Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

ما چرا مینویسیم؟ داستان یک حماقت بی پایان...

جمعه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۲۹ ب.ظ

نوشتن بالاترین سطح تفکره، برای اینکه شما بتونید متنی رو بنویسید، سطح بالاترین فرایندهای ذهنی و فکری باید بسیج بشن تا کلمات روی کاغذ، مانیتور یا هر چیز دیگه ای ریخته بشن. نوشتن چیز کمی نیست، فارغ از سطح شطحیاتی که من مینویسم یا دُرّ و گهرهایی که شما مینگارید، ذات نوشتن - یا به عبارت بهتر تلاش برای نوشتن هدفمند - ما رو از کسایی که نوشتن رو "اتلاف وقت میدونن" جدا میکنه، ما جماعتی که اونایی که از ما نیستن بهمون میگن بیکار و خودمون به خودمون میگیم بلاگر...

بلاگر بودن، مخصوصا وقتی از یه حدی بگذری، آسون نیست، اصلا آسون نیست، قبلا همینجا بهتون گفته بودم که هولدن بودن کار خیلی سختیه، نه چون من آدم ویژه ای هستم ، چون کار واقعا سختیه سر و کله زدن با اینهمه آدم، که بخش قابل توجهیشون اصلا به حرفت توجه نمیکنن و فقط اومدن بکوبنت! اما این حرف الان از من نیست، من الان صرفاً مثال بحث بودم... بلاگر بودن به شکل عام سخته، مخصوصا وقتی کسایی وجود دارن که تو نمیبیشون... وقتی کسایی هستن که بدون شناختن تو، بدون حتی شنیدن صدات، بدون شنیدن حرفات، بدون دیدنت به عنوان یه انسان، بدت رو میخوان...

امنیت ، مسئله ی خیلی مهمیه، مهاجرت از کشورهایی بیشتر اتفاق میفته که "امنیت" در هر شکلیش رضایت بخش نیست، عراقی ها و سوری ها امنیت جانیشون در خطره و زیاد مهاجرت میکنن، ایرانی ها و الجزایری ها امنیت روانی اقتصادی کافی ندارن و قس علی هذا... امنیت برای یه بلاگر، یعنی بتونه فکر کنه، بگه ، بنویسه، مخصوصا وقتی حرف عجیبی نمیزنه، بلاگری که نه اپوزیسیون دولته، نه شیطان پرسته!!! نه با "یالثارات" کاری داره، نه غوغاسالاره، نه متجدد غرب زده است، بلاگری که از خودش مینویسه، باید راحت بنویسه، باید امنیت داشته باشه... روی "باید" تاکید دارم!

و البته توی جامعه ای که "یالثارات" مینویسه و ما ننویسیم ... قطعا امنیت وجود نداره...

نه برامون ممکنه فکر کنیم، نه ممکنه چیزی که میخوایم رو بنویسیم، نه امنیت بیان عقایدمون رو داریم، نه حتی چیپ تر از این حرفا، این امنیت رو نداریم که بخوایم از روزمرگی هامون بنویسیم -اعتقادات پیش کش- و این امنیت رو نداریم که لازم نباشه هفته ای یه بک آپ از متونمون بگیریم...

ما چرا هنوز مینویسیم وقتی ...

توکا فیلتر میشه؟

پ.ن 1: قوی باش! یه روزهایی دعوات میکردیم که هی آدرس عوض میکنی، فکر کنم الان درکت میکنم...

پ.ن 2: آدرس جدید توکا

پ.ن 3: در همین راستا و در همین باره

  • ۹۵/۰۵/۲۲
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۵)

عنوان را تشریح کتید!

یعنی نوشتن دراین شرایط حماقتی بی پایان است؟
یا حماقت منصوب به "آنها" می باشد؟
درمورد گزینه اول شک دارم اما ترکیب این دوجمله در کنار هم باعث گمراهی خواننده می شود

