Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

میتوانند بروند بمیرند!

دوشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۵، ۰۹:۱۷ ب.ظ

آدمها اصولا از شما میخواهند کارهایی را نکنید که خودشان میکنند، مثلا دیده اید آنهایی را که داد میزنند "داد نزن"، دیده اید ناظمهایی را که آستین کوتاه تنشان است و میگویند "آستین کوتاه ممنوع است"، دیده اید این آقای پلیس داخل تلویزیون را که همه ی خلافهای کل خلافکاران رانندگی را انجام داده و سپس راننده ی خاطی را جریمه میکند؟ دیده اید پدران سیگاری را که پسرشان را از استعمال سیگار منع میکنند؟ دیده اید ماشین پلیسی که روی خط عابر پارک کرده و در بلندگویش داد میزند که "پراید توقف نکن"، راننده ی تاکسی ای را دیده اید که بقیه ی پولهای شما را نمیدهد اما برای دویست عدد تک تومانی که بقال ندارد عربده میکشد؟

میدانید، آدمها اصولا از شما میخواهند کارهایی را نکنید که خودشان میکنند، بنابراین شما خودتان باشید و کاری را کنید که خودتان از آن راضی باشید، آدمها میتوانند بروند بمیرند!

  • ۹۵/۰۷/۱۲
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۵۵)

چون بعدش دهنش سرویس میشه
پاسخ:
:|
 :)) مثلا..
پاسخ:
ها؟
دیده اید هر آدمی به آدم می رسد می گوید عاشق نشو
ولی بهتر است آدم این یک کار را واقعا انجام ندهد:(
پاسخ:
چلا؟ :|
  • دالتون وارن
  • فقط یه احمق میتونه بقیه احمق هارو از کاری که خودش مشغولشه منع میکنه!واتفاق زندگی خودتون باشید!

    +منبع:دارالهولدن الکالفیلد الوبلاگ!

    پاسخ:
    والا به خدا :|
     
    البته بعد بیشتر فکر کردن و جواب یه کامنتی رو به یاد اوردن به این نتیجه رسیدم اگر که قصدتون اینه که فهوای کلام رو گرفتن و باقیشو ول کردن رو یاد مردم بدین و توانایی درک خفته شون رو اینجوری بیدار کنین و یادشون بدین قرار نی همه چی همیشه بر وفق مراد باشه و تفاوت ها وجود داره و باید تلاش کنن برا فهمیدن و ... (مثه یکی مث من که یه چیایی فهمیدم و همون اقایی ک گفتن و کامنتشون یادم اومد) با این مدل نوشتن که کارتون ارزشمنده و من الله توفیق :) و متاسفم که زودتر به ذهنم نرسید و از خودم راه حل پیشنهاد دادم. به هرحال دعا میکنیم موفق شین.

    پ.ن: اگرم کلا قصد هیچی رو ندارین و همینجوری مینویسین یا به دلایل دیگری که من حدس نزدم، من موزم ورنمیدارم. فقط میرم که تو افق محو شم :)) و اینکه باور کنین حرفام کنایه نبود.
    به هرحال ببخشید اگر بیشتر از کوپنم حرف زدم. فقط میدونم که قصد بدی نداشتم...
    الان میترسم بگین احمقام قصد بد ندارن خب! دلیل میشه که انقد حرف بیخود بزنین؟ :/ :|
    پاسخ:
    میتونی این همه نگی ببخشید ها :|
    وقتی داری محترمانه حرف میزنی چرا میترسی؟ در مورد خواب جریانش فرق داشت، موضوع رو بی مزه کرده بودی :))
    الان حرفات فارغ از صحیح و غلطش، هیچ چیز ناشایستی نداره که معذرت میخوای، محکم باش یه کم! حالا تهش من دو تا داد مجازی هم بزنم، تو حرفت رو بزن! چیکار داری من چقدر داغونم؟ مگه من وقتی میخوام حرف بزنمنگاه میکنم کی چقدر داغونه؟ :))

    صرفا خواستم بگم من یکی از کساییم که اینجا ناراحت شدم که یه کلام از حرفای منو اونجور که باید متوجه نشدید و درک نکردید تاااازه بعدشم همش پوکر گذاشتید. حس خیلی بدی بم داد اخه که نمیدونم چجور توصیفش کنم. خصوصا که این مشکل رو قبلا هم پیش ادمای دیگه هم داشتم در صورتی که حرفام بد نبود... که حالا ازش بگذریم. مهم ولی این بود که بابت چیزی که عوضش فکر کردید اشتباه گفتید ازم عذر خواستید :)
     خب من اول سختم بود هضمش ولی از طرفی با خوندن حرفاتون و فکر کردن بهش فهمیدم که خب اینجوری هستید که دوس دارید حرف منطقی اونجور که فکر میکنید بشنوید و حوصله تو جزییات رفتنی که شاید از نظرتون بیهوده است ندارید ( از اونجا که تو پست خوابتون رفتم تو جو اینسپشن و اینا و فقط پوکر گذاشتین یا سوالام رو برنتابیدین میگم :)) ) وگرنه در کل به نوبه خودتون به ارزش های انسانی احترام میذارید و عمل میکنید بش. خلاصه که پذیرفتم شما و منشتون رو و سعی میکنم دیگه مثلا حرفایی که اوکی نیستید باش نزنم. نهایتا مثلا فقط خواننده باشم بلکم یه چیزی بم اضاف شد. صرفا خواستم بدونید مثلا کسی هم بوده که ازتون ناراحت شده و اینا ولی نیومده ازتون متنفر شه یا هر دفعه بیاد به شخصیتتون ایراد بگیره :))

    یه چیزی هم میگم که منو نزنید :))) صرفا چون میبینم انقد فاصله افتاده میون شما و درک مخاطب از نوشتتون گفتم پیشنهاد بدم که اگر خواستید میتونید مدل نوشتنتون رو عوض کنید خب :دی حالا که میبینید به درک جامعه نمیاد میتونید مثلا به جای مردن همون توضیحی که بعدش میاید ده بار میدید رو یه جوری جا کنید تو متن ینی. خب به هرحال لابد شما دوس دارید ملت زندگیشون بهتر شه برا همین میگید دیگه؟ برا همین میگم میتونید قضیه رو بیشتر باز کنید تو همون متن که اینجورم نشه :)) البته میدونم چون تو منطقتون اشکال نداره نوع نوشتنتون و به نظرتون مخاطب باید درک و هوشش بالا باشه به نظرتون حرف من زیاد خوب نیست که خب تفکر بدی هم نیست اصلا و الان دقیقا نوع نوشتن شما مث حرف زدن با مثلا دوست صمیمی ادمه. که میدونی مثلا باش اگر خیلی راحت و ساده و هرجور به ذهنت رسید حرف بزنی اوکیه و لازم نی دو ساعت توضیح بدی ولی خب گفتم که گفته باشم لااقل و تو دلم نمونه که شاید با حرف من میتونست یه چیزی بهتر شه که منظور از اون چیز کمتر خرد شدن اعصاب شما و بهتر فهمیدن مخاطبا و بهتر به کار بردن حرفاتون تو زندگیشون باشه و نگفتم :))

