Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

اتفاق باشید!

شنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۵، ۰۹:۰۴ ب.ظ

خیلی وقته اینجوری شده که وقتی برای یکی کامنت میذارم ذوق میکنه که "واییییی هولدن برام کامنت گذاشته" وقتی به یکی پیغام خصوصی میدم لذت مضاعف میبره که "هولدن با من شخصا کار داره" وقتی وبلاگی رو دنبال میکنم نویسنده اش میاد و ابراز ارادت میکنه که "اوه اوه هولدن اومده"، بیشتر از اون و برای قدیمی تر ها - که نه خفنم براشون نه غریبه نه سلبریتی شکر خدا - وقتی از چیزی تعریف میکنم دسته جمعی سکته میکنن، که وای هولدنم میتونه از یه چیزی خوشش بیاد، وقتی با چیزی موافقم تعجب میکنن که مگه یه حرف ممکنه چقدر درست باشه، وقتی اثری رو توصیه میکنم باور عمومی - فارغ از واکنششون بعد از اثر - اینه که حتما شاهکاره، اصلا برای همینه چیزایی که من معرفی میکنم بهشون نمیچسبه، چون توقعشون از هولدن چیز دیگه است! خیلی وقته که حداقل اینجا، هر رفتار من یک "اتفاق" میشه!

اما اصلا موضوع حرفم من نیستم، موضوع حرفم شمایین! من میخوام که همتون اتفاق بشید، اتفاقهای زندگی خودتون، من دوست دارم مرکزیت شما رو توی دنیای خودتون ببینم، چون لایقشین! برای اینکه اتفاق باشید، قبلش باید خودتون باشبد، باور کنید تعارف، مهربونی بیش از حد، همه رو راضی نگه داشتن، دختر و پسر خوب بودن، همیشه در دسترس و همیشه موقر بودن هیچ کس رو برای بقیه در حد یه اتفاق مهم نمیکنه، بیشتر میشید یه ابزار که سرویس های خوبی میدید و برای اون هم دوست داشته میشید! خودتون باشید، در تک تک لحظات زندگیتون، خودتون توی زندگیتون جاری باشید، خودتون حرف بزنید، خودتون تصمیم بگیرید، نظر خودتون رو بدید، رضایت بقیه از آرای شما، باهاتون توی قبرتون نمیاد! اینقدر خودتون باشید و به خودتون بودن افتخار کنید که بقیه بدونن هر کاری هم که کنن "تو، تو میمونی". وقتی اونقدر برای خودتون محکم باشید که مردم نتونن شما و رفتار و نظرتون رو عوض کنن، خود به خود اتفاق میشید! اون موقع هر حرکت جدی و قابل ذکرتون میشه اتفاق مهم زندگی بقیه! باور کنید!

  • ۹۵/۰۶/۲۷
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۶۶)

سلام
بسیار لذت بردم از این نوشته...ولی قبول کنید در عمل خیلی سخته!من هم تا 20سالگی هیچوقت خودم رو زندگی نکردم ...همیشه کاری رو انجام دادم که تحسین و توجه اطرافیان رو داشته باشم ...دیگه بیزارم از این همه شهرت!!! میخوام یک آدم معمولی باشم اما خودم باشم ...چند وقتی هست که دارم خودم رو زندگی می کنم ...زندگی شیرین تر و دلچسب تر شده برام...
مرسی بابت یادآوری جناب هولدن
پاسخ:
خوبه که تونستم تلنگری باشم! :دی
تازه تازه ترم میشن :| انا لله و انا الیه راجهون :دی
پاسخ:
:دی
  • پرتغالِ دیوانه
  • میشه حادثه باشیم ؟ :دی
    پاسخ:
    میشه!
    به خودم قول داده بودم فقط بیام دعوت به وب کنم و برم البته با یه لحن کاملا محترمانه تر .. ولی بازم نمی تونم بدون هیچ حرفی برم ..!
    خیلی از این روابط وبلاگی صمیمی سردرنمیارم .. اما این که بخوام برای زندگی خود اتفاق شم .. سال ها پیش فکر می کردم همه ی آدما مثل همن .. همه مهمن .. همه ثروتمندند ، همه مهربانند و ... نه این که الان بخوام بگم نهههههههه ، همه گرگ شدن ... نه بابا اصن نقل این حرفا نیست .. من فقط فهمیدم الان دیگه همه با نظر من موافق نیستن .. درواقع اون موقع هم نبودن ولی دونستن الانش یکم آزار دهندس ..
    من هنوزم یه اتفاق موندم ولی ... احساس این که کسی حس کنه مهم نیست .. برای من هم یه اتفاق غمگینه ..
    همین .. حرف دیگه ای ندارم
    ممنون
    پاسخ:
    قربون شما!
    باشه :دی
    پاسخ:
    :دی
    نه نه آقا می شه تجدید نظر کنم؟:-" کامنتارو کامل خوندم الآن خیلی بد شد که:-" پس اونایی که زیر هر پستت میان می نویسن تو خودشیفته ای تو فکر می کنی شاخی و فلان کجان پس من ضایع نشم؟:))))))))))
    پاسخ:
    مقاومت کردم کم آوردن :))
    چند تا کامنت داره این پست؟:)) 59 تا؟:)) تخمین می زنم توی 50 تاش ملت هی می گن نه تو اتفاق نیستی نه مثالت فلان بود خودشیفتگیت به همان:)))))))))
    آقا آخ که چقدر راس می گی.. آخ که چقدر سخته..:دی
    پاسخ:
    اون اولاش شروع کردن به گفتن من مقاومت کردم :))
  • باران ( یه زمانی نبض احساس اسم وبلاگم بود )
  • ما که اینجور فکری در مورد شما و کامنتاتون نکردیم :دی 
    برای همینم هست بعد از ماهها اومدم اینجا فقط یه سلامی عرض کنم خدمتتون برم :)
    سلام :)