:|||
پاسخ:
عنوان رو دوستان گذاشته بودن که من ادامه دادم :دی
آقا مشکلات کم نیست من از وقتی تو بلاگفا دو سال نوشته هام از بین رفت دیگه انگیزه ندارم چیزی بنویسم...
پاسخ:
:|
خدا از بلاگفا نگذره!!!
امنیت چه واژه غریبی!
+ من که هیچ وقت تو وبلاگ احساس امنیت نکردمُ هیچ وقت حتی ۱ درصد از حرفایی که می خواستم بزنمُ نزدم.
+ منم یک بارتو بلاگفا فیلترشدم. خیلی حس بدی داره. چندماه طول کشید تا خودمُ راضی کنم که دوباره بیام. همش یک عکس از سینمای کیم کی دوک گذاشته بودم که به نظر خودم اصلا اشکالی نذاشت. آخه ما وبلاگ نویسا خودمون پیشا پیش عادت به خودسانسوری داریم : - )). خُب یکم دختر پسره تو قایق بددراز کشیده بودن. نه ببخشید دختره لباسش مناسب نبود. خُب که چی؟ واقعا مشکل ما کوتاهی موهای جوون هامون هست؟( یاد یک سخنرانی حماسی افتادم. ببخشید : - ))
+ چیزی که می خواستم بگم این بود که دنیا داره با شتاب جلو می رهُ ما به خاطر یک سری مسائل احمقانه یا بهتره بگم متحجرانه هی داریم درجا می زنیم.
+ ولی واقعا دیگه با وجود تلگرامُ انیستا وبلاگ نویسی دیگه رُ بورس نیستُ با این کارایی که می کنند همون چند نفری که هنوزم وبلاگ نویسیُ دوست دارنُ باهاش احساس خوب دارنُ هم از دست می دن.
+ چه سوال خوبی مطرح کردید ما چرا هنوز می نویسیم وقتی ...........................
....................................................................
واقعا چرا؟
پاسخ:
چقدر خوندن کامنتهای شما سخته :دی رسم الخط اختصاصی دارید! :دی
واقعا سواله که چرا خب؟
ما می نویسیم چون باید مغزمون رو خالی کنیم وگرنه میترکه!
از بابت فیلترینگ هم متاسفم! قبلا که توی بلاگفا بودم توی یه هفته 2تا از وبلاگام فیلتر شدن! کافیه توی وبلاگ یا کامنتا مخالف یکی باشی...
پاسخ:
اینجوریاس دیگه!
حالا من یه دوره‌ای دو سه دفعه ناقابل آدرس عوض کردم ها!! ببین یادت می‌ره :دی
پاسخ:
نچ نمیره! :دی
  • تراویس بیکل
  • وبلاگ قبلی منم متاسفانه فیلتر شد با این که وبلاگ من هیچ چیز بدی نداشت
    پاسخ:
    تو یه کم زیادی فحش میدادی :دی
  • بانو ف تک نقطه
  • قضیه همونه که ما آزادی بیان داریم
    آزادی پس از بیان نداریم :)
    پاسخ:
    والا! :دی
    این قسمت رو کاملن درک می کنم: "نه امنیت بیان عقایدمون رو داریم، نه حتی چیپ تر از این حرفا، این امنیت رو نداریم که بخوایم از روزمرگی هامون بنویسیم -اعتقادات پیش کش- و این امنیت رو نداریم که لازم نباشه هفته ای یه بک آپ از متونمون بگیریم".

