Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

نذر

پنجشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۵، ۰۳:۳۷ ق.ظ

پر رنگ ترین برخورد من با کل ماجرای کربلا، آن ظهر عاشورا پیاده جلوی دسته قدم برداشتنی است که مادر و پدرم نذر کردند برای بیماری ام در کودکی!

حالا من ماندم و نذری که جز چند بارِ انگشت شُمار، هیچ گاه ادا نکرده ام...

  • ۹۵/۰۷/۱۵
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۵۳)

چه سوتی خفنی دادم :-)))))) نوشتم امثال :-)))))))))))
پاسخ:
:))
نذرو یه بار ادا می کنن دیگه، مگه نه؟
پاسخ:
معمولا بازه ی نذر رو باید بیان کرد!
چقدر حیف :(
پاسخ:
چرا؟ :( :|
  • وقایع نگار
  • مگه خودت باید ادا کنی؟
    پاسخ:
    گویا نه!
    پنج میلیون؟ O_O نه بابا! چه خوب :)))

    :: ای خدا از دست شما :)))) خب چشم آدمه...مسئله ی فیزیک نی که رو یه فرمول خاص باشه...یه موقع قبل شیش صبح میسوزه! بهش استراحت بدین که هم صواب است و هم ثواب دارد :)))
    پاسخ:
    نباید میشوخت خلاصه! بازم تا پنج و نیم بیدار بودم آدم شه!
    هست :| نیست؟ :| البته یه پوئن مثبتش اینه! که من میدونم...بقیشو هم شما می دونین که من نمی دونم :)) ولی اکثر مشاورای مدرسه های ما روانشناس بالینی بودن و تو آموزش پرورش جا افتادن با یه حقوق نسبتا خوب :) 

    :: خو معلومه دیگه...یحتمل امروز سرکار بودین...خسته این...نیاز به خواب دارین! چشماتون واس همین میسوزه! :)
    پاسخ:
    روانشناس بالینی میتونه راحت ماهی 5 میلیون در بیاره، راحت! راحت ها! فقط جنم میخواد! :دی
    نه من چشمام تا قبل 6 صبح نباید بسوزه :|
    هومممم..که اینطور...خیلیم عالی...امیدوارم تو راهتون موفق باشین هولدن :))

    :: بالینی خیلی خوبه نه؟ یه پوئن مثبتش اینه که میشه بعد از فارغ تحصیل شدن برای خودت مطب بزنی و مستقل کار کنی! :)

    :: یه دوره ای هم عشق روانشناسی بودما...یادش بخیر :)) بعد که کتابشو وا کردم دیدم اوه اوه خدایا خودت ظهور کن چرا اینا انقدر سخته :دی ولی جدا درس شیرینیه روانشناسی...به غیر از اون اصول تحقیقش :/ فصل اول کتاب سوم انسانی هیچوقت از یادم نمیره :| 
    پاسخ:
    بالینی خیلی خوبه، ولی پوئن مثبتش این نیست! :دی
    حوصله هم ندارم بگم چه جوریه :))
    نمیدونمم چرا چشمام میسوزه :|
    والا! من سر این خواهرم از هرچی بچه فراری شدم :| نه که دوسش نداشته باشما نه...صدای گریه های جیغ بنفشیش بعد 7 سال هنو تو گوشم هست! نصفه اعصابم سر همین گریه ها و لج کردنا دود هوا شد :| 

    :: بله بله...راست میگین...پس بچه ها رو دوس دارین! چقدر خوب :))
    و خوب تر اینه که هرچی دوست دارین انتخاب می کنین...این خیلی خوبه...واقعا...
    پاسخ:
    نه لزوما بچه ها، درسی که خوندم رو دوست داشتم! ترجیحم کار با بزرگسال بود، ولی کار کودکان رو دوست داشتم که رفتم! وگرنه گرایش های دیگه ای هم بودن! بالینی و استثنایی رو برای ارشد فقط انتخاب کردم!
    خواهش می کنم :)

    :: اوه آره راست میگینا!حواسم به اینجاش نبود :)