    موفق باشین :)

    +
    پست خوبی بود :)


    پاسخ:
    علیک و ممنون :دی
    نههه خلوت نکن! این همه زحمت کشیدی مخاطب جمع کنی :))
    اما نمیدونم، احساس میکنم مثلن یکی که زیاد شناخته نشده س وقتی براش کامنت میذاری مثلن ذوق میکنه، میخونه، کلی فکر میکنه چی بگه که اصن تو رو بکشونه دوباره اما خب حالا شما ۴۰ تا کامنت داری من بذارم نذارم بخونم نخونم فرقی نداره برات! تازه حرف منو مثلن تو ۴۰ تا کامنت قبلی یکی مشابهشو شاید گفته باشه پس کلن انگیزه ای نمیمونه خیلی :دی
    پاسخ:
    حرفت به صورت کلی درسته، ولی در مورد من نه!
    99% بلاگرهایی که میگن از کامنت داشتن خوشحال نمیشن دروغ میگن! دوم اینکه من کلا مرد بحثم، توی همین پست ببین با چند نفر وارد مکالمه شدم! برای هر کسی که حرفی داشته باشه وقت میذارم، کسی که برای من کامنت مینویسه و باهام وارد بحث میشه وقت میذاره، منم براش وقت میذارم.
    من تو دنیای واقعی اکثر مواقع خودمم...کم پیش میاد به خاطر نشکستن دل یکی دیگه از خودم بگذرم یا نظرمو نگم...سعی می کنم تند نباشم اما اونچه که میخوام رو میگم...مستقیم هم نگم غیر مستقیم میرسونم به طرف...ولی تجربه ای که از این "خودم" بودن داشتم تنها شدن بود...من همیشه سعی کردم مودب باشم...و دوستای هم سن و سالم این رو به پای سرد بودنم گذاشتم یا اینکه فلانی خیلی خودش رو می گیره...اصلا به ما نمیخوره...داره خودشو لوس می کنه و امثالهم...اینطور حرفایی زیاده...دیگه از اینجا بگیرین تا چیزای بزرگ تر...ولی با اینحال آدم خودش باشه بهتره چون اگه بخوای همه رو راضی نگه داری بعد یه مدت احساس پوچ بودن و مزخرف بودن به آدم دست میده...حس یه برگ خشک روی آب شناور که هربادی می برتش این طرف اون طرف... اینا رو شما بهتر از من می دونین...فقط همینطوری دلم خواست بنویسم...هیچ جا نگفته بودمشون :)
    پاسخ:
    حالا بذار بزرگتر شی بیشتر وارد اجتماع شی، همه ی اینها ابعاد تازه تری پیدا میکنه! :دی
    حالا اینکه تازه خوب بود! یه سری جملات ریتمیک میذارن اونا دیگه اصن طوفان به پا می کنن :))
    پاسخ:
    بیا :))
    هولدن باور کن با خون دل و بعد از کلی بمباران شخصیتی سر سمینارم به این اصل رسیدم ...  :  ملا نقطی درسته ولی ملا لغتی " غلط مصطلح / رایج " این عبارت کنایه ای هست و در اصل نباید در نوشتار مخصوصا نوشتار رسمی از غلط رایج یک عبارت استفاده کرد چون مکتوب و ثبت میشه و باعث میشه این " غلط" بیشتر و بیشتر مصطلح و درست به نظر برسه ! اون قدیما " میرزا بنویس " هایی که به تعداد نقطه ها ( که اون زمان به خاطر عبارات عربی و سنگین طبیعتا بیشتر بوده ) گیر می دادند می گفتن : ملا نقطی " نُقَط = جمع نقطه " 

    شما رو با شباهنگ تنها میذارم ... من که رفتم ... باور کن اگه فهمیده باشم خودم دارم چی میگم !
    پاسخ:
    آره :|
    حق با توئه، ملا نُقَطی درسته! رفتم سرچ کردم دیدم! :دی
    ممنان که به من آموزش دادی! :دی
    اصلا یاد خودمه :| هرجایی دلش بخواد می افته :| والا :|