    همیشه وقتی دست به کیبورد میشم هزار و یک باید و نباید برای نوشتن دارم و این، نوشتن رو خیلی سخت می کنه. 
    پاسخ:
    حالا باز من مثل اسب!!! مینویسم! سعی میکنم یه حدودی رو رعایت کنم، ولی یه موقعهایی میگم الانه که تموم شه عمر وبم :|
  • محمد آذرکار
  • متاسفم برای اونایی که برای آدمای بی حاشیه هم حاشیه درست میکنند، مطالب ایشون برای همه جذّاب بود به چیش گیر دادن خدا میدونه؟!
    پاسخ:
    ایشالا سریعتر حل بشه!
  • قاسم صفایی نژاد
  • رفتم دیدم و براشون کامنت گذاشتم. شاید دلیل فنی باشه. کمی صبر کنید
    پاسخ:
    مشکل فنی که نیست، کسی رو برای مسائل تکنیکی مسدود نمیکنن :|
    آقا من دوباره می‌خوام از این تریبون مفت وبلاگت استفاده کنم و نحوه‌ی ساخت اکانت اینوریدر رو یاد شما و خواننده‌هاتون بدم که آرشیو پستاشونو داشته باشن که اگه وبلاگشون نابود شد پستاشون نابود نشه. من 300، 400 تا وبلاگ تو اینوریدرم دارم و از اونجا دنبال می‌کنم پستای جدیدو (خیلیاشون تعطیل کردن و دیگه نمی‌نویسن). سیو هم میشن (حتی اگه نویسنده پستو حذف کنه یا وبلاگ فیلتر بشه).
    این جوری:
    http://s1.picofile.com/file/8263566426/inoreader_1_.png
    http://s2.picofile.com/file/8263566484/inoreader_2_.png
    http://s1.picofile.com/file/8263566550/inoreader_3_.png
    http://s1.picofile.com/file/8263566592/inoreader_4_.png
    http://s2.picofile.com/file/8263566618/inoreader_5_.png
    http://s2.picofile.com/file/8263566676/inoreader_6_.png
    پاسخ:
    با تشکر از شما دوست گرامی :دی
  • نفس نقره ای
  • اگه عشق همینه اگه زندگی اینه :||| و ادامه ماجرا!!
    پاسخ:
    نمیخوام چشمام :|
    اصلا احساس خوبی نیست. از وقتی اومدم بیان به شدت محافظه کار شدم. بارها نوشتم و پاک کردم مبادا بلایی سر وبلاگم بیاد. الان با خودم میگم من با چه جراتی توی بلاگفا بعضی پستا رو میذاشتم و فیلتر نمی شدم.
    من خواننده توکا نبودم ولی کاملا پیداست که بی حاشیه هستن. 
    پاسخ:
    ربط موضوعی به بیان نداره که! فقط چون بیان سیستم فالو داره؛ ملت زیادی توی همن، میتونن آمار هم رو ریز به ریز در بیارن!
  • آلـــزا یمـــر
  • متاسفم برا فیلتر چیا :|
    پاسخ:
    ایشششششششششش!!!
    ای بابا:|  جدیدا همه فیلتر میشن چرا:|
    پاسخ:
    :|
    گزارشگر!!! زیاد شده!!1
    اینکه با عشق مینویسین و این اتفاق میفته اعصاب خورد کنه است ! :|

    + هولدن 5ـتا پست دیگه میشید نیم هزارتایی . :-"
    پاسخ:
    آره! میشم!
    ای وای ای وای ... چرا آخه :(
    نمیدونم وای احساس میکنم این اتفاق برای منم قراره رخ بده...
    یه ذره امنیت چیز خوبیه...
    پاسخ:
    ایشالا که اینجور نشه!
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • چیزی که نمیفهمم چرا توکا؟
    واقعا با اخلاق تر از ایشون در نوشتن داریم؟
    دارم به این فکر میکنم چقدر یک ذهن باید مرییض باشه که بره و برای ایشون گزارش رد کنه! 
    نمیدونم چی بگم آخه!
    حالا یک موقع وبی فیلتر میشه! چون عقایدش مخالفه با بخشی از جامعه است! و اون بخش از جامعه تحمل عقیده مخالف رو ندارن و دست به این عمل انتحاری و رد کردن گزارش میزنن.
    ولی برام سخته که درک کنم چرا توکا باید فیلتر میشد.
    توکایی که من میشناختم یکی از مودب ترین و با اخلاق ترین بلاگرهای بیان بود. 
    پاسخ:
    گزارشش کردن، چراش رو نمیدونم واقعا!
    می‌خوام از این تریبون مفت! استفاده کنم و یه چیزی در مورد "درک" یا همون شعرِ آتش بگیر تا بدانی چه می‌کشم، بگم.

    ببین درکِ ما از این چیزایی که گفتی یکسان نیست. بلاگرایی هستن که هر چند وقت یه بار می‌زنن وبلاگشونو حذف می‌کنن، پستاشونو پاک می‌کنن، دلبسته‌ی نوشته‌هاشون و حتی کامنتای خواننده‌ها نیستن و براشون "مهم" نیست خودشون یا دیگری اونا رو از بین ببره.
    حالا اون طرفِ طیف یه سری بلاگر هستن که تو عمرشون هیچ پستی و هیچ کامنتی رو حذف نکردن (پروتوتایپ یا نمونه‌ی اعلاش خودمم که ایمیل و اسمس و چت‌های جیمیل و یاهومم پاک نکردم و حتی دلم نمیاد وایبرمو از گوشیم پاک کنم که مبادا مکالماتم پاک شه) و آدمای این سرِ طیف برخلاف اون سرِ طیفیا هر چند وقت یه بار از پستاشون بک‌آپ برمی‌دارن، چون براشون "مهم"ه.
    خب واکنش این دو گروه نسبت به پست تو، نسبت به اتفاقی که برای امثال توکا افتاده و نسبت به اتفاقی که برای بلاگفا افتاد یکسان نیست. 
    گروه اول میره یه جای دیگه می‌نویسه و این قضیه براش "مهم" نیست. ولی گروه دوم ممکنه بشینه گریه کنه، ممکنه از دوستاش بپرسه ببینه کی آرشیوشو داشته و گروه اول هم ممکنه به گروه دوم بخنده حتی. چون "درک"ش نمی‌کنه.