    پ.ن: هنوزم نگرانم یکم از پاسخی که ممکنه بم بدید و حرفم باز درک نشه و فک کنین مثلا تو قسمت دوم نصیحتی کردم که مناسب شما نیست و خودتون بهتر اینا رو میفهمین و ... یا مثلا از ظن خودم یارتون شدم و ... :)) ولی خدایا به امید تو :)) نذار نیت خوبم پودر شه و دفعه بعد دیگه جرات نکنم با کسی حرف بزنم اصن :))
    پاسخ:
    من انصافا اینهمه ترسناکم؟ :| چه سواستفاده هایی میتونم کنم ازش ها :دی
    من بازم عذر میخوام اگر کج فهمی من باعث میشه تو یا هرکسی برنجه ازم، ببخشید، من هیچ وقت نیت آزار کسی رو نداشتم و ندارم!
    در مورد نوع نوشتن، اولیش اینه که خب من اونجوری که بلدم مینویسم! مهمتر اینه که من یه موقعهایی حس میکنم متنم خیلی روشنه، بعد که میاد روی وب میبینم چه زوایایی داشته ها :)) چه نگاههای ممکن بوده بشه که من اصلا خبر نداشتم! بعد کلا پُستی به نظر من خوبه که بحثش بیاد توی کامنتها ادامه پیدا کنه! اینجوری همه یه چیزی باد میگیریم!
    بیشتر دلخوری ای که پیش میاد اینه که بچه ها شروع میکنن مته به خشخاش گذاشتن و یا اینکه اصلا نمیرن کامنتها رو بخونن و ایرادی رو میگیرن که مثلا چند بار حرفش رو زدم، شما هم باشی ناراحت میشی!
    پ.ن: من اینجوری نیستم، بد شناختی رو یا من خودم رو بد شناسوندم!
    سلام.وای وای چه اعصابی داری این همه اره میدی تیشه میگیری 

    پاسخ:
    سلام!
    اعصاب دارم دیگه :دی
    داشتم فکر می کردم اگر وبلاگ داشتم و یه همچین پستی می دادم و مثل تو قابلیتش رو داشتم که پیشبینی کنم ملت در کامنت ها چه ها میخوان بگن، قسمت کامنت هاش رو می بستم و خلاص!
    پاسخ:
    میدونم حرفت رو ها، اما اینجوری هیچ فرقی ندارم با کسانی که توی زندگیم نقدشون میکنم! بدم میاد کاری رو کنم که بدم میاد باهام کنن!
    این تیکه که به توانایی پیش بینی من ایمان داشتی رو خوشم اومد :))
    قطعا اگه نمیخواستم بخونمتون از خیلی وقت پیش آنفالو میکردم.
     
     کامنت من شاید یه کمی تند بود و اتفاقا اگه میخواستم به هدفم برسم ، باید من هم بهتر از این بیان میکردم که خب "معذرت"
    ولی چیزی که من واقعا میخواستم بگم اینه که حالا یه سوال؛هر چقدر هم پیش پا افتاده، تکراری یا احمقانه باشه،لازم نیست جوری پاسخ داده بشه که طرف مقابل آزرده بشه!
    اگه بنده اون کامنت مشابه را ندیده بودم و سوال رو تکراری میپرسیدم قطعا از شیوه ی پاسختون خیلی زیاد به رنج می اومدم.در چنین مواقعی ترجیح میدم کامنتم جواب نگیره حتی :)

    به هر حال...اگه کامنت های من موجب آزار کسی هست؛چراغ خاموش دنبال میکنم! اونکه دیگه مشکلی نداره :)
    پاسخ:
    من حرفهام رو زدم به شما، با لحن خوبی هم زدم! کامنت هیچکسی مادامی که توهین نباشه آزارم نمیده، کامنتهایی که دیگه خیلی به تکرار میفتن و چند بار جواب میدم کلافه ام میکنن!
    به هر حال، اگر خودت اذیت نمیشی، کامنتت من رو خوشحال میکنه، اگه اذیت میشی که خب دیگه شرمنده!
  • علی موسوی
  • تا چن وقت دیگه مخاطبت از خبرگزاری فارسم بیشتر میشه  ...حالا کاری ندارم ولی  پا قدم من بودا  این رونق روزافزون  ... ۵ ساله وبلاگ داری ولی تو این یه ساله که میخونمت هفته ای چنصد تا مخاطب ‌جدید داری کار جدید ب‍‍‍‍‍‍یدا کردی عاشق شدی .. اصن روایت داریم بعضیا میان اینجا کامنتای منو بخونن ... یکم دیگه بخونمت مستقیم ترنسفر میشی هاروارد و دولت فدرال همه هزینه هاتو در سطح رییس جمهور تقبل میکنه :)  ...

    یه فایده خوب این وبلاگ برام این بود که به جان کلام طرف مقابلم بیشتر دقت کنم و  تو مصادیق  کنکاش وسواس گونه وملانقطی  وار نکنم ..... 

