بذار یه طرف ، تو فکر کن من اینقدر خَر باشم که بودنت رو با کَس دیگه ای تقسیم کنم... فکر کن من اصلاً اومدم داد زدم که ایها الناس ، بیست و نُه مرداد رو باید تعطیل رسمی کرد ، باید اون روز رو جشن گرفت ، اصلا باید سال جدید رو از این تاریخ شروع کنیم و با این تاریخ تموم کنیم! جدی بهش فکر کن ، میبینی! نه نمیشه! اینها رو کی درک میکنه؟ هیچ کَس! ولش کن ، بعضی حرفها اصلاً گفتن نداره...

خواهر من ، عُمرم! عزیزم! تولدت مبارک!

پ.ن 1: سرآهنگ هستم و تولد خواهرمه (سرآهنگه!!!)نیشخند

Apocalyptica - Oh! Holy Night

عمیقاً به اونایی که موسیقی های کلاسیک گوش میدن توصیه میکنم!

پ.ن 2: فکر کُن برات دو تا خصوصی اومده ، میری جواب میدی تو بلاگ مخاطبت ، رفرش که میکنی دیگه بلاگ نباشه!!! ارور 404 بده بگه بلاگ مورد نظر موجود نیست ، تازه بگه میخوای آدرس برای تو!!! واقعاً آدم هنگ میکُنه! پُر از حس بده ... دیشب عینش برام اتفاق افتاد!

پ.ن 3: این که همزمان "آخرین لینک کننده ی آدرس قدیم" و "اولین لینک کننده ی آدرس جدید" یه بلاگر باشی کلی حس هیولا پسندیه!

پ.ن 4: خواهرکم! اگه میخونی دوباره بگم که تولدت مبارک! میخونی؟ تولدت مبارک پس!

  • ۹۲/۰۵/۲۸
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۴)

  • گمـــــــشده :)
  • فیلتر شده...
    :|
    پاسخ:
    آره شده!
    حالت خوبه هیولا؟ چرا اینقدر شوخی من رو جدی گرفتی؟ دوست عزیز! یه دونه ای! به خودت ایمان داشته باش لازم می دونم باز هم متذکر شم که گوشی م یه طرفه است و از تلفن خونه تماس گرفتم گویا خواب هستید یا شماره ناشناس جواب نمی دید! ما بیشتر از این ها رو شما حساب می کنیم رفیق! منظورت رو هم گرفتم عزیز دل ماه دخت! فقط کلمه ای که نوشتی رو نتونستم بخونم! لطف ت رو شامل حال ما کن بیدار شدی زنگ بزن تا ایده ای که که الکی پس گرفتم پس ت بدم! واسه ایده باید جنگید دوست روانشناس من! همکار من! عزیز من! بهترین دوست من!
    پاسخ:
    من به خودم ایمان دارم ، اصلاً ربطی به خود چی چی بینی نداشت! بله چشم الان به بقیه اش عمل میکنم! خواب هم بیدم!
    آخه من چیزی که خودت نوشتی رو نفهمیدم! سوال کردم نه تو رو خدا جدی تهدید کن ایده رو هم اشارتی در خصوصی می نماییم!
    پاسخ:
    منظورم رو طی یک خصوصی توضیح دادم! لازم میدونم اینجا هم از پس گرفتن حرفت تشکر کنم باز!!!
    ماهوی جیه؟ الان داری تهدید می کنی؟ ای بابا حرف م رو که داشت ایده می شد پس می گیرم! و امشب سکوت...
    پاسخ:
    الان کلاً نفهمیدم چی میگی! اون که تهدید نبود شوخی بود! کدوم حرف که داشت ایده میشُد؟

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">