Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

از این گره های کور (Copyright ©روز از نو)

پنجشنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۵، ۰۸:۱۵ ب.ظ

یک. کلاس رو که نگاه میکردی، پر از کودکان افغان بود. "آقا اجازه؟ اینا افغانین" جاهاشون رو عوض کردم، همه رو با هم، نذاشتم کسی گَنگی بشینه!

دو. اینها دانش آموزان دبستانی یکی از فقیرترین مناطق شهر قزوینن، بچه هایی که بر خلاف همتایان متوسط شهریشون - هر شهری از ایران - نه تبلت داشتن، نه گوشی، نه کامپیوتر. کسانی که تنها فرضشون از اینترنت این بود که "آقا میگن توش همه چی هست"...

سه. کتاب زبانشون رو گرفته بودم و کلمات ساده ای مثل FLOWER و CAT و SHIRT و امثالهم رو بهشون دیکته میگفتم، رسیدم بالای سر یکیشون که توی برگه نوشته بود "فلاور، کَت، شِرت"...

چهار. دم عید بود، داشتم براشون توضیح میدادم که چرا نباید چهارشنبه سوری برن و جاش چه کارهایی میشه کرد، بچه ها دونه به دونه از کارها نام میبردن تا یکی با خنده گفت "آقا اجازه، فیلم سوپرم میشه دید" بهش گفتم "برو بیرون" نرفت، راه افتادم سمت دفتر و دعا دعا میکردم بیاد دنبالم، نذاره برم، نمیخواستم برم، اومد... سر راه پله بهم رسید، اشکهاش مثل مروارید می افتاد رو صورتش، لکنت داشت "آقا ...غـَ غـَ غلط کردیم" ، همونجا بهش گفتم چرا این حرف رو نباید بزنه، بردمش داخل، نشوندمش سر جاش!

پنج. تا رفتم داخل کلاس یکی گفت "آقا اجازه فلانی فلان کار رو کرد، بیساری فلان چیز رو گفت" عصبانی شدم، گفتم "چرا دوستت رو میفروشی؟" ازشون خواستم هوای هم رو داشته باشن، بهشون گفتم آدم فروشی کار خوبی نیست و آدم فروشها عاقبت خوبی ندارن؛ ازشون خواستم هوای هم رو داشته باشن...

شش. میخواستم یکی رو تنبیه کنم، هدفم این بود که بیارمش پای تخته به شکل خنده داری نگهش دارم، و کم کم کل کلاس رو بیارم همونجا، قصدم ایجاد شوخی بود، یهو یکی رفت پای کمد کلاس و دو تا شلنگ آورد، یه شلنگ آزمایشگاهی، یه شلنگ گاز. گفت آقا قرآن با نازکه میزنه آقا ریاضی با کُلُفته، شما کدوم رو میخواید؟

هفت. اومدم وارد کلاس شم که در دو متر و نیمی با تمام قدرت کوبیده شد به پهلوم، رفتم توی کلاس گفتم کی بود؟ بره بیرون! یکی خندید و گفت ما بودیم، گفتم برو بیرون! نرفت، بعد از یه کم بحث اغماض کردم و گفتم برو بشین حرف هم نباشه، رد که میشد یه چیز زشتی گفت، نمیدونم چی، یادم نمیاد، از سمت راستم رد میشد، دست چپم رو حواله کردم، دستهای استخونی و پر ضربی دارم، کلاس نفس نکشید، راستش رو بخواید، خودم هم...

هشت. بچه های مملکتمون رو با قانون جنگل آموزش میدیم، قطعا در آینده عمومشون حیوانات درنده خویی میشن که روی دو پا راه میرن...

نه. مورد هفت، همون چیزیه که قانون جنگل تربیت کرده. مدرسه هامون رو جنگل کردیم...

ده. برای مورد هفت هیچوقت خودم رو نبخشیدم

یازده. خاطره ای از تنها روزی که در یک مدرسه گذروندم...