    پاسخ:
    :)) اصلا ببین چه پاقدمی داشتی! :دی
    اگه این خط آخر رو واقعا از وب من گرفته باشی، که من خیلی آدم خوشبختی هستم!
    حالا اگه ازمون خواستن کاری رو بکنیم یا نکنیم و نمیدونستیم خودشون میکنن یا نه، چی؟!
    از کدوم تجربه بفهمیم کاره خوبه یا بد!؟!
    اگه نتیجه تست و تجربه ش خیلی تلخ باشه چی؟
    اگه ما توی بررسی هامون همه جوانبو درنظر نگرفته باشیم و به چُخ بریم چی؟!!
    پاسخ:
    دکتر جان وجدانی حرفم رو متوجه نشدی، یا داری اذیت میکنی؟ :|
    در مورد خط اول توصیه ی اکید اینه بنا رو بذاریم بر صداقت فرد، به نظر من ادمها خوبن مگر خلافش رو نشون بدن!
    در مورد خط دوم، چون انسانهای صاحب تجربه محدود و خارج از دسترس نیستن، اگر مشورتی خواستیم میتونیم از دیگر عزیزان بگیریم!
    در مورد خط سوم، اگر با مشوت و بی مشورت، تصمیم به انجام عملی گرفتیم و تجربه اش کردیم، که خودمون فاعل بودیم، پذیرفتن عواقب منفی و مثبت؛ از ویژگی های انسان سالمه! و حداقل چیزی که داره، کسب تجربه است! ما صرفا لازمه بادید روشن یه کاری رو کنیم، وقتی با پیشبینی های کافی یه کاری رو کنیم، و سهم خودمونو به خوبی انجام بدیم، دیگه الباقیش هر چی بشه مهم نیست، چون اعمال و نتایجش در گروی فعالیت تنها ما نیستن و چند عاملین!
    در مورد خط چهارم هم، این دیگه به سطح فرد برمیگرده، اینکه فرد موظفه در مورد تصمیماتش تحقیق و تفحص کافی کنه یه مبحث دیگه است که باید اموزش داده شه، حالا فردی در زمان X یا تحقیق کافی میکنه یا نمیکنه، اگر نکرد که هر چی سرش بیاد برمیگرده به خط سوم! اگر تحقیق کافی در اون زمان خاص کرد و زمان به جلو رفت و به Y رسید، و دید زوایایی بوده که از دیدش پنهان بوده، بوده دیگه! مهم اینه در شروع کار تصمیمات رو درست گرفته، خودت تصمیم نگرفتی با بررسی همه جوانب وقتی به نتیجه اش نزدیک شدی دیده باشی ای بابا زوایایی بودن که در جریانشون نبودی؟ اشتباه کردن، خطا کردن و یادگرفتن برای انسانه! اونی که با هر خطری سرش رو میکنه زیر برف کبکه، اون که میره توی سوراخ موشه و اون که میپره بالای درخت گربه است!
    مسئولیت ما اشتباه نکردن نیست، با بینش کافی عمل کردنه!
  • بانو ف تک نقطه
  • ١-ذوق زده کردنت پنج تومن میشه :|
    ٢-از اصول خودمم هست چون =))
    پاسخ:
    1- ارزون حساب میکنی :|
    2- :دی
    صرف نظر از حجم عظیم پرت و پلاهایی که بعضیا کامنت میذارن؛ چه حرفای خوبی میزنین گاهی وقتا.
    اصلا پستای کالفیلد با کامنتاش خوبن :)
    پاسخ:
    پرت و پلا هم که نه، اما گاهی که نه، بیشتر از گاهی انصافمون رو میذاریم دم در وبلاگ من، میایم داخل :|
    میخواستم یه سوالی بپرسم که خیلی اتفاقی پاسخ خیلی محکمتون به یکی از دوستان دیگه رو دیدم که اتفاقا کامنتشون شبیه سوال من بود ... :/
    این حد از خشونت بی سابقه و البته،آزار دهنده س... چرا جنبه ی نقد ... :\
    پاسخ:
    کامنتت ابهام داره بنابراین دو شکلی که ممکنه برداشت بشه رو جواب میدم
    اگر در مورد خشونت کلامی بقیه رو به من میگی، که به خودشون مربوطه، من مسئول رفتار بقیه نیستم، هر کسی بر اساس منشش رفتار میکنه!
    اما اگر در مورد من میگی، والله بالله، به خدا من مگه مجبور کردم کسی رو من رو بخونه؟ من همه ی تلاشم رو کردم و میکنم که حرمتی نشکنم از کسی، به شخصیتش کاری نداشته باشم، حد و حدودی رو رعایت کنم و دهنم رو به هر کلامی باز نکنم، اگر هم جایی تند برم و اشتباه کنم، اینقدر در خودم میبینم که عذر بخوام، کما اینکه توی همین پست پیش اومد و معذرت خواستم! اگر با همه ی این اوصاف، باز هم خوندن این متون، این کامنتها و لحن من برای هر کدوم از شما آزار دهنده است، به راحتی هر چه تمام تر گزینه ی عدم دنبال کردن در دسترستونه، اگر دنبال نکردی و صرفا سر میزنی، میتونی دیگه سر نزنی، اگر بار اوله این حجم از خشونت رو از من میبینی، دلت خواست باز سر بزن، دلت نخواست سر نزن، ولی اگر سر زدی و باز هم آزار دیدی دوباره میرسیم به اینکه اگر این متون، این کامنتها و لحن من برای هر کدوم از شما آزار دهنده است، به راحتی هر چه تمام تر گزینه ی عدم دنبال کردن در دسترستونه، اگر دنبال نکردی و صرفا سر میزنی، میتونی دیگه سر نزنی! من همه ی سعیم اینه که به کسی توهین نکنم و معتقدم در اندازه ی خوبی موفقم در این باره، هر آدمی اشتباه میکنه منم اشتباه میکنم، بر خلاف خیلی از شما شجاعت قبول اشتباهاتم رو هم دارم. مسئله ی اصلی اینه شما دوست دارید "مدل خودتون باهاتون حرف بزنم" اما من "مدل خودم با همه حرف میزنم" چون من، منم! در شرایط مشابه هر جای دیگه ای، یا ناراحت نمیشم اگر خودم یه طرف بحث باشم! و اگر ناراحت شم دیگه به کسی سر نمیزنم!
    آدمها رو سری دوزی نمیکنن، من اینم! تصمیم با خودته! یا علی!
    اینقدر شما دل نازکید؟
    پاسخ:
    کرگدن تا الان 15 بار این وب رو میبست!
    جدیدا افتادی رو دور پند واندرز هولدن:/
    پاسخ:
    از میانگینم بالا رفتم آره، ولی پست های قبلی یکی دوتاشون رو تو پند و اندرزی برداشت کردی!
  • منتظر اتفاقات خوب
  • یه قانون خویش درآوردی هست که میگه
    "وقتی راه میری قرار نیست به دهن مردم نگاه کنی".
    پاسخ:
    یه همچین چیزایی!
    هولدن عزیز در دنیای بلاگ شما هیچ نشانه ای از این جمله شما پیدا نکردم اینکه " شما تحمل صدای مخالف رو ندارید " اگر چنین بود کامنت ها رو بدون تایید منتشر نمی کردید ... برعکس شما انگار خودتون رو در جریان رودخونه مخالفت و ... انداختید تا محکی باشه واستون که آیا می تونید در عمل نقد پذیر باشید یا خیر ... این به تنهایی نشون میده که اهل عمل هستید تا شعار . ایراد از فعل من بود " بر نتابیدن " ... هنوز یاد نگرفتم از افعال مبهم و نامأنوس در نوشته های منطقی استفاده نکنم ! تمام حرف من این بود که در مواجهه با صدای مخالف خودتون رو اذیت نکنید و کمی آسون تر از کنار حرفها و آدمها بگذر ... یا بهتره بگم کلافه نشید چون صدای مخالف با هر پشتوانه ای چه منطقی چه خصومت چه آزاردهی شخصی و عقده ناگشوده و چه ... همه اش در پایان نباید درونیات شما رو بر هم بریزند برعکس میتونه موهبتی باشه تا درستی کلام شما رو در عالم اضداد به اثبات برسونه  ...چون شما رکن ثابت اینجا هستید و ما همه در گذر و عبور و این باعث دپرسی میشه بعد از مدتی  ... روحتون مثل من بعد از ده سال ساییده میشه و تجسم خلاقتون در این اصطحکاک ها در آخر محو میشه و دیگه نمی تونید خوب بنویسید!

    ببخشید که وقتتون رو گرفتم ... می دونم خسته اید از پاسخگو بودن .... در این کامنت استثناً کاملا استراحت کنید چون من نیازی به پاسخ شما نمی بینم وقتی به شناحت کاملی از استدلال های محکم شما رسیدم و جای بحثی نیست ... پیشاپیش تمام استدلال های شما به  درستی در منطق من می گنجه و لاجرم مورد قبوله واسم ...مرسی از زمانی که صرف کردید.