    + جلف بودنش معلوم بود نه؟ اینو تو وب یه نفر که جملات شاخی طور میذاشت خونده بودم :دی
    پاسخ:
    بله به شدت اینا واضحن!
    اتفاقا مثال کاملا به جایی بود . نه هم نمیتونم بگم بیشتر مواقع:|
    سعی میکنم ببینم چی میشه
    پاسخ:
    :|
    :دی
    انقد رضایتمون از خودمون شده در گرو رضایت بقیه که شدیم تکه پاره هایی از دیگران. نه تنها خودمون نیستیم که مقبول خودمون هم نیستیم. 
    امیدوارم بتونم خود اورجینالم باشم و لازمه اش اینه که نترسم از حرف و حدیث و سرزنشهای ملت که خیلی هم سخته :|
    پاسخ:
    ایشالا بتونی!
    شاید نتونسته بودم حرفمو خوب برسونم . من جوابم رو لاب لای پاسخ کامنتا پیدا کردم . حرفم این بود ک برای همان چیزی ک شما اسمش رو گذاشتین "اتفاق بودن" نیازی ب تلاش الکی یا تظاهر و ادا درآوردن نیست . همین ک خودمون باشیم و با منحصر ب فرد های خود زندگی کنیم معنیش میشه تک بودن . خاص بودن . اتفاق بودن . متاسفانه اکثریت یا تقلید میکنن , یا ادا درمیارن و دراینصورت وضعیت بدتر میشه . ذاتا هر کسی منحصره و اونوقت این منحصر ب فرد بودن ذاتی هم دچار مشکل میشه .
    ممنون بابت توضیحاتتون :)
    پاسخ:
    خب خوبه که سوتفاهم ها برطرف شد!
  • قاسم صفایی نژاد
  • نه با این غلظت، ولی موافقم
    پاسخ:
    :دی
    چه باک:|
    چرا نوشتم بابک؟ :| 
    بابک کیه؟ شاید نیمه گمشدمه! :))
    پاسخ:
    نیمه گمشده ات سیروسه :|
    مشکل از جایی شروع شد که یه آدمی به نظرمون خاص اومد و ما هم هی تصمیم گرفتیم کپی اون آدم باشیم. هی الکی کپی شدیم. اعتقادات خودمون یادمون رفت. علایقمون یادمون رفت. اگه اینجوری باشیم خفن به نظر میایم. قورمه سبزی دوست داشتیم اما وانمود کردیم پاستا دوست داریم. زرد دوست داشتیم اما تظاهر کردیم فیروزه ای دوست داریم.
    کاش نوجوونا بدونن اگه از ترس اینکه کسی بال هاشون رو مسخره کنه قایمشون کنن هیچوقت پرواز یاد نمی گیرن.
    خیلی گذشت تا اینو فهمیدم. خیلی هم زیاد مسخره شدم. اما چه بابک؟ وقتی میدونم دارم برای خودم زندگی می کنم نه کس دیگه. محکم باشیم آزادانه. از عقایدمون در کمال ادب دفاع کنیم از زیبایی لذت ببریم و ابراز کنیم احساسمون رو. اون موقع ست که از خودمون خوشمون میاد و راضی هستیم. 
    پاسخ:
    آفرین، تو الان دقیقا 100% گرفتی حرف من رو
    حالا من حافظه م خراب شده شما به روم نیار:دی
    پاسخ:
    :دی
  • طاها سوژِتِریَن!
  • ولی خیلی حال می کنی برات کامنت میذارما!
    برو برای دوستات تعریف کن وای طاها برام کامنت گذاشته!


    (اعتماد به نفس بسیا کاذب گام دوم بلاگر شدنه:) )
    پاسخ:
    باشه
    من دوست دارم کامنت اینا بذارم اما با وبلاگای شلوغ نمیتونم رابطه برقرار کنم :دی
    گفتم ابراز کنم ببینم راه حلی برای این یکی داری؟ 
    پاسخ:
    خداییش این رو نمیتونم کاری کنم :دی
    خلوتش کنم یعنی؟ :دی
  • محمد آذرکار
  • همین که یه آدم معمولی هستین و این رو به بقیه هم القا میکنین کار ارزشمندیه، تو این زمونه معمولی موندن از سخت ترین مشاغل شده :)))
    پاسخ:
    آره این رو قبول دارم، همه میخوان خاص باشن!
    هولدن خارق العادس غیر قابل پیش بینیه 
    هولدن بودن خعلی خوبه نه؟
    پاسخ:
    نه، یه چیزیه مثل هر کس دیگه ای بودن، یه چیزی مثل یه نفر از هفت میلیارد نفر دیگه بودن
  • منتظر اتفاقات خوب
  • اتفاق خوب زندگی خودمون باشیم!

    پاسخ:
    خودمون که باشیم همه ی اینها خود به خود برآورده میشه!
    البته طرف مقابل هم باید ظرفیت شنیدن نظرات واقعی شمارو داشته باشه و بد برداشت نکنه
    پاسخ:
    اصلا مهم نیست به نظرم، مشکل خودشه!
    باقی بقا یادتون رفت
    پاسخ:
    یادم نرفت، قرار نیست همیشه باشه! :دی
    یعنی الان صدهزار مرتبه به خودم میبالم که با وبلاگتون آشنا شدم و مطالبتون رو میخونم
    و بیشتر از اون جوابهاییه که به کامنت دوستان میدین
    و این نظر من اصلا اغراق نیست و شما لیاقتت خیلی بیشتر از اینهاست
    بخصوص جوابتون به یکی از دوستان که گفته بودین:
    واقعا موافق باش، واقعا مخالف باش، واقعا شاد شو، واقعا ناراحت شو، هر کاری میکنی بکن، ولی واقعی! خشمت رو کنترل کن ولی نخور، اخمت رو کم کن ولی غیب نکن، ایرادت رو محترمانه بگو، پنهان نکن، از چیزی لذت میبری صاف صاف بگو!