با الهام از این پست در وبلاگ روز از نو

  • ۹۵/۰۴/۲۴
  • هولدن کالفیلد

آراء الحکما: جلد  (۲۵)

  • آبان دخت ...
  • :))
    پاسخ:
    :دی
  • سجاد بوداغی
  • درود بر شما
    واقعا معلمی کار سختی‌یه٬ مخصوصا دوره ی ابتدایی
    برادر من که معلم ابتدایی‌یه میگه؛ ساکت نگه داشتن بچه‌ها به تنهایی کار سختیه؛ چه برسه به اینکه بخوای ضمن ساکت نگه داشتن‌شون بهشون درس بدی.
    درود بر همه‌ی معلم‌ها
    پاسخ:
    درود :|
    با تشکر . خیلی مردونه گفتید! 
    پاسخ:
    :دی
  • آبان دخت ...
  • نمی دونم والله! بگردم دنبالش؟؟؟ :))
    پاسخ:
    :دی
    واااااااای،فاجعه ست 
    یعنی  هنوز  کتک میزنن معلما ؟!!!!
    سیستم تربیتی پسر بچه با دختر بچه فرق داره، حالا یه پس گردنی فکر نکنم (از جانب والدین از برای تربیت فرزند) فکر نکنم طوری باشه
    آخه اگر با بعضی هاشون برخورد کرده باشی میدونی که بعضی ها شون کتک زدن در حد یه پس گردنی لازم دارن :))))
    پاسخ:
    با تشکر از شما، فوق تخصص سیستم های تربیتی در ایران :|
    اوایل فک میکردم صرفا بخاطر فاصله طبقاتیه بعدن دیدم نه بخاطر فاصله ارزشی و زندگی گروهی آدماست
    پاسخ:
    کلا جامعه ی خسته ای داریم!
  • صبا مهدوی
  • معلم ها هم دیگه حوصله ندارن از بس غصه نون شبشون را دارن..
    ولی برای استخدام معلم باید تست شخصیتی هم ازشون گرفت... ایضا برای استاد دانشگاه...
    پاسخ:
    موافقم
  • علی موسوی
  •  یکی از اقوام تعریف میکرد تو محلشون نصفی بچه ها با چاقو میامدن سر کلاس .. معلما هرکی تو جلسات اول زهر چشم نمیگرفت کارش تموم بود .. میگفت یکی از معلما اولین جلسه با لگد درو باز کرد سطل آشغالو گذاشت وسط کلاس جلو همه کشید پایین رسما شاشید تو سطل بعدش هم خیلی عادی رفت نشست سر جاش . .. روایت داریم همه حساب کار اومد دستشون
    پاسخ:
    عجب روایتی :))
  • ماتادور ...
  • @اسپریچو

    چرا که نه! من دوم ابتدایی دیگه هیچ گوشی برای شنیدن نداشتم از بس گوشمو گرفت کشید !!!
    جا داره بگم بعد از اینهمه سال هنوز یادم نرفته.دستشم سنگین بود لامصب:|
    پاسخ:
    :|:|
  • S҉A҉H҉A҉R҉ ....
  • والا الان به بچه های امروزی نمیشه گف ازینجا پاشو برو بشین اونجا اونوقت زمانای قدیم حواست ب درس نبود دستاتو فلک میکردن ...

    (((از سری حرفهای معلمان و پدر و مادر گرامی ا نوع گلچین شده)))

    :دی
    پاسخ:
    آوه یس!
  • گمـــــــشده :)
  • خیلی متاثر کننده بود
    در عجبم که در جوابش کاری کردی مورد 7 رخ بده.
    پدرم معلمه. وقتی بچه بودم ازش می ترسیدم. همیشه یه قیافه اخمو و البته دلسوز ازش تو ذهنمه. البته برای اون دوران.
    جوون بود ها. وقتی من 5-6 سالم بود اون 25 سالش می شد.
    یعنی تقریبا هم سن الان من.
    یادمه یه دوره ای توی یکی از همین مدرسه ها درس می داد. همیشه با یه کابل برمی گشت. یه کابل مشکی.
    بعدها تعریف می کرد که چند سال پیش وقتی برای کاری از همون محله رد می شده دیده یه سنگ گنده از چند میلیمیتری سرش رد شده. بالا رو که نگاه کرده یکی از شاگردای همون سال هاش رو دیده.
    که به تلافی کتک هاش به طرف سنگ انداخته بود.
    البته این رفتارش فقط برای اون سال ها بود. که خب چیزی از بد بودنش کم نمی کنه. هرچند کار کردن با اون بچه ها واقعا هم علم می خواد هم احساس و هم حوصله زیاااد
    پاسخ:
    اوهوم، من حوصله معلم شدن ندارم :|
  • اسپریچو ツ
  • معلم ها زن هم کتک میزنن؟

    پاسخ:
    گویا
    خیلی پست خوبی بود...منم تا دو سه سال دیگه باید برم سر کلاس..نمیدونم اونموقه چطور باید با دبیرستانیا کنار بیام😢😫
    پاسخ:
    منم نمیدونم :|
  • آبان دخت ...
  • جدا نمی دونم چی بگم...یا چه نظری بدم...

