Inside Monster

Will Come Again
پیام های کوتاه
نویسندگان
جهان بیرون غار

حاجت

شنبه, ۵ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۵۰ ق.ظ

گوشه ی اتاقم، رو به قبله چهار زانو نشسته ام، کم پیش می آید من رو به قبله بنشینم، قرآن جلد قهوه ای جیبی مادرم را روبه روی صورتم گرفته ام، همزمان که فکر میکنم مادرم چگونه این نوشته های ریز را میخواند متوجه کلمه ی اول صفحه میشوم، مومنون... سرم را به سمت مفاتیح خم میکنم و در ذهنم سعی دارم حساب کنم که آیا این از همان مومنون هایی است که خدا با مومنات می آورد یا فقط یک مومنون خالی است...

مفاتیح از من می خواهد که رو به قرآن حاجتم را بگویم، به سالهای قبل فکر میکنم، به حتی دبستان، راهنمایی، دبیرستان، به همه ادواری که قرآن را به روی سرم گذاشته ام و حتی یک توپ فوتبال هم برای خودم نخواسته ام، به این فکر میکنم که هیچ گاه واقعا چیزی نبوده که اینقدری بخواهم که با خدا مطرحش کنم، همیشه شبهای قدرم به یک سری خواسته ی کلیشه ای خلاصه میشُده... آروزیی نداشتم... یا حتی خوش و بشی شخصی با خدا... هیچ چیز!

نام خدا را ده بار قسم میخورم... بعد نام آخرین پیامبرش را و بعد دانه به دانه اولیای دین را صدا میزنم، قسم میدهم و پیش خدا واسطه میکنم... قسم دادن ده باره ی خدا و اولیایش، بردن قرآن روی سر و خواستن حاجت هایی که هیچ وقت نداشتم، محبوبترین مراسم مذهبی ای است که به جا میاورم، تنها مراسم آیینیِ فرهنگ من که از انجام دادنش لذت میبرم...

بمحمد بن علی... بعلی بن محمد، بالحسن بن علی ... می ایستم ... بالحجه، بالحجه بالحجه بالحجه بالحجه؛ بالحجه بالحجه بالحجه بالحجه بالحجه... باید یک بار با قرآن روی سر دوباره حاجت هایم را بخواهم... همانی را می خواهم که دقایقی پیش خواستم، همانی که بالاخره پس از این همه سال فهمیدم دوست دارم داشته باشم، آنقدری که لازم باشد اصل موضوع را با خدا مطرح کنم ... تو را طلب میکنم، از خدا می خواهم تو باشی، همیشه باشی، از خدا میخواهم قدرتی بدهد که بتوانم تو را داشته باشم... به دستت بیاورم ... از خدا فقط یک چیز را میخواهم... یک چیز، یک چیز... تو!

قرآن را میبندم و به مادرم تحویل میدهم، وقتی به اتاق بر میگردم، یادم می افتد که آخر هم نفهمیدم؛ در کنار مومنین اول صفحه، مومناتی آمده بود یا نه...

  • ۹۵/۰۴/۰۵
  • هولدن کالفیلد

Melody of the Night

آراء الحکما: جلد  (۳۰)

الهی که همه ی مومنات پیش مومنونشون بشینن..



+ خدایا این همون هولدنه که بهت گفته بودما..
آره. اجابت کن قربون..
پاسخ:
قربون شما
  • داداش مهدی
  • به دلم نشست آقا!
    انقد خودتی که دیگه منتظرم جای هولدن،اسم خودتو صدا بزنم
    پاسخ:
    حاجی، نمیدونی چقدر کیف کردم از کامنتت، نمیدونی چه لبخندی زدم :)
    دمت گرم!
    یه دعاست که میگن بخونید خواسته دلتون رو از خدا میگیرید، نامجو هم خوندتش که واقعا اشکم رو دراورد دانلود کنید ، عالیه :)
    پاسخ:
    میخونم خودم!
  • آبان دخت :)
  • امید به خدا...اگه قسمت باشه که حتما میشه :)
    مام از ته دل امیدواریم بشه...
    موفق و خوشبخت باشید ایشالله :)
    پاسخ:
    ان شا الله!
  • پـامـ ـوک
  • احترام به عقاید دیگران یکی از بارزترین ویژگی های اخلاقی تونه. اونم خیلی مراعات می کرد با اینکه عقایدمون خیلی متفاوت بود اما من احترام نمی خواستم همراه می خواستم. 
    خیلی خوبه از هر دو خواستین اما اون هیچوقت منو از خدا نخواست.
    پاسخ:
    و البته دست رو دلم نذار که خونه :|