    خیلی سخته ولی اگه بشه عالیه

    پاسخ:
    آقا جو نده تو رو خدا :)) میابلم چیه؟ مگه من چی مینویسم که ببالی؟ قدمت روی چشم جَو نده فقط! :دی
    ایشالا خودت باشی حالش رو ببری!
    البته منم از خاص بودن خوشم نمی اد همیشه همه سعیمو کردم که عادی باشم....می دونم چی میگی فکر می کنم یه مقداری فشار روحی ادم بالا می ره وقتی بقیه اصرار می کنن که خاص هستی ولی خودت این فکر نداری....البته معیارهای جهان مجازی واقعا خیلی با دنیای واقعی تفاوت داره بهتر زیاد مقایسه شون نکنی...ولی چر ا برعکس بهش فکر نمی کنی یه عده ای هستن میگن تو خاصی بهت اعتقاد دارن خب تو میگی خاص نیستم ولی اگه از حرفاشو بعنوان انگیزه استفاده بکنی می تونه بهت انگیزه بده برای اینکه تلاش کنی که خاص بشی (اگه دوست داشت باشی)چون تجربه شو دارم میگم شهرت انرژی لازم برای تلاش بیشتر داره می تونی با انرژیش دنیای واقعیت بیشتر تغییر بدی اگه بخوای...فقط ۲ تا خطر اصلی داره یکی وابستگی به فضای مجازی یکی هم اینکه این انرژی کاذب هر زمانی ممکن قطع بشه.....
    به هر حال نظر من اینکه ۹۰ درصد مواقع شهرت دردسره
    یه نکته ای یادم رفت اینکه بقیه بهت میگن تو خاصی و خفنی و تو میگی نیستم چون توی زندگی عادی نمی بینم اونی که افراد دیگه اینجا می بینن اینکه تو پتانسیل شو داری که حتی توی زندگی عادی از اونا بهتر عمل کنی اونا فقط اون پتانسیل می بینن اون استعداد می بینن بخش های دیگه شخصیتت یا شرایطت نمی بینن
    پاسخ:
    نه نه ببین، من میگم به اینا فکر میکنم دلم برای بقیه میگیره، نمیگم فشار رومه! من اصلا این چیزا برام مهم نیست، دارم زندگیم رو میکنم از چیزی که هستم لذت میبرم! میگم وقتی این همه من گنده میشم قطعا یه جای کار میلنگه، این که میخوان مثل من باشن، برای من بد نیست، برای خودشون بده!
    اصلا روی ناراحتی من از این جریان خودم نیستم، کسایی هستن که من رو بردن توی این جایگاه، وگرنه جایگاه من برای خودم توی ذهنم 75% هیچ ربطی به چیزی که بقیه در موردم فکر میکنن نداره!
    خلاصه نگرانی من بچه هان!
    او ممنونم بابت نصیحتتون در جواب کامنتم :))))
    عه، چه نکته خوبی رو تذکر دادی، راستش رو بگم تا حالا بهش فکر نکرده بودم که زیادی خوب بودن این پیغام رو به بقیه میده که «وظیفه‌اته خوب باشی» در حالی که «داری لطف می‌کنی که خوبی»! اصلاً منظورم این نیست که خودم خوبم (چون نیستم) ولی همین اواخر یه موضوعی پیش اومد که بابتش از همه امکاناتم برای کمک به مخاطبم استفاده کردم که وقتی خرش از پل گذشت حتی جواب سلام‌ام رو هم زورکی می‌داد، چه رسد که بخواد باهام خوش برخورد هم باشه...
    این پستت رو یه گوشه می‌ذارم جلوی چشمم تا یادم نره؛ مرسی دادا ^_^
    پاسخ:
    البته این رو بگم که همیشه خوبی کردن لطف نیست، خریته! ببخشیدا :|

    یه جایی هم خونده بودم:

    خودت باش
    اینجا مجسمه سازی نیست!

    اینجا= دنیا

    پستو خوندم یاد این متن افتادم...
    پاسخ:
    لطفا پستهای من رو میخونی یاد این متنهای جلف نیفت :دی
    درود بر تو
    اسکار باس بدن بهت با این نوشته ت :))
    پاسخ:
    مرا به سخره میگیری؟
    خوبیش اینه که میگم 
    هولدن واقعی عاشق شده ، مسخره بازی نیست ، سرگرمی نیست
    :||||
    پاسخ:
    :|
    :دی
    باور کنید من آدمی نیستم که تعریف الکی کنم از کسی ... من فقط واقعیتی که احساس می کنم و یا بهش فکر می کنم رو در صادقانه ترین حالت ممکن بیان می کنم! امیدوارم تملق گویی برداشت نشه حرفهام ...
    گاهی قلب آدمها اونا رو به سمت دوست ، مکان یا کتاب و نوایی می کشونه .... من به اینجا میام به خاطر قلبم که میگه بیا بیا ! به دور از تمام شانتاژ بازی ها و شو آف های مجازی فقط برای قلبم و طراوت دادن به افکارم به اینجا  میام ...

    " خودت بودن تنهات میکنه، همه رو میکنه، ولی خودت نبودن اسیرت میکنه! من ترجیح میدم تنها باشم تا اسیر باشم! اون موقع کسی که با من باشه، قطعا با منه!

    Copyright ©هیولای درون

    من این جمله رو به یادگار از شما در دفترم دارم یادداشت می کنم .... هر چند معنای جمله دوم ( ایتالیک ) رو نفهمیدم کاملا  :(  .... گیجی  منو ببخشید خیلی ملا نُقَطی / ملا لغتی شدم مدتیه چون همش همه به بعضی از کلمه های من گیر میدن و من درگیرم و الان چند ماهه به غایتش رسیده این ماجرا ... من دوران کودکی تا اواخر نوجوانی  ایران نبودم کمی برای ارتباط کلامی و نوشتاری هنوز مشکل دارم و این خیلی بده ...

    من طبق تعاریف شما بنابراین باید ارتباطات زیادی داشته باشم در دنیای مجاز و دنیای بیرون ... چون برای بقیه بودم خیلی وقتها اما در واقعیت این چنین نیست! من منزوی ام! هیچی من مثل آدم نیست ... نه اینوری ام نه اونوری! بنابراین باید رفتار خودم رو بیشتر آسیب شناسی کنم ببینم کجا بیراه رفتم ... اما الگوی محکمی به من دادید که در آینده  چکار کنم!

    سپاسگزارم ازت هولدن عزیز ...

    ضمنا وقتی هولدن عاشق میشه در غارش گرما و مهر بیشتری حس میشه ! امیدوارم بهترین ها براتون اتفاق بیفته ...