    ضمنا مدتی فقط نظاره گر پست های شما خواهم بود تا حظ کامل رو ببرم و مستفید بشم چون حقیقت در سکوت فقط متبلور میشه نه در بلوا ... و همچنین با گذاشتن کامنت کمتر انرژی کمتری از یک دوست خوب گرفته میشه و او کمتر دچار خستگی فکری می کنم . .. موفق باشی هولدن عزیز
    پاسخ:
    کامنتهای شما انرژی از من نمیگیره، اتفاقا من همه ی فاطمه های اینجا رو دوست دارم (نمیدونم چند تایید که!!) همه با من خوب برخورد میکنید و مخالفتتون رو در نهایت منطق اعلام میکنید!
    این نقد شما کاملا صحیحه، من رگ بیخیالی ندارم! و این خیلی بده، وقتی هم با بچه ها کار میکنم، اگر کمتر از توانی که میتونن رو بذارن، و تنبلی کنن، قشنگ اذیت میشم! من هیچوقت خودم رو توی این جایگاه نمیبینم و ندیدم که بگم همه ی استدلالهام درستن! من خیلی اشتباه میکنم چنین حرفی بزنم! فقط میگم اگر حرفی میزنم، استدلال دارم، اگر استدلالی دارم، اون "استدلال" جای بحث داره، نه من، نه مثالم! نه شخصیتم! من میگم دکتر خوب باید اول انسنا خوب باشه، میگن اگه دکتر شب نبود تو بیمارستان که تو میمردی!!! خب این اصلا چه ربطی به حرف من داره؟ بیا بگو آقا نخیر! دکتر خوب فقط باید دکتر خوب باشه - کما اینکه چند نفر با بدترین لحن ممکن همین رو گفتن - اینجا دو تا مسئله است، یه سری اینکه من بدون اینکه خودم بخوام، درگیر یه سری "دلخوری شخصی" درگیر یه سری "قهر شخصی" و درگیر یه سری "دشمنی شخصی" شدم توسط کسانی که اصلا باهاشون در تعامل خاصی نبودم، یعنی فرد روبرو شخصا ازم ناراحت شده - یا به خاطر پستم، یا به خاطر لحنم توی یه جواب کامنت - و هر وقت میاد اینجا خودآگاه یا ناخودآگاه شروع میکنه کوبیدن من، نه کوبیدن حرفم! مسئله ی دوم که خیلی ازم انرژی میگیره، اینه که مثلا یه دوستی میاد میگه این چه حرفیه زدی؟ بعد من میشینم قشنگ سر حوصله و فرصت توضیح میدم که چی گفتم و منظورم چیه و اینها! باز نفر بعدی میاد همون ایراد رو میگیره، به اون میگم آقا من این رو پاسخ دادم بخون ، باز نفر سوم و چهارم باز همین ایراد رو میگیرن! این دیگه خیلی نامردیه، اینکه مخاطبت حتی به خودش زحمت نده بخونه چی میگی، و برای چیزی که توضیحش رو دادی و روشنش کردی، بیاد زیر سوال هم ببره تور، بیاد بهت توهین هم بکنه فرضا! این دیگه من رو - و هر آدمی رو - به مرز انفجار میرسونه، شما همین پست رو ملاک کن، همین پست فقط، ببین چند بار من یه حرف واحد رو تکرار کردم و باز نفر بعدی همون رو گفته! تضارب آرا وقتی خوبه که دو طرف به هم احترام بذارن، کسی که حتی به خودش این وقت رو نداده توضیحات من رو بخونه، به تعالی چی کمک میکنه؟
    نکته ی آخر هم اینه خیلی از همین دوستان عزیز - که همشون رو دوست دارم - تحمل یه دونه منتقد در نهایت بی غرضی و دل صافی  - خودم رو میگم که از دل خودم خبر دارم - که جز موضوع بحث روی هیچ نکته ای از شخصیتشون کاری نداشته رو نداشتن، بلاگرها اینجا خودشون اینقدر بی تحمل بودن از اینکه میشنیدن "اعتقادت به نظر من غلطه" و اینقدر زشت و ناروا بیانش میکردن که من عطای کامنت گذاشتن توی 80% وبلاگها رو به لقاش بخشیدم، بعد همین عزیزان هر چیزی میخوان میگن و کوچکترین حرف از من رو بولد میکنن که ای داد بیداد، هولدن شعور نداره! هولدن ادب نداره! هولدن فلان نداره! نوشته های من سر مسخره ترین موضوعات ممکن حداقل ده تا منتقد داره که هفت تاشون زبونشون به نیش و کنایه های شخصی و توهین باز میشه! توی این موارد آروم بودن باور کنید سخته!
    نهایتا ازتون میخوام اوقات تلخی های من رو ببخشید، پیش میاد! دوست ندارم سکوت کنید، با قدرت ادامه بدید، لطفا :)
    اتفاقا من کامنتها رو و جوابهایی که میدی بیشتر از خود پست میخونم چون توضیحی توی پاسخ کامنتها میدی بیشتر قضیه رو و مفهومت رو موشکافی میکنه من منظورم دقیقا همین قسمت جوابت به یکی از دوستان بود:
    حرف اینه که آقا نذار فردیتت بیفته، نذار بقیه برات تصمیم بگیرن، جلوی ایرادی که خودت قبول نداری محکم باش! جلوی چیزی که منطقت میگه غلطه - حتی اگه درست باشه -  بی دلیل سر خم نکن،
    مشکل آدمها از همون جایی شروع میشه که قبول نمیکنن که این کاری که دارن انجام میدن اشتباهه
    چون اولین قدم برای اصلاح یک رویه اینه که اول باید قبول کنی اون فعل اشتباهه تا بتونی اصلاحش کنی
    سرسخت بودن و تعصب به روشی که داری آدم رو بجایی نمیرسونه