    یه سوال کنم؟ شما بچه ها رو دوست داشتین که رفتین تو این رشته یا نه همینجوری؟ چرا من فکر می کنم وقت گذروندن با بچه ها آدمو پیر می کنه :| مخصوصا اگه طرف مث خواهرکوچیکه ی من باشه!شیطون و بسیار کنجکاو و زبون نفهم :|
    پاسخ:
    پیر میکنه! :دی
    من کاری که دوست ندارم رو نمیکنم!
    اینهمه پند و اندرز پیرمردی!!! میدم ملت رو ، خودم بهش عمل نمیکنم یعنی؟
    من هر چیزی رو انتخب کردم تو زندگیم، انتخاب خودم بوده! همینجوری کار نکردم!
    من هر وقت اینجا میام یاد یکی از دوستای مجازی روانشناسم میفتم...خیلی شبیه همین :))
    البته اون تا دو-سه بعد از ظهر تو کلینیک بود و بعدازظهرشو برا خودش داشت! 

    :: نه بابا روانی چیه :| دور از جون :) اتفاقا خدا شما روانشناسا رو برا ما روانیای خل و دیوونه ی از دنیا بریده بذاره...شماها نباشید یحتمل ما بدبخت میشیم! :)) من که خیلی روانشناسا رو دوس دارم! اصن یکی کافیه روانشناس باشه! بنده به صورت خودکار بهش ارادت ویژه پیدا می کنم :)) شاید چون حال نسبتا خوب الانمو مدیون یکی از همکارای شمام :) و اینکه خلق و خوی روانشناسا یه طور خاص و جالبیه...یا اینقدر رک حرف میزنن که پودرت می کنن و آخرش به خودت میای...یا تو وقتای حساس با حرفاشون زندگی رو به آدم برمی گردونن...خدا همتونو حفظ کنه! از ته دل میگم :)
    پاسخ:
    چه دعای خوبی، ممنون :)
    کار با بچه ها فرق داره، چون صبحا مدرسه ان، میفته عصر کار کلینیکشون!
    یا ابلفضل :||||||||||||
    آخه تاسوعا عاشورا هم نعطیل نیستین T_T بابا این دو روز که تعطیل رسمیه! چه وضعشه آخه :/ 

    اینجوری سخته آخه! کل هفته سرکار...لازمه بازم بگم خسته نباشین جدا! خدا قوت بابت این همه تلاش و زحمت :)
    پاسخ:
    آره هر روز کار میکنیم، تایمش زیاد نیست، ولی بد وقت هم هست، بعد ازظهره!
    به هر حال بچه های مردم روانشناس روانی ای چون من رو لازم دارن :))
    اوووو ینی قضیه مال یه دوازده و بیشتر سالِ پیشه؟!! :))
    اوهوم...خب وقتی سرکارین که نمیشه! :)
    ولی تاسوعا عاشورا که تعطیلین؟ هوم؟ :| (اینو واسه نذره نمیگم کلا سوال شد برام! )
    پاسخ:
    نه ما تعطیلیمون فقط جمعه هاست!
    قضیه برای دوران نوزادی منه!
    خب منم نگفتم که این کار سخته :| گفتم باحاله! جالبناکه :))
    پاسخ:
    باحال که هست، اون بارهایی که رفتم، یکی دوبارش از الان تو کوچیکتر بودم :دی خیلی حال داده، ولی واقعا حسش رو ندارم، کما اینکه سر کارم هستم!
    معذرت میخوام
    خاطرم بود قبلا انتشار برخی اشعار وعده داده شده بود به همین خاطر جسارت و درخواست کردم، ضمن اینکه نمیدونستم اگر قبلا عملی شده در کدوم پست بوده


    پاسخ:
    پیداشون نکردم، با پسرعموم در ارتباط نیستم، کتاب رو پیدا کنم حتما مینویسم!
    بعضی سریالها که آخر تحولهای یهویی اند

    ولی نشد نداره
    اگر خواسته باشن و اسممون تو لیست عرض ارادت به اون سبک رفته باشه و قرار باشه پاهامون پاک تر بشه و در مرتبه بالاتری قدم برداریم طوری که اصلا خودمون نفهمیم چی شد دلمون رو نرم میکنن و می برن، وسط دسته به خودمون میایم