    پاسخ:
    میگم وقتی تصمیم میگیری خودت باشی، تنها میشی، بقیه تنهات میذارن ولی اگه کسی باهات بمونه توی این شرایط، برای همیشه پیشته و داریش!
    ملا لغتی درسته خانوم!
    نه لزوما قرار نیست فقط اونایی که خودشونن تنها باشن، اونایی که خودشون نبودن هم میتونن تنها باشن! :دی
    شما خودت باش، از زندگیت لذت ببر از این به بعد!
    همین دیگه، اینهمه سکته ای و مجروح و غش و ضعف کرده بخاطر کامنت ها و توجه ها و اتفاقات تو رو ، ما باید دوا و درمون بکنیم! 
    والا!
    این جمعه، سه تا مورد خودزنی داشتیم... میگفتن ما خونمون اطراف میدون توحیده،، فهمیدیم هولدن هم ظاهرا اونورا زیاد رد میشه! از خوشحالی با تبر زده بودن خودشونو :-) :-*
    پاسخ:
    باشه، مسخره کن :|
    اتفاقا همین امروز دو نفر واسم کامنتی گذاشتن که واقعا بدترین دریافت از نوشته ی من بودو من واقعا ناراحت شدم که نباید و اون لحظه شما رو یادم اومد که اگر شما بودین خیلی خوب میتونستین جوابشون رو بدین ولی من طاقت نیاوردم کلا کامنتاشونو پاک کردم و بستم نظراته اون پستو...
    جسارت و خوده واقعی بودنتون هم اینجا هم بلاگفا که بودین همیشه واسه من قابله تحسین بوده و هست:)
    پاسخ:
    پرشین بلاگ بودم البته :دی
    من انقدر سعی نکردم رضایت بقیه رو جلب کنم شبیه دشمن تراشی شده حتی :)))))....
    داشتم فکر می کردم چه اتفاقی افتاد که این متن نوشتی؟!
    پاسخ:
    من بر خلاف 90% آدمهای دیگه ، خوشم نمیاد از اینکه بقیه فکر میکنن خاص هستم، خوشم نمیاد اصلا با این مختصاتی که دارم خاص باشم، من همیشه گفتم که اولین قدم خاص بودن اینه که بدونی کاملا معمولی هستی و من رسما یه آدم معمولی هستم!
    اخیرا خیلی ذوق کردن و کف کردن از/در مورد کارهای من زیاد شده بود! من راحت نیستم با این جریان، خودخواه درونم رو گاهی ارضا میکنه ولی خودخواه درون من خیلی کوچیکه در مجموع، رضایتش که جلب میشه برام اعصاب خوردی میمونه، که چرا این همه آدم ، که خیلیشون توی زندگی معمولی در آیتم های مخالف، مثل وضعیت رفاهی، شغلی، معیشتی، اخلاقی و ... از من بهتر هستن باید نسبت به من همچین حس هایی داشته باشن؟ چرا باید من اینهمه تحسین بشم به شکل عمومی و خصوصی که وای هولدن تو چه شجاعی! تو چه صریحی! تو چه خفنی! ای کاش من مثل تو بودم! چرا باید کسی بخواد مثل من باشه؟ همه باید خودشون باشن، اونجوریه که بزرگ میشیم! من خوشم نمیاد از این وضع، لذت نمیبرم از اینکه بقیه من رو بزرگ و خفن بدونن، من بزرگ و خفن نیستم ولی اگر هستن کسایی که من رو از خودشون بهتر میدونن ، دوست دارم توی چیزی که بهتر میدونن من رو از من جلو بزنن، اینقدر توش خوب شن که من غبطه بخورم بهشون!
    فکر کردم دیدم مشکل با خفن بودن نیست، اینه که بلد نیستیم خودمون رو زندگی کنیم! اینه که همه میخوان "من" باشن نه خودشون!
    و این اتفاق شد که نوشتم، اینکه من از این شهرت که داره سرعت هم میگیره خوشم نمیاد ...
    من بعد از خوندن پست قبلی تون گفتم
    وایییی هولدن هم میتونه عاشق بشه :|||||
    پاسخ:
    :))))))))))))))
    شدم دیگه
    سلام :)
    من همیشه تو نظرات وبلاگ ها فقط نظرات شما و دکتر میم رو میخونم
    همیشه افکارتون برام جالبه :)
    واقعا چه طوری اینطوری شدید ؟!
    پاسخ:
    شما به من و دکتر لطف داری :دی
    نمیدونم، میدونم مطالعه ام از بچگی زیاد بود! :دی فکر کنم یه دلیلش اینه که عادت کردم الکی نپذیرم، دنبال صحیح بودم نه چیزی که عموم قبول دارن!
    اتفاق بودن ............
    نمیدونم چرا نسبت ب این پست اندازه دنیا انتقاد دارم .. با کلیت حرفتون موافقم . ولی احساس میکنم لفظ "اتفاق بودن" چندان دلچسب نیست . در دسترس بودن بد نیس ولی ابزار بودن چرا. احساس میکنم بهتره طوری مطرح میشد ک اینهمه خصوصیات خوب ک شمردین از استقلال فکری گرفته تا شاد زندگی کردن رو تو ی قالب با ی عنوان دیگه ای میگفتین .
    به هرحال توصیه دوستانه خوب و قابل تاملیه ... ممنون آقای اتفاقی ک هیچ وقت با دید اتفاق نگاتون نمیکنم . ولی ب عنوان ی بلاگر خوب چرا :)
    پاسخ:
    اتفاق بود در تضاد در دسترس بودن نیست، در دسترس بودن برای اهلش خوبه، نه برای همه!
    همه ی این خصوصیاتی که گفتم تعریفش میشه این، شما خودت که باشی، نظریاتت اتفاق میشه!