    ممنون از توضیحت



    پاسخ:
    دقیقا نصف خط بعدش گفتم که:
    آدم منطقی با دلیل، راضی میشه قطعا و اگه با دلیل راضی نشد، پس منطقش نیست که بهش حکم میده، غریزه اشه! حرف اینه که اول خودمون باشیم! همین فقط!
    آدم منطقی، دلیل منطقی رو میپذیره! با دقت به این جملاتی که بعد از اون گفتم، مشخص بود که مُراد حرف من چیه!
    نظر راجب پست دکترجون سلام: وا!!! به تو چه؟!!!! جدی تو روانشناسی؟؟!!! خیییلی فضولی و خییییلی کله ت توی زندگی ملته. اصن من میخوام آدم بدی باشم، بعدشم آقای فیس لوف!! تو دیگه باس بدونی حتی مفاهیم بدوی مثل خوبی و بدی هم نسبی هستن و بستگی ب برداشتهای شخص از واقعیت دارن. اریک برن میگه واقعیت برداشت ما از واقعیته. و فقط یه انسان بدوی میتونه بگه من از کسی نون میخرم که با زنش خوب باشه و برام مهم نیست نون خوب بپزه، یا چون شجریان زن دوم گرفته صداش مزخرفه، یاد بگیر دیگران رو تا جایی که به تو مربوطن قضاوت کنی. یعنی تو بچه مریضت رو میبری پیش یکی که پزشکی بلد نیست ولی با شوهرش مهربونه؟!!!بنظرم بجای اینهمه کرسی شعر نوشتن یکم روی مقوله دخالت نکردن توی تفکرات و حریم خصوصی دیگران کار کن.یعنی چون تو دوس دختر داری و روابطت از نظر من مذهبی نامشروعه بدرد مشاوره نمیخوری؟!! بخدا خییییلی تفکراتت عقب مونده س
    پاسخ:
    .
    این پستت رو ارجاع میدم به اون یکی پستت «دروغ نگو» و اینجوری فرزانه وارانه خلاصش میکنم که پیامبر فرموده اند که آنچه برای خودت نمیپسندی برای دیگران هم نپسند!
    باشد که من هم یک فرزانه ای چیزی بشم.
    تو هم که از نظر محتوای پست هات، یا فرزانه هستی یا داری فرزانه تر میشی جدیدنا :دی
    همش امر به معروف میکنی و نهی از منکر :دی
    خدا هزار خیر در دنیا و هزاران خیر در آخرت نصیبت کنه
    پاسخ:
    اتفاقا اینقدر بهش فکر کردم که دارم همش تز های گوناگون میدم :)) روی مخ خودمم رقته، اینقدر در حال اندرز و توصیه هستم به جای حس روانشناس بودن حس پیری میکنم :))
    یاد این شعر حافظ افتادم
    + واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند. چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند. مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس. توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می‌کنند.
    + اینُ ترانه شُ داریوشم خونده بود.
    پاسخ:
    من منتظر بودم بنویسی داریُش :| :))
    این مریم خانوم وبلاگتون شخصیت باحالی داره
    خیلی راحت میتونه اینجا نیاد و نخونه
    خود آزاری داره؟؟؟
    پاسخ:
    بعد من میگم بهم فکر میکنه، میگه نه :دی
    فکر میکنم چون در مورد اصول انسانی صحبت میکنیم نمیشه براش قانون و قائده ترسیم کرد روابط انسانی رو مقتضیات تعیین میکنه
    فقط میشه بر اساس عرف جامعه براش خطوط ترسیم کرد
    پدری که سیگار میکشه حتما باید به فرزندش سیگار نکشیدن رو تذکر بده البته شاید تاثیرش کمتر باشه ولی باید بگه
    و همون بچه هم میتونه تصمیم بگیره که سیگار بکشه یا نکشه
    پس حتی آدمها میتونند بروند و نمیرند و فقط بروند.
    پاسخ:
    چند بار در مورد حد و حدودش این پایین ها توضیح دادم، خدایی حسش نیست باز بگم! برات کپی میکنم:
    بیشتر این گزاره هایی که اینجا میخونید، در عالم واقع به شکل نسبی اجرا میشن! قضیه اینه که گزاره ها برای گزاره بودن باید قطعی بیان بشن، اما عمل به اونها در عالم واقعیت به هیچ عنوان نباید قطعی باشه! بله وقتی شما کاری رو میکنید که صحیحه به نظرتون - با عنایت به نرمال بودن عمل، منظور قتل نیست!!! - و خودتون ازش راضی هستید - گرچه ممکنه از بیرون رضایت بخش دیده نشه - هر کسی که مخالفه میتونه بره بمیره! ولی حرف این نیست که به قانون عمل نکن، چون همیشه یکی هست که بهش عمل نمیکنه - گرچه پلیسی که خودش عین خلاف رو انجام داده، دقیقا محل بحث برای ارزش قانون هست - حرف این نیست اگه تنلی و بی عاری میکنی و ازش راضی ای!!! بقیه حق ندارن چیزی بهت میگن!
    من صرفا معتقدم آدم وقتی معتقده داره کار درست میکنه - و باز منظورمون کارهای معمول زندگیه - دیگه اهمیتی نداره واقعا بقیه چی میگن! شما همینجا رو نگاه کن، من میگم رفتم امروز بیرون، حداقل ده نفر میگن غلط کردی رفتی بیرون، جای درست درونه نه بیرون! یا هر قدمی توی کار برمیدارم، توی زندگیم، حداقل چند نفر هستن که بگن غلطه! آدم باید پختگی دفاع از تصمیم و اراده ی خودش رو داشته باشه! آدم باید به این رسیده باشه که کار درست چیه، و کار رو انجام بده! غلط بود میای شجاعانه میگی اشتباه بود، بررسیم غلط بود!
    این دیگه نباید اینقدر قطعی و 100% برداشت بشه که تا حد "اگه خودت رو بکشی ، راضی هم باشی یعنی کسی بهت چیزی نگه"؟ برداشت بشه! مگه الان آدم مهم زندگی من بره دست به خودکشی بزنه من نمیرم جلوش رو بگیرم؟ مگه دوستم به خودش بخواد ضرر مالی احمقانه بزنه من حرفم رو نمیزنم؟ یا وقتی من دارم کار اشتباهی میکنم، وقتی دوستم میگه این غلطه، من که نمیگم خفه شو! لحاظ میکنم نظرش رو قطعا! آدمها با هم آدمن!
    حرف اینه که آقا نذار فردیتت بیفته، نذار بقیه برات تصمیم بگیرن، جلوی ایرادی که خودت قبول نداری محکم باش! جلوی چیزی که منطقت میگه غلطه - حتی اگه درست باشه -  بی دلیل سر خم نکن، آدم منطقی با دلیل، راضی میشه قطعا و اگه با دلیل راضی نشد، پس منطقش نیست که بهش حکم میده، غریزه اشه! حرف اینه که اول خودمون باشیم! همین فقط!

    اینها رو من یه بار به یه دوستی جواب کامنت دادم، اما خُب حداقل هشت نه نفر دیگه بدون خوندن کامنتها صرفا حمله ور گشتند به من، چون تو برادریت رو قبلا ثابت کردی، برات گذاشتم که بخونیش!
    همه جاش:/درجاتی از سوختگی نوع۲و حرص خوردن هم دیده میشه:/
    پاسخ:
    باشه
    هولدن عزیز به نظرم همه چیز در سایه ی اضدادش ـون  می توانند  رخ نمایی کنند ... هر کلامی که در فضا گسیل میشه محکوم هست به معنا دار و معنا پذیر بودن و هیچ معنایی به صورت ذاتی در بدو تولید کلام با آن زاده نمیشه بلکه نیاز به ابزارهای شناختی داره ... شما بهتر از من می دونی تا صدای مخالف نباشه نمی تونی هیچ بحثی رو به حد کمال به ذهن مخاطبت متبادر کنی ! باور کن که کلامت در گذر از دالان این پرسش و پاسخ ها که گاه برای تو امری بدیهی هست ( توضیح واضحات ) و برای دیگری امری دور و معنا ناپذیر در نهایت منجر به پرداخت و پخته تر شدن کلام تو میشه ...

    خواهش من به عنوان مخاطب  از شما اینه که با هر صدای مخالفی ( که ممکنه از سر سوء تفاهم پیش آمده باشه یا از سر همسو نبودن دو جریان فکری و منطقی در دو مغز مجزا در دو انسان جدا از هم از حیث دنیاها و محیط ها و دریافتی های ادراکی و یا .... یا .... حتی خصومت شخصی و حال لحظه ای بد در مخاطب  شما .... ) به راحتی بر نتابی ...

     در مکاتب نقد فرانسوی مقالات زیادی راجع به این امر نوشته شده ! barthes در مقاله ای مشهور تحت عنوان " مرگ نگارنده " میگه میشه یک نوشته رو بدون در نظر گرفتن پیشینه ی بیوگرافیکال و شناختی نگارنده به ساحت نقد برد و بررسی کرد و این منطقی ترین و  آبجکتیو ترین حالت نقد رو رقم میزنه بدون اینکه باعث دست ورزی و قضاوت های نابجا بشویم ... به نظر من هم راستین ترین راه نقد همینه! من در دنیای بیرون این نقد دوستتون دارم و براتون احترام قائلم اما وقتی به شکل فوق نوشته هاتون رو در دنیای خودم نقد کردم به نکات فوق رسیدم وگرنه ورای تمام این حرفها شما رو به عنوان یک دوست مجازی و نویسنده خوب دوست دارم همیشه.