    خب شما این رو بفرمایید که به خاص بودن مکان هم عنایت دارید، دیگه چی بهتر از این؟! ان شاءالله میطلبند
    پاسخ:
    :|
    من میرم محو شم
    :|
    پاسخ:
    :|
    شعری از مرحوم عمو یا لینکی که نمونه اشعارشون باشه رو قرار نمیدید؟ متاسفانه دسترسی به کتاب نداریم
    یادی از آن مرحوم بکنیم خصوصا که محرم است و خصوصاتر شب جمعه و اموات چشم انتظار احسان ما
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    پاسخ:
    :|
    خانوم اینجا هیئت نیست :| اشتباه تشریف آوردید :|
    خیر، متاسفانه دردسترسم نیست!
    دو سال قبل اربعین همراه با خانواده تو مراسم پیاده روی به سمت حرم حضرت عبدالعظیم شرکت کردیم، جامونده های اربعین کربلا بودیم و دل شکسته، حال و برکات فوق العاده ای داشت، سخت بود ولی دلنشین... با هر قدمی که بر میداشتیم از خدا میخواستیم توفیق بده روی یکی از رذایل نفسانی مون پا بذاریم و از وجودمون ریشه کن کنیم...
    یادمه یکی از بچه ها تو مسیری که خلوت تر بود پاهاش رو محکم میکوبید میگفت مثلا غیبت/ کشتمش، حسد/ لهش کردم، بدخلقی/ خونه خرابش کردم ...
     
    بیش از دو ساعت پیاده رفته بودیم دیگه پاهام یاری نمیکرد خجالت میکشیدم کفشهام رو از پام دربیارم از یه جایی به بعد دیدم دیگه نمیشه کفشها رو کندم جالب اینکه بدون کفش حس بهتری داشتم
    پارسال هم اگر یادتون باشه بارون شدید گرفت یعنی کل مسیر زیر بارون بودیم ...
    دعا کنید امسال توفیق باشه بطلبند برای اربعین مسیر نجف کربلا باشیم

    مادرا به طریق خودشون عزیزانشون رو بیمه میکنند
    ان شاءالله تا روز عاشورا حس تون برمیگرده
    پاسخ:
    من میدونم نمیرم! و چون از این سریال ایرانی ها نیست که من یهو تکون بخورم و برم، پس نمیشه!
    شما دعا کن ایشالا امام رضا بطلبه من رو :دی
  • بانو ف تک نقطه
  • بله ما کلاس کاری فوبیامون در حد موضوع شدن یه رساله دکترا و دست کم پایان نامه ارشده :|

    پاسخ:
    :|
    الان به خاطر فوبیای نیمرو میان بهت فحاشی میکنن :|
    عه عکس نیومده
    http://bayanbox.ir/view/636333359431114923/photo-2016-10-06-22-39-24.jpg
    پاسخ:
    .
    سلام هولدن جان

    این جواب به کامنت من از طرف کسی میگم که اوسین اوسین میگفته و جواب خودم نیست
    << جواب تو، همون عنوان و متن پست میتوانند بروند بمیرند! هستش و عکس پایین



    البته با منطق بی منطقی مثل بعضیا این جواب نوشته شده
    بازم میشد بدتر باشه و بنویسه برو بمیر>>


    بازم میگم جواب خودم نبود چون این ماجرا یه جواب بدیهی داره ولی میشه اگه یکی از شخص های مذاکره کننده بخواد تا بینهایت سفسطه کرد


    پاسخ:
    اوکی
    آقا من پارسال از نجف تا کربلا با اون زمین خاکی شون پیاده رفتم ها !
    البته من یکربع بیست دقیقه بیشتر نتوستم پابرهنه البته با جوراب راه برم 
    چون زمین شون خاکی بود :|
    یکربع پیاده برین دلیل نمیشه که همش پیاده بربن !
    درسته نذره ولی خودتون نذر نکردین ولی بنظرم وقتی دل مادرتون شاد میشه 
    من باشم اینکارو حتی برای ده دقیقه هم میکنم :)

    +
    پس اگر پیاده روی رو نمیکنین بیا و یک چایی نذری همون 14آبان به بچه های 
    بلاگستان بده و خیرش رو ببین :دی 
    قبول هم هست :)  همه هم دعات میکنن :دی 


    ++
    باران م خانوم ممنون :*
    کپی نمیخواد ممنون .