    خواستم بگم پست اخیرت خیلی بر دلم نشست ! مدتهاست خودم رو گم کردم ... یک حفره ی بزرگ در روحم ایجاد شده که همه چی به درونش سقوط می کنه ( نمی دونم چیزی در مورد حفره معدن میر در روسیه شنیدی ؟ مکان مخوفی که هیچ شی پرنده ای نمی تونه بر فراز آنجا پرواز کنه و به درون گودال سقوط می کنه ... درون منم یک حفره میر وجود داره  )  .... هیچ یک از مؤلفه های شخصتیم در گذشته دیگه در من وجود نداره! حس می کنم من دیگه من نیستم! من بیش از حد برای دیگران بوده ام تا خودم!

    دنبال یک راهنمایی بودم ... حتی  یک ریسمان نحیف که یک دوست به عمق این حفره بیاندازه در اوج ناباوری و نا امیدی  ... هولدن عزیز گاهی حرفهایی می زنی که نمی دونی اثرش ممکنه تا چه شعاعی بر دل یک دوست مجازی شاید فرسخ ها دورتر از تو بنشینه ...

    این شعر و این آهنگ تقدیم به شما ... شعر مربوط میشه به یکی از دوستان گمگشته ی من که دلم براش خیلی تنگ شده  .... در آن سالهای دور  که در بلاگفا فعالیت می کردم و همه چی ناگهان  در نقطه ای منجمد از زمان باز ایستاد و تمام شاعران و نویسندگان و ... به نفرین سرزمین یخی دچار شدند  و  ...

    موسیقی کمی حجیم هست اما با توجه به شناخت اندکی که از سلیقه موسیقایی شما پیدا کردم فکر می کنم دوستش داشته باشی ( مربوط میشه به یک گروه تک نفره آذربایجایی در سبک امبینت و اکسپریمنتال و .. با آهنگسازی امین قلیف )! من حین خواندن پست شما بهش گوش می دادم و اشک ریختم ، احساس می کنم همخوانی عجیبی با آزادی و رهایی موجود در کلماتت داره ... انگار پرنده ای از بین سطور این پستت پرواز کرد و رفت ... سخته در عمق یک گودال به آسمان آبی بالای سرت خیره بشی و ...

    شعری از مجتبی اکرمی در بلاگ " قرارهای نبوده "


      تأثیر پروانه ای


    شاید اصلا نمی دانستی

    که بال زدن پروانه ای در آفریقا

    می تواند طوفانی را در نوادا به راه بیندازد

     

    اما

    این را حتما می دانستی

    که لبخندی از تو           در آن شهر دور دست

    می تواند در زندگیم         

    این سوی جهان

    چه آشوبی به پا کند


    و آهنگ :


    http://s3.picofile.com/file/8230602184/Violet_Cold_Everything_You_Can_Imagine_Is_Real.mp3.html


    ببخشید روده درازی  منو ...

    پاسخ:
    والله من هیچوقت همچین تعریفهایی رو در عین کیف دادنش نمیپذیرم :دی من به این خوبی و خفنی که میگی نیستم، نیستم نه چون تعارف میکنم، نیستم چون نیستم!
    خودت بودن تنهات میکنه، همه رو میکنه، ولی خودت نبودن اسیرت میکنه! من ترجیح میدم تنها باشم تا اسیر باشم! اون موقع کسی که با من باشه، قطعا با منه!
    آهنگ هر چند مگ هم باشه زیاد نیست! گوش میدم، اگر خوشم اومد از طرف شما معرفی میکنم توی پست بعدی! :دی
    نمیدونم چرا ولی این پستِ خیلی چسبید!
    پاسخ:
    نوش جونت!
    دلیل اینکه همه مثالو چسبیدن (شاید) این باشه که نمیدونن منظور دقیقت از «خود»بودن چیه.«اتفاق»باید چی باشه تا مهم باشه .درواقع هیچکدوم از اینا مهم نیست مهم اینه که خودتو تغییر ندی به خاطر نظر دیگران.هدف ناممکنت رو ممکن بکنی جوری که من استنباط کردم . که خب ما عادت داریم روی همه چیز باجزیئات کامل زوم کنیم و مثالی که بی هدف انتخاب شده رو سوژه کنیم متاسفانه شاید بهتر بود یه نیمچه توضیح درمورد خود بودن میدادی:دی