    در ادامه‌ی تریبون می‌خوام بگم یکی از بزرگترین حسرت‌های زندگی مجازی‌م اینه با اینکه از پستای بلاگفام بک‌اپ داشتم، ولی کامنتاشونو دیگه ندارم. برای من کامنتا مهم‌تر از حرفای خودم بودن. یادمه کامنتای بلاگفا محدودیت کاراکتر داشتن و کامنتایی که برام میذاشتن انقدر طولانی بودن که خواننده‌هام دو سه تیکه‌ش می‌کردن. دلم برای اون کامنتا و اون خواننده‌ها تنگ شده. 
    دیگه نه اون کامنتا رو دارم، نه اون خواننده‌ها رو.
    پاسخ:
    ممنون از سخنرانی غراتون!
    حالا اگه اون بنده خدا فحش و بد و بیراه مینوشت فیلترش نمیکردن.
    فک کنم جایی که گزارش های فیلترینگ رو دریافت میکنن ، اصلا محتوای وبلاگ رو چک نمیکنن همینجوری میزنن  مسدود میکنن
    پاسخ:
    دقیقا همینجوریه، از یه تعدادی گزارش به بعد رو میزنن میترکونن!!!
    گویا من و جناب توکا در خانه به دوشی با هم رقابت داریم :)

    فکر کنم تو نت همه آزاد باشند به جز بلاگرهای بیان!
    پاسخ:
    ایشالا که به خیر بگذره!
    موافق...
    پاسخ:
    بله
    یکی می‌گفت یالثارات اگه ننویسه، انتحار می‌کنه پس بنویسه خیلی بهتره، هر چند کسی نمی‌تونه هم جلوی ننوشتن و انتحار نکردنش رو بگیره...
    القصه امنیت چیز خوبیه ولی به شرطی که باشه، وقتی که نیست، هیچی (به معنای واقعی کلمه: هیچی) ذره‌ای ارزش نداره؛ وقتی این همه مراعات می‌کنیم و فقط از روزمرگی‌های خیلی معمولی‌مون می‌نویسیم، اونم با رعایت تمام جوانب و خطوط قرمز ولی آخرش به خاطر گناهی که نکردیم، فیلتر میشیم، دیگه چه جونی برای نوشتن می‌مونه؟ امنیت نباشه، هیچی نیست، هیچی...
    از ما که گذشت، امیدوارم بچه‌هامون معنای «امنیت» رو درک کنن...
    پاسخ:
    ایشالا، نبود امنیت، خیلی مسئله ی بدیه توی عالم مجازی جات!
    اخیرا یک مقاله گونه ای در یک وبلاگی خوندم که خیلی جالب بود . می گفت هویت ما در جامعه مثله شده و هر جا مجبوریم بخشی از هویتمون رو نشون بدیم . اما وبلاگ این امکان رو بوجود آورده که تماما خودمون باشیم و تفکرات خودمون رو عرضه کنیم .که متاسفانه ظاهرا وبلاگ هم دیگه چندان قابل اطمینان نیست حتی اینجا هم نمیشه خیلی از حرفا رو زد چون ممکنه به تریج قبای یه سری آدم متحجر بر بخوره . چیزی که بیشتر از همه آزارم میده اینه که ما حق سوال کردن در مورد خیلی چیزا نداریم چه برسه که بخوایم اونا رو زیر سوال ببریم .
    لینک اون مقاله :http://badumchi.blogfa.com/post-78.aspx
    پاسخ:
    ممنون بابت مقاله!
    ای ازدست این خبرچینا
    پاسخ:
    اینم معضلیعه برای خودش!

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">