    پاسخ:
    من نگفتم سختمه، گفتم حسش نیست! :دی
    اینا فرق داره!
  • فرزانه شین
  • بله میدونم روشه و کاملا سلسله مراتب داره...خیلی مطالعه کردم دربارش و از یکی از دوستان روان شناسم هم کمک گرفتم.خیلی معتقدم به اینکه در مورد مسائلی که هر چند کوچیک به روان آدم مربوط میشن نباید الکی الکی یه کاری کرد که اوضاع بدتر بشه.ممنونم که شما هم دوباره یادآوری کردین این موضوع رو...چون مهمه
    پاسخ:
    آره روی شکلش پیش بری خیلی مفیده!
    واقعا؟؟؟؟؟ O_o
    خب این که کاری نداره...خیلیم باحاله :دی 
    خارج از بحث نذر و امثالهم هم خیلیا روز تاسوعا و عاشورا پابرهنه سینه می زنن و زنجیر و غیره :)
    پاسخ:
    من نگفتم سخته، میگم حسش نیست!
  • باران میم
  • @باران 
     برین سایت سازمان سنجش اطلاعاتش هست.
    نمی دونستم خود متنو سایتو اینجا اگر کپی کنم کار درستیه یا غلط؟
    پاسخ:
    کار غلطی نبود که، ولی نمیخواد :دی
  • باران میم
  • سلام هولدن.میگم من با اون پستت که عنوانش آدمها می توانند بروند بمیرن موافق نبودم جالبه به جوابی هم که به کامنت sophist  دادی هم موافق نیستم . به نظر شما فاز من چیه؟ 
    البته خودم فکر می کنم اگه بخوام ایده آل فکر عمل کنم باید حرفو درستو بچسبم  بدون توجه به این که ،کی اون حرفو زده،اما مسلما خیلی کم پیش میاد تو دنیای واقعی ایده آل عمل کنم پس نتیجه اش اینه که تو دنیای واقعی من واقعا لجم میگیره یه نفر خودش یه کاری رو نکنه و واسه من نسخه همون کارو بپیچه
    پاسخ:
    حق مخالفت محفوظه :دی
    خب امثال یه دسته ای پیدا کنید که به دلتون بشینه، برین ادا کنید :-)

    ادای نذر، حتی اگه برا پدر مادر آدم باشه یه حس سبکی به آدم میده :-)
    پاسخ:
    امثال؟ :| خدایی شما اینو نوشتی؟ :|
    حسش نیست واقعا :))
    پابرهنه باید برما :دی
    پس برین کلی شاد باشین که از گردنتون وا شد این نذر :دی

    :: هرچند نذر رسم قشنگ و دلچسبیه...خیلی عالیه...بعضیا میان نذرای سنگین می کنن اونقدری که بعد چندسال نمی تونن از پسش بر بیان و متاسفانه گند قضیه در میاد تا اونجایی که وقتی وقت ادا کردنش می رسه آه از نهادشون بلند میشه! به نظر من اینجوری خوب نیست...تو بیا صدتا صلوات هر ماه نذر کن ولی با جون و دل انجامش بده ولی تهش نرس به آه و ناله و زیر قرض رفتن...این قشنگ تره به نظر من :)
    پاسخ:
    نذر من پابرهنه راه رفتنه، اینشو جا انداخته بودم!
    من محرم برام حس وحال خاصی داره و برای همه اونایی هم که شرکت میکنن از دختر و پسر با هر تیپی احترام قائلم،شاید تنها مراسمیه که اصلا راجع به آدمهاش قضاوت نمیکنم، برای شما هم آرزوی سلامتی دارم،چه اشکالی داره نذ مادرتون رو ادا کنید؟ به نظرم خیلیم خوبه
    پاسخ:
    اشکال اصلا نداره، اتفاقا اون بارهایی که رفتم به شدت خوش گذشته! من توی تابستون روی آسفالت داغ پابرهنه راه میرفتم کیف میکردم!
    الان واقعا حسش رو ندارم!
    مسخره نکردم!!
    حالا کامل خوب شدی خداروشکر؟؟ 
    پاسخ:
    اون موقع نه، یعنی خوب شدم دوباره برگشت! حالا باز رفته تا کی بیاد خدا میدونه! :|
  • فرزانه شین
  • یه کمی دارم روی این حساسیت زدایی کار می کنم و یه کمی هم اوضاعم بهتر شده خوشبختانه...
    به بانو ف تک نقطه:
    چقد جالب!تا حالا اینطور فوبیا رو نشنیده بودم...البته خیلی فوبیاهای عجیب و خاصی هست مثلا طرف نسبت به یه رنگ فوبیا داره!
    همشون هم تا حدی اذیت کنندن...
    پاسخ:
    این حساسیت زدایی روشه، ساختار داره!
    @ حامد