    پاسخ:
    البته تو نباید زیاد زور بزنی در این زمینه، تو نوجوونی شخصیتت تکون میخوره در طی ده سال آینده! ولی همینقدر بگم "خودت" بودن میشه همه اینایی که در جوای کامنت sara samayi گفتم:
    اصلا لازم نیست که تلاشی کنی برای خودتون بودن، اشتباه خیلی ها اینه، خودت بودن متفاوت بودن نیست، خودت بودن یعنی واقعا موافق باش، واقعا مخالف باش، واقعا شاد شو، واقعا ناراحت شو، هر کاری میکنی بکن، ولی واقعی! خشمت رو کنترل کن ولی نخور، اخمت رو کم کن ولی غیب نکن، ایرادت رو محترمانه بگو، پنهان نکن، از چیزی لذت میبری صاف صاف بگو!
    اینجوری خودت میشی!
    این تویی، وقتی خودت باشی، صِرف عملت اتفاق ساز میشه، چون با جریان همسو نیستی، چون جیزی رو میگی که اعتقاد قلبیته، و جامعه واکنش زیادی داره به کسایی که همسوی خودش نیستن! و باری هم که همسو با جامعه باشی - هر جامعه ای- براشون جالبه که چی شده که این بار همسویی
    چقدر این پست آخر شبی چسبید!
    چقدر یادمون رفته خودمون باشیم ، همش تکرار و تکرار و تکرار !
    این یادآوریه خیلی لازم بود (لااقل برای من) ، تلنگر خوبی بود.
    با تشکر از شما دوست عزیز :دی
    پاسخ:
    قربون شما! :دی
    نوش جونت! :))
    خودت بودن خیلی کار سختیه
    یه چیزی همین جا خودمونی بگم من وبلاگ قبلیم رو که پاک کردم به خاطر این بود خودم رو گم کردم، حالا که تازه برگشتم و دوباره شروع کردم می خوام این" خود" طفلکی رو بغلش کنم و بهش برسم.
    هووووم هولدن احساس می کنم به این پست احتیاج داشتم. کاش از خدا یه چیزه دیگه میخواستم:دی
    اییییینقده سوال دارم که نگو
    پاسخ:
    اصلا لازم نیست که تلاشی کنی برای خودتون بودن، اشتباه خیلی ها اینه، خودت بودن متفاوت بودن نیست، خودت بودن یعنی واقعا موافق باش، واقعا مخالف باش، واقعا شاد شو، واقعا ناراحت شو، هر کاری میکنی بکن، ولی واقعی! خشمت رو کنترل کن ولی نخور، اخمت رو کم کن ولی غیب نکن، ایرادت رو محترمانه بگو، پنهان نکن، از چیزی لذت میبری صاف صاف بگو!
    اینجوری خودت میشی!
    خوبه از تجربه ها،حرف ها و... ی شماها استفاده می کنیم :)
    پاسخ:
    چاکلزم!
    من میگم آدم باید رو باشه نه یه رو دو تا زیر.همون خودش ،که شما گفتین.و البته باید طوری رفتار کنه که تو خلوت خودش ،شرمنده وجدانش نباشه
    پاسخ:
    موافقم زیاد!
    خودم بودن برای من یکم سخته
    آخه خیلی عوض شدم
    و کمتر کسی انتظار داره این سعیده واقعی باشه،عوض شده باشه
    همینش بده
    که بعضی وقتا برای دل نشکستن یه کارایی می کنیم

    دارم سعی می کنم خودم باشم
    و خود واقعیم،خودم در همین برهه ی زمانی تازه یاد گرفته راه بره انگار
    نمی دونم
    پاسخ:
    همین شما با همین وضع الان چند قدم از خیلی های دیگه جلویی! همین فرمون رو ادامه بده، موفق میشی، کم نیار! مردم اونهایی که تشخص دارن رو دوست ندارن!
    زیاد بود حال نداشتیم بخوانیم :|
    پاسخ:
    علاقه ای نداشتم بدونم نخوندی، پای پستی که نخوندیش کامنت نذار! این اولین قدم بلاگر شدنه!
    چون اشتباه بود میبخشم :دی
    پاسخ:
    :دی
    سعی میکنیم -_-
    پاسخ:
    باریکلا! :دی
    او اوه هولدن داره وصیت میکنه
    همین الان بگم قالبش مال منه
    :دی
    پاسخ:
    :))
    آفرین کامنت هفته شدی :دی
    ولی من مخالف شما هستم و معتقدم دل شکستن هنر نمی باشد و اینا
    اتفاق شدن مهم نیست،اتفاق ماندن مهم.
    و اینکه اینایی که چند سطر اول گفتید  باور می کنم.منتها همیشه هم نظراتتون برام فوق العاده نیست.تحلیل هاتون خوبه ولی سلیقه تون رو نچ،نمی پسندم.
    پاسخ:
    مگه آدم خودش باشه لزوما دل بقیه میشکنه؟ :|
    کسی اگر خودش باشه، نه اتفاق شدن مهمه نه اتفاق موندن! جفتش خودش پیش میاد!
    خب کل حرف منم اینه خودتون باشید دیگه :| خودتون که باشید منِ نوعی رو با نگاه شخصیِ منحصر به فرد خودتون میبینید و دیگه الکی چون منم (یکی که در هر ابعادی معروفه) حرفم (حرفش) حجت نمیشه!
  • گمـــــــشده :)
  • وقتی اونقدر برای خودتون محکم باشید که مردم نتونن شما و رفتار و نظرتون رو عوض کنن، خود به خود اتفاق میشید! اون موقع هر حرکت جدی و قابل ذکرتون میشه اتفاق مهم زندگی بقیه! باور کنید!

    Copyright ©هیولای درون
    ++اگه بگم با خوندن حرفات نزدیک بود اشکم دربیاد دروغ نگفتم
    :)))
    اما در مورد این جمله اخرت
    همه اش درسته ولی تو اتفاق زندگی خودت شدی چون خیلی زودتر از من نوعی مجبور شدی روی پای خودت بایستی
    خوبه یا بد نمی دونم
    اینقدر می دونم که به هرحال الان خودت هستی
    مسیرت مشخصه
    می دونی وقتی ناراحتی باید چیکار کنی
    وقتی شادی دوست داری چیکار کنی
    خودت الان یه پا تکیه گاهی
    اما من تازه یه ساله دارم جسته گریخته روی پای خودم وایمیسم .
    تا بخوام اتفاق زندگیم باشم چهل رو رد کردم و یه پام لب گوره البته اگه تا اون موقع جون سالم به در ببرم.(این که چرا اینقدر دیر بماند. و البته خودت جوابشو می دونی چون بدیهیه)
    برای این که بقیه باورت کنن اول خودت باید خودتو باور داشته باشی این چیزها زمان می بره مستر هولدن. تجربه می خواد. تجربه و تجربه و باز هم تجربه
    چیزی که تازه یه ساله دارم  تجربه اش می کنم