    از اون جایى که انقدر مهم بوده که لازم دیدید با خدا مطرحش کنید پس امیدوارم بهش برسید دیگه:)
    ادما وقتى عاشق میشن شبیه هم میشن همه
    پاسخ:
    ممنون!
  • آبان دخت :)
  • به بــــــــــــــــه! پ دیگه حله همه چی!
    آقا دوماد مارم دعوت کنین عروسیتون...قول میدم فقط شیرینی بخورم :))))))))
    :دی
    پاسخ:
    حل که اصلا نیست، ولی امید به خدا!
  • بانو ف تک نقطه
  • هولدن امیدوارم خیلی ملیح به مومناتت برسی :)

    عاقبتت هم امیدوارم درد نکنه و کلا جز خوبای عالم باشی :)
    پاسخ:
    تراختور هم بعد منچستر اوله، شما هم گل های گلی :دی
    من نمیدونم چرا شبای قدر که میشه هرسال، باید یه اتفاقی بیفته که عمیییقا منو یاد گندای گذشتم بندازه :))
    واسه همین شبای قدر هیچوقت نتونستم جز استغفار چیزی از خدا بخوام :|
    پاسخ:
    نه خب ، منم اول به خدا گفتم که ببین حاجی!!! بیا بیخیال گذشته ها شو :))
    بعد حرف زدم!
  • سرباز جامانده
  • :-/ چرا پوکز فیس؟! کامنتم بخاطر جوابتون ب کامنت دزدمونا بود..میدونم شوخی بود ولی خب گفتم اگ درجریان نیستید،درجریان باشید.
    پاسخ:
    آخه کامنتتون دیگه خیلی مذهبی وار بود! :دی
  • ماتادور ...
  • آغا ایشالا بهش برسی با کمپرسی :دی
    پاسخ:
    :))
    اولین چیزی که به ذهنم اومد این بود شاید دیشب اون هم تو رو خواسته فقط تو رو
    بعد لبخند پت و پهنی به لبم اومد
  • آقاگل ‌‌‌‌
  • به قول پدربزرگ جان عاقبت به خیر شی جوون :)

    پاسخ:
    :))
    ایشالا!
  • پـامـ ـوک
  • پستای قبلتون رو که می خوندم می دیدم تفکرات و عقاید مذهبی تون چقدر شبیه یه آدمی تو زندگیمه. تا اینکه این پست رو خوندم و این جمله که مراسم احیا محبوب ترین مراسم مذهبیتونه. تا اینجای کار بزرگترین تفاوتتون با آدم من همینه. 
    می تونم بگم اگر اون آدم به جای اینکه منو از خودم بخواد، از خدا می خواست از کنارش تکون نمی خوردم.
    امیدوارم تو این شبها فرد مورد نظرتون هم شما رو از خدا بخواد.

    پاسخ:
    یعنی اون آدم چه جوریه، من چه جوریم؟ :|
    من هم از خدا خواستمش، هم به خودش گفتم میخوامش!
    ایشالا درست میشه.
    وبلاگتم میخونه؟! :
    پاسخ:
    دکتر دست نذار روی دلم وجدانا... ایشالا...
    دارارارام :|
    اعتراف نامه..
    دیشب قرار بود بیدار باشم ولی یادم نمیاد کی خوابم برد...:((
    پاسخ:
    فدا سرت!
    ایشالا فردا شب :دی
    ایشالا که بولد ( Bold)  ترین خواسته ی ایشونم از خدا شما بودین :)
    اصن ایشالا سال دیگه تو همین شبا باهم بیاین از ما تشکر کنین که دعا کردیم بهم برسین :|  :دی
    پاسخ:
    یه حسی بهم میگه بودم!
    دوست دارم این چیزی که میگید اتفاق بیفته!
  • آبان دخت :)
  • این لحظه ها لحظه های خاصیه...
    امیدوارم که به "تو"ی دعاهاتون برسین و اون چیزی که بی صدا از قلبتون گذشته به دست بیارین!