    سلام حامد جان
    میشه واسه مردم نسخه نپیچی
    چرا وقتی ما خودمون کار بدرد بخوری انجام نمیدیم وقتی میبینیم کسی کاری انجام میده واسش نسخه میپیچیم
    شما لطف کن اول خودت یه بار خون بده بعدا تعیین تکلیف کن واسه مردم که کی خون بدن
    محله خودتونو جارو کن یا چند تا درخت بکار یا چهارتا کتاب بدرد بخور به چند نفر هدیه بده
    وقتی اگه خواستی غذا نظر بدی دست تو جیبت کن و به جای غذا
    یه وسیله از جهاز بخر
    یا هر بدعت پسندیده ی دیگه ایی که هر کس مییبینه ازت یاد بگیره و بهت احسنت بگه حامد جان
    چرا وقتی خودمون راکد و بی حرکتیم واسه کار خیر مردم ایراد میگیریم و فکر میکنیم خیلی احمق تر از ما هستن

    ببخش اگه قضاوتت کردم کاش در موردت اشتباه نوشته باشم.




    پاسخ:
    ایشون خودش میاد اگر لازم باشه در مورد خودش حرف میزنه، که البته من لازم نمیدونم کسی تفکراتش رو توی این سبک شرح بده! البته باز هم خودشه!
    اما در مورد صحبتتون، چه کسی گفته برای نقد یه رفتار، حتما باید اول انجام دهنده ی اون رفتار بود؟ یعنی یه منتقد اجتماعی که میگه فحاشی بده، نمیتونه فحش داده باشه؟ یا یه منتقد سینمایی برای اینکه بتونه فیلم رو نقد کنه حتما باید فیلم ساخته باشه؟ مشاهده و نقد یک مفهوم، با التزام به اون مفهوم دو تا چیز متفاوته! ایشون میتونه اصلا مسلمون نباشه، اصلا کافر باشه، ولی بگه آقا شما که داری نذر میکنی، یه چیزی نذر کن به درد کل اجتماعت بخوره! میتونه درست بگه، میتونه غلط بگه، حرفم این نیست. کل عرض بنده اینه که شما حق ندارید حق حرف زدن رو از کسی بگیرید با این عبارت که "یه کاری رو که خودت نمیکنی حق نداری در موردش حرف بزنی، اول خودت بکن، بعد بگو". نه برادر من این تفکر جالبی نیست!
    با تشکر!
    چه نذر با مزه ای!
    پاسخ:
    خیلی مرسومه این نذر
    سلام 
    یه سوال :
    جدی اگر پدر و مادرتون نذر میکردن که چایی نذری بدی یا قیمه نذری بدین 
    اونوقت بازم هم بیخیال نذری میشیدین ؟:)))


    +
    خانم باران م سلام میشه شرایط ثبت نام آموزش و پرورش البته با اجازه 
    صاحبخونه جناب هولدن بگین یا حداقل آدرس سایت  ثبت نامی رو به ما هم بگین :)
    البته نمیدونم شرایط سنیش به هم بخوره یا نه ولی شاید خدا رو چه دیدین خورد :)
    ممنون 
    پاسخ:
    قیمه رو آره، چون به دردسرس نمیرزه، ولی چایی عمرا :))

  • بانو ف تک نقطه
  • به فرزانه شین:


    بابا تو که فوبیات خیلی باحاله .. من فوبیای نیمرو دارم :|
    نمیرو میخوام بخورم یاد این میفتم که این میتونست جوجه باشه،بعد فکر میکنم مثلا قاشق اول بخشی از پاشه و قاشق دوم چشمشه اینم نوکشه و کلا نمیخورم :|



    البته میدونم تخم مرغا جوجه نمیشدن ولی از بچگی باهامه نمیتونم عوضش کنم :|
    پاسخ:
    چه باحال :))
  • فرزانه شین
  • خب البته من دو متری نیستم((: 
    ولی قبول دارم که خزه!و همواره همه خانواده با الفاظ مختلفی این قضیه رو یادآوری می کنن بهم...مخصوصا چون من نه با سوسک مشکل دارم نه با مارمولک و نه حتی موش!ولی پرنده می بینم میخوام قالب تهی کنمD:
    پاسخ:
    البته خب تقصیر تو که نیست، یعنی مسخره کردن نداره! ولی خزه :دی
    پیش اومده دیگه، با حساسیت زدایی منظم میتونی حلش کنی!
  • فرزانه شین
  • مامان من بچگیم نذر کرده بوده که من برم برای کبوترای حرم امام رضا با دست خودم دونه بریزم و من عاشق حرم امام رضام اما فوبیای پرنده دارم!!!! D: و بنابرین هییییچ وقت نتونستم این کارو انجام بدم!البته مامانم معمولا اینجوری نذر نمیکنه نمی دونم اون یه بار چرا اینطوری شده!