    پاسخ:
    نه اتفاقا، من جز اینکه ذاتا کله شق بودم اصلا زود روی پای خودم نایستادمف بر خلاف همسن و سالهام تازه توی 23 سالگی سر اولین کارم رفتم! مجبور شدم روی پای خودم وایسم ولی نه زود! من بیشتر این بودم، از دنباله روی، از راضی نگه داشتن بقیه، از بیجا رفتار کردن خوشم نمیومد! من از هرچیزی که خوندم درس گرفتم، ادبیات تاثیر عمیقی روی من گذاشت، خودآگاه و ناخودآگاه
    آها حله :)
    پاسخ:
    خوبه یکی قانع شد باز :|
    چشم :|
    پاسخ:
    آورین و درود بر تو!
    فقط لینک کردن بقیه یا کامنت مهم نیست.بنظر من خیلی ها از آدمایی که وبلاگ دارن  به عنوان " لینک هام یا پیوندهام" یاد می کنن و نام می برن...متاسفانه! امیدوارم شما بیشتر هوای حداقل افرادی که لینک وبلاگ هاشون تو پیوندهاتون هست رو داشته باشید.
    :)
    پاسخ:
    نه من قطعا این نیستم! اصلا ادعایی توی وب نویسی ندارم، بارها به همه گفتم نمیفهمم چرا از من به عنوان "بلاگر موفق" یاد میشه!
    صرفا بیان کردم که اینجوری شده و به نظر من چرا اینجوری شده
    والا ما ک خودمونیم و نیازی نمیبینیم اعلامش کنیم : )
    نیازی به اعلام نداره به نظرم.
    هرشخصی به الذاتیه اتفاقه؛حالا اینکه بعضیا ادا درمیارن،خودشون میدونن.

    پاسخ:
    اتفاقا ابنکه آدم خود واقعیش باشه از سخت ترین کارهای دنیاست!
    به نظرم این " اتفاق "  بودن شخص خاصی برای آدم، به طرز تفکر اون شخص خاص برمیگرده. تنها اینکه یکی روی حرفش وایسته و کمتر کامنت بذاره و از جانب عده ی زیادی مورد توجه قرار بگیره برای اتفاق بودن کافی نیست. منظورم اینه که، هر اتفاق بودنی خوب نیست :)
    به طور کلی گفتم :)
    پاسخ:
    اصلا حرف من این چیزا نیست، اینقدر روی مخه که مفهوم اصلی رو ول میکنید روی "مثال" بحث کنید!
    خوبه که این رو نوشتم خدایی: اما اصلا موضوع حرفم من نیستم، موضوع حرفم شمایین!
    یه مقدار برای من سخته! اتفاقا همیشه سعی کردم همه رو راضی کنم که خب نشده مسلما . 
    + فروشنده رو دیدم بالاخره و الان متوجه اون پستت شدم
    پاسخ:
    آفرین الان تو میدونی من منظورم چیه :|
    یه کم سخت نیست، خیلی سخته! اما چیز غیرممکنی نیست، تلاش کنی خودت میشی، من از اول اینقدر راحت نه نمیگفتم که، تلاش کردم ، این یه مثال بود ها!
    یعنی یه درصدم این احتمال رو لحاظ نمیڪنید ڪه ممڪنه شما با پیش زمینه ذهنی متفاوتی ڪامنتا رو میخونید ڪه برداشت دیگه ای دارید؟ :دی

    + ناراحتی نبود ـآ (: نظر بود و شیوه اے خودم برای زندگی ـم دارم
    پاسخ:
    چرا، ولی نود و نه درصد احتمال میدم صحیح میخونم که خب باعث میشه اون یه درصد رو نادیده بگیرم :دی
    اگه برداشتم اشتباه بود که ببخشید ، اگه هم صحیح بود نبخشید!
    مدتی بود حدس میزدم چنین پستی نوشته بشه.
    پاسخ:
    چنین پستی؟ چی نوشتم؟

    راستش هیچوقت ڪسی رو برای خودم اتفاق نمیڪنم! همه ی آدمها منحصر به فردن، در این شڪی نیست اما یاد گرفتم زیاد آدمها رو پررنگ نڪنم و زیاد فضای مجازی رو جدی نگیرم 
    چون بنظرم بهتره هر ڪس اتفاق زندگی ِ خودش باشه (؛

    خطوط آخرتون رو خیلی قبول دارم (:
    پاسخ:
    چرا همه اینقدر ناراحت میشن من چیزی که در مورد خودم اتفاق افتاده رو گفتم؟ :|
    اصلا هدف همون خطوط آخره، مثالش خودمم، من خطوط آخر رو زندگی میکنم!
    پست جالبی بود ولی انصافا اولاشو که خوندم تو دلم گفتم چه خودشونو تحویل میگیرن..
    ناراحت نشیدا..
    خوشحال میشم ازتجربیات ودوستی با ادما لذت ببرم..وراها هایی که رفتن ومن تازه میخوام برم وازتجربیاتشون استفاده کنم حالا چه اون شخص هولدن باشه چه یه بلاگر تازه کار:)مهم خود شخصه
    پاسخ:
    خودم رو تحویل نمیگیرم، از اتفاقاتی که افتاده نام بردم، اتفاقا این بقیه هستن که من رو تحویل میگیرن، من فقط بر خلاف عموم مردم عادت به شکسته نفسی بی مورد ندارم!
    البته اینایی که شما میگید ربطی به اینی که من میگم نداره، من دوست دارم شمای نوعی مثل من خودتون باشید! اینکه آدم خودش باشه هدف زندگیه!
    من که خودم به شخصه به خاطر همین استقلال تفکرته که میخونمت و اتفاق حسابت می کنم :))
    وگرنه راضی نگه داشتن همه یه آدم مسخره میسازه از هرکسی
    پاسخ:
    البته مثالم خودم بودم :دی
    حرفم با شما عزیزان دلمه :دی

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">