    شما ، من و همه به خوبی می دونیم که دنیای فیزیک از لحاظ ساختار منطقی جز محکم ترین دنیاهاست یعنی تمام اتفاقات رخ داده در دنیای فیزیک آنقدر دقیق و تکرار شدنی رخ میدهند که فیزیکدانان بعد از مدتی برای هر کدام از پدیده ها می تونند یک قانون شامل و کامل تدوین کنند که در تمام شرایط حاکم هست .... در همین دنیای بی نقص فیزیک وقتی یک پرتابه در فضا گسیل میشه با میزان معینی انرژی ورودی ممکنه بر خلاف انتظار در نیمه ی راه از حرکت باز ایسته یا به سمت دیگه ای منحرف بشه چون عوامل زیادی باعث درصدی خطا در محاسبات میشه و این نقطه ی تولد " ضریب خطا " ست .... با این مقدمه همیشه حین تولید یک محتوا درصدی رو برای این ضریب خطا کنار بگذارید و با حال بهتری بنویسید و پاسخگو باشید ... می دونم در دفاع از نوشته هاتون نمی شه صد در صد آبجکتیو برخورد کنید و خنثی باشید اما به دلیل اینکه نوشتار نمیتونه بار معنایی ثقیل تر از یک حدی رو تحمل کنه   و لحن نداره بهتره نرمش بیشتری رو نشون بدید تا اینطور خودتون رو ناراحت نکنید و همچنین برخی از دوستانتون ...

    صداهای موافق و تایید کننده هیچ بار معنایی افزوده ای رو به کلام شما نمی بخشند ... من خودم ار تایید شدن های مکرر در دنیای خودم بیزارم و می ترسم چون این یک زنگ خطر هست و به من میگه تکراری و ملال آور شدم یا اینکه اطرافیانم منفعل و مصنوعی شدند و توجهی به من ندارند و از سر دوستی های مصنوعی و سلفون کشیده مدام تاییدم می کنند ... چه بسا در بلاگی می نوشتم و موج سینوسی نوشتن هایم بعد از مدتی تبدیل به یک خط ممتد شد و فیدبکی خنثی و بدون اوج و فرود از طرف مخاطب باعث شد بعد از ده سال دیگه ننویسم و به ساحت دیگری از هنر ( تصویر سازی و نقاشی ... ) روی بیارم... این پایان یک نویسنده مثل من هست مادامیکه در یک ماتریس یا ماتریکس خود ساخته با مولفه های از پیش دیفالته شده خودش رو حبس می کنه و از ورود ارقام ورودی  تازه جلوگیری می کنه که بعضا ماهیت اون رو به چالش می کشند و فرمش رو تغییر میدهند  ...
    مثل همیشه ازت ممنونم هولدن عزیز و یک عذرخواهی به خاطر این کامنت بلند و طویل ...
    موفق باشی همیشه
    پاسخ:
    من خودم رو داشتم اماده میکردم به شما توضیح بدم که جریان چیه، و این همه خطابه ای که شما نوشتید - و در موضوع خودش محترم و خوندنی هست و من هم ازش استفاده بردم ، نه در موضوع من که بسیار مقوله ی متفاوتیه - اما یهو یه خودم گفتم که چی؟ شما میخوای فکر کنی من تحمل صدای مخالف رو ندارم؟ این فکر رو کن! واقعا چه کاریه من بشینم توضیح بدم چرا اینطور نیست؟ که الان من بشینم پاسخ بدم به شما موضوع 180 درجه متفاوته با چیزی که بررسی کردید! چه اتفاقی میفته؟ چه لزومی داره اصلا؟
    من از شما ناراحت و دلخور نیستم، پس بنا رو روی این نگذارید و نگید "وای هولدن ببخشید". اینجا فقط داریم حرف میزنیم! ایضا کار ناشایستی هم نکردم که  کسی به خودش اجازه بده ازم ناراحت باشه و تازه بیاد بیانش هم کنه که ای وای تو چنین و چنانی! در این شرایط اگر هم کسی از من ناراحت و دلخوره میتونه به عنوان این پست عمل کنه؛ چون من اگر از کسی دلخور باشم که حقم رو نخورده و بهم بدی نکرده خودم میرم میمیرم و مصدع اوقات اون فرد نمیشم!

    ممنون از سعه ی صدر شما توی خوندن این پاسخو البته عذر میخوام که پاسخی که وجود داره و دید شما رو تصحیح میکنه رو بهتون نمیدم.
    آدمها میتوانند بروند بمیرند ... !
    یکی از تاثیر گذار ترین جملاتی که شنیده م 
    ممنون بابت پپست زیباتون !
    پاسخ:
    قرار نشد بیای اینجوری سایتت رو تبلیغ کنیا ناقلا!
  • ابراهیم هوشیاری
  • اگه یه نفری که داره غرق میشه بگه تو غرق نشو،شما میگی برو بابا تو خودت داری غرق میشی بعد به من میگی نشو.
    شاید یه پدری سیگاری باشه نباید به بچش بگه تو سیگار نکش؟؟؟؟؟؟؟
    پاسخ:
    چون ما یه سری از بحث ها رو توی کامنتها ادامه میدیم و شما زحمت نمیکشی و وقت نمیذاری دنبالشون کنی، ارزش این رو نداره برات وقت بذارم حرفی که حداقل پنج بار گفتم رو برای بار ششم بگم!
  • باران میم
  • عذر می خوام اگر باعث شدم کلافه بشین.ولی من از بحث و گفتگو تو اینجا خوشم میاد.شما کلا کامنت منو با این پیش زمینه بخون که نه توش کنایه و متلک هست نه انگ.مسلما با یه سری حرفاتون موافق نیستم اما اگه از شما بدم بیاد به جای انگ و کنایه ،اینجا نمیام.بر عکس یه سری از مخاطبای اینجا که انگار آزار دارن.موفق باشین...
    پاسخ:
    ممنون، بازم عذر میخوام من.
    چرا جواب منو ندادی
    الا ای هولدن :||||
    پاسخ:
    داشتم رندوم جواب میدادم :))
    بعد اگر یه موقع دیدی جواب ندادم تا آخر، ممکن هم هست کلا جا انداخته باشم :|
    برخی کامنتها رو که البته ظاهرشون داد میزنه به علت سخیف بودن محتوا جواب نمیدم، مثل 90% کامنتهای مریم :))
    ولی عموما یا دارم رندوم جواب میدم، یا جا افتاده :|
    خودتو جدا میکنی، اینه که حال آدمو به هم میزنه
    خودت هم برو بمیر
    پاسخ:
    تو هم بمیر باشه؟ بدون تو صفا نداره!
    نمیدونم کاره خوبیه یا نه. ولی من هیچ وخت کارایی که خودم بدم میاد یا حوصله ندارم انجام بدم به شاگردام نمیگم!

    مثلن من از کاره گروهی متـــــــنفـــــــــــــرم. همیشه بهشون اینو میگم که من انتخاب شخص خودم کاره فردیه. ولی قانون مدرسه ی شما کار گروهیه پس گروه بشید با هرکی خودتون دوس دارید. ینی اصن هیچ وخت خودم هیچ کدوم از کلاسامو گروه بندی نکردم. همه چی اختیاریه.