    ولی فکر نمی کنم واجب باشه...نذرو باید خود فرد ادا کنه
    پاسخ:
    این فوبیای پرنده خیلی فوبیای خزیه :))
    من یه رفیق دارم دو متر، دو برابر منه هیکلش از کبوتر میترسه :))
    خب اونا نذر کردن...خودشون باید ادا کنن...شما چرا :/
    نذر یعنی من بگم خدایا حال بچمو خوب کن منم هر عاشورا پلو نذری میدم دست مردم...یا به فلان خیریه هرسال فلان تومن کمک می کنم...ظاهرا این مدلش درسته نه اینکه بندازیم گردن یکی دیگه :)
    پاسخ:
    آره به گردنم نیست گویا! :دی
  • باران میم
  • سلام هولدن.آموزش و پرورش آزمون استخدامی داره.فکر کنم ثبت نامش از ١٧ مهر باشه.فقط کافیه وارد آموزش و پرورش بشی .ممکنه وقتی قبول شدی به شما شغلی پیشنهاد بشه که مناسب رشته شما نباشه.مثل معلم کلاس اما بعد از یه مدت یواش یواش میتونی جاتو عوض کنی.خیلی از مدارس استثنایی روانشناس لازم دارن و اگه طرف کارشو بلد باشه چقدر خوش به حال بچه ها میشه.موفق باشین


    پاسخ:
    چقدر کار خوبی کردی گفتی! برم ثبت نام کنم شاید فرجی شد :دی
    با منی؟ :) @شباهنگ
    پاسخ:
    نمیدونم

    کاری که پدر و مادرت کردن، نذر مادرِ مریم رو برام تداعی می‌کنه.

    میشه یکی از عُلمایی که پیش از کامنت من کامنت گذاشتن و با آراشون مستفید و مستفیضمون کردن پاسخ این سوالم بدن که مادرِ مریم، چه جوری نذر کرد که مریم بره خادمِ کلیسا بشه؟
    سواله دیگه
    پیش میاد.
    پاسخ:
    من برای اینکه به ساحت مقدس شما توهین نشه، بهتون بی ادبی نشه، حمله نشه و مجبور نباشید آستانه تحملتون رو برای من بالا پایین کنید دیگه پاسخ کامنتهای شما رو نمیدم. ممنون.
    با حرفایی که در مورد محرم و رسوماتش نوشتین موافقم با شما ولی بهتر نیست به جای گفتن این که این کار و اون کارو نکنیم،این رسم بد اون رسم بده در مورد امام حسین بیشتر بنویسیم در مورد کارایی که باعث میشه یاد امام حسین به درستی بمونه بگیم،آخه اینجوری من جوون دیگه بدبین نمیشم؟ دیگه کلا بی خیال مذهب شیعه نمیشم؟به جایی نمیرسم که فحش بدم؟

    +امیدوارم منظورمو درست متوجه بشین!

    پاسخ:
    :دی
    با حرفایی که در مورد محرم و رسوماتش نوشتین موافقم با شما ولی بهتر نیست به جای گفتن این که این کار و اون کارو نکنیم،این رسم بد اون رسم بده در مورد امام حسین بیشتر بنویسیم در مورد کارایی که باعث میشه یاد امام حسین به درستی بمونه بگیم،آخه اینجوری من جوون دیگه بدبین نمیشم دیگه کلا بی خیال مذهب شیعه نمیشم