    + صرفا جهت حاضری :)
    پاسخ:
    حاضری گفتی، یاد غزاله افتادم، کو؟
    به قول یه کامنتی تو پست قبل، بعد میاد اینجا دو نقطه لبخند میذاره میگه از من نترسین.
    :|
    پاسخ:
    :دییییییییییییییییی
    مورد پنج خیلی خوب بود. خیلی خیلی خوب.
    به ما می گفتن هرکی کار بد کرد بیاید به مبصر یا معلم بگید...
    پاسخ:
    ما اینیم دیگه :دی
  • مترسک ‌‌
  • جنگل... هی دنبال یه لفظی مناسب‌تر از جنگل گشتم اما چیزی به نظرم نرسید؛ کِی قراره شاهد منقرض شدن این مدل جنگل‌ها باشیم؟ :/
    پاسخ:
    با سازمان جنگلداری تماس حاصل نمایید :|
    چه پست خوبی بود هولدن، ممنونم که این را نوشتی، خیلی متاثر شدم :(

    از شماره هفت دیگه پایین نرفت نگاهم، دلم کنده شد، مطمئن بودم شماره ده داره، ولی یاد خودم افتادم انگار برای همه کارهایی که خودم رو نبخشیدم :-(
    پاسخ:
    اگه نرفتی از کجا فهمیدی شماره ده بود؟ اصلا از کجا فهمیدی شماره اش، ده بود؟ :دی
    من نمیدونم چرا با این پست باز این سوال به ذهنم رسید که چرا واقعااا چرا بچه میاریم چرا همه این صلاحیت رو دارن
    پاسخ:
    چون صلاحیت نمیخواد، دم و دستگاه سالم میخواد! :|
  • سرباز جامانده
  • تَعَجَبتُ کثیراً.میشه گفت له شدم.این چ وضع تربیته عاخه؟(هم تو مدرسه هم خونه)
    پاسخ:
    تو مدرسه تو خونه، اداره و کارخونه :|
    نیم چاشت پر انرژی ازمحصولات گرجی :| :|
    آخی چقد به این پست ناراحت شدم...
    من هم معلمم خودم. از همه سن و همه قشر و همه جور شخصیتی شاگرد داشتم. از استارت و پیش دبستانی داشتم تا دانشگاهی و خانه دار و بچه دار. از بچه مایه دار داشتم تا بچه فقیر و ندار.بزرگا قد کوچیکا خیلی مشکل برا آدم بوجود نمیارن حالا چه ذهنی چه جسمی . اما کوچیکا درسته مشکل دارن ولی دنیاشون خیلی سادس... اخی آدم حیفش میاد بزندشون...
    روی حرفم به شما نیست چون شمام حالا یبرا عصبانی یا ناراحت شدین کلی میگمآ. یه عده چرا اینجوری با بچه ها رفتار میکنن آخه ...
    پاسخ:
    البته من معلم نیستم! یه روز رفتم!
  • هذیان سرا
  • متاسفانه مورد نُه صد در صد درسته، فقیر نشین و غیرفقیر نشین هم نمیشناسه، خواهرزاده دوست من رو تو یکی از مدارس غیرانتفاعی خیلی تاپ تهران بابت ی شیطنت کوچیک کتک زدن.

    + تو این مملکت تا دلت بخواد آدم سایکو هستش ک داره از کارش سواستفاده می کنه. کی قراره این وضعیت درست شه، خودِ خدا هم نمیدونه فک کنم!
    پاسخ:
    اینجا تهرانه یعنی شهری که ... :|
    متاسفانه تو خونه هم درست تربیت نمیشن
    اصن کسی برای تربیتشون وقت نمیذاره :(
    یه درختم حتی به تربیت نیاز داره چه برسه آدم!
    پاسخ:
    یه مسجد، وسط دو تا مثلث اسیره :|
    چطوری دلشون میاد بچه رو بزنن؟ 
    پاسخ:
    اینجوری: شترق :|
  • ساکن طبقه 40
  • لگد هم دیده شده در این موارد جواب میده :))
    در ضمن لگد این مزیت رو داره که میخوره به باسن ، باسنم که لامصب زحمت کش ترین عضله است ، خم به ابروش نمیاره :)
    پاسخ:
    :دی

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">