    +چیزای دیگه ای هم نوشتم بعد دیدم خیلی صورت خوشی نداره! ادامه ندادم.
    در کل من هم خودم اگه لازم باشه میرم میمیرم، هم میزارم بقیه برن بمیرن که آرامش به هم نخوره!
    :)
    خیلی عقل دارم چون من!
    پاسخ:
    درست غلطیش رو ول کن، همین که کاری رو میکنی که اعتقاد داری درسته، کار خوبیهف دورویی با بچه نمیکنی!
    هولدن چقده خشن شدی

    احساس میکنم کلی حرفای مفید داری بعد میای می نویسی
    همه ی جور دیگه میفهمن ، بعد میای توضیح میدی ، عصبی میشی

    اصن من نظر ها رو می خونم پوکر فیس میشم
    وقتی تلاش تو برای فهموندن میبینم

    فکر میکنم الآنه که مثل اون گیفت تلگرام که طرف اسلحه در میاره و به مخش شلیک میکنه و خون میپاشه رو تخته سیاه
    توام الان اینکارو میکنی و خون میپاشه رو وبلاگت


    :|||||||
    پاسخ:
    مفید و آشغال رو بریز دور، همین که حرف ساده ام رو باید هی توضیح بدم، کلافه ام میکنه، و قشنگ اوقاتم تلخ میشه :|
    و در مقابل ؛ اون کار هایی هم که به هر دلیلی انجام نمی دن ؛ توقع دارن ما انجام بدیم |: .
    پاسخ:
    حتی :))
  • باران میم
  • به جون خودم قصدم کنایه نبود.اگر این جوری برداشت کردین عذر می خوام.ولی شما به من توهین کردین با عبارت احمق.
    اگر دکتر بودین میگفتم عصبانی نباش دکتر
    اگه دوست صمیمیم بودی میگفتم عصبانی نباش دوسی
    و چون روانشناسی و به این خاطر بیشتر میام وبلاگت اینجوری خطابتون کردم
    پاسخ:
    نه نه، من نگفتم احمق، گفتم حماقتتون اورژینال باشه، حماقت رو همه ی آدمها دارن، کار احمقانه تا حالا نکردید؟ :| خوبه مثالم خودم بودم در مورد حماقت :|
    من همینجا عذر میخوام اگر کج فهمی بنده باعث تکدر خاطر شد، فکر کردم کنایه بوده، بذارید به حساب لحن نداشتن متن، معذرت میخوام از شما
    متوجه منظورتون هستم . مرسی از توضیحاتتون ...
    پاسخ:
    ممنون از اینکه درست و توی شکل منطقی بحث میکنید و باعث میشید من یه چیزی یاد بگیرم!
  • باران میم
  • عصبانی نباش روانشناس. 
    برو نود ببین
    پاسخ:
    نیستم
    نمیبینم!
    ضمنا عصبانیت جزء هیجاناتی هست که هر آدم سالمی تجربه میکنه و باید بکنه، اونی که بار اول "عصبانیت، خشم، پرخاش، داد و بیداد و فحاشی" رو گذاشته کنار عبارت روانشناس و بهشون حالت کنایی داده احمق بوده، شما حماقت دیگران رو ادامه نده! مثل من باشید ، من حماقت هام هم اورژیناله!
  • آقای ژاندارم
  • نقد قبول.
    آدم ها می توانند بروند بمیرند غیر قبول.
    پاسخ:
    بروند زخمی بشنوند حداقل دیگه :دی
  • بانو ف تک نقطه
  • اینجا اون قانون طلایی "به درک" کاربرد داره .. :)
    آدم نباید بذاره تفکر هیچکس ،آدمو از خود درونی و اصیلش دور کنه ...
    پاسخ:
    ا یکی فهمید من چی میگم :))
    دستت درد نکنه داشتم نا امید میشدم :|
    ملت میگن من گفتم هر غلطی دلتون میخواد بکنید هیچکس حق نداره هیچی بگه :|
    مضحکه خاص و عام شدم ؟! 
    کلن من وبلاگ زدم که کسی منو شناسایی نکنه. هرچقدر اینجا آبروم بره اشکالی نداره به نظرم. هرچند منم حرف خارج از عرفی نزدم ..

     من فقط نظرم رو گفتم ... و چه جوابی گرفتم ... 
    بی چاره کودکان استثنایی واقعن . 



    پاسخ:
    .
    درسته ... مرسی ... من هم شخصا نه تنها اینجا بلکه به تمام امور زندگیم  به شکل نسبی نگاه می کنم و هیچ حکم و گزاره ای رو  " لا تغیر " تلقی نمی کنم  ... فقط برای حسن کمال نوشته ی به جا و درست شما خواستم این نکته رو اشاره کنم تا کامل تر بشه  وگرنه در کل با حرفتون موافقم صد در صد ...

    حرفای اخیرتون و اینکه در عمل به این گزاره تمام جوانب رو می سنجید و بعد بهش عمل می کنید منو یاد یک جمله از جان لاک انداخت :
    "حدود آزادی مُشت من جایی به پایان می رسد که مرز دماغ دیگری آغاز می شود"