    +امیدوارم منظورمو درست متوجه بشین!
    پاسخ:
    من از چیزی مینویسم که میدونم و بلدم، بقیه که در مورد امام جسین خوب میدونن باید ازش بنویسن! من بلد نیستم در مورد مسائل حساس بدون شناخت حرف بزنم
    @حامد
    استفاده شما از کلمه‌ی "بدعت" اشتباه بود، نبود؟ .. بدعت یعنی ایجاد تغییر جدیدی در دین و اعتقادات که طبق آیات و روایات و سنت‌های الهی نباشه! ولی برای مثال، مثالی که درباره کمک در خرید جهیزیه زدید، کاملا طبق سنت‌های الهی هست و کلا استفاده کلمه بدعت درست نبود :) 
    پاسخ:
    آره کلمه ، اشتباه بود، منظورش کار جدید کردن بود!
    اگه میخواییم خون بدیم روز عاشورا خون ندیم که انتقال خون مجبور بشه خونهای اضافی رو تو چاه بریزه
    یا اینکه بجای نذر غذا کنیم تو ماهی که همه ی یخچالهای خونه ها پر از نذریه یه وسیله از جهاز یه خانواده ی بی بضاعت رو بخریم
    یا بجای نذر چایی یا شربت به مردم کتابهای جیبی کوچیک پخش کنیم
    یا هر بدعت پسندیده ی دیگه ایی که هر کس مییبینه یاد بگیره و احسنت بگه
    پاسخ:
    بداعت اینجا از بدعت واژه  ی مناسب تریه :دی
    موافقم :دی
    البته هیچی قیمه عاشورا نمیشه خدایی :))

    نذر ان است که انسان عاقل وبالغ از روی قصد واختیار نذر کند (البته با خواندن صیغه نذر )وبواسطه ان نذر ملتزم شود که کار خیری را برای خدا انجام دهد و یا کاری را که ترک ان بهتر است برای خدا انجام ندهد لذا با این تعریف معلوم می شود که هرکس می تواند برای خودش نذر کند لذا نذر پدر ومادر برای فرزند لازم الاجرا نیست .


    و اینکه کاش موقع نذر کردن یه چیرهای متفاوت و بدرد بخوری نذر کنیم

    مثلا اینکه نذر کنیم اگه حاجتمون برآورده شد یه روز محله خودمون رو جارو کنیم یا چند تا درخت بکاریم یا چهارتا کتاب بدرد بخور به چند نفر هدیه بدیم یا....

    پاسخ:
    آره رفتم در آوردم نذری به گردنم نیست :))
    رفتم به مامانم تیکه انداختم :))
    http://photos02.wisgoon.com/media/pin/photos02/images/o/2015/12/5/13/1449310950912017.jpg
    پاسخ:
    خدا خیرت بده!
    از همه خواننده ها علی الحساب ممنونم
    اینهمه عکس میارن توی وبم هی میذارن
    اونقده خوب و گل و گوگولی و محجوبن
    بذر عشقو توی دل در عین سکوت میکارن
    :|
    هولدن من نذر کرده بودم اگه خونه مو بسلامتی و بی مشکل عوض بکنم و همه چی اوکی بشه، تو هر ماه دورهمی بزاری و همه رو کافه مهمون بکنی.
    گفته بودم؟! :-|
    پاسخ:
    مسخره نکن :|
    :دی!
  • علی رضا عظیمی راد
  • نذر کسی بر عهده دیگری نیست
    پاسخ:
    گویا!
  • بانو ف تک نقطه
  • من به شخصه اکثرا مذاکره میکنم با خدا .. بده بستون نمیکنم :)
    صرفا میگیرم :|
    پاسخ:
    اینم بده بستون من نبوده :))
    البته نذر کردن خیلی هم رسم قشنگیه اگه گندش در نیاد! دوست دارم، زیاد دوست دارم!
  • نار خاتون
  • یه بنده خدایی واسه ما از حقوق و درآمد خودمون نذر میکنه واسه بچه های یتیم:/
    پاسخ:
    کی؟ :))
    نذر که باید ادا شه:/ولی نذری رو که خانواده داشتن وشما نباید ادا کنید که:/
    پاسخ:
    گویا نباید! البته باید تماس بگیرم از یه متدینی بپرسن!
  • ر. کازیمودو
  • نذر یعنی انسان انجام یا ترک کاری رو بر خودش واجب کنه. این عملی رو که پدر و مادرت انجام دادند نذر نیست. نذر اینه که نیت کنند که خودشون کاری رو انجام بدن نه اینکه انجام کاری رو گردن دیگری بندازند. شما هیچ چیزی بر گردنت نیست کاکو. راحت باش!
    پاسخ:
    من که خیالم راحته :دی
    ولی نمیدونستم این رو، رفتم یکی دو جا سرچ کردم احکام رو خوندم، مثل اینکه به گردنم نیست!

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">