    البته جذاب ترش می دونین چیه؟
    اینکه شما "تو"ی دعاهای اون  هم باشین :)))
    اون وقته که یه عروسی افتادیم :دی

    پ ن:البته اگه موضوع عشق باشه و من درست متوجه شده باشم :)
    پاسخ:
    ایشالا ایشالا :دی
    فکر میکنم اون هم من رو میخواد
  • بهار پاتریکیان D:
  • قبول باشه :)
    پاسخ:
    قبول درگاه حق باری تعالی احدیت (ع) :|
    من مجیر خوندم حسابه؟ :|
    پاسخ:
    مجیر چی هست؟ :|
  • مهری (رُگا)
  • حس خوبیه :)
    پاسخ:
    بلی!
  • نیمه سیب سقراطی
  • شاید ایشونم شما رو از خدا خواسته :)
    پاسخ:
    ایشالا ایشالا، خدا از دهنت بشنوه! :دی
    امیدوارم برسی به هرچی یا هرکی که میخوای^-^
    پاسخ:
    تو هم برسی!
  • گمـــــــشده :)
  • حاجت روا ان شاالله

    پاسخ:
    تقبل الله! :دی
  • مترسک ‌‌
  • داداش جان، اون گوشه کنارا اگه یادت موند، منو هم دعا کن؛ التماس دعا...
    پاسخ:
    چَشِم بوآ! :دی
    حس کردم بحث عاشقونه س...!
    حسم درسته؟!
    نمیدونم چرا دلم میخواد وبلاگ نویسایی که میشناسم چه دختر و چه پسر تا ابد مجرد بمونن ولی هربار که دست به دعا میشم ...توی هر مراسمی... اول واسشون ازدواج و همسر خوب و عاقبت بخیری میخوام!
    پاسخ:
    حالا بماند! :دی
    آفرین همین رو بخواه هی از خدا! :دی
    یه چیزی که درباره هولدن کالفیلد برام جالبه اینه که خودشه.حتی به زبون خودش تشکر میکنه میگه ممنان نمیگه ممنون یا نمیگه محتاجیم به دعا میگه التماس دعا از شما.
    فکر نمیکردم هولدن اهل احیا گرفتن و شب قدر باشه.
    پاسخ:
    لطف دارید.
    والله دیگه اینجوریه ، اتفاقا یه عده هستن فکر میکنن من نماز شبم ترک نمیشه، یه عده معتقدن کافرم، یه عده بسیجی و الی آخر!

  • سرباز جامانده
  • التماس دعاء یعنی چه؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﻮسی ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﺎ ﺯﺑﺎنی ﺩﻋﺎ ﻛﻦ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺁﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍی ﺗﺎ ﺩﻋﺎﻳﺖ ﻣﺴﺘﺠﺎﺏ ﺷﻮﺩ ! ﻣﻮسی ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ : ﭼﮕﻮﻧﻪ؟ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ : ﺑﻪ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﮕﻮ ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺩﻋﺎﻛﻨﻨﺪ ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺯﺑﺎﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﻨﺎﻩ ﻧﻜﺮﺩﻩ ﺍی !! ********التماس دعا
    پاسخ:
    بله :|
    یاد خودم افتادم و اینکه من سه سال پیاپی دارم یکی رو از خدا طلب میکنم ! و به یاد ندارم اون هیچوقت همچین کاری کرده باشه :( 
    قبول باشه امیدوارم حاجت روا شی 
    پاسخ:
    خب اگه اون تو رو نمیخواد، چرا توی میخوای؟
    حداقلش من میدونم اونی که من میخوامش، به من حس خوبی داره!
    قبول باشه
    حاجتتون روا
    التماس دعا
    پاسخ:
    اینکه از من بخوای برات دعا کنم کلا این ریسک رو داره خدا بزنه چپه ات کنه :))
    ولی چشم، التماس دعا از شما! :)

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">