    این یعنی ما تا جایی آزاد هستیم که به دیگری آسیبی نرساندیم ... تمام حرفای شما در این پست  در سایه این لیبراسیم نسبی و عکس العمل گرا کاملا درست و انسانیه به نظرم ... حتی هیوم یا لاک ( نمی دونم واقعا ) هم گفتند آزادی طبیعی هر موجود نباید تحت تاثیر نیروهای بازدارنده به بند کشیده بشه ... این حرفا خیلی ایده آل هستند اما حرفای شما رو شاید بشه تا حدود زیادی در راستای این آزادی شخصی و طبیعی خودمون در زندگی به کار ببندیم بدون اینکه خیلی ایده آلیستی و حتی تمام گرایانه به دنبال آزادی بریم  و خودمون رو پر پر کنیم ...
     هولدن عزیز از توجه و زمانی که صرف نوشته ها  و کامنت ها می کنید ممنونم  ...
    پاسخ:
    من لاک رو در حد تاثیرش روی فلاسفه ی پراگماتیست (اگر تاثیری داره تازه :)) ) و تاثیرش روی رفتارگراها و کارکردگراها میشناسم، هیوم هم در حد اینکه ترم یک کارشناسی خوندمش :)) علاقه ام هم فلسفه نیست واقعا! اما فارغ از نظرات بزرگان ، یا چیزهایی که روانشناسها در باب آزادی میگن (که کاربردی تر از نظرات فلاسفه است) من صرفا معتقدم آدم وقتی معتقده داره کار درست میکنه - و باز منظورمون کارهای معمول زندگیه - دیگه اهمیتی نداره واقعا بقیه چی میگن! شما همینجا رو نگاه کن، من میگم رفتم امروز بیرون، حداقل ده نفر میگن غلط کردی رفتی بیرون، جای درست درونه نه بیرون! یا هر قدمی توی کار برمیدارم، توی زندگیم، حداقل چند نفر هستن که بگن غلطه! آدم باید پختگی دفاع از تصمیم و اراده ی خودش رو داشته باشه! آدم باید به این رسیده باشه که کار درست چیه، و کار رو انجام بده! غلط بود میای شجاعانه میگی اشتباه بود، بررسیم غلط بود!
    این دیگه نباید اینقدر قطعی و 100% برداشت بشه که تا حد "اگه خودت رو بکشی ، راضی هم باشی یعنی کسی بهت چیزی نگه"؟ برداشت بشه! مگه الان آدم مهم زندگی من بره دست به خودکشی بزنه من نمیرم جلوش رو بگیرم؟ مگه دوستم به خودش بخواد ضرر مالی احمقانه بزنه من حرفم رو نمیزنم؟ یا وقتی من دارم کار اشتباهی میکنم، وقتی دوستم میگه این غلطه، من که نمیگم خفه شو! لحاظ میکنم نظرش رو قطعا! آدمها با هم آدمن!
    حرف اینه که آقا نذار فردیتت بیفته، نذار بقیه برات تصمیم بگیرن، جلوی ایرادی که خودت قبول نداری محکم باش! جلوی چیزی که منطقت میگه غلطه - حتی اگه درست باشه -  بی دلیل سر خم نکن، آدم منطقی با دلیل، راضی میشه قطعا و اگه با دلیل راضی نشد، پس منطقش نیست که بهش حکم میده، غریزه اشه! حرف اینه که اول خودمون باشیم! همین فقط!
  • باران میم
  • خودت تموم چیزایی که به بچه ها تو کلینیک یاد میدی تو بچگی خودت انجام دادی؟ معلومه که نه .اون وقت درست اون فسقلیا به شما (دور از جون)بگن برو بمیر؟
    پاسخ:
    وظیفه ی من بیدار کردن شما و امثال شما از خوابی که خودتون رو بهش زدید نیست!
    بخوام هر ایراد مسخره و بنی اسراییلی رو جواب بدم باید عمرم رو بذارم پای توجیه ملت!
    حرف هایتان جالب است. مخصوصن وقتی میفهمیم شما روانشناس هستید. یا لاقل قرار است بشوید :دی انگار هنوز چم و خم جهان در مشتتان نیست. در حالی که روانشناس ها همچین ادعایی دارند :دی 
    پاسخ:
    در مورد کسانی که نمیشناسید، با چند خط که آن را هم نیز "از ظن خود یار من شده اید" نظر ندهید، خود را مضحکه عوام و خواص میکنید!
    ایضا در مورد علومی که هنوز پشیزی از آن نمیدانید نیز!
    با تشکر از شما که این پندها را خوب به گوش گرفته و از حدود خودتان عُدول نمینمایید!
    با تشکر و خدانگهدارتان!
  • باران میم
  • اخه بعضیا خیلی خود بی خودی دارن و کاملا هم از این خودشون راضین.مثلا اونی که از رانت استفاده میکنه و پول کلان به جیب میزنه خیلی از زرنگ بودن خودش راضیه. 
    پاسخ:
    این رو دقیقا در کامنت قبلی توضیح دادم!
    این تفکر بسیار تخریب گری هست هولدن ... به نظرم کمی کانالیزه اش کن  یا چند تبصره و پی نوشت به پایین پستت اضافه کن ...
    چون به نظرم این گزاره شاید در امور شخصی هر فرد بتونه راه درستی باشه وقتی بقیه آدم نیستند که به حرفهاشون عمل کنند  اما در امور جمعی و مدنی این شیوه _ بقیه بروند بمیرند چون هیچکس حرف و عملش با هم یکی نیست در مقام دستور دهنده / نصیحت گر یا قانون گذار و والد و معلم و ... _ میتونه خیلی تخریب گر باشه!

    مگه میشه هر کاری که به نظر خودمان درست است  انجام بدیم و دیگران بروند بمیرند چون اصولا یک عده در جامعه هستند که بقیه رو به / از آنچه خودشون انجام نمیدن /  میدن  ترغیب  / منع می کنند !

    پاسخ:
    بیشتر این گزاره هایی که اینجا میخونید، در عالم واقع به شکل نسبی اجرا میشن! قضیه اینه که گزاره ها برای گزاره بودن باید قطعی بیان بشن، اما عمل به اونها در عالم واقعیت به هیچ عنوان نباید قطعی باشه! بله وقتی شما کاری رو میکنید که صحیحه به نظرتون - با عنایت به نرمال بودن عمل، منظور قتل نیست!!! - و خودتون ازش راضی هستید - گرچه ممکنه از بیرون رضایت بخش دیده نشه - هر کسی که مخالفه میتونه بره بمیره! ولی حرف این نیست که به قانون عمل نکن، چون همیشه یکی هست که بهش عمل نمیکنه - گرچه پلیسی که خودش عین خلاف رو انجام داده، دقیقا محل بحث برای ارزش قانون هست - حرف این نیست اگه تنلی و بی عاری میکنی و ازش راضی ای!!! بقیه حق ندارن چیزی بهت میگن!
    مسئله ی اصلی اینه شما این متون رو به شکل اصول لا یتغیّر میخونید! اینها رو باید به شکل اصول انسانی بخونید، اصول انسانی فقط اسمشون اصله، چون در عمل و در شرایط مختلف دستکاری، تعدیل یا تشدید میشن!
    [آیکُن دست زیر چانه زدن و تفکر]
    پاسخ:
    :|
    آدمها می توانند بروند بمیرند..
    آدما خیلی کارها می تونن بکنن ولی خب نمی کنن. می مونن و به همه ی مزخرف بودناشون ادامه میدن.. چون می تونن هم نرن و نَمیرن.
    ما هم باید تحمل کنیم و همین طور ادامه بدیم چون در غیر این صورت ماییم که می تونیم بریم بمیریم


    + تخلیه ی روانی در کامنتدونی کالفیلد
    پاسخ:
    تخلیه روانی اینجا آزاد است!
    این پست برای آدم ها نوشته شده و تویش کلی به آدم ها فحش داده اند ...
     پیدا کنید پرتغال فروش را :)
    پاسخ:
    :(
  • نار خاتون
  • دلم میخواد به خیلیا عنوان پستت رو بگم...ینی به خیییلیا ها...
    پاسخ:
    چند نفر مثلا؟ :|
  • فاطمه نظری
  • عالی بود
    پاسخ:
    چیش عالی بود؟ :|
  • شادوَرد __
  • همینه که پیامبر (ص) فرموده:رطب خورده منع رطب چون کند؟!
    پاسخ:
    اوهوم!
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • مثلا بعضییا نقد میکنن بعد میگن نقدم نکنید. یا مثلا احترام نمیذارن به کسی بعد انتظار دارن بهشون احترام بذاری.
    دنیا عجیب غریبه!
    پاسخ:
    دنیا اگر جای عجیب غریبی نبود اسمش دنیا نبود، مثلا میذاشتن بهشت، جهنم، همچین چیزی!
    اره خیلی دیدم
    شده خودم کاری رو از کسی منع کردم وخودم انجامش دادم !
    یا برعکس
    به هرحال هر کس با توجه به تجربه ش و عقلش زندگی کنه بهتره والا:)
    پاسخ:
    منم خودم این کار رو کردم ، تلاشم اینه نکنم! هممون کردیم!
    بله
     تیک إ برید:/
    پاسخ:
    از کجای این عصبانیت بر میومد؟ :دی
    چشم 
    پاسخ:
    چشمتون بی بلا! :دی

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">